کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 8 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
وَ اسْمَعْ دُعائى اِذا دَعَوْتُكَ(شرح مناجات شعبانیه)
۲۰:۲۲, ۳۱/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/خرداد/۹۱ ۲۰:۲۵ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله النور

عرض سلام خدمت همه دوستان.

در آستانه ماه شعبان قرار داریم و یکی از بی نظیر ترین ادعیه ای که خواندنش در این ماه وارد شده مناجات شعبانیه است که در نوع خود بی نظیر است لذا بر آن شدم تا خلاصه ای از شرح این دعای عظیم را به قلم استاد سید محمود طاهری در اختیارتان قرار بدم.ان شاء الله که مورد استفاده شما عزیزان قرار گیرد.


همچنین عارف سترگ، آیت الله میرزا جواد ملكى تبریزى در مقام والاىمناجات شعبانیّه چنین مى‏گوید:

این مناجات، مناجات معروفى است و اهلش به خاطر آن، با ماه شعبان مأنوسشده و به همین جهت منتظر و مشتاق این ماه هستند. این مناجات شاملمطالب اساسى در مورد چگونگى معامله بندگان با خداى بزرگ بوده و آدابخواستن، دعا و طلب آمرزش از او را آنگونه كه شایسته است، بیان مى‏كند واستدلال‏هاى جالب توجهى جهت امیدوار شدن به درگاه خدا كه با مناجات بااو مناسب است در بر دارد و به روشنى، ملاقات، نزدیكى و دیدن خدا رامعنى مى‏كند... .
......................................................................................

قسمت اول


اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اسْمَعْ دُعائى اِذا دَعَوْتُكَ، وَ اسْمَعْ نِدائى اِذانادَیْتُكَ. وَ اَقْبِلْ عَلَىَّ اِذا ناجَیْتُكَ، فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْكَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْكَمُسْتَكینا لَكَ، مُتَضَرِّعا اِلَیْكَ، راجِیا لِما لَدَیْكَ ثَوابى.



پروردگارا! بر محمد و آل‏محمد درود فرست، و دعایم را بشنو و وقتى صدایت كردم، صدایم را بشنو، و آن‏گاه كه با تو نجوا نمودم، به من رو كن.پس همانا كه من، از دیگران به سوى تو گریختم، و در پیشگاه تو قرار گرفتم در حالى كه درمانده تو هستم و به سوى تو در حال تضرّع و زارى هستم، و به آنچه نزد تو از ثواب مى‏باشد، امیدوار مى‏باشم.

نكاتى از این فراز:


1. ذكر صلوات بر محمد و آل‏محمد پیش از دعا؛

2درخواست از خداوند براى شنیدن و توجه به دعا؛

3. گریز از غیر خدا و پناه به خدا؛

4. تضرّع، زارى و اظهار نیاز به پیشگاه پروردگار؛

5. امید به لطف الهى.

ان شاء الله ادامه دارد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، میثاق ، راز گل سرخ ، azade ، میلاد.م ، Tolou ، یا ثارالله ، مسافر ، freewish ، جبریل ، بیداری اندیشه ، علی 110 ، saloomeh ، أین المنتظر ، بیداری12 ، nafas ، Farzaneh ، somayeh ، zarati313 ، Hadith ، yamin ، m.hossein ، حسن عزتي ، Admirer ، MESSENGER ، هدهد ، N.Mahdavian ، محیصا ، mahdy30na ، محمدهادی ، حسن.س. ، مجید املشی ، ساقی ، Justice Bringer ، سدرة المنتهی ، Night moans ، محمد حسین ، 135 ، mohamad ، amirak ، Anti gods ، نورالسادات
۲۲:۵۰, ۳۱/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/خرداد/۹۱ ۲۲:۵۴ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله
.
.
عجب تاپیک خوبی.
ادامه دهید با قدرت لطفا.....
.
من عاشق این مناجاتم........واقعا کولاکه.......
نه فقط تو ماه شعبان ، تو همه ایام می چسبه این مناجات.......
شبهای ماه رمضان هم خیلی حال میده این مناجات.......
اصلا فراز های این دعا آدم رو دیوانه میکنه........خیلی عمیقه......
.
از این مناجات غافل نباشیم کاش....
دانلود کنید فایل زیر رو با صدای حاج مهدی سماواتی :
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=730...icID=70082
.

التماس دعا...

امضای میلاد.م
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، meshkat ، جبریل ، بیداری اندیشه ، میثاق ، أین المنتظر ، azade ، nafas ، Farzaneh ، Tolou ، zarati313 ، yamin ، MESSENGER ، somayeh ، محیصا ، m.hossein ، ساقی ، Night moans ، نورالسادات
۴:۴۶, ۱/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/تیر/۹۱ ۴:۴۸ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #3
آواتار
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ


دلیل شروع دعا با صلوات:


الف) تذكر به اینكه هیچ‏گاه ولى نعمتانِ جهان هستى را از یاد نبریم؛ چرا كه تمام خیر در عالَم هستى به یُمن وجودِ آنها بوده است؛ چنانچه در زیارتِ جامعه كبیره مى‏خوانیم:

«اِنْ ذُكِرَ الْخَیْرُ كُنْتُمْ اَوَّلَهُ وَ اَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْویهُ وَ مُنْتَهاهُ؛ هرجا كه نامى از خیر ونیكویى باشد، شما اولِ خیر و ریشه آن و فرعِ آن و معدن آن و مبدأ و منتهاى آن مى‏باشید».


ب) آن نورهاى مقدس را بین خود و خداى خود و براى اجابت دعاهایمان واسطه و شفیع قرار دهیم.

چنانچه در قرآن آمده است:

«وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ؛ و به او با وسیله [و توسل به سوى خداوند] تقرب جویید». (مائده: 35)

در این راستا استمداد از مقامى بزرگ ـ مخصوصا بزرگى چون معصوم علیه‏السلام ـبراى نیلِ به آرزوها، از نظر عقل نیز، امرى پذیرفته شده‏است.


رهى نمى‏برم و چاره‏اى نمى‏دانم
به جز محبت مردان مستقیم احوال
مرا به صحبتِ نیكان، امید بسیار است
كه مایه داران رحمت كنند بر بَطّال
بُوَد كه صدرنشینانِ بارگاه قبول
نظر كنند به بیچارگان صف نعال


سعدى

ج) ذكر نام محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و خاندان او در اولِ دعا به معناىِ ابراز احساسات دربرابر بزرگ‏ترین و زیباترین شاهكارهاى جهان هستى مى‏باشد كه با كِلْكِ قدرتِ خداوندى بر صفحه گیتى ترسیم شده است:

خیز تا بر كِلكِ آن نقاش، جان افشان كنیم كاین همه نقش عَجَب در گردشِ پرگار داشت


حافظ



د) صلوات بر اهل بیت علیهم‏السلام قبل از هر چیز، براى گوینده آن فایده دارد؛
همان‏گونه كه در زیارتِ جامعه كبیره مى‏خوانیم:

«وَ جَعَلَ صَلَواتِنا عَلَیْكُمْ وَ ما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلایَتِكُمْ طیبا لِخَلْقِنا وَ طَهارَةً لِاَنْفُسِنا وَ تَزْكِیَةً لَنا؛ و خداوند، قرار داد، صلواتِ بر شما و ولایت شما را، سببى براى پاكیزه شدنِ خلقتِ ما و طهارت جان هاىِ ما و تزكیه ما».

ه) در نهایت اینكه صلوات بر محمد و آل او، استجابتِ دعا را به همراه دارد.چنانچه از امام صادق علیه‏السلام روایت است كه فرمود:

مَنْ كانَتْ لَهُ اِلَى اللّهِ عَزَّ و جَلَّ حاجَةٌ فَلْیَبْدَأْ بِالصَّلاةِ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ یَسْأَلُحاجَتَهُ، ثُمَّ یَخْتِمُ بِالصَّلاةِ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. فَاِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اَكْرَمُ مِنْ اَنْیَقْبَلَ الطَّرَفَیْنِ وَ یَدَعَ الْوَسَطَ اِذا كانَتِ الصَّلاةُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لا تُحْجَبُعَنْهُ.

هر كه به درگاه خداى عزّ و جلّ حاجتى دارد باید به صلوات بر محمد و آلش شروع كند، و سپس حاجتِ خود را بخواهد، و دعا را نیز به صلوات بر محمدو آل محمد ختم نماید، زیرا كه خداى عزّ و جلّ كریم‏تر از آن است كه دوطرفِ دعا را بپذیرد ولى وسطِ دعا را وا گذارد و به اجابت نرساند، زیرا صلوات بر محمد و آل محمد، محجوب نیست و از طرفِ خداوند، پذیرفته مى‏شود.

اصول كافى، ج 4، ص 252.

ازاین‏رو، در تمامى این پیام‏هاى پنج‏گانه‏اى كه براى حكمت صلوات پیش ازدعا ذكر شد، یك حقیقت مشترك نهفته است و آن استمداد از، اهل‏بیت علیهم‏السلام براى وصول به حاجت‏ها و آرزوها است.

مدد از خاطر رندان طلب اى دل وَرنَه
كار، صَعْب است مبادا كه خطایى بكنیم
سایه طایرِ كم حوصله كارى نكند
طلب از سایه میمونِ هُمایى بكنیم


حافظ


ان شاء الله ادامه دارد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، میلاد.م ، علی 110 ، saloomeh ، أین المنتظر ، azade ، یا ثارالله ، nafas ، Farzaneh ، Tolou ، zarati313 ، Agha sayyed ، yamin ، somayeh ، Admirer ، MESSENGER ، محیصا ، m.hossein ، مجید املشی ، ساقی ، نورالسادات
۱۶:۵۵, ۱/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/تیر/۹۱ ۱۶:۵۶ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #4
آواتار
وَ اسْمَعْ دُعائى اِذا دَعَوْتُكَ و اسْمَعْ نِدائى اِذا نادَیْتُكَ وَ اَقْبِلْ عَلَىَّ اِذا ناجَیْتُك.


با آنكه خداوند، شنواست و شنونده همه نجواها و صداها مى‏باشد، چرا امام علیه‏السلام از خداوند، مسئلت نمود كه «دعاى مرا و نداىِ مرا بشنو!»

براى این سؤال، دست كم، دو توجیه و دو جواب مى‏توان بیان كرد:

الف) این عبارت بیانگر شدت میلِ بنده نسبت به این است كه معبودش،دعایش را بشنود و به او توجه كند، یعنى با آنكه مى‏داند، معبودش، شنواست امااضطرار و بیچارگى، او را وا مى‏دارد كه تقاضا كند، «مناجات مرا بشنو» یعنى درواقع بنده مى‏خواهد، نسبت به اینكه خداوند دعایش را مى‏شنود و اجابت مى‏كنداطمینان یابد.

ب) اینكه خداوند، دو گونه مى‏شنود: یكى آنكه چون «سمیع» است و تمامى صداها را و صوت‏ها و نجواها را مى‏شنود. دیگر آنكه خداوند مى‏شنود تا عنایت كند، تا مستجاب كند و به فریاد برسد، كه به این‏گونه استماع، استماعِ خاصمى‏گویند و امام علیه‏السلام در دعا مسئلت مى‏كند كه دعاى مرا بشنو! به همراه توجه والتفات تا اینكه در نتیجه، دعایم را مستجاب سازى.

و شاهد بر این سخن، این عبارت است كه مى‏گوید:

«وَ اَقْبِلْ عَلَىَّ اِذا ناجَیْتُك؛ به من رو كن و توجه فرما، آن‏گاه كه با تو به مناجات مى‏نشینم».


ان شاء الله ادامه دارد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، nafas ، میلاد.م ، Tolou ، zarati313 ، Agha sayyed ، saloomeh ، azade ، yamin ، somayeh ، Admirer ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، Farzaneh ، محیصا ، ساقی ، نورالسادات
۶:۳۳, ۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
«فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْك؛ همانا به سوى تو فرار كردم».

فرار از چیزى، به معناى ترس و وحشت از آن چیز است. امام علیه‏السلام با این عبارت، وحشت خود از غیر خداوند و در نتیجه آرام گرفتن در سایه مناجات با اورا، ابراز مى‏دارد.

توضیح آنكه، عوالمى كه در آن، گناه و آلودگى و كفر، به وقوع مى‏پیوندد،عوالمى ظلمانى و وحشتناكند كه خداوند در قرآن كریم این عوالِم تاریك را به زیباترین صورت، این‏گونه تبیین فرموده است:

أَوْ كَظُلُماتٍ فی بَحْرٍ لُجِّیِّ یَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌبَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَكَدْ یَراها وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللّهُ لَهُ نُورًا فَما لَهُمِنْ نُورٍ. (نور: 40)

اعمالِ آنها كه كفر ورزیدند، همچون ظلماتى است در یك دریاى عمیق وپهناور كه موج آن را پوشانده و بر فراز آن موج دیگرى و بر فراز آن، ابرى تاریك است. ظلمت‏هایى است، یكى بر فراز دیگرى، آن‏گونه كه هرگاه دست خود را خارج كند، ممكن نیست آن را ببیند! و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براىِ او نیست.




براى انسان سالِك، یعنى انسانى كه «فرار از هر چه غیر از خدا» را آغاز نموده است، فرار از گناهان و اعمال كفرآمیز، مرحله آغازینِ سیر و سلوك او مى‏باشد. اوهر چه كه در این راه سیر مى‏كند، به منازلى مى‏رسد كه گرچه در ابتداى راه، برایش دشوار و ترسناك نمى‏نمود، ولى اكنون كه به میانه راه رسیده است وقوف در این منازل براى او وحشت‏آور است و باید از آنها نیز فرار كند و آن منازلِ وحشتناك،توجه به اسباب و غفلت از مسبِّب است.

توضیح آنكه، انسان سالك در این مرحله به این نتیجه مى‏رسد و به یقین درمى‏یابد كه تا مسبِّب یعنى خداوند نخواهد، از دستِ اسباب، هرگز كارى ساخته نیست؛ تا او نخواهد، هیچ تیغى بُرّان نخواهد بود:

اگر تیغِ عالَم بجنبد زجاى نبرّد رگى تا نخواهد خداى


نظامى


خلاصه آنكه از خداوند، «دیده‏اى» مى‏خواهد كه كارایى سبب را بدون مشیّت حق‏تعالى از «بیخ و بُن» بر دارد و تنها، اراده خداوند را مؤثر در جهان هستى بداند:

دیده‏اى خواهم سبب سوراخ كن تا سبب را بر كَنَد از بیخ و بُن


مولانا

بنابراین، نوع دیگر از فرار به سمت خداوند، فرار از «اسباب» و توجه خاص به «مُسبِّبُ الاسباب» است كه در نوع خود قابل توجه است. (هرچند خداوند درامور طبیعى توجه به اسباب را توصیه مى‏كند).



و بالاخره نهایى‏ترین مرحله فرار به سوى حضرت حق، گریز از آن است كه مبادا به غیر از خدا، كس دیگرى بر دل او حاكم و مسلط گردد كه از این مقام كه بعداز فرار نهایى براى وى حاصل مى‏گردد در اصطلاحِ عرفا به مقام فناى در خداوندو لقاءاللّه تعبیر مى‏شود و چون در این مقام، انسان سالك، جز خدا چیزى نمى‏بیند، از آن به مقام فناى در خداوند تعبیر مى‏شود، كه تنها در این صورت است كه لقا و دیدار با خداوند، با چشمِ قلب، نصیبِ سالك مى‏شود.



بارى آنكه از همه این وحشت‏ها گریخت و به پروردگارش پناه آورد، در واقع از «مقرّبین» درگاه حق تعالى شده است. براى او در این مقام، حتى توجه به اسباب و غفلت از مسبب الاسباب نیز نوعى لغزش و گناه محسوب مى‏شود، در حالى كه این حالت براى سالكِ مبتدى و یا سالكى كه در میانه راه است، گناهى نیست.چنانچه از پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل شده كه فرمود:

«حَسَناتُ الْاَبْرارِ سَیِّئاتُ الْمُقَرَّبینَ؛ كارهایى كه براى نیكوكاران، شایسته و نیكوست، براى مقربان به منزله گناه است».

تذكر:

مسبّب الْاَسباب را از یاد نبردن و تأثیرگذار ندانستن اَسباب به طور مستقل به معناى رها كردن اسباب و در انتظار مسبّب الاسباب بودن، نیست، بلكه آدمى بایدبراى رسیدن به مقصود، از طریق اسبابش وارد گردد؛ چنانچه در روایت است كه:

«اَبَى اللّهُ اَنْ یَجْرِى الْاُمُورَ اِلاّ بِاَسْبابِها؛ خداوند، اِبا دارد كه امور را، بدونِ اسباب به جریان اندازد».


بنابراین، مقصود آن است كه آدمى در همان حال كه براى نیل به مطلوب خود،از اسباب، مدد مى‏جوید معتقد باشد این اسباب در صورتى مى‏توانند مؤثر باشندكه خداوند اراده فرماید و مشیّت او بر آن تعلق گرفته باشد.

بنابراین، كسى كه مضمون «فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْكَ» را در زندگى خویش، اجرا كند و به راستى از غیر خداوند بگریزد، مى‏تواند به عوالِمى وارد شود كه پیامبرى چون موساى كلیم علیه‏السلام در آن عوالِم گام برمى‏داشته است و به مواهبى دست یابد كه كلیم اللّه علیه‏السلام به آن دست یافته است. همان‏گونه كه قرآن از زبان موسى علیه‏السلام فرموده است:

فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لی رَبّی حُكْمًا وَ جَعَلَنی مِنَالْمُرْسَلینَ. (شعراء: 21)

چون از شما (و اعمالتان) بیمناك شدم فرار نمودم، پس پروردگارم مقام خلافت و رسالت را به من، موهبت و ارزانى داشت.

بنابراین، فرار از غیر خداوند مى‏تواند، خلافت و رسالت را نتیجه دهد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Tolou ، میلاد.م ، میثاق ، somayeh ، zarati313 ، یا ثارالله ، Agha sayyed ، saloomeh ، yamin ، Admirer ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، Farzaneh ، azade ، محیصا ، m.hossein ، نورالسادات
۱۰:۰۰, ۳/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/تیر/۹۱ ۱۹:۵۱ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #6
آواتار
«راجِیا لِما لَدَیْكَ ثَوابى»


امید به خدا

ذكرِ این فراز از دعا، در واقع، از شِگردهاى بنده براىِ جلب توجه معبود به خویش است. یعنى مى‏خواهد عرض كند: من كه با هزار امید به تو روى آوردم و به تو دلخوش نمودم، چگونه مى‏پسندى، ناامید از در خانه‏ات بر گردم.

بنابراین، «امید به خداوند» خود، از كلیدهاى گشودن در رحمت و اجابت حضرتش به شمار مى‏رود.
چنانچه در دعاى ابوحمزه ثِمالى چنین آمده است:

«وَ اَعْلَمُ اَنَّكَ لِلرّاجىبِمَوْضِعِ اِجابَةٍ؛ و من مى‏دانم كه دعاىِ آنان را كه به تو امید دارند مستجاب مى‏فرمایى».

همچنین سالار شهیدان حضرت حسین بن على علیه‏السلام در دعاى شریف عرفه درمقام امیدوارى به محبوب خویش، این‏گونه مناجات مى‏كند:

«كَیْفَ تُخَیِّبُ آمالى وَ هِىَقَدْ وَفَدَتْ اِلَیْكَ؛ چگونه ناامیدم مى‏فرمایى در حالى كه به تو امیدوار شدم».

بارى، ناامیدى از درى كه همواره به روى بندگان گشوده است، چه معنایى دارد؟!
بى خودى مى‏گفت در پیش خداى كاى خدا آخر درى بر من گشاى

«رابعه

پایان قسمت اول
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: somayeh ، Agha sayyed ، saloomeh ، میلاد.م ، یا ثارالله ، yamin ، Admirer ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، Farzaneh ، azade ، محیصا ، m.hossein ، نورالسادات
۱۹:۵۴, ۳/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/تیر/۹۱ ۱۹:۵۶ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #7
آواتار
قسمت دوم


وَ تَعْلَمُ ما فى نَفْسى وَ تَخْبُرُ حاجَتى وَ تَعْرِفُ ضَمیرى وَ لا یَخْفى عَلَیْكَ اَمْرُمُنْقَلَبى وَ مَثْواىَ وَ ما اُریدُ اَنْ اُبْدِئَى بِهِ مِنْ مَنْطِقى وَ اَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتى وَ اَرْجُوهُلِعاقِبَتى. وَ قَدْ جَرَتْ مَقاء دیرُكَ عَلَىَّ یا سَیِّدى فیما یَكُونُ مِنّى اِلى آخِرِ عُمْرى مِنْ سَریرَتى وَ عَلانِیَتى، وَ بِیَدِكَ لا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیادَتى وَ نَقْصى وَ نَفْعى وَ ضرى.

و تو مى‏دانى آنچه را كه در دلِ من است و از نيازم آگاهى و ضميرم رامى‏شناسى و هيچ امرى از امور دنيا و آخرتم بر تو پوشيده نیست؛ و نیزمى‏دانى آنچه را كه مى‏خواهم بر زبان آورم، و به آن دهان بگشایم، وآگاهى به آنچه كه براىِ عاقبتم امیدوارم. و به درستى كه آنچه در ظاهر وباطنِ من تا آخر عمر از من سر خواهد زد، از تقدیرِ تو گذشته است و كمى و زیادى و سود و زیانِ من به دستِ تو است، و در دستِ هیچ‏كس جز تونیست.


نكاتى از این فراز:


1. آگاهى خداوند به تمام اسرار بندگان؛

2. تقدیر الهى بودن تمامى امور در زندگىِ بنده؛

3. در اختیار داشتن سود و زیان در زندگى تمامى مردم.

ان شاء الله ادامه دارد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، یا ثارالله ، میلاد.م ، yamin ، somayeh ، Admirer ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، azade ، محیصا ، m.hossein ، Farzaneh ، نورالسادات
۱۸:۱۶, ۴/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۱ ۱۸:۵۵ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #8
آواتار
«وَ تَعْلَمُ ما فى نَفْسى وَ تَخْبُرُ حاجَتى...»



علم الهى به اسرار بندگان


خداوند به آنچه در قلب‏ها مى‏گذرد آگاه است و بالاتر از آن، اینكه بر هر چیزى درجهان هستى، علمى كامل دارد. خداوند در قرآن كریم مى‏فرماید:


وَ ما یَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِی اْلأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ.


(یونس: 61)


و پنهان نمى‏ماند از پروردگارت، حتّى به اندازه ذرّه‏اى در زمین و آسمان.


همچنین مى‏فرماید:

«یَعْلَمُ خائِنَةَ اْلأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ؛ او به خیانت چشم‏ها و بهآنچه در سینه‏ها پنهان است عالم است» (غافر: 19)


ذكر این عبارات از دعا در اول نیایش و حق‏تعالى را آگاه دانستن به نیازهاى درونى خویش، هم به معناى ستایش از محبوب است كه خود یكى از آداب دعاست و هم گلگشتى است سریع در یكى از زیباترین منازل عالیه عرفانى.

توضیح آنكه، اولیاى الهى در عین حال كه اهلِ دعا و خواستن مى‏باشند، گاهى نیز در اوجِ احوال روحانى خویش و در ورود به یكى از مراحل والاى سیر وسلوك خویش، دست از دعا نمودن بر مى‏دارند؛ به این زبان حال كه «عِلْمُهُ بِحالى حَسْبى مِنْ سُئوالى؛ علم او به حالِ من، مرا كافى است كه از او در خواستى نمایم». چنانچه درداستانى از ابراهیم خلیل الرّحمن علیه‏السلام نقل شده است:

آن‏گاه كه او را به سوى آتش پرتاب نمودند، جبرئیل به ملاقات او آمد و به اوگفت: آیا حاجتى دارى تا برآورده سازم؟ ابراهیم علیه‏السلام گفت: اما به تو حاجتى ندارم. در این هنگام، جبرئیل به او پیشنهاد كرد و گفت: پس نیازت را از خدابخواه. ابراهیم علیه‏السلام در جواب گفت: «عِلْمُهُ بِحالى حَسْبى مِنْ سُؤالى؛ همیناندازه كه او از حالِ من آگاه است، كافى است.(18)


غرض آنكه حضرت در این فراز از دعا، خواستند از این حقیقت عالى و زیبا،حظّى برده و از این خرمن خوشه‏اى برداشته و در این عالم روحى نیز گامى بردارند و آن اینكه

«عِلْمُه بِحالىِ حَسْبى من سُؤالى».
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، یا ثارالله ، yamin ، Agha sayyed ، saloomeh ، somayeh ، Admirer ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، azade ، m.hossein ، Farzaneh ، نورالسادات
۱۳:۳۴, ۶/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۱ ۱۳:۴۵ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #9
آواتار
«وَ قَدْ جَرَتْ مَقادیرُكَ عَلَىَّ یا سَیِّدى فیما یَكُونُ مِنّى اِلى آخِرِ عُمْرى مِنْ سَریرَتى وَ عَلانِیَتى»


تقدیرِ الهى

گرچه بحث از «قضا و قَدَر»، از پیچیده‏ترین مباحثِ علمِ كلام است، ولى به مناسبت این فراز از دعا، كه از تقدیر سخن گفته شده است، بهتر دیدیم كه به طورمختصر و به دور از پیچیدگى، اشاره‏اى به آن گردد.

شاید نخستین سؤالى كه با شنیدن نام «قضا و قَدَر» به ذهن آدمى خطور مى‏كند این است كه:

اگر بنا باشد، هر آنچه كه در زندگى آدمى پیش مى‏آید و اتفاق مى‏افتد،بر طبق قضا و قدر الهى باشد، پس چه فایده‏اى براى دعا مى‏توان تصور كرد واساسا تلاش در زندگى بشر چه سودى مى‏تواند داشته باشد؟
در پاسخ به این سؤال مهم، آن هم به اجمال باید گفت:

اولاً ـ قضا و قدر همانند درختى با شاخه‏هاى انبوه است.

از جمله شاخه‏هاى آن این است كه: دعا نمودن و به دنبال آن، استجابت دعا،خود از مصادیق قضاى الهى است؛ یعنى قضا و تقدیر الهى بر آن تعلق گرفته است كه در زندگى آدمى، دعایى باشد و اجابتى.

همچنین خداوند این‏گونه اراده فرمود و این‏گونه قضا و قدر خویش را جارى ساخت كه هر كه در زندگى، اهل تلاش باشد، به آرزوهایش خواهد رسید و مقدرفرمود كه هركه تقوا پیشه كند، رستگار خواهد شد.

ثانیا ـ در مورد دعا، مطلب بالاتر از این حرف‏هاست؛ یعنى تأثیر دعا تاآنجاست كه مى‏تواند قضاىِ الهى را نیز تغییر دهد؛

همان‏گونه كه از امام باقر علیه‏السلام چنین نقل شده است كه:

«اَلدُّعاءُ یَرُدُّ الْقَضاءَ وَ قَدْ اُبْرِمَ اِبْراما؛ دعا، قضاى الهى را تغییرمى‏دهد، اگرچه آن قضا، كاملاً محكم شده باشد»

یعنى در واقع، بنده توسط قضاى الهى كه دعا باشد ـ مى‏تواند قضاى دیگرى را رفع كند و این یكى از شگفتى‏هاى این شاهكار خلقت، یعنى انسان است كه تا این حد مى‏تواند در جهان هستى ـ به اذن الهى ـ تأثیرگذار باشد.

در اینجا مناسب است سخنى شیوا و دقیق از استاد شهید مرتضى مطهرى درتبیین سخنى كه ذكر شد، بیان گردد. ایشان چنین مى‏گوید:

زمانى كه با اراده یك پیغمبر یا ولى خدا، كارى خارق‏العاده انجام مى‏گیرد،شرایط عوض مى‏شود. یعنى یك روح نیرومند و پاك و متصل به قدرت لایزال الهى، شرایط را تغییر مى‏دهد، و به عبارت دیگر، عامل و عنصرخاصى وارد میدان مى‏شود. در مورد تأثیر دعا و صدقه در دفع بلاها و غیره نیز جریان از همین قرار است.

در حدیث آمده است كه از رسول اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله سؤال شد با وجود اینكه هر حادثه‏اى كه در جهان رخ مى‏دهد به تقدیر الهى وقضاى حتمى او است، دعا و دوا چه اثرى مى‏تواند داشته باشد؟ در پاسخفرمودند: دعا نیز از قضا و قدر است.

ایشان همچنین مى‏گوید:

آیا ممكن است عالَم انسانى، در نظامِ عُلوى (یعنى عوالِم بالا) و علمى اثربگذارد و سببِ تغییراتى بشود؟ آیا علم ـ خدا تغییرپذیر است؟! آیا حكم خداقابلِ نقض است؟! آیا دانى مى‏تواند در عالى اثر بگذارد؟! جوابِ همه اینهامثبت است. بلى، علمِ خدا تغییرپذیر است، یعنى خدا علم قابل تغییر هم دارد.حكم خدا قابل نقض است، یعنى خدا حكم قابل نقض هم دارد. بلى دانى مى‏تواند در عالى اثر بگذارد، نظامِ سُفلى ـ و پایین‏تر ـ ، و مخصوصا اراده وخواست و عمل انسان، بلكه اختصاصا اراده و خواست و عملِ انسان،مى‏تواند عالَم عُلوى ـ و بالاتر ـ را تكان دهد و سببِ تغییراتى در آن بشود، واین عالى‏ترین شكل تسلط انسان بر سرنوشت است. اعتراف مى‏كنم شگفت‏آور است اما حقیقت است.


سخن آخر درباره مبحث قضا و قدر، موضوع «بَداء» است كه در واقع،ارمغانى بزرگ از ناحیه اهل بیت علیهم‏السلام براى انسان‏هاست.

بَداء به زبان ساده یعنى «اصل تغییرپذیرى تقدیرات الهى و اینكه هیچ یك از امور عالم جز به تقدیر خداوند تحقق نمى‏یابد، و البته این تقدیر، حتمى نیست.»

ناگفته نماند كه «بَداء» از آن دسته از اسرارِ الهى است كه احدى را جز خدا،بدان راه نیست. چنانچه امام صادق علیه‏السلام فرمود:
«همانا خداوند را دو علم است:1. علمِ نهفته و در خزانه كه جز او كسى نداند و بَداء از این علم است.
2. علمى كه خداوند به ملایكه و رسولان و پیغمبرانش تعلیم داده كه ما آن رامى‏دانیم.


و در قرآن نیز كه فرمود:

«یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ؛ خداوند هرچه راكه بخواهد محو مى‏كند (گرچه ثبت شده بود) و هرچه را بخواهد ثبت مى‏كند ـ گرچه قبلاً ثبت نشده بود ـ و اصل و كتاب مادر، منحصرا نزد اوست».
(رعد: 39) اشاره به همین مسئله بَداء دارد.

حاصلِ سخن آنكه، با وجود «بَداء» موضوع ناامیدى و افسردگى از میان مى‏رود و منتفى مى‏شود و همواره آنچه درجلوه است، ستاره امید است؛ چون همواره، احتمال تغییر شرایط موجود مى‏رود.

چنانچه حضرت سیّدالشهداء علیه‏السلام در دعاى عرفه این‏گونه زیبا و دل‏نشین به این موضوع اشاره فرموده كه:

اِلهى اِنَّ اخْتِلافَ تَدْبیرِكَ وَ سُرْعَةَ طَواءِ مَقادیرِكَ مَنَعا عِبادَكَ الْعارِفینَ بِكَ عَنِالسُّكُونِ اِلى عَطاءٍ وَ الْیَأْسِ مِنْكَ فى بَلاءٍ.

خداى من! به درستى كه اختلاف و دگرگونى تدبیرات و سرعت تحول تقدیرات تو، بندگان عارف تو را از توقف در عطا و یأس و ناامیدى در بلا باز مى‏دارد.


ان شاء الله ادامه دارد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: taleb ، saloomeh ، یا ثارالله ، سید ابراهیم ، somayeh ، Agha sayyed ، میلاد.م ، Admirer ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، m.hossein ، Farzaneh ، نورالسادات
۱۸:۲۶, ۷/تیر/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
وَ بِیَدِكَ لا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیادَتى و نَقْصى وَ نَفْعى وَ ضَرّى.


در اختیار داشتن سود و زیان مردم از سوى خداوند

خداوند نه تنها «زیادت» و «نفعى» را كه نصیب آدمى مى‏گردد از سوى خودمى‏داند، بلكه «نقصان» و «ضرر» و «مصایبى» نیز كه به انسان وارد مى‏شود به خود،منتسب مى‏داند؛ همان‏گونه كه در قرآن، بدان اشاره فرموده است كه:

وَ ما أَصابَ مِنْ مُصیبَةٍ فِی اْلأَرْضِ وَ لا فی أَنْفُسِكُمْ الاّ فی كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهاإِنَّ ذلِكَ عَلَى اللّهِ یَسیرٌ. (حدید: 22)
هیچ مصیبتى در زمین و در شما اصابت نمى‏كند، مگر آنكه قبل از ایجادش دركتابى ثبت است، به درستى كه این كار بر خداوند، آسان است.


و نیز در آیه دیگر مى‏فرماید:

«ما أَصابَ مِنْ مُصیبَةٍ إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ؛ هیچ مصیبتى رُخ نمى‏دهد مگر به اذن خدا». (تغابن: 11)

و بالاخره در آیه دیگر مى‏فرماید:

«قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسی ضَرًّا وَ لا نَفْعًا؛ بگو! من مالِكِنفع و ضرر خویش نیستم». (یونس: 49)

بنابراین، نفع و یا ضررى كه به گمان ما از دیگران به ما مى‏رسد، در واقع ازطرف خداوند و به اذن و مشیَت او است.

گر گزندت رسد ز خلق مرنج كه نه راحت رسد ز خلق نه رنج از خدا دان خلافِ دشمن و دوست كین دل هر دو در تصرف اوست گر چه تیر از كمان همى گذرد از كماندار بیند اهل خِرَد سعدى

از ابن عباس نقل است كه گفت: روزى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به من فرمود:

اى نو رسیده! كلماتى به تو مى‏آموزم ـ و آن اینكه ـ حریمِ خداى تعالى راحفظ كن كه خداى‏تعالى حفظت كند. اگر مسئلتى دارى از خداى تعالى مسئلت كن، و اگر استعانت مى‏جویى از خداى تعالى استعانت جوى و بدان كه اگر همه امت اجتماع كنند تا نفعى به تو رسانند، نخواهند توانست، مگر آنكه خداوند مقدر نموده باشد. و اگر جملگى هم دست شوند تا ضررى به تورسانند، قادر به این كار نخواهند بود، مگر آنكه خداوند اراده فرماید.

فلسفه نقصان و ضرر بنده از طرف خدا

خداوند، حكیم است و آنچه از او به ظهور مى‏رسد از سرچشمه حكمت ومصلحت جارى مى‏شود. بنابراین اگر نقصان و ضررى نيز متوجه انسان مى‏گردد،از حكمت و مصلحتى پنهانى برخوردار است، گرچه آدمى به سببِ علم اندكش ازآن مصالح بى‏خبر است.

بنابراین، «نقصان» نیز همانند «زیادت» و «ضرر» نیز مانند «نفع» از طرف خدابوده و همه در مسیر خدمت انسان و به خاطر مصالحى و براى پرورش او و سیراو به طرف تكامل است.

هرچه در خلق، سوزى و سازى است اندر آن مر خداى را رازى است اى بسا شیر، كان تو را آهوست وى بسا درد كان تو را داروست حكم و تقدیر او بلا نَبُوَد هر چه آید به جز عطا نَبُود سنایى

به قول ویِن دایر:

اگر معتقد باشید كه خدا، هنگامِ مصیبت و گرفتارى به یاریتان خواهد شتافت،و یا اینكه هر درد و رنج به اندازه سرور و شادمانى منشأ الهى دارد، در اینصورت، درد و رنج و یأس و نومیدى از شما دور خواهد گشت
.

ویل دورانت نیز در این‏باره چنین مى‏گوید:

آنكه تمام اشیا را در سیرِ خود مجبور مى‏بیند، لب به شكایت نمى‏گشاید؛ زیرااو اشیا را از نظرِ ابدیت نگاه مى‏كند، و مى‏داند كه بدبختى‏هاى او در نظام كلىعالَم، بدبختى نیستند، زیرا تركیب و تتابعِ ابدى عالَم را صحیح مى‏داند. با اینافكار و تصورات، شخص، خود را از لذات متغیر و ناپایدار دور مى‏سازد و بهسكوت و آرامش برترى مى‏رسد كه در آن، تمام اشیا را اجزاء یك نظم ابدىمى‏بیند، یاد مى‏گیرد كه چگونه بر ناملایمات بخندد و خواه در حال و خواه درهزار سالِ دیگر به حق خود برسد، راضى خواهد بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad reza ، یا ثارالله ، somayeh ، Agha sayyed ، میلاد.م ، Admirer ، MESSENGER ، بیداری اندیشه ، محیصا ، m.hossein ، محمدهادی ، Farzaneh ، نورالسادات
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Rainbow مناجات شعبانیه(با صدای حاج مهدی سلحشور)+دانلود قبیله منتظر 0 1,379 ۲۳/اردیبهشت/۹۵ ۹:۵۸
آخرین ارسال: قبیله منتظر

پرش در بین بخشها:


بالا