کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 7 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بهترین عمل انتظار فرج است یعنی ...!؟
۲۲:۴۷, ۶/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/تیر/۹۱ ۷:۴۹ توسط ساقی.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم رب المهدی
سلام علیکم
پيامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمود:
«اَفْضَلُ اَعْمالِ اُمَّتِي اِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَ:
بهترين و برترين اعمال امّت من انظار فرج (مهدي موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف)) از نزد خداي عزيز و جليل است».
(همان مدرک، ص 128)
دوستان در اول آشنایی خودم با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که با رفتن به مسجد جمکران شروع شد ،فکر میکردم که انتظار فرج یعنی :
اینکه بشینی فقط برای سلامتی آقا دعای فرج و دیگر ادعیه را خوندن یا نه اینکه ۴۰ تا چهارشنبه برام مسجد جمکران برای چی اینکه حاجت بگیرم که گرفتم البته به ۴۰ تا نرسید ،یا نه اینکه بشینم فقط نماز امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بخونم ؟!
بله این مواردی که اینا که گفتم جزش هست ولی کلش نیست.
من شخصان تا قبل از اینکه خوب به این مطلب پی ببرم همیشه با خودم این تصور را داشتم ،
اما همین دعا خوندن و غیره ...خیلی تاثیر داره و کمک میکنه که به خودم کمک کرد،
ولی من باید یک منتظر واقعی باشم .
اما چطوری
[b]؟؟

فقط با دعا و نماز خوندن ؟(که حتا همونم تمام و کمال انجام نمیدم )
فقط میگیم :اللهم عجل لولیک الفرج .

انشاالله که دوستان جواب قانع کننده ارائه بدن تا امثال من که تازه به اصل مطلب رسیدم بهتربتونم راه رو ادامه بدم .
البته اگر تاپیکهایی که در دیگر بخشها هست که هیچ ارزشی نداره ،
نه برای دنیاو اخرتمون فقط سبب بطلان وقت میشه .
اصلان اجازه بازدید را به شما بدن
.
دوستان لطفآ کمک کنید بیدار بشیم ،
که بهترین عمل انتظار فرج است یعنی چی !؟؟؟؟؟؟

*****

صلوات
برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فراموش نشه
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ‏وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ
وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ أَهْلِهِ( وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً )کَثِيراً.
درود فرست بر محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و آل محمد (علیه السلام)
و با من آن کن که لایق حضرت توست .
اللهم صل علي محمد ال محمد و عجل فرجهم
و لعنة الله على عدائهم اجمعين
و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه
و المستشهدين بين يديه
واللهم عجل الوليك الفرج.


یا وَصِىَّ الْحَسَنِ وَالْخَلَفَ الْحُجَّهَ


یادگار شایسته و حجت


اَیُّهَا الْقاَّئِمُ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِىُّ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ یا


واى امام قائم منتظر مهدى اى فرزند رسول خدا اى


حُجَّهَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا


حجت خدا بر خلق اى آقا و سرور ما ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم


وَتَوَسَّلْنا بِکَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ


و توسل جستیم بوسیله تو بدرگاه خدا و تو را پیش روى حاجتهاى خویش قرار دادیم اى آبرومند نزد خدا


اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ


شفاعت کن براى ما پیش خدا.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۱۶, ۲۱/تیر/۹۲
شماره ارسال: #31
آواتار
بيانات در دیدار اقشار مختلف مردم

بسم‌اللَّه‌الرحمن‌الرحيم

اين روز بزرگ و يادبودِ يكى از درخشانترين لحظه‌هاى تاريخ را به همه مستضعفين عالم؛ بخصوص مسلمانان جهان در هر نقطه‌اى كه هستند و به‌ويژه به ملت عزيز و بزرگ و مبارز و رشيد ايران و همچنين به شما برادران و خواهران - مخصوصاً خانواده‌هاى محترم شهيدان و جانبازان و آزادگان عزيز - كه لطف كرديد، تشريف آورديد و روز عيد ما را عيد كرديد و اين محفل نورانى و صميمى را تشكيل داديد، تبريك عرض مى‌كنم. اميدواريم كه امروز بر شما عيد و مبارك باشد و مشمول بركات روز ولادت آن مظهر عدل الهى و مصداق بارز ميثاق بزرگ پروردگار، قرار گيريد.

روز ولادت حضرت مهدى موعود ارواحنافداه، يك عيد حقيقى براى همه افراد بشر و آن كسانى‌است كه ستمى كشيده‌اند، رنجى برده‌اند، دلشان سوخته است، اشكى ريخته‌اند، انتظارى كشيده‌اند و يا با مشاهده ناملايمات در طول حيات خود و در هر نقطه‌اى از عالم - و حتّى در هر نقطه‌اى از تاريخ - مصيبتى تحمل كرده‌اند. همه آنها در مثل چنين روزى و به ياد امروز، احساس شادمانى و اميد و نشاط كرده‌اند.

اين ولادت بزرگ و اين حقيقت عظيم، متعلّق به يك ملت و يك زمان خاص نيست؛ بلكه متعلق به بشرّيت است. اين «ميثاق اللَّه الّذى أخذه و وكَّده(1)»، ميثاق خدا با انسان است. «وعد اللَّه الذى ضمنه(2)»؛ اين، وعده خداست كه تحقّق آن را ضمانت كرده است. همه انسانهاى طول تاريخ، نسبت به اين پديده عظيم و شگفت‌آور، احساس نياز معنوى و قلبى كرده‌اند؛ چون تاريخ، از اوّل تا امروز و از امروز تا لحظه طلوع آن خورشيد جهانتاب، با ظلم و بدى و پليدى آميخته بوده است. همه كسانى كه از ظلمى رنج برده‌اند - چه آنهايى كه به خودشان ظلم شده است و رنج برده‌اند و چه آنهايى كه به ستمكشىِ ديگران نگاه كرده‌اند و رنج برده‌اند - با ياد ولادت اين منجىِ عظيم تاريخ و بشر، در دلشان اميدى به وجود مى‌آيد.

به همين خاطر، شما مى‌بينيد كه اين حقيقت، مخصوص شيعه هم نيست؛ بلکه همه اديان و مذاهب، عقيده دارند كه يك منجى و يك دست مقتدر الهى، در مقطعى از تاريخ خواهد آمد و در نجات بشر از ظلم و جور، معجزه‌گرى خواهد كرد. فرقى كه ما شيعيان با ديگران و بقيه فِرَق اسلامى و غير اسلامى داريم، اين است كه ما اين شخص عظيم و عزيز را مى‌شناسيم؛ اسمش را مى‌دانيم، تاريخ ولادتش را مى‌دانيم، پدر و مادر و آباء و اجداد عزيزش را مى‌شناسيم و قضايايش را مى‌دانيم؛ ولى ديگران اينها را نمى‌دانند. آنها عقيده پيدا نكردند يا باخبر نشدند و نمى‌دانند؛ ولى ما مى‌دانيم. تفاوت اين جاست. به همين دليل است كه توسّلات شيعه، زنده‌تر و پرشورتر و با معناتر و با جهت‌تر است.

پس امروز، روز عيد واقعى است؛ يعنى روز ولادت، براى همه بشر و تاريخ -حتّى براى گذشتگان - عيد است. كسانى بودندكه در دوران تاريك فرعونها و نمرودها و ابوجهلها و سلاطين ظالم، در فقر و ظلم و تبعيض سر كردند و مُردند و رنج كشيدند و روى خوبى نديدند؛ امروز براى آنها هم عيد است. اگر روح آنها در عالم برزخ، از بعضى از تفضّلاتى كه پاره‌اى از ارواح برخوردارند، بهره‌مند باشد؛ يقيناً مثل چنين روزى، شادى خواهند كرد. امروز با بقيه ايام و اعياد، تفاوت دارد. واقعاً اگر ما امروز را «عيد اللَّه‌الاكبر» بناميم، مبالغه و گزاف نيست.

در قضيه ولادت آن بزرگوار و اعتقادى كه به اين حقيقت است، اگر انسان در دو ناحيه و در دو جهت جستجو كند، آثار عظيمى را مشاهده مى‌كند:

اوّل، از جهت معنوى و روحى و تقرب الى اللَّه و جهات تكامل فردى انسان است. كسى كه اعتقاد به اين مسأله دارد، چون با مركز تفضّلات الهى و نقطه اصلى و كانون اشعاعِ رحمت حق، رابطه‌اى روحى برقرار مى‌كند، توفيق بيشترى براى برخوردارى از وسايل عروج روحى و تقرب الى‌اللَّه دارد. به همين خاطر است كه اهل معنا و باطن، در توسّلات معنوى خود، اين بزرگوار را مورد توجّه و نظر دائمى قرار مى‌دهند و به آن حضرت توسّل مى‌جويند و توجّه مى‌كنند. نفسْ پيوند قلبى و تذكّر و توجّه روحى به آن مظهر رحمت و قدرت و عدل حق تعالى، انسان را عروج و رشد مى‌دهد و وسيله پيشرفت انسان را - روحاً و معناً - فراهم مى‌كند.

اين، يك ميدان وسيع است. هر كس كه در باطن و قلب و دل و جان خود، با اين بزرگوار مرتبط باشد، بهره خودش را خواهد برد. البته، توجّه به كانون نور، بايد توجّه حقيقى باشد. لقلقه زبان در اين زمينه، تأثير چندانى ندارد. اگر انسان، روحاً متوجّه و متوسّل شد و معرفت كافى براى خود به وجود آورد، بهره خودش را خواهد برد. اين، يك ميدان فردى و تكامل شخصى و معنوى است.

جهت و وجهه دوم عبارت است از ميدان زندگى اجتماعى و عمومى و آن چه مربوط به سرنوشت بشر و ملتهاست. در اين زمينه، اعتقاد به قضيه مهدى و موضوع ظهور و فَرَج و انتظار، گنجينه عظيمى است كه ملتها مى‌توانند از آن بهره‌هاى فراوانى ببرند. شما كشتى‌اى را در يك درياى توفانى فرض كنيد! اگر كسانى كه در اين كشتى هستند، عقيده داشته باشند كه اطرافشان تا هزار فرسنگ، هيچ ساحلى وجود ندارد و آب و نان و وسايل حركت اندكى داشته باشند، چه كار مى‌كنند؟ آيا هيچ تصوّر مى‌شود كه اينها براى آن كه حركت كنند و كشتى را پيش ببرند، تلاشى بكنند؟ نه؛ چون به نظر خودشان، مرگشان حتمى است. وقتى انسان مرگش حتمى است، ديگر چه حركت و تلاشى بايد بكند؟ اميد و افقى وجود ندارد.

يكى از كارهايى كه مى‌توانند انجام دهند، اين است كه در اين مجموعه كوچك، هر كس به كار خودش سرگرم شود. آن كسى كه اهل آرام مردن است، بخوابد تا بميرد و آن كه اهل تجاوز به ديگران است، حق ديگران را بگيرد تا آن كه چند ساعتى بيشتر زنده بماند. طور ديگر هم اين است كه كسانى كه در همين كشتى هستند، يقين داشته باشند و بدانند كه در نزديكى شان ساحلى وجود دارد. اين كه آن ساحل دور و يا نزديك است و چقدر كار دارند تا به آن برسند، معلوم نيست؛ اما قطعاً ساحلى كه در دسترس آنهاست، وجود دارد. اين افراد چه كار مى‌كنند؟ تلاش مى‌كنند كه خود را به آن ساحل برسانند و اگر يك ساعت هم به آنها وقت داده شود، از آن يك ساعت براى حركت و تلاش صحيح و جهت دار، استفاده خواهند برد و فكرشان را روى هم خواهند ريخت و تلاششان را يكى خواهند كرد تا شايد بتوانند خود را به آن ساحل برسانند.

اميد، چنين نقشى دارد. همين قدر كه اميدى در دل انسان به وجود آمد، مرگ بالهاى خود را جمع مى‌كند و كنار مى‌رود. اميد موجب مى‌شود انسان تلاش و حركت كند، پيش ببرد، مبارزه كند و زنده بماند. فرض كنيد ملتى در زير سلطه‌ى ظالمانه قدرت مسلّطى قرار دارد و هيچ اميدى هم ندارد. اين ملت مجبور است تسليم شود. اگر تسليم نشد، كارهاى كور و بى‌جهتى انجام مى‌دهد. اما اگر اين ملت و جماعت، اميدى در دلشان باشد و بدانند كه عاقبتِ خوبى حتماً وجود دارد، چه مى‌كنند؟ طبيعى است كه مبارزه خواهند كرد و مبارزه را نظم خواهند داد و اگر مانعى در راه مبارزه وجود داشته باشد، آن را بر طرف خواهند كرد.

بشريت در طول تاريخ و در حيات اجتماعى، مثل همان سرنشينان يك كشتى توفان زده، هميشه گرفتار مشكلاتى از سوى قدرتمندان و ستمگران و قوى‌دستان و مسلّطين بر امور انسانهاى مظلوم بوده است. اميد، موجب مى‌شود كه انسان به مبارزه بپردازد و راه را باز كند و پيش برود. وقتى به شما مى‌گويند انتظار بكشيد، يعنى اين وضعيتى كه امروز رنجتان مى‌دهد و دلتان را به درد مى‌آورد، ابدى نيست و تمام خواهد شد. ببينيد چقدر انسانْ حيات و نشاط پيدا مى‌كند! اين، نقش اعتقاد به امام زمان صلوات اللَّه عليه و ارواحنا فداه است. اين، نقش اعتقاد به مهدى موعود است. اين عقيده است كه شيعه را تا امروز، از آن همه پيچ و خمهاى عجيب و غريبى كه در سر راهش قرار داده بودند، عبور داده است و امروز بحمداللَّه پرچم عزّت و سربلندى اسلام و قرآن، در دست شما ملت مسلمان و شيعه ايران است. هر جا كه چنين اعتقادى باشد، همين اميد و مبارزه وجود دارد.

به همين خاطر، يكى از اساسيترين كارهاى استعمار و استكبار و ايادى آن، اين بوده است كه عقيده اميد و مبارزه را در دل مردم از بين ببرند. بارها خواسته‌اند اين چراغ را خاموش كنند؛ ولى نتوانسته‌اند. ما مى‌دانيم كه استعمار و استكبار، چه تلاشى را در اين جهت - نه فقط در ايران؛ بلكه در سطح دنياى اسلام - انجام داده است تا اين چراغ را خاموش كند. در گزارش بسيار مهمّى كه مربوط به سالها قبل است و جديد نيست، تلاش گروههاى تبليغى مسيحيّت كه از اروپا به سمت شمال افريقا اعزام مى‌شدند تا جاده استعمار را در آن جا صاف كنند، نشان داده شده بود. يكى از غصّه‌هاى دينداران دنيا اين است كه قدرتمندانِ مسلّط بر كشورهاى مسيحى، تبليغ على‌الظّاهرِ دين مسيح در سطح دنيا را وسيله‌اى براى پيش بردن ماشين استعمار قرار دادند و اينها جاده صاف كن استعمار شدند. گروههاى تبليغى و به اصطلاح تبشيرى را به عنوان تبليغ مسيحيّت - كه ظاهرش تبليغ مسيحيّت بود؛ اما باطنِ قضيه اين بود كه راه را باز كنند تا استعمارگران اروپايى از كشورهاى مختلف اروپاى آن روز، وارد كشورهاى اسلامى شوند و قدرت سياسى را قبضه كنند - به اطراف دنيا فرستادند و متأسفانه در بسيارى از جاها هم موفّق شدند.

اين گزارش، مربوط به گروههاى تبليغى در شمال افريقاست. گزارشگر مى‌نويسد: «يكى از مشكلات ما در سرِ راه تبليغ مسيحيّت و پيشرفت استعمار در شمال آفريقا و منطقه تونس و مغرب اين است كه اين مردم اعتقاد دارند كه مهدى موعود خواهد آمد و اسلام را سربلند خواهد كرد». گزارشگر، اين را در گزارش رسمى خود مى‌نويسد و براى هيأتى كه مسؤول رسيدگى به اين كارهاست، مى‌فرستد. بنابراين، نفس اعتقاد به مهدى موعود، باعث ايجاد مشكل براى استكبار و استعمار شده بود؛ در حالى كه اعتقادى كه برادران ما در آن مناطق دنيا دارند، به روشنى و وضوح اعتقادى كه ما امروز در اين جا داريم نيست؛ بلكه بيشتر ابهامات و كلّى گويى وجود دارد تا تعيين مصداق و مورد و نام و خصوصيّات. در عين حال، استعمارگران از اين اميد ترسيدند.

در همين كشور خود ما، يكى از بزرگان علما و روحانيون محترمى كه امروز بحمداللَّه در ميان ما هستند و بركات وجود ايشان باز هم شامل حال مردم مى‌شود، براى من نقل مى‌كردند كه در اوايل روى كار آمدنِ رژيم منحوس و فاسد و وابسته پهلوى، آن كودتاگرِ بى‌سوادِ فاقدِ هر گونه معرفت و معنويّت(3)، يكى از آخوندهاى وابسته به دربار را صدا كرد و از او پرسيد اين قضيه امام زمان چيست كه چنين مشكلاتى براى ما درست كرده است؟! آن آخوند هم بر طبق دل و ميل او، جوابى مى‌گويد و آن قلدر هم مأموريت مى‌دهد كه برويد مسأله را حل و تمام كنيد و اين اعتقاد را از دل مردم بيرون بياوريد! او مى‌گويد: اين كار آسان نيست و خيلى مشكلات دارد و بايد كمك كم‌كم و با مقدّمات شروع كنيم. البته آن مقدّمات به فضل پروردگار و با هشيارى علماى ربّانى و آگاهان اين كشور، در آن دوران ناكام ماند و نتوانستند آن نقشه شوم را عملى كنند. در كشور ما، يك كودتاچى غاصب، از طرف دستگاههاى قدرت استعمارى مأموريت داشت كه بيايد ايران را قبضه كند و كشور را دو دستى تحويل دشمن دهد و براى آن كه بتواند بر اين مردم مسلّط شود، يكى از مقدّمات لازمش اين بود كه عقيده به مهدى موعود را از ذهن مردم پاك كند.

عقيده به امام زمان، نمى‌گذارد مردم تسليم شوند؛ به شرطى كه اين عقيده را درست بفهمند. وقتى كه اين عقيده به طور حقيقى در دلها جا بگيرد، حضور امامِ غايب در ميان مردم حس مى‌شود. امام بزرگوار و عزيز و معصوم و قطب عالم امكان و ملجأ همه خلايق، اگر چه غايب است و ظهور نكرده، اما حضور دارد. مگر مى‌شود حضور نداشته باشد؟ مؤمن، اين حضور را در دل خود و با وجود و حواس خويش حس مى‌كند. آن مردمى كه مى‌نشينند، راز و نياز مى‌كنند؛دعاى ندبه را با توجّه مى‌خوانند و زيارت آل ياسين را زمزمه مى‌كنند و مى‌نالند، مى‌فهمند چه مى‌گويند. آنها حضور اين بزرگوار؛ را حس مى‌كنند؛ ولو هنوز ظاهر نشده و غايب است. غيبت او، به احساس حضورش ضررى نمى‌زند. ظهور نكرده است؛ اما هم در دلها و هم در متن زندگى ملت حضور دارد. مگر مى‌شود حضور نداشته باشد؟

شيعه خوب كسى است كه اين حضور را حس كند و خود را در حضور او احساس نمايد. اين، به انسان اميد و نشاط مى‌بخشد. اين ملت بزرگ، بيش از همه چيز به همين اميد نياز دارد؛ ملتى كه در راه خدا و براى عظمت اسلام، مجاهدت و مبارزه مى‌كند و افتخار طول تاريخ بشر و همه تاريخ اسلام شده و پرچم اسلام را در زمان ما به اهتزاز در آورده است. چنين ملتى، بيشتر از همه چيز، به همين اميد درخشان احتياج دارد. آن اعتقاد، اين اميد را به او مى‌بخشد.

قبل از پيروزى انقلاب، دشمن از همه وسايل استفاده مى‌كرد تا مردم را از پيروزى انقلاب نااميد كند. مى‌گفتند: «مگر مى‌شود چنين انقلابى بر پا شود و ملت با دستِ خالى بر دستگاهِ تا دندان مسلّح پيروز گردد؟! اصلاً ممكن نيست!» اين نااميدى را با هزار زبان، در ميان مردم ترويج مى‌كردند؛ ولى مردم، اميدشان را از دست ندادند.

امام بزرگوار ما به عنوان يك رهبر تمام عيار، بيشترين همّت خود را به اميدوار نگاه داشتن مردم گماشته بود. وقتى مردم اميدوارند، حركت و تلاش مى‌كنند. در مقابلِ تلاش مردم، هيچ قدرتى نمى‌تواند مقاومت كند. فقط بايد مردم اميدوار باشند. امام بزرگوار، از همه وسايلِ الهى و ملكوتى و معنوى استفاده كرد و اين اميد را در مردم دميد و به بركت آن اميد، اين پيروزى بزرگ به دست آمد.

بعد از پيروزى انقلاب هم، دشمنان اين ملت، دائماً آيه يأس خواندند. مرتّب مى‌گفتند و مى‌گويند: «شما نمى‌توانيد كشور را اداره كنيد! مگر مى‌شود با امريكا در افتاد؟! مگر مى‌شود در مقابل دنياى مادّى مقاومت كرد؟! فايده‌اى ندارد.بايد تسليم شد و بايد قبول كرد!» هر جا پيروزى اى بود، آن را در راديوها و رسانه‌هاى جهانى كتمان كردند؛ نگفتند و يا عوضى گفتند! هر جا مختصر ناكامى‌اى بود، از كاه، كوهى درست كردند! با همه اين تبليغات، مردم ما مأيوس نشدند. جنگ را گذراندند، بعد از جنگ را پشت سر گذاشتند و به سازندگى مشغول شدند. تا امروز - به فضل پروردگار - مردم تلاش و مجاهدت كرده‌اند و اميدشان روز به روز بيشتر شده است؛ چون پيشرفت را مشاهده مى‌كنند.

اين ملت، در اول انقلاب كجا قرار گرفته بود و امروز كجاست؟ آن روز، ما جز يك ويرانه در اختيار نداشتيم و اين كشور همه چيزش وابسته بود و بسيارى از آنچه كه از دوران رژيم گذشته باقى مانده بود، همراه با وابستگى و پايه‌هاى بى‌بنياد و سست بود. امروز، ملت ما حركت كرده، نيرومند شده، قدرت نظامى خود را سنجيده و قدرت سياسيش را مشاهده كرده است. ديده است كه چطور در مقابل دنياى ظلم و استكبار مى‌شود مقاومت كرد. سازندگى را تجربه كرده است. الان - به فضل پروردگار - براى هر كس كه نگاه مى‌كند، در همه جاى كشور، تلاشِ سازندگى محسوس است.

معلوم است كه اميد اين ملت را نمى‌توانند از او بگيرند. حال، دشمن به تلاشهاى مفتضح افتاده است. اين كه شما مى‌بينيد دستگاه سياسى امريكا، گيج گيج مى‌خورند و كارهاى نسنجيده انجام مى‌دهند و نمى‌دانند در مقابل ملت و دولت ايران چه بكنند؛ بر اثر قدرت و اميد شماست. به خاطر عزم راسخ اين ملت است كه دشمن نمى‌داند در مقابل مردم ايران چه بايد بكند و كارهاى ابلهانه انجام مى‌دهد.

آنچه كه امروز از طرف قدرتمندان و سياستمداران امريكا - چه رئيس جمهور آن و چه ديگرانى كه اين كارها را مى‌كنند و اين حرفها را مى‌زنند - صادر مى‌شود، به ضرر خود آنهاست. قضاوت دنيا هم اين است كه به ضرر آنهاست. يك دولت، بايد اين قدر خود را در دنيا مفتضح كند كه براى خرابكارى در يك كشور ديگر بودجه بگذارد؟! شما خيال مى‌كنيد عقلا و سياستمداران عالم و انسانهاى با فرهنگ دنيا نمى‌فهمند اين كار چقدر وقيح و شرم‌آور است؟ بديهى است كه تلاش آنها، ناموفّق است. همه، اين را مى‌دانند. از روز اوّلِ انقلاب، اينها عليه جمهورى اسلامى بودجه گذاشتند، خرج كردند، اسم هم نياوردند و جايى هم ننوشتند. اين بمب گذاريها و اين منافق پروريها، همه با بودجه همينهاست. چقدر تا به حال توانستند موفّق شوند؟! معلوم است كه امروز هم مثل آن زمان ناموفّقند. در اين، شبهه نيست.


اينها اين قدر رسوايى خود را در مقابل افكار عمومى دنيا، مفتضحانه بر ملا كردند كه اقدام خود را به صورت يك مصوّبه گذراندند! اين، همان داغ باطله خدايى به پيشانى آنهاست. ديگران و عقلاى عالم مى‌فهمند؛ اما خودِ اينها نمى‌فهمند! رژيم امريكا خيال كرد كه با تصويب مبلغى - حال بيست ميليون دلار نه؛ دويست ميليون دلار، دو ميليارد دلار - براى خرابكارى در ايرانِ بزرگ و سربلند و اسلامى، كشور ما را در انزوا قرار خواهد داد؛ ولى خودش در انزوا قرار گرفت؛ بدون اين كه بداند و بفهمد!

اينها خيال كردند كه افكار عمومى عالم نمى‌فهمد چقدر اين حركت سخيف و رسواست. ممكن است حال كه افكار عمومى دنيا، اين كار را محكوم كرده است و هر چه هم بگذرد بيشتر محكوم خواهد كرد، واقعيّات را بفهمند و پشيمان شوند و كارى كنند كه ياد اين قضيه به فراموشى سپرده شود؛ اما مگر ما مى‌گذاريم؟ مگر ما مى‌گذاريم اين فضاحت امريكايى فراموش شود؟ همه دنيا و همه نسلهاى آينده، بايد بدانند كه در دورانى، وقاحت رژيم امريكا به اين جا مى‌رسد كه صريحاً در مقابل يك دولت آزاد و يك ملت مقتدر، بودجه خرابكارى تصويب مى‌كند! زشتترين و محكومترين كارى كه ممكن است دولتى در روابط بين‌الملل انجام دهد؛ همين كار است. دولتمردان امريكا خيال مى‌كنند كه دنيا تسليم ديكتاتورى آنها خواهد شد!اين خيال، عجب اشتباه پرخسارتى براى آنها خواهد بود! البته امروز آنها سرگرم و مست مبارزاتِ دور از اصول انسانىِ معمول خودشان در باب انتخاباتند و نمى‌فهمند چه مى‌كنند. قدرى كه گرد و غبار فرو بنشيند، آن وقت مى‌فهمند كه چه غلطى كرده‌اند. خيال مى‌كنند كه دنيا تسليم آنها خواهد شد. عجب اشتباهى!

بسيارى از ملتها، در گوشه و كنار دنيا همدست و يكپارچه شدند و محروميتها و سختيها را تحمّل كردند و استبداد داخل كشور را خرد نمودند. شما نگاه كنيد؛ بر بسيارى از كشورها در پنجاه يا شصت و يا صد سال پيش، رژيمهاى مستبدى حكمرانى مى‌كردند؛ ولى ملتها مبارزه و تلاش كردند. همه مبارزات صد ساله اخير - بخصوص پنجاه سالِ ميانه اين قرن - در مقابل استبدادهاى داخلى بود. اين ملتها مبارزه كردند و استبداد داخلى را شكست دادند؛ يعنى اگر يك هم ميهن خودشان خواست به آنها زور بگويد، او را از تخت سلطنت و قدرت و حكومت به زير كشيدند و تحمّل نكردند. ملتهايى كه استبداد داخلى را تحمّل نكردند، آيا استبداد امريكايى را تحمّل خواهند كرد؟! عجب غلطى و عجب اشتباهى!

ممكن است چهار دولت ضعيف و بى‌شخصيّت و منقطع از ملت خود، در مقابل هارت و هورتها و تشرها و تهديدها و دخالتهاى امريكا تسليم شوند؛ ولى ملتها و دولتهاى با شخصيت كه با ملت خودشان روابط مناسبى دارند، نه در اروپا و نه در آسيا و نه در افريقا، تسليم زورگوييهاى امريكا نخواهند شد. اگر ملتى مثل ملت مبارز و رشيد ايران باشد و ميدانهاى مبارزه را تجربه كرده و اين همه شهيد داده باشد و از درياهاى خون عبور كرده باشد و زن و مردش در ميدانهاى خطر، مثل شير غريده باشند؛ امريكا اگر پا جلو بگذارد، اين ملت آنچنان با مشت به دهانش خواهد كوبيد كه از او چيزى باقى نمانَد.

ملتى كه به خدا معتقد و مؤمن و متّكى است و به آينده اميدوار است و با پرده نشينان غيب در ارتباط است؛ ملتى كه در دلش خورشيد اميد به آينده و زندگى و لطف و مدد الهى مى‌درخشد، هرگز تسليم و مرعوب نمى‌شود و با اين حرفها، از ميدان خارج نمى‌گردد. اين، خصوصيّت اعتقاد به آن معنويّتِ مهدى عليه آلاف التّحية والثناء است. عقيده به امام زمان، هم در باطن فرد، هم در حركت اجتماع و هم در حال و آينده، چنين تأثير عظيمى دارد. اين را بايد قدر دانست.

من توصيه مى‌كنم كه اين توسّلات را - كه مردم ما بحمداللَّه داشته‌اند و دارند و در سالهاى بعد از انقلاب، به فضل پروردگار چندين برابر شده است - هر چه با كيفيّت‌تر ادامه دهند و توجّهات و الطاف آن بزرگوار را به سمت خود جلب كنند. آن بزرگوار، حاضر است و از ملت و شيعه‌ى خود، جدا و غافل نيست. او، در ميان مردم حضور دارد و مردم با توجّه و توسّل به او، ان شاءاللَّه راه رشد و هدايت و فتح و پيروزى را به دست خواهند آورد.

اميدواريم همه شما عزيزان، مشمول ادعيّه زاكيّه آن بزرگوار باشيد و همه چشمهاى منتظر، به جمال آن بزرگوار روشن شود.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه





1) مفاتيح الجنان: زيارت آل ياسين.

2) همان.

3) مراد «رضاخان» است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۱۴, ۲۶/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۲ ۲۰:۱۷ توسط ساقی.)
شماره ارسال: #32
آواتار
(۲۰/تیر/۹۲ ۲۱:۱۱) نوشته است:  این ماه، بدون شیاطین، یه جورایی میتونه تمرین زندگی در جامعۀ مهدوی بعد از هلاکت شیطان باشه !

اگه خدا این نفس اَماره رو هم به هلاکت میرسوند دیگه هیچ غمی نبود ! که متأسفانه این مورد بر عهدۀ خودمون ــه !!!

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۲۷, ۲۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #33
آواتار
بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم

۱۳۷۶/۰۹/۲۵

بسم‌ اللَّه‌ الرّحمن‌الرّحيم‌

عيد بسيار بزرگ و مسعود ميلاد حضرت خاتم‌الاوصيا، حضرت ولىّ‌عصر و صاحب‌الزّمان ارواحنا له‌ الفدا و عجّل‌ اللَّه‌ تعالى‌ له‌ الفرج را به شما برادران و خواهران عزيزى كه در اين‌جا تشريف داريد، بخصوص برادران و خواهرانى كه از راههاى دور تشريف آورده‌اند و بالاخص به خانواده‌هاى معظّم شهدا و جانبازان و ايثارگران و همچنين به همه ملت ايران و به همه شيعيان عالم و به همه كسانى كه در هر نقطه عالم، از ستم و ظلمات حكومتهاى طاغوتى رنج مى‌برند و اميدى مى‌طلبند، تبريك عرض مى‌كنم.

يكى از مهمترين روزهاى سال، روز نيمه شعبان است كه هم مصادف با ولادت ذى‌جود و مسعود حضرت بقيةاللَّه ارواحنافداه شده است و هم شب و روز نيمه شعبان - با قطع نظر از ولادت اين بزرگوار در اين شب و روز - از ليالى و ايام متبرّكند. شب نيمه شعبان، شب بسيار متبرّكى است. تالى‌تلوّ ليالى قدر و وقت توجّه و تذكّر و توسّل به ذيل عنايات بارى‌تعالى و طلب و درخواست است. اعمال و ادعيّه‌اى هم دارد كه اگر موفّق شده‌ايد و آنها را انجام داده‌ايد، ان‌شاءاللَّه مشمول قبول پروردگار باشد. اگر كسانى هم غفلت كردند و توجّه نداشتند، به ياد نگهدارند كه همه سال، شب نيمه شعبان را مغتنم بشمارند.

مسأله ولادت حضرت مهدى عليه‌الصّلاةوالسّلام‌وعجّل‌اللَّه‌تعالى‌فرجه‌الشّريف، از اين جهت هم حائز اهميت است كه مسأله انتظار و دوران موعود را كه در مذهب ما، بلكه در دين مقدّس اسلام ترسيم شده است - دوران موعود آخرالزّمان؛ دوران مهدويت - ما به ياد بياوريم، روى آن تكيه كنيم و بر روى آن مطالعه و دقّت و بحثهاى مفيدى انجام گيرد.

همه عقايد سازنده، مورد تهاجم دشمن قرار گرفته است. برادران و خواهران عزيز! اين نكته بسيار مهمّى است. توجّه بفرماييد كه ما امروز چقدر بايد هوشيار باشيم! دشمنان سراغ مجموعه احكام و مقرّرات اسلام رفتند - هر عقيده، هر توصيه‌اى از شرع مقدّس كه در زندگى و سرنوشت آينده فرد و جماعت و امّت اسلامى تأثير مثبتِ بارزى داشته است - و به نحوى با آن كلنجار رفتند، تا اگر بتوانند، آن را از بين ببرند؛ اگر نتوانند، روى محتوايش كار كنند!

خوب، ممكن است شما بگوييد كه «مگر دشمن چه‌كاره است؟ چطور دشمن مى‌تواند عقايد اسلامى را كارى كند كه از استفاده مردم خارج شود؟» نه؛ اين خطاست. دشمن مى‌تواند؛ منتها نه در كوتاه‌مدّت، بلكه در طول سالهاى متمادى. گاهى دهها سال زحمت مى‌كشند، براى اين‌كه بتوانند يك نقطه درخشان را كور، يا كمرنگ كنند، يا نقطه تاريكى را به وجود آورند! سالهاى متمادى مى‌نشينند و پول خرج مى‌كنند! يكى زحمت مى‌كشد و تلاش مى‌كند، ولى توفيق نمى‌يابد؛ بعد از او كسان ديگرى مى‌آيند. روى عقايد دنياى اسلام، از اين‌گونه كارها خيلى شده است. روى عقيده توحيد، عقيده امامت و اخلاقيّات اسلامى - معناى صبر، معناى توكّل، معناى قناعت - كار كرده‌اند!

همه اينها نقاط برجسته‌اى هستند كه اگر ما مسلمانان درست به حقيقتشان توجّه كنيم، تبديل به يك موتور حركت‌دهنده جامعه اسلامى مى‌شود؛ ولى وقتى روى آن كار كردند و آن را خراب و معناى آن را عوض كردند و در ذهنها به صورت ديگرى جا انداختند، همين موتور محرّك، به يك داروى مخدّر و خواب‌آور تبديل مى‌گردد. اين‌گونه است!

در مورد ماجراى اعتقاد به مهدى موعود - يعنى اين‌كه در آخرالزّمان از خاندان پيامبر، شخصى ظهور مى‌كند كه دنيا را از عدل، از دادگسترى و از نيكى پُر مى‌سازد و تبعيضها، ظلمها، سوءاستفاده‌ها و فاصله‌هاى طبقاتى را از بين مى‌برد - نيز خيلى كار كرده‌اند.

اين عقيده كه همه مسلمانان هم به آن معتقدند، مخصوص شيعه نيست. البته در خصوصيات و جزئيّاتش، بعضى فِرَق، حرفهاى ديگرى دارند؛ اما اصل اين‌كه چنين دورانى پيش خواهد آمد و يك نفر از خاندان پيامبر چنين حركت عظيم الهى را انجام خواهد داد و «يملأاللَّه به الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً»(1)، بين مسلمانان متواتر است. همه، اين را قبول دارند. خوب؛ اين عقيده از آن عقايد بسيار كارگشاست كه من مختصرى راجع به آن عرض خواهم كرد. به دليل همين كه كارگشاست، دشمنان از يك طرف و البته دوستان نادان هم از طرف ديگر بر آن مى‌تازند. گاهى دوستان نادان، از روى نادانى و بر اثر بى‌توجّهى، كارى مى‌كنند كه هيچ دشمن دانايى به آن خوبى نمى‌تواند ضربه بزند!

حال بحث ما در مورد دشمنان داناست كه سراغ اين عقيده آمدند. من سندى را ديدم كه مربوط به دهها سال قبل؛ يعنى اوايل ورود استعمار به شمال آفريقاست. كشورهاى شمال آفريقا، گرايش بسيارى به اهل بيت دارند. مذهبشان هر مذهبى از مذاهب اسلامى كه هست باشد؛ اما محبِ‌ اهل بيتند. در كشورهاى سودان و مغرب و غيره عقيده به مهدويّت خيلى پُررنگ است. آن زمان كه استعمار وارد مناطقِ مذكور شد - كه ورود استعمار به آن مناطق در قرن گذشته است - يكى از مسائلى كه مزاحم استعمار شد، عقيده به مهدويّت بود!

در سندى كه من ديدم، بزرگان استعمار و فرماندهان استعمارى توصيه مى‌كنند كه ما بايد كارى كنيم كه عقيده به مهدويّت، بتدريج از بين مردم زايل شود! آن روز استعمارگران فرانسوى و انگليسى در بعضى كشورهاى آن مناطق افريقايى بودند - فرقى نمى‌كند كه استعمار از كجا باشد - استعماران خارجى، قضاوتشان اين بود كه تا وقتى عقيده به مهدويّت در بين اين مردم رايج است، ما نمى‌توانيم كشورهايشان را درست در اختيار گيريم!

ببينيد، عقيده به مهدويّت چقدر مهمّ است! چقدر خطا مى‌كنند كسانى كه به اسم روشنفكرى و به عنوان تجدّدطلبى مى‌آيند و عقايد اسلامى را بدون مطالعه، بدون اطّلاع و بدون اين‌كه بدانند چه‌كار مى‌كنند، مورد ترديد و تشكيك قرار مى‌دهند! اينها همان كارى را كه دشمن مى‌خواهد، راحت انجام مى‌دهند! عقايد اسلامى اين‌گونه است. خوب؛ حالا چرا اين كار را انجام مى‌دهند؟

چند خصوصيت در عقيده مهدويّت هست كه اين خصوصيات براى هر ملتى، به منزله خون در كالبد و در حكم روح در جسم است. يكى، اميد است. گاهى اوقات دستهاى قلدر و قدرتمند، ملتهاى ضعيف را به جايى مى‌رسانند كه اميدشان را از دست مى‌دهند. وقتى اميد را از دست دادند، ديگر هيچ اقدام نمى‌كنند؛ مى‌گويند چه فايده‌اى دارد؟ ما كه ديگر كارمان از كار گذشته است؛ با چه كسى در بيفتيم؟ چه اقدامى بكنيم؟ براى چه تلاش كنيم؟ ما كه ديگر نمى‌توانيم!

اين، روح نااميدى است. استعمار اين را مى‌خواهد. امروز استكبار جهانى مايل است كه ملتهاى مسلمان و از جمله ملت عزيز ايران، دچار روح نااميدى شوند و بگويند: ديگر نمى‌شود كارى كرد؛ ديگر فايده‌اى ندارد! مى‌خواهند اين را به زور در مردم تزريق كنند. ما كه در جريان خبرهاى تبليغاتى و زهرآگين دشمنان قرار داريم، به عيان مى‌بينيم كه اغلب خبرهايى كه تنظيم مى‌كنند، براى مأيوس كردن مردم است. مردم را از اقتصاد و از فرهنگ مأيوس كنند، متديّنين را از گسترش دين مأيوس كنند، آزادى‌طلبان و علاقه‌مندان به مسائل فرهنگى و سياسى را از امكان كار سياسى، يا كار فرهنگى مأيوس كنند و آينده را در نظر افرادى كه چشم به آينده دوخته‌اند، تيره و تار جلوه دهند! براى چه؟ براى اين‌كه جوشش و اميد را از اين مجموعه انسانى كه با اميد كار مى‌كند، بگيرند و آن را به يك موجود مرده، يا شبيه مرده تبديل كنند، تا بتوانند هر كارى كه مايلند انجام دهند! با يك ملت زنده كه نمى‌توانند هر كارى بخواهند، انجام دهند. به يك جسم بى‌هوشِ مدهوشِ بى‌حسّى كه كنجى افتاده است، هر كس هرچه دلش خواست، مى‌تواند تزريق كند؛ با آن هر كارى مى‌توانند بكنند؛ اما با يك موجود سرحالِ زنده باهوشِ متحرّكِ فعّال كه نمى‌توانند هر كارى را انجام دهند!

يك ملت نيز همين‌طور است. با ملت مسلمان و انقلابى ايران - اين مردمى كه در سايه جمهورى اسلامى زندگى مى‌كنند - نمى‌توانند هر كارى را انجام دهند. ملتى است بيدار، زنده، متوجّه كه قدر خودش را مى‌داند، قدرت و عزّت خودش را مى‌داند، با دنيا آن‌طور كه شايسته خود اوست، رفتار مى‌كند؛ نتيجه را هم مى‌بينيد.

اگر ملتى براى خودش تحرّكى نداشت و ارزش و آينده‌اى براى خود قائل نبود، دشمنان مى‌توانند بيايند و برايش نقشه بكشند، به او توصيه كنند، به جاى او تصميم بگيرند و عمل كنند! بدون هيچ مانعى اين كارها را مى‌توانند انجام دهند. اين ناشى از عدم تحرّك است. عدم تحرّك، ناشى از عدم اميد است. لذا سعى مى‌كنند مردم را نااميد كنند! شما بدانيد.

امروز هر نفَسى و هر حنجره‌اى كه براى نااميد كردن مردم بدَمد و به صدا درآيد بدانيد كه در اختيار دشمن است؛ چه خودش بداند، چه خودش نداند! هر قلمى كه كلمه‌اى را در جهت نااميد و مأيوس كردن مردم روى كاغذ بياورد، متعلّق به دشمن است. چه صاحب اين قلم بداند، چه نداند، دشمن از او استفاده مى‌كند.

آن وقت اعتقاد به مهدويّت و به وجود مقدّس مهدى موعود ارواحنافداه، اميد را در دلها زنده مى‌كند. هيچ‌وقت انسانى كه معتقد به اين اصل است، نااميد نمى‌شود. چرا؟ چون مى‌داند يك پايان روشنِ حتمى وجود دارد؛ برو برگرد ندارد. سعى مى‌كند كه خودش را به آن برساند.

پس، عقيده اين است. البته وقتى نتوانستند اين عقيده را از مردم بگيرند، مى‌كوشند آن را در ذهنهاى مردم خراب كنند. خراب كردن اين عقيده چگونه است؟ به اين صورت است كه بگويند امام زمان مى‌آيد و همه كارها را درست مى‌كند! اين، خراب كردن عقيده است. اين، تبديل كردن موتور محرّكى به يك چوب لاى چرخ است؛ تبديل كردن يك داروى مقوّى، به يك داروى مخدّر و خواب‌آور است.

امام زمان مى‌آيد انجام مى‌دهد، يعنى چه؟! امروز تكليف شما چيست؟ شما امروز بايد چه بكنى؟ شما بايد زمينه را آماده كنى، تا آن بزرگوار بتواند بيايد و در آن زمينه آماده، اقدام فرمايد. از صفر كه نمى‌شود شروع كرد! جامعه‌اى مى‌تواند پذيراى مهدى موعود ارواحنافداه باشد كه در آن آمادگى و قابليت باشد، والّا مثل انبيا و اولياى طول تاريخ مى‌شود. چه علّتى داشت كه بسيارى از انبياى بزرگ اولى‌العزم آمدند و نتوانستند دنيا را از بديها پاك و پيراسته كنند؟ چرا؟ چون زمينه‌ها آماده نبود. چرا اميرالمؤمنين على‌بن‌ابى‌طالب عليه‌الصّلاةوالسّلام در زمان خودش؛ در همان مدّت كوتاه حكومت با آن قدرت الهى، با آن علم متّصل به معدن الهى، با آن نيروى اراده، با آن زيباييها و درخشندگيهايى كه در شخصيت آن بزرگوار وجود داشت و با آن توصيه‌هاى پيامبر اكرم درباره او - نتوانست ريشه بدى را بخشكاند؟

خودِ آن بزرگوار را از سر راه برداشتند! «قتل فى محراب عبادته لشدّة عدله(2)». تاوان عدالت اميرالمؤمنين، جان اميرالمؤمنين بود كه از دست رفت! چرا؟ چون زمينه، زمينه نامساعد بود. زمينه را نامساعد كرده بودند. زمينه را زمينه دنياطلبى كرده بودند! آن كسانى كه در اواخر يا اواسط حكومت علوى مقابل اميرالمؤمنين صف‌آرايى كردند كسانى بودند كه زمينه‌هاى دينيشان زمينه‌هاى مستحكم و مادّه غليظِ متناسبِ دينى نبود. عدم آمادگى، اين‌طور فاجعه به بار مى‌آورد!

آن وقت اگر امام زمان عليه‌الصّلاةوالسّلام در يك دنياى بدون آمادگى تشريف بياورند، همان خواهد شد! بايد آمادگى باشد. اين آمادگى چگونه است؟ اين، همانى است كه شما نمونه‌هايى از آن را در جامعه خودتان مشاهده مى‌كنيد. امروز در ايران اسلامى چيزهايى از درخشندگيهاى معنوى وجود دارد كه در هيچ‌جاى دنيا نيست. تا آن‌جايى كه ما خبر و گزارش و اطّلاع داريم؛ از قضاياى دنيا بى‌خبر هم نيستيم.

امروز در كجاى دنيا جوانانى پيدا مى‌شوند كه روى شهوات نفس و روى مادّيگرى پا بگذارند و سراغ معنويات بروند؟ البته گاهى يك جوان، دو جوان، يا يك آدم استثنايى گوشه‌اى هست - همه جاى دنيا پيدا مى‌شود - اما اين‌كه عدد عظيمى از يك نسل، اين‌طور باشند، كجاى دنيا هست؟ هيچ جا؛ اين‌جا هست! بعضى خيال مى‌كردند كه مخصوص دوران جنگ است. البته در دوران جنگ، زمينه‌هاى مناسبترى بود، برجستگى آن هم بيشتر بود؛ ليكن اين‌طور نيست كه بعضى خيال مى‌كردند. امروز هم هستند. امروز جوانان خوب، جوانان مؤمن، حزب‌اللهى، با گذشت از شهوات نفسانى و انسانهايى كه داراى گذشت از پول و كسب ثروت و درآمد باشند، زياد هستند؛ در حالى كه البته عدّه‌اى هم به دنبال اين امكانات مى‌دوند و فضا را خراب مى‌كنند! عدّه‌اى با بلندنظرى، باتقوا و با بى‌اعتنايى به اين زخارف، حركت مى‌كنند. اينها مخصوص اين كشور است. پس مى‌شود قدم به قدم به سمت صلاح پيش رفت.

زنان نيز همين‌طور. شايد بشود گفت كه مجموعه زنان كشور ما از همه جاى دنيا بهترند. وقت كار كه مى‌رسد - كار سياسى، كار فرهنگى و كار تشكيلاتى - جلو هستند؛ وقت جهاد كه مى‌رسد، فرزندان خودشان را به دست خودشان به جبهه مى‌فرستند و وقت خانه‌دارى و تربيت اولاد كه مى‌رسد، كدبانوهاى خانه‌دارند!

همه اينها در دنيا كمياب است. اينها خيلى ارزش است؛ اينها تربيت اسلام است؛ اينها همه اميدبخش است. همينها موجب شده است كه بحمداللَّه امروز نتايج مثبت را هم مى‌بينيد. البته ما هميشه اين را گفته‌ايم، بارها تكرار كرده‌ايم؛ حال خود ملت ايران، تدريجاً عزّت سياسى‌شان را در دنيا مى‌بينند. ما هميشه مى‌گفتيم كه بحمداللَّه ملت ايران - و به تبع ملت ايران، دولت ايران و مسؤولين كشور - در سطح دنيا عزيزند.

بعضاً در گوشه و كنار، پوزخندى مى‌زدند كه «بله؛ مرتّب از مردم خودتان، از كشور خودتان و از خودتان تعريف كنيد!» بفرماييد؛ امروز همه اين را مى‌بينند. اين كنفرانس را ديديد! قبل از كنفرانس هم قضاياى ديگرى بود كه ملت ايران آنها را مشاهده كرد. بحمداللَّه اين كشور، كشورى عزيز و مقتدر است؛ كشورى است كه دشمنانش هم اعتراف مى‌كنند كه برجسته و داراى ملتى بزرگ است و مسؤولينش بااخلاص، مؤمن، علاقه‌مند و تابع اسلامند. همه اينها از بركات است.

پس مى‌شود زمينه‌ها را فراهم كرد. وقتى چنين زمينه‌هايى ان‌شاءاللَّه گسترش پيدا كند، زمينه ظهور حضرت بقيةاللَّه ارواحنافداه نيز پديد مى‌آيد و مسأله مهدويت - اين آرزوى ديرين بشر و مسلمين - تحقّق مى‌يابد.

اميدواريم كه ملت ايران، مشمول توجّهات آن بزرگوار باشند. ان‌شاءاللَّه همه شما و همه ما، هم اين توفيق را پيدا كنيم كه روزى در ركاب آن بزرگوار باشيم، براى خدا تلاش و مجاهدت كنيم، در مقابل چشم آن بزرگوار، در راه خدا جانمان را از دست بدهيم و به فيض شهادت برسيم - كه بزرگترين شرف و افتخار است - و هم تا قبل از ظهورشان، در زمان غيبت، خداى متعال توفيق دهد كه ما سربازان آن بزرگوار، متوسّل و متذّكرِ آن بزرگوار باشيم و اُنس و رابطه قلبى و روحى با آن بزرگوار برقرار كنيم. اگر شما از اين طرف اُنس داشتيد، از آن طرف هم جلب توجّه، جلب تذكّر و جلب لطف و محبت خواهد شد. اميدواريم ان‌شاءاللَّه همه مشكلات، همه موانع و همه سختيها و رنجها، به بركت اين ارتباط طرفينى، با فضل الهى و با دست قدرت پروردگار از بين برود.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

1) كفاية الاثر، ص 89

2) -
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۰۷, ۲/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #34
آواتار
بیانات در دیدار جمعی از بسیجیان

۱۳۷۸/۰۹/۰۳

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

الحمدللَّه ربّ العالمين. والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و آله الطيّبين الطّاهرين المعصومين. سيّما الكهف الحصين و غياث المضطرّ المستكين و ملجأ الهاربين. بقيةاللَّه فى الارضين ارواحناله‌الفداء.

اوّلاً اين عيد سعيد را به يكايك بسيجيان عزيز، همچنين به همه ملت ايران، همه آزادگان عالم، همه ظلم ستيزان جهان و كسانى كه از فشار بى‌عدالتيها و ظلمها به ستوه مى‌آيند - به همه عدالت طلبان جهان - تبريك عرض مى‌كنم.

روز ولادت مهدى موعود ارواحنالتراب‌مقدمه‌الفدا، حقيقتاً روز عيد همه انسانهاى پاك و آزاده عالم است. فقط كسانى در اين روز ممكن است احساس شادى و خرسندى نكنند كه يا جزو پايه‌هاى ظلم، يا جزو پيروان طواغيت و ستمگران عالم باشند، والاّ كدام انسان آزاده‌اى است كه از گسترش عدالت، از برافراشته شدن پرچم دادگرى و رفع ظلم در سراسر جهان، خرسند نشود و آن را آرزو نكند. آنچه مسلّم است، همه پيغمبران و اوليا براى اين آمدند كه پرچمِ توحيد را در عالم به اهتزاز درآورند و روح توحيد را در زندگى انسانها زنده كنند. بدون عدالت، بدون استقرار عدل و انصاف، توحيد معنايى ندارد. يكى از نشانه‌ها يا اركان توحيد، نبودن ظلم و نبودن بى‌عدالتى است. لذا شما مى‌بينيد كه پيام استقرار عدالت، پيام پيغمبران است. تلاش براى عدالت، كار بزرگ پيغمبران است. انسانهاى والا در طول تاريخ در اين راه تلاش نموده‌اند و بشريت را روزبه‌روز به سمت فهميدن اين حقيقت كه عدالت، سرآمد همه خواسته‌هاى انسانى است، نزديك كرده‌اند. سلسله انبيا، پاكترين و مقدّسترين و نورانيترين انسانهاى تمام تاريخ بوده‌اند. در ميان انسانهاى پاك و انسانهاى والا كه داراى روح عرشى و خدايى هستند، وجود مقدّس خاتم‌الانبيا محمّدمصطفى صلّى‌اللَّه‌عليه‌وآله‌وسلّم سرآمد همه و خاندان پاك و اهل بيت مطهّر او - كه قرآن، ناطق به اين طهارت و پاكيزگى و آراستگى است - در شمار برترين و بالاترين انسانهاى پاك و مطهّر و نورانى در همه تاريخند. زنى مثل فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌عليها در همه تاريخ، كيست؟! انسانى مثل علىّ مرتضى‌ در سرتاسر تاريخ بشريت، كجا نشان داده مى‌شود؟! سلسله اهل بيت نبىّ‌اكرم در طول تاريخ خورشيدهاى فروزانى بوده‌اند كه در معنا توانسته‌اند بشريت روى زمين را با عالم غيب و با عرش الهى، متّصل كنند: «السبب المتصل بين الارض و السماء».(1) خاندان پيغمبر، معدن علم، معدن اخلاق نيكو، معدن ايثار و فداكارى، معدن صدق و صفا و راستى، منبع همه نيكيها و زيباييها و درخشندگيهاى وجود آدمى در هر عصر و عهدى بوده‌اند؛ هريك چنين خورشيد فروزانى بوده‌اند.

جوانان عزيز؛ بسيجيان! يكى از آن خورشيدهاى فروزان، به فضل و كمك پروردگار و به اراده الهى، امروز در زمان ما به عنوان بقيةاللَّه فى ارضه، به‌عنوان حجةاللَّه على عباده، به‌عنوان صاحب زمان و ولىّ مطلق الهى در روى زمين وجود دارد. بركات وجود او و انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر مى‌رسد. امروز هم انسانيت با همه ضعفها، گمراهيها و گرفتاريهايش از انوار تابناك اين خورشيد معنوى و الهى كه بازمانده اهل بيت است، استفاده مى‌كند. امروز وجود مقدّس حضرت حجّت ارواحنافداه در ميان انسانهاى روى زمين، منبع بركت، منبع علم، منبع درخشندگى، زيبايى و همه خيرات است. چشمهاى ناقابل و تيره ما آن چهره‌ى ملكوتى را از نزديك نمى‌بيند؛ اما او مثل خورشيدى درخشان است، با دلها مرتبط و با روحها و باطنها متّصل است و براى انسانى كه داراى معرفت باشد، موهبتى از اين برتر نيست كه احساس كند ولىّ خدا، امام برحق، عبد صالح، بنده برگزيده در ميان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهى در زمين، با او و در كنار اوست؛ او را مى‌بيند و با او مرتبط است. آرزوى همه بشر، وجود چنين عنصر والايى است. عقده‌هاى فروخورده انسانها در طول تاريخ، چشم به انتهاى اين افق دوخته است تا انسان والا و برگزيده‌اى از برگزيدگان خدا بيايد و تاروپود ظلم و ستم را - كه انسانهاى شرير در همه تاريخ تنيده‌اند - از هم بدرد. امروز، هم بشريت بيش از بسيارى از دورانهاى تاريخ، دچار ظلم و جور است، هم پيشرفتى كه امروز بشريت كرده است، معرفت پيشرفته‌تر است. ما به زمان ظهور امام زمان ارواحنافداه، اين محبوب حقيقى انسانها نزديك شده‌ايم؛ زيرا معرفتها پيشرفت كرده است.

امروز ذهنيت بشر، آماده آن است كه بفهمد، بداند و يقين كند كه انسان والايى خواهد آمد و بشريت را از زيربارهاى ظلم و ستم نجات خواهد داد؛ همان چيزى كه همه پيغمبران براى آن تلاش كرده‌اند، همان چيزى كه پيغمبر اسلام در آيه قرآن، وعده آن‌را به مردم داده است: «و يضع عنهم اصرهم والاغلال التى كانت عليهم»(2). دست قدرت الهى به‌وسيله يك انسان عرشى، يك انسان خدايى، يك انسان متّصل به عالمهاى غيبى، معنوى و عوالمى كه براى انسانهاى كوته‌نگرى مثل ما قابل درك و تشخيص نيست، مى‌تواند اين آرزو را براى بشريت برآورده كند. لذا دلها، شوقها و عشقها به سمت آن نقطه، متوجّه و روزبه‌روز متوجّه‌تر است. ملت ايران، امروز اين امتياز بزرگ را دارد كه فضاى كشور، فضاى امام زمان است. نه فقط شيعه در همه عالم، بلكه همه مسلمانان در انتظار مهدى موعودند. امتياز شيعه اين است كه اين موعود الهى و قطعىِ همه طوايف مسلمين، بلكه همه اديان الهى را با اسم و رسم و خصوصيات و تاريخ ولادت مى‌شناسد. خيلى از بزرگان ما در همين دوران غيبت، آن عزيز و محبوب دلهاى عاشقان و مشتاقان را از نزديك، زيارت كرده‌اند. بسيارى از نزديك با او بيعت كرده‌اند. بسيارى از او سخن دلگرم كننده شنيده‌اند. بسيارى از او نوازش ديده‌اند و بسيار ديگرى بدون اين كه او را بشناسند، از او لطف و نوازش و محبّت ديده و او را نشناخته‌اند. در همين جبهه جنگ تحميلى، جوانانى كه در لحظه‌هاى حسّاس، احساس نورانيت و معنويت كردند، لطفى از غيب به‌سوى دلهاى خودشان حس و لمس كردند و نشناختند و نفهميدند، بسيارند. امروز هم همان‌طور است.

اين جلسه، جلسه بسيجيان است و بسيجيان، ارتباط خاصّى با اين نقطه اساسىِ عواطف دلهاى شيعيان و مسلمانان دارند. بسيجى، يك عنوان ارزشمند و والاست. بسيجى، يعنى دلِ با ايمان، مغزِ متفكّر، داراى آمادگى براى همه ميدانهايى كه وظيفه‌اى انسان را به آن ميدانها فرا مى‌خواند. اين معناى بسيجى است. همه جوانان، همه انسانها و همه مردان و زنانى كه در اين كشور، دلشان با نور ايمان، منوّر است، در قبال مسؤوليت عظيمى كه بر دوش ملت ايران نهاده شده است، احساس وظيفه مى‌كنند. اين پرچم پرافتخارى كه دست ملت ايران سپرده شده است، يعنى پرچم سربلندى اسلام، پرچم عزّت اسلام، پرچم نام‌آورى و شكست ناپذيرى اسلام؛ اينها امروز دست ملت ايران است. همه كسانى كه نسبت به اين وظيفه بزرگ، احساس مسؤوليت مى‌كنند، در حقيقت بسيجى هستند. هرجا وظيفه‌اى باشد، انسان بسيجى در ميدان آن وظيفه، حاضر است. عزيزان من! يك روز دشمنان اسلام و دشمنان دين به خود نويد مى‌دادند كه از اسلام خبرى نيست. در آن روز كسانى كه دلشان به عشق اسلام مى‌تپيد، مجبور بودند در مقابل تهاجم دشمنان اسلام، خود را اين گوشه و آن گوشه پنهان كنند! مسلمان، اين گستاخى و دليرى را نداشت كه بگويد من مسلمانم! سران كشورهاى اسلامى سعى مى‌كردند هرچه بيشتر خود را به شكل و رنگ آن كسانى كه مى‌خواستند در دنيا نامى از اسلام نباشد، درآورند! عزّت اسلام را با ذلّت خود پنهان كرده و اهل اسلام را ذليل كرده بودند!

انقلاب اسلامى، عزّت اسلام را برروى دست گرفت و به همه دنيا نشان داد. انقلاب اسلامى نشان داد كه اسلام مى‌تواند به يك ملت، سرافرازى و عزّت دهد؛ يك ملت را از زيربار فشار و تحميل بيگانگان نجات دهد و از حالت تحقيرى كه بر آن ملت تحميل كرده‌اند، بيرون بكشد. مى‌تواند استعدادهاى يك ملت را در همه ميدانها بروز و ظهور بخشد؛ مى‌تواند به يك ملت، قدرت دفاع از خود، قدرت دفاع از عقايد و از هويت و شخصيت خود بدهد. انقلاب اسلامى اين را نشان داد. لذا آن وقتى كه انقلاب اسلامى پيروز شد و وقتى امام بزرگ ما - آن شخصيت عظيم، آن شخصيت بى‌نظير در زمان ما - توانست از زبان اين ملت، سخن بگويد، همه مسلمانان عالم احساس افتخار و حيات كردند؛ احساس كردند كه زنده شده‌اند. اين خون تازه‌اى كه در رگهاى امّت اسلامى دويد، دشمنان را بسيار دستپاچه و سراسيمه كرد. آنها نيروهايشان را روى هم گذاشتند تا با اين پديده عظيم - يعنى اسلام انقلابى كه امروز آن را يك ملت فرياد مى‌كند - مبارزه كنند. از روزِ اوّل تا امروز - در طول اين بيست سال - مبارزه كردند! مبارزه با چيست؟ مبارزه با عزّت و استقلال ملت ايران و مبارزه با هويت ملت ايران است؛ اما چون اسلام است كه اين عزّت را داده و به ملت ايران، هويت بخشيده است؛ چون اسلام است كه به ملت ايران قدرت بخشيده است تا بتواند آرمانها، آرزوها و خواستهاى خود را علناً بر زبان آورد و آن را دنبال كند و از اخم قدرتها و دست نشاندگان آنها و حكومتهاى فاسد نترسد؛ چون اسلام است كه اين امتياز را به ملت ايران بخشيده است، با اسلام دشمنند. دشمنى با اسلام انقلابى، اسلام امام، اسلام زندگى‌بخش، اسلامى كه وقتى پرچمش برافراشته مى‌شود، همه دنيا را به خود متوجّه مى‌كند؛ همچنانى كه امروز هم همين‌طور است. دشمنى با اين اسلام به‌خاطر اين است كه اسلام، دست بيگانگان را از اين جا كوتاه كرد و منابع اين كشور را از دست بيگانگان نجات داد. لذا امروز خدمت به ايران و خدمت به ملت ايران، عبارت از خدمت به اسلام است. هركس كه امروز اسلام انقلابى، اسلام امام، اسلام زندگى بخش و اسلام مبارزه با ظلم و ستم را گرامى بدارد - نه آن چيزى كه به نام اسلام در مقابل ظلم و ستم، تعظيم مى‌كند! آن اسلام نيست، فريب است - هركس كه امروز اسلام حقيقى و به تعبير امام بزرگوار ما اسلام ناب محمّدى را تأييد و حمايت كند، اوست كه براى ايران و ملت ايران، براى تاريخ ايران و آينده ايران و يكايك آحاد اين ملت خدمت مى‌كند. بسيجيان اين امتياز را دارند كه در ميدان اين خدمت آماده‌اند. بسيج به معنى حضور و آمادگى در همان نقطه‌اى است كه اسلام و قرآن و امام زمان ارواحنافداه و اين انقلاب مقدّس به آن نيازمند است؛ لذا پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولى عصر ارواحنافداه - مهدى موعود عزيز - يك پيوند ناگسستنى و هميشگى است. اميدوارم ان‌شاءاللَّه خداى متعال اين عيد را بر همه ملت ايران، بخصوص بر شما بسيجيان عزيز مبارك كند.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۴:۵۵, ۱۸/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #35
آواتار
{لا قربة فی النوافل اذا اضرّت بالفرایض}
مستحبات باعث نزدیکی به خداوند نمی شود اگر به واجبات ضرر برساند.
امام علی(علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۳۸, ۱۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #36
آواتار
(۱۲/تیر/۹۱ ۲۲:۵۵)ساقی نوشته است:  بسم رب المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
سلام علیکم
*****************
در روایات اسلامی مقام و منزلت والایی برای منتظران موعود آمده است که گاه انسان را به تعجب وا می دارد . چگونه ممکن است عملی در ظاهر ساده از چنین فضیلتی برخوردار باشد . توجه به فلسفه انتظار و وظایفی که برای منتظران واقعی آن حضرت بر شمرده شده ، پاسخ این سوال را روشن
می سازد :
1- از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) روایت شده است که فرمودند :
برترین عبادتها انتظار فرج است .
2- همچنین رسول اکرم فرمودند :
برترین جهاد امت من انتظار فرج است .
3- شیخ صدوق از امیرالمؤمنین (علیه السلام ) نقل می کند که آن حضرت فرمودند :
منتظر فرج باشید و از رحمت خداوند نا امید نشوید ؛ بدرستی که خوشایند ترین اعمال نزد خداوند صاحب عزت و جلال ، انتظار فرج است .
4- درکتاب خصال از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده که آن حضرت به نقل از

پدران بزرگوارشان فرمود :
منتظر امر ما ، بسان آن است که در راه خدا به خون خود غلتیده باشد .
5- در کمال الدین به نقل از امام صادق ( علیه السلام )
روایت دیگری در فضیلت انتظار به این شرح وارد شده است :
خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش چشم به راه ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او ؛ آنان اولیاء خدا هستند ، همانها که نه ترسی برایشان هست و نه اندوهگین می شوند .
با روایات یاد شده ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا انتظار ، از این فضیلت برجسته برخوردار است ؟

برای رسیدن به یک پاسخ مناسب ، چند نکته اساسی را باید مورد توجه قرار داد :
1- انتظار حلقه ارتباط شیعه با امام معصوم :
همان طور که می دانید " ولایت " و " امامت" مکمل یک دیگر و رکن اساسی مکتب تشیع است .

اعتقاد به وجود حجت خدا و امام معصوم در هر عصر و زمان از مهمترین نقاط تمایز این مکتب از سایر مکتبهاست . از دیدگاه شیعه پذیرش ولایت معصومین و به طور کلی تسلیم در برابر امام و حجت عصر ، سرآمد همه فضیلتها و شرط قبولی همه اعمال عبادی است . البته انتظار به معنای درست آن ، یعنی امید به ظهور و قیام عدالت گستر دوازدهمین امام معصوم از خاندان پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) ،که در حال حاضر حجت خدا ، واسطه فیض الهی ، زنده وشاهد و ناظر اعمال شیعیان خود و فریاد رس آنها در گرفتاریها و نا ملایمات است .
2- معیار ارزش انسانها :
آرزوها و آمال انسانها معیار خوبی برای سنجش رشد کمال و تعالی آنهاست ،
تا آنجا که برخی می گویند :
بگو چه آرزوئی داری تا بگویم کیستی ؟

آرزوهای متعالی و ارزشمند نشان از کمال روح و رشد شخصیت انسانها و بلندای همت آنان دارد .
به عکس ، آرزوهای حقیر وبی اهمیت حکایت از بی همتی و عدم رشد افراد می کند .
امام علی (علیه السلام) در همین زمینه می فرمایند :
ارزش مرد به اندازه همت اوست .
پس از این مقدمه می توان گفت چون انسان منتظر ، برترین وارزشمند ترین آرزوها را داراست ،
به طور طبیعی از بهترین و والاترین ارزشها نیز برخوردار است . آرزوی نهائی انسان منتظر ، حاکمیت دین خدا و مکتب اهل بیت در سراسر دنیا ، استقرار حکومت صالحان و مستضعفان در تمام جهان ، کوتاه شدن دست ظالمان و مستکبران ، برقراری نظام قسط و عدل بر پهنه زمین و گسترش امنیت و رفاه در این کره خاکی است .
3- عامل پویایی فرد و جامعه :
انتظار نقش مهمی در سازندگی و پویایی فرد و جامعه در زمان غیبت دارد و اگر انسان منتظر به وظایفی که برای او در نظرگرفته شده عمل کند ، به الگوی مطلوب انسان مومن دست یافته و به جایگاه و مرتبه والائی خواهد رسید . به عبارت دیگر انسان منتظر با رعایت همه شرایط انتظار ، به همان شأن و منزلتی که مورد نظر دین اسلام است و به بالاترین نقطه کمال نائل خواهد شد.
( برگرفته از ماهنامه موعود ، شماره 28)
چرا «احب الاعمال الی الله انتظار الفرج» ؟
دلیل برتری انتظار فرج نسبت به دیگر اعمال، عدالت خواهى و حقیقت‏جویى است که در فطرت انسان ها نهاده شده است، زیرا آن حضرت با ظهور خویش، حق را احیا و عدالت را در جامعه حاکم خواهد ساخت.
دعا براى تعجیل در ظهور ایشان، رسیدن به آرزوهایی است که بشر تشنه رسیدن به آن بوده است.
انتظار اعتقادى است در گرو عمل، عمل کردن به آنچه که فرهنگ انتظار ایجاب مى‏کند.
رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مى‏فرماید:
افضل اعمال امتى، انتظار الفرج؛
برترین عملها، انتظار فرج است.

(مجمع البحرین فخر الدین طریحى، مقدمه و تصحیح آیت‏الله شهاب الدین مرعشى نجفى(رحمة الله علیه) ص 57)
بنابراین انتظار را می توان از دشوارترین تکالیف شرعى محسوب کرد.
کشف ویژگى " انتظار" هضم چرایى عظمت پاداش منتظران را آسان‏تر مى‏کند.
امام على(علیه السلام) مى‏فرماید:
المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فى سبیل الله ،
منتظر امر ما بسان کسى است که در راه خدا به خون خود غلتیده باشد.
(بحارالانوار، ج 52 ، ص 123)
جوهر اصلى انتظار، آمادگی است و وظیفه منتظران، در سر داشتن و آماده بودن برای قیام و ظهور مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است . این آمادگى به چه صورت باید باشد ؟

1ـ آراسته شدن به عدالت و تقوا:
فرد منتظر باید به زیور عدالت، تقوا و پارسایى مجهز باشد ، پیرو واقعى و صدیق حضرت ولى عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) کسى است که رفتار و مکتب را الگوى عملى خود قرار دهد.
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در توصیف اوج مجاهدت و دین داری منتظران مهدى مى‏فرماید:
لاحدهم اشدّ بقیة على دینه من خرط القتاد فى اللیلة الظلماء،

او کالقابص على جمر الغضا، اولئک مصابیح الدجى؛ ...
هریک از ایشان بیش از کسى که بر زجر پوست کندن درخت خاردار با دست خالى در شب تاریک یا نگاهدارى آتش سوزان چوب درخت در کف دست صبر مى‏کند در دیندارى خود استقامت و پایدارى مى‏ورزد، به راستى که آنان چراغ هدایت در شب‏هاى ظلمانى‏اند.

(بحارالانوار، ج 52 ،ص 124)
اگر فردى بتواند با اجتناب از معاصى ، ملکه عدالت را در خود بپروراند و با حفظ تعادل در میان قواى نفسانى خود، ارکان حیات اخلاقى را در وجود خود نهادینه سازد، آنگاه مى‏تواند در عصر ظهور که عصر استقرار عدل است، خود رابا شرایط جدید هماهنگ سازد.

2ـ آراسته شدن به بردبارى:
فرد منتظر باید صبور و با استقامت باشد :
زیرا با توجه به گزارش تاریخى از عصر ظهور
(اکمال الدین، ج 1، ب 23، حدیث 1، الارشاد مفید، ص 318 و الاحتجاج الطبرسى، ج 2، ص 318).
در دوران ظهور فشار زاید الوصفى بر منتظران مخلص و صدیق مهدى موعود وارد مى‏شود،
که مقاومت و پایدارى در چنین شرایطى به توان بالاى روحى نیازمند است.
منتظران باید باتلاش بیشتر به درجات بالاى صبر نایل آیند.
3ـ تلاش در جهت اصلاح جامعه :
فرد منتظر باید به سهم خود در راه اصلاح جامعه و استقرار عدالت و رفع ظلم و ستم بکوشد،
آن که منتظر مصلح جهانى است، خود نیز باید صالح باشد،
امر به معروف و نهى از منکر کند.
منتظر مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در برابر فساد و ستم حکومت‏هاى جور بى تفاوت نیست و مؤید آنان نیز نمى‏باشد .
پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در خصوص وظایف منتظران مهدى مى‏فرماید:
طوبى لمن ادرک قائم اهل بیتى و هو مقتد به قبل قیامه، یتولى ولیه و یتبرأ من عدوه و یتولى الائمة الهادیة من قبله، اولئک رفقائى و ذوو ودّى و مودّتى و اکرم امتى علىّ ؛
خوشا به حال کسى که به حضور قائم برسد و حال آنکه پیش از قیام او نیز پیرو او باشد، آنکه با دوست او دوست و با دشمن او دشمن و مخالف است و با رهبران و پیشوایان هدایتگر پیش از او نیز دوست است، اینان همنشین و دوستان من وگرامى‏ترین امت در نزد من هستند.
(بحارالانوار، ج 52، ص 130)
انتظار فرج در واقع، انتظار حکومت جهانى اسلام است؛
انتظار تشکیل حکومت توحیدى در سطح جامعه است، ا
نتظار تحقق عدالت است،
انتظار وراثت زمین و دولت مؤمنان و موحدان است.

بنابراین " انتظار" نه به معناى " نشستن و دعا کردن " است،
" انتظار" یعنى " برخاستن و دعا کردن "،
یعنى بکوشیم هر چه بهتر دین اسلام را به عنوان یک دین توحیدى فراگیر بشناسیم،
بفهمیم و خود و جامعه را بر اساس آن پیش ببریم ،
این همان زمینه‏سازى براى ظهور حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
آثار و نتایج قابل مشاهده در انسان منتظر آمادگی او برای ظهور است و این آمادگی میسر نمی شود؛
مگر از طریق نزدیکی، سنخیت و همانند سازی شخصیت و ترتیب دادن زندگی خود آن طور که مورد رضای آن حضرت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد.
به طور کلى هر انسان داراى سه مرتبه وجودى است :
افکار، صفات و اعمال و هیچ انسانى از این قاعده مستثنى نیست ، حتى ائمه معصومین (علیه السلام) .
ارتباط و نزدیکى به هر انسان نیز تنها از همین طریق ممکن است یعنى اگر کسى بخواهد به انسان دیگرى نزدیک شود، چاره‏اى ندارد جز این که بکوشد ابتدا افکار، باورهای آن شخص را بشناسد نماید و خود را از جهت فکرى با آن شخص هماهنگ نماید و سپس بکوشد که از جهت صفات و کمالات اخلاقى میان خود و آن شخص محبوب همانندسازى نماید.
ما به عنوان شیعه و پیرو اهل بیت عصمت و طهارت (علیه السلام) وظیفه داریم:
ابتدا کیفیت اعتقاد،باورها، صفات، کمالات،نوع منش معصومین را بشناسیم؛
و در مرتبه بعد بکوشیم زندگى، باورها و اعمال خود را به ایشان نزدیک نماییم تا از این طریق شیعه و پیرو واقعى آنها باشیم .

مقصود از انتظار فرج، امید ودلبستگى به مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
بنابراین انتظار فرج ، مقصود دین وبه تعبیر شهید مطهرى، انتظارى سازنده و نگه‏دارنده، تعهدآور و تحرک‏بخش است، به گونه‏اى که خود نوعى عبادت و حق‏پرستى است.
شایسته است منتظر واقعى مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چندین خصوصیت را دارا باشد:
1- عمل به تکالیف دینى و احکام الهی
2- محزون بودن به علت محروم بودن از زیارت آن وجود مبارک
3- خواندن دعای عهد براى تقویت ارتباط با امام (علیه السلام)
4- جلوه گر شدن انتظار فرج آن حضرت در ظاهر و باطن

انتظار فرج در حقیقت ، خود فرج است;

زیرا کسى که منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تاسیس حکومت عدل گستر اوست ، زندگى خود را بر اساس عدل و داد استوار مى‏سازد و او انسانى است که حضور و غیبت امام در نحوه رفتار و سیر و سلوکش تفاوتى ندارد وپیش از تشکیل حکومت عدل او سعی می کند چنین حکومتى را در زندگى خود پایدار کند.
انتظار فرج تعهدآفرین و مسؤولیت‏ساز است و با بى‏تفاوتى و بى‏اعتنایى به سرنوشت بشر و حقیقت و فضلیت منافات دارد.
به طور خلاصه انتظار فرج یعنى:
الف) ایمان به امامت و رهبرى الهى و معرفت امام معصوم و عادل
ب) عشق به عدالت وارزش‏هاى انسانى
ج) امیدواری به آینده‏اى روشن
د) تلاش براى برقرارى حکومتى عدل گستر
ه) تقویت روحیه تعهد و مسؤولیت‏پذیری
و) رعایت موازین و قوانین دینى و اخلاقى.
انشاالله که با لطف حضرت حق و حضرت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)سعی و تلاش خودمان همگی به معنی واقعی و حقیقی که گفته شد منتظر باشیم .
آمینَ یا رَبَّ الْعالَمین بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ
***
با تشکر از برادر خوبم آقا مهدی عزیز
*******
صلوات
برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فراموش نشه

صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ‏وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ
وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ أَهْلِهِ( وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً )کَثِيراً.
درود فرست بر محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و آل محمد (علیه السلام)
و با من آن کن که لایق حضرت توست .
اللهم صل علي محمد ال محمد و عجل فرجهم
و لعنة الله على عدائهم اجمعين
و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه
و المستشهدين بين يديه
واللهم عجل الوليك الفرج.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۲۶, ۱۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #37
آواتار
سلام به همه
راستش حوصله خوندن این همه مطلب رو نداشتم.
اونجور که من فهمیدم انتظار یعنی:

گناه نکنیم و به حرف امام جامعه اسلامی توجه کنیم و ایشون رو یاری بدیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۴۲, ۲/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #38
آواتار
سلام
بصورت خیلی خلاصه مفهوم انتظار:

(۶/تیر/۹۱ ۲۳:۴۲)mohammad reza نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
انتظار در اطاعت است
شما چقدر اطاعت میکونی همون قدر منتظری

خوب دقت کنید
دستتون برای هر کاری باز هست ولی باید چیکار کنی تا یک منتظر واقعی باشی؟
این که میگم اللهم عجل لولیک الفرج ولی فکرم روحم ذهنم جای دیگس
بوقت گناه اجتنابی ندارم
این آدم نمیتونه یک منتظر باشه
منتظر حب دنیا نداره دلش آقا میخواد
سرور میخواد ولی میخواد
این که شعار بدیم اصلا خوب نیست
بیاید برای هم دعا کنیم تا مردان عمل باشیم
نه لقلقه
بهترین عمل انتظار فرج است در اطاعت از حق تعالی
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۶, ۱۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #39
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: Entezar%20Symbol%20%28%20www.rezagraphic.ir%20%29.jpg]

انتظار به اين معني است كه گروهي «منتظر» باشند كه نجات بخش خواهد آمد. پس اين فكر چهار پايه ي اساسي دارد: 1- اسارت 2- غيبت 3- انتظار 4- نجات

از انتظار و اعتقاد به اين كه نجات بخشي كه اكنون غائب است خواهد آمد و عدالت را مستقر خواهد كرد و بشريت را نجات خواهد داد و حقيقت و عدل و برا بري پيروز خواهد شد، به صورت منفيش دشمنان عدالت و عاملين فساد و تبهكاري و كساني كه هيچ مسووليتي در زندگيشان نمي شناسند و هيچ حدي از شرارت و فسادشان را محدود نمي كنند استناد مي كنند، به اين معنا مردم را قانع و معتقد مي كنند كه نجات بشر و استقرار عدالت فقط و فقط موكول به ظهور نجات بخش خاص غيبي است نه هيچ كس و كسان ديگر. . . .

و چنين استدلال مي كنند كه اگر ما عدالت را استقرار نمي دهيم و اگر قدرتي يا حكومتي ظلم و فساد مي كند، جبري و طبيعي است غير عادي نيست و چون طبيعي است بايد پذيرفت كه پذيرفتني است و چون ناگذير و حتمي است در برابرش مخالفت و مقاومت ممكن نيست و هر كوشش و فداكاري در راه عدالت و اصلاح عموم بيهوده است، پوچ است . مي بينيم كه غيبت – با اين گونه توجيه از «انتظار منفي» بهترين وسيله است براي كساني كه جنايت و ظلم و ستم و فساد مي كنند و دين و مذهب را آلت منافع گروهي و مادي و سياسي و معنوي خودشان كرده اند تا به نيابت امام از پيروان او كار بگيرند و بر گرده انديشه و اقتصاد و زندگي و كوشش و فعاليت آنها سوار شوند. . .

اما همين اصول با همين اعتقادات – يعني اعتقاد به انتظار، اعتقاد به دوره غيبت و اعتقاد به جبري و حتمي بودن نجات در آخر الزمان، يك رويه متضاد با اين رويه دارد كه بزرگترين قدرت نفي كننده اين عوامل است و مردمي كه مجهز به اين ايدئولوژي اند نيرومند ترين سلاح را براي نابودي فساد و بزرگترين ضربه را براي كوبيدن ظلم و بزرگترين انرژي براي حركت به طرف آينده دارا مي باشند.


. . .انتظار، جبر تاريخ است. اين مسئله براي روشنفكران كه با مكتبها و فلسفه هاي علمي تاريخ آشنايي دارند بي نهايت شور انگيز است. هر كس اين سوال به ذهنش مي رسد كه امام زمان، اين رهبر نجات بخش انتهاي تاريخ، چگونه مي تواند بر جهان پيروز شود؟ در اينجا امام صادق (علیه السلام) يك توجيه بسيار عميق و كاملاً جامعه شناسانه و تاريخي دارد كه: «قدرتهاي ستمكار و قطبهاي جنايت و ظلم به قدري از درون به فساد خواهند رفت كه مقاومتشان را از دست مي دهند و آنگاه شما از بيهوشي و خواب خرگوشي بيدار شده و چون مسلح به نيروي ايمان و آگاهي هستيد بر آن قدرتهاي از درون پوسيده و از بيرون فرسوده پيروز مي شويد» و اين پيروزي بر اساس منطق و غيبت و سنتهاي اجتماعي است، سنتهايي كه در اسلام قوانين خداوند است نه قوانين ماترياليستي.


«انتظار يعني». . . تسلسل و وحدت تاريخي - انتظار- به اين عنواني كه در تشيع هست، سه دوره را به هم متصل مي كند. دوره اول، نبوت و دوره دوم، امامت و پس از آن غيبت است كه در آن، نه نبوت وجود دارد و نه امامت حكومت عيني دارد. . .


منتظر، هم از لحاظ فكري و هم از نظر علمي و مادي. . . انسان آماده اي است كه هر لحظه احتمال مي دهد شيپور انقلاب نهايي نواخته شود و او خود را مسئول شركت در اين جهاد كه بر اساس قوانين جبري الهي قطعاً آغاز خواهد شد مي داند و خود به خود آماده است، هم متعهد، و هم مجهز و هر شيعه به اميد شنيدن آواز امام سر بر بستر مي نهاد. . .

اعتقاد به انتظار، اعتقاد به اين است كه وعده ي خداوند در قرآن براي مسلمانان و همچنين ايده آل هر انسان ستمديده و آرزوي همه توده هاي محروم تحقق پيدا خواهد كرد و جامعه بي طبقه، بي ستم، بي ظلم، بي تزوير و جامعه اي كه در آن انسان، عدالت، قسط و حقيقت براي هميشه حاكم خواهد بود، كه هرگز بازيچه ستمكاران و فريبكاران نخواهد شد، و علي رغم همه عاملان نيرومند مسلح فساد و ظلم، پيروز خواهد شد.

منتظر، انسان متعهدي است كه هر لحظه در انتظار قطعي نظامهاي ضد انساني است و همواره خود را براي شركت در چنين انقلاب جهاني و بدر دومي كه با شمشير علي (علیه السلام) و زره پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و به دست فرزند پيغمبر و علي بر پا مي شود، آماده مي كند.

و بنابرين، انتظار مذهب اعتراض و نفي مطلق نظام حاكم و وضع موجود است، در هر شكلي، انتظار نه تنها از انسان سلب مسوليت نمي كند، بلكه مسوليت او را در سرنوشت خودش و سرنوشت حقيقت و سرنوشت انسان، سنگين، فوري، منطقي و حياتي مي كند.




+ برگرفته از مقاله ی انتظار _نوشته ی معلم شهید دکتر علی شریعتی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۵۵, ۱۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #40
آواتار
سلام بر منجي عالم
[تصویر: babolgif-5.gif]
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-444-page-2.html
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  مراقب باشیم که انتظار ما ،انتظار یهودی نباشد! الهی313 0 668 ۴/تیر/۹۳ ۲۰:۰۱
آخرین ارسال: الهی313
  سخنان مقام معظم رهبری یعنی چی ؟ یعنی ایشان اون زمان نیستن:( shinay 3 1,581 ۳/دی/۹۲ ۱۷:۳۸
آخرین ارسال: shinay

پرش در بین بخشها:


بالا