|
بهترین عمل انتظار فرج است یعنی ...!؟
|
|
۲۲:۴۷, ۶/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/تیر/۹۱ ۷:۴۹ توسط ساقی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم رب المهدی
سلام علیکم پيامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمود: «اَفْضَلُ اَعْمالِ اُمَّتِي اِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَ: بهترين و برترين اعمال امّت من انظار فرج (مهدي موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف)) از نزد خداي عزيز و جليل است». (همان مدرک، ص 128) دوستان در اول آشنایی خودم با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که با رفتن به مسجد جمکران شروع شد ،فکر میکردم که انتظار فرج یعنی : اینکه بشینی فقط برای سلامتی آقا دعای فرج و دیگر ادعیه را خوندن یا نه اینکه ۴۰ تا چهارشنبه برام مسجد جمکران برای چی اینکه حاجت بگیرم که گرفتم البته به ۴۰ تا نرسید ،یا نه اینکه بشینم فقط نماز امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بخونم ؟! بله این مواردی که اینا که گفتم جزش هست ولی کلش نیست. من شخصان تا قبل از اینکه خوب به این مطلب پی ببرم همیشه با خودم این تصور را داشتم ، اما همین دعا خوندن و غیره ...خیلی تاثیر داره و کمک میکنه که به خودم کمک کرد، ولی من باید یک منتظر واقعی باشم . اما چطوری[b]؟؟ فقط با دعا و نماز خوندن ؟(که حتا همونم تمام و کمال انجام نمیدم ) فقط میگیم :اللهم عجل لولیک الفرج . انشاالله که دوستان جواب قانع کننده ارائه بدن تا امثال من که تازه به اصل مطلب رسیدم بهتربتونم راه رو ادامه بدم . البته اگر تاپیکهایی که در دیگر بخشها هست که هیچ ارزشی نداره ، نه برای دنیاو اخرتمون فقط سبب بطلان وقت میشه . اصلان اجازه بازدید را به شما بدن . دوستان لطفآ کمک کنید بیدار بشیم ، که بهترین عمل انتظار فرج است یعنی چی !؟؟؟؟؟؟ ***** صلوات برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فراموش نشه صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُوَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ أَهْلِهِ( وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً )کَثِيراً. درود فرست بر محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و آل محمد (علیه السلام) و با من آن کن که لایق حضرت توست . اللهم صل علي محمد ال محمد و عجل فرجهم و لعنة الله على عدائهم اجمعين و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه و المستشهدين بين يديه واللهم عجل الوليك الفرج. یا وَصِىَّ الْحَسَنِ وَالْخَلَفَ الْحُجَّهَ یادگار شایسته و حجت اَیُّهَا الْقاَّئِمُ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِىُّ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ یا واى امام قائم منتظر مهدى اى فرزند رسول خدا اى حُجَّهَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا حجت خدا بر خلق اى آقا و سرور ما ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم وَتَوَسَّلْنا بِکَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ و توسل جستیم بوسیله تو بدرگاه خدا و تو را پیش روى حاجتهاى خویش قرار دادیم اى آبرومند نزد خدا اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ شفاعت کن براى ما پیش خدا.
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۵۳, ۲۰/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم حاج شیخ محمّد جعفر جوادی در عالم کشف یا شهود خدمت حضرت بقیّة الله أرواحنا فداه مشرّف شده آن حضرت را بسیار غمگین می بیند. از حال آن بزرگوار سؤال می کند. می فرمایند: «دلم خون است! دلم خون است! …» مرحوم حاج محمّد علی فشندی می گوید: در مسجد جمکران قم، اعمال را به جا آورده بودم و با همسرم می آمدم. دیدم آقایی نورانی داخل صحن شده اند و قصد دارند به طرف مسجد بروند با خود گفتم: این سیّد نورانی در این هوای گرم تابستان، از راه رسیده و تشنه است. ظرف آبی به دست ایشان دادم. پس از آشامیدن ظرف آب را پس دادند. گفتم: آقا، شما دعا کنید و فرج امام زمان أرواحنا فداه را از خدا بخواهید تا امر ظهور نزدیک شود. فرمودند: «شیعیان ما به اندازه ی آب خوردنی ما را نمی خواهند؛ اگر ما را بخواهند دعا می کنند و فرج ما می رسد.»۱ یکی از علمای وارسته و برجسته ی نجف به کربلای معلّی مشرّف می شود و در حرم مطهّر حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام به محضر حضرت مهدی أرواحنا فداه شرف یاب می گردد. امام زمان علیه السّلام به او می فرمایند:«فلانی، ببین این جا که (در کنار ضریح جدّ غریبم و زیرگنبد طلای آن) دعا مستجاب است. مردم به فکر من نیستند و برای فرج من دعا نمی کنند.» سپس آن حضرت تصرّف ولایی می فرمایند و آن عالِم ربّانی خواسته های مردم را می شنود که هر کدام برای حوایج خصوصی خود دعا می کنند. امام علیه السّلام می فرمایند: «شنیدی؟! حتّی یک نفر از این زائرین نگفت: خدایا، فرج مهدی را برسان!»۲ منبع: ۱. شیفتگان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ۱۵۵:۱ ، با اندکی تصرّف. ۲. مجله ی موعود ش۱۳، مقاله ی آقای هاشمی نژاد. ۳. آشنایی با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ص ۷۱و ۷۲. |
|||
|
|
۶:۱۳, ۲۱/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/خرداد/۹۲ ۶:۲۴ توسط ساقی.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
اقا خطابشون به من و......(۲۰/خرداد/۹۲ ۱۸:۵۳)عبدالرحمن نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم |
|||
|
|
۲۳:۵۶, ۳/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۲ ۰:۴۵ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی امروزمان را در جهت حكومت امام زمان(عجّلاللَّهتعالىفرجه) بسازیم تاریخ بیانات:۱۳۶۸/۱۲/۲۲ [b]بسماللَّه الرّحمن الرّحيم متقابلاً عيد بزرگ و ميلاد تاريخى و فرخندهى حضرت ولىّعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به شما برادران و خواهران و به همهى ملت بزرگ ايران و مسلمين جهان، بلكه به تمامى مستضعفان سراسر عالم تبريك عرض مىكنم. ارتباط قلبى يكايك مردم مؤمن با مقام ولايت عظمى و ولىّاللَّه اعظم، يكى از بركاتى است كه از مشخص بودن مهدى موعود(عجّلاللَّهتعالىفرجهالشّريف) در عقيدهى مردم ما ناشى مىشود. ما علاوه بر اعتقاد به اصل وجود مهدى و اينكه كسى خواهد آمد و دنيا را از عدل و داد پُر خواهدكرد، شخص مهدى را هم مىشناسيم و نام و كنيه و پدر و مادر و تاريخ ولادت و كيفيات غيبت و اصحاب نزديك و حتّى بعضى از كيفيات هنگام ظهور او را نيز مىدانيم. اگرچه آن شخصيت درخشان و خورشيد تابان را در بيرون و محيط زندگى خود نمىبينيم و او را تطبيق نمىكنيم، اما معرفت به حال او داريم. رابطهى بين شيعيانى كه اين اعتقاد را دارند، با مقام ولايت و مهدى موعود، يك رابطهى دايمى است و چهقدر خوب و بلكه لازم است كه يكايك ما، قلباً هم اين رابطه را با توجه و توسل و حرف زدن با آن حضرت حفظ كنيم. طبق همين زياراتى كه وارد شده و بعضاً مأثور است و به احتمال زياد به خود معصوم(علیه السلام) مستند میباشد، اين رابطهى قلبى و معنوى بين آحاد مردم و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) يك امر مستحسن، بلكه لازم و داراى آثارى است؛ زيرا اميد و انتظار را به طور دايم در دل انسان زنده نگه مىدارد. انتظار، يكى از پُربركتترين حالات انسان است؛ آن هم در انتظار دنيايى روشن از نور عدل و داد. «يملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا».(1) خداى متعال به دست او، سرزمين بشرى و همهى روى زمين را از عدالت و دادگسترى پُرخواهدكرد. انتظار چنين روزى را بايد داشت. نبايد اجازه داد كه تصرف شيطانها و ظلم و عدوان طواغيت عالم، شعلهى اميد را در دل خاموش كند. بايد انتظار كشيد. انتظار، چيز عجيبى است و داراى ابعاد گوناگونى مىباشد. يكى از ابعاد انتظار، اعتماد و اميدوارى به آينده و مأيوس نبودن است. همين روح انتظار است كه به انسان تعليم مىدهد تا در راه خير و صلاح مبارزه كند. اگر انتظار و اميد نباشد، مبارزه معنى ندارد و اگر اطمينان به آينده هم نباشد، انتظار معنى ندارد. انتظار واقعى، با اطمينان و اعتماد ملازم است. كسى كه شما میدانيد خواهد آمد، انتظارش را مىكشيد و انتظار كسى كه به آمدنش اعتماد و اطمينان نداريد، انتظارى حقيقى نيست. اعتماد، لازمهى انتظار است و اين هر دو، ملازم با اميد است و امروز اين اميد، امرى لازم براى همهى ملتها و مردم دنيا میباشد. دنيا در طول تاريخ طولانى بشر، ادوار سياه و تاريكى به خود ديده است؛ اما بدون شك، يكى از تاريكترين ادوار زندگى بشر و تلخترين روزگارهاى عمومى مردم عالم، همين روزگار كنونى است كه در آن هيچ ترديدى نبايد كرد و اين بهخاطر تسلط روزافزون قدرتهاى شيطانى و بزرگ عالم بر زندگى انسانهاست. اگر شما به وضع دنيا نگاه كنيد، قضيه روشن مىشود. در دنيا، قدرتها عالم را بين خودشان تقسيم كرده بودند و روزبهروز تسلط و تصرف قدرتهاى بزرگ نسبت به مناطق گوناگون عالم، سختتر و سنگينتر شده است. مثلاً امروز دخالت قدرت شيطانى و طاغوتى امريكا در زندگى ملتها، از هميشه بيشتر است. در همهى شؤون عمده و اساسىِ ملتها دخالت مىكنند و اين دخالت، منحصر به مسايل اقتصادى ملتها نيست؛ بلكه در فرهنگ و سياست و ادارهى امور و تعيين مديران امور كشورها نيز دخالت مىكنند. اگر كسانى در جوامع گوناگون اوضاع را نفهمند و ندانند، راحت زندگى مىكنند؛ اما صاحبان فكر و افراد هوشمند و روشنفكر و كسانى كه مىفهمند قدرتهاى طاغوتى با زندگى و سرنوشت آنها چه مىكنند، حقيقتاً دنيا براى آنها تيره و تار است و زندانى بيش نيست. «ضاقت عليهمالارض بما رحبت».(2) حقيقتاً انسانهاى هوشمند در بسيارى از مناطق دنيا، اينگونه زندگى مىكنند. اگر در دلها اميد به روزگار روشن باشد، مبارزه ممكن است و اگر اميد بميرد، مبارزه و حركت به سمت صلاح هم خواهد مرد. واقعيت ديگر آن است كه امروز ما در دنيا شاهد بيدارى ملتها هم هستيم. درست است كه با پيشرفت وسايل جديد و تلويزيون و راديو و تبليغات و پول و امكانات صنعتى و غيره، تسلط قدرتهاى استكبارى بر ملتها و بر شؤون آنها روزبهروز بيشتر شده است؛ اما سنت الهى بر اين قرار گرفته كه ملتها هم بيدار بشوند و ما امروز مىبينيم كه ملتها هم روزبهروز بيدار مىشوند و اين به خاطر اميدى است كه آنها به آينده پيدا كردهاند. اميد، در حال بيدار كردن ملتهاست. بدون شك، مهمترين وسيلهى اميد براى ملتها در ده سال اخير، پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، تشكيل حكومت مردم، تأسيس حكومت «نه شرقى و نه غربى» و پيشرفت سياست مقاومت در مقابل قدرتهاى استكبارى بود. اين وقايع، به مردم دنيا - خصوصاً مسلمانان - اميد بخشيد و آنها را بيدار كرد. اين، صنع الهى و قدرت خدا بود. چهقدر تبليغات جهانى اين جملهى امام عزيز و فقيدمان را كوبيدند كه فرموده بودند: «ما انقلابمان را به همهى عالم صادر خواهيم كرد». صدور انقلاب به معناى اين نبود كه ما برمىخيزيم و با قوّت و قدرت به اين طرف و آن طرف مىرويم و جنگ راه مىاندازيم و مردم را به شورش و انقلاب وادار مىكنيم؛ مقصود امام به هيچوجه اين نبود. اين كار جزو سياستها و اصول ما نيست؛ بلكه مردود است. آنها اين جمله را اينگونه معنا كردند و آن را كوبيدند. معناى صدور انقلاب اين است كه ملتهاى دنيا ببينند يك ملت، با قدرت خود و با اتكاء به اراده و عزم خويش و با توكل به خدا مىتواند ايستادگى كند و تسليم نشود. اگر ملتها اين پايدارى را ديدند، باور خواهند كرد و تشويق خواهند شد كه خودشان را از زير بار ظلم نجات بدهند. امروز شما واضحترين حركات مسلمين را در جاهايى مىبينيد كه سالهاى متمادى مسلمانهاى آنجا زير فشار بودند؛ مثل كشمير و ساير كشورهايى كه امروز مسلمانها سر بلندكردهاند. البته، بر اينها فشار خواهند آورد و فشار آوردند و ظلم كردند؛ اما فشار به معناى از بين بردن نتيجهى كار نيست. فشار قادر نيست كه يك حركت مستمر و متوكل بر خدا را متوقف بكند؛ بلكه گاهى فشار، آن حركت را وسيعتر هم خواهد كرد. شما اگر امروز به مردم فلسطين در داخل سرزمينهاى اشغالى نگاه كنيد، مىبينيد كه حقيقتاً مردم با فشار مبارزه كردند. اين مبارزه در شرايط سختى در فلسطين انجام مىگيرد؛ اما مردم اين مبارزه را ادامه دادند. همين ملت افغانستان كه با سختيهاى بسيار مواجه شدند و در سرتاسر دنيا هيچكس نبود كه حتّى يك روز به داد اينها برسد و به آنها كمك كند، تنها و مظلومانه جنگيدند و ايستادند و ادامه دادند. بقيهى ملتها هم همينگونهاند و اين از الگوى اسلام و جمهورى اسلامى در ايران ناشى مىشود. انقلاب، اينطور صادر مىشود و درس و تعليم و سرمشق براى ملتها به وجود مىآورد. آنچه كه امروز دستگاه استعمارى امريكا و اذناب او و ساير دشمنان اسلام و انقلاب به دنبال آن هستند، اين است كه چهرهى مقاومت ملت ايران را در سطح جهان مخدوش كنند. مردم دنيا از مقاومت شما اميدوار شدند؛ چون ديدند شما ايستادگى كرديد و در مقابل فشار زانو نزديد. اگر دشمن بخواهد اميد را از مردم دنيا بگيرد، چهكار بايد كند؟ بايد به مردم دنيا وانمود كند كه ملت ايران نتوانستند پايدارى كنند و مقاومتشان تمام شد. اگر - العياذ باللَّه - امريكا و تبليغات غرب و استكبار بتوانند اين حرف را در دنيا به كرسى بنشانند كه ملت ايران هم با اين همه ادعا و هياهو، بالاخره نتوانست طاقت بياورد و به زانو درآمد، در اين صورت به مقصود خود رسيدهاند و در نتيجه همان اميدى كه در دلهاى مسلمانها و ملتها و مستضعفان بهوجود آمده بود، به يأس مبدّل خواهد شد. اگر به تبليغات استكبارى و امريكايى و غربى و صهيونيستى نگاه كنيد، خواهيد ديد كه تمام كارهاى آنها، روى همين يك نقطه متمركز است. به عبارت ديگر، هر چيزى كه نشاندهندهى اميد و مقاومت ملت ايران است، آن را منعكس نمىكنند. آنها وحدت و شور و حماسهى مردم و حضور گستردهى ملت ما را در راهپيماييهاى عظيم 22 بهمن و ساير مناسبتها، عمداً منعكس نمىكنند و خبر فعاليتها و پيشرفتها و تلاشهاى دولت جمهورى اسلامى را منتشر نمىسازند و از وفادارى بىنظير ملت ما نسبت به دستگاههاى مسؤول حرفى نمىزنند و حتّى خبر پيروزى ايران در مقابل كسانى كه ادعاهاى حقوق بشرى داشتند و پس از سفر نمايندهى سازمان ملل به ايران، ادعاهاى دشمنان انقلاب و منافقان را تأييد نكردند و آنها را در گزارش خود رسوا ساختند، در رسانههاى استكبارى درست منعكس نشد. آنها كمال خباثت را در انعكاس حقايق روشن ملت ايران اعمال مىكنند؛ چون اگر مردم دنيا بفهمند كه در بيست و دوم بهمنِ بعد از رحلت امام، چنين حركت عظيمى انجام گرفت، اميدشان بيشتر خواهد شد. آنها نشانهى مقاومت ملت ايران را منعكس نمىكنند. در دوران جنگ هم پيروزيهاى ملت ما را منعكس نمىكردند. آن روزى كه رزمندگان سلحشور ما خرمشهر را پس گرفته بودند، خبر آنرا منعكس نكردند. به طور كلى، هر چيزى كه نشاندهندهى مقاومت و اميد و ايستادگى ملت ايران در مقابل قدرتهاست و به ملتهاى ديگر اميد مىدهد، آن را مكتوم نگه مىدارند و پخش نمىكنند؛ اما بعكس، اگر چيزى موجب نااميدى مىشود، آن را منتشر مىكنند! فرض كنيد ناطقى در يك جا حرفى بزند و آمارى به راست يا دروغ بدهد كه حكايت از يك نارسايى و نابسامانى كند، مىبينيد تمام راديوهاى بيگانه آنرا پخش مىكنند! اگر كسى ادعا كند كه اختلاف و تفرقه هست، يا حرفى بزند كه بوى اختلاف و تفرقه در آن باشد، اين حرف و ادعا را با صدها زبان منعكس مىكنند تا نشان دهند كه در ايران اختلاف و تفرقه وجود دارد! با وجود ابتكار و پيشرفت در كارهاى شما و ورودتان در زمينههاى جديد علمى و عملى، راديوهاى بيگانه درصدد اين نيستند كه پيشرفتهاى جمهورى اسلامى در زمينههاى مختلف را به جهانيان منعكس نمايند؛ بلكه اگر نقاط ضعفى پيدا كنند، آن را ده برابر جلوه مىدهند؛ چون وضعيت شما مردم براى قدرتها دردسر خواهد داشت و در روحيهى ملتهاى ديگر اثر مىگذارد و قدرتهاى استكبارى نمىخواهند مقاومت و ادامهى حيات قدرتمندانهى شما، به ديگران اميد بدهد. البته، خداى متعال با ماست. در تمام مراحل اين دوران يازده سال، خداوند به ما كمك كرده و باز هم كمك او شامل حال ملت ايران خواهد بود - در اين ترديدى نيست - شرطش اين است كه در كارهاى خودمان، خدا را در نظر داشته باشيم؛ خصوصاً ما مسؤولان و كسانى كه كارى در اختيار آنهاست، سعى كنند كار را براى خدا و صلاح ملت، خوب انجام بدهند. ما كه منتظر امام زمان هستيم، بايد در جهتى كه حكومت امام زمان(عليهالاف التحيةوالثناءوعجّلاللَّهتعالىفرجه) تشكيل خواهد شد، زندگى امروز را در همان جهت بسازيم و بنا كنيم. البته، ما كوچكتر از آن هستيم كه بتوانيم آن گونه بنايى را كه اولياى الهى ساختند يا خواهند ساخت، بنا كنيم؛ اما بايد در آن جهت تلاش و كار كنيم. مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و مىدانيم كه بزرگترين خصوصيت امام زمان(عليهالصّلاةوالسّلام) - كه در دعاها و زيارات و روايات آمده است - عدالت مىباشد: «يملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا». ما بايد امروز جامعه را جامعهى عدالت بكنيم. در بناى يك جامعه، عدالت از همه چيز مهمتر است. عدالت، به معناى عدم تبعيض در حقوق و حدود و احكام است. عدالت، يعنى كمك به مردم محروم و ضعيف. عدالت، يعنى اين كه برنامهها و حركت كلى كشور، در جهت تأمين زندگى مستضعفان باشد. عدالت، به معناى اين است كه كسانى كه در زير سايهى سنگين نظام طاغوتى، از حقوق خود محروم ماندند، به حقوقشان برسند. عدالت، يعنى اينكه عدهى خاصى براى خودشان حق ويژهيى قايل نباشند. عدالت، يعنى اينكه حقوق انسانى و اجتماعى و عمومى و حدود الهى، يكسان بر مردم اجرا شود. اگر جلوى كسانى كه با تكيه بر فريب و زور و يا بر اساس كارهاى ناصحيح و مبتنى بر عقلهاى مادّى و منحرف از معنويت، توانستند به چيزهايى كه حق آنها نبوده است، دست پيدا كنند، گرفته شود تا فرصتى براى ادامهى كار خود پيدا نكنند، عدالت تحقق پيدا كرده است. البته، كمك به مظلومان و محرومان، شامل كمكهاى فردى هم مىشود، اما قضيه بالاتر از اينهاست؛ زيرا تحقق زندگى عادلانه به اين است كه كمك نظام و تشكيلات و حركت آن، در جهت كمك به مستضعفان باشد. ما اگر در اين جهت، زندگى خود را پيش برديم و حركت كرديم، مطمئناً خداى متعال كمك خواهد كرد و قدرتهاى مادّى نخواهند توانست با اين ترفندها و فريبها، ملت ما را از راه پُرافتخار خود منصرف كنند و مقاومتش را بگيرند. انشاءاللَّه روزبهروز مقاومت مردم بيشتر خواهد شد. اميدواريم به بركت دعاى ولىّعصر(ارواحنافداه) و با لطف و توجهات الهى، ملت ايران اين راه را با سلامت به آخرين گامهاى خود برسانند و دلهاى خانوادههاى محترم شهدا و جانبازان عزيزمان و بقيهى كسانى كه در راه اين انقلاب آسيبهايى را متحمل شدهاند؛ شاد بشود و انشاءاللَّه چشمهاى همه به زيارت ولىّعصر (ارواحنا فداه) روشن گردد. والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته |
|||
|
|
۵:۳۹, ۴/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۲ ۵:۴۲ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ:۱۳۶۹/۱۲/۱۱ انتظار يعنی قانع نشدن به وضع موجود بسماللَّهالرّحمنالرّحيم [b] در ابتدا، اين ميلاد بزرگ و عيد سعيد را به همهى مظلومان و ملتهاى مستضعف عالم و به همهى كسانى كه در زير فشار ظلم و ستم قلدران جهان، چشمانتظار فرجى هستند، بخصوص به ملت شجاع و عزيز ايران و به شما برادران و خواهران، تبريك عرض مىكنم. دربارهى بركات اين ميلاد معظم و حقايقى كه در باب وجود اقدس ولىّعصر (ارواحنالترابمقدمهالفداء) هست، من قادر نيستم سخن تازهيى بگويم. درك مراتب معنوى و حقايق الهى در باب اين قطب اعظم عالم امكان و خليفهى خدا و مظهر صفات و اسماى الهى، در حد زبان و بيان و قلب و فهمى همچون منِ قاصر نيست. خود آنها بايد دربارهى امام زمان سخن بگويند؛ همچنانكه خود آنها بايد دربارهى علىبنابىطالب(عليهالصّلاةوالسّلام) و بقيهى اوليا و اصفياى دين سخن بگويند. ما همينقدر مىدانيم كه وجود مقدس امام زمان، مصداق وعدهى الهى است. همينقدر مىدانيم كه اين بازماندهى خاندان وحى و رسالت، عَلَم سرافراز خدا در زمين است. «السّلام عليك ايّها العلم المنصوب و العلم المصبوب والغوث و الرّحمةالواسعة وعدا غير مكذوب»(1). او وعدهى الهى و مصداق لطف خدا بر انسانيت و بشريت است. او مستوره و نمونهيى از اوليا و اصفيا و انبيا و برجستهترين بندگان خداست. او نمايشگر مَبلغ فضل الهى بر بنىآدم است. اينها چيزهايى است كه خود آنان بيان فرمودند. اگر ما بتوانيم در حد فهم قاصر و ناقص خودمان، رشحاتى از اين گفتهها را درك كنيم و بفهميم، خيلى بُرد كردهايم. من فقط يك جمله در باب انتظار عرض مىكنم. اينكه در روايات ما وارد شده است كه افضل اعمال امت، انتظار فرج است، يعنى چه؟ مگر انتظار چيست؟ انتظار ظهور حضرت ولىّاللَّهالاعظم(ارواحنافداه)، مگر چه مضمون و چه معنايى در بطن خود دارد كه اينقدر داراى فضيلت است؟ يك معناى انحرافى در باب انتظار بود كه خوشبختانه امروز از آن فهم و برداشت غلط، اثر چندانى نيست. كسانى كه مغرض و يا نادان بودند، اينطور به مردم ياد داده بودند كه انتظار، يعنى اينكه شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحى دست بكشيد و منتظر بمانيد، تا صاحب عصر و زمان، خودش بيايد و اوضاع را اصلاح كند و مفاسد را برطرف نمايد! انقلاب، اين منطق و معناى غلط و برداشت باطل را، يا كمرنگ كرد و يا از بين برد. پس بحمداللَّه اين معنا، امروز در ذهن جامعهى ما نيست. اما معناى صحيح انتظار، داراى ابعادى است كه توجه به اين ابعاد، براى كسى كه مىداند در فرهنگ اسلام و شيعه، چهقدر به انتظار اهميت داده شده، بسيار جالب است. يك بُعد، اين است كه انتظار به معناى قانع نشدن به وضع موجود است. «انتظار داريم»، يعنى هرچه خير و عملِ خوب انجام داديم و به وجود آمده، كم و غيركافى است و منتظريم، تا ظرفيت نيكىِ عالم پُر بشود. يك بُعد ديگر از ابعاد انتظار، دلگرمى مؤمنين نسبت به آينده است. انتظار مؤمن، يعنى اينكه تفكر الهى - اين انديشهى روشنى كه وحى بر مردم عرضه كرده است - يك روز سراسر زندگى بشر را فرا خواهد گرفت. يك بُعد انتظار اين است كه منتظر، با شوق و اميد حركت بكند. انتظار، يعنى اميد. انتظار، ابعاد گوناگون ديگرى هم دارد. ما ملتى منتظر هستيم؛ ملتى كه به اميد پيشرفت و موفقيت، اقدام و تلاش و انقلاب كرد و موفق شد. ما امروز براى انتظار، بايد باب بخصوصى در زندگى خود باز كنيم. حقيقتاً ملت ما بايد روح انتظار را به تمام معنا در خود زنده كند. «ما منتظريم»، يعنى اين اميد را داريم كه با تلاش و مجاهدت و پيگيرى، اين دنيايى كه به وسيلهى دشمنان خدا و شياطين، از ظلمات جور و طغيان و ضعيفكشى و نكبت حاكميت ستمگران و قلدران و زورگويان پُرشده است، در سايهى تلاش و فعاليت بىوقفهى ما، يك روز به جهانى تبديل خواهد شد كه در آن، انسانيت و ارزشهاى انسانى محترم است و ستمگر و زورگو و ظالم و قلدر و متجاوز به حقوق انسانها، فرصت و جايى براى اقدام و انجام خواسته و هوى و هوس خود، پيدا نخواهد كرد. اين روشنايى، در ديدگاه ما نسبت به آينده وجود دارد. ما ملت ايران بايد به اين معناى انتظار، بيش از گذشته تكيه كنيم؛ چون دنياى بشرى، به انتظارى كه ما داريم، محتاج است. اين اميدى كه در دل ملت ايران وجود داشت و در سايهى آن توانست اين كارهاى بزرگ را انجام بدهد، ملتهاى ضعيف و مظلوم دنيا، امروز به اين اميد احتياج دارند؛ آنها هم بايد اين اميد را پيدا كنند. اگر پيدا كردند و نور اميد در دل ملتها تابيد، كارهاى دنيا اصلاح خواهد شد و مشكل ملتهاى مظلوم، اگر نگوييم به صورت كامل، به صورت معتنابهى - ولو در طول چند سال - حل خواهد شد. اما اگر اين اميد، در دلها نتابد و همانطورى كه شيطانها خواستند مردم مأيوس باشند، ملتها مأيوس بمانند، روزبهروز وضع بدتر خواهد شد. حالا به واقعيت مراجعه كنيم، ببينيم امروز در دنيا چه خبر است؛ ببينيم در خاورميانه چه خبر است؛ ببينيم چهطور يك قدرتِ قلدرِ زورگويى مثل امريكا، با استفادهى از علم و تكنولوژى، به خودش حق مىدهد كه به يك امت - يعنى امت اسلامى - با اين وقاحت و بىشرمى توهين كند. امروز، وضع دنيا اينطورى است. امريكاييها و همدستانشان در اين ماهها، بخصوص در هفتههاى اخير، با امت اسلام كارى كردند كه چنگيز و هلاكو هم نكرده بودند!(2) يعنى اين آقاى بوش، با ظاهرى متمدن و با وضع و چهرهيى اتوكشيده، اگر چهرهاش در باطن، از چنگيز و هلاكو و تيمور و ديگر متجاوزان معروف دنيا، زشتتر و تيرهتر نباشد، روشنتر و زيباتر نيست. همان كارى را كه آنها مىكردند، ايشان در ابعاد وسيعترى، انجام داد. حرث و نسل را كشت، ملتى را مورد تحقير و اهانت قرار داد، كشورى را تبديل به ويرانه كرد؛ حالا هم در آنجا ايستاده و ابلهانه - نه هوشمندانه؛ ما اين را ثابت مىكنيم - احساس پيروزى مىكند! مگر اينكه واقعاً احساس پيروزى نكند و تظاهر به اين معنا بكند؛ كه در آنوقت، يك چهرهى منافقانه و رياكارانه خواهد بود. باطن قضيه اين است كه امريكاييها در اينجا شكست خوردند و پيروز نشدند؛ اما شما مىبينيد كه با كمال وقاحت مىايستند و دم از پيروزى مىزنند و يك عده آدم متملق و حقير و پست در رأس كشورها هم - كه واقعاً بزرگترين اهانت به حقوق انسان همين است كه اين آقايان در رأس كشورها قرار داشته باشند - به آنها تبريك مىگويند و چيزى كه اسمش را پيروزى گذاشتهاند و در واقع پيروزى نيست، به آنها خوشآمد مىگويند! واقعاً چه پيروزىيى؟! ابرقدرتى، با كمك چندين كشور ديگر از اقصاى شرق آسيا - يعنى ژاپن - تا همهى اروپا و ناتو و تا كشورهاى منطقه و تا بقيهى دولتهاى ضعيف و حقير عالم، همهى پولها و دستها و موجوديشان را روى هم گذاشتند، تا به يك دولت حمله كنند و به او فشار بياورند. حالا كه تانكهاى او را از بين بردهاند، روحيهاش را - كه شكسته هم بود - شكستهاند و وارد آن كشور شدهاند، اسم اين را پيروزى مىگذارند! آيا اين، پيروزى است؟! اين پيروزى است كه همهى دنيا جمع بشوند و ارتشهاى مقتدر و پُرمدعاى عالم، شش ماه وقتشان را صرف كنند، خودشان را آماده و تروخشك نمايند، ميلياردها دلار خرج كنند و تمام امكانات را بهكار بگيرند، تا يك ارتش را شكست بدهند؟! اگر درست نگاه كنند، اين كار از لحاظ اعتبار نظامى هم شكست است. پيروزى، آن وقتى بود كه امريكا به عنوان يك كشور مىآمد، با يك كشور ديگر روبهرو مىشد و او را شكست مىداد؛ نه اين جنجال لشكركشى همهى عالم. طرحهاى عظيمى مثل جنگ ستارگان (3) را - كه دنيا تصور مىكرد مربوط به زمانى است كه همهى دنيا بخواهد به هم بريزد - در جنگِ عليه ارتش خسته و بىروحيهى عراق بهكار بردند! آيا اسم اين، پيروزى است؟! اين، حتّى از لحاظ آبرو و اعتبار و حيثيت نظامى، پيروزى نيست؛ بلكه شكست است. و اما از لحاظ سياسى هم شكست بزرگى است. امروز تمام تودههاى مسلمان، سرتاپا از امريكا متنفر و نسبت به او خشمگينند. رئيسجمهور امريكا بداند كه امروز در ميان كشورهاى اسلامى، بخصوص در كشورهاى مسلمان منطقهى خليجفارس و خاورميانه، هيچ انسانى از رئيسجمهور امريكا منفورتر نيست. امروز تمام ملتها، از اينها متنفرند. آيا اين، پيروزى است؟! اين بىعقلها، با هزاران تبليغ دروغ، ميلياردها دلار خرج كردند كه خودشان را در دل ملتها جا كنند؛ اما خودشان را از چشم ملتها - نه فقط ملت عراق؛ بلكه ملتهاى خاورميانه، ملتهاى مسلمان و ملتهاى عرب - انداختند. امروز، همه از اينها بشدت نفرت دارند و نسبت به آنها خشمگينند. خيال مىكنيد امريكا به اين زوديها خواهد توانست نقش شيطانى خودش را از اين ذهنها پاك بكند؟ همان احساس بغضى را كه شما ملت ايران بحق نسبت به امريكا داشتيد و شعار «مرگ بر امريكا» در اين دوازده سال از زبان شما نيفتاده است، همين احساس بغض را امروز ملتهاى عرب و مسلمان نسبت به امريكا دارند. اينها به خيال خودشان خواستند ملتها را با تجربهى سختى مواجه كنند؛ ولى نتوانستند و عكسِ آن شد. اينجاست كه اميد، ملتها را زنده خواهد كرد. در مورد مسألهى عراق، غربيها و بخصوص در رأس آنها شيطان بزرگ، بدترين روش و منفورترين حركات را انجام دادند؛ ولى به زبان نمىآيد. همينقدر بدانند كه در تاريخ، از اينها به عنوان قسيترين، جلادترين، بىرحمترين و متجاوزترين چهرههاى اين زمان ياد خواهد شد. اما اين حرف، به معناى حمايت از صدام - كه حكومت او بر عراق، اينهمه براى مردم آن كشور، شئامت و بدبختى داشت - تلقى نشود. او هم از آنها بهتر نيست؛ اگر از آنها زشتتر نباشد. او كسى است كه براى ملت عراق، از اول حكومت خود، اينهمه بدبختى ايجاد كرد. او ملت عراق را دچار جنگ هشتسالهى با ايران كرد. او ملت عراق را دچار بمبارانها و موشكبارانهاى وحشيانه و قساوتآميز امريكا و انگليس و فرانسه و ديگران كرد. او موجب شد كه ثروت ملت عراق، دود بشود و از بين برود؛ كه امروز متأسفانه شد. شايد دهها سال ديگر لازم باشد كه ملت عراق زحمت بكشد، تا خودش را به آن روز اول برساند. او موجب شد كه مردم عراق - از نظامى و غيرنظامى - اينهمه كشته بشوند. او بلايى براى مردم عراق بود و هست. زشت باد چهرهى حاكم و رئيسى كه ملاحظهى هواى نفس و جاهطلبى خود را بكند، ولى ملاحظهى مردم و ملتش و اراده و خواست آنها را نكند. متأسفانه در منطقهى ما، از اينطور چهرهها و اينگونه شيطانها كم نيست. اينها لايق رياست بر يك دسته آدم هم نيستند؛ چه رسد به يك ملت. بر يك ملت، اينطور جفا و ظلم مىكنند. ما از ملت عراق حمايت مىكنيم. ما كه حرف مىزنيم، راجع به ملت عراق دلسوزى مىكنيم. ما كه كار امريكا و همدستانش را زشت مىشماريم، راجع به تجاوز به يك كشور سخن مىگوييم؛ نه راجع به اين افرادى كه حضور و وجود امثال آنها در ميان هر ملتى، مايهى نكبت بود و هست. مردمِ خودشان را با دروغ و ريا سرگرم كردند و از اين ملت بيچاره و مظلوم عراق، اينطور تلفات گرفتند. امروز دولت ظالمى مثل امريكا، با اينكه ثروتش زياد، تجهيزاتش مدرن، و تكنولوژى و علم و امكاناتش هم فراوان است؛ اما همين ظالم و شيطان متجاوزى كه ملتهاى دنيا را قدرتمندانه تحقير مىكند، براحتى قابل سركوب شدن در منطقهى اسلامى ماست؛ به شرط اينكه ملتهاى مسلمان، به آيندهى خود اميد داشته باشند و با دلگرمى و اميد، اقدام و قيام و حركت كنند. خوشبختانه ملتها خيلى بيدار شدهاند؛ اما فقط بيدار شدن كافى نيست. بعد از بيدارى، بايد حركت كنند و اين حركت، به اميدوارى احتياج دارد. البته همهى همت قدرتهاى مسلط عالم اين است كه وانمود كنند شكستناپذيرند؛ و امريكا اين تلاش را خيلى كرده كه نشان بدهد شكستناپذير است. حالا هم كه قضيهى عراق پيش آمد، از روى عُجبِ ابلهانه و خودبينى ناشى از بلاهت، اين ادعا را بيشتر خواهد كرد. يك عده هم افراد سادهدل باور خواهند كرد؛ اما حقيقت اين نيست. اگر رژيم عراق متكى به ملت خود بود و اگر سرباز عراقى در كويت، احساس متجاوز بودن و ناحق بودن نمىكرد، امريكا قادر نبود كه ملت عراق را شكست بدهد، يا حتّى سرباز عراقى را به عقب براند. بله، وقتى كه يك ارتش به ملت خود متكى نباشد و به رژيم ظالمى مثل رژيم صدام متكى باشد، مردم، طرف جنگ و پشتيبان جنگاوران و رزمندگان نيستند. مردم در خانههايشان دعا مىكنند كه قائله زودتر تمام بشود؛ يا به نفع اين طرف و يا به نفع آن طرف. معلوم است كه اينطور ارتشى، از امريكا يا هر كس ديگر، شكست خواهد خورد. اگر ملتها در مقابل امريكا بايستند، امريكا نخواهد توانست هيچ غلطى بكند. تا امروز امريكا در اين منطقه، ظلم و غصب و آدمكشى كرده، ويرانى به بار آورده و ملتها را جريحهدار كرده است، كه يقيناً انتقام اينها را پس خواهد داد. اين زمزمههايى هم كه امروز سران رژيم امريكا راجع به امنيت منطقه مىكنند، بايد بدانند كه ملتهاى منطقه، اين حرفها را به هيچوجه جدى نخواهند گرفت و به آن اعتنايى نخواهند كرد. شما چه كسى هستيد كه از آن طرف دنيا بياييد، براى منطقهى خليجفارس تعيين تكليف كنيد؟! منطقهى خليجفارس، متعلق به ملتهاى همين منطقه است. امريكا حق ندارد هيچگونه دخالتى در امنيت اين منطقه و سيستم امنيتى آن داشته باشد. اگر كسى بخواهد براى بلندمدت، پاى امريكا را به اين منطقه بكشاند و دستش را براى دخالت و تصرف باز بگذارد، بداند كه ملتها با او روبهرو خواهند شد و به دهن اينطور حكامى خواهند زد. مبادا دولتهاى اين منطقه، اين اشتباه بزرگ را مرتكب بشوند كه با اين حرفها و درخواستهاى امريكا، داير بر ماندن مدتى در عراق يا در منطقه، موافقت كنند. ملتها در مقابل چنين كسى خواهند ايستاد و مبارزهى با او را واجب و لازم خواهند شمرد. امريكا هيچ حقى ندارد كه در منطقه بماند، يا در امور منطقه دخالت بكند. امريكا يك متجاوز است؛ بايد هرچه زودتر از منطقه خارج بشود و برود و بداند كه تاوان آنچه را كه انجام داده، خواهد داد و منفور و مبغوض ملتهاى اين منطقه است و بيشتر هم خواهد شد. عمده اين است كه ملتها ايمانشان را قوى كنند و دلها را با خدا مرتبط نمايند. شما ملت بزرگ و شجاع و مبارز - كه بحمداللَّه ابرقدرتها و دشمنانتان، از شما مىترسند و هنوز هم مىترسند و بايد هم بترسند - به بركت ايمان به خدا، چنين قدرت و صلابتى پيدا كردهايد. اين ايمان را تقويت كنيد، اتحادتان را تقويت نماييد و به هيچ قيمتى زير بار دشمن خدا نرويد. اسلام، عزيز و عزتبخش است. آن كسى كه با اسلام آشنا شد، عزت متعلق به اوست. آن كسانى هم كه ذليل شدند، به خاطر اين بود كه از اسلام گسستند. خودتان اسلام را حفظ كنيد، ايمانتان را تقويت نماييد، پاس ارزشهاى اسلامى را بداريد و ملتهاى ديگر را هم وادار كنيد كه با اسلام آشتى كنند و به سمت اسلام برگردند. در اين صورت، دست همهى قدرتهاى شيطانصفت، از سر آنها كوتاه خواهد شد. اميدواريم كه خداوند به بركت اين روز مبارك و مقدس، به همهى مسلمانان و مستضعفان و به شما ملت عزيز، عيدى عنايت فرمايد. ما را مشمول ادعيهى زاكيهى ولىّعصر(ارواحنافداه) قرار بدهد. قلب مقدس آن حضرت را از ما شاد كند و ما را از اعوان و انصار آن بزرگوار قرار دهد. والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
[/b]1- بحارالانوار، ج 99 ، ص 81 [b]2-ر.ك: پاورقى صفحهى 14 3) نامپروژهيى است كه در سال 1985 توسط «رونالد ريگان» رئيس جمهور وقت امريكا ابداع شد. هدف اساسى اين پروژه، مقابلهى مؤثر با توان موشكى شوروى سابق، از طريق ردگيرى و انهدام موشكهاى بالستيك و ميانقارهيى حامل كلاهكهاى هستهيى بوده است. هزينهى اين پروژه، بيش از صد ميليارد دلار تخمين زده شده است.
|
|||
|
|
۱۸:۳۸, ۱۰/تیر/۹۲
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
گلچینی از بیانات حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای(حفظه الله تعالی) در مورد حضرت ولیعصر(ارواحنا لهالفداء)[b][/b] اين، آيندهى قطعى شماست [b]ملت ايران به فضل پروردگار، با هدايت الهى، با كمكهاى معنوى غيبى و با ادعيهى زاكيه و هدايتهاى معنوى ولىاللهالاعظم ارواحنافداه خواهد توانست تمدن اسلامى را بار ديگر در عالم سربلند كند و كاخ با عظمت تمدن اسلامى را برافراشته نمايد. اين، آيندهى قطعى شماست. جوانان، خودشان را براى اين حركت عظيم آماده كنند. نيروهاى مؤمن و مخلص، اين را هدف قرار دهند. ديدار ايثارگران 29/05/1376 قبل از فرج، آسايش و راحتطلبى و عافيت نيست! قبل از دوران مهدى موعود، آسايش و راحتطلبى و عافيت نيست. ...قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاك امتحان مىشوند؛ در كورههاى آزمايش وارد مىشوند و سربلند بيرون مىآيند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(ارواحنافداه) روزبهروز نزديكتر مىشود؛ اين، آن اميد بزرگ است؛ لذا روز نيمهى شعبان، روز عيد بزرگ است. دیدار با مردم قم 30/11/1370 حقیقت انتظار انتظار، يعنى دل سرشار از اميد بودن نسبت به پايان راه زندگى بشر. ممكن است كسانى آن دوران را نبينند و نتوانند درك كنند - فاصله هست - اما بلاشك آن دوران وجود دارد؛ لذا تبريك اين عيد - كه عيد اميد و عيد انتظار فرج و گشايش است - درست نقطهى مقابل آن چيزى است كه دشمن مىخواهد به وجود بياورد. ما آن وقتى مىتوانيم حقيقتاً منتظر به حساب بياييم كه زمينه را آماده كنيم. براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمينه بايد آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل كردن به احكام اسلامى و حاكميت قرآن و اسلام است. اولين قدم براى حاكميت اسلام و براى نزديك شدن ملتهاى مسلمان به عهد ظهور مهدى موعود (ارواحنافداه و عجّلاللَّهفرجه)، بهوسيلهى ملت ايران برداشته شده است؛ و آن، ايجاد حاكميت قرآن است؛ ديدار به مناسبت ميلاد حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 25/09/1376 بايد زمينه را آماده كنى مسألهى ولادت حضرت مهدى عليهالصّلاةوالسّلاموعجّلاللَّهتعالىفرجهالشّريف، از اين جهت هم حائز اهميت است كه مسألهى انتظار و دوران موعود را كه در مذهب ما، بلكه در دين مقدّس اسلام ترسيم شده است - دوران موعود آخرالزّمان؛ دوران مهدويت - ما به ياد بياوريم، روى آن تكيه كنيم و بر روى آن مطالعه و دقّت و بحثهاى مفيدى انجام گیرد. شما بايد زمينه را آماده كنى، تا آن بزرگوار بتواند بيايد و در آن زمينهى آماده، اقدام فرمايد. از صفر كه نمىشود شروع كرد! جامعهاى مىتواند پذيراى مهدى موعود ارواحنافداه باشد كه در آن آمادگى و قابليت باشد، والّا مثل انبيا و اولياى طول تاريخ مىشود در ديدار با پاسداران 10/12/1368 دنيا را از عدل و داد پر مىكند و ظلم را ريشهكن مىسازد خصوصيت مهدى موعود(عجلاللهتعالىفرجهوارواحنافداه) در نظر مسلمانان اين است كه: «يملأالله بهالارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا». عدل و داد، استقرار عدالت در جامعه، از بين بردن ظلم از سطح زمين، خصوصيت مهدى موعود است. ... بشر به سمت آن چيزى حركت مىكند كه مظهر آن، وجود مقدس مهدى(عليهالصلاةوالسلامو عجلاللهتعالىفرجهالشريف) باشد و او كسى است كه در احاديث متواتر وارد شده كه دنيا را از عدل و داد پر مىكند و ظلم را ريشهكن مىسازد. سخنرانى در خجسته سالروز ولادت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) 22/12/1368
بايد در آن جهت تلاش و كار كنيم ما كه منتظر امام زمان هستيم، بايد در جهتى كه حكومت امام زمان(عليه الاف التحية و الثناء و عجلالله تعالى فرجه) تشكيل خواهد شد، زندگى امروز را در همان جهت بسازيم و بنا كنيم. البته، ما كوچكتر از آن هستيم كه بتوانيم آن گونه بنايى را كه اولياى الهى ساختند يا خواهند ساخت، بنا كنيم؛ اما بايد در آن جهت تلاش و كار كنيم. مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و مىدانيم كه بزرگترين خصوصيت امام زمان(عليهالصّلاةوالسّلام) - كه در دعاها و زيارات و روايات آمده است - عدالت مىباشد: «يملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا». رابطهى قلبى و معنوى بين آحاد مردم و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) يك امر مستحسن، بلكه لازم و داراى آثارى است؛ زيرا اميد و انتظار را به طور دايم در دل انسان زنده نگه مىدارد. ديدار اقشار مختلف مردم در روز نيمهی شعبان 27/05/1387 مصداق وعدهی الهی ما همينقدر مىدانيم كه وجود مقدس امام زمان، مصداق وعدهى الهى است. همينقدر مىدانيم كه اين بازماندهى خاندان وحى و رسالت، علم سرافراز خدا در زمين است. «السلام عليك ايها العلم المنصوب و العلم المصبوب و الغوث و الرحمة الواسعة وعدا غير مكذوب». ...حجت خدا در بين مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگى ميكند؛ مردم را مىبيند؛ با آنهاست؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس ميكند. انسانها هم، آنهائى كه سعادتمند باشند، ظرفيت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زيارت ميكنند. او وجود دارد؛ يك انسان واقعى، مشخص، با نام معين، با پدر و مادر مشخص و در ميان مردم است و با آنها زندگى ميكند. اين، خصوصيت عقيدهى ما شيعيان است. سخنرانى در سالروز ميلاد امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) 11/12/1369 خواهد رسید... دورانى خواهد رسيد كه قدرت قاهرهى حق، همهى قلههاى فساد و ظلم را از بين خواهد برد و چشمانداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان اين است. دیدار با مردم قم 30/11/1370 پيام انقلاب ما بشريت كه با عطش تمام منتظر امام زمان عجالله تعالى فرجه الشريف است و مىخواهد مهدى موعود بيايد و چشم انتظار آن حضرت است، براى اين است كه او بيايد تا دنيا را از عدل و داد پر كند. اين است آن پيامى كه انقلاب اسلامى براى دنيا دارد و خودش هم متعهد و متكفل آن است. ديدار با كارگزاران 17/10/1371 اميدى در دل بنىآدم امام زمان عليه سلامالله، رمز عدالت و مظهر قسط الهى در روى زمين است. به همين جهت است كه همهى بشريت، به شكلى انتظار ظهور آن حضرت را مىكشند. ...موضوع امام زمان عج الله تعالى فرجه الشريف، با اين ديد، نه مخصوص شيعه و نه حتى مخصوص مسلمين است. بلكه انتظارى در دل همهى قشرهاى بشر و ملتهاى عالم است. اميدى است در دل بنىآدم؛ كه تاريخ بشريت به سمت صلاح حركت مىكند. اين اميد، به بازوان قوت مىبخشد، به دلها نور مىدهد و معلوم مىكند كه هر حركت عدالتخواهانهاى، در جهت قانون و گردش طبيعى اين عالم و تاريخ بشر است. ديدار مهمانان خارجى دههى فجر در روز نيمه شعبان 18/11/1371
تاثیر اعتقاد به ظهور حضرت ملتى كه به خدا معتقد و مؤمن و متكى است و به آينده اميدوار است و با پرده نشينان غيب در ارتباط است؛ ملتى كه در دلش خورشيد اميد به آينده و زندگى و لطف و مدد الهى مىدرخشد، هرگز تسليم و مرعوب نمىشود و با اين حرفها، از ميدان خارج نمىگردد. اين، خصوصيت اعتقاد به آن معنويت مهدى عليه آلاف التحية والثناء است. عقيده به امام زمان، هم در باطن فرد، هم در حركت اجتماع و هم در حال و آينده، چنين تأثير عظيمى دارد. اين را بايد قدر دانست. دیدار در روز ميلاد پربركت حضرت ولى عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) 17/10/1374 زندگى بشر هم از آنجا به بعد است! دنياى سرشار از عدالت و پاكى و راستى و معرفت و محبت، دنياى دوران امام زمان است كه زندگى بشر هم از آنجا به بعد است. زندگى حقيقى انسان در اين عالم، مربوط به دوران بعد از ظهور امام زمان است كه خدا مىداند بشر در آنجا به چه عظمتهايى نايل خواهد شد. خطبههاى نماز جمعهى تهران 26/01/1379 روز تحقق شعارها شعارهايى كه امام زمان عليهالصلاةوالسلاموعجلاللهتعالىفرجه بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد كرد، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى يك كشور و يك دولت است. ... اين شعارها يك روز تحقق پيدا خواهد كرد. بيانات در سالروز ميلاد خجستهى امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 22/08/1379 فقط نشستن و اشك ریختن فایده ندارد! امام زمان ارواحنافداه با اقتدار و قدرت و تكيه بر توانايىاى كه ايمان والاى خود او و ايمان پيروان و دوستانش، او را مجهز به آن قدرت كرده است، گريبان ستمگران عالم را مىگيرد و كاخهاى ستم را ويران مىكند. درس ديگر اعتقاد به مهدويت و جشنهاى نيمهى شعبان براى من و شما اين است كه هر چند اعتقاد به حضرت مهدى ارواحنافداه يك آرمان والاست و در آن هيچ شكى نيست؛... اما اين آرمانى است كه بايد به دنبال آن عمل بيايد. انتظارى كه از آن سخن گفتهاند، فقط نشستن و اشك ريختن نيست. ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمهى شعبان در مصلاى تهران 30/07/1381 ما بايد خود را براى سربازى امام زمان آماده كنيم انتظار به معناى اين است كه ما بايد خود را براى سربازى امام زمان آماده كنيم.. سربازى منجى بزرگى كه مىخواهد با تمام مراكز قدرت و فساد بينالمللى مبارزه كند، احتياج به خودسازى و آگاهى و روشنبينى دارد... ما نبايد فكر كنيم كه چون امام زمان خواهد آمد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد، امروز وظيفهاى نداريم؛ نه، بعكس، ما امروز وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شويم. اعتقاد به امام زمان به معناى گوشهگيرى نيست. ...امروز اگر ما مىبينيم در هر نقطهى دنيا ظلم و بىعدالتى و تبعيض و زورگويى وجود دارد، اينها همان چيزهايى است كه امام زمان براى مبارزه با آنها مىآيد. اگر ما سرباز امام زمانيم، بايد خود را براى مبارزه با اينها آماده كنيم. ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمهى شعبان در مصلاى تهران 30/07/1381 بزرگترين وظيفهى منتظران بزرگترين وظيفهى منتظران امام زمان اين است كه از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پيوندهاى دينى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنين و همچنين براى پنجه درافكندن با زورگويان، خود را آماده كنند. كسانى كه در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شركت مىكردند، منتظران حقيقى بودند. كسى كه وقتى كشور اسلامى مورد تهديد دشمن است، آمادهى دفاع از ارزشها و ميهن اسلامى و پرچم برافراشتهى اسلام است، مىتواند ادعا كند كه اگر امام زمان بيايد، پشت سر آن حضرت در ميدانهاى خطر قدم خواهد گذاشت. اما كسانى كه در مقابل خطر، انحراف و چرب و شيرين دنيا خود را مىبازند و زانوانشان سست مىشود؛ كسانى كه براى مطامع شخصى خود حاضر نيستند حركتى كه مطامع آنها را به خطر مىاندازد، انجام دهند؛ اينها چطور مىتوانند منتظر امام زمان به حساب آيند؟ كسى كه در انتظار آن مصلح بزرگ است، بايد در خود زمينههاى صلاح را آماده سازد و كارى كند كه بتواند براى تحقق صلاح بايستد. ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمهى شعبان در مصلاى تهران 30/07/1381 يك حكومت صددرصد مردمى ...حكومت آيندهى حضرت مهدى موعود ارواحنافداه، يك حكومت مردمى به تمام معناست... امام زمان، تنها دنيا را پر از عدل و داد نمىكند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تكيه به آنهاست كه بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مىبخشد و يك حكومت صددرصد مردمى تشكيل مىدهد ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمهى شعبان در مصلاى تهران 30/07/1381
ناظر است و مىبيند! امام زمان ناظر است و مىبيند. انتخابات شما را امام زمان ديد؛ اعتكاف شما را امام زمان ديد؛ تلاش شما جوانها را براى آذينبندى نيمهى شعبان، امام زمان ديد؛ حضور شما زن و مرد را در ميدانهاى گوناگون، امام زمان ديده است و مىبيند؛ حركت دولتمردان ما را در ميدانهاى مختلف، امام زمان مىبيند و امام زمان از هر آنچه كه نشانهى مسلمانى و نشانهى عزم راسخ ايمانى در آن هست و از ما سر مىزند، خرسند مىشود. اگر خداى نكرده عكس اين عمل بكنيم، امام زمان را ناخرسند مىكنيم. ببينيد، چه عامل بزرگى است.[b] ديدار اقشار مختلف مردم بهمناسبت نيمهى شعبان 29/06/1384 اين معنى انتظار فرج است[/b] معناى انتظار فرج به عنوان عبارة أخراى انتظار ظهور، اين است كه مؤمن به اسلام، مؤمن به مذهب اهلبيت(عليهم السلام) وضعيتى را كه در دنياى واقعى وجود دارد، عقده و گره در زندگى بشر ميشناسد... امام زمان (عليه الصلاة و السلام) براى اينكه فرج براى همهى بشريت به وجود بياورد، ظهور ميكند كه انسان را از فروبستگى نجات بدهد؛ جامعهى بشريت را نجات بدهد؛ بلكه تاريخ آيندهى بشر را نجات بدهد. انتظار فرج يعنى قبول نكردن و رد كردن آن وضعيتى كه بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگى انسانيت حاكم شده است. اين معنى انتظار فرج است. ديدار اقشار مختلف مردم بهمناسبت نيمهى شعبان 29/06/1384 دست قاهر قدرتمند الهى ...انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهى ملكوتى است كه بايد بيايد و با كمك همين انسانها سيطرهى ظلم را از بين ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگى مردم حاكم كند و پرچم توحيد را بلند كند؛ انسانها را بندهى واقعى خدا بكند. بايد براى اين كار آماده بود... انتظار معنايش اين است. انتظار حركت است؛ انتظار سكون نيست؛ انتظار رها كردن و نشستن براى اينكه كار به خودى خود صورت بگيرد، نيست. انتظار حركت است. انتظار آمادگى است. ...انتظار فرج يعنى كمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى كه امام زمان (عليه الصلاة والسلام) براى آن هدف قيام خواهد كرد، آماده كردن. آن انقلاب بزرگ تاريخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ايجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبوديت خدا؛ اين معناى انتظار فرج است. ديدار اقشار مختلف مردم در روز نيمهی شعبان 27/05/1387 منبع: khadem.koolebar.ir
[/b] |
|||
|
۳:۱۲, ۱۱/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۲ ۲:۰۷ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
![]() مکتوب قطعه ای از سخنرانی های آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی(رحمة الله علیه) .....در زمان کودکی من، مرحوم والد ما با یکی از اولیاء خاصّ خدا ارتباط داشت. تشرّف آن ولیّ خدا به حضور امام زمان«صلوات الله علیه»، قابل انکار نبود. ایشان یک مغازة پینه دوزی هم در بازار داشت. حتّی ایشان میگفت: گاهی آقا شبهای جمعه یک دفعه میآیند، میفرمایند: بیا برویم کربلا زیارتی کنیم و برگردیم. با آقا میروم کربلا و بر میگردم. اینها خواب و قصّه و داستان نیست. مرحوم والد ما میگفت: آقا تشریف میآورند پیش ایشان، نه این، خدمت آقا برود. پدرم گفت، که از او پرسیدم: فلانی! گفت: بله! گفتم: چه شده است که ایشان تشریف میآورند آنجا پیش تو؟! گفت: اتّفاقاً خودم همین سؤال را از آقا پرسیدم که چطور شده که شما می آیید اینجا پیش من احوالم را میگیرید؟ ایشان به من فرمودند: برای خاطر اینکه در تو هیچ هوای نفس نیست. وقتی از حبّ به دنیا تخلیه شدی، ولی الله اعظم دستت را میگیرند؛ مگر کسی که حبّ دنیا، چه مالش و چه جاهش پیکرهاش را گرفته باشد، میتواند خدمت امام زمان«صلوات الله علیه»، برسد تا حضرت ایصال به مطلوب بفرمایند؟! لذا در باب انتظار فرج که روایات بسیار داریم که افضل اعمال است، چه کسی میتواند منتظر باشد؟ کسی که حبّ دنیا دارد؟ اگر امام زمان(صلواتاللهعلیه) تشریف بیاورند، حاضرم دست از همه چیز بردارم و هر امر فرمودند بگویم: چشم؟ اگر اینچنین شویم، بی برو برگرد دستمان را خواهد گرفت، چه چشم ظاهری ببیند، چه نبیند. اینجا است که عبادات روح میگیرند و طاعات مغز پیدا میکنند و از پوست بودن خارج میشوند. اگر کسی این حالت در آن نباشد، منحرف است. زیرا اینگونه بودن طبق موازین است، لذا در روایات متعدّد داریم که اگر کسی امام زمانش را نشناسد، « مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة[7]»، به مرگ جاهلیّت مرده است. خدایا بحقّ مهدی موعودت؛ یعنی موجودی که الآن محبوبترین موجودات نزد تو است، دست ما را از دامن او کوتاه مکن! ![]() حاضری از خودت بگذری؟ 100 در 100 برای حضرت؟ |
|||
|
|
۲:۰۵, ۱۳/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۲ ۲:۰۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مبارزه با استكبار، تلاشی براى حاكميت اسلام ۱۳۷۰/۱۱/۳۰ بسماللَّهالرّحمنالرّحيم الحمدللَّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّةاللَّه فىالأرضين الكهف الحصين و غياث المضطرّ المستكين و عصمة الخائفين و ملاذ الّلاجئين مولانا الحجّةبنالحسن المهدىّ المنتظر و لعنةاللَّه على اعدائهم اجمعين الى يوم الدّين قال اللَّه الحكيم فىكتابه: بسماللَّهالرّحمنالرّحيم بقيّةاللَّه خيرلكم ان كنتم مؤمنين(1) عيد ميلاد مبارك و باسعادت و سرشار از اميد و انتظارِ امام غايب و حجت الهى در زمين، مهدى موعود(عجّلاللَّهتعالىفرجهالشّريفوسلاماللَّهعليهوعلىابائه الأطيبينالأطهرين) را به شما برادران و خواهران عزيز قمى صميمانه تهنيت و تبريك مىگويم. اين يك فرصت بسيار مغتنم و باارزش براى اينجانب است كه شهر قم و مردم قم و اين آستان مقدس را - كه حرم اهل بيت است - در روزى زيارت كنم كه روز عيد و جشن همهى منتظران عالم و همهى كسانى است كه در اعماق جان خود، انتظار آزادگى و عدالت و رهايى از ظلم و تعدى و طغيان را دارند. از اولين لحظات پيدايش اين نهضت مبارك كه تحت الطاف حضرت ولىّاللَّهالاعظم (ارواحنافداه و عجّلاللَّهتعالىفرجه) روزبهروز به پيش رفته است، شما مردم قم، زن و مردتان، پير و جوانتان، با آن ارتباط پيدا كرديد؛ به آن كمك كرديد و در صحنههاى گوناگون، با همهى وجود از آن دفاع نموديد. خوشحالم از اينكه خداوند متعال اين توفيق را به اينجانب داده است كه باز بتوانم شما عزيزان قمى را در اين مكان مقدس و شريف و در اين شهر پُرخاطره، آن هم در چنين روز عزيز و شريفى زيارت كنم. لازم مىدانم چند مطلب را در اين مدت كوتاه عرض كنم؛ كه اينها مطالب اساسىِ فكرى و سياسى ماست و به هم مرتبط هم است: مطلب اول دربارهى اين بخش عظيم اعتقادى ماست كه عبارت است از انتظار ظهور ولىّعصر و مهدى موعود و منجى بشريت. همهى مسلمانان، حقيقت مهدى موعود را از طريق روايات خدشهناپذيرى كه از نبىّاكرم (صلّىاللَّهعليهوالهوسلّم) و اولياى دين رسيده است، قبول دارند؛ اما اين حقيقت در هيچ جاى جهان اسلام، مثل محيط زندگى ملت عزيز ما و شيعيان، اين برجستگى و اين چهرهى درخشان و اين روح پُرتپش و پُراميد را ندارد؛ اين به خاطر آن است كه ما به بركت روايات متواترهى خودمان، شخص مهدى موعود را با خصوصياتش مىشناسيم. مردم ما ولىّاللَّه اعظم و جانشين خدا در زمين و بقيهى اهلبيت پيامبر را با نام و خصوصيات مىشناسند؛ از لحاظ عاطفى و فكرى با او ارتباط برقرار مىكنند؛ به او مىگويند؛ به او شكوه مىبرند؛ از او مىخواهند و آن دوران آرمانى - دوران حاكميت ارزشهاى والاى الهى بر زندگى بشر - را انتظار مىبرند؛ اين انتظار داراى ارزش زيادى است. اين انتظار به معناى آن است كه وجود ظلم و ستم در عالم، چشمهى اميد را از دلهاى منتظران نمىزدايد و خاموش نمىكند. اگر اين نقطهى اميد در زندگى جمعيتى نباشد، چارهيى ندارد جز اينكه به آيندهى بشريت بدبين باشد. اين ظلم عظيم مسلط بر عالم، اين سلطههاى ناحق، اين زورگويى به ملتها در سطح جهان، اين ريختن خونهاى بناحق، اين پايمال كردن شريفترين و عزيزترين ارزشهاى انسانى، اين دروغها و تزويرهايى كه سردمداران استكبار جهانى هر روز تحويل بشريت مىدهند، اين همه بدى، اين همه استثمار و ظلم، انسانى را كه چشمهى اميدى در دل نداشته باشد، بهطور طبيعى مأيوس مىكند؛ لذاست كه شما مىبينيد نسل جوان در كشورهاى غربى، به سوى پوچى كشانده مىشوند. نسل جوانى كه به سنتها خو نگرفته است و خود را پايبند سنتها نكرده است، وقتى كه اين نابسامانى محيط زندگى بشريت را مىبيند، نااميد مىشود؛ لذا به سمت پوچى كشيده مىشود. بسيارى از دختران و پسران در كشورهاى غربى، به سمت بيهودگى و بىاعتنايى به مظاهر زندگى و پوچى و غرقه شدن در شهواتِ آنى كشيده مىشوند؛ اين بر اثر يأس است؛ بسيارى از دانشمندان و نويسندگان و سخنگويان بشريت به اين حالت دچار مىشوند؛ اما آن ملتى كه به آينده اميد دارد، مىداند كه روزگار ظلم و ستم و زورگويى و تجاوز و طغيان و استكبار، با همهى حجم عظيمى كه امروز در جهان به وجود آورده است، يك روزگار تمامشدنى است و دورانى خواهد رسيد كه قدرت قاهرهى حق، همهى قلههاى فساد و ظلم را از بين خواهد برد و چشمانداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان اين است. شما جوانان عزيز كه در آغاز زندگى و تلاش خود هستيد، بايد سعى كنيد تا زمينه را براى آنچنان دورانى آماده كنيد؛ دورانى كه در آن، ظلم و ستم به هيچ شكلى وجود ندارد؛ دورانى كه در آن، انديشه و عقول بشر، از هميشه فعالتر و خلاقتر و آفرينندهتر است؛ دورانى كه ملتها با يكديگر نمىجنگند؛ دستهاى جنگافروز عالم - همانهايى كه جنگهاى منطقهيى و جهانى را در گذشته به راه انداختند و مىاندازند - ديگر نمىتوانند جنگى به راه بيندازند؛ در مقياس عالم، صلح و امنيتِ كامل هست؛ بايد براى آن دوران تلاش كرد. قبل از دوران مهدى موعود، آسايش و راحتطلبى و عافيت نيست. در روايات، «واللَّه لتمحّصنّ» و «واللَّه لتغربلنّ»(2) است؛ بشدت امتحان مىشويد؛ فشار داده مىشويد. امتحان در كجا و چه زمانى است؟ آن وقتى كه ميدان مجاهدتى هست. قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاك امتحان مىشوند؛ در كورههاى آزمايش وارد مىشوند و سربلند بيرون مىآيند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(ارواحنافداه) روزبهروز نزديكتر مىشود؛ اين، آن اميد بزرگ است؛ لذا روز نيمهى شعبان، روز عيد بزرگ است. حالا كه بحمداللَّه توجهتان كاملاً جلب شد، من يك بار ديگر اين عيد را به شما تبريك مىگويم؛ بخصوص كه اين عيد مايهى اميد و درست نقطهى مقابل آن فضاى يأسآلودى است كه استكبار مىخواهد در مقابل چشم مستضعفان عالم به وجود بياورد. اگر امروز شما سياستگذاران و طراحان برنامههاى استكبارى را مشاهده كنيد، خواهيد ديد كه از مهمترين كارها و هدفهاى آنها يكى اين است كه در مقابل چشم مردم، فضاى يأسآلودى نسبت به اصلاحاتى كه بايد انجام بگيرد، ايجاد كنند. ملتها بايد از صلاح مأيوس بشوند، تا حربهى استكبار كارگر بيفتد؛ والّا اگر ملتها اميدوار باشند و اميدوار بمانند، حربهى استكبار چندان كارگر نيست. سعى مىكنند فضاى تيرهيى را در مقابل چشمها ترسيم كنند؛ فضاى تيره به اين معنا كه به ملتها تفهيم كنند كه نيروى ذاتى شما، فرهنگ شما، اعتقادات شما، شخصيت و هويت ملى شما، نمىتواند براى شما كارى انجام بدهد؛ بايد قدرتهاى بزرگ به شما كمك كنند تا بتوانيد حركت كنيد. درست صدوهشتاد درجه مقابل اين فكر، فكر انتظارى است كه بر محيط ما و بر محيطهاى طرفداران مذهب اهلبيت (عليهمالسّلام) حاكم است. انتظار، يعنى دل سرشار از اميد بودن نسبت به پايان راه زندگى بشر. ممكن است كسانى آن دوران را نبينند و نتوانند درك كنند - فاصله هست - اما بلاشك آن دوران وجود دارد؛ لذا تبريك اين عيد - كه عيد اميد و عيد انتظار فرج و گشايش است - درست نقطهى مقابل آن چيزى است كه دشمن مىخواهد به وجود بياورد. مطلب دوم در دنبالهى همين مسأله است. ما آن وقتى مىتوانيم حقيقتاً منتظر به حساب بياييم كه زمينه را آماده كنيم. براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمينه بايد آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل كردن به احكام اسلامى و حاكميت قرآن و اسلام است. همانطور كه عرض كردم، فرمودهاند: «واللَّه لتمحّصنّ» و «واللَّه لتغربلنّ»؛ اين تمحيص و اين امتحان بزرگ كه مريدان و شيعيان ولىّعصر(ارواحنافداه) با آن مواجه هستند، همان امتحان تلاش براى حاكميت اسلام است. براى حاكميت اسلام بايد كوشش كنيد؛ ملت بزرگ ما اين يك قدم را برداشتند. ادامه در اینجا(بدلیل محدودیت کاراکتر) 1) هود: 86 2) كتاب الغيبة (شيخ طوسى)، ص 340 |
|||
|
|
۷:۳۲, ۱۳/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۲ ۷:۳۴ توسط ساقی.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
ما آن وقتى مىتوانيم حقيقتاً منتظر به حساب بياييم كه زمينه را آماده كنيم. براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمينه بايد آماده بشود؛
و آن عبارت از عمل كردن به احكام اسلامى و حاكميت قرآن و اسلام است. ********** "صلوات "جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فراموشمان نشود. "خدایا با ما آن کن که لایق حضرت توست." اللهم صل علي محمد ال محمد و عجل فرجهم و لعنة الله على عدائهم اجمعين و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه و المستشهدين بين يديه واللهم عجل الوليك الفرج بحق زينب كبرىٰ(سلام الله علیها) |
|||
|
|
۱۶:۰۹, ۱۳/تیر/۹۲
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
۱۳۷۱/۱۱/۱۸ بيانات در ديدار جمعی از مهمانان خارجى بسماللَّهالرّحمنالرّحيم بنده هم متقابلاً سالروز اين ميلاد مبارك و اين عيد سعيد را به همه مسلمانان عالم، بلكه به همه حق طلبان و مظلومان روى زمين و به ملت شريف و عزيز ايران و شما حضّار محترم؛ بخصوص ميهمانان دهه فجر تبريك عرض مىكنم. آنچه كه در باب اين ميلاد مبارك به طور دائم بايد مورد توجّه باشد، اين است كه امام زمان عليه سلاماللَّه، رمز عدالت و مظهر قسط الهى در روى زمين است. به همين جهت است كه همه بشريّت، به شكلى انتظار ظهور آن حضرت را مىكشند. البته مسلمانان به صورت مشخّص، اين انتظار بزرگ را معلوم و تحديد كردند و شيعيان نسبت به شخصى كه اين لباس بر قامت او دوخته شده است، آگاهيهاى روشن و مشخّص كنندهاى هم دارند. لذاست كه موضوع امام زمان عج اللَّه تعالى فرجه الشّريف، با اين ديد، نه مخصوص شيعه و نه حتى مخصوص مسلمين است. بلكه انتظارى در دل همه قشرهاى بشر و ملتهاى عالم است. اميدى است در دل بنىآدم؛ كه تاريخ بشريّت به سمت صلاح حركت مىكند. اين اميد، به بازوان قوّت مىبخشد، به دلها نور مىدهد و معلوم مىكند كه هر حركت عدالتخواهانهاى، در جهت قانون و گردش طبيعى اين عالم و تاريخ بشر است. به همين خاطر است كه وقتى ملت ما، قبل از پيروزى انقلاب به مبارزات مشغول بودند، احساسشان اين بود كه در جهت پيشرفت به سمت آرمان بشريّت حركت مىكنند . بعد از پيروزى انقلاب هم احساس ملت ايران اين است كه هر حركت و هر اقداممان؛ هر مبارزهاى كه كرديم و هر رنجى كه تحمّل نموديم، در جهت مقصودى است كه ميان آحاد بشر و همه اهل معرفت مشترك است. مقصود، استقرار عدالت، و هدف، رسيدن به عدل براى بشر است. و اسلام اين عدل را تأمين مىكند. آنچه كه من امروز به مناسبت اين ميلاد مسعود و اجتماع شما حضّار محترم و برادران و خواهران در نظر دارم عرض كنم، نكتهاى در باب مسائل مربوط به انقلاب است. آن نكته اين است كه پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، اميدى در دل ملتها و مبارزان مسلمان در همه جاى عالم پديد آورد؛ دلهاى مرده را زنده كرد و هرچه عليه اسلام و بلكه عليه مطلق دين، تبليغ و فعاليت و تلاش شده بود، آنها را از ذهن و عملِ ملتهاى مبارز در سراسر دنيا زدود و از بين برد. لذاست كه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، در اطراف عالم نهضتهاى انقلابى پديد آمد، يا اگر هم قبلاً بود، اوج گرفت و شتاب پيدا كرد. علاوه بر اين، قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، وقتى جوانان و غيرتمندان يك ملت مىخواستند مبارزهاى را عليه ظلمى كه بر آن ملت و در منطقه خودشان حاكم بود، آغاز كنند، به دنبال تفكّرات چپ مىرفتند. از چپيها الهام مىگرفتند و از آنها جزوه و نوشته و دستورالعمل دريافت مىكردند. هر جاى دنيا كه نهضت يا مبارزهاى عليه ظلم وجود داشت، شما مىديديد يك صبغه چپ در آن هست، يا سعى مىشد اين صبغه چپ به نحوى به آن داده شود. چنين تصوّر مىشد كه بدون ارتباط و اتّصال با يك تفكّر يا با يك مكتب - كه آن هم مثلاً مكتب ماركسيزم بود نمىشود مبارزهاى را سازماندهى و هدايت كرد و به پيروزى رساند! امّا بعد از آنكه انقلاب اسلامى پيروز شد، ديديم در هر نقطه عالم كه يك حركت انقلابى و يا حركت غيورانهاى در مقابل ظلم و جور انجام مىشود، صبغه مذهب پيدا مىكند. حركتهاى مذكور در كشورهاى اسلامى، صبغه اسلام به خود مىگرفت و در كشورهاى غيراسلامى، گرايش به يك مذهب ديگر را در خود داشت. ما حتّى در اوايل پيروزى انقلاب، مبارزاتى را مشاهده كرديم كه قبل از آن، گرايشهايشان ماركسيستى بود؛ امّا بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، نه اينكه آن گرايش ماركسيستى به كلّى از بين برود، ولى يك رگه مذهبى هم در آن به وجود آمد و يا يك عنصر مذهبى هم در آن وارد شد. اين همه، از تأثير پيروزى انقلاب اسلامى بود. انقلاب اسلامى ايران، پس از پيروزى خود، از يك طرف به مبارزان دنيا اميدداد و دلهاى غيرتمندانى را كه مىخواستند با ظلم و جور و نامردمى در هر نقطه عالم مبارزه كنند زنده كرد و از طرف ديگر، هويّت اسلامى را به ملتهاى مسلمان برگرداند. در اين هيچ شكّى نيست. اين تأثير مثبتى بود كه انقلاب اسلامى در همه جاى دنيا گذاشت. اما همزمان با اين تأثير، يك تأثير ديگرى هم در دنيا به جانهاد و آن اين بود كه دشمنان جبهه اسلام را بيدار كرد و به آنان تجربه داد! دشمن كيست؟ جبهه ضدّ اسلامى است؛ استكبار است؛ همان كه ما به آن «استكبار» مىگوييم؛ قدرتهاى مسلّطِ عالم. يك روز مظهر استكبار، امريكا و شوروى بودند. امروز كه شوروى نيست، امريكا در رأس استكبار قرار گرفته است. قدرتهاى مرتجع، قدرتهاى ضدّ مردمى، قدرتهاى متجاوز، قدرتهايى كه ملتهاى ضعيف را در مشت خود مىخواهند و دنيا را متعلّق به خود مىدانند، همه در جبهه استكبار ثبت نام كردهاند و اسلام و انقلاب اسلامى با اينها روبهروست. اينها بعد از انقلاب اسلامى، مجرّب شدند و تجربه پيدا كردند. وقتى انقلاب اسلامى پيش آمد، استكبار هيچ تجربهاى نسبت به حركتهاى عظيم اسلامى نداشت. در گذشته حركتهاى نامنسجمى پيش آمده بود؛ اما اين انقلاب و اين مبارزه، واقعه و حركت عظيمى بود كه استكبار در مقابلش غافلگير شد. ما در اوان پيروزى انقلاب اسلامى به خوبى مشاهده مىكرديم كه دشمن، حيرتزده و گيج است و نمىفهمد چه اتّفاق افتاده است. در حقيقت، استكبار نمىتوانست تحليل درستى از آنچه كه واقع شده بود پيدا كند. امّا بعد از آنكه جمهورى اسلامى تشكيل شد، مبارزه ملت ما با آن قدرت ادامه پيدا كرد؛ جنگ تحميلى پيش آمد؛ مقاومت اين ملت پيش آمد؛ رهبرى قاطعانه امام خود را در ميدانهاى مختلف نشان داد و پيوند اسلامى ميان مردم و امام، ابعاد مختلف خودش را شناساند؛ دشمن بيدار و هشيار شد و تجربه پيدا كرد. اين نكته، براى ما ملت ايران و نيز براى مسلمانان در ساير نقاط عالم، مهمّ است. با اين حال، مسلمانان در ساير نقاط عالم بايد توجّه كنند كه مبارزات اسلامى، مثل يك جنگ نظامىِ سنّتى و كلاسيك است. عيناً مشخّصات همان برخورد را دارد. در جنگ نظامى، وقتى مىبينيد دشمن حركتى ابتكارى از خود نشان مىدهد، سعى مىكنيد ضدّ آن حركت را انجام دهيد. همين كه دشمن سلاح جديدى به دست مىآورد، سعى مىكنيد ضدّ آن سلاح را فراهم كنيد. او تانك براى خود فراهم مىكند، شما ضدّ تانك فراهم مىكنيد. او هواپيماى جنگى براى خود تحصيل مىكند، شما ضدّهوايى درست مىكنيد. به معناى دقيقتر، هر حركتى را كه دشمن انجام داد شما مىنشينيد، فكر و تلاش مىكنيد و باابتكار و هوشمندى، حركت مقابل او را انجام مىدهيد. در مبارزات اسلامى نيز همينطور است. در نهضت اسلامى نيز همين وضع وجود دارد. دشمن چون نسبت به انقلاب اسلامى تجربه پيدا كرده است، روشهاى جديدى را به كار مىگيرد. لذا مسلمانان عالم بايد هشيار باشند. مىبينيد دشمن در كشورهاى مختلف اسلامى چگونه عمل مىكند؟ مىبينيد امروز دشمن در بوسنى هرزگوين چطور عمل مىكند؟ يكى حركت صربهاست، يكى هم حركت امريكا و اروپا كه با سكوت خودشان، با بىاعتنايى خودشان، با تظاهر به اهميت دادن و در واقع اهميت ندادن، به نسل كُشى توسط صربها كمك مىكنند. اين، يك شيوه حركت از طرف دشمن است؛ كار نوى است كه دشمن انجام مىدهد. در قضيه فلسطين مىبينيد كه دشمن چه روشهايى را به كار مىگيرد؟ در مقابله با نهضتهاى اسلامى در كشورهاى مختلف، مثل الجزاير و جاهاى ديگر هم مىبينيد كه دشمنان جهانى و عوامل بومى آنها چگونه حركت مىكنند؟ در هندوستان به گونهاى، در تاجيكستان به نحوى و در كشورهاى مختلف، هر كدام برحسب موقعيت، به نوعى. دشمن براى برخورد با نهضتهاى اسلامى به طور دائم در حال طرّاحى است. مسلمانان هم بايد اذهان خودشان را هدايت كنند؛ با يكديگر به مشورت بپردازند؛ از تجربههاى هم استفاده ببرند؛ راهها را در مقابل يكديگر باز، و به هم كمك كنند تا براى مقابله راههاى جديدى بيابند. اى بسا تجربهها كه ما را به ابتكارات جديدى دعوت مىكنند! به علت محدودیت کاراکتر حذف شد و در منبع بالای ارسال مطالعه کنید ملت ايران، به بركت دين و هشيارى و وحدت كلمه، توانسته است تا امروز از همه موانع بگذرد. مواظب باشيد و اين هشيارى را حفظ كنيد. اين هشيارى كه از اعتقاد و ايمان دينى سرچشمه مىگيرد، ما را به نكاتى از جمله «وحدت كلمه» توجه مىدهد. اين هشيارى را بايد با همه وجود و با همه قدرت حفظ كنيد. دشمنان ما بدانند كه ملت ايران به بركت تعليمات دينى، همچنان كه در طول اين راه از تهديد دشمن نترسيده است، امروز هم از تهديد و اُشتلم آنان نمىهراسد. قدرتمندان، دنيا را پر از ظلم مىخواهند. گر چه به زبان نمىآورند؛ امّا عملشان گواه آن است. ظلم مىكنند، براى اينكه منافع خودشان را تأمين كنند. ما با ظلم و قلدرى مخالفيم. ما براى استقرار قسط و عدل قيام و تلاش كردهايم و باز هم اين ملت در همين راه تلاش خواهد كرد. حركتى كه براى قسط و عدل است بر حركتى كه در مقابل قسط و عدل ايستاده است، پيروز خواهد شد. در اين، شكّى نيست. دنيا به سمت عدل و قسط حركت مىكند و معناى امام زمان و انتظار فرج همين است. انتظار فرج يعنى اينكه در سرنوشت بشريّت، يك فرج بزرگ هست و ما به سمت آن فرج پيش مىرويم. از چه بترسيم؟ چرا بترسيم؟ چرا ترديد كنيم؟ چرا اطمينان خودمان را از دست بدهيم؟ دستورات اسلام، چراغ راهنماى ماست. آنچه را كه ميراث گرانبهايى از اسلام است، در دست داريم. مجموعه گفتار امام، كه متّخذ از اسلام است، ميراثى گرانبها و دستاوردى عظيم است كه چراغ راه ماست. ما معتقديم كه ملتهاى مسلمان، در هر نقطه از دنيا كه هستند، اگر تصميم بر ايستادگى براى اسلام و نصرت آن داشته باشند، پيروز خواهند شد. اساس قضيه اين است كه مسلمانان در هر نقطه از عالم كه هستند، بايد تصميم بگيرند از عدالت دفاع كنند، از عدالت بگويند، در مقابل ظلم بايستند و از اسلام - اسلامى كه طرفدار مظلومين و ضعفاست - دفاع كنند. قدرتمندان عالم كه بر همه جا مسلّطند، خودشان قدرتشان را افسانهاى جلوه دادهاند. واقعيت قدرت آنها با آنچه كه دارند خيلى متفاوت است. اگر امريكا از آن قدرتى كه ادّعا و تلقين مىكند برخورداربود، امروز بايد از مبارزات فلسطين اثرى ديده نمىشد. امّا مىبينيد كه مبارزات مردم فلسطين، روزبهروز پيش مىرود. فلسطينيهايى كه در اين سرماى زمستان از خانه و كاشانه خود بيرون رانده شدهاند، مشكلترين مشكل را براى رژيم صهيونيستِ غاصب به وجود آوردهاند. اينها قوى هستند و غالب خواهند شد؛ به شرط اينكه صبر كنند. اسرائيليهاى غاصب و خبيث، با اين عمل، اشتباه بزرگى مرتكب شدهاند و خودشان را در محذورى چند جانبه گذاشتهاند. امروز از هر طرف حركت كنند، شكست مىخورند و ضربه مىبينند. امروز هر كار كه بكنند با شكست مواجه مىشود. اگر فلسطينيها را برگردانند، شكست خوردهاند. نگهشان بدارند، شكست خوردهاند. اعدامشان كنند، شكست خوردهاند. زندانىشان كنند، شكست خوردهاند. البته شرطش اين است كه مبارزين فلسطينى خسته نشوند؛ مقاومت كنند و بايستند و از سخن خود برنگردند. دشمن، آسيب پذير است. همه دشمنانى كه با ملتها مبارزه مىكنند، آسيبپذيرند. اميدواريم كه انشاءاللَّه توجهات ولىّعصر ارواحنالهالفداء و عجلاللَّهتعالى فرجهالشريف شامل حال اين ملت عزيز و همه ملتهاى مسلمان باشد و تفضّلات الهى دستگير همه شما گردد. والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته. |
|||
|
|
۰:۱۰, ۱۷/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/تیر/۹۲ ۰:۲۲ توسط دستهای سبز.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
از همه اعمال با لاتر ،انتظار امر ظهور است مهدی غریب است ،مظلوم است اشک هاتون را بیمه مهدی کنید امام زمان می گوید: اگر تو به یاد من باشی، من هم به یاد توام ،اگر تو برای فرج من دعا کنی ،من هم برای سلامتی تو دعا می کنم . اگر ما به فکر مهدی باشیم ،مهدی هم به فکر ماست .صفت وهاب بودن امام (علیه السلام)، برای همگان است،چه گناه کاران و کفار و چه شیعیان. آیا میشود شخصی برای دوست خود قدمی بردارد، خرجی کند،آبرویی بگذارد یا برای تبلیغش اقدام کند ،ولی از طرف مقابل هیچ حرکتی صادر نشود. چرا امام زمان می فرمایند:من مظلومترین فرد عالم هستم. استدلال اول: از امام حسین(علیه السلام)غریب تر پسر فاطمه است،اینکه امام حسین(علیه السلام) ،سید الشهدا است ،مظلوم شهید شد، درست است،ولی حسین(علیه السلام)،حضرت ابوالفضل را داشت .اما عباسِ امام زمان کیست ؟امام حسین (علیه السلام)، علی اکبر داشت، علی اکبر ،امام زمان کیست؟ حسین (علیه السلام)،قاسم داشت،جعفر داشت ، قاسم و وجعفر امام زمان کیست؟حجة بن الحسن ،چه کسی را دارد؟دل حضرت به چه کسی خوش باشد؟ استدلال دوم: از پیامبر تا تولد امام زمان 255سال شد، تا اول امامت حضور مهدی 260 سال طول کشید. ای جوانان غیرتمند و ولایتی و امام زمانی ،12معصوم (از پیامبر تا امام یازدهم) مظلومیت شان همه با هم 260سال شد.اما، امام زمان به تنهایی بیش از 1170سال است که غریب است. به خدا مهدی از امام حسین(علیه السلام) مظلوم تر نیست؟ حضرت امام حسین (علیه السلام) در عالم مکاشفه به یکی از علمای قم فرمودند: ....مهدی ما در عصر خودش مظلوم است ، تا می توانید درباره آن حضرت سخن بگویید و قلم فرسایی کنید، آنچه درباره شخصیت این معصوم بگویید درباره همه معصومین(علیه السلام) گفته اید ، چون حضرات معصومین همه در عصمت و ولایت و امامت یکی هستند و چون این زمان،دوران مهدی ماست سزاوار است درباره او بیشتر گفتگو شود. دلم خون است، دلم خون است یکی از علما در جمکران خدمت امام زمان رسید و آن عالم بزرگوار دیدند که چشمهای مهدی فاطمه کوچک شده و زیر چشمان حضرت کبود شده است ،گفتم آقا چرا به این روز افتاده اید ،گفتند: از بس شیعیان گناه میکنند و مرا اذیت میکنند،من از دست شیعه هایم به این روز افتادم،از سنی ها وزرتشتی ها و مسیحی ها توقعی ندارم و فقط از شیعه های خودم توقع دارم . ای کسانی که به امام زمان اعتقاد دارید ، شما چرا گناه می کنید ، شما چرا ...... امام زمان از دست من وتو دلش خونه. آقا فرمودند :مردم گناه می کنند و من شب تا صبح گریه کنم و بگم خدایا به خاطر من آنها را ببخش و بگویم فلانی گریه کن حسین است ،مشکی پوش حسین است. خدایا به خاطر گریه هایش او را ببخش، مهدی برای ما گریه می کند ،چرا ما برای مهدی گریه نکنیم؟ گاهی آدم جگر یک آدم عادی را خون میکند ،دل یک آدم عادی را می سوزاند ،وای به حال وقتی که ادم بخواهد ،جلوی امام زمان خود بایستد و جگر امام زمان را خون کند. نتیجه مهم این مطلب این است که اولا با تعقل وتفکر و ثانیا با گدایی و استغاثه نمودن از حق تعالی و ائمه اطهار (علیه السلام) و تلاش برای انجام این امر واجب ، یاد امام و دعا برای تعجیل فرج را شعار و وجهه همت خویش قرار دهیم.( حرکت اول از قلب خویش، یعنی آشتی دادن دل با امام خودو سپس آشنایی و آشتی دادن قلب های دیگران با امام عصر ارواحنا فداه) ما باید برای امام زمان مان گریه کنیم و با گریه هایمان ،توبه کنیم ،تا چه زمانی گریه کنیم ؟ تا آنجا که قلب مهدی را بدست آوریم ،باید گریه کنیم تا آنجا که امام زمان به گریه هایمان ترحم کند. [/u] ![]() اصلا راز ظهور، در شخص حضرت عباس نهفته است (من الله عمی العباس)آقا امام زمان می گوید :جایی که روضه حضرت ابوالفضل العباس باشد ،من انجایم،که به ما بفهماند،راز ظهوردرعباس نهفته است (مانند عباس بشوید می آیم ،عباس نشوید ،نمی آیم*مقامی دارد دست نیافتنی*) جوان های خوب آخر زمان هستند که برای اینکه می دانند نمی توانند برای نماز شب بیدار شوند،سر شب نماز شب میخوانند،شب با وضو و رو به قبله می خوابند و میگو یند :امام زمان خودم را به تو سپردم. ( دینداری در آخر الزمان مانند نگه داشتن آتش در کف دست مشکل است یعنی این که بتوان امام غائب خود را مقدم بر همه چیز بداری) روایت داریم کسی که در نمازش دعای فرج بخواند 90 چیز بدست می آورد ،وقتی دست های مان را بالا می بریم و می گوییم اللهم کن لولیک..آقا امام زمان هر جا باشد دستش را بالا می آورد و می گوید : خدایا به خاطر من این جوان هر چه میخواهد به او بده .......اگر خودمان را به دست امام بسپاریم امام زمان دستمان را می گیرد . و در آخر ،وقتی امام زمانی شدیم ،دوستانمان را امام زمانی انتخاب می کنیم ،قیافه مان را امام زمانی قرار می دهیم ،نگاهایمان را امام زمانی تنظیم می کنیم ،حرف هایمان ،کارهایمان امام زمانی میشود. یا زنگی زنگی یا رومی رومی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مراقب باشیم که انتظار ما ،انتظار یهودی نباشد! | الهی313 | 0 | 1,349 |
۴/تیر/۹۳ ۲۰:۰۱ آخرین ارسال: الهی313 |
|
| سخنان مقام معظم رهبری یعنی چی ؟ یعنی ایشان اون زمان نیستن:( | shinay | 3 | 2,425 |
۳/دی/۹۲ ۱۷:۳۸ آخرین ارسال: shinay |
|








اقا خطابشون به من و......
![[تصویر: ShowImage.aspx?width=300&path=Us...42_410.jpg]](http://valieamr.com/ShowImage.aspx?width=300&path=UserFiles\Modules\News\News_innerPics\15857_176242_410.jpg)
![[تصویر: %D8%AD%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7.png]](http://s2.picofile.com/file/7826985913/%D8%AD%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7.png)
