کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حضرت ابوالفضل چگونه «باب الحوائج» شد/ عباس(علیه السلام) نخستین‌بار در
۸:۳۴, ۵/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/تیر/۹۱ ۸:۳۶ توسط mohammad reza.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
حضرت ابوالفضل چگونه «باب الحوائج» شد/ عباس(علیه السلام) نخستین‌بار در جنگ صفین سقا بود

نویسنده کتاب‌های «ماه در فرات» و «ساقی تشنه» با اشاره به حضور پررنگ حضرت عباس(علیه السلام) در جنگ صفین گفت: هنگامی که لشکر 85 هزار نفری معاویه، فرات را روی یاران امیرالمؤمنین(علیه السلام) بست، امام حسین و حضرت عباس این حصر را شکستند.


[تصویر: 13900914123545_PhotoA.jpg]

به مناسبت سالروز ولادت ابوالفضل العباس علیه‌السلام، خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس گفت‌وگوی مشروحی با حجت‌الاسلام ابوالفضل هادی‌منش، مدیر گروه علمی نویسندگی مرکز تخصصی تبلیغ و نویسنده کتاب‌های «ماه در فرات»، «ساقی تشنه»، «چشم در چشم فرات» و «یاران ایرانی اهل بیت» در مورد شخصیت حضرت عباس علیه‌السلام، انجام داده‌ایم که متن آن تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود.

بررسی شخصیت عباس(علیه السلام) پیش از عاشورا بسیار حائز اهمیت است

حجت‌الاسلام هادی‌منش در ابتدای گفت‌وگو اظهار داشت: زندگانی حکمت آمیز و غرور آفرین پیشوایان معصوم علیهم‌السلام و فرزندان برومندشان، سرشار از نکات عالی و آموزنده در راستای الگوگیری از شخصیت کامل و بارز آنان بوده و نیز درسهای تربیتی آنان نسبت به فرزندان خویش، در تمامی زمینه‌های اخلاقی و رفتاری، سرمشق کاملی برای تشنگان زلال معرفت و پناهگاه استواری برای دوستداران فرهنگ متعالی اهل بیت عصمت علیهم‌السلام و به ویژه برای نسل جوان است.

وی با اشاره به اینکه زندگانی پر خیر و برکت اهل بیت علیهم‌السلام در بردارنده دو اصل استوار «حماسه و عرفان» است گفت: پرداختن به بُعد حماسی و عرفانی زندگانی آنان و فرزندانشان که در معرض پرورش و تربیت ناب اسلامی قرار داشته‌اند، برای عامه مردم و به ویژه جوانان، جذّاب و گام مؤثری در عرصه تبلیغ دینی است.

مدیر گروه علمی نویسندگی مرکز تخصصی تبلیغ گفت: تاکنون مطالب زیادی درباره زندگانی حضرت عباس علیه‌السلام گفته و نگاشته شده که تنها به نقش ایشان در قیام کربلا پرداخته و دیگر مقاطع زندگی‌ ایشان را نادیده گرفته ‌است. بررسی جایگاه ایشان در ادعیه و زیارات، از نکات قابل توجهی است که تاکنون به آن پرداخته نشده است.

هادی‌منش ادامه داد: شناساندن بخش‌های دیگری از زندگی ایشان به ‌ویژه پیش از واقعه عاشورا و فعالیت‌های سیاسی آن حضرت در دوران خلافت امام علی علیه السلام و به ‌ویژه دوران امام حسن مجتبی علیه‌السلام، بسیار مهم است. ایشان در این دوران در متن فعالیت‌های سیاسی بودند و حکم بازوی راست امام حسن علیه‌السلام را داشتند. به بیان بهتر بررسی و تبیین جایگاه عباس (علیه السلام) در ادعیه و زیارات و فعالیت‌های سیاسی ایشان در دوران خلافت امام علی (علیه السلام) و دوران امام مجتبی (علیه السلام) از موارد کم کاری ‌نویسندگان است.

حضرت ابوالفضل(علیه السلام) مطیع امام زمان خویش بود


این مدرس حوزه و دانشگاه بیان داشت: نکته قابل توجه دیگری که در بررسی زندگی ایشان وجود دارد، موضوع عدم اظهار نظر حضرت عباس علیه‌السلام برای منع امام حسین علیه‌السلام از رفتن به سوی کربلا بود. ایشان مطیع کامل امام زمان خویش بودند.

وی گفت: در تاریخ آمده است که وقتی حضرت قصد حرکت به سمت کربلا را داشتند و قیام در شرف وقوع بود، بسیاری از افراد سرشناس و نزدیکان آن حضرت به نیت خیرخواهی، ایشان را از شرکت در این قیام بازداشتند، اما حضرت عباس علیه‌السلام با وجود نسبت برادری خود با سالار شهیدان، هیچ‌گاه ایشان را از رفتن به کربلا منع نکردند. این موضوع از نکات برجسته حضرت عباس علیه‌السلام است که از ابتدا تا انتهای قیام تنها تابع امام خود بودند و هیچ‌گاه زبان به اظهار نظر و خطاب به امام خود نمی‌گشودند.

داستان شجاعت و صلابت، مدت‌ها پیش از ولادت

نویسنده و پژوهشگر حوزه دین گفت: داستان شجاعت و صلابت عباس علیه‌السلام مدتها پیش از ولادت او، از روزی آغاز شد که امیرالمؤمنین علیه‌السلام از برادرش عقیل خواست تا برای او زنی انتخاب کند که ثمره ازدواجشان، فرزندانی شجاع و برومند در دفاع از دین و ولایت باشد.

وی بیان کرد: عقیل نیز «فاطمه» دختر «حزام بن خالد بن ربیعه» را برای همسری امیرالمومنین علیه‌السلام انتخاب کرد که بعدها «ام البنین» نام گرفت. این پیوند در سحرگاه جمعه، چهارمین روز شعبان المبارک سال 26 هجری با میلاد حضرت عباس علیه السلام به بار نشست.

تربیت روحی، اخلاقی و جسمانی از کودکی


مشاور و کارشناس محصولات فرهنگی بعثه مقام معظم رهبری با اشاره به اینکه عباس(علیه السلام) در فضایی چشم به جهان گشود که رایحه دل انگیز وحی، فضای آن را پر کرده بود و به دست مردی پرورش یافت که شخصیت بی‌نظیر تاریخ بشریت بود و در خانه‌ای رشد کرد که یادگار شجاعت و شهامت زنی در دفاع از امامت تا پای جان بود گفت: پیداست که عباس علیه‌السلام نیز از همان آغاز و در همان خانه با مفهوم ستیز با ظلم آشنا شده و از همانجا زمینه‌های ایستادگی و جانفشانی در راه حق در او به وجود آمده است. در محضر پدری که خیبرهای الحاد را در هم کوبیده و فتح کرده بود و در دامان مادری که انگیزه ازدواج شوهرش با او را تا دم مرگ از یاد نبرد و آن را بُن مایه تربیت فرزندان برومندش قرارداد، تربیت می‌شد. ام البنین از همان آغاز فرزندان خود را بلاگردان فرزندان فاطمه علیهاالسلام دانست و پس از شهادت شوهر مظلومش، علی علیه‌السلام، هرگز به ازدواج مردی دیگر در نیامد.

هادی‌منش ادامه داد: تاریخ گویای آن است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام تلاش فراوانی مبنی بر تربیت فرزندان خود داشتند و عباس علیه‌السلام را افزون بر تربیت در جنبه‌های روحی و اخلاقی از نظر جسمانی نیز مورد تربیت و پرورش قرار می‌دادند تا جایی که از تناسب اندام و ورزیدگی اعضای او، به خوبی توانایی و آمادگی بالای جسمانی او فهمیده می‌شد.

وی با بیان اینکه علاوه بر ویژگی‌های وراثتی که عباس از پدرش به ارث برده بود، فعالیتهای روزانه، اعم از کمک به پدر در آبیاری نخلستان‌ها و جاری ساختن نهرها و حفر چاه‌ها و نیز بازی‌های نوجوانانه بر تقویت قوای جسمانی او می‌افزود، گفت: از جمله بازیهایی که در دوران کودکی و نوجوانی عباس علیه‌السلام بین کودکان و نوجوانان رایج بود، بازی‌ای به نام «مداحی» بود که تا اندازه‌ای شبیه به ورزش گلف است و در ایران زمین به «چوگان» شهرت داشته است. این بازی که به دو گونه سواره یا پیاده امکان پذیر بود. افراد با چوبی که در دست داشتند، سعی می‌کردند تا گوی را از دست حریف بیرون آورده، به چاله‌ای بیندازند که متعلق به طرف مقابل است.

نویسنده کتاب ماه در فرات ادامه داد: این گونه سرگرمی‌ها نقش مهمی در چالاکی و ورزیدگی کودکان داشت. علاوه بر آن در تاریخ هست که امیرالمؤمنین علیه‌السلام به توصیه‌های پیامبر صلی الله علیه و آله مبنی بر ورزش جوانان و نوجوانان، اعم از سوارکاری، تیراندازی، کشتی و شنا جامه عمل می‌پوشانید و خود شخصا، فنون نظامی را به عباس علیه‌السلام می‌آموخت که این موضوع نیز گام مؤثر و سازنده‌ای در پرورشهای جسمانی عباس علیه‌السلام به شمار می‌رفت.

نخستین بارقه‌های جنگاوری

مدیر گروه علمی نویسندگی مرکز تخصصی تبلیغ گفت: امیرالمؤمنین بیشترین سهم را در بروز این ویژگی برجسته و کارآمد روحی در عباس(علیه السلام) بر عهده داشت و تیزبینی امیرالمؤمنین در پرورش عباس، از او چنان قهرمان نام آوری در جنگ‌های مختلف ساخته بود که شجاعت و شهامت او، نام علی(علیه السلام) را در کربلا زنده کرد.

وی با اشاره به روایتی گفت: روزی امیرالمؤمنین در مسجد نشسته و با اصحاب و یاران خود گرم گفتگو بود. در این لحظه، مرد عربی در آستانه درب مسجد ایستاد، از مرکب خود پیاده شد و صندوقی را که همراه آورده بود، از روی اسب برداشت و داخل مسجد آورد. به حاضران سلام کرد و نزدیک آمد و دست علی(علیه السلام) را بوسید و گفت: مولای من! برای شما هدیه‌ای آورده‌ام و صندوقچه را پیش روی امام گذاشت. امام در صندوقچه را باز کرد. شمشیری آب دیده در آن بود.

هادی‌منش ادامه داد: در همین لحظه، عباس که نوجوانی نو رسیده بود، وارد مسجد شد. سلام کرد و در گوشه‌ای ایستاد و به شمشیری که در دست پدر بود، خیره ماند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام متوجه شگفتی و دقت او گردید و فرمود: فرزندم! آیا دوست داری این شمشیر را به تو بدهم؟ عباس گفت: آری! امیرالمؤمنین فرمود: جلوتر بیا! عباس پیش روی پدر ایستاد و امام با دست خود، شمشیر را بر قامت بلند او حمایل نمود. سپس نگاهی طولانی به قامت او نمود و اشک در چشمانش حلقه زد. حاضران گفتند: یا امیرالمؤمنین! برای چه می‌گریید؟ امام پاسخ فرمود: گویا می‌بینم که دشمن پسرم را احاطه کرده و او با این شمشیر به راست و چپ دشمن حمله می‌کند تا اینکه دو دستش قطع می‌شود.

نمونه‌های بارز شجاعت با شرکت در جنگها


هادی‌منش گفت: شاید اولین تجربه حضور عباس در صحنه سیاسی، شرکت او در جنگ جمل بوده است؛ اما از تلاش‌های او در این جنگ، اسناد چندان معتبری در دست نیست. احتمال می‌رود که کم سن و سال بودن این نوجوان تلاشگر، سبب شده تا فعالیتهای او از حافظه تاریخ پاک شود. اما حضور پر رنگ او در جنگ صفین، برگ زرینی بر کتاب عباس است.

سقایی، تجربه پیشین عباس علیه‌السلام

مشاور و کارشناس محصولات فرهنگی بعثه مقام معظم رهبری گفت: پس از ورود سپاه 85 هزار نفری معاویه به صفین، او به منظور شکست دادن امیرالمؤمنین علیه‌السلام عده زیادی را مأمور نگهبانی از آب راه فرات نمود و «ابوالاعور اسلمی» را مسئول آن قسمت کرد. سپاهیان خسته و تشنه امیرالمؤمنین علیه‌السلام وقتی به صفین رسیدند، آب را به روی خود بسته دیدند.

این نویسنده و پژوهشگر تاریخ ادامه داد: تشنگی بیش از حد سپاه، امیرالمؤمنین علیه‌السلام را وا داشت تا عده‌ای را به فرماندهی «صعصعة بن صوحان» و «شبث بن ربعی» برای آوردن آب اعزام نماید. آنان به همراه تعدادی از سپاهیان، به فرات حمله کردند و آب آوردند. در این یورش امام حسین علیه‌السلام و اباالفضل العباس علیه‌السلام نیز شرکت داشتند و مالک اشتر این گروه را هدایت کرده است.

عباس جانشین امیرالمومنین (علیه السلام) در قلب سپاه اسلام


وی درباره جریان آزادسازی فرات به وسیله لشکریان امیرالمؤمنین علیه‌السلام گفت: در آن هنگام مردی تنومند و قوی هیکل به نام «کُرَیْب بن ابرهة» از قبیله «ذی یزن» از صفوف لشکریان معاویه برای هماورد طلبی جدا شد. در مورد قدرت بدنی بالای او در تاریخ داریم که وی یک سکه نقره را بین دو انگشت شست و سبابه خود چنان می‌مالید که نوشته‌های روی سکه ناپدید می‌شد. این فرد خود را برای مبارزه با امیرالمؤمنین علیه‌السلام آماده ساخت. معاویه برای تحریک روحیه جنگی او گفت: علی با تمام نیرو می‌جنگد و جنگجویی سترگ است و هر کس را یارای مبارزه با او نیست. آیا توان رویارویی با او را داری؟ کریب داد: من باکی ندارم و با او مبارزه می‌کنم.

هادی‌منش ادامه داد: کریب نزدیک آمد و امیرالمؤمنین را برای مبارزه صدا زد. یکی از یاران مولا علی علیه‌السلام به نام «مرتفع بن وضاح زبیدی» پیش آمد. کریب پرسید: کیستی؟ گفت: هماوردی برای تو! کریب پس از لحظاتی جنگ او را به شهادت رساند و دوباره فریاد زد: شجاع‌ترین شما با من مبارزه کند، یا علی بیاید.

مدیر گروه علمی نویسندگی مرکز تخصصی تبلیغ افزود: ابتدا «شرحبیل بن بکر» و پس از او «حرث بن جلاّح» به نبرد با او پرداختند، اما هر دو به شهادت رسیدند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام که این شکسته‌ای پی در پی را سبب از دست رفتن روحیه جنگ در افراد خود می‌دید، دست به اقدامی عجیب زد و فرزند رشید خود عباس را که در آن زمان علی‌رغم سن کم جنگجویی کامل و تمام عیار به نظر می‌رسید، صدا زد و به او دستور داد که اسب، زره و تجهیزات نظامی خود را با او عوض کند و در جای امیرالمؤمنین در قلب لشکر بماند و خود لباس جنگ عباس را پوشید و بر اسب او سوار شد و در مبارزه‌ای کوتاه اما پر تب و تاب، کریب را به هلاکت رساند ... و به سوی لشکر بازگشت و سپس محمد بن حنفیه را بالای نعش کریب فرستاد تا با خونخواهان کریب مبارزه کند.

وی تأکید کرد: اگر تاریخ گواه بر وجود افراد درشت اندامی چون کریب با شرحی که در توانایی او گفته شد، در لشکر معاویه بوده باشد، به هیچ وجه بعید نیست که در سپاه اسلام نیز افرادی نظیر عباس علیه‌السلام با تناسب اندام فوق العاده وجود داشته باشند؛ چرا که او فرزند کسی است که درب قلعه خیبر را از جا کند و بسیاری از قهرمانان عرب را در نوجوانی به هلاکت رساند؛ همچنانکه خود علی علیه‌السلام می‌فرماید: «من در نوجوانی بزرگان عرب را به خاک افکندم و شجاعان دو قبیله معروف «ربیعه» و «مُضَر» را در هم شکستم...»

درخشش در جنگ صفین

هادی‌منش در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با فارس اظهار داشت: در تاریخ آمده که در گرما گرم نبرد صفین، جوانی از صفوف سپاه اسلام جدا شد که نقابی بر چهره داشت. جلو آمد و نقاب از چهره‌اش برداشت، هنوز چندان مو بر چهره‌اش نروییده بود، اما صلابت از سیمای تابناکش خوانده می‌شد. سنّش را حدود هفده سال تخمین زده‌اند. مقابل لشکر معاویه آمد و با نهیبی آتشین مبارز خواست.

وی ادامه داد: معاویه به «ابوشعثاء» که جنگجویی قوی در لشکرش بود، رو کرد و به او دستور داد تا با وی مبارزه کند. ابوشعثاء با تندی به معاویه پاسخ گفت: مردم شام مرا با هزار سواره نظام برابر می‌دانند اما تو می‌خواهی مرا به جنگ نوجوانی بفرستی؟ آن گاه به یکی از فرزندان خود دستور داد تا به جنگ او برود.

مشاور و کارشناس محصولات فرهنگی بعثه مقام معظم رهبری گفت: پس از لحظاتی نبرد، عباس علیه‌السلام او را در خون خود غلطاند. گرد و غبار جنگ که فرو نشست، ابوشعثاء با نهایت تعجب دید که فرزندش در خاک و خون می‌غلطد. او هفت فرزند داشت. فرزند دیگر خود را روانه کرد، اما نتیجه تغییری ننمود تا جایی که همگی فرزندان خود را به نوبت به جنگ با او می‌فرستاد، اما آن نوجوان دلیر همگی آنان را به هلاکت می‌رساند.

این نویسنده و پژوهشگر تاریخ اضافه کرد: در پایان ابوشعثاء که آبروی خود و پیشینه جنگاوری خانواده‌اش را بر باد رفته می‌دید، به جنگ با او شتافت، اما حضرت او را نیز به هلاکت رساند، به گونه‌ای که دیگر کسی جرأت بر مبارزه با او به خود نمی‌داد و تعجب و شگفتی اصحاب امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز برانگیخته شده بود. هنگامی که به لشکرگاه خود بازگشت، امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقاب از چهره فرزند رشیدش برداشت و غبار از چهره او پاک کرد.

دوشادوش امام حسن علیه‌السلام


حجت‌الاسلام والمسلمین هادی‌منش در بخش دیگری از گفتگوی با اشاره به اینکه امام علی علیه‌السلام پیش از شهادت به فرزند برومندش عباس توصیه‌های فراوانی مبنی بر یاری رساندن به برادران معصوم و امام او به ویژه امام حسین علیه‌السلام نمود، گفت: امیرالمومنین علیه‌السلام در شب شهادتش، عباس را به سینه چسبانید و به او فرمود: پسرم! به زودی چشمم به دیدار تو در روز قیامت روشن می‌شود. به خاطر داشته باش که در روز عاشورا به جای من، فرزندم حسین علیه‌السلام را یاری کنی. این گونه از او پیمانی گرفت که هرگز از رهبری برادران خود تخطی نکند و همواره دوشادوش آنان به احیای تکالیف الهی و سنت نبوی صلی الله علیه و آله در جامعه بپردازد.

مدیر گروه علمی نویسندگی مرکز تخصصی تبلیغ تأکید کرد: عباس علیه‌السلام در جریان توطئه صلحی که از سوی معاویه به امام مجتبی علیه‌السلام تحمیل شد، همواره موضعی موافق با امام و برادر معصوم و مظلوم خویش داشت در حالیکه حتی برخی از دوستان نیز از اطراف امام متواری شدند. مثلا سلیمان بن صرد خزاعی که قیام توابین را پس از واقعه عاشورا به راه انداخت روزی امام حسن علیه‌السلام را «مذلّ المومنین» خواند.

هادی منش اضافه کرد: با وجود این شرائط نابسامان، حضرت عباس دست از پیمان خود با برادران و میثاقی که با پدرش علی علیه‌السلام در شب شهادت او بسته بود، بر نداشت و هرگز جلوتر از آنان گام برنداشت و اگر چه صلح هرگز با روحیه جنگاوری و رشادت او سازگار نبود، اما ترجیح می‌داد اصل پیروی بی چون و چرا از امام بر حق خود را به کار بندد و سکوت نماید.

وی ادامه داد: در این اوضاع حتی یک مورد در تاریخ نمی‌یابیم که او علی رغم عملکرد برخی دوستان، امام خود را از روی خیرخواهی و پنددهی مورد خطاب قرار دهد. به همین جهت است که در آغاز زیارت نامه ایشان که از امام صادق علیه‌السلام وارد شده است، می‌خوانیم: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّها الْعَبْدُ الصّالِحُ، اَلْمُطیعُ لِلّهِ و َلِرَسُولِهِ وَلاَِمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ صَلّی اللّه عَلَیْهِمْ و سَلَّمَ. درود خدا بر تو ای بنده نیکوکار و فرمانبردار خدا و پیامبر خدا و امیرمؤمنان و حسن و حسین که درود و سلام خدا بر آنها باد!»

چرا باب الحوائج ؟

این مدرس حوزه و دانشگاه گفت: پس از بازگشت امام مجتبی علیه‌السلام به مدینه، عباس در کنار امام به دستگیری از نیازمندان پرداخت و هدایای کریمانه برادر خود را بین مردم تقسیم می‌کرد. او در این دوران لقب «باب الحوائج» یافت و وسیله دستگیری و حمایت از محرومین جامعه شد.

وی گفت: عباس در تمام این دوران در حمایت و اظهار ارادت به امام خویش کوتاهی نکرد، تا آن زمان که دسیسه پسر ابوسفیان، امام حسن علیه‌السلام را به شهادت رساند. وقتی دشمنان به آن نیز بسنده نکرده و بدن مسموم ایشان را آماج تیرهای کینه توزی خود قرار دادند، کاسه صبر عباس علیه‌السلام لبریز شد و غیرت حیدری‌اش به جوش آمد. دست بر قبضه شمشیر برد، اما دستان مهربان امام حسین علیه‌السلام نگذاشت آن را از غلاف بیرون آورد و برادر غیور خود را باز هم دعوت به صبر نمود.

یار وفادار امامان علیهم‌السلام


نویسنده کتاب چشم در چشم فرات گفت: یزید پس از مرگ معاویه به فرماندار وقت مدینه «ولید بن عقبه» نوشت: «حسین را احضار کن و بی درنگ از او بیعت بگیر و اگر سر باز زد گردنش را بزن و سرش را برای من بفرست.»

وی اشاره کرد: ولید با مروان مشورت کرد. مروان که از دشمنان سرسخت خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السلام به شمار می‌رفت، در پاسخ ولید گفت: اگر من جای تو بودم گردن او را می‌زدم. او هرگز بیعت نخواهد کرد. سپس امام حسین علیه‌السلام را احضار کردند که حضرت عباس (علیه السلام) نیز به همراه سی تن از بنی هاشم امام را همراهی کردند. این همراهی تا آخرین لحظات عمر شریفشان ادامه داشت.

هادی‌منش در پایان این گفت‌وگو بیان داشت: واقعیت امر درباره علمدار کربلا این است که ایشان تا هنگامی که موقعیت اجازه داد، توانایی‌هایشان را ثابت کردند و همیشه در کنار امامان و یار و یاور و پشتیبان آن حضرات بودند که اوج آن تبعیت، در دهم محرم سال 61 هجری رقم خورد.

رمز و راز تعالي حضرت عباس (علیه السلام)
حضرت عباس (علیه السلام) در خانه اي زاده شد كه جايگاه دانش و حكمت بود. آن جناب از محضر اميرمومنان (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام) و امام حسين (علیه السلام) كسب فيض كردند و از مقام والاي علمي برخوردار شدند. لذا از خاندان عصمت (علیه السلام) در مورد حضرت عباس (علیه السلام) نقل شده است كه فرموده اند: زق العلم زقا، يعني همان طور كه پرنده به جوجه خود مستقيماً غذا مي دهد، اهل بيت (علیه السلام) نيز مستقيماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند.
سرویس فرهنگی جهان - در سال 26 هجري قمري، حضرت عباس (علیه السلام) پايه عرصه گيتي نهاد. مادر گراميش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربيعه بن عامر كلبي و كنيه اش (ام البنين) بود.

چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بود، كه اميرالمومنين از برادرش عقيل، كه به اصل و نسب قبايل آگاه بود، درخواست كرد زني را از دودماني شجاع براي او خواستگاري كند و عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را براي آن حضرت خواستگاري كرد و ازدواج صورت گرفت.

اميرالمومنين (علیه السلام) از اين بانوي گرامي، صاحب چهار پسر به نامهاي عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد.
عباس (علیه السلام) ازبرادران ديگرش بزرگتر بود و هر چهار برادر به امام خويش، حسين (علیه السلام) وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار كردند.

ارادت قلبي ام البنين (سلام الله علیها) به خاندان پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آنقدر بود كه امام حسين (علیه السلام) را از فرزندان خود بيشتر دوست مي داشت؛ بطوري كه وقتي به اين بانوي گرامي خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسين (علیه السلام) باخبر سازيد و چون خبر شهادت امام حسين (علیه السلام) به او داده شد، فرمود رگهاي قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زير اين آسمان كبود است، فداي امام حسين (علیه السلام).

دوران كودكي حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام)

در روزهاى كودكى عباس، پدر گرانقدرش چون آيينه معرفت، ايمان، دانايى و كمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى‏اش بر وى تاثير مى‏نهاد. او از دانش و بينش على(علیه السلام) بهره مى‏برد. حضرت در باره تكامل و پويايى فرزندش فرمود: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مى‏گيرد، از من معارف فرا گرفت. در آغازين روزهايى كه الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام(علیه السلام) به فرزندش فرمود: بگو يك. عباس گفت: يك حضرت ادامه داد: بگو دو عباس خوددارى كرد و گفت: شرم مى‏كنم با زبانى كه خدا را به يگانگى خوانده ‏ام، دو بگويم.

پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاك و مبارك براى ايام نوجوانى و جوانى عباس فراهم كرد تا در آينده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه كه على(علیه السلام) با نگاه بصيرت‏ آميز خود آينده عباس را نظاره مى‏كرد، با لبختدى رضايت ‏آميز، سرشك غم از ديدگان جارى مى‏كرد و چون همسر مهربانش از علت گريه مى‏پرسيد، مى‏فرمود: دستان عباس در راه يارى حسين(علیه السلام) قطع خواهد شد.

آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنين خبر مى‏داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمويش جعفر بن ‏ابى‏طالب در بهشت پرواز كند. محبت پدرى گاه على(علیه السلام) را بر آن مى‏داشت تا پاره پيكرش را ببوسد ، ببويد و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از اينرو لحظه‏اى عباس را از خود دور نمى‏ساخت. فرزند پاكدل على(علیه السلام) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، كه با پدر زيست، هميشه در حرب و محراب و غربت و وطن در كنار او حضور داشت.

در ايام دشوار خلافت، لحظه ‏اى از وى جدا نشد و آنگاه كه در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفين پيش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشت، حماسه‏اى جاويد آفريد.

مقام علمي حضرت عباس (علیه السلام)

حضرت عباس (علیه السلام) در خانه اي زاده شد كه جايگاه دانش و حكمت بود. آن جناب از محضر اميرمومنان (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام) و امام حسين (علیه السلام) كسب فيض كردند و از مقام والاي علمي برخوردار شدند. لذا از خاندان عصمت (علیه السلام) در مورد حضرت عباس (علیه السلام) نقل شده است كه فرموده اند: زق العلم زقا، يعني همان طور كه پرنده به جوجه خود مستقيماً غذا مي دهد، اهل بيت (علیه السلام) نيز مستقيماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند.

علامه محقق، شيخ عبدالله ممقاني، در كتاب نفيس تنقيح المقال، در مورد مقام علمي و معنوي ايشان گفته است: آن جناب از فرزندان فقيه و دانشمندان ائمه (علیه السلام) و شخصيتي عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاك بود.

مقام حضرت عباس (علیه السلام) نزد ائمه (علیه السلام):

اگر بخواهيم مقام و منزلت حضرت عباس (علیه السلام) را از ديدگاه امامان معصوم (علیه السلام) دريابيم، كافي است به سخنان آن بزرگوار درباره حضرت عباس (علیه السلام) توجه كنيم.

در شب عاشورا، وقتي دشمن در مقابل كاروان امام حسين (علیه السلام) حاضر شد و درراس آنها عمربن سعد شروع به داد و فرياد كرد، امام حسين (علیه السلام) به حضرت عباس (علیه السلام) فرمود:‌ برادر جان، جانم به فدايت، سوار مركب شو و نزد اين قوم برو و از ايشان سوال كن كه به چه منظور آمده اند و چه مي خواهند.

در اين ماجرا دو نكته مهم وجود دارد يكي آنكه امام به حضرت عباس مي فرمايد: من فدايت شوم. اين عبارت دلالت بر عظمت شخصيت عباس (علیه السلام) دارد، زيرا امام معصوم العياذ بالله سخني بي مورد و گزاف نمي گويد و نكته دوم آنكه، حضرت به عنوان نماينده خود عباس (علیه السلام) را به اردوي دشمن مي فرستد.
روز عاشورا هنگامي كه حضرت عباس (علیه السلام) از ا سب بر روي زمين افتاد، امام حسين (علیه السلام) فرمودند:‌(الان انكسر ظهري و قلت حياتي) يعني (اكنون پشتم شكست و چاره ام كم شد). اين جمله بيانگر اهميت حضرت عباس (علیه السلام) ونقش او در پشتيباني از امام حسين (علیه السلام) است.

امام زمان (علیه السلام)، در قسمتي از زيارتنامه اي كه براي شهداي كربلا ايراد كردند، حضرت عباس (علیه السلام) را چنين مورد خطاب قرار مي دهند: السلام علي ابي الفضل العباس بن اميرالمومنين المواسي اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادي له،‌الوافي الساعي اليه بمائه، المقطوعه يداه لعن الله قاتله يزيد بن الرقاد الجهني و حكيم بن طفيل الطائي.

امام زين العابدين (علیه السلام) به عبيدالله بن عباس بن علي بن ابي طالب (علیه السلام) نظر افكند و اشكش جاري شد. سپس فرمود:‌هيچ روزي بر رسول خدا (علیه السلام) سخت تر ازروز جنگ احد نبود، زيرا در آن روز عموي پيامبر، شير خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب كشته شد و بعد از آن روز بر پيامبر هيچ روزي سخت از روز جنگ موته نبود، زيرا در آن روز پسر عموي پيامبر جعفر بن ابي طالب كشته شد سپس امام زين العابدين (علیه السلام) فرمود: هيچ روزي همچون روز مصيبت حضرت امام حسين (علیه السلام) نيست كه سي هزار تن در مقابل امام حسين (علیه السلام) ايستادند و مي پنداشتند، كه از امت اسلام هستند و هر يك از آنها مي خواستند از طريق ريختن خون امام حسين (علیه السلام) به نزد پروردگار مي انداخت و ايشان را موعظه مي فرمود و كار را تا آنجا كشاندند كه آن حضرت را از روي ظلم وجور و دشمني به شهادت رساندند. آنگاه امام زين العابدين (علیه السلام) فرمود:‌ خداوند حضرت عباس (علیه السلام) را رحمت كند كه به حق ايثار كرد و امتحان شد و جان خود را فداي برادرش كرد تا آنكه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض،‌ دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابي طالب (علیه السلام) هم دو بال عطا فرمود و به تحقيق، حضرت عباس (علیه السلام) نزد پروردگار مقام و منزلتي دارد كه روز قيامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه مي خورند.

ايثار و جانبازي، راز و رمز تعالي حضرت عباس (علیه السلام)

با توجه به رواياتي كه در شان حضرت عباس (علیه السلام) از ائمه عليهم السلام رسيده و در آن به ايثار و فداكاري در راه امام خويش تصريح شده است، به روشني، فضيلت و مقام آن بزرگوار آشكار مي شود. حضرت عباس (علیه السلام) فرزند كسي است كه آيه ( و من الناس يشري نفسه ابتغاء مرضات الله, بقره-207) در شانس نازل شد و از سلاله دودماني است كه اسوه ايثار و از خودگذشتگي بودند و سوره هل اتي، در شان ايثار ايشان نازل شده است.

فداكاري، ايثار و جانبازي در اسلام و مكتب اهل بيت عليهم السلام از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ به طوري كه اميرمومنان در جايي ايثار را برترين فضيلت اخلاقي مي داند.

در جايي ديگر، علي (علیه السلام) ايثار را بالاترين عبادت معرفي مي نمايد و در روايتي ديگر غايت و هدف تمام مكارم اخلاقي را ايثار و از خودگذشتگي مي داند.

علي (علیه السلام) در قسمتي از نامه خود به حارث همداني مي فرمايد: بدان كه برترين مومنان كسي است كه در گذشتن از جان و خانواده و مال خويش از ديگر مومنان برتر باشد.

حال در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه، مگر ساير شهيدان از جان خود نگذشتند، پس چه چيزي حضرت عباس را از ساير شهيدان متمايز مي سازد؟

جواب اين است كه معرفت حضرت عباس (علیه السلام) از همه شهيدان والاتر و اطاعتش از امام خويش، كاملتر بود. براساس ديدگاه اسلام و مكتب اهل بيت (علیه السلام) آنچه اعمال نيك را از يكديگر متمايز مي سازد و ارزش اعمال را متفاوت مي كند، همان معرفت و بينش و نيت شخص است و كلام پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه فرمود:

(ضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين) شايد ناظر به اين معنا باشد.
در ضمن رواياتي كه در مورد ثواب و عقاب عمل به صورتهاي گوناگون و متفاوت نقل شده، به اين دليل است كه ثواب يا عذاب يك عمل معين، با توجه به معرفت و نيت عامل آن متفاوت مي شود. به عنوان مثال، ثواب زيارت امام رضا (علیه السلام) در روايتهاي معتبر به صور متفاوت نقل شده است و در بعضي روايات تصريح شده كه اين تفاوت ثواب، به دليل تفاوت در معرفت اشخاص است.

آري حضرت عباس (علیه السلام) با كمال معرفت در راه دين و امام خويش جانبازي نمود و مراحل كمال و تعالي را طي كرد.

القاب تابناك حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام)

1. قمر بنی ‏هاشم
بهره‏ مندى بسيار عباس از جمال و جلال و سيماى سپيد و زيبا و سيرت سبز و نورانى، زمينه ‏ساز اين لقب است.

2. باب الحوائج
كريمى از دودمان كريمان كه چون حاجتمندى سوى او روى كند، خواسته‏ هايش را برآورده مى‏سازد.

3. طيار
بيانگر مقام و عظمت‏ حضرت عباس(علیه السلام) در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است.

4. الشهيد
شهادت، كه نشان نمايان ابوالفضل(علیه السلام) است و در چهره حيات او درخشندگى بسيار دارد، زمينه ‏ساز اين لقب است

5.سقا
دلاورى عباس در صحنه هاى حيرت‏ آور آب‏رسانى به تشنگان، سبب اين لقب شد.

6. عبد صالح
لقبى كه حضرت صادق(علیه السلام) در زيارت عموى گرانقدرش بدان اشاره دارد:
السلام عليك ايها العبد الصالح. سلام بر تو، اى بنده صالح خدا.

7. سپه سالار
صاحب لواء يا سپه سالار لقب بزرگترين شخصيت نظامى است و عباس در روز عاشورا اين لقب را از آن خود ساخت.

8. پرچمدار و علمدار
يادآور دلاوى و حفظ لشكر در برابر دشمن است. علمدارى عباس(علیه السلام) اين لقب را برايش به ارمغان آورد.

9. ابوقربه (صاحب مشك)، عميد (ياور دين خدا)، سفير (نماينده حجت ‏خدا)، صابر (شكيبا)، محتسب (به حساب خدا گذارنده تلاشها)، مواسى (جانباز و مدافع حق)، مستعجل (تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات ديگران) و ... از ديگر لقبهاى ابوالفضل است.
صلوات
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: جویای حقیقت ، نگار ، Hadith ، sadegh-a ، yamin ، mia'd ، nasimesaba ، محمد رضا. ، Tolou
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# علی 110 14 13,550 ۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷
آخرین ارسال: imaneavare_59
  طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) آفتاب 22 11,351 ۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰
آخرین ارسال: آفتاب
  چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ در جستجوی سختی 2 2,243 ۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: Mohammad Trust
Rainbow امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان bahareh 1 1,944 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱
آخرین ارسال: Bamdaad
  عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} بچه های گمنام 36 11,674 ۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲
آخرین ارسال: بچه های گمنام
  حسین علیه السلام آمد عمار رهبری 3 2,579 ۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱
آخرین ارسال: عمار رهبری
  قصه های قرآنی - حضرت هود علیه السلام جواد مخبریان 0 1,703 ۲۲/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۹
آخرین ارسال: جواد مخبریان

پرش در بین بخشها:


بالا