کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خدا نور است؟؟؟؟ تفسیر آیه نور
۲۳:۴۸, ۲۸/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/فروردین/۹۱ ۹:۳۶ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحيم
. . . اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

« الله نور السموات و الارض مثل نوره كمشكوه فيها مصباح المصباح في‏
زجاجه الزجاجه كانها كوكب دري يوقد من شجره مباركه زيتونه لا شرقيه و لا
غربيه يكاد زيتها يضيي‏ء و لو لم تمسسه نار نور علي نور يهدي الله لنوره‏
من يشاء و يضرب الله الامثال للناس و الله بكل شي‏ء عليم »

سوره مباركه نور را به دليل همين آيه " سوره نور " مي‏گويند ، چون آيه‏
نور در اين سوره آمده است اسم آن " سوره نور " شده است . اين آيه‏
كريمه از نظر تفسير ، يكي از آيات مشكله قرآن مجيد است و مخصوصا قرآن‏
كريم در آخر همين آيه جمله‏اي ذكر مي‏كند كه نشان مي‏دهد اين آيه بسيار
بسيار قابل تدبر و تأمل است و هر كسي به اندازه
ظرفيت خود چيزي از اين آيه كريمه مي‏فهمد ، چون در آخر آيه بعد از ذكر
مثل مي‏فرمايد : " « و يضرب الله الامثال للناس »" خدا مثلها را براي‏
مردم ذكر مي‏كند . در بعضي آيات ديگر مي‏فرمايد " خدا مثلها را براي مردم‏
ذكر مي‏كند ولي به عمق اين مثلها نمي‏رسند مگر عالمان "
. اين نشان مي‏دهد
كه مثلهاي قرآن عمقهايي دارد كه هر كس نمي‏تواند ادعا كند كه من به عمق‏
آنها رسيده‏ام . حال ما به كمك آنچه مفسرين بزرگ گفته‏اند و در روايات‏
آمده است ، يك سلسله مطالبي درباره اين آيه عرض مي‏كنيم . تعبير آيه‏
اين است : " « الله نور السموات و الارض »" خدا نور آسمانها و زمين‏
است .
با توجه به اينكه آسمانها و زمين كه در قرآن ذكر مي‏شود نه به عنوان‏
قسمتي از مخلوقات عالم است بلكه به عنوان همه اين مخلوقات و همه‏
مخلوقات علوي و سفلي و غيب و شهادت است ، معناي آيه اين مي‏شود كه خدا
نور تمام جهان است . پس در ابتداي اين آيه به خداوند متعال كلمه " نور " اطلاق شده است .
آنچه بشر ابتدائا از كلمه " نور " مي‏فهمد همين نورهاي محسوس است كه‏
هنوز هم صددرصد حقيقت آن از نظر فيزيكدانان كشف نشده است ، قدر مسلم‏
اين است كه در جهان ماده يك چيزي به نام " نور " وجود دارد اگر چه از
نظر علمي شناخت آن دشوار باشد .
بعضي از اجسام نيرند و نور مي‏پراكنند مثل خورشيد ، ستارگان ، چراغها و
لامپهايي كه خودمان داريم كه اگر اين نورها نمي‏بود جهان سراسر تاريك بود
و به اصطلاح " چشم ، چشم را نمي‏ديد " ولي اين نور كه هست فضا روشن است‏
. اين را مي‏گويند نور حسي و مادي .
[/b]
ان شاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، أین المنتظر ، جبریل ، mhvvhm ، فانوس *7* ، mohammad reza ، محب الزهرا ، Admirer ، مسافر ، میثاق ، هدهد ، seiied ، بیداری اندیشه ، AMINI ، ساقی ، سدرة المنتهی ، m.hossein ، حسام+

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۴:۳۶, ۲۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
سلام
به امید خدا به زودی تاپیک رو ادامه میدم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، هدهد ، جبریل ، ساقی ، در جستجوی سختی
۲۰:۵۲, ۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
به نام خدا

و يخرجهم من الظلمات الي النور باذنه و يهديهم الي صراط مستقيم

[b]
قرآن نور است وبه سوي نور كه معرفت خداوند است هدايت مي‏كند ، پس‏
معرفه الله ، نور است .

اگر از افرادي كه فهمشان يك مقدار سطح پايين است بپرسند معني
" « الله نور السموات »" چيست ، خيال مي‏كنند نور حسي [ مقصود ] است ،
اما اگر كسي بتواند مطلب را خوب بفهمد به او مي‏گوييم خدا نه تنها نور
دهنده است ، بلكه خودش هم واقعا نور است و نور از اسماء خداوند است و
معناي نور آن نيست كه انسان خيال كند محصور و منحصر به نور حسي است .
اين جمله اول آيه .
جمله دوم مثلي است براي نور خدا نه براي خود خدا . اول مي‏فرمايد :
[/b]


" « الله نور السموات و الارض »"

خدا خودش نور آسمانها و زمين است ،

ولي خداوند در مخلوقات خودش نورهايي براي هدايت آنان فرستاده است .
در اينجا مثلي براي " نور خدا " ذكر شده است ، آن نوري كه به وسيله‏
آن مردم را هدايت مي‏كند ، كه در اين مثل خيلي سخنان گفته شده است ، مثل‏
مي‏زند به يكي از آن ابزارهاي قديمي براي نور ، خداوند خانه يا خانه‏هاي‏
بزرگ و بلند مرتبه و معابد و مشاهدي را مثال مي‏آورد كه در آنجا مشكاتي‏
هست . " مشكات " يعني چراغدان . مقصود از چراغدان آن جايي است كه در
داخل ديوار تهيه مي‏ديدند براي اينكه چراغ را در آنجا بگذارند . چراغي را
قرآن مثل مي‏آورد كه خود اين چراغ در داخل يك جسم شفاف [ مثل ] يك‏
قنديل و يا در داخل يك شيشه‏اي قرار گرفته باشد ، مي‏دانيم وقتي نور
در داخل يك شيشه قرار مي‏گيرد ، يا به علت اينكه نورها متعاكس مي‏شوند و
يا از جهت اينكه احتراق كامل‏تر مي‏شود حال از هر جهت كه باشد نور بيشتر مي‏شود .
آن چراغ با شيشه و قنديلش در يك مشكاتي در اتاقي هست و اين چراغ از
روغن زيتون كه بهترين روغن براي احتراق بوده است ، آن هم بهترين زيتون [ استفاده مي‏كند ] ،
زيتوني كه خودش آنچنان آماده براي احتراق بوده است ،
كه گويي قبل از آنكه آتشي با آن تماس بگيرد خودش مي‏خواهد لمعان داشته‏ باشد و نور بدهد .
در آن زمان در ميان مصنوعات بشر چيزي كه از هر چيز ديگر روشن‏تر و
نوراني‏تر و بهترين وسيله باشد همين وسيله بوده است . خدا براي نور خودش‏
مثل چنين چراغي را كه در آنچنان وضعي كه از اين روغن استفاده مي‏كند و در
چنين خانه‏اي باشد آورده است . بعد مي‏فرمايد ما مثلي ذكر مي‏كنيم و تدبرش‏
را به عهده مردم مي‏گذاريم . و ما مكرر عرض كرده‏ايم كه دأب قرآن دعوت‏
كردن مردم به تفكر است نه تنها از راه اينكه بگويد برويد فكر كنيد ،
بلكه خود قرآن گاهي از يك طرف دعوت به تدبر مي‏كند و از طرف ديگر
موضوع را به شكلي ذكر مي‏كند كه افكار برانگيخته شوند و درباره آن زياد
فكر كنند تا بهتر به عمق مطلب برسند ، بلا تشبيه مثل اينكه شما براي‏
اينكه بخواهيد ذهن فرزندتان [ ورزيدگي ] پيدا كند بعضي از مسائل را به‏
صورت معما برايش طرح مي‏كنيد تا او برانگيخته شود و فكرش را به كار
بيندازد و بيشتر تأمل كند .
با اين مثل ، همين هدفي كه قرآن در نظر داشته در واقع عملي شده ، يعني‏
نه تنها مفسرين وادار شده‏اند كه درباره اين مثل بينديشند ، غير مفسرين هم‏
درباره اين مثل قرآن به فكر فرو رفته‏اند كه
منظور قرآن از اين چراغ و شيشه و چراغدان و آن روغن و درخت پر بركت و
آن روغني كه خود به خود و بدون آتش مي‏خواهد برافروخته شود و نور بدهد ،
چيست ؟

ان شاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ساقی ، حسام+ ، در جستجوی سختی
۱۶:۴۸, ۱۳/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۱ ۱۶:۵۱ توسط shafagh_mah.)
شماره ارسال: #13
آواتار
به نام خدا

نقل قول:
منظور قرآن از اين چراغ و شيشه و چراغدان و آن روغن و درخت پر بركت و
آن روغني كه خود به خود و بدون آتش مي‏خواهد برافروخته شود و نور بدهد ،
چيست ؟
مثلا ابوعلي سينا كه مفسر نيست و فنش تفسير نبوده ، درباره اين‏
آيه فكر كرده و يك چيزي به نظرش رسيده و گفته است . [i]غزالي[/u] مفسر نيست‏
ولي يك كتاب درباره اين آيه نوشته است . هم غزالي و هم ابن سينا
معتقدند كه اين مثل ، مثل انسان است ، اين نوري كه قرآن مي‏گويد :

" مثل‏ نور خدا مثل چراغداني است كه در آن چراغي باشد و چراغ در قنديلي قرار گرفته باشد ... "

مثل براي انسان است ، البته با اختلاف في‏ الجمله‏اي كه بين تقرير بوعلي سينا و تقرير غزالي هست .
يكي از كارهاي فلسفه ، انسان شناسي و روانشناسي است و فيلسوف در
مسائل رواني بيشتر از هر چيزي تكيه‏اش روي قوه عاقله است و معتقد است‏
جوهر انسان قوه عاقله اوست و كمال انسان هم فقط كمال قوه عاقله است و
سعادت انسان هم در كمال قوه عاقله است ، حال چه عقل عملي باشد و چه عقل‏
نظري و در درجه اول عقل نظري . لهذا وقتي قائل شدند كه اين مثل درباره‏
انسان است ، آن را راجع به جوهر اصلي انسان كه قوه عاقله است دانستند ،
آنگاه آن را بر مراحل و مراتبي كه خودشان در باب قوه عاقله تشخيص‏
مي‏دادند تطبيق كردند كه مثلا مقصود از " مشكات " به قول آنها " عقل‏
هيولاني " است ، يعني عقل در مرحله قوه و استعداد محض ، منظور از زجاجه‏
و شيشه و آنچه كه نور را مضاعف و زياد مي‏كند مرحله " عقل بالملكه "
است ، مقصود از مصباح مرحله " عقل بالفعل " است و مقصود از آن درخت‏
، درخت فكر است ، تا آخر . حال كار ندارم به اينكه حرف آنها چقدر
مي‏تواند درست باشد ، مي‏خواهد درست باشد
يا نباشد ، البته اندكي بعيد است . بوعلي سينا نمي‏گويد من تفسير مي‏كنم ،
آنچه كه خودش در باب مراتب عقل انسان گفته ، تعبيرات قرآن را آنجا
پياده كرده بدون اينكه بگويد من مي‏خواهم آيه قرآن را تفسير كرده باشم ،
ولي غزالي جوري بيان كرده كه خواسته آيه قرآن را تفسير كرده باشد .
بعضي ديگر گفته‏اند خداوند از مثال به مشكات و مصباح و زجاجه ، در
مجموع يك منظور بيشتر ندارد ، يعني يك نور بسيار بسيار روشن . اگر در
شب در يك فضايي مثل اين مسجد باشيم كه نوراني ترين چراغ در آن‏
باشد چه حالتي دارد ؟ ديگر هيچ شك و ابهام و ترديدي نيست . گفته‏اند
مقصود آيه اين است :
نور الهي ، هدايت الهي در اين حد روشن و واضح و
هويداست كه چنان چراغي در شب تاريكي در يك فضاي در بسته وجود داشته‏
باشد .

در روايات ما اين آيه دو جور تفسير شده است و اين خود نشان مي‏دهد كه‏
اين آيه قابل تطبيق بر انحائي از تفسيرهاست . در بعضي از روايات اين‏
مثل را مثل انسان دانسته‏اند ولي در روايات اين را در عقل انسان پياده‏
نمي‏كنند ، در ايمان انسان پياده مي‏كنند . اين مشكات و زجاجه و مصباح را
در روايات تشبيه كرده‏اند به تن انسان ، سينه انسان ، قلب انسان و نور
ايمان انسان ، كه نور ايمان در قلب انسان چگونه قرار مي‏گيرد و روح انسان‏
در كالبد او چگونه قرار مي‏گيرد . اين مثل را براي انسان ذكر كرده‏اند ولي‏
از نظر ايمان .
در بعضي روايات ديگر ، اين مثل براي انسان است ولي نه براي هر فرد
انسان مؤمن ، بلكه براي كانون هدايت انسانها ، يعني
دستگاه نبوت ، آن هم نبوت ختميه ...

ان شاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۴۱, ۱۴/تیر/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
به نام خدا


نقل قول:در بعضي روايات ديگر ، اين مثل براي انسان است ولي نه براي هر فرد
انسان مؤمن ، بلكه براي كانون هدايت انسانها ، يعني
دستگاه نبوت ، آن هم نبوت ختميه ...

به دليل اينكه در آخر آيه مي‏فرمايد :

" « يهدي الله لنوره من يشاء »"

معلوم است كه سخن از نوري است كه‏
خدا به وسيله آن مردم را هدايت مي‏كند . در روايت اينطور تطبيق شده است‏
كه آن چراغدان ، سينه و كالبد وجود مقدس خاتم الانبياء ( ص ) است و آن‏
چراغ ( مصباح ) نور ايمان و نور وحيي است كه در قلب مقدس اوست ، و
بعد اين كه دارد " « المصباح في زجاجه »" ، چون چراغ را به يك قنديل‏
منتقل مي‏كنند ، نظر به جنبه انتقالش دارد و مقصود انتقال نور
ايمان و ولايت و اقتباس اين نور از پيغمبر ( ص ) نسبت به علي ( ع ) است .
مقصود از " زجاجه " علي ( ع ) است و آن درخت پر بركت كه از
روغن او اينهمه نورانيتها پيدا شده است ابراهيم ( ع ) است ، و چون در
اينجا دارد آن درخت نه شرقي است و نه غربي روايت مي‏گويد مقصود اين‏
است : " « ما كان ابراهيم يهوديا و لا نصرانيا »" ابراهيم نه به راست‏
متمايل بود نه به چپ ، نه طريقه انحرافي يهود را داشت و نه طريقه‏
انحرافي مسيحيت را ، بلكه بر حق و در جاده حق بود :
" « و لكن كان‏ حنيفا مسلما » "
پس اين هم به اصطلاح نوع ديگري تفسير براي اين آيه كريمه و براي اين‏
مثل است و همان طور كه عرض كردم اين آيه ، آيه‏اي نيست كه من بتوانم‏
ادعا كنم كه صد در صد مقصود از مثل اين است كه من مي‏گويم . خدا مثلي ذكر
كرده براي اينكه تأمل و تدبر
كنيم و اين مثل هم آنچنان مثل جامعي است كه هم مي‏تواند مثلي باشد براي‏
هدايت خدا تمام جهان را ، يعني تمام جهان تشبيه شده است به يك خانه‏اي‏
كه آن خانه ، تاريك مطلق نيست بلكه در آن خانه يك چراغ نوراني نوراني‏
وجود دارد و آن نور خداست ، و اين همان مطلبي است كه [ قرآن كريم در
آيات ديگر ذكر كرده و ] نكته بسيار حساسي هم هست و آن اين است كه تمام‏
ذرات عالم تسبيح گوي خدا هستند ، يعني تمام ذرات عالم ، آگاه از وجود
خالقشان هستند . . .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  تفسیر مشکاة(جدیدترین تفسیر قرآن کریم) janali 1 4,066 ۱۷/مرداد/۹۲ ۱۷:۴۷
آخرین ارسال: janali

پرش در بین بخشها:


بالا