|
قدم بعدی(سوم)، شناخت صفات واجب، خداوند چیست؟؟؟؟
|
|
۱۷:۰۶, ۱۱/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۱ ۱۷:۳۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیمبا یاری خداون متعال و دعای خیر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و با همت دوستان توانستیم دو گام مهم در خداشناسی عقلانی برداریم.
در پرده اول توانستیم موجدی را ثابت کنیم که هیچ عدمی در آن روی نمیدهد و وجود برایش واجب است. در پرده دوم توانستیم ثابت کنیم که این موجود در کل جهان هستی یکی است و دومی نمی تواند داشته باشد. یعنی به زبان ساده اولا توانستیم وجود خداوند متعال را ثابت کنیم و دوما توانستیم ثابت کنیم که خداوند یگانه و احد است و اصلا امکان عقلانی ندارد که بتواند شریکی داشته باشد. حال در قدم سوم می خواهیم باز هم از همان راه عقل بیاییم جلو و ببینیم که این خدای یگانه چه صفاتی دارد؟ چیست؟ چگونه می توان با او ارتباط برقرار کرد؟ آیا او می تواند اصلا کلام ایجاد کند؟ می تواند حرف بزند؟ می تواند حرکت کند؟ و چندین سوال مهم دیگر... [size=x-large]سوالات مهمی که با جواب دادن به آنها همه چیزمان روشن می شود. پس با استعانت از همین ذات اقدس، گام سوم هم بر میداریم. از همه دوستان هم میخوام که تو این کار سهمی داشته باشند. فکر کنم تا الان فهمیدید من چقدر تو کارم زگیل هستم، ول کن قضیه نیستم کسی هم نیمد باز ادامه می دم تا آخرش... ولی باز به قول دوست ظریفی منتظر افکار نابتان هستیم. یا علی مدد.
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۱۷, ۲۰/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/تیر/۹۱ ۱۱:۲۱ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم علم واجب تعالی می دانیم که موجود مجرد از ماده، عالم به خویش است. زیرا کل ذاتش نزد خودش حاضر است. و همین حضور ذات در نزد خودش برایش علم محسوب می شود. یعنی چون این ذات علت است و خودش آن معلول را ایجاد کرده است پس به صورت کامل آن معلول در نزدش حاضر است. . باید توضیح بدم: ببینید زمانی می شود که مثلا من به فلان جنگ علم دارم از مطالعه ای که کردم در تاریخ، این یک نوع علم است. زمانی هم نه، من در خود جنگ هستم. مسلما این نوع علم دوم خیلی تفاوت دارد با قبلی. حالا در این بحث زمانی می شود که تنها صورت ذهنی چیزی در ذهن و فکر من پدیدار می شود، و زمانی نه خود آن شی برای من پدیدار است. که به این نوع علم، علم حضوری می گویند. علم واجب تعالی نسبت به ذاتش علم حضوری است، چرا چون واجب مجرد از ماه است یعنی واسطه ای این وسط نیست. نکته ی دیگر و مهم: ذات واجب وجود محض است، هیچ مرزی او را محدود نمی کند و لذا در بردارنده هر وجود و کمال وجودی است(به خاطر اصل علیت) در نتیجه هر وجود یا کمال وجودی در گستره آفرینش همراه با نظام وجودی خاصش، نزد او به صورت برتر و بالاتر تحقق دارد، از طرف دیگر همه ی موجودات از آن جهت که معلول آن ذات واحد هستند، ذاتشان قائم به وجود اوست، لذا آن دسته از موجودات که مجرد هستند، مستقیما و آن دسته از موجودات مادی به واسطه ی صورت مجردشان(روحشان) نزد واجب الوجود حضور کامل دارند. بحث خودمانی: با بیان بالا به این نتیجه می رسیم که واجب هم به خودش علم کامل دارد و هم به معلول هایش. چون بی نهایت است و وجودش حد و مرزی ندارد، برای همین همه موجودات را به طور کامل اشراف دارد. حالا از این صفت واجب، مستقیما دو صفت دیگر پدیدار می شود: سمیع و بصیر. سمع و بصر در واقع همان آگاهی نسبت به شنیدنی ها و دیدنیها است. چون این دو هم معلول هستند. لذا علم به طول مطلق شامل این دو وصف هم می شود. بنابراین واجب تعالی همانگونه که علیم خبیر است، سمیع بصیر هم هست. پی نوشت: خواهش من در درجه اول اینه که کاملا با دقت خونده بشه، اگر هنوز کمی مبهمه بحث بگید تا روشن تر بگم. و اینکه ببینید از دل این بحث ما چه نتایجی می توانیم در بیاریم. اگر در این رابطه مشکلی ندارید، برای تایید و نورانی کردن بحث من آیات و احادیث هم ضمیمه بحث کنم و به مطلب بعدی بپردازیم
|
|||
|
|
۱۱:۴۱, ۲۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
نقل قول: لذا آن دسته از موجودات که مجرد هستند، مستقیما و آن دسته از موجودات مادی به واسطه ی صورت مجردشان(روحشان) نزد واجب الوجود حضور کامل دارند. یه سوال برای من پیش اومد..... اگر موجودی صورت مجرد نداشته باشه(جمادات)نمیتونه نزد واجب الوجود حضور کامل داشته باشه؟یعنی میخوام بگم حتما برای حضور به این واسطه مجرد نیاز هست؟ |
|||
|
۱۱:۴۹, ۲۰/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/تیر/۹۱ ۱۲:۰۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
در ساحت خدا نیاز راه ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
واسطه هم نیاز ندارد |
|||
|
|
۱۲:۰۱, ۲۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت ملاصدرا، کل عالم هستی را دارای شعور می داند، و می فرماید هر جا که وجود باشد ناچارا لشکریان وجود: یعنی علم و قدرت وحیات هم وجود دارند. همه چیز زنده است.(سَبَّحَ لِلّهِ مافِي السَّمَواتِ وَاهَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛. آن چه در آسمان ها وزمين است، خدا را تنزيه مي كند و اوست عزيز و حكيم) در هرجا که وجود امضاء شده باشد تجرد هم هست ولی خب این تجرد به نسبت درجه وجودی شدت و ضعف دارد. مثلا در وجود های عالی این تجرد بیشتر و در جمادات و غیره تجرد ضعیف است. ولی هست. اگر جواب مقبول نیفتاد بگید تا بیشتر توضیح بدم. |
|||
|
|
۱۵:۳۱, ۲۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
یه سوال برای من پیش اومد.....
اگر موجودی صورت مجرد نداشته باشه(جمادات)نمیتونه نزد واجب الوجود حضور کامل داشته باشه؟یعنی میخوام بگم حتما برای حضور به این واسطه مجرد نیاز هست؟ [/quote] با عرض سلام در منظور علامه از صورت مجرد، یعنی مرتبه مثالی آن موجود، و هر موجودی در این عالم دارای مرتبه ای مثالی در عالم مثال است و به همین دلیل جمادات هم دارای حقیقتی در عالم مثال هستند و منظور حضرت علامه آن است که حق تعالی از طریق آن صورت مثالی که مرتبه عالی تر آن موجود مادی است به آن موجود مادی علم دارد و عالم ماده به قدری حقیر و پست است که شأنیت معلوم واقع شدن را ندارد. (این تبیین منظور علامه است و علامه بر این مبنا که علم عبارت است از حضور مجرد برای مجرد بدین نظر تن در داده است) البته باید دانست که علم از طریق نحوه وجود مثالی هم تمامی لوازم علم کمالی را تأمین می کند یعنی حق تعالی به تمامی اعمال و ... ما در لحظه و هر جا از طریق همان وجود مثالی آگاه است. به نظر می آید یک روایت هم ممکن است (فقط ممکن است) که موید بیان علامه باشد و آن اینکه : انّ اللَّه تعالى لمّا خلق الدّنيا اعرض عنها فلم ينظر اليها من هوانها عليه ترجمه: براستى خداى بزرگ چون دنيا را آفريد از آن روى برتافت و از ناچيزيش بدان ننگريست جهان را چو پروردگار آفريد چو شد كوه و دريا و صحرا پديد از آن روى برتافت ربّ مجيد چو ناچيز ديدش بدان ننگريد |
|||
|
|
۲۳:۳۲, ۲۰/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/تیر/۹۱ ۱۲:۰۵ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
سخن ملاصدرا(رحمة الله علیه) و علامه(رحمة الله علیه) در باب علم باری به مادیات قریب به یقین ناصواب است و شارحان اصلی سخن این بزرگان (به ترتیب) ملاهادی سبزواری(رحمة الله علیه) و شهید مطهری(رحمة الله علیه) این تلقی از علم خداوند را نپذیرفته اند(بزرگان دیگری مانند شیخ اشراق و ابن عربی و اکثریت عرفا و فقهای شیعه در این دسته اند) . هر موحدی با رجوع به نفس خود گواهی می دهد که خداوند منزه از این است که با واسطه ی تنها به مخلوق خود علم داشته باشد همانطور که علی آقای عزیز فرمودند.(البته این مطلب خدشه ای به مقامات این بزرگان وارد نمی کند زیرا درک عالم ماده محلی از اعتناء ندارد!!!)
به نظر خطای اصرار برخی از حکمای صدرایی و اکثر فلاسفه ی مشایی بر این رای را باید در دو مطلب زیر جستجو کرد: 1- اصولا تعریف علم در تفکر صدرایی و مشایی که عبارت از حضور مجردی در نزد مجردی دیگر است از مقوله ی قیاس به نفس انسانی است و تعجب است این بزرگان چگونه علم باری را با طریقه ی علم عامه ی مردم به اشیاء یکسان دانسته اند!!! برای عوام علم به مخلوقات از طریق حصول صورت مثالی آن ها حاصل می شود اما این مطلب برای اهل نظر روشن است که این تنها قسمی از علوم است. عنایت شود اگر منوال ادله بر این باشد که چون صورت مثالی موجود است پس از علم به ماده بی نیاز هستیم ، علم عقلی نیز باید ما را از عالم مثال بی نیاز کند که این مبنا از اساس نادرست است. دلیل بر علم خداوند به مادیات:اگر به تشکیک وجود که از لوازم تفکر صدرایی است بنگریم و اصل علیت را در معیت آن قرار دهیم مشکل علم به مادیات قابل حل است. از آنجا که علت به تمامه به معلول آگاهی دارد و معلول چیزی جز عین ربط به او نیست و در وجود و بقاء وابسطه ی به علت است و مراتب وجود هر کدام معلول مرتبه ی بالاترند و عالم ماده(هیولای اولی) نازلترین مرتبه ی آن، پس حضور ماده به تمامه در نزد علت حقیقی اش که همان فیض باری است واضح است. دلیل دیگر:خلق ماده بدون علم حضوری بر ذات آن ناممکن و محال است و علم دقیق به صورت صور مثالی یکی از شرایط لازم برای این مهم است، چه اینکه علم به خیال منفصل از شیءای باعث نمی شود که ما قادر به ابداع آن باشیم. مشخص است که شناخت ماده(هیولای اولی و اجسام) و قوانین مرتبط با آنها(که همه ی آن ها در طبیعیات و فیزیک بحث می شود و در صورت مثالی این قوانین اصلا یافت نمی شود و صدق نمی کند) شرط لازم برای خلقت است و علم به آن ها بدون علم به ذات مادیات ممکن نمی باشد. حال آنکه یکی از لوازم اولیاء الهی علم به همین جنبه از موجودات بود که شیر(الاسد) روی پارچه را به عالم وجود رهنمون می کردند و خلق از لاشیء ملازم همین معنی است. 2- دلیل مهمی که از طرف قائلان به عدم علم خداوند به مادیات ذکر می شود، نبود علم ماده به ذات خودش است.این سخن از دو منظر قابل نقد است. اولا از دیدگاه علوم طبیعی : اگر به اجزاء غیر قابل تقسیم عالم ماده که عبارت از هیولی اولی و صورت جوهری متحد با آن است، بنگریم دیگر سخن فلاسفه مبنی بر پراکندگی ماده در مکان و زمان صادق نمی باشد ودر آنجا کل هیولا در یک اتحاد حقیقی واقع است؛ چه آنکه ما در عالم ماده چیزی به نام خلاء(عدم ماده) نداریم که حاصل آن پراکندگی شود و قول به این مطلب نیز از دیگر خطاهای قابل بیان است که برخی صدراییان دچار شده اند. ثانیا از دید معرفت شناختی: قول به شعور و درک در عالم ماده بسیار است و تواتر آن مبرم و مشخص است.اگر اشکال شود که این شعور و درک مربوط به صورت مثالی و بعضا عقلی این اجسام مادی است پاسخ داده می شود که حقیقت هر مرتبه ای از وجود خود آن است و اگر بگوییم(دقت شود) که اجسام حقیقتشان وجود مثالی آن ها است پس دیگر جسمیت آنها فرع بر حقیقتشان وجودیشان می شود بلکه دیگر حقیقت آنها همانند مرتبه ی وجودی گیاه و حیوان و یا انسان می شود که نغز غرض خالقیت است و محال؛ خداوند در هر مرتبه ای از وجود، موجودات منحصر به ان را دارد. هر وجودی در مرتبه ی خودش دارای درک و شعور متناسب است و این همان قول به تشکیک وجود ملاصدرا است. در هر صورت خیل عظیمی از شارحان کتب این بزرگان و دیگرانی که ذکر شد ، قول به علم بی واسطه ی باری تعالی را به عالم ماده پذیرفته اند و سخن حقه هم به تحقیق نقلی و عقلی همین است. |
|||
|
|
۹:۴۹, ۱۵/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۱ ۱۰:۰۳ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۱۱/تیر/۹۱ ۱۷:۱۵)حسن.س. نوشته است: با عرض تشکر و سپاس از همت شما آقا سید عزیز (۱۱/تیر/۹۱ ۱۷:۲۴)سید ابراهیم نوشته است: احسنت به حسن عزیز دقیقا. خیـــــــــــــــــلی فاصله دارد با آن چیزی که ادیان میگویند.سلام پس اگر به این نتیجه برسیم که منظور آنچه یک دین به عنوان خدا مطرح می شود، همان واجب الوجود است که در فلسفه از آن نام برده شده، نه یک مخلوق، آن وقت می توانیم این صفات را با صفات واجب الوجود تطبیق دهیم. |
|||
|
|
۱۷:۰۴, ۲۵/مهر/۹۶
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
ممنون از پست و سایت مفیدتون لطفا به سایت ما هم سری بزنید http://googlepars.com
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| قدم بعدی (ششم) ............امامـــــــــت | سید ابراهیم | 8 | 4,415 |
۱۸/اسفند/۹۳ ۱۶:۱۲ آخرین ارسال: سید ابراهیم |
|





ول کن قضیه نیستم کسی هم نیمد باز ادامه می دم تا آخرش... ولی باز به قول دوست ظریفی منتظر افکار نابتان هستیم. یا علی مدد.





