کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!!
۱۲:۲۸, ۱۵/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مهر/۹۲ ۱۲:۵۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به اینکه چند جا در تالار این بحث مطرح شده بوده
و با توجه به اهمیت این موضوع در دستگاه اعتقادی شیعه
لازم دیدم تا به صورت یک تاپیک مجزا آن را مطرح کنم:
ببینید همانطور که بر طبق آیات قرآن و روایات برای اینکه ما مومن باشیم و در زمره ی رستگاران باشیم باید اقرار به نبوت تمام انبیای پیش از رسول خدا کنیم:

الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ (3)
وَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4)
أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5- بقره)
آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند، و نماز را بر پا مى‏دارند، و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند (3)
و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده، و به آنچه پيش از تو نازل شده است، ايمان مى آورند و به آخرت يقين دارند. (4)
آنهايند كه از هدايتى از جانب پروردگارشان برخوردارند و آنها همان رستگارانند. (5)

زمانی هم که در کتب ادیان پیشین هم ذکر رسول الله و وصی او میشود هم باید به نبوت و وصایت آن پیغمبر آخر الزمان و وصی او اقرار کنند تا جزو مومنین و رستگاران شمرده شوند

به ذکر یک آیه در این زمینه اکتفا میکنیم:

الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ ... (157-اعراف)

همان كسان كه آن رسول پيغمبر ناخوانده درس را كه وصف وى را نزد خويش در تورات و انجيل نوشته مى‏يابند...(157)

همانگونه که ما باید اقرار کننده باشیم به نبوت پیامبرانی که در قرآن آمده است و ایمان به همه ی آنها واجب است طبق آیات قرآن!!!!!!!
ذکر نام رسول الله و وصی رسول الله هم که تصریح شده در آیات قرآن که در کتب الهی پیش از رسول الله آمده است واجب میکند که به نبوت و ولایت وصی بعد از او ایمان بیاورند و این ایمان بر آنها واجب بوده است.


اما سخنی هم از یگانه مفسران حقیقی قرآن 14 معصوم در این زمینه
امام کاظم علیه السلام میفرمایند:
وِلایةُعَلیٍّ مَکتُوبُ فی جَمیعِ صُحُفِ الاَنبیاءِ و لَن یَبعَثَ اللهُ نَبِیّاً اِلّا بِنُبُوّةِ مُحَمَّدٍ وَ وِلایةِ وَصِیّه عَلیٍّ.
ولایت حضرت علی در تمامی کتابهای آسمانی انبیاء نوشته شده بوده و خدا هیچ پیامبری را به نبوت بر انگیخته نکرد مگر اینکه او مأمور به دعوت خلق به سوی نبوت محمّد و ولایت وصیّ او علی بوده.
بصائر الدرجات/72


یک نکته ی دیگر مخصوص کسانی که میگویند ما فقط هر چیزی که در قرآن باشد را قبول داریم:
حسبنا کتاب الله (کتاب خدا ما را بس است) یکی از کافرانه ترین جمله هایی است که خلیفه دوم در زمانی که رسول خدا امر کردند که چیزی بیاورید که بگویم بنویسید و باعث شود بعد از من گمراه نشوید به زبان آورد
مخالف صریح حکم خدا در قرآن است که میفرماید
این قرآن باید تبیین شود
آنهم توسط رسول خدا و جانشینان بر حقش
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (44- نحل)
و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند! (44)
خدا خیلی چیزها را در قرآن اشاره کرده تبیین آن با رسول خدا و جانشینان بر حقش که میشوند ائمه هست
به طور مثال چگونگی خواندن نماز که ستون دین و مرز کفر ایمان در قرآن نیامده تبیین آن توسط رسول الله بوده

در مورد این گونه جملات:

نقل قول:
فقط قرآن مجید، نه تفسیر


اگر منظور از تفسیر، روایت خود اهل بیت باشد کفر به این آیه و دستور قرآن است:

وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (44- نحل)
و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند! (44)
و پیروی از یکی از بزرگترین انحرافات اعتقادی تاریخ اسلام است که همانا حسبنا کتاب الله است (کتاب خدا ما را بس است)


حتی قرآن در این مورد می فرماید:
أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (85-بقره)
آيا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ايمان مى‏آوريد و به برخى ديگر كافر مى‏شويد؟ پس جزاى هر كس از شما كه اين عمل را انجام دهد، جز رسوايى در اين جهان، چيزى نخواهد بود و روز قيامت به سخت‏ترين عذاب بازبرده شوند و خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد، غافل نيست


یک تکمله:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
شخصی از من سوال پرسید که:
چرا محبت امام علی(علیه السلام)؟؟؟چرا از بین بقیه امامها، ایشون؟؟؟


در پاسخ به ذکر یک حدیث اکتفا می کنم
خداوند اراده فرموده است که متر و محک و میزان و امتحان و ملاک ایمان حقیقی جهتگیری حقیق قلب نسبت به وجود نازنین امیرالمومنین علی بن ابیطالب روحی لتراب مقدمه الفداه باشد از بین کل 14 معصوم ایشان برای این امر برگزیده شده است!

مُعَاوِیَةُ بْنُ عَمَّارٍ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه و آله:
إِنَّ حُبَّ عَلِیٍّ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ فَلَا یُحِبُّهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُهُ إِلَّا مُنَافِقٌ
وَ إِنَّ حُبَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْکَافِرِینَ فَلَا تَرَى لَهُمْ ذَامّاً
مناقب آل أبی طالب علیهم السلام(لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص: 384

امام صادق علیه السلام فرمودند:
رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند:
همانا حب علی (علیه السلام) تنها در قلوب مومنین قرار دارد و به همین دلیل غیر از مومن او را دوست نخواهد داشت
و غیر از منافق او را دشمن نخواهد داشت
ولی محبت حسن و حسین (علیهما السلام) در قلب مومنین و منافقین و کافرین قرار داده شده است، لذا هیچ کس آنها را مذمت نخواهد کرد.




خدا را شکر که مولایم علی شد
ای دل غمگین مباش که مولای ما علیست
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۰۶, ۷/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/شهریور/۹۱ ۱۳:۴۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #2
آواتار
در این خصوص در ذیل آیه شریفه ی:

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ (172-اعراف)

و آن گاه كه پروردگار تو از بنى آدم، از صلبشان اولادشان را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ همه آنها گفتند: چرا، گواهى داديم. (خدا چنين كرد) تا مبادا در روز قيامت بگوييد: ما از اين غافل بوديم.


حضرت امام صادق علیه السلام به صحابی بزرگ خود داود رِقیّ فرمودند:

هنگامی که خدای بزرگ اراده کرد مخلوقات را بیافریند، آنان را آفرید و در مقابل پراکنده ساخت، آنگاه به آنان گفت: پروردگار شما کیست؟
پس اول کسی که سخن گفت: رسول خدا، امیرالمومنین و ائمه صلوات الله علیه بودند.
آنان گفتند: خدایا تو پروردگار ما هستی و لذا خداوند آنان را حامل علم و دین خود فرمود.
آنگاه به ملائکه فرمود: اینان حاملان دین و علم من بوده و امین من در میان خلقم هستند و درباره ی آنان پرسش خواهد شد!
آنگاه خدا به ارواح آدمیزادگان گفت: به ربوبیت خدا و لزوم اطاعت و ولایت این افراد (اهل بیت) اقرار کنید...
سپس فرمود ای داود، ولایت ما در عالم میثاق (قبل از دنیا) مورد تأکید بوده است.
بحار ج 5/ص244/ح33

بد نیست حدیثی هم از منابع اهل سنت اضافه کنم در خصوص این مطلب که شرط ولایت علی بن ابیطالب در ادیان گذشته هم ذکر شده است

ابن عساکر در کتاب تاریخ دمشق، 2/97 ذکر کرده است این حدیث را از رسول مکرم
اسلام که پیامبر اکرم صلوات الله علیه در گزارش سفر معراج فرمودند:

فرشته ای به سوی من آمد و گفت: ای محمد از پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم بپرس
که بر چه چیز مبعوث شدند!

من پرسیدم و آنان گفتند:

بر ولایت تو و ولایت علی بن ابیطالب مبعوث شده بودیم.

نام امام علی-علیه السلام- در کتب الهی

یکی از سوالاتی که شاید به ذهن برخی از دوستان خطور کرده باشد این است که آیا به نام امام علی علیه السلام- در کتابهای الهی اشاره ای شده است؟در این نوشتار مختصر به این سوال پاسخ خواهم گفت.


از آیات قرآن و روایات اسلامی استفاده می شود كه هم اوصاف و فضایل پیامبر خاتم ـ صلی الله علیه و آله ـ و هم جانیشین و خلیفه بر حقَش امام علی ـ عیله السَلام ـ و همچنین سایر ائمه در كتب مقدَس آنها مطرح بوده است.
الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (146-بقره)

خداوند متعال در قرآن می فرماید: «كسانی كه كتاب آسمانی به آنان داده ایم او (پیامبر) را همچون فرزندان خود می شناسند، گرچه جمعی از آنان حق را آگاهانه كتمان می كنند.»[1]

این آیه پرده از حقیقت مهمی بر می دارد و آن این كه بیان صفات روحی و جسمی و ویژگی های پیامبر اسلام ـ صلَی الله علیه و آله ـ ‏در كتب پیشین به قدری صریح و روشن بوده است كه تصویر كاملی از آن در اذهان كسانی كه با آن كتب سر و كار داشته اند، نقش بسته بود.


در روایتی آمده است كه فردی یهودی از امام علی ـ عیله السَلام ـ سؤال میكند كه اسم محمَد پسر عموی شما و اسم شما و فرزندانتان در تورات چیست؟

حضرت جواب می دهد: «در تورات اسم محمد (صلوات الله علیه) «طاب طاب» و اسم من «ایلیا» و اسم فرزندانم «شبّر و شبیر» می باشد،»
یهودی با شنیدن این پاسخ، بلا فاصله مسلمان شده و شهادتین را بر زبان جاری می كند و پس از شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر (صلوات الله علیه) شهادت به وصایت و ولایت امام علی (علیه السلام) می دهد.[2]

از این روایت استفاده می شود كه امام علی (علیه السلام) به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر (صلوات الله علیه) بطور واضح و روشن در تورات مطرح بوده است. و اگر غیر این بود نباید بلافاصله یهودی فرمایش امام علی ـ علیه السَلام ـ را قبول می كرد.

و نیز نقل شده كه اسامی مبارك تمام ائمه اهل بیت ـ علیه السَلام ـ در تورات نقل شده و به زبان عبرانی چنین بوده است: میذمیذ (مصطفی) ایلیا (علی مرتضی) قیذور (حسن مجتبی) ایرییل (حسین شهید) مشفور (زین العابدین) مسهور (امام باقر) مشموط (جعفر صادق) ذومرا (موسی كاظم) هذاد (علی بن موسی الرضا) تیمورا (محمد تقی) نسطور (علی النقی) نوقش (حسن عسكری) قدیمونیا (محمد بن حسن) صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)[3]



در بخش هایی از کتب عهدین به انوار طیبه پنج تن ـ علیهم السلام ـ اشاره شده است آنجا که از زبان حضرت ادریس ـ علیه السلام ـ نقل می کند که فرزندان آدم در تعیین افضل مخلوقات دچار اختلاف شدند هر کدام چیزی گفتند و در نهایت اختلاف خود را نزد آدم ـ علیه السلام ـ بردند

آن حضرت فرمود: چون خدا مرا آفرید و از روح خود در کالبدم دمید و من درست نشستم عرش اعظم الهی را دیدم و پنج شبح نورانی را نگریستم که در عرش هویداست در نهایت عظمت و جلال و کمال و حسن و ضیاء عرض کردم: پروردگارا این انوار با عظمت و جلال چه کسانی هستند خطاب رسید این ها اشرف مخلوقات من و واسطه بین من و سایر آفریدگانند. اگر این ها نبودند من تو را نمی آفریدم و نه آسمان و نه زمین و نه بهشت و نه جهنم و نه آفتاب و نه ماه را. عرض کردم پروردگارا نام این ها چیست؟ خطاب رسید به ساق عرش بنگر چون نگریستم دیدم این پنج نام مبارک نوشته شده است: فار غلیط (محمد) ایلیا (علی) طیطه (فاطمه) بشر (حسن) بشیّر (حسین)


روزی عیسی مسیح ـ علیه السلام ـ با صدای بلند فریاد زد ایلی ایلی به فریادم برس و مرا کمک کن، حاضرین برخی گفتند خدا را می خواند و برخی گفتند الیاس را می خواند.... ولی از آن جا که هیچ یک پیامبران خودشان به این که نام ایشان ایلی یا ایلیا باشد تصریح نکرده اند و فقط علی ـ علیه السلام ـ است که این نام خودش که در تورات و انجیل آمده است تصریح کرده و می گوید: «انا ایلیا الانجیل»

قندوزی نقل می کند: امام علی ـ علیه السلام ـ در کوفه بر فراز منبر رفت و خطبه مفصلی برای مردم قرائت نمود بعد از حمد و ثنای الهی و بیان مطالب دیگر در معرفی خود و فضایل خود جملاتی بیان کرد که ازجمله به جمله فوق (انا ایلیا الانجیل) اشاره کرد.



روایت شده كه جماعتى از سرزمین روم وارد شهر مدینه شدند و در میانشان مرد دانشمندى از راهبهاى نصارى بود، و در آن وقت حكومت مسلمین به دست أبو بكر بود،

راهب با شتر خود كه بار آن طلا و نقره بود به سوى مسجد مدینه كه أبو بكر با جماعتى از مهاجر و انصار در آنجا بودند رفت.

راهب پس از عرض احترام و اظهار محبّت گفت: كدام یك از شما جانشین پیامبرتان و امین دین شما است؟.

حاضرین به جانب أبو بكر اشاره نمودند.

راهب گفت: اى شیخ نام شما چیست؟ گفت: نام من عتیق است. راهب پرسید: نام دیگرت چیست؟ گفت: صدّیق. راهب گفت: نام دیگر شما چه مى‏باشد؟ گفت: جز اینها نام دیگرى براى خود نمى‏دانم.

راهب گفت: شما آن فردى نیستى كه در پى او مى‏باشم.

أبو بكر گفت: حاجت و مقصود تو چیست؟
راهب گفت: من از سرزمین روم با این شتر و بار طلا و نقره‏اش بدینجا آمده‏ام تا از امین این امّت مسأله‏اى را بپرسم، كه در صورت پاسخ به آن مسلمان مى‏شوم و مطیع فرمان او خواهم شد و این همه طلا و نقره را میان شما پخش خواهم كرد، و در صورت عجز از پاسخ از همان راهى كه آمده‏ام برگشته و اسلام را قبول نكنم.

أبو بكر گفت: آن مسائلى كه منظور دارى بپرس؟

راهب گفت: بخدا سوگند هیچ سخنى نگویم تا شما مرا از هر تعرّضى امان دهى!.

أبو بكر گفت: تو در امانى، و هیچ مشكلى نخواهى داشت، آنچه مى‏خواهى بگو؟



راهب گفت: مرا خبر دهید از آن چیزى كه براى خدا نبوده و خدا آن را ندارد و آنچه از خدا نباشد و آنچه كه خداوند آن را نداند؟.


أبو بكر متحیّر شده و هیچ جوابى نداد،
و پس از اینكه زمانى ساكت ماند دستور داد عمر را حاضر كنند، و چون او حاضر شده و پهلویش نشست أبو بكر به راهب گفت:

از این شخص بپرس.
پس راهب رو به عمر كرده و سؤال خود را تكرار كرد و او نیز از پاسخ به آن عاجز ماند.

سپس عثمان وارد مسجد شد و همان مذاكره سابق میان او و راهب نیز انجام شد ولى عثمان نیز از جواب به آن سؤال فرومانده و ساكت شد.

پس راهب با خود گفت: اینان شیوخ بزرگوارى هستند، ولى افسوس كه به خود مغرور بوده و متكبّرند، سپس برخاست تا از مسجد خارج شود.

أبو بكر گفت: اى دشمن خدا اگر وفاى به عهد نبود زمین را از خونت رنگین مى‏ساختم.

در اینجا سلمان فارسى رضى اللَّه عنه برخاسته و به خدمت حضرت أمیر علیه السّلام رسیده- و او با دو فرزندش حسن و حسین در وسط خانه نشسته بود- و آن حضرت را از جریان مسجد باخبر ساخت.



حضرت أمیر علیه السّلام با شنیدن جریان برخاسته و رهسپار مسجد شد و حسن و حسین علیهما السّلام نیز به دنبال پدرشان آمدند، تا حضرت أمیر علیه السّلام به مسجد وارد شد جماعت حاضر با تكبیر و حمد الهى خوشحال و مسرور گشته و در برابر آن جناب همگى برخاسته، و او را جا دادند.
پس أبو بكر راهب را خطاب كرده و گفت: كسى را كه تو مى‏خواستى حاضر شد، آنچه مى‏خواهى از او بپرس!.

راهب نیز روى به جانب آن حضرت نموده و گفت: اى جوان نامت چیست؟

فرمود: اسم من نزد یهود «الیا» و نزد نصارى «ایلیا» و نزد پدرم «علىّ» و نزد مادرم «حیدر» مى‏باشد.

راهب گفت: مقام و نسبت تو از پیامبر اسلام چیست؟

فرمود: من پسر عمو و داماد و همچون برادر پیغمبر هستم.

راهب گفت: به خداى عیسى قسم كه تو مطلوب من هستى، به من خبر بده از آنچه خدا را نیست و آنچه از خدا نیست و آنچه خدا آن را نداند؟

فرمود: با فرد خبیر و آگاهى روبرو شدى، امّا اینكه گفتى «آنچه خدا را نیست» همان زوج و فرزند است كه خدا را عیال و فرزندى نباشد.



و اینكه گفتى «آنچه از خدا نیست» عبارت است از ظلم كه خداوند در حقّ هیچ كس ظلم روا ندارد. و اینكه گفتى: «آنچه خدا آن را نداند»، خداوند براى خود هیچ شریكى را نمى‏شناسد.

راهب برخاسته و كمربند (نشان مذهبى) خود را باز كرد، و پیشانى آن حضرت را بوسیده و گفت: من شهادت مى‏دهم كه خداوند شریكى نداشته و تنها است و شهادت مى‏دهم كه محمّد از جانب خدا به مقام نبوّت مبعوث گشته است و شهادت مى‏دهم كه تو خلیفه و وصىّ پیغمبر و امین امّت اسلامى و معدن دین و حكمت و سرچشمه علم و برهان هستى!.
من نام تو را در تورات به عنوان «الیا» و در انجیل به عنوان «ایلیا» و در قرآن به عنوان «علىّ» و در كتابهاى گذشته به عنوان «حیدره» خوانده‏ام و من روى اطّلاعات خودم معتقدم كه تو وصىّ پیغمبرى، و أمیر این حكومت‏.{4}

لكن كتب مقدس موجود در دست یهود و نصاری مورد دستبرد قرار گرفته و تحریف شده است از این رو بسیاری از مطالبی كه در روایات به آنها اشاره شده در «عهدین» فعلی موجود نیست، در عین حال در تورات موجود مطالبی وجود دارد كه مفاد روایات را اثبات می كند.
در سفر پیدایش تورات چنین آمده است: «ای ابراهیم دعای تو را در حقَ اسماعیل شنیدم. اینك او را بركت داده بارورگردانیده. به مقام ارجمند خواهم رساند. دوازده امیر از میان فرزندان او بر خواهند خواست»[5].
بدیهی است كه دوازده امیر جز بر ائمه اهل بیت ـ علیهم السَلام ـ تطبیق نمی كند و با توجه به روایات كه در این زمینه وجود دارد. به طور قطع می توان گفت كه مقصود همان بزرگواران است.

در اناجیل رسمی مسیحیان مطالب خاصَی در مورد امام علی ـ علیه السَلام ـ دیده نمی شود و نباید هم انتظار داشت زیرا انجیل اصلی و واقعی در دسترس نیست و از بین رفته است و اناجیل فعلی در حقیقت دیدگاه های برخی از حواریون است كه سال ها بعد از عروج عیسی ـ علیه السَلام ـ جمع آوری و تدوین شده است. لذا تناقضات و اختلافات زیادی در خود اناجیل دیده می شود. از این رو قابل اعتناء نیستند در عین حال در انجیل برنابا كه از دیدگاه مسیحیَت مورد اشكال است، به گفته صاحب كتاب بشارات عهدین، امام علی ـ علیه السَلام ـ به عنوان كسی كه سزاوار هر گونه كمال است یاد شده است.[6]


در مناظره امام رضا(علیه السلام) با نصارا، رأس الجالوت گفت: این احماد، و دختر احماد، و ایلیا، و شبر، و شبیر كه در تورات هست، تفسیرش بزبان عربى محمد، على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام هستند.


معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. امام علی اسوه وحدَت، محمد جواد شیری

2. امام علی و اخلاق اسلامی، محمد دشتی

3ـ بشارات عهدین، محمد صادقی تهرانی.

4ـ اهل البیت فی الکتاب المقدس، کاظم النصیری.





پی نوشتها:


1-

. بقره/146.


2- .طوسی، حمزه، الثاقب فی مناقب، قم، انصاریان، دوم، 1412 ق، ص 271.

3- .صدوق، عیون اخبار الرضا، بیروت، مؤسسة علمی مطبوعاتی، اول، 1404 ق، ج2، ص147.

4- احتجاج طبرسی،ترجمه بهراد جعفری،ج1ص446

5 . تورات، سفر پیدایش،17/20، ص14.

6 . صادقی، محمد، بشارت العهدین، تهران، دار الكتب الاسلامیه،1362ه‍، ص213.

7- اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام، ص: 626

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۵۶, ۱۹/آبان/۹۱
شماره ارسال: #3

نقل قول:حسبنا کتاب الله (کتاب خدا ما را بس است) یکی از کافرانه ترین جمله هایی است که خلیفه دوم در زمانی که رسول خدا امر کردند که چیزی بیاورید که بگویم بنویسید و باعث شود بعد از من گمراه نشوید به زبان آورد
مخالف صریح حکم خدا در قرآن است که میفرماید
با سلام ایات 150 و 151 سوره مائده لحن شدیدتری داره در این ایات به صراحت اعلام شده کسانی که بین خدا و پیامبر فاصله بندازند کافران حقیقی هستند جالبه که ظاهرا قران فقط یک بار از لفظ کافران حقیقی استفاده کرده و اون هم همین مورده

امضای ahmad1300
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۵۲, ۱۹/آبان/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
این حدیث هم بیانگر لین هست که ولایت حضرت امیر علیه السلام بر تمام انبیا وارد شد و با قبول این ولایت به رسالت و نبوت رسیدند
امام كاظم(علیه السلام) فرمودند:
ولاية على(علیه السلام) مكتوبة فى صحف جميع الانبياء ولن يبعث الله رسولا الا بنبوة محمد ووصية على(علیه السلام) .
ولايت على(علیه السلام) در كتابهاى همه پيامبران ثبت شده است و هيچ پيامبرى مبعوث نشد، مگر با ميثاق نبوت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و امامت على(علیه السلام) .
سفينة البحار 2: 691.


امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۴۱, ۲۵/آبان/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
سلام

نمیدونم جاش هست یا نه؟
این یه وبلاگه که خودتون از نزدیک ببینید.
اگر هم میتونید بین خارجی زبانها تبلیغش کنید.ثواب داره...
نهج البلاغه

یا علی

امضای Anti-satanism
مهربانم ! عالم از توست ...

غریبانه چرا میگردی ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۴۸, ۱۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #6

(۱۵/تیر/۹۱ ۱۲:۲۸)علی 110 نوشته است:  یک نکته ی دیگر مخصوص کسانی که میگویند ما فقط هر چیزی که در قرآن باشد را قبول داریم:
حسبنا کتاب الله (کتاب خدا ما را بس است) یکی از کافرانه ترین جمله هایی است که خلیفه دوم در زمانی که رسول خدا امر کردند که چیزی بیاورید که بگویم بنویسید و باعث شود بعد از من گمراه نشوید به زبان آورد

چیز عجیبی که من به تازگی متوجه آن شده ام اینکه فقط وهابیها یا سنیها نیستند که چنین سخنی می گویند (حسبنا کتاب الله)
من در یک سایت قرآنی دیدم یک آقایی نوشته من مسلم هستم مثل حضرت ابراهیم ولی فقط قرآن را قبول دارم و تفسیر را قبول ندارم!
و میگفتند که اگر قرآن تفسیر لازم داشت خداوند آن تفسیر را به همراه قرآن نازل میکرد و اگر اینکار را نکرده پس تفسیر لازم نداشته. و پیامبر طبق آیاتی از قرآن فقط وظیفه اش ابلاغ بوده نه تشریع احکام!!!
یک چیز عجیبتر اینکه در برخی سایتهای اجتماعی دیده ام روشنفکران و دگراندیشان هم همین را میگویند و اصلا تفسیر را قبول ندارند.
من نمیدانم ریشه این تفکرات کجاست؟چندبار هم خصوصی با آنها صحبت کردم ولی چیزی متوجه نشدم.
به نظر شما ریشه این افکار چیست؟ فکر نمیکنم دلیلش بی ایمانی یا چیزی شبیه به آن باشد. چون مثلا آن آقا در سایت قرآنی بسیار آدم متشرعی بود.

امضای فرمیسک
كدامين زمين مرا در خود جاي مي‌دهد و كدامين آسمان، بر من سايه مي‌افكند و مرا در زير چترش جا مي‌دهد كه من درباره‌ي كتاب خدا چيزي بگويم كه منظور و خواست خدا از آن چيز ديگري بوده است؟
ابوبکر صدیق
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۱۰, ۱۷/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اسفند/۹۱ ۱:۲۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #7
آواتار
(۱۶/اسفند/۹۱ ۱۷:۴۸)فرمیسک نوشته است:  چیز عجیبی که من به تازگی متوجه آن شده ام اینکه فقط وهابیها یا سنیها نیستند که چنین سخنی می گویند (حسبنا کتاب الله)
من در یک سایت قرآنی دیدم یک آقایی نوشته من مسلم هستم مثل حضرت ابراهیم ولی فقط قرآن را قبول دارم و تفسیر را قبول ندارم!
و میگفتند که اگر قرآن تفسیر لازم داشت خداوند آن تفسیر را به همراه قرآن نازل میکرد و اگر اینکار را نکرده پس تفسیر لازم نداشته. و پیامبر طبق آیاتی از قرآن فقط وظیفه اش ابلاغ بوده نه تشریع احکام!!!
یک چیز عجیبتر اینکه در برخی سایتهای اجتماعی دیده ام روشنفکران و دگراندیشان هم همین را میگویند و اصلا تفسیر را قبول ندارند.
من نمیدانم ریشه این تفکرات کجاست؟چندبار هم خصوصی با آنها صحبت کردم ولی چیزی متوجه نشدم.
به نظر شما ریشه این افکار چیست؟ فکر نمیکنم دلیلش بی ایمانی یا چیزی شبیه به آن باشد. چون مثلا آن آقا در سایت قرآنی بسیار آدم متشرعی بود.

اگر کسی می گوید قرآن ملاک است
خود قرآن گفته است که قرآن نیاز به تبیین گر و مفسر دارد!!!!!
اگر کسی فکر میکند متشرع و مسلمان است
اما آیه زیر را قبول ندارد

وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (44- نحل)
و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند! (44)
و پیروی از یکی از بزرگترین انحرافات اعتقادی تاریخ اسلام است که همانا حسبنا کتاب الله است (کتاب خدا ما را بس است)

او دیگر مسلمان و بنده ی خدا نیست
دین دیگری دارد که اسمش اسلام نیست
تابع نظر خودش است
آیه بالا صریحاً تکلیف را مشخص کرده است

در مورد کسانی هم که رویکردی اینچنین دارند و دستورات صریح قرآن را بعضی از آنها را منکر می شوند باز خداوند می فرماید:

أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (85-بقره)
آيا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ايمان مى‏آوريد و به برخى ديگر كافر مى‏شويد؟ پس جزاى هر كس از شما كه اين عمل را انجام دهد، جز رسوايى در اين جهان، چيزى نخواهد بود و روز قيامت به سخت‏ترين عذاب بازبرده شوند و خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد، غافل نيست

بعد فرض کنید که تنها به آیات قرآن اکتفا کنیم!

حالا یک سوال
مهمترین عمل عبادی اسلام نماز است
چگونه خواندن آن در کجای قرآن است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تعداد رکعات آن در کجای قرآن است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بدون استناد به کلام رسول خدا تبیین گر قرآن از کجا باید بفهمیم


این که خدا گفته است در قرآن که باید اطاعات بی چون و چرا از او و رسولش و اولوالامرش داشته باشیم
بدون تبیین رسول خدا از کجا باید بفهمیم که این اوالامر که باید اطاعت بی چون و چرا از آنها کرد دقیقاً به مانند خدا و رسولش چه کسانی هستند
و.....

پاسخ تفصیلی تر را میتوانید از این تاپیک دنبال بفرماید:

پاسخی به کسانی که می گویند فقط قرآن (حسبنا کتاب الله)!!!!!

اگر قانع نشدید در حد وسع اندکم در خدمتم إن شاء الله

(۱۶/اسفند/۹۱ ۱۷:۴۸)فرمیسک نوشته است:  و میگفتند که اگر قرآن تفسیر لازم داشت خداوند آن تفسیر را به همراه قرآن نازل میکرد و اگر اینکار را نکرده پس تفسیر لازم نداشته. و پیامبر طبق آیاتی از قرآن فقط وظیفه اش ابلاغ بوده نه تشریع احکام!!!
خداوند قرآن را با مفسرش فرستاده بر طبق صریح آیات قرآن

هم اینکه خداوند می فرماید اطیعوا الله و اطیعوا الرّسول
از خدا و رسولش اطاعت کنید یعنی چه؟
می توانست بگوید از کلام خدا (قرآن) اطاعت کنید!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۰۶, ۲۲/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #8
آواتار
(۱۵/تیر/۹۱ ۱۲:۲۸)علی 110 نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به اینکه چند جا در تالار این بحث مطرح شده بوده
و با توجه به اهمیت این موضوع در دستگاه اعتقادی شیعه
لازم دیدم تا به صورت یک تاپیک مجزا آن را مطرح کنم:
ببینید همانطور که بر طبق آیات قرآن و روایات برای اینکه ما مومن باشیم و در زمره ی رستگاران باشیم باید اقرار به نبوت تمام انبیای پیش از رسول خدا کنیم:

الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ (3)
وَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4)
أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5- بقره)
آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند، و نماز را بر پا مى‏دارند، و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند (3)
و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده، و به آنچه پيش از تو نازل شده است، ايمان مى آورند و به آخرت يقين دارند. (4)
آنهايند كه از هدايتى از جانب پروردگارشان برخوردارند و آنها همان رستگارانند. (5)

زمانی هم که در کتب ادیان پیشین هم ذکر رسول الله و وصی او میشود هم باید به نبوت و وصایت آن پیغمبر آخر الزمان و وصی او اقرار کنند تا جزو مومنین و رستگاران شمرده شوند

به ذکر یک آیه در این زمینه اکتفا میکنیم:

الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ ... (157-اعراف)

همان كسان كه آن رسول پيغمبر ناخوانده درس را كه وصف وى را نزد خويش در تورات و انجيل نوشته مى‏يابند...(157)

همانگونه که ما باید اقرار کننده باشیم به نبوت پیامبرانی که در قرآن آمده است و ایمان به همه ی آنها واجب است طبق آیات قرآن!!!!!!!
ذکر نام رسول الله و وصی رسول الله هم که تصریح شده در آیات قرآن که در کتب الهی پیش از رسول الله آمده است واجب میکند که به نبوت و ولایت وصی بعد از او ایمان بیاورند و این ایمان بر آنها واجب بوده است.


اما سخنی هم از یگانه مفسران حقیقی قرآن 14 معصوم در این زمینه
امام کاظم علیه السلام میفرمایند:
وِلایةُعَلیٍّ مَکتُوبُ فی جَمیعِ صُحُفِ الاَنبیاءِ و لَن یَبعَثَ اللهُ نَبِیّاً اِلّا بِنُبُوّةِ مُحَمَّدٍ وَ وِلایةِ وَصِیّه عَلیٍّ.
ولایت حضرت علی در تمامی کتابهای آسمانی انبیاء نوشته شده بوده و خدا هیچ پیامبری را به نبوت بر انگیخته نکرد مگر اینکه او مأمور به دعوت خلق به سوی نبوت محمّد و ولایت وصیّ او علی بوده.
بصائر الدرجات/72


یک نکته ی دیگر مخصوص کسانی که میگویند ما فقط هر چیزی که در قرآن باشد را قبول داریم:
حسبنا کتاب الله (کتاب خدا ما را بس است) یکی از کافرانه ترین جمله هایی است که خلیفه دوم در زمانی که رسول خدا امر کردند که چیزی بیاورید که بگویم بنویسید و باعث شود بعد از من گمراه نشوید به زبان آورد
مخالف صریح حکم خدا در قرآن است که میفرماید
این قرآن باید تبیین شود
آنهم توسط رسول خدا و جانشینان بر حقش
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (44- نحل)
و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند! (44)
خدا خیلی چیزها را در قرآن اشاره کرده تبیین آن با رسول خدا و جانشینان بر حقش که میشوند ائمه هست
به طور مثال چگونگی خواندن نماز که ستون دین و مرز کفر ایمان در قرآن نیامده تبیین آن توسط رسول الله بوده

در مورد این گونه جملات:



اگر منظور از تفسیر، روایت خود اهل بیت باشد کفر به این آیه و دستور قرآن است:

وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (44- نحل)
و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند! (44)
و پیروی از یکی از بزرگترین انحرافات اعتقادی تاریخ اسلام است که همانا حسبنا کتاب الله است (کتاب خدا ما را بس است)


حتی قرآن در این مورد می فرماید:
أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (85-بقره)
آيا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ايمان مى‏آوريد و به برخى ديگر كافر مى‏شويد؟ پس جزاى هر كس از شما كه اين عمل را انجام دهد، جز رسوايى در اين جهان، چيزى نخواهد بود و روز قيامت به سخت‏ترين عذاب بازبرده شوند و خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد، غافل نيست

امضای aboutorab
غدیر "
«مظلوم ترین حقیقت خاک خورده تاریخ»
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۲۴, ۲۱/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #9
آواتار
(۱۶/اسفند/۹۱ ۱۷:۴۸)فرمیسک نوشته است:  چیز عجیبی که من به تازگی متوجه آن شده ام اینکه فقط وهابیها یا سنیها نیستند که چنین سخنی می گویند (حسبنا کتاب الله)
من در یک سایت قرآنی دیدم یک آقایی نوشته من مسلم هستم مثل حضرت ابراهیم ولی فقط قرآن را قبول دارم و تفسیر را قبول ندارم!
و میگفتند که اگر قرآن تفسیر لازم داشت خداوند آن تفسیر را به همراه قرآن نازل میکرد و اگر اینکار را نکرده پس تفسیر لازم نداشته.

برای پاسخ به این حدیث شریف توجه فرماید:

مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:
إِنَّ اللَّهَ أَجَلُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يُعْرَفَ بِخَلْقِهِ بَلِ الْخَلْقُ يُعْرَفُونَ بِاللَّهِ
قَالَ صَدَقْتَ
قُلْتُ إِنَّ مَنْ عَرَفَ أَنَّ لَهُ رَبّاً فَيَنْبَغِي لَهُ‏ أَنْ يَعْرِفَ أَنَّ لِذَلِكَ الرَّبِّ رِضًا وَ سَخَطاً وَ أَنَّهُ لَا يُعْرَفُ رِضَاهُ وَ سَخَطُهُ إِلَّا بِوَحْيٍ أَوْ رَسُولٍ فَمَنْ لَمْ يَأْتِهِ الْوَحْيُ فَقَدْ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَطْلُبَ الرُّسُلَ
فَإِذَا لَقِيَهُمْ عَرَفَ أَنَّهُمُ الْحُجَّةُ وَ أَنَّ لَهُمُ الطَّاعَةَ الْمُفْتَرَضَةَ
وَ قُلْتُ لِلنَّاسِ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلوات الله علیه و آله كَانَ هُوَ الْحُجَّةَ مِنَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ
قَالُوا بَلَى
قُلْتُ فَحِينَ مَضَى رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه مَنْ كَانَ الْحُجَّةَ عَلَى خَلْقِهِ
فَقَالُوا الْقُرْآنُ
فَنَظَرْتُ فِي الْقُرْآنِ فَإِذَا هُوَ يُخَاصِمُ بِهِ الْمُرْجِئُ وَ الْقَدَرِيُّ وَ الزِّنْدِيقُ الَّذِي لَا يُؤْمِنُ بِهِ حَتَّى يَغْلِبَ الرِّجَالَ بِخُصُومَتِهِ
فَعَرَفْتُ أَنَّ الْقُرْآنَ لَا يَكُونُ حُجَّةً إِلَّا بِقَيِّمٍ فَمَا قَالَ فِيهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ كَانَ حَقّاً
فَقُلْتُ لَهُمْ مَنْ قَيِّمُ الْقُرْآنِ فَقَالُوا ابْنُ مَسْعُودٍ قَدْ كَانَ يَعْلَمُ وَ عُمَرُ يَعْلَمُ وَ حُذَيْفَةُ يَعْلَمُ
قُلْتُ كُلَّهُ قَالُوا لَا فَلَمْ أَجِدْ أَحَداً يُقَالُ إِنَّهُ يَعْرِفُ ذَلِكَ كُلَّهُ إِلَّا عَلِيّاً علیه السلام وَ إِذَا كَانَ الشَّيْ‏ءُ بَيْنَ الْقَوْمِ فَقَالَ هَذَا لَا أَدْرِي وَ قَالَ هَذَا لَا أَدْرِي وَ قَالَ هَذَا لَا أَدْرِي وَ قَالَ هَذَا أَنَا أَدْرِي فَأَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً علیه السلام كَانَ قَيِّمَ الْقُرْآنِ وَ كَانَتْ طَاعَتُهُ مُفْتَرَضَةً وَ كَانَ الْحُجَّةَ عَلَى النَّاسِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلوات الله علیه وَ أَنَّ مَا قَالَ فِي الْقُرْآنِ فَهُوَ حَقٌّ فَقَالَ رَحِمَكَ اللَّهُ.
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: -169- کتاب الحجه ، باب الاضطرار الی الحجه

منصور بن حازم گويد: بامام صادق (علیه السلام) عرض كردم، همانا خدا برتر و بزرگوارتر از اينست كه بخلقش شناخته شود (زيرا صفات مخلوق در او نيست و معرفت او موهبتى است از خودش و پيغمبران فقط راهنمائى ميكنند) بلكه مخلوقات به خدا شناخته شوند، (بوسيله نور وجودى كه از خدا بمخلوق افاضه شود و آنها پديد آمده‏ اند يعنى بوسيله صفاتى كه خود او براى خودش بيان كرده است شناخته می شود)
فرمود: راست گفتى.
عرضكردم: كسى كه بداند براى او پروردگاريست سزاوار است كه بداند براى آن پروردگار خرسندى و خشم است و خرسندى و خشم او جز بوسيله وحى يا فرستاده او معلوم نشود.
و كسى كه بر او وحى نازل نشود بايد كه در جستجوى پيغمبران باشد و چون ايشان را بيابد بايد بداند كه ايشان حجت خدايند و اطاعتشان لازمست،
من بمردم (اهل سنت) گفتم: آيا شما ميدانيد كه پيغمبر حجت خدا بود در ميان خلقش؟
گفتند: آرى.
گفتم: چون پيغمبر درگذشت، حجت خدا بر خلقش كيست؟
گفتند: قرآن،
من در قرآن نظر كردم و ديدم سنى و تفويضى مذهب و حتی زنديقى كه به آن ايمان ندارد، براى مباحثه و غلبه بر دیگران در مجادله به آن استدلال ميكنند، (و آيات قرآن را به رأى و سليقه خويش بر اعتقاد خود تطبيق ميكنند)
پس دانستم كه قرآن بدون قيم (سرپرستى كه آن را طبق واقع و حقيقت تفسير كند) حجت نباشد و آن قيم هر چه نسبت بقرآن گويد حق است، پس بايشان گفتم: قيم‏ قرآن كيست؟
گفتند: ابن مسعود قرآن را ميدانست، عمر هم ميدانست، حذيفة هم ميدانست،
گفتم تمام قرآن را؟
گفتند: نه، من كسي را نديدم كه بگويد كسى جز على (علیه اسلام) تمام قرآن را ميدانست و چون مطلبى (در مورد قرآن) ميان مردمى باشد كه هر کس گويد: نميدانم و دیگری گويد نميدانم و دیکری هم گويد نميدانم و تنها اين (على بن ابى طالب) گويد که همه را ميدانم (و از کسی سوال نمی کند و همه از او سوال می کنند)، پس گواهى دهم كه على (علیه السلام) قيم قرآن باشد و اطاعتش لازم است و اوست حجت خدا بعد از پيغمبر بر مردم و اوست كه هر چه نسبت بقرآن گويد حق است،
حضرت فرمود: خدايت رحمت كند.
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص: 238- کتاب حجت، باب اضطرار به حجت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۵, ۳۰/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #10
آواتار
کسانی که میگویند {حسبنا کتاب الله }خودشان را گول میزنند و انها مقصد هدفی را که دنبال میکنند بدبختی است

امضای خادم الزهرا
بگذار آدمیان طعنه زنندم گویم
هر که خود را سگ کوی تو نخواند آدم نیست

(ألسلام علیک یاأبا عبدالله الحسین)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ولایت فقیه همان ولایت رسول خداست‌! تفکر 54 12,204 ۱۵/فروردین/۹۶ ۱۵:۲۵
آخرین ارسال: دعادست
  گلچین متن پیام امام خمینی در مورد پذیرش قطعنامه 598 بیداری اندیشه 1 379 ۵/فروردین/۹۵ ۱۷:۱۳
آخرین ارسال: شیعه حیدر
  هفتاد فضیلتی که فقط حضرت علی (علیه السلام) آن ها را داشت ghoran 7 1,347 ۱۵/مرداد/۹۴ ۸:۳۱
آخرین ارسال: zaviyehdid
  اثبات امامت مولا علی (علیه السلام) مباحثه وحید110 112 25,890 ۱۵/مرداد/۹۴ ۷:۵۷
آخرین ارسال: zaviyehdid
  مهم ترین درس قیام امام حسین (علیه السلام) ghoran 4 1,212 ۱۵/مرداد/۹۴ ۷:۴۵
آخرین ارسال: zaviyehdid
  《~■~ خضر نبی(علیه السلام) در سوگ امیر(علیه السلام) ~■~》 آوا 0 432 ۱۷/تیر/۹۴ ۱۱:۴۳
آخرین ارسال: آوا
  روز خاتم بخشی حضرت علی (علیه السلام) aboutorab 3 1,065 ۲۷/مهر/۹۳ ۱۵:۰۳
آخرین ارسال: آفتاب

پرش در بین بخشها:


بالا