|
دقایقی در محضر ستارگان زمین !!
|
|
۱۴:۳۳, ۹/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۱ ۲۳:۲۱ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم دین ما دین تفکر است اصلا هیچ دینی را پیدا نمی کنید که به اندازه مکتب ما به تفکر دعوت کند.در دین ما مسلمان شناسنامه ای پشیزی نمی ارزد.اصولش فقط بر مبنای استدلال عقلی که به باور قلبی می انجامد، پذیرفته می شود و لا غیر . 14 معصوم و سیره عملی آنها مدام مارا به تفکر وا میدارد که مثلا فلسفه فلان کار چیست و چرایی بهمان کار ؟؟ حالا برای اینکه فرصتی بشود عملیاتی تر مسلمان باشیم نه حرفی و کلامی احتیاج داریم به شناخت آن هم شناخت معیار درست که بتوانیم اعمالمان را با آن بسنجیم و این مهم بدستنمی آید جز با سیر دقیق سیره معصومین علیهم السلام و اولیای خدا از آن جهت که عملشان از سایر خلق بیشتر نزدیک بوده به عمل امام معصوم . این تاپیک امیدوارم محلی بشود برای یادگیریه نکات معرفتی و اخلاقی که هر کدام از ما از بزرگان دینمان خواندیم و برایمان مفید بود و یا حداقل چراغی برایمان روشن کرد. البته به فراخور حال بصورت جداگانه بر روی نکات اخلاقی چند تن از بزرگواران در تاپیکهای جداگانه پرداختیم . سعی این تاپیک بر این هست به آموخته های دیگر بزرگوارن هم بپردازیم. الهی مارا آن ده که آن به *********************************************** [b]فرمایشات اخلاقی حضرت آیت الله مرتضی تهرانی ﻣﺮﺣﻮم ﺣﺎج آﻗﺎ ﺧﻮدش ﺑﺮای ﻣﻦ ﻧﻘﻞ ﻛﺮد.اﻳﺸﺎن ﻓﺮﻣﻮد ﻣﺮﺗﻀﻲ ﻣﻦ از ﺷﺎﻧﺰده ﻫﻔﺪه ﺳﺎﻟﮕﻲﺷﺮوع ﻛﺮدم ﺑـﻪ رﻳﺎﺿـﺎت ﺷـﺮﻋﻲ ﻣﺎﻧﻨـﺪ ارﺑﻌﻴﻨﻴـﺎت و ﺗـﺮکﺣﻴﻮاﻧﻲ. ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای ﻫﻢ اﻳﻦ ﻛﺎرﻫﺎ را اﻧﺠﺎم ﻣﻲدادم ﻛﻪ ﻣﺎدرم اﻃﻼع ﭘﻴﺪا ﻧﻜﻨﺪ. ﭼﻮن اﮔﺮ اﻃـﻼع ﭘﻴـﺪا ﻣـﻲﻛـﺮدﻣﻲﮔﻔﺖ ﺿﻌﻴﻒ ﻣﻲﺷﻮی، راﺿﻲ ﻧﻴﺴﺘﻢ اﻳﻦ ﻛﺎر را ﺑﻜﻨﻲ. ﻣﻦ ﻫﻢ ﺧﻼف ﺷﺮع ﻧﻤﻲﺧﻮاﺳﺘﻢﺑﻜﻨﻢ. اﻳﺸﺎن ﻓﺮﻣﻮددر روز ﭼﻬﻠﻢِ ﻳﻜﻲ از اﻳﻦ ارﺑﻌﻴﻨﻴﺎت دﻳﺪم رﻧﮓ ﻣﺎدرم ﭘﺮﻳﺪه و ﺿﻌﻒ دارﻧﺪ رﻓﺘﻢ از ﻗﺼﺎﺑﻲ ﮔﻮﺷﺖ ﮔﺮﻓﺘﻢ آوردم ﻛﺒﺎب ﻛﺮدم، ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺎﻧﻢﺟﺎن، ﺑﺨﻮر اﻧﺸﺎ اﷲ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﺷﻮﻳﺪ. اﻳﺸﺎن ﮔﻔﺘﻨـﺪ اول ﺑﺎﻳـﺪ ﺧـﻮدت ﺑﺨـﻮری. ﻧﺘﻮاﻧـﺴﺘﻢ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻣﻦ ﭼﻬﻞ روز اﺳﺖ ﺗﺮک ﺣﻴﻮاﻧﻲ ﻛﺮدم. ﺷﺐ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﻧﺨﻮاﺑﻴﺪم و ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻧﺘﻴﺠﻪﻣﻌﻨﻮیاش ﻫﺴﺘﻢ. اﻳﺸﺎن ﮔﻔﺖ ﻳﻚ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﻀﻄﺮب ﺷﺪم. ﭼﻪ ﻛﺎر ﻛﻨﻢ. ﻣﻦ ﻛﺴﻲ ﻧﻴﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣـﺎدر ﺑﮕـﻮﻳﻢﻧﻤـﻲﺧـﻮرم. ﭼـﻮن ﺧﻴﻠـﻲاﻳﺸﺎن ﻣﻄﻴﻊ ﻣﺎدر ﺑﻮد. ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻦ ﺷﺐ ﻣﻲﺧﻮرم، ﺣﺎﻻ ﺷﻤﺎ ﻣﻴﻞ ﻛﻨﻴﺪ. دﻳﺮ ﻧﻤـﻲﺷـﻮد. ﺷـﻤﺎ ﺿـﻌﻴﻒﺗـﺮ از ﻣـﻦ ﻫﺴﺘﻴﺪ. ﮔﻔﺖ اﻣﻜﺎن ﻧﺪارد، اﻻن ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺨﻮری. ﻇﺎﻫﺮش ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲآﻳﺪ ﻛﻪ ﻗﻀﻴﻪﻃﺒﻴﻌﻲ اﺳﺖ. وﻟـﻲ ﺑـﺎﻃﻦ اﻣـﺮاﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪا اراده ﻛﺮده آن ﻛﺴﻲ را ﻛﻪ ﺑﺎ ﺻﺪاﻗﺖ ﺑﻪ او ﻋﺮض ﻛﺮده ﻛﻪ ﻣﻦ را درﻳﺎب، ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺟﻬـﺸﻲ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮد. اﻳﺸﺎن ﻓﺮﻣﻮد در ﻟﺤﻈﻪ دوم ﺑﻪ ﺧﻮدم ﮔﻔﺘﻢ از ﭼﻪ ﻛﺴﻲ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻛﺎرت را ﻣﻲﺧﻮاﻫﻲ. از ﺧﺪا ﻣﻲﺧﻮاﻫﻲ ﻳﺎ از ﭼﻬﻞ روز ﺣﻴﻮاﻧﻲ ﻧﺨﻮردن؟ اﮔﺮ از ﺧﺪا ﻣﻲﺧﻮاﻫﻲ رﺳﻮل او ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻬﺸﺖ زﻳـﺮﭘـﺎی ﻣـﺎدران اﺳـﺖ. ﮔﻔـﺘﻢ ﭼﺸﻢ ﺧﺎﻧﻢﺟﺎن و ﮔﻮﺷﺖ را در دﻫﺎﻧﻢ ﮔﺬاﺷﺘﻢ. از آن ﻟﺤﻈﻪای ﻛﻪ اﻳﻦ ارﺑﻌﻴﻦ را ﺷﻜﺴﺘﻢ، دﻳﺪم ﭼﺸﻢ دﻟﻢ ﺑـﺎزﺷﺪ. ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ را ﻣﻲﺑﻴﻨﻢ. ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ را ﻣﻲ ﻓﻬﻤﻢ. اﮔﺮ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻓﻼن ذﻛﺮ را ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ ﻳﻚ ﺟﻦ را ﺗﺴﺨﻴﺮ ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ. اﮔﺮ ﻓﻼن ﭼﻠّﻪ را ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺟﻦ ﺗﺴﺨﻴﺮﻣﻲﻛﻨﻴﺪ. اﮔﺮ ﻓﻼن ﭼﻠّﻪ را ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ذﻫﻦ ﻃﺮف را ﻣﻲﺧﻮاﻧﻴﺪ، ﺗﺎ اﻳﻦﺟﺎ در آن ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰی از ﺧﺪا ﻧﻴـﺴﺖ. ﺧﻴﻠـﻲاﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﻇﺮﻳﻒ اﺳﺖ. ﻣﮕﺮ ﻣﻦ ﺧﻠﻖ ﺷﺪه ام ﻛﻪ ذﻫﻦ ﻃﺮف ﻣﻘﺎﺑﻠﻢ را ﺑﺨﻮاﻧﻢ؟ ﻣﮕﺮﻣﻦ ﺧﻠﻖ ﺷـﺪه ام ﻛـﻪ ﻏﻴـﺐ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻳﺎ ﺗﺴﺨﻴﺮ ﺟﻦ ﻛﻨﻢ ﻳﺎ ﻃﻲاﻻرض ﻛﻨﻢ؟ اﺑﺪا. اﮔﺮ ﻛﺴﻲ دﻧﺒﺎل ﻧﺴﺨﻪ ﻃﻲاﻻرض ﺑﺮود، ﺷﻴﻄﺎن ﺑﺮ او ﻏﺎﻟـﺐ ﺷﺪه. ﻧﺴﻴﺎن ذﻛﺮ ﺧﺪا و رﺿﺎی او را ﻛﺮده. ﻃﻲاﻻرض ﻣﻲﺧﻮاﻫﻲ ﭼﻪ ﻛﻨﻲ؟ ﻛﺠﺎی ﻗﺮآن و رواﻳﺎت دارﻳﻢ ﻛﻪ اﮔﺮﻛﺴﻲ ﻃﻲاﻻرض داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﺰد ﺧﺪا ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺑﻨﺪه ارزش دارد؟ اﮔﺮ ﻣـﺮدم وﻗﺘـﻲ ﭼﻨـﻴﻦ ﻗﺎﺑﻠﻴـﺖﻫـﺎﻳﻲ ﻣﻲﺑﻴﻨﻨﺪ ﺧﻮدﺷﺎن را ﻣﻲﺑﺎزﻧﺪ ﺧﻮب ﻣﺮدم ﻣﺸﻜﻞ دارﻧﺪ. ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻔﻬﻤﻴﻢ ﺑﺮای ﭼﻪ ﺧﻠﻖ ﺷﺪه اﻳﻢ؟ اﻳﻦ راه، راه ﺻﺤﻴﺤﻲ ﻧﻴﺴﺖ، اﮔﺮﭼﻪ ﻣﺮدم ﻣﻲﭘﺴﻨﺪﻧﺪ. ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ آدم ﺧﻮﺑﻲ اﺳﺖ. ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻪ دوﺳﺖ دارم ﻣﺮدم ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ آدم ﺧﻮﺑﻲ اﺳﺖ ﺧﻮد آن ﻧﻔﺲ اﺳﺖ و ﻏﻴﺮ ﺧﺪا. اﮔﺮ ﺷﻨﻴﺪﻳﺪﮔﻔﺘﻨﺪ ﻓﻼنﻛﺲ ﻛﺮاﻣﺖ دارد، ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ ﻣﺎ ﺑﺮای ﻛﺮاﻣﺖ ﺧﻠـﻖ ﻧـﺸﺪه اﻳـﻢ. ﻣـﺎﻣﻲﮔﻮﻳﻴﻢ اﮔﺮ اﻳﺸﺎن دﻧﺒﺎﻟﻪروی اﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺻﻠﻮات اﷲﻋﻠﻴﻬﻢاﺟﻤﻌﻴﻦ اﺳﺖ ﺑﺎ او رﻓﻴﻖ ﻣﻲﺷﻮﻳﻢ. اﮔﺮ ﻧﻴـﺴﺖ روزی دو ﻫﺰار ﺗﺎ ﺷﻖ اﻟﻘﻤﺮ ﻫﻢ ﺑﻜﻨﺪ ﻧﻤﻲروﻳﻢ.ﺧﻴﻠﻲ ﻣﺸﻜﻞ اﺳﺖ اﻧﺴﺎن ﺧﻮدش را ﻧﺒﻴﻨﺪ. ﻳﺎ اﮔﺮ ﻛﺴﻲ اﻧﺴﺎن را دﻳﺪ ﺗﻪ دﻟـﺶﻫـﻢ ﻏـﻨﺞ ﻧﺰﻧـﺪ ﻛـﻪ اﻟﺤﻤـﺪﷲ ﻓﻼﻧﻲ ﻣﺎ را دﻳﺪ. ﺧﻴﻠﻲ ﻣﺸﻜﻞ اﺳﺖ ﻛﻪ اول ﺧﻮدش را ﻧﺎﺑﻮد ﻛﻨﺪ ﺗـﺎ در وﺟـﻮد او ﺧـﺪا ﻣﻄـﺮح ﺷـﻮد. ﺣﻘﻴﻘـﺖ ﺑﻨﺪﮔﻲ ﻫﻤﻴﻦ اﺳﺖ. ﺑﺎﻃﻦ اﻧﺴﺎن ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﺮای ﻏﻴﺮ ﺧﺪا و ارادت ﻏﻴﺮ ﺧﺪا و ﻟﻄﻒﻏﻴﺮ ﺧﺪا و ﻧﻈﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﻏﻴﺮ ﺧـﺪا ﻫﻴﭻ ارزﺷﻲ ﻗﺎﺋﻞ ﺑﺎﺷﺪ . اﺷﺘﺒﺎه اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﻳﻴﻢ ﺣﺎﻻ اﻳﻦ ﻛﺎر را ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ ﺗﺎﻛﻢﻛﻢ ﺑﻪ آنﺟﺎ ﺑﺮﺳﻴﻢ. ﻣـﻦ ﻋـﺮض ﻣﻲﻛﻨﻢ اﻳﻦ راه اﻧﺤﺮاﻓﻲ اﺳﺖ. اﻳﻦ ﺷﺮک ﺧﻔﻲ اﺳﺖ. |
|||
|
|
۱۲:۲۸, ۴/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۱ ۲۰:۴۳ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بدان که تو هستی و نمیمیری. بدن است که میمیرد، تو هستی و زنده. حساب کار خودت را بکن که چه تهیه دیدهای برای زندگی آخرت. ببین برای این دو روزه، که میدانی ثباتی در آن نیست، چه کوششها و تقلاها میکنی. برای آنجا که به حکم فطرت، هستی و زندگی ابدی است، چه کوشش کرده و چه تهیه دیدهای؟ در آن جا زندگی انفرادی است، احتیاجات را خودت منفرداً باید رفع کنی؛ باب استقراض و استمداد مسدود است. این جا آمدهای که برای آنجا تهیه ببینی. معصوم میفرماید: «ما کانت الدنیا مرّتین»... دنیا دوباره تکرار نمیشود.باید به اراده کارت درست شود، به صرف اراده اداره شود، زندگی آخرت. آن جا، نتیجهی تحصیلات عقلی و نفسی و حسّی است؛ یعنی، باید عقلت منوّر باشد به معارف حقّه و عقاید صحیح و نفست که قلب است، باید منوّر باشد به اخلاق حسنه و حسّت منور به اعمال صحیح و صالح. مقیاس مقاصد مهمّ عالم برزخ و ماوراء این عالم، همانا شخص شخیص وجود مقدّس پیغمبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه هدی (علیه السلام) هستند.
آیت اله شاه آبادی استاد اخلاق حضرت امام (ره ) |
|||
|
|
۹:۵۸, ۵/تیر/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بارها گفته ام :
انسان خوب است در منزلش چند خط تلفن داشته باشد، مقصودم خانه دل است یعنی از طریق فلسفه ، عرفان، فقه، احادیث اهل بیت علیهم السلام و توسل به حضرت حجت علیه السلام راه را پیدا کنند، ولی بهترین و سریع ترین خط ، [b]مناجات و خلوت با خداست. حاج شیخ عبدالقائم شوشتری |
|||
|
|
۱۰:۰۵, ۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
از بيانات شيخ كتمان ، عارف سالك آيت الحق حاج شيخ محمد صالح كميلي خراساني (مدظله الله العالي) كتمان : كتمان براي پيشرفت روحي سالك اصل مهمي است ، با اين توضيح كه از استادش نبايد چيزي را كتمان كند . سالك نبايد از روحيات ، خوابها و مكاشفات خود با كسي حرف بزند و نبايد پيش كسي اذكار ، عبادات ، سجده هاي طولاني و كارهاي ديگرش را اظهار كند . و راجع به هر چيزي كه با استادش در ميان گذارده بايد سر نگهدار باشد ، مگر اينكه استاد به او اجازه داده باشد . در حديث داريم كه : در كارهاي خود از پوشاندن و مخفي كردن ياري بجوييد . كتمان ذاتي جز با تمرين عملي و عميق شدن در خود و مراقبت تمام و كمال به دست نمي آيد . اينجاست كه سالك در مي يابد كه كتمان دائمي سببي قوي در اصلاح و تكميل وجود اوست و بستري است براي درك حقايق پنهاني كه بخاطر كوتاهي او در امر سر نگهداري از چشم او پوشيده مانده اند .
|
|||
|
|
۱۲:۴۶, ۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
کلید سعادت دنیا و آخرت سید علی آقا قاضی در یکی دیگر از نامه هایش چنین می نگارد: « بسم الله الرحمن الرحیم، بعد حمدالله جل شأنه و الصلاة والسلام علی رسوله و آله؛ حضرت آقا! تمام این خرابی ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است؛ و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهیه است و مراتب دیگر دارد که به آنها إن شاء الله نمی رسید و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل ماندن در دنیا؛ پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت؛ پس فکر و ملاحظه نمائید چه چیز شما را از او مانع و مشغول می کند، اگر عاقلی! [/font][font=Tahoma] و به جهت تسهیل این معنی چند چیز دیگر به سر کار بنویسد بلکه از آنها استعانتی بجوئی: اول ـ بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد مواظبت تامه به فرائض خمسه و سائر فرائض در احسن اوقات؛ و سعی کردن که روز به روز خشوع و خضوع بیشتر گردد؛ و تسبیح صدیقه طاهره ـ صلوات الله علیها ـ بعد از هر نماز؛ و خواندن آیه الکرسی ـ کذلک ـ ؛ و سجده شکر و خواندن سوره « یس » بعد از نماز صبح؛ و « واقعه» در شبها؛ و مواظبت بر نوافل لیلیه؛ و قرائت مسبّحات در هر شب قبل از خواب و خواندن معوذات در شفع و وتر و استغفار هفتاد مرتبه در آن و ایضاً بعد از صلاة عصر؛ و این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صباح و عشاء ده دفعه بخوانید: « لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی أن یحضرون إن الله هو السمیع العلیم. » مدتی به این مداومت نمائید بلکه حالی رخ دهد که طالب استقامت شوید إن شاء الله تعالی. |
|||
|
|
۹:۱۴, ۷/تیر/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
![]() یکی از فضلای معاصر که چند سالی در محضر علامه طباطبایی درس خوانده میگوید: یک وقت عازم زیارت بیت الله الحرام بودم، برای عرض سلام و خداحافظی خدمت علامه رفتم و گفتم نصیحتی بفرمایید که به کارم بیاید و توشه راهم باشد. [/font]این آیه مبارکه را قرائت فرمودند: «فاذکرونی اذکرکم؛ به یاد من باشید تا من به یاد شما باشم.» (بقره/152) علامه میافزاید: [font=Tahoma][b]«به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد، اگر خدا به یاد انسان بود، از جهل رهایی مییابد و اگر در کاری مانده است خداوند نمیگذارد عاجز شود و اگر در مشکل اخلاقی گیر کرد خدایی که دارای اسماء حسنی است و متصف به صفات عالیه، البته به یاد انسان خواهد بود.»
|
|||
|
|
۱۰:۰۵, ۷/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/تیر/۹۱ ۱۰:۰۷ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
با تشکر از سالومه برای بیان این مباحث دلنشین. چندین سال پیش در جلسه ای بودیم محضر یکی از بزرگان، تو دلم داشتم تصور میکردم که واقعا ائمه اطهار چقدر حواسشان به ما است؟ آیا اصلا حواسشان به ما هست؟(توروخدا جهالت را می بینید؟ )آن عزیز شروع کردند به سخنرانی شان، بعد از حمد و ثنای خداوند مبارک فرمودند خب انگار من برای اول جلسه این حدیث را باید بگم براتون تا خیلی مسائل روشن بشه: امیرالمونین علیه السلام به رمیله فرمودند: ای رمیله ! هیچ مؤمنی بیمار نمی شود مگر اینکه ما هم به خاطر بیماری او بیمار میشویم و غمگین نمی شود، مگر آنکه ما هم در غم او غمگین می شویم و هیچ دعایی نمیکند، مگر آن که به دعای او آمین می گوییم و سکوت نمی کند، مگر آنکه ما برایش دعامی کنیم. یا رمیله ! لیس من مؤمنٍ یمرض إلّا مرضنا بمرضه و لا یحزن إلّا حزنّا بحزنه و لایدعو إلّا امّنّا لدعائه و لا یسکت إلّا دعونا له. بحارالانوار : ج26/ 140/باب9[b] . . . . . .حالا اینکه اون بزرگوار چگونه به دلشون افتاد رو ول کنید، خداوکیلی حدیث به این زیبایی حیف نیست چندین و چندین بار زمزمه اش کنیم... [font=Times New Roman][/font] |
|||
|
|
۲۲:۰۰, ۷/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مرداد/۹۲ ۱۹:۱۲ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
به نام خدا بسيار مستفيظ گشتم از مطالعه سطر هاي اين مبحث گرانسنگ و چه نيك است اگر الگويي مناسب برداريم ازين گونه حكايات حقيقي و در امورات و بطن زندگيمان همچين اعمال صحيحي را ساري و جاري سازيم. در مبحث اين ستارگان زمين و رفتار و آدابشان از نكاتي كه هميشه براي بنده مورد توجه بسيار خواهد بود، اخلاق خانوادگي عارفان است.سيره اين بزرگواران در تربيت فرزند و همسر داري و خانواده و ... رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در تهذيب الاحكام ج7 فرموده اند: بهترين شما كسي است كه براي خانواده اش بهتر باشد، و من بهترين شما براي خانواده ام هستم. و بي شك از بهترينان اين روزگارند اينان و اساتيد بزرگي هستند اين عالمان و عارفان كه به درستي ميتوان بهره اي فراوان از بيكران فضائلشان دريافت نمود. و حال در حد توان نمي از اين درياي عارفانه را در چند ارسال براي همسنگران بيداري نقل خواهم نمود؛ حضرت ْآيت الله محمد تقي بهجت (رحمه الله) اگر بخواهيم محيط خانه ،گرم و با صفا و صميمي باشد،فقط بايد ، صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشي و رافت را پيشه خود كنيم تا محيط خانه گرم و نوراني باشد. |
|||
|
|
۱۱:۲۰, ۸/تیر/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
مرحوم كلینى و شیخ طوسى و طبرسى از «زهرى» نقل كرده اند كه گفت:
مدّتهاى مدید در طلب حضرت مهدى علیه السّلام بودم و در این راه اموال فراوانى (در راه خدا) خرج كردم اما به هدف نرسیدم تا اینكه به خدمت محمّد بن عثمان رسیدم و مدتى در خدمت او بودم تا روزى از او به التماس خواستم كه مرا به خدمت امام زمان علیه السّلام ببرد. محمّد بن عثمان پاسخ منفى داد، ولى در مقابل تضرع بسیار من، سرانجام لطف كرد و فرمود: «فردا اول وقت بیا.» فرداى آن روز، اول وقت به خدمت محمّد بن عثمان رفتم، دیدم جوانى خوش سیما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره كرد كه این است آن كس كه در طلبش هستى. به خدمت امام زمان علیه السّلام رفتم و آنچه سؤال داشتم، مطرح كردم. ایشان جواب مرا فرمود تا به خانه اى رسیدیم و داخل خانه شد و دیگر حضرتش را ندیدم. در این ملاقات، ایشان دوبار به من فرمود: «از رحمت خدا بدور است كسى كه نماز صبح را چندان به تأخیر بیندازد تا ستاره ها دیده نشوند و نماز مغرب را بقدرى به تأخیر بیندازد تا ستاره ها نمایان شوند.» منبع :داستانهاى صاحبدلان، ج 1، ص 131 |
|||
|
|
۷:۳۰, ۹/تیر/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
چطور بفهمم زیارت امام رضام قبول شده؟!
جوابشو حاج اسماعیل دولابی خوب بلده: هر وقت از خدا راضی شدی حضرت رضا (علیه السلام) را زیارت کرده ای و اگر امام رضا (علیه السلام)را زیارت کنی از خدا راضی می شوی
...
[b]اینکه امام رضا (علیه السلام) دست خالیش را توی دست ما بگذارد یعنی خودش را به ما داده است و این برای ما کافیست،
یعنی ما را قبول کند و به مقام رضا برساند که لا سخط بعد الرضا: بعد از رسیدن به مقام رضا دیگر غضبی وجود ندارد |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








![[تصویر: 213681991981423812912417766518870891271.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1385/06/213681991981423812912417766518870891271.jpg)

)
