کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 7 رای - 4.43 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قدم بعدی(سوم)، شناخت صفات واجب، خداوند چیست؟؟؟؟
۱۷:۰۶, ۱۱/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۱ ۱۷:۳۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیمبا یاری خداون متعال و دعای خیر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و با همت دوستان توانستیم دو گام مهم در خداشناسی عقلانی برداریم.
در پرده اول توانستیم موجدی را ثابت کنیم که هیچ عدمی در آن روی نمیدهد و وجود برایش واجب است.
در پرده دوم توانستیم ثابت کنیم که این موجود در کل جهان هستی یکی است و دومی نمی تواند داشته باشد.
یعنی به زبان ساده اولا توانستیم وجود خداوند متعال را ثابت کنیم و دوما توانستیم ثابت کنیم که خداوند یگانه و احد است و اصلا امکان عقلانی ندارد که بتواند شریکی داشته باشد.
حال در قدم سوم می خواهیم باز هم از همان راه عقل بیاییم جلو و ببینیم که این خدای یگانه چه صفاتی دارد؟ چیست؟ چگونه می توان با او ارتباط برقرار کرد؟ آیا او می تواند اصلا کلام ایجاد کند؟ می تواند حرف بزند؟ می تواند حرکت کند؟ و چندین سوال مهم دیگر...
[size=x-large]سوالات مهمی که با جواب دادن به آنها همه چیزمان روشن می شود. پس با استعانت از همین ذات اقدس، گام سوم هم بر میداریم.

از همه دوستان هم میخوام که تو این کار سهمی داشته باشند. فکر کنم تا الان فهمیدید من چقدر تو کارم زگیل هستم، Wink ول کن قضیه نیستم کسی هم نیمد باز ادامه می دم تا آخرش... ولی باز به قول دوست ظریفی منتظر افکار نابتان هستیم. یا علی مدد.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، حسن.س. ، saloomeh ، meshkat ، وحید110 ، بیداری اندیشه ، دیدگاه نوین ، SARV ، mohammad reza ، somayeh ، m.hossein ، Havbb 110 ، مجید املشی ، aliakbar110 ، السا
۱۷:۱۵, ۱۱/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۱ ۱۷:۱۹ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #2
آواتار
با عرض تشکر و سپاس از همت شما آقا سید عزیز
همانطورکه فرمودید موجودی که اصل وجود و واحد است را ثابت فرمودید؛ اما هنوز معلوم نیست که این موجود خدا(به لفظ مرسوم در ادیان) باشد!!!Wink
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، saloomeh ، meshkat ، بیداری اندیشه ، مجید املشی
۱۷:۲۴, ۱۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
احسنت به حسن عزیز دقیقا. خیـــــــــــــــــلی فاصله دارد با آن چیزی که ادیان میگویند.
اتفاقا یکی از راه های خوب شناخت اینکه کدام دین بر حق است همین بحث شناخت اوصاف خداوند است... زمانی که مثلا ثابت می کنیم این ذات واجب نمی تواند مثلا فرزندی دارا باشد خب گفتیه بسیاری یکراست می رود در زباله دان.
لذا خواهش این حقیر اینه که اولا با دقت و تامل جدی بیاید جلو و ثانیا تا زمانی که قانع صد در صد نشدید جلوتر نرویم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، meshkat ، بیداری اندیشه ، saloomeh ، somayeh ، m.hossein ، مجید املشی
۱۷:۳۸, ۱۱/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۱ ۱۷:۵۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #4
آواتار
در مبحث چیستی خدا مباحث باید مستند به آیات و روایات باشد
اساساً خود خدا هم اجازه نداده کسی در مورد چیستی اش اظهار نظری کند و اسمای خود را خودش برگزیده
اگر خواستید بحث عقلانی هم کنید حتماً بعد از ذکر یک دلیل عقلی بر داشتن فلان صفت در مورد چیستی خدا حتماً باید تأیید آن در آیات و روایات هم ذکر شود
شرط ادامه ی مبحث در این بخش این است
تمام مکاتب منقطع از وحی در زمانی که در مورد چیستی خدا خواستند نظر دهند به انحراف کشیده شده اند
یکی از مهمترین دلایل بعثت انبیا هم ترسیم چیستی خداست
دوستان عزیز ضمن عرض پوزش این گذاره های بنده دستوری است و بنا نیست که در این مورد مناظره و مباحثه ای صورت بگیرد
با حفظ این شرط میتونید مباحث رو پی بگیریدSmile

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، saloomeh
۱۷:۴۴, ۱۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
فکر کن علی آقا اونم از نوع 110 اش امری کند و دستوری بدهد و ما بتوانیم اجراش نکنیم، Wink اصلا شدنی هست؟؟؟
چشم... حتما.اتفاقا خود من هم همچین نظری داشتم.
چون دقیقا در این جا است که روشن می شود دین اسلام و مخصوصا مذهب شیعه چقدر با ادیان دیگر فاصله دارد. روش ما ابتدا به صورت مباحثه عقلانی است و در نهایت با ذکر آیه و حدیثی بحث را می بندیم و جلو می رویم.
یا علی مدد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، وحید110 ، saloomeh ، بیداری اندیشه ، حسن.س. ، somayeh ، مجید املشی
۱۷:۴۹, ۱۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
جناب سید ابراهیم و حستن اقای گل . شما برای پربار شدن بحث دارید با هم گفتگو میکنید و این خیلی خوبه
اما باعث میشه که بحث ثقیل و تخصصی بشه و کاربران عادی و نا اشنا به فلسفه مثل من نتونند چیزی متوجه بشن !

همون ساده و خودمونی بگید و راحت مقادیری بهتره به نظرم ولی خوب صلاح با خودتونه.

موفق باشید

التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، علی 110 ، saloomeh ، بیداری اندیشه ، meshkat ، دیدگاه نوین ، SARV ، Admirer ، فاطمه خانم ، somayeh ، مجید املشی
۱۹:۲۱, ۱۱/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/تیر/۹۱ ۷:۳۹ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #7
آواتار
(۱۱/تیر/۹۱ ۱۷:۴۹)وحید110 نوشته است:  جناب سید ابراهیم و حسن اقای گل . شما برای پربار شدن بحث دارید با هم گفتگو میکنید و این خیلی خوبه
اما باعث میشه که بحث ثقیل و تخصصی بشه و کاربران عادی و نا اشنا به فلسفه مثل من نتونند چیزی متوجه بشن !

چی بگم وحید آقای عزیز و گل!!!

بنده یک گلایه کنم و آن هم اینکه حضور عزیزان باید فعال تر باشد.بحث های که آقا سید عزیز مطرح می کنند آغاز راه و جرقه ای شروع است اما بزرگان ما از ابن سینا،خواجه نصیر الدین و علامه حلی تا ملاصدرا و علامه طباطبایی و حضرت امام (همگی رحمت خدا بر آن ها باد) با همین اصول اولیه پا در حکمت و بلکه حقیقت نهاده اند.عزیزانی که واقعا علاقه مند هستند باید بیایند وسط گود و مدام اشکال کنند.چه از این بهتر. Wink

بنده حقیر با این تجربه کم و سطحی که دارم عرض می کنم در این نوع مباحث تا اشکال نکنیم تا دنبال نباشیم تا با حرف استاد به صورت عقلانی مخالفت نکنیم اطمینان از یک مطلب حاصل نمی شود و اگر اطمینان قلبی از یک استدلال رخ ندهد بی فایده است.Confusedباید از همان اول مطالب را به عقل و قلب خود ارائه دهیم اگر نپذیرفت ببینیم :1- شاید ما آماده نیستیم و مقدمات خودسازی یا مقدمات عقلی را درست طی نکردیم 2-واقعا اشکال از استاد است و استدلال بی پایه است. اگر این طور جلو برویم و همیشه از خداوند بخواهیم که دستگیری کند کار درست پیش می رود.خجالت هم نداریم.در آموختن و سلوک عقلی و حتی عملی هم باید سمج باشیم و هم گاهی پر رو!!!

به عنوان مثال بنده از همان مبحث اول به آقا سید گفتم با اینکه اصالت وجود اصل این مباحث است بنده قبولش ندارم چون استدلالی برای آن نیست مگر شهود!!! حالا می خواهد سخن ملاصدرا باشد یا هر فردی.
تشکیک وجود که دیگر هیچ،خودشان هم قبول ندارند!!! عقلا نادرست است.حتی اگر اصالت وجود را هم بپذیریم این اصالت فقط مربوط به مخلوقات است و خداوند که خود خالق وجود است اصلا از مقوله وجود جداست و این عین توحید و سخن عرفای ما از ابن عربی و تا حضرت امام است.عالم تنها یک تجلی است و خیال اندر خیال!!! مثال عالم مانند سایه او است، موجی از دریا است،تصویری در آینه ، عکس او در جام .......به قول حضرت حافظ

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد--- عارف از خنده می در طمع خام افتاد
حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد--این همه نقش در آیینه اوهام افتاد
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود--یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد
غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید--کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد
من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم---اینم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد
.........
در هر صورت همت کنیم با عنایتش کار درست می شود.کار کنیم...کار کار کار....خداوندا کمک فرما.ما که لیاقت نداریم اما مگر با فقیر راهی جز عنایت هم است!!!مگر کسی که هیچ ندارد می تواند جز زاری و درخواست کاری کند!! از هیچ توقع رسیدن به مقصود نارواست خداوندا تو خود بهتر می دانی....جوانی دارد می رود....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، Admirer ، دیدگاه نوین ، سید ابراهیم ، فاطمه خانم ، somayeh ، مجید املشی ، شیدا
۱۴:۲۵, ۱۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #8
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
قبل از اینکه به تک تک صفاتی که می توان برای واجب در نظر گرفت بپردازم، ابتدا باید بگم که صفات واجب در نخستین دسته بندی به دو گروه تقسیم می شود:
1- صفاتی که برای اثبات و پی بردن به آنها ذات واجب کفایت می کند و نیاز به فرض هیچ موجود دیگری خارج از ذات واجب نیست، مثل حیات واجب، مثل علم واجب به ذات خودش و... که به این صفات، صفات ذاتی می گویند. 2
- صفاتی که اتصاف آنها نیازمند فرض چیزی خراج از ذات واجب است. مانند رزاق بودن واجب، مسلما تا زمانی که روزی خورندگانی نباشند نمی توان رزاقیت را به واجب وصف کرد. مثالی دیگر تواب بودن واجب، مسلما زمانی که گناهکارانی نباشند وصف تواب معنایی نمی دهد...و الی آخر. این گونه صفات، صفات فعلی هستند.
ما ابتدا به بیان صفات ذاتی می خواهیم بپردازیم که کمی هم فهمش مشکل تر است از صفات فعلی.
برای دوری از طولانی کردن مطالبم، تا این جا را فعلا داشته باشید تا بعد.
من صبر میکنم اگر دوستی فقط در این موردی که بیان کردم نظری داشت بگه وگرنه میریم جلوتر.
یا علی مدد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، saloomeh ، دیدگاه نوین ، meshkat ، فاطمه خانم ، حسن.س. ، Admirer ، مجید املشی
۱۹:۱۶, ۱۲/تیر/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
دانستیم واجب تعالی مبداء آفرینش هر وجود و کمال وجودی است. و نیز در بحث تاپیک های قبلی ثابت شد که علت آفریننده یک شی ء به شکل برتر و بالاتر و کامل تر دربردارنده حقیقت آن شیء می باشد. و موجودی که چیزی را می بخشد حتما خودش آن را دارد و هر گز فاقد آن نمی باشد. این محال عقلانی است.که مثلا من علت چیزی باشم که خودم آن را نداشته باشم. در نتیجه واجب تعالی باید به نحوی متصف به همه ی صفات کمالی باشد، صفاتی چون علم و قدرت و حیات.
تقسیم بندی دیگری هم این جا داریم به نام صفات سلبی و ثبوتی. فکر نمیکنم صحبت کردن در مورد صفات سلبی و ثبوتی و معنای این دو خیلی مهم باشه، لذا از این دو میگذرم، ولی باز اگر عزیزی بود که میخواست معنای این دو هم بدونه من حتما جواب رو بهش می دم.
فردا با اولین بحث یعنی علم خدا و چگونگی اون خدمتتون هستم. البته اگر عمری بود و توفیقی.
یا علی مدد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، فاطمه خانم ، حسن.س. ، somayeh ، وحید110
۱۲:۰۵, ۱۳/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۱ ۱۲:۰۷ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #10
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
قبل از اینکه بخوام بحث علم رو باز کنم لازمه که اول چند تا کلمه حتما تعریف بشه تا جلوتر به مشکل بر نخوریم:
1-ماده: در فلسفه ماده به موجودی گفته می شود که زمینه پیدایش موجود دیگری شود، مثلا گفته می شود که خاک ماده ی گیاه است چون گیاه از خاک به وجود می آید. ماده در اصل و به زبان ساده یعنی چیزی که جسمی داشته باشد، فضایی اشغال کند و به حس درآید. اینکه مثلا می گویند فلان مکتب مادی گراست، یعنی اینکه در این مکتب تنها به چیزهایی پرداخته می شود که به حس درآیند، و جسمی داشته باشند و الی آخر. فکر کنم منظورمو فهمیده باشید.
2- مجرد: واژه
مجرد
اسم مفعول از تجرید و بمعنای برهنه شده است و این معنی را به ذهن میآورد که چیزی دارای لباس یا پوستهای بوده که از آن کنده شده و برهنه گردیده است ولی
در
اصطلاح فلاسفه بمعنای مقابل مادی بکار میرود و منظور این است که موجودی دارای ویژگیهای امور مادی نباشد، یعنی غیر مادی باشد. دقیقا نقطه مقابل مادی است.

3-ذات: البته این معنی قبلا تعریف شده بود، ولی برای اهمیت آن تکرار میکنم، ذات یعنی حقیقت محض هرچیز. مجموع مرکب از جنس و فصل را ذات می گویند، یعنی اگر شما کلمه ای بگویید که بیانگر تمام حقیقت آن جسم باشد، آن کلمه می شود ذات آن جسم. حیوان ناطق بیانگر کل حقیقت انسان ایت پس ذات انسان است.
خب این هم از تعریف اینم بخونین تا وارد علم واجب تعالی بشویم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: somayeh ، حسن.س. ، meshkat ، وحید110 ، saloomeh ، دیدگاه نوین
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  قدم بعدی (ششم) ............امامـــــــــت سید ابراهیم 8 4,329 ۱۸/اسفند/۹۳ ۱۶:۱۲
آخرین ارسال: سید ابراهیم

پرش در بین بخشها:


بالا