کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فقیرترین انسانها از نظر امام حسین(علیه السلام)
۲۳:۵۱, ۳/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۱ ۰:۰۳ توسط mohammad reza.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
فقیرترین انسانها از نظر امام حسین(علیه السلام)

امام حسين (علیه السلام) ملقب به «سيد الشهداء»، «خامس آل عبا»، «سبط اصغر»، «شهيد»، «وفي (وفادار)» و «زكي (رشديافته و پاك‌شده)»، پدرشان امام علي (علیه السلام) و مادرشان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هستند. وقت و محل تولد ايشان سوم شعبان سال چهارم هجرت در مدينه و وقت و محل شهادت ايشان روز عاشوراي سال 61 هجري قمري در كربلا و در حدود سن 57 سالگي است. مرقد شريف ايشان در شهر كربلا در كشور عراق قرار دارد و مي‌توان دوران زندگي ايشان را به چهار بخش عصر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) (حدود 6 سال و نيم)، دوران همراهي با پدر (حدود 50 سال)، دوران همراهي با برادرشان امام حسن (علیه السلام) (حدود 10 سال) و مدت امامتشان (حدود 10 سال) تقسيم كرد.

امام حسين (علیه السلام) در دوران حضرت علي بن ابيطالب (علیه السلام) نيز از موقعيت والايي برخوردار بودند. ايشان در دوران خلافت پدرشان، در کنار آن حضرت بودند و در سه جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» نيز شرکت داشتند.

امام حسين (علیه السلام) پس از شهادت پدر که امامت به برادرشان حسن بن علي (علیه السلام) رسيد، همچون يك سرباز، مطيع مولاي خويش و همراه برادر بودند و پس از انعقاد پيمان صلح امام حسن (علیه السلام)، با برادرشان و بقيه اهل بيت (علیه السلام) به مدينه آمدند.

با شهادت امام حسن مجتبي (علیه السلام) در سال 49 يا 50 هجري، امامت بر عهده امام حسين (علیه السلام) قرار گرفت. در دوران 10 ساله‌اي که معاويه بر حکومت مسلط بود، امام حسين (علیه السلام) همواره يکي از معترضان سرسخت نسبت به سياست‌ها، دستگيري‌ها و قتل‌هاي وي بودند و نامه‌هاي متعددي در انتقاد از رويه و اعمال ناپسند ديگر معاويه نوشتند و در عين حال، يکي از محورهاي وحدت شيعه و از چهره‌هاي برجسته و شاخصي بودند که مورد توجه مردم قرار داشتند و همواره سلطه اموي از نفوذ شخصيت ايشان بيم داشت.

با مرگ معاويه در سال 60 هجري، يزيد كه جانشين پدر شده بود به والي مدينه نوشت که از امام حسين (علیه السلام) به نفع او بيعت بگيرد اما سيدالشهدا (علیه السلام) که فساد يزيد و بي‌لياقتي او را مي‌دانستند، از بيعت امتناع کردند و براي نجات اسلام از سلطه يزيد که به زوال و محو دين مي‌انجاميد، راه مبارزه را در پيش گرفتند و از مدينه به مکه هجرت کردند و در پي نامه‌نگاري‌هاي کوفيان و شيعيان عراق به آن حضرت و دعوت از ايشان براي آمدن به کوفه، ابتدا مسلم بن عقيل را به آنجا فرستادند و نامه‌هايي براي شيعيان کوفه و بصره نوشتند و با دريافت پاسخ کوفيان در مورد بيعت آنان با فرستاده‌شان، در روز هشتم ذيحجه سال 60 هجري از مکه به سوي عراق حرکت کردند.

پيمان‌شکني کوفيان و شهادت مسلم بن عقيل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و امام حسين (علیه السلام) که همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوي کوفه مي‌رفتند، پيش از رسيدن به کوفه در سرزمين «کربلا» در محاصره سپاه کوفه قرار گرفتند و تسليم نيروهاي يزيدي نشدند و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين، به همراه اصحابشان مظلومانه به شهادت رسيدند.

از آن پس، کربلا کانون الهام‌بخشي و عاشورا سرچشمه قيام و آزادگي شد و شهادت سيدالشهدا (علیه السلام) سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدان‌هاي خفته شد. فضايل اين امام شهيد، بيش از آن است که در اين مختصر بگنجد زيرا ايشان پرورده دامان رسول خدا هستند؛ كسي كه درباره امام حسين (علیه السلام) فرموده‌اند: «قسم به آنکه مرا به‌حق به پيامبري فرستاد، حسين بن علي در آسمان بزرگ‌تر از زمين است و بر سمت راست عرش الهي نوشته شده است «ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه؛ همانا حسين (علیه السلام) چراغ هدايت و كشتي نجات است.»

اهداف قيام حسيني: اصلاح امت، امر به معروف و نهي از منكر و تحقق سيره و روش پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضرت علي (علیه السلام).

نتايج قيام حسيني: درهم شكستن اركان دين‌سالاري ساختگي اموي، بيدار كردن وجدان‌هاي خفته و ارائه اخلاق جديد.

صفات اخلاقي برجسته امام حسين (علیه السلام): علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو و بردباري، انس با قرآن‏، اخلاص، توجه به رضايت الهي‏، ذكر بسيار پروردگار، صبر و تسليم در برابر خدا، عبادت‏ خدا، عزت‌طلبي و ذلت‌ستيزي.

در ميان ادعيه، از امام حسين (علیه السلام) دعاهاي فراواني به يادگار مانده است که معروف‌ترين آنها دعاي عرفه است و دعاي جامع، دعاي حضرت در کعبه، دعاي حضرت در سجده، دعا براي شهداء و دعا در صبح عاشورا نيز از ديگر ادعيه منتسب به آن حضرت است.

غذا خوردن امام حسين (علیه السلام) با بينوايان

روزي امام حسين (علیه السلام) از جايي عبور مي‌كردند كه ديدند چند نفر فقير و بينوا زيراندازي كهنه را روي خاك افكنده‌اند و تكه‌هاي خشك نان در دست گرفته‌اند و آنها را مي‌خورند. اين افراد وقتي امام حسين (علیه السلام) را ديدند، آن حضرت را دعوت كردند تا با آنان هم‌غذا شوند. امام حسين (علیه السلام) نيز دعوتشان را پذيرفتند، در كنار آنان نشستند و از نان‌هاي آنان خوردند. سپس فرمودند: «همانا خداوند متكبران را دوست ندارد.» (آيه 23 سوره نحل). آن حضرت به آنان فرمودند كه من دعوت شما را پذيرفتم. اكنون نوبت شماست كه دعوت مرا بپذيريد. من شما را براي صرف ناهار به خانه‌ام دعوت مي‌كنم.

آنان نيز دعوت امام حسين (علیه السلام) را پذيرفتند و همراه آن حضرت به خانه‌شان رفتند و امام (علیه السلام) هر آنچه از غذا كه در منزل داشتند به بهترين نحو براي آنان آوردند.

برعهده گرفتن قرض درماندگان

يكي از اصحاب رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بيمار و بستري شده بود. امام حسين (علیه السلام) به عيادت او رفتند و شنيدند كه با آهي جانسوز مي‌گويد: «واي از غم و اندوه.»

امام حسين (علیه السلام) فرمودند: برادرم؛ غم و اندوه تو براي چيست؟

آن صحابي گفت: غم و اندوهم به خاطر قرض‌هايي است كه دارم و مبلغ آن به 60 هزار درهم رسيده است.

امام حسين (علیه السلام) فرمودند: قرضهايت بر عهده من. ناراحت نباش.

ولي آن صحابي گفت: از اين مي ترسم كه قبل از اداي قرض خود بميرم.

امام حسين (علیه السلام) فرمودند: نترس. قبل از مرگ تو حتما آن را ادا مي‌كنم و آن حضرت همين كار را هم كردند.

پاسخ‌هاي امام حسين (علیه السلام) به پرسش‌هاي امام علي (علیه السلام)

روزي امام علي (علیه السلام) پرسش‌هاي زير را از فرزندش امام حسين (علیه السلام) پرسيدند:

پسرم؛ شخصيت و آقايي با چه چيز به دست مي‌آيد؟

امام حسين (علیه السلام) فرمودند: نيكي كردن به خانواده و خويشاوندان و تحمل در حوادث سخت.

امام علي (علیه السلام) فرمودند: غنا و بي‌نيازي چيست؟

امام حسين (علیه السلام) فرمودند: كم كردن آرزوها و خشنودي به رضا و مقدرات خدا.

امام علي (علیه السلام) فرمودند: فقر چيست؟

امام حسين (علیه السلام) پاسخ دادند: طمع ورزيدن و نااميدي از موفقيت.

امام علي (علیه السلام) فرمودند: پستي چيست؟

امام حسين (علیه السلام) فرمودند: پستي انسان در اين است كه هرچيز را براي خود بخواهد و فريفته لذت‌ها و شادي‌ها شود.

پرسش‌هاي امام حسين (علیه السلام) و پاسخ‌هاي فرد صحرانشين

روزي مردي باديه‌نشين به خدمت امام حسين (علیه السلام) آمد و از آن حضرت تقاضاي كمك مالي كرد. آن حضرت گفتند: چند سوال از تو مي‌پرسم. اگر پاسخ صحيح دادي به تو كمك خواهم كرد.

امام حسين (علیه السلام) فرمودند: چه عملي بهترين عمل است؟

صحرانشين گفت: ايمان به خدا.

امام حسين (علیه السلام) فرمودند: چه چيز موجب نجات از هلاكت مي‌شود؟

صحرانشين گفت: اطمينان به خدا.

امام حسين (علیه السلام) فرمودند: چه چيز زينت مرد است؟

صحرانشين گفت: حلم (بردباري و تسلط بر خويشتن).

امام حسين (علیه السلام) فرمودند: بعد از آن چه؟

صحرانشين گفت: ثروتي كه همراه جوانمردي و انصاف باشد.

امام حسين (علیه السلام) فرمودند: بعد از آن چه؟

صحرانشين گفت: شكيبايي در زمان فقر.

پس از سخنان اين مرد باديه نشين، آن حضرت مبلغ بسياري پول و انگشتر خود را به آن فرد صحرانشين بخشيدند.

پندهاي امام حسين (علیه السلام)

«حيله و نيرنگ نزد ما اهل بيت (علیه السلام) حرام است.»

«گريه از خوف خدا، مايه نجات از آتش است.»

«چيزي به زبانتان نياوريد كه از ارزش شما بكاهد.»

«عاجزترين مردم کسي است که از دعا کردن ناتوان باشد.»

«از نشانه‌هاي دانا اين است كه سخن خود را نقادي مي‌كند.»

«برحذر باشيد از ستم كردن به كسي كه ياوري جز خداوند عزوجل ندارد.»

«سپاسگزاري نعمت‌هاي گذشته، نعمت‌هاي آينده و زودرس را به دنبال دارد.»

«خدا مي‌داند كه من نماز و تلاوت آيات قرآن و دعا كردن بسيار و استغفار را دوست دارم.»

«هرگز در غياب برادر ديني‌ات سخني نگو، جز آن سخني را كه دوست داري او در غياب تو بگويد.»

«همانا نمي‌توان بهشت را از خداوند، با خدعه و نيرنگ گرفت و جز از راه اطاعت نمي‌توان به پاداش الهي رسيد.»

«غافلگير كردن بنده از جانب خداوند به اين شكل است كه به او نعمت فراوان دهد و توفيق شكرگزاري را از او بگيرد.»

«هر يك از دو نفري كه ميان آنها نزاعي واقع شود و يكي از آن دو رضايت ديگري را بجويد، سبقت‌گيرنده، اهل بهشت خواهد بود.»

«هر كس رضاي خدا را به غضب مردم بجويد، خدا او را از كارهاي مردم بي‌نياز مي‌كند و هر كس خشنودي مردم را به غضب خدا بجويد، خدا او را به مردم واگذار كند.»

«خود را از غيبت كردن باز دار چرا كه غيبت كردن خورش سگ‌هاي آتش دوزخ است. (يعني باطن غيبت كردن اين‌گونه زشت است).»

«كسي كه چيزي را از راه گناه به دست آورد، به نرسيدن اميدش اقدام بيشتر كرده و براي ورود به آنچه از خطر آن مي‌ترسد، بيشتر شتاب كرده است.»

«از نعمت‌هاي خداوند بر شما نيازمندي مردم به شماست. پس نعمت‌ها را (با مصرف نكردن آنها در راه نيازمندان) نرنجانيد كه اگر چنين كنيد، به بلا تبديل شوند.»

«پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده است: هر كه سنت و روش نيكويي را به وجود آورد پاداشش براي او خواهد بود و نيز ثواب هر كه تا روز قيامت بدان عمل كند بدون آنكه از ثواب آن چيزي كاسته شود.»

«اي مردم؛ شما را به تقواي الهي سفارش مي‌كنم و از گناه كردن برحذر مي‌دارم ... در مدت عمر به سلامت و تندرستي جسم پيشي گيريد ... و از كساني مباشيد كه بر گناه بندگان بيم دارند و خود از عقوبت گناه خويش آسوده خاطرند.»

«اگر مردم هنگام دعا کردن، خدا را با نام محمد صلي‌الله عليه و آله و اهل بيت پاک او، با نيت درست و با اعتقاد قلبي صحيحي بخوانند که آنان را مصون دارد تا پيامبر را پس از مشاهده آن همه معجزات محکم و آشکار نافرماني نکنند، خداوند با جود و کرم خود خواسته‌هاي آنان را اجابت مي‌كند.»

در هنگام سفر به كربلا فرمودند: «راستي اين دنيا ديگرگونه و ناشناس شده و معروفش پشت كرده و از آن جز "نمي" كه بر كاسه نشيند و زندگي‌اي پست، همچون چراگاه تباه، چيزي باقي نمانده است. آيا نمي‌بينيد كه به حق عمل نمي‌شود و از باطل نهي نمي‌شود؟ در چنين وضعي مومن به لقاي خدا سزاوار است و من مرگ را جز سعادت و زندگي با ظالمان را جز هلاكت نمي‌بينم. به راستي كه مردم بنده دنيا هستند و دين بر سر زبان آنان است و مادام كه براي معيشتشان باشد پيرامون آنند و وقتي به بلا آزموده شوند، دينداران اندكند.»

«گروهي خدا را از روي ميل و رغبت به بهشت عبادت مي‌كنند كه اين عبادت تاجران است و گروهي خدا را از روي ترس از دوزخ مي‌پرستند و اين عبادت بندگان است و گروهي خدا را از روي شكر و شايستگي پرستش عبادت مي‌كنند و اين عبادت آزادگان است كه بهترين عبادت است.»

«جز به يكي از اين سه تن حاجت مبر: به ديندار يا صاحب مروت يا كسي كه اصالت خانوادگي داشته باشد زيرا شخص ديندار دينش تو را حفظ مي‌كند و شخص جوانمرد به خاطر جوانمردي‌اش حيا مي‌كند و انسان با شخصيت و با اصالت خانوادگي آبروي تو را حفظ مي‌كند و مي‌داند كه تو دوست نداري آبرويت ريخته شود.»

«من از روي خودخواهي و خوشگذراني يا براي فساد و ستمگري قيام نكردم بلكه قيام من براي اصلاح در امت جدم است و مي‌خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و به سيره و روش جدم و پدرم علي بن ابيطالب (علیه السلام) عمل كنم.»

«به جان خودم سوگند، امام و پيشوا نيست، مگر كسي كه به قرآن عمل كند و راه قسط و عدل را در پيش گيرد و تابع حق باشد و خود را در راه رضاي خدا وقف سازد.»

«هان اي مردم؛ پيامبر خدا فرموده است: كسي كه زمامداري ستمگر را ببيند كه حرام خدا را حلال مي‌سازد و عهدش را مي‌شكند و با سنت پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مخالفت مي‌ورزد و در ميان بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز عمل مي‌كند ولي در مقابل او با عمل يا گفتار، اظهار مخالفت نكند، بر خداوند است كه او را با همان ظالم در جهنم اندازد.»

«بندگان خدا؛ از خدا بترسيد و از دنيا بر حذر باشيد كه اگر بنا بود همه دنيا به يك نفر داده شود و يا يك فرد براي هميشه در دنيا بماند، پيامبران براي بقا سزاوارتر بودند... پس براي آخرت خود توشه‌اي برگيريد و بهترين توشه آخرت، تقواست. از خدا بترسيد، باشد كه رستگار شويد.»

در روز عاشورا خطاب به سپاه ظلم فرمودند: «واي بر شما؛ چرا ساكت نمي‌شويد تا گفتارم را بشنويد؟ همانا من شما را به راه هدايت و رستگاري فرامي‌خوانم. هر كس از من پيروي كند سعادتمند است و هر كس نافرماني‌ام كند از هلاك‌شدگان است. شما همگي نافرماني‌ام مي‌كنيد و به سخنم گوش نمي‌دهيد. آري، بر اثر هداياي حرامي كه به شما رسيده و بر اثر غذاهاي حرامي كه شكم‌هايتان از آنها انباشته شده، خداوند اين چنين بر دل‌هاي شما مهر زده است.»

درباره حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نيز فرمودند: «شما مردم، آن حضرت را به داشتن آرامش و متانت و به شناخت حلال و حرام و به رو آوردن مردم به او و بي‌‌نيازي او از مردم مي‌شناسيد.»

منبع: ایسنا
صلوات
یا الله

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خوابی که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) قبل از ولادت امام حسین(علیه السلام) دید

خبرگزاری فارس: سوم شعبان‌ سال چهارم هجری، فاطمه(سلام الله علیها) نزد پدر می‌رود و خواب خود را بازگو می‌کند، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نگاهی به صورتش می‌کند، لبخندی بر لبانش نقش‌ می‌بندد.



[تصویر: 13910403000107_PhotoA.jpg]

در سوم شعبان سال چهارم هجری بار دیگر خانه اهل‌ نبوت غرق سرور و شادی می‌شود، نوری از انوار الهی پای در زمین می‌گذارد که لبخند را بر لبان حضرت زهرا(سلام الله علیها) و امیر‌المومنین به ارمغان می‌آورد، صفوف ملائک برای عرض تبریک بر پیامبر رحمت (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد می‌شوند و آسمان نیز در این شادی شریک هستند، آنچه که در ادامه می‌خوانید، ماجرای دوران حمل حضرت اباعبدالله(علیه السلام) در دانشنامه چهارده جلدی امام حسین(علیه السلام) چنین آمده است:



حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها این گونه به بازخوانی دوران حمل فرزند دلبندش می‌پردازد[1]:

یک ماه از دوران بارداری من به حسین(علیه السلام) می‌گذشت که در شکم خود حرارتی همراه با درد حس کردم، موضوع را به پدرم عرض کردم، پیامبر کوزه‌ای آب خواست، بر آن دعایی خواند و فرمود: «این آب را بیاشام»، آشامیدم و خدا درد را برطرف کرد.

ماه دوم بارداری به پایان رسید، سپس نا آرامی و تحرکی را احساس کردم، در سه ماهگی حرکتی در شکمم حس کردم و از آن به بعد، هیچ میلی به خوردن و آشامیدن نداشتم؛ گویا خدا مرا با جرعه‌ای شیر، سیر کرده بود، در منزل خود خیر و برکتی یافته بودم و خداوند با فرزندی که در شکم داشتم، مأنوسم کرده بود. جز برای امور ضروری از خانه بیرون نمی‌رفتم، آثار بارداری از ظاهرم نمایان بود، ولی ابداً احساس سنگینی نمی‌کردم.

چون به ماه چهارم در آمدم، ‌خدا مرا با او از تنهایی در آورد و مقیم مسجد شدم و از آن جز برای نیازهایی که برایم پدید می‌آمد، جدا نشدم و در همان برکت و سبکبال برون و درونم بود تا ماه پنجم را نیز به پایان بردم.

هنگامی که ماه ششم فرا رسید، در تاریکی شب نیازی به نور چراغ نداشتم و هر زمان که در سجاده‌ خویش بودم، صدای تسبیح و تقدیس را از درون خود می‌شنیدم، کم‌کم ضعف مرا فرا گرفت.

چون 9 روز از ماه ششم گذشت، ‌نیرویم افزون و میلم کم شد و این را به ام سلمه گفتم و خداوند به وسیله او مرا پشت‌گرمی داد.

*ملائک مقرب الهی برای ولادت فرزند فاطمه (سلام الله علیها) لحظه‌شماری می‌کنند

10 روز از ورود به شش ماهگی گذشت که ناگهان به خواب رفتم، در خواب، کسی نزد من آمد و بر پشت من دست کشید. بیدار شدم، وضو گرفتم و دو رکعت نماز گزاردم، بعد دوباره خواب مرا فرا گرفت؛ در خواب، کسی با لباسی سفید نزد من آمد، بالای سرم نشست و به صورت و پشت سرم دمید.

ترسان بلند شدم، دوباره وضو گرفتم و چهار رکعت نماز گزاردم، آن‌گاه دوباره خواب بر چشمانم چیره شد، در خواب، همان شخص نزد من آمد، مرا نشاند و دعایی بر گردن من آویخت، فردا صبح نزد پیامبر رفتم که در خانه‌ ام سلمه بود، پیامبر نگاهی به صورتم کرد و آثار شادمانی در چهره‌اش پیدا شد، ترسی که در اثر مشاهده آن خواب به من چیره شده بود، از میان رفت، بعد خوابم را برای پیامبر حکایت کردم.

پیامبر فرمود: «بر تو بشارت باد! اولین کسی که در خواب نزد تو آمد، دوستم عزرائیل، موکل ارحام زنان است؛ دومین نفر، دوستم میکائیل، موکل ارحام اهل بیت من است که به سر و صورت تو دمید»، سپس پیامبر گریست و مرا در آغوش گرفت و فرمود: «نفر سوم، هم دوستم جبرئیل است که خداوند او را خدمتگزار فرزندان تو قرار داده است»، به منزل بازگشتم و مدتی نگذشت که حسین (علیه السلام) متولد شد.

پی‌نوشت:


1. «الخرائج و الجرائح» جلد 2، صفحه 843، حکمت 60/ «بحارالانوار» جلد 43، صفحه 272، حکمت 39
صلوات
یا الله

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
نام «حسین» را خداوند به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وحی کرد/ خواب ام‌فضل چه بود

خبرگزاری فارس: مدرس حوزه و دانشگاه گفت: خبر ولادت امام حسین (علیه السلام) قبل از میلادشان از سوی جبرئیل به پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داده شد و پیامبر نوید تولد این فرزند پر خیر و برکت را به فاطمه زهرا(سلام الله علیها) دادند.

[تصویر: 13910403000106_PhotoA.jpg]

به مناسبت سالروز میلاد با سعادت امام حسین علیه‌السلام گفت‌و‌گویی با حجت‌الاسلام محمد جواد یاوری از مدرسان حوزه و دانشگاه انجام دادیم که مشروح آن از نظر می‌گذرد.

طبق نظر مشهور، ولادت امام حسین در سوم شعبان است

حجت‌الاسلام یاوری در ابتدای این گفت‌وگو ضمن تبریک اعیاد شعبانیه به خصوص میلاد امام حسین (علیه السلام) به همه شیعیان و ارادتمندان، به سالروز ولادت امام حسین(علیه السلام) و روایات مربوط به ایشان اشاره کرد و گفت: امام حسین (علیه السلام) در روز سوّم شعبان سال چهارم هجری، به دنیا آمد. البته مطابق نقل برخى از مورّخان آن حضرت در سه‌شنبه یا پنج‌شنبه پنجم شعبان سال چهارم هجرى به دنیا آمده است و مطابق برخى دیگر از نقل‏ها ولادت امام حسین (علیه السلام) در سال سوم هجرى روز سوم شعبان بوده است. مرحوم علّامه مجلسى پس از نقل این اختلافات معتقد است که مشهورتر آن است که ولادت آن حضرت سوم شعبان است. روایات مربوط به امام (علیه السلام) حتی در منابع اهل سنّت بسیار زیاد نقل شده و امام حسین (علیه السلام) از حیث نقل در میان روایات، دارای جایگاه بسیار والایی است و شاید اهل سنّت برای اولیّن بار این روایات را نقل کرده‌اند که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: جانشینان من 12 نفر هستند از اهل قریش.

وی در توضیح روایت‌های 12 جانشین افزود: در منابع شیعه بیان شده که به طور خاصتر این جانشینان از بنی هاشم هستند و در روایت جابر بن عبدالله انصاری اسامی این 12 امام مشخص شده است.

خبر تولد امام حسین (علیه السلام) را جبرئیل به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داد / خواب ام‌فضل چه بود؟


حجت‌الاسلام یاوری با بیان اینکه خبر تولّد امام حسین (علیه السلام) قبل از میلادشان از سوی جبرئیل به پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داده شد، گفت: وقتی این خبر به پیامبر داده شد حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوید این فرزند پر خیر و برکت را به حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) دادند و ایشان هم از این خبر خوشحال شدند.

وی گفت: برخی خواب‌هایی دیده و برای پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل کرده بودند، از جمله: امّ فضل همسر عموی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خواب دید که تکّه‌ای از بدن رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درمنزل امّ فضل افتاده است. امّ فضل زمانی که به خدمت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسید و تعبیرش را از پیامبر پرسید پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: تعبیرش این است که از ما مولودی به دنیا خواهد آمد و برای مدّت کوتاهی به منزل شما برای شیر خوردن خواهد آمد.

حجت‌الاسلام یاوری گفت: قبل از میلاد امام حسین(علیه السلام) در حضرت زهرا (سلام الله علیها) نشانه‌های بارداری ایجاد شده بود و ایشان احساس درد می‌کردند، وقتی به حضور پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسیدند، ایشان آبی به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) دادند که به این وسیله، درد ایشان کم شد.

وی افزود: طبق روایاتی که هم شیعه وهم سنّی بارها نقل کرده‌اند هفت روز پس از تولد امام حسین بن علی(علیه السلام) ایشان‌ را آوردند خدمت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و هنگامی که پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این مولود را دیدند، در گوششان اذان و اقامه خواندند.

یاوری در مورد عقیقه امام حسین (علیه السلام) گفت: برای عقیقه آن حضرت، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و امام علی (علیه السلام) گوسفندی را قربانی کرده و بین ضعفا و فقرای مدینه تقسیم کردند.

پژوهشگر مسائل دینی در ادامه گفتگو گفت: در روایتی آمده وقتی امام حسین (علیه السلام) به دنیا آمدند از طرف خدا هزار ملک به پایین آمده و به خدمت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسیده و به پیامبر تبریک و تهنیت گفتند. رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از این موضوع خوشحال شدند و خبر تولد حسین (علیه السلام) را پخش کردند.

حسین همنام شبیر فرزند هارون/ پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به دستور الهی نام حسین را انتخاب کرد

مدرس حوزه و دانشگاه گفت: نام امام حسن و امام حسین همنام فرزندان هارون یعنی شُبَر و شبیر نامگذاری شده است. یعنی امام حسن(علیه السلام) را به شبر و امام حسین (علیه السلام) را به نام شبیر نامگذاری کردند. البتّه این اسامی عبری بوده و پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این نام‌ها را به زبان عربی به حسن و حسین تغییر داده‌اند و به گفته برخى از مورّخان مردم آن محیط پیش از آن با نام حسن و حسین آشنا نبودند تا فرزندان خود را به این دو اسم نامگذارى کنند و این دو نام از جانب خداوند بر پیامبر صلى الله علیه و آله وحى شد.

حجت‌الاسلام یاوری با ابراز تأسف از برخی مطالب که در کتب اهل سنت درباره امام حسین آمده گفت: در منابع اهل سنّت روایاتی نقل شده که امیرالمومنین علی (علیه السلام) از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در نامگذاری فرزندانشان پیشی گرفته‌اند و جالب اینجاست آنها روایتی را نیز نقل می‌کنند که امام علی (علیه السلام) نام امام حسین (علیه السلام) را «حَـرب» (به معناب جنگ و درگیری) گذاشته‌اند.

وی گفت: روایتی از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وجود دارد که اهل سنّت هم نقل کرده‌اند مبنی بر اینکه پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: نام فرزندانتان را حرب نگذارید؛ زیرا نام ابوسفیان، حرب است.

این مدرس حوزه و دانشگاه گفت: چگونه ممکن است آن امام رئوف و مهربان که زبان زد خاص و عام بین شیعه و سنّی است، نام فرزندانشان را حرب بگذارند یا بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در نام‌گذاری فرزندانشان پیشی گرفته باشند در حالی که در روایات داریم پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امام را حسین نامیدند و موی سرشان را تراشیده و هم وزن آن طلا صدقه دادند.

جانشینی پیامبر به امر خداست نه مردم


حجت‌الاسلام یاوری در بخش دیگر از گفت‌وگوی خود با فارس اظهار داشت: بر اساس قرآن و روایات و احادیث موجود در منابع شیعه و اهل سنّت امامت یک امر الهی است، امری که به خواست خداست. در روایات کهن و تاریخی داریم رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وقتی برای تبلیغ به طائف رفته بودند، هنگام بازگشت عدّه‌ای از قبیله بنی عامر ایشان را دیدند در حالی که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از اینکه در طائف موفقیتی به دست نیاورده بودند در فکر فرو رفته بودند. افراد قبیله بنی عامر به رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیشنهاد کردند ما شما را علیه مشرکان یاری می‌کنیم به شرط آنکه مقام جانشینی خودتان و امامت امّت بعد از خود را به ما عطا کنی.

وی ادامه داد: طبق منابع شیعه و اهل سنّت، رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در جواب فرمودند: امر جانشینی به امر خداست و به دست من نیست.

یاوری تاکید کرد: بعد از آنکه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد مدینه شدند بارها چنین روایاتی را بیان داشتند.

حسن و حسین امام هستند، قیام کنند یا قیام نکنند

وی درباره امامت امام حسن و حسین گفت: از زمان تولد امام حسن و حسین (علیه السلام) روایات معروف و مشهوری وجود دارد که اگر زمانی خلافت ظاهری در دست ائمه معصومین (علیه السلام) و اهل بیت پیامبر نباشد باز هم اینها امام هستند «الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا» (حسن و حسین امامند چه قیام کنند و چه بنشینند)

حجت‌الاسلام یاوری با اشاره به حدیث ثقلین که متواتر از شیعه و سنی است، گفت: با توجه به تمسک به عترت و اهل بیت در کنار قرآن کریم و با توجه به روایاتی که از منابع شیعه و سنی داریم که در آنها مصداق عترت و اهل بیت، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) هستند، ما باید به این بزرگواران تمسّک و توسّل کنیم.

این مدرس حوزه و دانشگاه افزود: پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: حسین از من و من از حسین هستم. همین روایت در مورد امام حسن (علیه السلام) هم وجود دارد. اینها نشان دهنده این است که رسالتی که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به عنوان پیامبر اسلام دارند همان رسالت را حسن بن علی (علیه السلام) و حسین بن علی (علیه السلام) هم دارند.

یکی از اسرار محبت به اهل بیت(علیه السلام) اطاعت کردن آنهاست


وی گفت: پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: حسین جانشین من است، قدر او را بدانید و به او محبت کنید. همچنین روایات بسیار زیادی در مورد علاقه و محبّت بین پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام حسین (علیه السلام) نقل شده است و لذا محبت به ائمه (علیه السلام) نشانه ایمان است و کسانی که به ائمه اطهار(علیه السلام) بغض می‌ورزند و با آنها دشمنی می‌کنند منافق هستند.

حجت‌الاسلام یاوری با توجه دادن به این نکته که یکی از اسرار محبت داشتن به اهل بیت و امام حسین (علیه السلام) اطاعت از آنهاست گفت: این محبت گویای یک نکته مهمی است و آن اینکه با دوست داشتن امامان معصوم (علیه السلام) می‌توانیم به امر اطاعت از آنها اهتمام بورزیم. تنها صرفِ دوست داشتن نیست، یک شخص وقتی کسی را واقعا دوست دارد که خواهان رسیدن به او و کسب فضائل محبوب خود باشد. واقعا خوبی‌های محبوبش را دوست داشته باشد و سعی کند همه اوامر محبوبش را در زندگی اجرا کند، چه در اصول دین و چه در فروع دین! اگر من کسی را واقعا دوست داشته باشم باید سعی کنم سخنان او را عمل کنم و مثل او باشم و گرنه صرف ادعای محبت بدون نشان دادن در عمل و رفتار محبت واقعی محسوب نمی‌شود.

یاوری با بیان دیگر افزود: محبت اکسیری است که انسان را به طرف محبوب و معشوق خود می‌کشد و به انسان محب و عاشق رنگ معشوق می‌بخشد. اگر کسی واقعا دوستدار اهل بیت و امام حسین (علیه السلام) شود به طرف آنها گرایش پیدا می‌کند و روز و شب تلاش می‌کند خلق و خوی معشوق را به خود بگیرد و این حالت انسان را مطیع اهل بیت (علیه السلام) می‌کند. امیدواریم که ما هم بتوانیم رهرو خوبی برای اهل بیت (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) باشیم.
صلوات
یا الله

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
عذاب 700 ساله فطرس با مسح گهواره حسین(علیه السلام) برطرف شد

مرحوم آیت الله حق‌شناس با اشاره به قبول شدن توبه 700 ساله فرشته الهی پس از مسح گهواره امام حسین(علیه السلام) بیان داشت: فطرس پس از این ماجرا خود را مقید می‌داند هر کسی به سیدالشهدا(علیه السلام) سلام بفرستد، آن سلام را به امام برساند.

به گزارش فارس، ماه شعبان که ماه اهل‌بیت (علیه السلام) است، ماهی که ولادت امام حسین،‌امام زین‌العابدین، ‌حضرت ابا الفضل العباس علیهم‌السلام به همراه میلاد پر برکت امام عصر ارواحناه فداه خوشحالی مضاعفی را برای شیعه به ارمغان می‌آورد، در این ماه که نزول برکات از سوی خداوند مضاعف می‌شود، بستری را فراروی انسان قرار می‌دهد تا در کنار شادی روحش به ارتقای نفس خود نیز مشغول شود، به همین جهت پای سخن بزرگان عرفان و اخلاق می‌تواند انسان را در این زمینه کمک کند، لذا آنچه که در پیش‌رو دارید سلسله مباحث اخلاقی آیت الله عبدالکریم حق‌شناس است که ظهر روزهای دوشنبه و چهارشنبه و شب‌های شنبه در سال‌های 64 تا 68 در مسجد امین‌الدوله ایراد می‌کردند:

* توجه به موقعیت‌ها و فرصت‌ها

اول انسان باید توجه به موقعیت خودش بکند؛ موقعیت ذاتی‌‌اش، موقعیت زمانی‌اش، در چه زمانی، چه جور باید رفتار بکند؟ استاد چه جور دستور می‌دهد؟ عرض کردم امام رضا(علیه السلام) بر سبیل قضیه حقیقه فرمود: «رحیم‌الله عبداً أحیا أمرنا»، یک وقت، قضیه، قضیه خارجیه است، مثلاً یک بار کسی می‌خواهد هر کس که در مسجد است، او را مورد اکرام قرار بده؛ ولی یک بار می‌گوید: هر کس، هر وقت -امروز بود یا هر روز دیگر- به مسجد آمد، مورد اکرام قرار بده که در این صورت فرمایش امام(علیه السلام) یک قضیه حقیقت است.

خدا رحمت کند، مورد رحمت لا یتناهی خودش قرار بدهد، آن کسی که دین ما را زنده کند؛ من با گفتن احکام و معارف و شما با آمدن و شنیدن و عمل کردن، همان‌طور که از من پروردگار عزیز سؤال می‌کند، از شما هم محاسبه خواهد کرد، در روز قیامت: «فله الحجة البالغة»؛ حجت یعنی قاطع عذر، پروردگار بر شما حجت دارد؛ احتجاج می‌جوید!... چرا نرفتی یاد بگیری؟ اگر بگویی یاد گرفتم، می‌پرسد چرا عمل نکردی؟ به من هم می‌گویند چرا نگفتی؟ مسئولیت دارد آقاجون! همان طور که شما باید بیائید، من هم باید بیایم و به مسئولیت خودم عمل کنم.

*برکت و فضیلت ماه شعبان

این ماه شعبان، ماهی است که درهای خیرات در او باز است: «تنظر فیه البرکات، تترک فیه الخطیئات، و تکثر فیه الصلوات علی محمد و آله»؛ مردم باید در انتظار برکات باشند و از گناهان باید صرف‌نظر بشود و در آن بسیار صلوات بر محمد و آل محمد فرستاده شود.

فرمود: این ماه، ماه صلوات بر محمد و آل محمد است: «و هو شهر الصلوة علی النبی المختار؛ قال‌الله: «ان‌الله وملائکته یصلون علی‌النبی یا ایها الذین امنو صلوا علیه و سلموا تسلیماً» که صلوات از جانب پروردگار رحمت است، از ملائکه استغفار و از مومنین دعا؛ می‌فرماید: «فینبغی لکل مومن لبیب أن لا یغفل فی‌هذا الشهر، بل یطهر فیه لاستقبال شهر رمضان»؛ هر مومن عاقلی باید غفلت نورزد و در این ماه، خودش را برای ماه رمضان آماده کند؛ به اینکه از گناهان، خودش را پاک کند و توبه از مافات کند. «فیتضرع الی‌الله عز‌وجل فی‌شهر شعبان ان الله تبارک و تعالی یعرفک عیوب نفسک».

وقتی که در این ماه آمادگی پیدا کردی، پروردگار مربی تو خواهد شد، موانع را از جلوی تو بر می‌دارد. دنیا خشت و گل که نیست، دنیا تعلقات است، تعلقات را باید بزنیم:

چون به دست خویشتن بستی تو پای خویش را/ هم به دست خویشتن واکن کمال این است و بس

این بندهایی که نصف عمر به خودت بستی، تعلق به مال، تعلق به مقدمه تعلق به جاه، آن وقت تمام اینها را که زدی، آن وقت همت واحد می‌شود.

باید بدانی که پروردگار معشوق فطرت است، در آن آخر هم فقط پروردگار است و ما با او سر و کار داریم، امیرالمومنین عرضه می‌دارد: بار الها! اگر علی بر آتش تو صبر کند، چه طور می‌تواند در فراق تو صبر کند؟ چون علی(علیه السلام) می‌داند پروردگار کیست.

*حسرت اهل بهشت

«ان اهل الجنة لا یندمون علی شی‌ء من امور الدنیا الا علی ساعة مرت بهم فی‌الدنیا لم یذکروا‌الله تعالی فیها» رستگاران در بهشت، هیچ به مافات، آنچه که از دست رفته ـ زن و فرزند و مال و منال ـ توجهی ندارند، غصه‌ای آن را نمی‌خورند، تنها غصه آنها ساعتی است که بر آنها گذشته و محبوب حقیقی که معشوق فطرت است، غفلت کرده باشند.

آره جانم! رجب گذشت و رفت؛ چه قدر از ماه رجب استقبال کردید؟ آیا با عمل خودتان ملک داعی را لبیک گفتید؟

*مدارا با نفس انسانیت را از پیشرفت باز می‌دارد

اگر مدارا کنی با نفس خودت، در همین کلاس می‌مانی! در همین کلاس در جا می‌زنی:

پند من بشنو بجز با نفس شوم بد سرشت / با همه عالم مدارا کن کمال این است و بس

شعبان هم واسطه است و مقصد ماه رمضان؛ رمضان هم نمی‌دانیم که آیا هستیم یا نیستیم؟ آی جوان‌ها! جوانیتان، صحت و سلامتتان، غنایتان، فقرتان، همه را مغتنم بشمارید: «شبابک قبل هرمک و صحتک قبل سقمک و غناک قبل فقرک و فراغک قبل شغلک و حیاتک قبل موتک»، اگر حداکثر استفاده را نکنی، از تو خواهند گرفت‌ها! اینها نعمت پرودرگار است، ببین؛ آن آدم رفته لندن، قلبش را عمل کرده؛ حالا آمده اینجا! باز جای بخیه‌ها چرک کرده است، اما تو الان از نعمت عافیت برخوردار هستی؟ پس قدر بدان.

«ان رحمت‌الله قریب‌ من المحسنین و قال النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): الاحسان ان تعمل‌لله کانک تراه فان لم تکن تراه فانه یراک»؛ تو در حضور و محضر پروردگاری، اگر او را نمی‌بینی او تو را می‌بیند: «و هو معکم این ما کنتم»؛ علم احاطی قیومی دارد.

«انما یکسن جنات عدن الذین اذا هموا بالمعاصی ذکروا عظمتی فراقبونی والذین انحنت اصلابهم من خشیتی وعزتی و جلالی انی لاهم عذاب اهل الارض فاذا نظرت الی اهل الجوع والعطش من مخافتی صرفت عنهم العذاب».

در این بهشت عدن آن اشخاصی ساکن می‌شوند که وقتی اهتمام جستند و قصد کردند که معصیت بکنند، بدانند که در حضور و محضر من هستند و مراقبه این حضور و محضر را بکنند و از معصیت روی بگردانند! عرض کردم، این را صاحب احیاءالعلوم نوشته و إحیاء الإحیاء هم نقل کرده است که مردی پیش قاضی رفت، برای آنکه زنش را طلاق بدهد؛ قاضی گفت: چرا می‌خواهی این زن را طلاق بدهی؟ زن گفت: ای قاضی اگر در شریعت روا بود که من پرده را از روی خودم عقب بزنم، آن وقت می‌دیدی، جایز نیست این مرد مرا طلاق بدهد. قاضی غش کرد، وقتی که به هوش آمد گفت: من متذکر شدم که پروردگار عزیز می‌فرماید: اگر روا بود که شما به این چشم ملکی مرا ببینید و عظمت مرا درک کنید، هر آینه سزاوار نمی‌دانستید که مخالفت مرا بکنید و در مقام مراقبه نباشید، به عزت و جلال خودم، من به عذاب مردم زمین قصد می‌کنم، ولی وقتی ملاحظه می‌کنم آن اشخاصی را که نسبت به من در مقام مراقبه هستند و از ترس من به گرسنگی و تشنگی(روزه) تن می‌دهند، عذاب را از مردم بر می‌گردانم.

آیا جا دارد که رفقای عزیز، از حالا پیشواز نیمه شعبان بروند؟ در دعای آن شب دارد که کسانی خود را در معرض رحمت الهی قرار می‌دهند: «الهی تعرض لک فی هذا اللیل المتعرضون»، متعرضون چه کسانی هستند؟ آن اشخاصی که از حالا یک قدری بر طاعتش اضافه بکند، چشمش را از محرمات بپوشاند، تعلقاتش را کم کند و بزند، «وقصدک القاصدون وامل فضلک ومعروفک الطالبون».

آن اشخاصی که ایمان اشرابی می‌خواهند، چون آن ایمان استدلالی نتیجه کافی ندارد آقا! انسان باید با چشم دل ببیند که این ایمان نتیجه دارد، بعد می‌فرماید: «و لک فی‌ هذا اللیل نفحات و جوائز و عطایا»، تو، در شب نیمه شعبان نسیم‌های رحمت و جایزه‌ها و هدایایی داری که البته از حالا باید پیشواز بروی تا آن معنویات کامله برقلب شما افاضه شود، آن وقت مرحوم نراقی می‌فرماید: متعرضون کسانی هستند که خودشان را در معرض آن افاضه قرار می‌دهند «و مواهب تمن بها علی من تشاء من عبادک و تمنعها من لم تسبق له العنایة منک».

*سخنی پیرامون امام حسین(علیه السلام)

حالا چند کلمه هم خصوصیات حضرت اباعبد‌الله را برای شما بگویم: «به رد علی فطرس مقامه فی‌السماء»، باید توجه کرد که در عالم امر- ما در عالم ماده‌ایم؛ این عالم، عالم خلق است، آنها عالم عقولند؛ آنها از عالم امرند ـ یک ذره توانی (= سستی) جرم است و از مقامشان باید کناره‌گیری بکنند، فرموده‌اند: این فطرس یک قدری که در امتثال امر سستی کرد؛ پروردگار او را بین عذاب آخرت و دنیا مخیر ساخت، او عذاب دنیا را انتخاب کرد، پس در جزیره‌ای معلق شد و 700 سال در آن جزیره عبادت کرد تا وقتی که اباعبد‌الله(علیه السلام) متولد شد، خوب! حالا خداوند جبرئیل را در یک همچین شبی با هزار ملک برای تهنیت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرستاد، وقتی که عبور آنها به فطرس افتاد، سوال کرد به کجا می‌روید؟ به چه کار مأمورید؟ شرح دادند، فطرس گفت: جبرئیل تو را به خدا قسم، مرا هم با خودت ببر تا رسول اکرم(علیه السلام) در حق من شفاعت کند و من از این عذاب خلاص بشوم، چون خدمت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شرفیاب شدند، شرح حال فطرس به عرض رسید؛ حضرت فرمود: فطرس را بگو که خودش را به گهواره حسینم مسح کند.

خودش را به گهواره ابا‌عبدالله مالید و به آسمان عروج کرد و آزاد شد و می‌گفت: کیست مثل من؟ من آزاد کرده حسینم! عرض کرد یا رسول‌الله من به پاداش این نعمت، هر کس که به حسین عزیز سلامی بفرستد، صلواتی بفرستد، نمازی هدیه کند، بر ذمه من است که آن را به حسین عزیز برسانم.

امیدوارم به حق امام زمان به حق این مولود عزیز، به حق این ماه عزیز، هر کس چیزی می‌خواهد، حاجتی دارد، برآورده شود، امیدوارم همان‌طور که بال‌های فطرس را به او عطا فرمودند، پروردگار به شما هم دو بال علم و عمل اعطا فرماید که همه با هم از این چاه طبیعت به عالم ملکوت پرواز کنیم.
صلوات
یا الله

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
به امام حسین(علیه السلام) برگردید، راه را پیدا می‌کنید
خبرآنلاین: آنچه می خوانید بخشی از سخنان امام موسی صدر است که به مناسبت سوم شعبان، ولادت امام حسین(علیه السلام) ایراد شده است:

رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده است: «إن الحسين مصباح الهدي و سفينة النجاة؛ حسين چراغ هدايت و کشتي نجات است.» کشتي نجات است، چون از اهل بيتي است که يکي از دو ثقلي است که پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) براي امت خود باقي گذاشته و فرموده است: «مثل اهل بيتي مثل سفينة نوح، من رکبها نجا و من تخلّف عنها غرق؛ مَثَل اهل بيت من مانند کشتي نوح است؛ هر که سوار آن شود نجات مي‏يابد و هر که از آن بازماند غرق مي‏شود.» ولي در اين ميان امام حسين يک ويژگي خاص دارد. پيامبر راه هدايت را به راهي تاريک تشبيه مي‏کند که نياز به چراغ و نور دارد و آن چراع و نور، امام حسين است. معناي اين سخن روشن است، ولي سعي مي‏کنم در اين روز فرخنده، که جسم و جان ما در اين مکان بزرگ و در عين حال تنگ براي انبوه دوستداران مخلص امام حسين (عليه السلام) حضور يافته است و همگي سختي به درازا کشيدن جلسه و تنگي جا را تحمل مي‏کنند تا در بزرگداشت اين مناسبت مبارک شرکت داشته باشند، سعي مي‏کنم از اين فرصت براي تطبيق اين سخن بر زندگي عادي ما استفاده کنم. براي آنکه بفهميم چگونه حسين چراغ هدايت و عامل روشنايي راه است، مقدمه کوتاهي مي‏گويم.

انسان طبيعتاً در عملکرد خود هر چه بيشتر پيش برود، بيشتر به آن خو مي‏ گيرد و آن عملکرد در او نهادينه مي‏ شود. وقتي انسان يک کار نيک يا زشت را براي نخستين بار انجام مي‏دهد، چون هنوز به آن عادت نکرده و برخلاف عادت پيشين اوست، براي او سنگين و دشوار است، ولي همان کار در مرتبه دوم آسان‌تر و در مرتبه سوم آسان‌تر از قبل مي‏ شود و به همين ترتيب انسان به کار نيک يا زشت عادت مي‏ کند و آن کار جزئي از زندگي انسان مي‏ شود؛ به گونه‏اي که ترک آن براي او دشوار مي‏شود. يک مثال ساده بزنم: ماشين وقتي از جايي مرتفع پايين مي‏آيد، هنگام شروع حرکت و در نخستين لحظات به آرامي حرکت مي‏کند و متوقف کردن آن آسان است ولي هر چه بيشتر حرکت کند و جلوتر برود، سرعت و قدرت حرکت آن بيشتر مي‏شود و نگه داشتن آن دشوارتر، تا جايي که سرعت ماشين به اندازه‏اي زياد می‌شود که نگه داشتن آن ناممکن می‌شود و حتي اگر راننده در صدد متوقف کردن ماشين برآيد، وضع بدتر مي‏شود و خطر بيشتري او را تهديد مي‏کند، شايد شما نيز اين وضعيت را تجربه کرده باشيد.

اين مثال ساده و روشن، تصويري از چگونگي زندگي عادي ما ارائه مي‏ دهد. انسان هنگام انجام هر علمي ـ خير يا شر ـ وقتي براي نخستين بار آن را انجام مي‏دهد، آن را سخت و دشوار مي‏بيند، ولي به تدريج براي او آسان مي‏شود و جزئي از زندگي و عادات او مي‏گردد. بسياري از ما وقتي براي اولين بار سيگار مي‏کشیم برايمان دشوار و ناخوشايند است و احساس تلخي مي‏کنیم، ولي کم کم اين موجود زيانبار و خطرناک جزئي جدايي نا‏پذير از زندگي و عادت‏مان مي‏شود. عادت کردن، امري طبيعي و ملموس در زندگي انسان است. يک مثال هندسي بزنم. وقتي فردي در يک خط مستقيم راه مي‏رود، اگر اندکي حتي به اندازه يک قدم از اين مسير منحرف شود، مسلماً از مسير خود منحرف مي‏شود. در ابتدا تنها چند گام از راه راست دور مي‏شود، ولي هر چه در مسير منحرف جلوتر رود بيشتر از راه راست دور مي‏شود. در ابتداي انحراف از مسير، چند گام از راه راست دور مي‏شود؟ فرض کنيم پس از يک ساعت يک کيلومتر، چهار کيلومتر، پنج کيلومتر يا بيست کيلومتر دور مي‏شود، ولي اگر در مسير نادرست ده ساعت يا يک روز راه برود مسافت بسيار زيادي از راه اصل منحرف مي‏شود و در اين صورت بازگشت او به راه درست بسيار دشوار خواهد بود.

اين طبيعت در زندگي ماست و همه ما آن را درک کرده‏ايم. اينجاست که نقش هدايتگران، واعظان و اندرزدهندگان آشکار مي‏شود. شايد بسياري از ما وقتي برخي کارها و گناهان را مرتکب مي‏ شويم يا حق کوچکي را ناديده مي‏ گيريم، يا آن را انکار مي‏ کنيم، خود را گناهکار نمي‏ بينيم. چرا؟ چون با خود مي‏ گوييم گناه من چيست؟ من تنها يک گناه کوچک انجام دادم، انساني را از حق اندکي مثلاً به اندازه يک ليره محروم کردم، به فلان انسان با توهين يا ناسزاي کوچکي ستم کردم. ولي وقتي اين کارها تکرار شود و انسان به انجام آنها عادت کند، بسيار خطرناک مي‏ شود.

امروز من حق کوچکي را ناديده مي‏ گيرم، مثلاً به فردي يک ليره بدهکارم ولي آن را انکار مي ‏کنم، يا چند متر مربع از زمين‌هاي شخصي در زمين من است و من آن را انکار مي‏ کنم و مي‏ گويم اين‌ها ساده و ناچيز است، ولي همين اشتباهات ساده و همين انحرافات جزئي پس از مدتي زمينه را براي انجام ستمي بزرگ‏تر فراهم مي‏ کند، مانند ماشين که هر چه در سراشيبي جلوتر رود، سرعت آن بيشتر مي‏شود. من بار اول ده متر از زمين ديگري را غصب مي‏کنم، بار دوم پانزده متر، بار سوم يک دونم(مقياس مساحت) و همين طور ستم و عادت خود را بيشتر مي‏کنم.

وقتي من مرتکب گناهي مي‏ شوم، به پيامدهاي آن توجه ندارم و نمي‏ بينم به کجا مي‏ انجامد، ولي راهنماي دانا و چراغ هدايت مي‏ تواند اين پيامدها را ببيند و مي‏داند انحرافي که امروز با يک گام يا ده متر يا يک ... آغاز مي‏شود فردا به صدها و هزاران متر مي‏انجامد. اينجاست که نقش رهبر و پيشوا و راهنما و چراغ هدايت آشکار مي‏شود. ظلم و جرم و اشتباه نسبت به ديگران هميشه نسبت به ديگران هميشه با انجام يک عمل تحقق نمي‏ يابد. تنها به اين نيست که مال کسي را به زور بگيرم، مال ديگران را به ناحق بخورم، کسي را طرد کنم، به کسي توهين کنم يا شهادت ناحق بدهم. ستم کردن تنها به اين نيست که چيزي را به کسي که شايسته آن نيست بدهيم، بلکه ستم کردن با سکوت در برابر پايمال شدن حق هم محقق مي‏شود و همان گونه که شنيده‏ايد: «کسي که از حق چشم‏پوشي کند و در برابر آن ساکت بماند، شيطاني لال است.»

کسي که در برابر ستمگر ساکت مي‏ ماند و به او اجازه جولان مي‏ دهد، در حقيقت به نوعي ظلم را تأييد و با آن سازش مي‏ کند و مظلوم را خوار مي‏ سازد. اين دو نوع ستم کردن: ايجابي و سلبي در حيات ملت‌ها وجود دارند، هر چند آشکارا به چشم نيايند، ولي حوادثي هستند که اين حقيقت را آشکار مي‏ کنند.

به حادثه کربلا و قيام امام حسين(علیه السلام) ـ اين چراغ هدايت ـ برگرديم تا ببينيم چگونه امام حسين راه را روشن کرد تا مردم خودشان حقيقت را دريابند. هرکه به امام حسین برگردد، راه را پیدا می کند

مي‏ دانيد که امام حسين و فرزندان و برادران و ياران ايشان به شهادت رسيدند و اهل بيت امام به اسارت رفتند. در کربلا زشت‏ ترين جنايت و بزرگ‏ترين خيانت رخ داد و شديد‏ترين ستمي که يک ستمگر مي‏ تواند انجام دهد، روا رفت. ستمي که در کربلا روا رفت با هيچ ستمي قابل مقايسه نيست ولي جاي اين سؤال هست که چه کسي اين مشکل را پديد آورد؟ چه کسي ستم کرد؟

در اين حادثه يک نفر فرمان داد که يزيد بود، يک نفر امير بود، يعني «ابن زياد» يکي لشکر را فرماندهي کرد و به کربلا آورد که عمر بن سعد بود، گروهي اين فرمان را اجرا کردند و تيراندازي کردند و سنگ انداختند و مستقيماً در کشتن امام حسين عليه السلام دخالت کردند که «شمر» و ياران او سپاه حاضر در کربلا بود.

سؤال اين است: اگر در ميدان جنگ تنها ابن زياد و يزيد و عمربن سعد بودند، آيا امام حسين به آن شکل دردناک به شهادت مي‏رسيد؟ اگر سپاه دشمن بيست يا پنجاه نفر بودند، آيا مي‏توانستند چنين جنايتی را مرتکب شوند؟ يقيناً نه. پس چگونه توانستند چنين جنايتي انجام دهند؟ به فرمانِ فرمان‏دهنده و اجرايِ اجراکننده و تأييدِ تأييدک
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: جویای حقیقت ، علی 110 ، محمد رضا. ، M912 ، hesam110
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# علی 110 14 13,550 ۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷
آخرین ارسال: imaneavare_59
  طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) آفتاب 22 11,351 ۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰
آخرین ارسال: آفتاب
  چرا مدت سوگواری امام حسین ع طولانی است؟ aliabad 72 16,769 ۲۳/مهر/۹۵ ۲۱:۲۹
آخرین ارسال: aliabad
  زندگی از دیدگاه امام حسین ع aliabad 0 1,201 ۱۲/مهر/۹۵ ۱:۱۶
آخرین ارسال: aliabad
  چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ در جستجوی سختی 2 2,243 ۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: Mohammad Trust
Rainbow امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان bahareh 1 1,944 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱
آخرین ارسال: Bamdaad
  عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} بچه های گمنام 36 11,674 ۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲
آخرین ارسال: بچه های گمنام

پرش در بین بخشها:


بالا