کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کتاب " باده ی گلگون " از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (رحمة الله علیه)
۸:۱۶, ۲۳/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/تیر/۹۱ ۹:۵۴ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #1
آواتار
کتاب گرانقدر " باده ی گلگون " ( چهار صد و چهل کلمه در سلوک الی الله ) از عالم بزرگوار میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (رحمة الله علیه)
سخن آغازين‏
بسم الله الرحمن الرحيم‏

الحمدلله على ما عرفنا من نفسه و الهمنا من شكره و فتح لنا من ابواب العلم بروبيته و دلنا عليه من الاخلاص له فى توحيده و اغلق عنا باب الحاجه الا اليه، حمداً يكون و صله الى طاعته و عفوه و سبباً الى رضوانه، والصلوه و السلام على نبى الرحمه و مفتاح الخير و البركه، سيدنا محمد و آله الطاهرين سيما بقيه الله فى الارضين و اللعن على اعدائهم اجمعين.

در طول تاريخ همواره چنين بوده است كه هر قدر كالايى نفيس‏تر و ارزشمندتر و گران بهاتر باشد، غل و غش و تقلب در آن فراوان‏تر و بيشتر است و به راستى چه چيزى براى آدمى كه گل سر سبد عالم خلقت است؛گران بهاتر از گوهر عرفان و معرفت الهى كه ارزشش به مقياس و ميزان در نيايد و در كريمه مباركه به عنوان هدف غايى عالم خلقت معرفى شده كه و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون(1) و بر همين اساس، عارف كامل تيزبين، حضرت امام خمينى (رحمه الله عليه) مشتاقان سير و سلوك الى الله را هدايت نموده و به چنين خطرى توجه داده و مطالعه و انس با كلمات جمال العارفين مرحوم آيه الله ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى (رحمه الله عليه) را سفارش فرموده است، به اين بيان كه: اى عزيز! با كلمات ائمه هدى (عليه السلام) و كلمات بزرگان علماء، انس بگير كه در آن بركاتى است؛ فرضاً كه از عرفا كسى را به بزرگى نمى‏شناسى، از علماء بزرگ معرفت و اخلاق، آنها را كه پيش همه علماء مسلم‏اند پيروى كن و از علماى معاصر، كتب شيخ جليل القدر، عارف القدر، عارف بالله، حاج ميرزا جواد [آقا ملكى‏] تبريزى (قدس سره) را مطالعه كن.(2)
جمال العارفين، آيه الله ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى (قدس سره) سالك مستقيم مجذوبى است كه حجاب‏هاى بين خود و خدايش را خرق كرده و تحت تربيت پرچمدار عرفان و توحيد، حضرت جمال الاولياء و العرفاء، آيه الله آخوند مولى حسينقلى همدانى (قدس سره) آن چنان استقامت و جديتى از خود نشان داد كه به مقام شهود معشوق ازلى و ابدى بار يافت.
آن بزرگ مرد در مدت شاگردى چهارده ساله‏اش در محضر مرحوم آخوند، آن چنان پيشرفتى كرد كه خود خضر راه شد و مقام استادى و راهبريش، مورد تصديق و امضاى بار يافتگان به مقام شهود و وصل قرار گرفت و با بيان و بنان خود هدهدوار، طالبان مقام قرب و سالكان طريق توحيد را به سيمرغ حقيقى راهبرى مى‏نمايد.
او پير راه پرخطرى است كه آئين دلبرى را مى‏داند و خبر از دامهاى شياطين جنى و انسى دارد و با راهنمايى‏هاى خود، قدم به قدم سالك را به پيش مى‏برد و منزل به منزل او را قافله سالارى مى‏كند تا كشتى طوفان زده‏اش را در بحر عميق دنيا از گرداب دامها و موانع، به ساحل امن محبوب حقيقى برساند.
طريقت ميرزا بر مبناى شريعت است و در مكتب تربيتى او رسيدن به حقيقت، بدون التزام عملى به ظواهر احكام كه آداب عبوديت است نه تنها ناممكن مى‏باشد، بلكه چيزى جز بعد عن الله را در پى نخواهد داشت.
دستورات او چون مشايخ و رفيقان سلوكيش از هرگونه اعوجاج و انحرافى كه آدمى را از سلوك در صراط مستقيم منحرف كند، مبرا مى‏باشد.
در مكتب سلوكى آن استوانه معرفت و توحيد، بر قطب گرايى و مريد پرورى و شهرت‏طلبى و دعوت به خود و ادعاهاى صوفى مآبانه و فريفته كرامات شدن، خط بطلان كشيده شده است.
آن آيت عظيم الهى، سر تا پاى وجودش دستور العمل بود و شب كه مى‏شد، ديوانه وار در صحن خانه قدم مى‏زد و به اين بيت مترنم بود كه:

گر بشكافند سراپاى من

جز تو نيابند در اعضاى من
آنچه بر زيان و قلم آن عارف و اصل جارى شده است، روشنگر آن است كه مقصد و هدفى جز مقصد قرآن و حديث كه تصفيه عقول و تزكيه نفوس و ايجاد قابليت براى حصول كمال عبوديت است ندارد.
ميرزا از استادان برجسته اخلاقى است كه هم راهنماى سالكان است هم راهبر آنها، همراه علاج را ارائه مى‏كند و هم بيمارى را درمان مى‏نمايد.
مطالعه و انس با كلماتى كه در اين كتاب از آن عارف مناجاتى آمده است، قلوب قاسى را نرم كرده و دلهاى ظلمانى را نور مى‏بخشد و انسانهاى غير مهذب را به وادى تهذيب مى‏كشاند و دامن نياز آدمى را پر از گوهر عشق و محبت مى‏سازد.
كلمات ميرزا براى انسانهاى آماده خودسازى بسان استاد اخلاق و تهذيب بوده و براى تشنگان معرفت، جام حيات و جاودانگى مى‏باشد.
اميد است دل‏هاى پاك و مستعد از چشمه سار زلال و نورانى اين كلمات جرعه‏ها نوشيده و در گلستان هستى شكوفا گرديده و جام جهان نما شوند و جهانيان را از درخشش معارف ناب توحيدى و الهى باخبر سازند.
آن اعجوبه روزگار نه تنها در حال حيات ظاهريش مشتاقان سلوك را تا ملكوت و قرب الهى پرواز مى‏داد و سوختگان از درد فراق و هجران را به مقام وصل رهنمون بود، بلكه بعد از مرگ ظاهريش نيز چنين بوده و سالها است كه مرقد پاك و منورش محل حوايج اهل الله و برطرف كردن مشكلات سلوك سالكان الهى مى‏باشد و حضرت امام خمينى - نور الله مرقده - حاصل عمرش مرحوم علامه شهيد آيه الله مطهرى - عطرالله مضجعه - را به اين نكته توجه داده و فرموده است: در قبرستان قم يك مرد خوابيده است و او حاج ميرزا جواد آقاى تبريزى (قدس سره) است.(3)
در اين كتاب، لطايفى كه اهل ولايت الهى هميشه از آن مراقبت مى‏كنند و ظرافت هايى كه در دل و الهين در محبت الهى خطور مى‏كند و تمام مطالبى كه براى رياضت كشان در عبادت الهى آشكار مى‏شود، وجود دارد. (4)
شايسته است كه طالبان كمال خصوصاً اهل علم، بر مطالعه و انس با اين كلمات مواظبت نموده و آن را كتاب بالينى خود قرار داده و با قرائت آن در مجالس انس، دلهاى خود را تلطيف نمايند. و بايد توجه داشت كه مطالعه اين گونه كلمات، به گونه‏اى نيست كه يك بار خوانده شود و سپس كنار گذاشته شود. اين گونه كتب بايد تا پايان عمر در كنار آدمى بوده و با مطالعه و به كارگيرى آن، مرحله به مرحله پيش رفته و به نوسازى خويش پرداخته شود.
در پايان از حضرت احديت عاجزانه خواهانیم كه مرقد نورانى صاحب اين كلمات را از بارش رحمت خاصه‏اش سيراب نمايد و ما را در عمل به اين كلمات موفق بدارد .


1) سوره ذاريات: آيه 56.
2) سرالصلاه؛ ص 39 و 40.
3) روح مجرود؛ ص 272.
4) تقريظ علامه طباطبايى بر كتاب المراقبات.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، mahdy_mir ، بیداری اندیشه ، yamin ، محب الزهرا ، m.hossein ، بیداری12 ، netlog36 ، عارفه ، مجید املشی ، حسن.س. ، sajad0511
۷:۰۴, ۲۴/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/تیر/۹۱ ۷:۰۴ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #2
آواتار
1 - موازنه دنيا و آخرت
در خطاب به نفس خويش گويم: اى بنده پست و زبون بيهوده كار! بدان كه اين روزها و شب‏ها و اوقاتى كه بر تو مى‏گذرد، از ساعتى كه به اين جهان پا نهاده‏اى، تا هنگامى كه از آن پا دركشى، به منزله منزلگاه‏هاى تو به سوى وطن اصلى‏ات مى‏باشد كه براى اقامت و مجاورت و زندگانى جاويد در آن ديار، آفريده شده‏اى و همانا پروردگار و مالك و صاحب اختيارت، تو را براى اين بدين سفر رهسپار فرموده، تا فوايد بسيار و كمالات بى‏شمارى بدست آورى كه عقول عقلاء و علوم علماء و اوهام حكماء، نتواند به روشنايى و نورانيت و سرور و حبور (1) و بلكه به سلطنت و جلال و بهجت و جمال و ولايت و كمال آن فوايد، پى ببرد و احاطه‏اى حاصل نمايد!
پس اگر به رضا و خشنودى آفريدگارت عمل كردى و به نور هدايت او حركت نمودى و به سفارش‏ها و اوامر او مراقب شدى، از منافع اين سفر، تو را سودهاى عظيم و فضايل جسيمى‏ (2) عايد خواهد شد كه تمامى حساب دانان، بر شماره انواع و تعداد آن، توانايى نخواهند داشت و هيچ يك از افراد مهندسين جهان، قدر عظمت آن‏ها را اندازه نتوانند گرفت؛ بلكه نه بر قلب بشرى خطور كرده و نه چشمى آن را ديده و نه اثرى از آن را مى‏توان به بيان و حكايت آورد و اگر خواهان شوى كه از طريق منقول و از راه روايت و كتاب، اين معنى را به فهم خود نزديك گردانى و اين مغز را از پوست آن جداسازى، بشنو كه خداى جل جلاله در كتاب خود به بهترين بيانى تو را آگاه ساخته؛ آنجا كه فرمايد:
فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قره اعين (3) ؛ (هيچ كس نمى‏داند چه نعمت و لذت‏هاى بى‏نهايت كه روشنى بخش دل و ديده است، در عالم غيب برايشان ذخيره شده است) و در جايى ديگر فرمايد: و ان تعدوا نعمت الله لا تحصوها (4) ؛ (اگر بخواهيد نعمت‏هاى خداوند را به شمار آوريد، هرگز نتوانيد). و همچنين در اخبار متواتره‏اى كه در فزونى نعم آخرت روايت گشته آمده است كه: در هر روز جمعه، نعمت‏هاى بهشت دو برابر مى‏شود (5) ؛ بلكه در حديث معراج آمده است كه خداوند مى‏فرمايد:
انظر اليهم فى كل يوم سبعين نظره و اكلمهم كلما نظرت اليهم و ازيد فى ملكهم سبعين ضعفاً (6)؛ (در هر روز هفتاد بار به آن‏ها نظر مى‏افكنم و در هر نظرى كه به آن‏ها مى‏افكنم، با آن‏ها سخن مى‏گويم و دارايى آنان را هفتاد برابر مى‏گردانم).
و اما از طريق درايت و راه معقول، همين بس تو را كه در نعمات دنيويه و بدنيه، درنگ و تأمل كنى و آن‏ها را با نعم اخروى بسنجى و موازنه نمايى، چرا كه خداوند متعال، از آن لحظه‏اى كه اجسام و ماديات را آفريده به آن‏ها نظرى نكرده است [و در مقابل‏]، عالم آخرت، عالم قرب و نزديك شدن و ديدار او مى‏باشد.
بعضى از حكماى الهى گفته‏اند: آنچه گفته‏اند در پاره‏اى از عوالم آخرت است، تمامى پر از حيات و بى‏نيازى است و گويى خود، زندگانى و حياتى است كه جوشش مى‏كند و از سرچشمه واحدى جارى مى‏گردد، نه اينكه تنها حرارت واحد يا نسيم واحدى باشد بلكه تمام، كيفيت واحدى است كه هر طعم و مزه‏اى در آن يافت مى‏گردد و در اين كيفيت، طعم شيرينى و شراب و ساير چيزهاى صاحب طعم و نيروهاى آن، احساس مى‏شود و همچنين بوى خوش تمام روايح و تمام رنگ هايى كه تحت نظر قرار مى‏گيرد و تمام چيزهايى كه تحت قوه سامعه واقع مى‏شود، مانند: نواها و الحان، و تمام صداها و آوازهاى زيبا و آهنگ‏هاى موزون موسيقى و تمام چيزهايى كه به لمس در مى‏آيد و هر آنچه كه با حس درك مى‏شود، تمام در يك كيفيت و حالت واحده مبسوطه‏اى به شرحى كه ذكر نموديم موجود است، زيرا اين كيفيت حياتى عقلانى، حاوى تمام كيفياتى است كه توصيف نموديم، بدون اينكه جزئى از آن با جزء ديگر مخلوط گردد، يا آنكه پاره‏اى، پاره ديگر را تباه سازد، تمام اين حالات و كيفيات در آن محفوظ و موجود است و گوى همگان بر حد و اندازه خويش قائم مى‏باشند [و هر كدام از اين حالات، به تنهايى وجود دارد. ]
(7)


1) شادمانى.
2) تنومند و تناور.
3) سوره سجده؛ آيه 17.
4) سوره ابراهيم؛ آيه 34.
5) قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم): ان يوم الجمعه سيد الأيام يضاعف الله عزوجل فيه الحسنات. بحارالانوار؛ ج 86 ص 274.
6) ارشاد القلوب؛ ج 1 ص 200؛ بحارالانوار؛ ج 74 ص 23.
7) المراقبات؛ ج 1 ص 5 - 8.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، mahdy_mir ، بیداری اندیشه ، yamin ، m.hossein ، netlog36 ، عارفه ، ali.khm ، مجید املشی ، Farzaneh
۷:۳۸, ۲۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
2- ضرورت تلاش جدى سالك براى بدست آوردن منافع اخروى

‏اى انسان! اندكى به خود آى و انديشه نماى و ببين كه تو در رابطه با منافع اين دنياى دون و زبون، در حركات و سكنات خود آن گونه عمل مى‏كنى و مراقبت دارى كه آنچه پر سودتر است، بدست آورى؟! و آنچه به نفع تو باشد، جلب نمايى؟! و جز آنچه كه گران‏بهاتر است و مزيت و برترى بيشترى دارد، نگزينى؟! بلكه جان خود را به سختى و تعب مى‏اندازى و وقت خود را بيهوده ضايع مى‏سازى تا خوراك نيكو بدست آورى و شراب گوارا مهيا سازى و بالش نرم براى خوابگاه خود آماده نمايى و حال آنكه خود مى‏دانى كه از كشيدن اين رنج‏ها، جز تفاوت اندكى [كه آن هم فناپذير است‏] تو را حاصل نخواهد گشت! بلكه آن لذت هم به زودى از كف بيرون خواهد شد و از بين مى‏رود!
پس تو را چه شده كه نسبت به منافع آخرتت كه تفاوت در آن عظيم و بزرگ بوده و فناناپذير و پايدار و جاويد است، اين گونه جهد و تلاش به جا نمى‏آورى؟!
مثلاً چون كالايى براى بازرگانى بخرى و پس از خريد آگاه شوى كه اگر به جاى آن، كالاى ديگرى خريده بودى، سودت دو چندان و بيشتر از خريد اول بود، از اين كارت اندوهناك شده و به سختى دچار افسوس و آه مى‏گردى و براى آينده، عزم خود را استوار مى‏سازى كه ديگر غفلت نكنى و سودى را از دست ندهى ولكن به آنچه در تجارت آخرت از كف مى‏دهى و از سودى هفتاد برابر و بيشتر، بى‏بهره مى‏مانى اندوه ندارى و غمناك نمى‏شوى؟!
و اگر براى اين گفتار گواهى بخواهى، به آنچه در دو چندان شدن ثواب اعمال با كيفيات خاص و در مواقع مخصوصه كه در اخبار وارد گرديده، نظرى نماى و بنگر كه مثلاً به نمازى كه به طور جماعت در مسجد جامع با پيشواى عالم پرهيزگارى به خصوص اگر عده نمازگزارانى كه به او اقتدا كرده‏اند هم بيشتر باشد، ثوابش هزاران برابر افزون‏تر از نمازى است كه در منزل به تنهايى به جاى آورى و با اين وصف، تو در اختيار آنچه سودش بيشتر و فضيلتش بالاتر است خوددارى مى‏كنى و از ثواب اين جماعت، كه از دست تو رفته، به اندازه يك دهم آنچه از سود تجارت دنيوى از دست داده‏اى، اندوهگين نمى‏شوى؟!!
پس در اين سهل انگارى كه تو را در كار آخرت است، تأملى كن و بنگر كه آيا آن را جهتى جز سستى ايمان تو به آخرت مى‏باشد؟! و بر حذر باش كه اين ايمان ضعيف هم در مواضع سختى و مواقع بدبختى به ويژه در هنگام سكر و مستى مرگ، از دست تو برود و فرجام كارت، به بدى كشيده شود و براى عقوبت و مجازات بزرگتر بودن هم و خواست دنيا از هم و خواهش آخرت، خود را آماده ساز و آنچه را معصوم (عليه السلام) در اين باب فرموده بياد آور كه فرمود:

من اصبح و اكبر همه الدنيا فليس من الله فى شى‏ء و الزم الله قلبه اربع خصال: هماً لا ينقطع عنه ابداً و شغلاً لا يفرغ عنه ابداً و فقراً لا ينال غناه ابداً و املاً لا يبلغ منتهاه ابداً (1) ؛
(كسى كه شب را به روز آورد و بامدادان، اندوه و هم بزرگش امور دنيايى باشد، او را در نزد خدا ارج و قدرى نخواهد بود و خداوند چهار خصلت را ملازم دل او قرار مى‏دهد: هم و اندوهى كه هيچگاه از او جدا نشود، و مشغله و كارى كه هيچگاه او را آسودگى نباشد، و فقرى كه هيچگاه به بى‏نيازى نرسد، و آرزويى كه هيچگاه پايانى براى آن نمى‏باشد.)
آگاه باش و از اينكه فرموده:

ليس من الله فى شى‏ء غافل مشو، چه اين خود مجازات و عقوبت بزرگى است و از اين عقوبت، بزرگتر چه خواهد بود؟! پس اى عاقل! اين زيان بزرگ و بدبختى سترگ را در ترازوى عقل خويش با هر زيان و ضرر دنيائى كه تصور مى‏شود، مقايسه كن و ببين كه آيا بين آن‏ها نسبت محدودى موجود است؟! (2)

(1) قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم): من اصبح و الدنيا اكبر همه، فليس من الله شى‏ء و الزم قلبه اربع خصلال: هماً لا ابداً و شفلاً لا ينفرج منه ابداً و فقراً لا يبلغ غناه ابداً و املاً بيلغ منتهاه ابداً؛ مجموعه ورام؛ ج 1 ص 130.
(2) المراقبات؛ ج 1 ص 8 - 1


ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yamin ، MAHDI59 ، netlog36 ، عارفه ، ali.khm ، مجید املشی ، Farzaneh
۹:۱۶, ۲۷/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/تیر/۹۱ ۹:۱۶ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #4
آواتار
3 - تا فرصت دارى، توشه‏اى برگير

[اى سالك طريق عبوديت‏] تا مهلت دارى در مصيبت خويش تفكر نما و تا تو را فرصت از دست نرفته، براى روز حسرت و پشيمانى و طول اقامت در روز قيامت و وحشت‏هاى روز رستاخيز، خود را آماده و بسيج كن و بر نفس خويش كه در اين دنيا آن را به ناز و نعمت و خوشى و راحت عادت داده‏اى و از عذاب و نقمت و سختى روز قيامت غافلش ساخته‏اى، گريان شو و بگو:
اى معبود من! و آقاى من! و مولاى من! به كدام يك از كارها به نزدت شكايت آوردم؟! و براى كدام يك از آن‏ها ناله كنم و گريان شوم؟!! آيا به درد و شكنجه و سختى آن بگريم؟! يا براى درازى و طول مدت بلاء بنالم؟! و يا از بيم مار و عقرب ضجه كنم؟! يا از زحمت زنجير و پتك‏هاى آهنين فرياد آورم؟!
شايد از اين انديشه كم، به هوش آيى و پندگيرى و به وسيله بازگشت و توبه راست و درست، براى سفرى كه در پيش دارى، توشه‏اى برگيرى و خود را آماده و مهيا سازى و با كار نيك، كار زشت را نابود نمايى؛ همانا پروردگار، آمرزنده و دوستدار بنده خويش است و پادشاه مهربان و خوش پذيراى رعيت خود مى‏باشد. از بندگانش توبه را مى‏پذيرد و نيكى اندك را به ثواب بسيار، جزا مى‏بخشد، گناهان را مى‏زدايد و كردارهاى زشت را به چندين برابر از كارهاى نيك تبديل مى‏فرمايد . (1)

(1) المراقبات؛ ج 1 ص 11.

ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: netlog36 ، عارفه ، مجید املشی ، Farzaneh
۱۰:۴۷, ۳۰/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/تیر/۹۱ ۱۰:۴۴ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #5
آواتار
4 - تا كى مسامحه و سهل انگارى؟!
[اى عزيز!] به خود بگو: اى بى‏خرد تبه كار! و اى ديوانه مسامحه كار! اى بدبخت زشت كردار! اين سهل انگارى تا كى؟! و اين تبهكارى تا چند؟! و اين تنبلى و روزگذرانى براى چه و چرا؟! اين نافرمانى و سركشى را چه سبب؟! اين انكار و پرده پوشى را چه جهت؟! آيا به ناتوانى بدنت و نازكى پوستت و سستى استخوانت رحم نمى‏آورى؟! آيا مشاهده اين هنگامه‏هاى بزرگ و بيمناك و اين بدبختى‏هاى سترگ و اسفناك را چگونه طاقت مى‏آورى؟! آيا حال بدنى كه آن را لباس نرم و بافته نگه داشته‏اى و به پوشش پنبه و كتان و اطلس تافته عادت داده‏اى چگونه خواهد بود در موقعى كه لباس قطران (1) بر آن بپوشند و از پاره‏هاى آتش بر آن بيفشانند و با شيطان به يك زنجيرش بكشند و در قعر يك آتش او را بيفكنند و از آهن‏هاى گداخته زينتش كنند و از آب جوشان دوزخ و از عرق بدن دوزخيان به او بنوشانند؟! آب گرم حميم (2) از بالاى سرش بريزند و با آن آب، آنچه در شكم و امعاء اوست بگدازند و پتك آهنى بر سرش بكوبند؟! (3)
اى واى! چه سختى و بينوايى كه از آن شرم آورتر تصور نشود! و چه مصيبت و شكنجه‏اى كه از آن دردناك‏تر به خيال نگنجد! و چه رسوايى و نكبتى كه از آن مفتضح‏تر به نظر نيايد؟!
اى نفس! آيا تو همان نيستى كه در دنيا با همگان در به گزينى رقابت مى‏كنى؟! و بر اعيان و اشراف حسد مى‏برى؟! و بر توانگران و برتران مفاخره مى‏نمايى؟! و از بيم گرفتارى به نادارى و خوارى، به اندوهى پس از اندوهى ملول و افسرده مى‏شوى؟! آيا چون به زنجيرت ببندند و به غل بپيوندند و با روى سياه و چشم كبود به محشرت آورند، حالتت چگونه خواهد بود؟! گاهى به طرف راست و زمانى به سمت چپ نظر اندازى، مردمان را بنگرى كه هر يك به خود مشغول و به تو توجهى ندارند؛ در آن روز گروهى با روى‏هاى روشن و گشاده، به پروردگار خود نظر دارند. (4) و چهره هايى در آن روز، تابان و خندان و شادان (5) به خلعت‏هاى امان، ملبس و به تاج پادشاهى، مكلل‏ (6) و فرشتگان رحمان به گرد آنان در گردش و نسيم روح و ريحان بر جان‏هاى آن‏ها در وزش، و حور و غلمان به خدمت گذارى آن‏ها در جنبش هستند؛ آيا در چنين حال نخواهى گفت: اى معبود من! و اى آقاى من! و اى مولاى من! گيرم كه بر حرارت آتشت شكيبا شدم، آيا بر نگه كردن به بزرگواريت، چگونه شكيبا گردم؟! و با آنكه اميد عفو به تو دارم، در آتش دوزخت چگونه منزل گزينم؟! (7)

(1) سرابيلهم من قطران؛ (در آن روز، پيراهنشان از قير است). سوره ابراهيم؛ آيه 5. قطران چيزى سياه رنگ و بدبو است كه به شتران مى‏مالند و در قيامت آن قدر بر بدن مجرمين مى‏مالند كه مانند پيراهن، بدنشان را بپوشاند. الميزان؛ ج 12 ص 89.
(2) آبى كه در نهايت درجه جوشش و غليان است. الميزان؛ ج 18 ص 152؛ ترجمه الميزان، ج 18 ص 232.
(3) يصب من فوق رؤسهم الحميم يصهر به ما فى بطونهم و الجلود و لهم مقامع من حديد؛ سوره حج، آيه 19 - 21.
(4) وجوه يومئذ ناضره الى ربها ناظره سوره قيامت؛ آيه 22 و 23.
(5) وجوه يومئذ مسفره ضاحكه مستبشره سوره عبس؛ آيه 38 و 39.
(6) آراسته شده، زيور داده شده.
(7) المراقبات؛ ج 1 ص 11 - 13.

ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: نسیم ، MAHDI59 ، netlog36 ، عارفه ، مجید املشی
۱۰:۴۳, ۳۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
5 ـ سالك هم و غمى جز خدا ندارد

[اى عزيز! سالك بايد بداند كه‏] اين زندگى دنيايى به منزله سرمايه‏اى است كه خداوند به او عنايت نموده كه با آن به تجارت بپردازند و اگر مى‏بيند كه با اين سرمايه، نفيس‏ترين متاع‏ها را مى‏تواند تهيه كند، در اين زمينه سهل انگارى ننموده و بداند كه در عالم وجود حتى در وهم، موجودى سودمندتر و نفيس‏تر و كامل‏تر و زيباتر و شريف‏تر و بخشنده‏تر از ذات ذوالجلال نيست، بلكه هيچ نفع و نفاست و جمال و بهاء و شرف وجود و بلكه وجودى جز به او و در او و از او نيست؛ لذا عاقل، هيچ مطلوبى جز حضرت حق، براى خود اختيار نكند و هر چه غير اوست، اگر هم از جهتى مطلوب آدمى باشد باز مطلوبيتش از ناحيه اوست. و چون عاقل اين معنى را دانست و در طلب و جستجوى او بر آمد غير او را ترك خواهد گفت و هم و همتش را هيچگاه در پى چيزى غير از او صرف نخواهد كرد و در پى كسب رضاى او بر خواهد آمد كه قل الله ثم ذرهم (1) ؛ (بگو خدا، سپس هر چه غير از اوست واگذار) و ديگر عمر را در طلب چيزى غير از او به هدر نخواهد داد و در پى مشتهيات نفسانى و امور معاش نخواهد بود.
اما اولى
كه مشتهيات و هواهاى نفسانى است، به خاطر تيرگى و كدورتى كه در آن‏ها هست و به علت عدم بقاء آن و تضادى كه با لذات روحانى واقعى دارد، اشتغال به آن‏ها خسارتى جبران‏ناپذير و خسران عظيم است.
و اما دومى
كه امور معاش مى‏باشد، به علت اينكه، غرق شدن در گرداب امور دنيايى و به كار گرفتن تمام هم و غم خود را در اين راه، سبب هلاكت دل و تفرق حواس مى‏شود و اين امور، خارى در چشم عبوديت و بندگى و نقيض توكل است و فايده‏اى هم بر آن نيست، زيرا آنچه مقدر شده، به انسان مى‏رسد و هم و غم انسان در اين راه، چيزى جز خسران به بار نمى‏آورد. و اگر انسان اين معنا را دريافت و به معرفت شخصيه حقيقيه، بدان معرفت پيدا نمود به گونه‏اى كه جزء وجدانيات او شد، همان گونه كه اهل دنيا لذات دنيا را مى‏شناسد، قلب و روح و سر خود را مستغرق در محبت خدا خواهد يافت و اين محبت، به ساير اعضا و جوارحش سرايت خواهد نمود و هر چه را كه غير خدا است، از آنچه بر آن قدم مى‏نهد، برايش حقيرتر و بى‏ارزش‏تر خواهد بود؛ بلكه گاه مى‏شود كه آنچنان در درياى محبت حق تعالى غرق مى‏شود، كه دلش از هر چه غير اوست غافل، و به ما سواى او التفاتى ندارد، و عقلش از تدبير امور او باز مى‏ماند و حالت شيدايى و عشق بر او عارض مى‏شود، چنانكه نسبت به بعضى از حالات حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) روايت شده است؛ و در حديث معراج بدان اشاره شده كه خداوند مى‏فرمايد:و لا ستغرقن عقله بمعرفتى و لاقومن له مقام عقله (2) ؛ (و عقل او را غرق در معرفت خود گردانم، و خود به جاى عقلش مى‏نشينم) . (3)

6 ـ كليد خوبى‏ها
بدان اى مطلب سعادت دنيا و آخرت كه كليد همه خوبى‏ها و سعادت‏ها، معرفت به خدا و محبت او است و لذيذترين لذات و خوشى‏ها، در انس با خداست . (4)

(1) سوره انعام، آيه 91.
(2) الوافى؛ ج 26 ص 148؛ سرالاسراء؛ ج 1 ص 25.
(3) اسرار الصلوه؛ ص 470 - 472.
(4) اسرار الصلوه؛ ص 472.


ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، netlog36 ، عارفه
۱۲:۲۹, ۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #7
آواتار
7- تحصیل علم بهتر است یا تهجّد و نماز شب ؟!
[اى عزيز!] شيخ ما مرحوم علامه انصارى‏ (1) ، در جواب كسى كه از او اين سؤال را نموده بود كه آيا نماز شب افضل است يا مطالعه و تحصيل علم؟! چه نيكو جواب گفته است، كه خطاب به او فرموده بود: آيا تو قليان مى‏كشى؟! او در پاسخ گفته بود: بلى. شيخ فرموده بود: به جاى دو بار قليان كشيدن، نماز شب را بخوان. و اين جوابى متين و محكم است كه در آن به فساد اين خيال هم اشاره شده و گويا شيخ چنين گفته است كه اگر تو تا اين اندازه مراقب احوال و اخلاص در اعمالت هستى به گونه‏اى كه برايت تشخيص اين مطلب مشكل شده كه نماز شب افضل است يا مطالعه و تحصيل علم، چگونه اوقاتت را به كشيدن قليان كه در اين باب، اقوال مختلف است كه يا حرام است و يا مكروه است و يا مباح است مى‏گذرانى؟!
و چطور مى‏شود كه بين دو عمل كه دو مستحب است، به بهانه كمى وقت، يكى را مى‏خواهى انتخاب كنى، در حالى كه در جاى ديگر، وقتت را به كارى كه يا حرام است و يا مكروه و يا لااقل مباح است، صرف مى‏كنى؟!
كه بايد از اين مصيبت عظمى و فضيلت آشكار، به خدا پناه برد كه شيطان پليد اين گونه، علما را فريب دهد كه اشتغال به مطالعه اين علوم رسمى را كه براى اغلب آن‏ها نمى‏توان قصد شرعى كه به وجهى از وجوه، صحيح باشد يافت، از استغفار در سحرگاهان و خلوت با خداوند عزيز غفار، افضل بدانند و چگونه مى‏شود كه چنين باشد؟! در حالى كه آن علمى كه انسان را بر تجهد و شب زنده‏دارى بر نمى‏انگيزاند، علمى است كه نور و بهره و خيرى در آن نيست و علم واقعى، آن علمى است كه به فرموده امام صادق (عليه السلام) ملازم با خشيت باشد (2) و صاحب خشيت، نمى‏تواند ترك شب زنده دارى كند و همان بيم و ترس، او را به انجام اين عمل وا مى‏دارد. (3)

8 - بدون شب زنده دارى انسان به جايى نمى‏رسد
[اى طالب مقامات معنوى!] شيخ و پيشواى من (4) در علوم حقه، برايم حكايت نمود كه از طالبان آخرت، احدى به مقامى از مقامات دينى نرسيد، مگر آنان كه اهل تهجد و شب زنده دارى بوده‏اند . (5)


(1) خاتم الفقهاء و المجتهدين حضرت آيه الله العظمى شيخ مرتضى انصارى قدس نفسه الزكيه.
(2) قال الصادق (عليه السلام): الخشيه ميراث العلم. بحارالانوار؛ ج 2 ص 52.
(3) اسرار الصلوه؛ ص 463 و 464.
(4) جمال العارفين، آيه الله ميرزا حسينقلى همدانى قدس سره العزيز.
(5) اسرار الصلوه؛ ص 463.


ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: netlog36 ، عارفه ، MAHDI59
۱۵:۵۴, ۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #8
آواتار
9 . طریقه ی حل مشکلات علمی
[اى طالب معرفت!] بايد دانست كه مؤمن، در راه تحصيل علم، نماز شب را از مطالعه كارسازتر مى‏بيند و شيخ ما (1) (قدس سره) به ما توصيه مى‏نمود كه هرگاه در مسائل علمى به مشكلى برخورديم، به خدا پناه بريم و به تضرع و زارى نزد پروردگار متوسل شويم و اين امر، به تجربه هم براى ما ثابت شده است.
و اما اينكه چرا تجهد و شب زنده‏دارى و دعا، از اسباب تحصيل علم است، بدين خاطر است كه علم، همان گونه كه در بعضى از روايات به اين مطلب تصريح شده است، به كثرت تعلم نيست، بلكه نورى است كه خدا در دل هر يك از بندگان خود كه بخواهد مى‏افكند. (2) و شب زنده دارى و مناجات در دل شب، دل را نورانى مى‏گرداند و باعث ثبات نور، در دل مؤمن مى‏شود، چنانكه از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه هرگاه بنده با مولاى خود در دل شب ظلمانى خلوت كند و با او به گفتگو و مناجات بپردازد؛ خداوند، نور را در قلب او ثابت خواهد گردانيد و چون بگويد: يا رب يا رب، از طرف خداوند خطاب رسد: لبيك بنده من؛ هر چه مى‏خواهى طلب نما كه به تو عطا كنم و بر من توكل نما، تا امورت را كفايت نمايم.
(3 ) و (4)

( 1) مربى نفوس، عارف كامل، آيه الله ميرزا حسينقلى همدانى قدس سره الشريف.
(2) در حديث عنوان بصرى از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه: ليس العلم بالتعلم، انما هو نور يقع فى قلب من يريد الله تبارك و تعالى ان يهديه. بحارالانوار؛ ج 1 ص 225 و در منيه المريد ص 149 چنين نقل شده كه: ليس العلم بكثره التعلم، انما هور نور....
(3) امالى صدوق؛ ص 279 مجلس 47؛ بحارالانوار؛ ج 38 ص 99.
(4) اسرار الصلوه؛ ص 463 و 464.

ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: netlog36 ، MAHDI59 ، fazel ، Farzaneh
۱۵:۱۳, ۱۱/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آبان/۹۱ ۱۵:۲۳ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #9
آواتار
10 - مؤثرترين عامل پيشرفت علمى‏[/
[اى عزيز!] اگر كسى در اخبار اهل بيت و احوال پيشينيان از مشايخ بزرگ ما , تتبع و تحقيقى داشته باشد، در مى‏يابد كه نماز شب خواندن، با تحصيل علم تضادى ندارد، بلكه از اسباب قوى آن مى‏باشد و بسيارى از محصلين را مى‏شناسم كه اهل تهجد و شب زنده‏دارى بودند و همين امر سبب استقامت فهم و بارور شدن ذهن آن‏ها در وصول و دست‏يابى به مطالب حقه در مسائل علمى گشت و به مراتب عاليه علمى نائل آمدند؛ به خلاف طلّابى كه پيوسته به مطالعه كتب علمى مشغولند، كه كمتر مى‏شود فرد صاحب نظرى از ميان آن‏ها برخيزد.
بلى گاه افراد باريك بين مشكك در ميان آن‏ها پيدا مى‏شود، ولى محققى كه در علمش بركت باشد نيست؛ اين افراد خير و نورشان اندك و در كسب فوايد علم ناموفق هستند .
[b] (1)



(1) اسرار الصلوه؛ ص 465


ان شاء الله ادامه خواهد اشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، netlog36 ، Farzaneh
۱۲:۳۱, ۱۳/آبان/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
11 - شناخت باطن و حقيقت گناه‏
[اى طالب قرب الهى!] اگر انسان معرفت واقعى به حقيقت و شناخت (1) و آثار معصيت پيدا نمايد، مثلاً : واقعاً در وقت خوردن مال يتيم، اعتقاد نمايد كه آتش مى‏خورد (2) و اين آتش هم با خوردن خاموش نشود، بلكه اگر بماند ، بعد از مردن قوت پيدا مى‏كند و عروق و اعماق را مى‏سوزاند و هر چه را كه مى‏سوزاند، عروق و اعماق ديگرى به جاى آنچه سوخته مى‏آيد؛ لابد از اين معرفت و شناخت عظمت گناه و زيان‏هاى آن ، بى‏اختيار به اندازه شقاوتى كه از گناه براى خود تحصيل كرده ، ندامت (3) به او دست خواهد داد و لابد حركتى به سوى دفع آن مى‏كند ، خصوصاً اگر يقين كند بر اين كه دفع اين بدى و اين آتش كه در درون خود روشن كرده ، چه لذت‏ها و كرامت‏ها و شرافت‏ها براى او حاصل مى‏كند، آن وقت به قدر آن معرفت ، شوق به دفع آتش پيدا مى‏كند و هر عمل شاقى را براى دفع آن متحمل مى‏شود و با شوق اقدام مى‏نمايد . (4)



(1) زشتى.
(2) ان الذين يأكلون اموال اليتامى ظلماً انما يأكلون فى بطونهم ناراً و سيصلون معيراً: (كسانى كه اموال يتيمان را از روى ستم مى‏خورند، تنها آتش مى‏خورند و به زودى به آتش سوزانى مى‏سوزند.) سوره نساء، آيه 10
(3) پشيمانى.
(4) رساله لقاء الله؛ ص 58.



ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، N.Mahdavian ، netlog36 ، Farzaneh
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  معرفی کتاب اسرار الصلاه تألیف آیت الحق جناب میرزا جواد آقا ملکی تبریزی علی 110 27 70,580 ۲۶/دی/۹۶ ۱۴:۲۷
آخرین ارسال: راوی110
  چکیده کتاب قیام و انقلاب مهدی، علیه السلام kamelia 0 1,400 ۲۸/مرداد/۹۳ ۱۲:۴۴
آخرین ارسال: kamelia
  کتاب " المراقبات " اثر میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (رحمة الله علیه) یا صاحب الزمان 8 6,171 ۲۴/فروردین/۹۲ ۲:۴۴
آخرین ارسال: یا صاحب الزمان
  کتاب العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان علیه السلام parisan 7 6,120 ۱۴/فروردین/۹۲ ۱۵:۵۸
آخرین ارسال: علی 110
  رادیو کتاب افتتاح میشود! الحمد الله!! AMINI 0 1,101 ۲۲/آبان/۹۱ ۱۸:۴۷
آخرین ارسال: AMINI
  معرفی کتاب "شيوه مناظرات انبيا و امام صادق (علیه السلام)" مجید املشی 0 1,772 ۲۵/مهر/۹۱ ۴:۰۹
آخرین ارسال: مجید املشی
  کتاب ها و نظرات ارزشمند آیة الله صادقی تهرانی آزرم‌شاه 8 7,319 ۲۸/تیر/۹۰ ۰:۴۵
آخرین ارسال: آزرم‌شاه

پرش در بین بخشها:


بالا