|
وقتي يك بيماري رواني ، شيوه زندگي (LifeStyle) ميشود!
|
|
۱۰:۵۵, ۷/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۱ ۱۴:۳۵ توسط medad.sefid.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت كاربران عزيز و مشاهده كنندگان تالار. در نظر دارم از امروز بحثيو باز كنم كه فكر مي كنم كمتر بهش پرداخته شده. اختلالات رواني كه دارن درجامعه عادي ميشن، چرا كه مثل قبل فقط بروز تك گير يا ارثي در جامعه ندارن؛ بلكه آموزش داده مي شن! براي اين بار اختلال شخصيتي دو قطبي رو انتخاب كرده ام. [b] ![]() مستقيم سر اصل مطلب ميرم. از ويژگي هاي اين افراد دوره هايي از خلق(mood) پايين و دوره هايي از خلق بالا (arosive) يا نسبتا" بالا رو تجربه ميكنن. {در صورتي كه درمان نشن} دوره هاي خلق بالا (Mania) ويژگي هايي داره ازجمله تمايل به زياد صحبت كردن و فشار كلام طوري كه نميشه حرفشونو قطع كرد. هيجان طلبي زائد الوصف و شادي بيش از اندازه. پرش افكار (flight of idea) و عوض كردن آني موضوع بحث و تمايل به ايجاد سجع و (clang) هم آهنگي كلمات. وعلاقه وافر به موسيقي و آواز و شعر سرايي في البداهه حتي با جملات بي ربط. اين شمارو ياد رپ نمي اندازه؟! ويژگي ديگه اين افراد كم خوابي و شب نشيني، اعتقاد به قدرت جادويي در خود وخرافاتي شدن (magical thinking)، تمايل زياد به رقص و فعاليت هاي سخت و شديد است. اغراق در كلام خشونت در ارتباطات، خود بزرگ انگاري (grandiose delusions) و برجسته كردن تمايزات جنسي. آرايش غليظ و گاهي غير معمول تمايل به اكتيو وفعال بودن شريك جنسي در ارتباطاتش. لباس ظاهر و آرايش انگشت نما و غير عادي. ولخرجي و تحت تاثير هر تبليغي بودن زياد بيرون رفتن براي خريد. عاشق خود نمايين حتي به قيمت آبروي خانوادگي. سطحي شدن احساسات (fluctuate affect)؛ يه لحظه از شادي قهقهه ميزنن و لحظه بعد از شما دلگير ميشن گريه ميكنن وكينه اي ميشن. به صورت ناگهاني خشم بر اونها موستولي ميشه و رفتار هاي بسيار خشن از خود بروز ميدن و به نزديكترين افراد زندگيشون لطمه ميزنن و خود رو مقصر نميدونن بلكه ايرادگيري اطرافيانو علت ميدونن و به خانواده مشكوكند و اعتمادشون از اونا صلب ميشه. و از همه مهم تر خودشونو بيمار نميدونن ( impaired judgment & impaired sight) و مي گن حالم از هميشه بهتره.عاليه الان ميفهمم تو دنيا چه خبره! و مي تونم از همه چيز لذت ببرم. اونا در همه چيز دنبال لذت هستن حتي جنس موافق...
آيا تربيت مدرن ما رو به اين سمت سوق نميده؟ براي اين دفعه فكر كنم كافيه. حالا شما بگيد اين صفات چقدر در آموزه هاي فرهنگي جوامع وارد شدن وآيا نسل جديد به اين حالت بيشتر از گذشته شبيه نشده؟ البته مشابه اين تظاهر ات شخصيتي كه داره از طرف غرب فرهنگ سازي ميشه، نوعي بيماري ذهني يا اعصاب تلقي نميشه ولي به نوعي كم كردن قبح رفتار هاي نا سالمه نظر شما چيه؟ در پست هاي آينده مطالب جالبتر و فرقه هاي خاصو معرفي مي كنيم كه خودشونو به بيماراي رواني شبيه ميكنن و دانش غربيو تسليم كردن تا اسم اختلال روانيو از روي بعضي از رفتار ها پاك كنه! |
|||
|
|
۱۳:۰۷, ۷/تیر/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
(۷/تیر/۹۱ ۱۰:۵۵)medad.sefid نوشته است: سلام دوست عزیز . اولین چیزی که باید بگم اینه که حتما فونت نوشتتون رو عوض کنید چون واقعا آدم اذیت میشه برای خوندن . نکته بعدی اینه که اختلالات روانی تنها دلیلش نمیتونه تربیت مدرن باشه !!! خیلی از مواقع به ژن و مسائل فیزیولوژِکی بدن و ... میتونه مربوط بشه ..... حتما ادامه بده تا یه جمع بندی خوب بتونیم داشته باشیم . (۷/تیر/۹۱ ۱۰:۵۵)medad.sefid نوشته است: البته مشابه اين تظاهر ات شخصيتي كه داره از طرف غرب فرهنگ سازي ميشه، نوعي بيماري ذهني يا اعصاب تلقي نميشه ولي به نوعي كم كردن قبح رفتار هاي نا سالمه نظر شما چيه؟ در این مورد هم بهتره بگیم بیشتر کم کردن قبح رفتارهای نا سالمه ( که یه جورایی به نشانه های آخر الزمان شبیهه ) . اما اینم در نظر داشته باشیم اگر رفتارهای غرب رو نوعی بیماری ذهنی تلقی کنیم ، به جرات میشه گفت منشی که بر حسب این بیماری در فرد بوجود میاد خیلی خطرناکتر از عملکرد یک فرد عاقل نسبت به ماست ... این یعنی اگر هم بخواییم بیمار تلقی کنیم غربیها رو باید خیلی مواظب باشیم چون با همون بیمار بودنشون بسیار زیرکانه و خوب دارن کار میکنن . نظر شخصی بود . |
|||
|
|
۱۲:۳۷, ۸/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۱ ۱۴:۳۶ توسط medad.sefid.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
با تشكر از sociant
مسلما بيماري هاي سايكولوژيك در زمينه مختل شدن سيستم بيولوژيك سلول هاي مغزي و تغييرات پاتوفيزيولوژيك اونهاست كه اغلب علل ژني دارن. مجددا" تاكيد ميكنم كه هر كس اين ويژگيا رو بروز بده بيمار (bipolar) دوقطبي نيست؛ ممكنه فقط تقليدي از رفتار هايي باشه كه به عنوانه ارزش بهش معرفي شده اند. هرچند تقليد و اختلالات تبديلي اشخاص، و كلا" شبيه كردن خود به بيماران ميتونه نوعي مشكل هم تلقي بشه كه نياز به معالجاتي مثل رفتار درماني داشته باشه. و اما اختلال ديگر! چيزي كه همه باهاش آشنا هستيم و همگي در طول زندگي گاهي درجاتي از اونو تجربه كرده ايم: افسردگي يا Depression اين اختلال ممكنه قطب دوم اختلال خُلق دو قطبي كه در بالا ذكر شد ( Bipolar Mood Disorder ( BMD باشه و يا به تنهايي و شديد باشه: Major depressive disorder) MDD) ويژگي ها: خُلق غمگين ، سايكوموتور يا حركات كند ، تغيير غير عادي الگوي خواب و تغذيه و اشتها ، عدم لذت از چيرايي كه مثل بقيه مردم مي تونست ازشون لذت ببره anhedonia . اين احساسات گاهي به حدي ميرسه كه آدم بيقرار آژيته گيج و منگ و بي خواب و دچار نگراني هاي مبهم ميشه و اعتقاداتش تغيير پيدا ميكنه احساس گناه و بي ارزش بودن worthless، ضعف و ناتواني ، فرار از اجتماع ، بد بيني ، پوچي دنيا و زندگي ، سست شدن در روابط عشقي، كند شدن فرآيند تفكر ، hallucination توهمات صوتي صداهايي كه اونو خطاكار و لايق مرگ معرفي مي كنند و گاهي هذيان هايي مثل مرده بودن ، نداشتن قلب ، گناه هاي نابخشودني و... آزارش ميدن. روي آوردن به مواد مخدر و الكل... با فرقه Nihilism و محصولات فرهنگي شركت NIHIL حتما" آشنا هستين و نيازي به توضيح نداره. ![]() افرادي كه با اعتقاد به قيامت مخالف اند و معتقدند كه قانون قوي زنده ميمونه و ضعيف نابود ميشه حاكمه .دنيا پوچ و زندگي بي نتيجه است و آشفته بي هدف و اتفاقي خلق شده وجنبه غير مادي نداره. برام عجيبه كه عده اي هم شيطان پرستن!
|
|||
|
|
۴:۲۳, ۹/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۱ ۱۰:۳۳ توسط medad.sefid.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
اصطلاح علمي هذيان يعني اعتقاد غير منطقي كه با ذلايل عقلي به دست نيومده ولي فرد آنچنان باورش به اين موضوع عميقه كه با منطق نميتونيم اعتقادشو اصلاح كنيم (Delusion) هذيان مشترك يعني باور غير منطقي كه فرد اونو به اطرافياني كه باهاش صميمي تر نزديكتر هستن القا ميكنه مثلا" با فرزندش در رفتار هاي مربوط به هذيان شريك ميشه درصورتي كه اون فرزند به ذات بيمار نبوده. (Shared delusion) ممكنه فراگير شدن گروه هاي انحرافي با مكانيسمي مشابه اين باشه. در ادامه بحث ِ Depression به معرفي چند گروه ديگه مي پردازم. با EMOها چقدر آشنا هستين؟ رفتار هاي اونا معروف تر از موسيقيشونه. آرايش خاص چهره موهاي صاف و سياه چشم هاي سياه لباساي سياه و قرمز و راه راه ، كسايي كه به زجر در روابط عشقي معتقدند افسرده و كم حرفند و خود زني ميكنن. وقتي احساس تنهايي و غم ميكنن چاقو هست و بدنشون... Emo Pictures Glitter Comments & Graphics Emo Pictures Glitter Comments & Graphics[/url] Emo Pictures Glitter Comments & Graphics [url=http://orkutluv.com/] Emo Pictures Glitter Comments & Graphics اينا چقدر براي شما آشنا هستند؟ آيا بچه ها دنبال چنين چيزايي ميرن؟ در اطرافتون چند بار چنين چهره هاييو ديديد كه دانسته يا نادانسته خودشونو اينشكلي ميكنن و از نماد هاشون استفاده ميكنن و گاهي خيال ميكنن مُده! يا خيلي با كلاسه! |
|||
|
|
۹:۵۲, ۱۱/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۱ ۱۱:۰۱ توسط medad.sefid.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سازهای موسیقی: آواز، گیتار الکتریک، گیتار باس و درامز محبوبیت عمومی: از اوائل قرن ۲۱ام تا به امروز بالا مشتقها: اسکریمو حلقههای محلی: : واشنگتن دیسی، ایالتهای غرب میانه آمریکا، ایالتهای مرکزی آمریکا، نیوجرسی و لانگ آیسلند (به انگلیسی: Emo ) یکی از زیرشاخههای موسیقی راک و برآمده از سبک هاردکور پانک است. واژهٔ ایمو (که «emotional hardcore» و «emocore» هم گفته میشود) اولین بار برای توصیف آثار گروههای هاردکوری بهکار رفت که «آهنگهای ملودیک» و «اشعار احساسی سوگوارانه و اعترافگونه»شان باعث تفاوتشان از دیگر ژانرهای پانک راک میشد.
از اولین آثار موسیقایی که در شکلگیری ایمو نقش قابل توجهی داشت میتوان از آلبوم ۱۹۸۴ گروه هاردکور پانک Hüsker Dü با نام Zen Arcade یاد کرد. این آلبوم راهگشای گروههای هاردکور دیگر شد تا در آثارشان به موضوعهای شخصیتر بپردازند و آهنگهای گوشنوازتری بسازند. در سالهای میانی دههٔ ۸۰ میلادی بود که در منطقهٔ واشنگتن دیسی اولین گروههای ایمو ظهور کردند که از میان آنها میتوان به رایتز آو اسپرینگ و اِمبریس اشاره کرد. موضوعی که در شعرهای هنرمندان ایمو بیشتر به آن پرداخته میشود «شکست یا ناکامی در روابط عاشقانه» است و وجه تمایزشان با اشعار متداول عاشقانه سعی در برانگیختن حس ترحم شنونده به حال عاشق ناکام است. پرداختن به اینگونه مضامین باعث شده بیشتر مخاطبان ایمو نوجوانها باشند. علاوه بر موسیقی، واژهٔ ایمو برای تعریف یک خردهفرهنگ که علاقمندانش مشخصههای ظاهری و رفتاری مخصوص به خودشان را دارند هم استفاده میشود. این واژه برای توصیف نوعی رابطهٔ خاص میان هنرمندان ایمو و هواداران و جنبههای گوناگون مرتبط با مُد، فرهنگ و خصوصیات رفتاریشان هم کاربرد دارد. سبك ديگر زندگي در دنياي تيره و تاريك گوتيك است كه مثل ايمو ها علاقه به آرايش تيره وتنهايي دارند Gothic هاي باستاني از جادو استفاده مي كردند و به مراتب از فرهنگ ايمو و ديگر فرهنگ ها ترسناك تر است. Goth ريشه اي از زبان قديمي در شرق آلمان است. تصاوير و توضيحات اضافه در مورد رفتارهاي اين مردم را خودتان مي توانيد جستجو كنيد و خلاصه همه چيو نميشه اينجا رو كرد! براي اطلاعات بيشتر بخشي را در زير آورده ام.
مد گوتیک مد گوتیک به سبک لباس پوشیدنی گفته میشود که توسط اعضای خردهفرهنگ گوت استفاده میشود. تاریکی، ناخوشایندی و بعضی اوقات بدن نمایی از ویژگی های این سبک است. سبک گوتیک شامل رنگ کردن مو به رنگ سیاه، موجدار کردن مو، لب های سیاه و لباس های سیاه است.در طراحی این سبک از ویژگی های سبک پانک، ویکتوریایی و الیزابتی بهره گرفته شده است. از ویکیپدیا مشخصات سینترا ویلسون اعتقاد دارد که ریشه های سبک معاصر گوت را باید در فرهنگ عزاداری عصر ویکتوریا جستجو کرد. همچنین از متخصصان درباره شناخت تاریخ این سبک میتوان از والری استیل نام برد. مد گوتیک را میتوان با لباس های کاملا سیاه و یا سبک مو و آرایش منحصر به فرد آن شناخت. سایمون رینولدز سایمون رینولدز راه های شناسایی ظاهری این سبک را
تد پولهموس مد گوتیک را به این صورت تشریح کرده است: همچنین پژوهشگر دیگری به نام ماکسیم دبلیو فورک اشاره کرده است که:
مدلهای مشهور از مدلهای معروف این سبک میتوان به ثدا بارا (۱۹۱۰)، موزیدورا، بلا لاگوسی، بتی پیج، مورتیسیا آدامز، نیکو، دیوید بووی، لوکس اینتریور، دیو وانیان، لیدیا دیتز و رابرت اسمیت نام برد. [b] فهرست کتب
|
|||
|
|
۱۳:۲۸, ۱۱/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۱ ۱۰:۳۹ توسط medad.sefid.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
خردهفرهنگ گت GOTH یکی از طرفداران آلمانی خرده فرهنگ گت خرده فرهنگ گت یک خرده فرهنگ معاصر است که کشورهای زیادی را در بر داشته است.بسیاری تشکیل این خرده فرهنگ را اوایل دههٔ ۱۹۸۰ در بریتانیا میدانند و آن را یکی از شاخههای سبک پست-پانک به شمار می آورند.خرده فرهنگ گت در دورههای طولانی نسبت به خرده فرهنگهای دیگر عمر طولانی تری داشته و تا امروز دوام یافته است.تصاویر این سبک نشان میدهد که خرده فرهنگ گت امروزی تحت تاثیر ادبیات گوتیک در قرن ۱۹ و فیلمهای ترسناک و وحشت آور بوده است. خرده فرهنگ گت همواره با زیبایی شناختی همراه بوده است.از موسیقی و مد روز گرفته تا همهٔ کسانی که با سلیقهشان عضوی از خرده فرهنگ گت به حساب می آیند.موسیقی گوتیک شامل تعدادی از سبکهای مختلف میباشد.سبک لباس پوشیدن در این خرده فرهنگ محدودهای از سبکهای دث راک، پانک، آندروجینوس، ویکتوریایی، مقداری رنسانس و مدیول را شامل میشود.
ریشه یابی و توسعه در اواخر دهه ۱۹۷۰ بعضی از گروههای سبک پست-پانک نام گوتیک به خود گرفتند. پیروان این سبک به گونهای دور یکدیگر جمع شدند که بعنوان یک جنبش متمایز قابل تشخیص باشند. بنظر میرسد نام این جنبش از مقالهای که در هفته نامه انگلیسی مربوط به گروههای راک به نام "صداها" چاپ شده بود اقتباس شده باشد.این هفته نامه مقالهای را با نام "The face of Punk Gothique " در یکی از شمارههای خود به چاپ رسانده بود.این مقاله در ۲۱ فوریه ۱۹۸۱ به چاپ رسیده بود و نویسنده آن استیو کیتون نام داشت. جدا از اتفاقی که در بریتانیا افتاده بود، در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل ۱۹۸۰، سبک دث راک از درون سبک پانک آمریکایی به ظهور پیوست.در اوایل دهه ۱۹۹۰ خرده فرهنگی در آلمان در حال تشکیل بود. اعضای این خرده فرهنگ عموماً به دنبال تلفیق سبک گوتیک با مضامین عاشقانه و سبک موج تاریک بودند.
پس از پست-پانک پس از پایان محبوبیت پست-پانک خرده فرهنگی به وجود آمد که هم ویژگیهای موسیقی و هم ویژگیهای بصری را شامل میشد.این مسئله موجب بروز تنوع در انواع خرده فرهنگ گت شد.در این راستا شیوههای محلی نیز به این تنوع کمک میکرد.در دهه ۱۹۹۰ مد ویکتوریا محبوبیت نوینی را به خرده فرهنگ گت عرضه کرد.در این راستا میتوان از احیای گوتیک، احیای ویژگیهای نقاشیهای قرن ۱۹ و تاثیر جنبههای فرهنگ ویکتوریایی بر خرده فرهنگ گت نام برد.
مرزهای کنونی در دهه ۱۹۹۰ اصطلاح گوتیک و مفاهیم مرتبط با آن تبدیل به یک خرده فرهنگ ستیزه جو شده بود.در آن دوره خرده فرهنگهای جدیدی ظهور کردند، یا از محبوبیت بیشتری برخوردار گشتند که بعضی از آنها توسط مردم یا رسانههای عمومی با خرده فرهنگ گت تلفیق میشدند.در درجه اول علت این تلفیقها شباهتهای ظاهری، آدام و رسوم اجتماعی و مدهای نزدیک بهم خرده فرهنگهای دیگر با خرده فرهنگ گت بود. با گذشت زمان این قضیه دارای محبوبیت بیشتری شد.گاهی اوقات برای تعریف گروههایی که موسیقی یا مدشان شباهتی به کارهای معمول نداشت از خرده فرهنگ گت اصلی استفاده میشد.این گونه معرفیهای عامیانه که توسط گتها یا برخی افراد دیگر صورت میگرفت باعث شد برخی مفاهیم غیر مرتبط نیز در رده بندیهای این خرده فرهنگ قرار بگیرد. فستیوالهای موسیقی گت در آغاز گروه هایی که در سبک گوتیک راک و دث راک فعالیت میکردند کم شمار بودند. به عنوان مثال میتوان از این تعداد به Bauhaus ، Specimen ،The Damned ، The Birthday Party ، Southern Death Cult و... اشاره کرد. در اواسط دهه هشتاد تعداد گروههایی که در این سبکها فعالیت میکردند به سرعت رو به افزایش گذاشت.که از میان آنها میتوان از The Sisters of Mercy ، The Mission ، Xmal Deutschland ، The Bolshoi و Fields of the Nephilim نام برد.علاوه بر آن در دهه نود افزایش گروههایی که در این سبکها به فعالیت میپرداختند نسبت به دهه هشتاد رشد چشمگیری پیدا کرد.در اواسط دهه ۱۹۹۰ سبکهای موسیقی که به نوعی از گوتیک الهام گرفته بودند شامل گوتیک راک، دث راک، ایتدستریال موزیک، ای بی ام، آمبینت، اکسپریمنتال، سینثپاپ، شوگزینگ، پانک راک و گلم راک میشدند. امروزه موسیقی گت پیشرفت بسیار زیادی در غرب اروپا، بخصوص در آلمان داشته است.در آلمان هر ساله فستیوالهای بزرگی مانند Wave-Gotik-Treffen و M'era Luna هزاران نفر از طرفداران این سبکها را به دور هم جمع میکند.با این حال آمریکای شمالی هنوز شاهد اتفاقهای بزرگی در عرصه موسیقی این سبک در جشنوارههای خود است.
تاثیرات تاریخی و فرهنگی ریشههای واژه گت گتهای اصلی قومی آلمانی بودند که نقش مهمی در سقوط امپراتوری روم غربی ایفا کردند.در فلورانس (توسکانی) در دوره اولیه رنسانس واژه گت بعنوان یک واژه تحقیرآمیز همانند "بربر" بکار میرفته است.در دوره رنسانس در اروپا، معماری دوره قرون وسطی با نام معماری گوتیک شناخته شد و بعنوان یک ضد مد در برابر معماری مدرن قرار گرفت. با این حال در انگلستان اواخر ۱۷۰۰ میلادی، علاقه مردم به دوران قرون وسطی باعث ایجاد شیفتگی به سبک گوتیک قرون وسطی شد.این شیفتگی اغلب با علاقه به افسانههای قرون وسطی، مذهب کاتولیک روم و ماوراء الطبیعه ترکیب شد. رمان گوتیک در اواخر قرن هجدهم به وجود آمد.این سبک توسط هوراس والپول با انتشار رمان "The Castle of Otranto " در سال ۱۷۶۴ تاسیس شد و پاسخگویی برای معانی مدرنتر از دوره گوتیک بود.او در ابتدا ادعا کرد که کتاب یه داستان عاشقانه واقعی در دوره قرون وسطی بوده که او آن را کشف کرده و دوباره منتشر کرده است.بنابراین انجمن رمان گوتیک برای افزایش تاثیر گذاری آن با اسناد جعلی تاسیس شد.پس از این سبک گوتیک شامل داستانهایی شد که در آن مضامین وحشت، تاریکی و ماوراء الطبیعه حضور چشمگیری داشت.رمان گوتیک باعث شد در آینده اتحاد محکمی بین ادبیات وحشت و سینما به وجود بیاید.ویژگیهایی مانند گورستانها، قلعههای مخروبه، کلیساها، ارواح، خوناشامها، کابوسها، نفرین خانوادگی، زنده به گور کردن و قطعات مربوط به نمایش ملودرام. از مشهورترین شخصیتهای شرور رمانهای گوتیک میتوان به خوناشام، یک داستان محلی در شرق اروپا و حوزه بالکان اشاره کرد.از بهترین رمانهایی که درباره خوناشامها به نگارش در آمده است میتوان به رمان دراکولا برام استوکر اشاره کرد که فیلمهای ترسناک بسیاری بر پایه آن ساخته شده است. عناصر مشخصی از تاریکی، موسیقی جوی و لباس به سبک پست-پانک به وضوح در مفهوم گوتیک قابل مشاهده هستند.استفاده از واژه گوتیک بعنوان یک صفت در توصیف این موسیقی و طرفداران آن منجر به تشکیل واژه گت برای نامیدن آنها شد.
نفوذ هنرهای تجسمی ویونا للگمز، عکاس بلژیکی در فستیوال Wave-Gotik-Treffen در سال ۲۰۰۵ گت خرده فرهنگی است که نه فقط تحت تاثیر گروههای موسیقی و خوانندگان، بلکه علاوه بر آن تحت تاثیر نقاشان و عکاسان نیز بوده است.در عکاسی و نقاشی طیفهای متفاوتی از کارهای هنری وابسته به عشق شهوانی یا تصاویر عاشقانه از خوناشامها و ارواح دیده میشود.در عکاسی و نقاشی گوتیک اولیتهای مشخص شده ای مانند رنگهای تیره و احساسات شبیه به داستانهای گوتیک هستند.در زمینه هنرهای زیبا آن سادورث هنرمند شناخته شده ای است.کارهای این هنرمند قدرتمند، تاریک و گوتیک وار است.معمولا آثار هنرهای تجسمی گوتیک با گروههای موسیقی رابطه تنگاتنگی دارند.به طور مثال میتوان از آثار هنرمندی به نام ناتانائیل میلیجور نام برد که آثار هنری گوتیکش مورد استفاده گروههای موسیقی و کلوپهای شبانه قرار میگیرد. از هنرمندان گرافیک نزدیک به گت ها میتوان از گرلاد بروم، نهنه توماس، لوئیس رویو، دیو مک کین، ژونن وسکیوز، ترور براون، ویکتوریا فرانسیس و همین طور هنرمند کمیک آمریکایی، جیمز او'بار نام برد. اچ. آر. گیگر یکی از هنرمندان گرافیک سوئیسی است که از نگاه بسیاری کار او بر روی فیلم "بیگانه" ساخته ریدلی اسکات، کمک بسیاری به مفهوم گوتیک/صنعتی کرده است.
مد نوشتار اصلی: مد گوتیک مد گوتیک به سبک لباس پوشیدنی گفته میشود که تاریکی، ترسناکی و بعضی اوقات بدن نمایی از ویژگیهای آن است.مد گوتیک شامل رنگ کردن مو به رنگ سیاه یا سفید، موجدار کردن مو، لبهای سیاه و لباسهای سیاه است.تا حد زیادی نگاه به این سبک در افراد و موقعیت جغرافیایی استفاده از آن متفاوت است، هر چند تقریبا همه گت ها از برخی از عناصر این سبک به طور مشترک استفاده میکنند.برخی طراحان مد از قبیل الکساندر مک کویین و جان گالیانو به عنوان طراح "مدل گوتیک بانوان" نیز شناخته میشوند. مد گوتیک اغلب با مد هوی متال اشتباه گرفته میشود.دلیل آن موضوع این است که معمولاً خارجیها طرفداران هوی متال، به ویژه کسانی که لباسهای سیاه رنگ میپوشند یا پوستی رنگ پریده دارند را با طرفداران گوتیک اشتباه میگیرند. [b][font=Times New Roman] گوتها یکی از قبیلههای ژرمنی شرقی بودند، که در سدههای سوم و چهارم، امپراتوری روم را غارت کرده و بعداً باور به یک شکل مسیحیت (آریانیسم) را پذیرفتند. گوتها در سدههای پنجم و ششم، به دو شاخه بخش شده بودند: یکی از دو شاخه اوستروگوتها (خاورگوتها) بودند. شاخه دیگر ویزیگوتها (باخترگوتها) بودند. گوتها امپراتوری روم را در دوره کوچ در سال ۴۱۰ م. غارت کردند. گوتها جانشینی برای ایالتی نیرومند از امپراتوری روم را به ترتیب در شبهجزیره ایبری و ایتالیا، تأسیس کردند. نیروهای گوتهای باختری در سال ۴۱۰ م. به رم تاختند. پس از فروپاشی روم غربی گوتها تا دو سده و نیم دیگر در اروپا نقش بزرگی را بازی کردند. آنها در آغاز سده پنجم م. به شبهجزیره ایبری کوچیدند. نقشه کوچ ویزیگوتها یکی از دو شاخه اصلی گوتها هنر گوتیک جدید شاخه ای از هنر معاصر است که برپایه وحشت و تاریکی بنا شده است.فرانسیسکا گوین در این مورد میگوید: « آنها چیزهایی هستند مانند هیولا و گروتسک.در این سبک نقص یا جهش بدن، ارواح، عروسک، ماسک جمجمه و انزجار دیده میشود.اینها عکس هایی هستند مملو از رنگ سیاه و سفید، فروپاشی و بی ثباتی.ترسی است که بر محیط زیست، خود شخص و یا دیگران منعکس شده است.گاهی اوقات مفهوم هرج و مرج نیز در آنها دیده میشود. » تپه توت فرنگی (Strawberry Hill)، یک ویلای انگلیسی یه سبک گوتیک، ساخته شده توسط نویسنده گوتیک هوراس والپول موضوعات به کار رفته در این سبک بر اساس وحشت، عاشقانه و ملودرام دسته بندی میشوند.ادبیات گوتیک رابطه بسیار نزدیکی با معماری گوتیک دارد. اولین گوتیک عاشقانه در این ژانر ادبی توصیف ساختمانهای بلند به سبک گوتیک، قلعه ها، صومعهها و بناهای قدیمی و مخروبه نقش زیادی دارد.این شیفتگی باعث شده است که نوعی از معماری، هنر، شعر (مانند شاعران قبرستان) و حتی سبک باغبانی از موج اول رمان نویسی گوتیک الهام بگیرد.به عنوان مثال هوراس والپول که رمان قلعه اوترانتو وی را اولین رمان عاشقانه گوتیک میدانند خانه خود (Strawberry Hill) را به سبک معماری گوتیک قرون وسطی ایجاد کرد. |
|||
|
|
۱۲:۵۴, ۱۳/تیر/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
با سلام.خیلی اموزنده بود من خودم مشکل دو شخصیتی دارم و اگه ممکنه راجب راههای درمانشم بگید و راجب گروههای رپ هم بگید ممنون
|
|||
|
۱۰:۵۴, ۱۴/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۱ ۱۱:۳۰ توسط medad.sefid.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۱۳/تیر/۹۱ ۱۲:۵۴)shovaliye نوشته است: با سلام.خیلی اموزنده بود من خودم مشکل دو شخصیتی دارم و اگه ممکنه راجب راههای درمانشم بگید... با سلام و عرض خوش آمديد به شما و همه كاربران جديد از جمله خودم! دقت كنيد؛ بيماري دوقطبي صد در صد نياز به درمان و مشاوره داره. اگر كسي چنين علائمي در خودش ديد و اين علائم براي زندگي اش مشكل ساز شدند بايد حتما توسط يك روانپزشك يا دست كم يك روانشناس ويزيت بشه و درمان هم تخصصي است و پزشك براي هر فرد تجويز مستقلي داره. البته هدف از اين پُست اين بود كه با رفتار هاي ناسالم و گروه هايي كه سبكشون بر پايه رفتارهاي بيمارگونه است آشنا بشيم و از لزوم تغيير رفتارهاي خودمون آگاه باشيم . ياحق
دوستان عزيز در تالار مبحث پر محتواي رپ فارسي رو در اين لينك باز كرده اند, اين هم يه توضيح مختصر ديگه از rap : اينجا و اينجا كليك كنيد! |
|||
|
|
۱۳:۲۲, ۱۸/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/تیر/۹۱ ۱۳:۳۴ توسط medad.sefid.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سلامي مجدد ! دوستان تا اينجا شد: مانيا ، خود زني ، افسردگي اينا اختلالات نسبتا" شايعي هستند كه به تدريج در رفتار خيلي از مردم هم نمود پيدا ميكنند. خب؛ چرا شما از گروه ها و مردم معتاد به رفتار هاي ناسالم چيزي اضافه نميكنيد ؟ يا بهم خط نميدين تا بيشتر توضيح بدم ؟ دوست داشتم در مورد انحرافات جنسي و اختلالات روان تني و بد ريخت انگاري بدن و انواع اعتياد ها هم بنويسم ولي به دلايلي از جمله استقبال سرد شما دوستان گلم ! فعلا" دست نگه ميدارم. ![]()
|
|||
|
|
۱۰:۵۴, ۱۹/تیر/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
سلام من منتظره شما بودم تا توضیح بدید.خط دادن لازم نیست همین موضوعاتی که خودتون میگید خوبه فقط راههای درمانشم بگید ممنون منتظرم من به دوستان میگم بیان همه رفتن تو رپ
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: BPD.jpg]](http://www.personal.psu.edu/afr3/blogs/SIOW/BPD.jpg)




![[تصویر: nihilistic_glee.jpg]](http://static.starcitygames.com/sales/cardscans/MAGDIS/nihilistic_glee.jpg)
![[تصویر: girls-emo-haircut.jpg]](http://orkutluv.com/images/girls-emo-haircut.jpg)
![[تصویر: Emo%20(213).jpg]](http://orkutluv.com/images/Emo%20(213).jpg)
![[تصویر: Emo%20(211).jpg]](http://orkutluv.com/images/Emo%20(211).jpg)
![[تصویر: f_EmoLovebyanm_2bb5b02.jpg]](http://orkutluv.com/images/f_EmoLovebyanm_2bb5b02.jpg)
![[تصویر: magnify-clip-rtl.png]](http://bits.wikimedia.org/static-1.20wmf5/skins/common/images/magnify-clip-rtl.png)
![[تصویر: magnify-clip-rtl.png]](http://bits.wikimedia.org/static-1.20wmf3/skins/common/images/magnify-clip-rtl.png)





دوست داشتم در مو

![[تصویر: silent.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/silent.gif)
