کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: جالب بود؟
بله
نه!
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کتاب ها و نظرات ارزشمند آیة الله صادقی تهرانی
۱۵:۴۹, ۲۹/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام به همه عزیزان و آنتی فراماسون ها
از اون جایی که می گن هر چی برای خودت می پسندی برای دیگران هم بپسند از همه دوستان دعوت می کنم که به سایت الفرقان : نشر آثار آیة الله صادقی تهرانی سری بزنید و از تحقیقات و نظرات جدید و کتب قرآنی ایشان استفاده بکنید. خوبه که اول بخش زندگی نامه رو بخونید.
بنده خودم با مباحث ایشون به دین و اسلام خیلی علاقه مند شدم.
اما از اون جایی که نظراتشون جدید ( البته برای ما ) هست خواهش می کنم با حس انصاف بخوانید و اگر سوالی برایتان پیش اومد و مطلبی براتون خیلی عجیب بود از خود سایت یا از وبلاگی که معرفی می کنم بپرسید.
برای شروع هم بد نیست که اول از این آدرس شروع کنید : http://albalaq.com/post/44.htm
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، سعید714
۰:۳۷, ۳۰/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
برادر ها و خواهر های ضد ماسونی!!!!
برای بیان ارزش این موضوع که گفتم شما را تشویق می کنم که در سایت ایشون در بخش دانلود آثار سه کتاب زیر را ( که خیلی به اطلاعات ضد یهودی و ضد فراماسونی و هم چنین قرآنی شما اضافه می کند ) دانلود کنید:
1- بشارت عهدین
2-ستارگان از دیدگاه قرآن
3-تاریخ اندیشه و تمدن
و هم چنین اگر می خواهید اطلاعات فقهی و اسلامی خودتان را بالا ببرید و در بحث های دینی وارد شوید و هم چنین با نظرات ایشان ( البته بعد از خواندن زندگینامه ایشان ) ، کتاب رساله توضیح المسائل نوین ایشان را دانلود کنید.
بقیة الله خیر لکم ان کنتم مومنین
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، حضرت عشق
۲۱:۲۶, ۱/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/تیر/۹۰ ۲۱:۲۹ توسط آزرم‌شاه.)
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام دوباره به عزیزان
برای اینکه به نظرات جالب و قرآنی آیة الله صادقی تهرانی بیشتر علاقه مند شوید بخشی از رساله توضیح المسائل نوین ایشان را ( که هر مسئله همراه با دلیل است) از سایت ایشان نقل می کنیم:
اجتهاد و تقليد



مسائل شرعيه چند قسم است: الف) عقايد اصلى: اصول دين، كه خود اجتهادى و به‏دوگونه است: 1- نوعى كه به‏گونه‏اى خودكفا خودتان آن‏ها را با دليل‏هايشان مى‏دانيد و بدان‏ها قانعيد. 2- نوعى ديگر كه با پرسش از شرعمداران با ادله‏ى قانع‏كننده به‏آن‏ها در حد توان و امكانتان قانع مى‏شويد. ب) احكام فرعى كه اين نيز بر دو قسم است:

1- احكامى كه هم‏چون عقايد نيازمند به‏دلايل قانع‏كننده است. 2- احكامى كه در هرصورت يا بايد درباره‏ى آن‏ها اجتهاد خودى و يا غيرى كرد. و يا در صورت عدم توان اجتهاد نوبت به‏احتياط يا تقليد مى‏رسد.

مسائل اجتهاد و تقليد و احتياط، و تقليد اعلم از قبيل مسأله‏ى اخيرند كه تقليد بى دليل در آن‏ها باطل است. و اين مسأله كه در رساله‏هاى عمليه تكرار شده كه در تقليد اعلم بايد از اعلم تقليد كرد، مورد انتقادهاى زيرين است:

شما براى چه و كه اين مسأله را ضمن مسائل تقليدى در رساله‏هاى تقليدى‏تان آورده‏ايد؟ اگر براى مقلدانتان ذكر كرده‏ايد اين توضيح واضح است! چون اينان به‏هر دليلى از شما تقليد كرده‏اند، و ديگر چه معنى دارد كه در اين مسأله مجدداً از شما تقليد

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 15

كنند؟ يا براى مقلدان ديگران اين مسأله را ذكر كرده‏ايد، پس معنايش اين است كه آن‏ها تقليدشان را رها كنند و از شما در اين مسأله تقليد كنند؟ و يا براى كسانى كه هنوز از كسى تقليد نكرده‏اند، در اين صورت هم اين مسأله هرگز براى ايشان نقشى ندارد، زيرا خود وجوب تقليد اعلم يا براى ايشان روشن است كه از شما يا ديگرى تقليد خواهند كرد، و يا هنوز روشن نيست كه هرگز اين فتواى شما براى ايشان الزام‏آور نيست.

و بالاخره شما در اين فتوى‏ هيچ مخاطبى نداريد بنابراين فتواى شما هرگز براى كسى الزام‏آور نيست. و از نظر قاعده‏ى منطقى نيز اين خود دور صريح و محال است، زيرا وجوب تقليد اعلم خود برمبناى تقليد از شماست، و وجوب تقليد از شما هم برمبناى وجوب تقليد اعلم است، كه هرگز ثابت نشده. در اين‏جا نيز چنان‏كه در اثبات اصول عقايد شرعمداران مؤظفند كه با بيانى رسا و قانع‏كننده مكلّفان را در مسائل اجتهاد، تقليد و احتياط قانع كنند، و حكم تقليد اعلم و امثالش را نيز بايد با ادله‏ى قانع‏كننده‏ى كتاب و سنت براى ديگران ثابت كنند. تا هر مكلفى برمبناى قناعت اجتهادى راه خداى تعالى را در اين مسائل بپيمايد، چنان‏كه ما نيز با مسائل مستدل- از جمله در وجوب تقليد از اعلم- در اين رساله اين‏گونه عمل كرده‏ايم كه راه‏هاى قانع‏كننده‏ى اجتهادى را به‏روى خواستاران ادّله‏ى شرعيه باز نموده‏ايم.

بنابراين همان‏طورى كه اصل وجوب تقليد تقليدى نيست، حكم تقليد اعلم هم تقليدى نيست، و مانند اصول عقايد برمبناى استدلالى قانع‏كننده به‏عهده خود مكّلفان است كه يا با اجتهادى خودى و يا غيرى قانع‏كننده‏اى، وجوب آن‏ها را ثابت كنند.

مسأله‏ى 1- تقليد در اصول عقايد و مانندشان- چون وجوب اصل تقليد و تقليد اعلم- جايز نيست، بلكه يا بايد با دلايل كافى خودتان در اين زمينه اجتهاد كنيد، و يا با پرسش از شرعمداران با ادله‏ى كافى قانع گرديد. در فروع دين نيز در مسائلى مانند اصل وجوب نماز، روزه و ... تقليد راه ندارد «1» و تنها در مانند احكام فرعى نماز، روزه و ... بايد تقليد كرد، كه البته مراد از تقليد پيروى بى‏چون و چرا هم‏چون يهود و نصارى‏

__________________________________________________

(1)- مگر براى كسانى‏كه نخستين گام را در پذيرش اسلام نهاده و از احكام فرعيش هنوز آگاه نيستند

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 16

از علمايشان نيست، بلكه با پيروى شما از دلايل قانع‏كننده‏ى مجتهد است، و يا با اطمينان به‏اين كه مستندات آن مجتهد برمبناى قرآن و سنت قطعى است.

مسأله‏ى 2- «اجتهاد» و يا- با واژه‏اى بهتر و رساتر- «استنباط» برحسب كريمه‏ى: «وَلَوْ رَدُّوهُ إلَى‏ الرَّسُولِ وَ إلى‏ اولى الأمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ» (سوره‏ى نسا، آيه‏ى 83) «اگر- مسأله‏ى تاكتيك سرّى جنگى را به‏پيامبر و به‏فرماندهان جنگى شان ارجاع دهند همواره حكم آن را برخى از استنباط كنندگانشان: «فرماندهان دانشور» استنباط و كاوش مى‏كنند.

مسأله‏ى 3- «تقليد» هم به‏واژه‏ى برترش «اتّباعِ احسن‏القول»: پيروى از بهترين سخن پيرامون احكام شرعيه است برحسب آيه‏ى كريمه‏ى: «فَبَشِّرْ عبادِ. الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ أولئكَ‏الَّذينَ هَداهُمُ‏اللَّهُ وَ أولئكَ هُمْ أولُوا الألْبابِ» (سوره‏زمر، آيه‏ى 18) «پس به‏بندگان من نويد ده، آنان كه سخن [حق‏] را با كوشش و كاوش به‏گوش [دل‏] مى‏شنوند و بهترينش را پيروى مى‏كنند، اينانند كسانى كه خدا هدايتشان كرده و هم اينان خردمنداند».

اين دو واژه، كه اجتهاد و استنباطش در اصل به‏معنى جستجويى شايسته از آب‏هاى صاف پنهان، و به‏اصطلاح تكاپويى شايسته براى به‏دست آوردن مخازن علمى و معرفتى كتاب و سنت است، تقليد و پيروى نيز به‏معناى آشاميدن همان آب آشكار شده است، و در اين‏جا با افزودن واژه‏ى «احتياط» مثلثى از هندسه‏ى مسئوليت مكلفان را در زمينه‏هاى احكام شرعيه‏ى مورد اختلاف فقيهان تشكيل مى‏دهد.

مسأله‏ى 4- هر مسلمان عاقل و مكلفى به‏حكم ايمانش مى‏داند كه در برابر احكام الهيه مسئوليتى مستقيم دارد، زيرا خطاب‏هاى قرآن و سنت همگان را- بدون واسطه‏ى ديگران- دربرمى‏گيرد، و ناگزير هر مكلفى بايد اين احكام را بر پايه‏ى «كتاب و سنت» بداند تا بتواند به‏آن‏ها عمل كند، و در هر صورت آياتى مانند: «لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكْ بِهِ عِلْمٌ» (سوره‏ى إسرإ، آيه‏ى 36) مسئوليت دانستن علمىِ صحيح و شايسته‏ى احكام اسلامى را برعهده‏ى همه‏ى مسلمانان مكلف نهاده، و آن‏ها را در پيروى از آن‏چه به‏آن علم و

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 17

اطمينان ندارند بازداشته، و راه دنبال‏روى و تقليد كوركورانه و ناآگاهانه را به‏طور كلى به‏روى همگان بسته است، كه شخص مسلمان هر اندازه هم از مسائل اسلامى ناآگاه باشد پيرويش از آن‏چه مطرح است بايستى از روى آگاهى باشد و بس. آرى قرآن راه‏هاى علمى را بروى كل مكلفان گشوده ولى گروهى به‏عنوان انسداد باب علم، راه علم را بروى خود و ديگران بسته‏اند، و به‏جاى آن راه ظن و گمان را گشوده‏اند! گويى خداى تعالى- نعوذبااللَّه- از بيان قاطعانه‏ى علمى براى ما مكلفان عاجز، يا خائن و يا نادان بوده است!!!

و از طرفى هم «إنَّ شَرَّ الدَّوابِّ عِنْدَاللَّه الصُّممُّ البُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ» (سوره‏ى انفال، آيه‏ى 22) «بدترين جنبدگان نزد خداى تعالى كر و لال‏هايى هستند كه نمى‏انديشند و عقل و هوش خود را به‏كار نمى‏گيرند».

اين دانستن يا به‏چهره‏ى خودكفا و مستقيم است كه احكام شرعيه را از كتاب و سنت استنباط كند، و به‏اصطلاح مجتهد است.

و يا خودش توانايى آن چنانى را ندارد، كه يا به‏علت عدم استعداد ذاتى و يا به‏علّتِ ضرورت شغلى براى معيشت زندگى، توان استنباط شايسته و بايسته را ندارد، و اين‏جا بايستى از شايستگان كمك بگيرد، كه در صورت امكان ميان نظراتشان احتياط كند، مگر در صورتى كه احتياط خود برخلاف احتياط باشد و يا موجب عسر يا حرج گردد، كه اين «احتياط» زندگى را بر او سخت و تنگ يا ناشدنى سازد، و برحسب كريمه‏ى «يُريدُ اللَّه بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» (سوره‏ى بقره، آيه‏ى 185): «خداى سبحان از شما آسانى خواسته و نه سختى» چنان احتياطى نه تنها واجب نيست، بلكه در صورت عسر و زيان يا تضاد حرام نيز مى‏باشد.

در غير اين صورت بايستى «تقليد» و به‏عبارتى ديگر از بهترين نظرات فقيهان قرآنى پيروى كند، و اين‏گونه تقليد كه خود اجتهادى است اجمالى نه تنها با عقل و شرع سازگار است، بلكه اساساً كارى است عقلى و شرعى كه «فاسألوا اهل الذكران كنُتُمْ لاتَعْلَمُونَ» (سوره‏ى نحل، آيه‏ى 43): هرگاه نمى‏توانى بدانى، از آن‏كه مى‏داند به‏شايستگى‏

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 18

بپرس، كه در اين‏جا ترك تقليد بى‏عقلى است زيرا موجب ترك انجام تكليف الهى است، و مسلماً برعهده تمامى مكلفان است كه از هر راه درستى تكاليف خود را به‏خوبى بدانند و سپس به‏آن‏ها عمل نمايند.

مسأله‏ى 5- روى همين مبنا است كه امام باقر عليه السلام به‏مقلدان خود مى‏فرمود: هر گاه براى شما حديثى گفتم از من بپرسيد كه مستند قرآنيش چيست تا شما را به‏آن آگاه سازم. «1» اين شيوه و روش امام معصوم عليه السلام است براى مسلمانان، پس چه شايسته‏تر و بايسته‏تر است كه شرعمداران ما كه نائبان غيرمعصوم آن بزرگوارانند نيز با پيروانشان اين‏گونه رفتار كنند؛ و نه آن‏كه بگويند جاهل را با عالم بحثى نيست، و با ذكر ننمودن دليل مردم را به‏پيروى كوركورانه از خودشان وادارند.

مسأله‏ى 6- استنباط و يا تقليد و احتياط- هر سه در اصل استنباط با درجاتى برابرند و تنها در تفصيل و اجمال نابرابرند، به‏اين معنا كه استنباط بررسى مفصل و مستدل به‏كتاب و سنت است، اما تقليد و احتياط بررسى اجمالى آن‏هاست و اين هر سه تنها در احكام فرعيه‏ى غير ضرورى جارى است، كه يا در اصل غير ضرورى و اختلافى است، و يا هنوز براى شما صددرصد روشن نيست، زيرا اين هر دو و يا هر سه راه تنها براى به‏دست آوردن احكام الهى است، كه اگر حكم خداى تعالى از هر راه درستى در دست شما باشد ديگر هيچ‏گونه تكاپويى براى به‏دست آوردن مجهول نخواهيد داشت.

مسأله‏ى 7- در اصول عقيدتى كه پايه‏هاى دين است تقليد هرگز راه ندارد، و بايد با برهان روشن و قانع كننده‏اى ثابت گردد و ديگر هيچ، كه اين‏جا تنها گرايش يقينى خودى مطرح است، و بالاخره بايد دليلى روشن و روشنگر شما را قانع كند، و هر مكلفى بايد به‏اندازه‏ى قناعت شخصى خود پايه‏هاى عقيدتى‏اش را به‏اصول دين محكم و مستحكم سازد.

__________________________________________________

(1)- اين مستند قرآنى تنها از نظر دلالتى قرآنى است، و احكامى را كه دلالتى قرآنى ندارند، و برمبناى اشاراتى رمزى مى‏باشند از اين استناد بيرونند.

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 19

اين‏جا اگر مكلف در دستيابى به‏اين گرايش درست و پابرجا خودكفا شده است كه چه بهتر، وگرنه بايستى از آگاهان و شرعمداران عقيدتى شايسته كمك بگيرد، نه بگونه‏ى تقليدى، بلكه با براهينى كه براى او قانع كننده باشد، و اين خود اجتهاد و استنباطى است تفصيلى- ولى باواسطه- كه هم‏چون اجتهاد بى‏واسطه براى گرايش شايسته‏ى عقيدتى كافى است.

و اين بايدها و نبايدها چه در لزوم اجتهاد عقيدتى، وچه در بررسى سه‏گانه در مسائل فرعى، اين‏ها هم هرگز تقليدى نيستند، زيرا همه‏ى آن‏ها بر مبانى صحيح و بر پايه‏هاى فطرى و عقلى و فهم انسانى استوارند، و اين‏جا بر شرعمداران لازم است كه اين‏گونه بايدها و نبايدها را براى ديگران با دليل و برهان بخوبى روشن سازند، كه نارسائيهاى قصورى و يا تقصيرى آن‏ها را برطرف سازند.

مسأله‏ى 8- پيرامون اجتهاد يا تقليد و يا بالاخره احتياط، دو آيه‏ى قرآنى سوره‏هاى «نَحْل» و «زُمَر» زيربناى تمامى مسائل مورد كاوش و پرسش‏اند، كه: «وَ ما أرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إلَّا رِجالًا نُوحِى‏إلَيْهِمُ فَاسْألُوا أهْلَ الذِّكْرِ إنْ كُنْتُمْ لاتَعْلَمُون. بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ انْزَلْنا إلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلناسِ ما نُزِّلَ إلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونْ» (سوره‏ى نحل، آيات 43 و 44) «و ما پيش از تو «اى محمد» هرگز- براى دعوت مردمان- نفرستاديم مگر مردانى را كه به‏آن‏ها وحى مى‏كنيم پس از آگاهان بپرسيد اگر به‏گونه‏اى بوده‏ايد كه نمى‏توانيد با ادله‏ى آشكار و كتاب‏هاى وحى الهى بدانيد، و اين «ذكر» [قرآن كريم‏] را بر تو «محمد» فرستاديم كه آن‏چه را براى مردمان فرستاده‏ايم بيانگر باشى و شايد بيانديشند».

و «وَ الَّذِينَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ أنْ يَعْبُدُوها و أنابُوا إليِ اللَّه لَهُمُ الْبُشْرى‏ فَبَشِّر، عِبادِ. الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ أولئكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَأولئكَ هُمْ أولُوْالإلْبابِ» (سوره‏ى زمر، آيات 17 و 18) «و كسانى كه- بى‏چون و چرا- از پرستش و پيروى «طاغوت» دورى جستند و به‏سوى [الله‏] راه يافتند، و (از هر كه و هر چه هست تنها به‏سوى او) با توبه و پوزش از گذشته‏ها راهى حق شدند، پس نويد ده بندگان مرا، آنان كه سخن [حق‏] را

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 20

به‏خوبى «1» مى‏شنوند [كه با كاوش و كوشش سخنان حق را به‏دل و جان مى‏پذيرند] و سپس بهترين سخن را (در راستاى بيانگرى بنيادين حق) پيروى مى‏كنند، تنها اينانند كه خدايشان هدايت كرده و تنها اينانند صاحبان انديشه و مغز» و چون برحسب آياتى چند مانند «اللَّهُ نَزَّلَ احْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشَبِها» (سوره‏ى زمر، آيه‏ى 23) قرآن تنها قول احسن است. در نظرات حسن و احسن شرعمدارانِ پژوهشگرِ قرآنى هم كه داراى درجات حسن و احسن در تَفَهُم قرآنى مى‏باشند تنها فهم احسنشان مورد پيروى مكلفان است و بس، گرچه قرآن كلًا احسن القول است. ولى در صورت اختلاف تكاملى قرآن‏پژوهان، اكمل و احسنش تنها شايسته‏ى پيروى علمى، عقيدتى و عملى است.

در آيه‏ى «نحل»، «أهل الذكر» كه از ديدگاه قرآن آگاهان شايسته به‏كتاب و سنت قطعيه‏اند، تنها اين شايستگان مورد پرسِشِ درستِ نادانسته هايند، اما براى چه كسانى اين پرسش شايسته و بايسته است؟ براى شما مكلَّفِ مسؤل، بشرط «إنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» اگر نمى‏دانسته‏ايد و نمى‏توانيد بدانيد، كه يا توانايى و كشش ذاتى آن را نداريد، و يا گرفتارى و مسئوليت و موقعيت زندگى به‏شما چنين فرصتى را نمى‏دهد كه نادانسته‏هايتان را با استنباط تفصيلى از كتاب و سنت جويا شويد، و يا اگر در هر دوى اين‏ها عذرى نداريد، ولى اكنون تكليفى فرا رسيده و شما فرصتى براى آن‏گونه دانستن خودكفاى اجتهادى نداريد، در اين مثلث مشترك الزواياى «إنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» پرسش از «أهْل‏الذِكْر» حتمى و بايسته است، گرچه در ضلع سومش احياناً كوتاهى كرده‏ايد كه خود را در راه دستيابى به‏تكليف حاضر از پيش آماده نكرده‏ايد.

و آيا اين‏جا تنها جاى صِرفِ پرسش است، كه تقليدى كوركورانه براى شما كافى باشد؟ هرگز چنان نيست، زيرا برمبناى «بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ» پايه‏ى اساسى اين تكليف چند بعدى است «2» كه يكى از آن‏ها پرسش از «أهْل‏الذِّكْر» مى‏باشد، كه بايد برمبناى‏

__________________________________________________

(1)- اين‏جا «يَسْتَمِعُونَ و فَيَتَبِّعوُنَ» است و نه يَسْمَعُوُنَ و يَتْبَعُون، در اين صورت هم شنيدن حق و هم پيروى از آن بايد در راستاى حقيقت با اهتمام و كوشش باشد و نه به‏گونه‏اى عادى‏

(2)- اين چند بعد بدين‏گونه‏اند كه (ما ارسلنا ... نوحى اليهم ... فاسالوا ... اهل الذكر ... ان كنتم لا تعلمون) اينها همگى بر محور و پايه «البينات و الزبر» است. يعنى- نوحى اليهم «بالبينات و الزبر» فاسئلوا اهل الذكر «بالبيات و الزبر» ان كنتم لاتعلمون «بالنبيات و الزبر» و هكذا

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 21

«بَيِّنات و زُبُر» با براهين روشن و روشنگر كتاب‏هاى وحى تحقق يابد، در جو اسلامى هر دوى بينات و زبرش «كتاب و سنت قطعيه» است زيرا اين هر دو كه معجزه‏ى رسالت و خود رسالت مى‏باشد در قرآن جمع است، كه هرگز زمينه‏اى براى اختلاف در ميان عاقلان ندارد. و اگر در شرايع ديگر بينّات، معجزات انبياء، و زُبُر كتاب‏هاى آسمانى بوده است. امّا در شريعت پايانى هر دوى آن‏ها در [قرآن كريم‏] جمع است كه سنت محمدى صلى الله عليه و آله و سلم هم اصلش قرآن است. چه در بعد دلالت لغوى و يا دلالت وحيانى ويژه از حروف رمزى رسمى، و يا رمزهايى در كلمات دالّش و بطون آياتش.

و مى‏بينيم، همان‏گونه كه «أهل الذِّكْر» تنها بر محور «بَيِّناتْ و زُبُر» آگاهان شايسته و بايسته مى‏باشند، پژوهشگران و پرسش‏كنندگانِ از آنان نيز بايستى «بالبينات و الزبر» پرسش كنند، و نه آن‏كه هر چه از آنان شنيدند بدون هيچ برهانى بپذيرند كه در اين صورت تقليدشان كوركورانه و يهودى‏گونه خواهد شد.

مسأله‏ى 9- در پرسش از اهل‏الذكر اگر شما خود داراى نيروى استنباطيد، بايستى پرسش شما نيز بر پايه‏ى «كتاب و سنت» باشد كه اگر از ديگران هم پيروى كنيد بايد پيروى و تقليد شما نيز بر همين مبناى تفصيلى باشد، وگرنه لااقل بايستى تا سرحد امكان تحقيق كنيد تا بفهميد كه شخص مورد سؤال شما تنها برمبناى «بينّات و زُبُر»- كه براى مسلمانان كتاب و سنت است- نظر مى‏دهد و ديگر هيچ، كه «اهل‏الذكر»: دانايان، هر اندازه هم كه دانا باشند اگر بر محور قرآن و سنت قطعيه نظر ندهند هرگز نظرات و فتاواى آن‏ها هيچ‏گونه ارزشى ندارند «1».

بنابراين همگى مكلفان بايستى در راه به‏دست آوردن مجهولات دينى خود اجتهاد و

__________________________________________________

(1)- و اين مورد وجه ديگرى رانيز مى‏طلبد كه (إنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ) اگر توان يافتن احكام شرعى را به‏وسيله‏ى بينات و زبر هرگز نداريد، در اين مرحله‏ى آخرين حتمااز شرعمدارانى پيروى كنيد كه به‏خوبى مى‏دانيد بر اين دو مبنا فتوا مى‏دهند

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 22

استنباط كنند، جز آن‏كه بر هر كس به‏اندازه‏ى توان و استعداد و امكانش اين كاوش واجب است كه اجتهاد تفصيلى و يا اجمالى داشته باشد، گرچه بُعْد دُوُمَشْ- به‏اصطلاح- تقليد است، ولى خود اين تقليد هم اجتهادى است اجمالى كه او را در دستيابى به‏حكم الهى مطمئن مى‏سازد.

و از اين‏جا به‏خوبى پيداست كه نخستين مسئوليت عموم مكلفان نسبت به‏احكام خداى تعالى اين است كه در دانستن احكام شرعى خويش خودكفا باشند، چه بى‏واسطه با استنباط شخصى خويش و يا باواسطه و به‏وسيله‏ى فقهايى كه با برهان مفصل آن‏ها را قانع سازند، و چه در صورت عدم امكان اين دو، كه در اين صورت بايد احكامشان را از دانايان متعهد بپرسند، زيرا «اجتهاد» خود نخستين تكليف براى به‏دست آوردن چهره‏ى حقيقى تكاليف شرعيّه است و سپس احتياط و يا تقليد مشروط.

مسأله‏ى 10- آيا «اهل‏الذكر» «1» كه شايستگى و بايستگى اين‏گونه پرسش‏ها را دارند، شرطى در صحت اين پرسش در اين ميان ندارند؟

ج: آيه‏ى زمر كه بيانگر آگاهى شايسته بر حكم خدا است هر دوى اجتهاد و تقليد را براساس «احْسَنَه» مقرر كرده است، و بر اين اساس آيه‏ى نحل هم كه تنها بيانگر راه اصيل اين آگاهى است مكلفان را به‏پيروى از «أحسنه» فرا خوانده است.

و چون «عباد» در اين‏جا عموم مكلفان را دربردارد، و نه تنها خصوص عالمان را، براين‏مبنا، «يَسْتَمِعُونَ القول» نظر به‏قول حَسَن دارد، و نه هر سخنى و از هر كس و ناكسى، زيرا شنيدن همه‏ى گفته‏هاى حق و باطل هم در حوصله‏ى عموم مردم نيست و احياناً گمراه‏كننده هم هست؛ و تنها شرعمدارانند كه شايستگى و بايستگى دارند هر سخن حق و باطلى را بشنوند و بررسى كنند تا باطلش را نفى و بهترينش را انتخاب نمايند.

و خود «أحْسَنَه» نيز- كه «بهترين» است- دليلى است ديگر براين‏كه «قولِ» مورد

__________________________________________________

(1)- درست است كه در اين آيه مورد خطاب كتابيانند، ولى «اهل الذكر» به‏طريق اولى دانايان به‏كتاب و سنت اسلامى مى‏باشند زيرا شرائط سائل و مسئول در كل شرايع همگام و در شرع اسلامى برتر است‏

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 23

ادامه:

شنيدن تنها گفته‏هايى است كه بر پايه‏ى كتاب و سنت به‏گونه‏اى عاقلانه و عادلانه و از شيعه‏ى دوازده امامى و در راستاى حقيقت‏نگرى باشد، كه چنان قول و سخنى از ديدگاه قرآن زيبا و «حَسَن» است، و زيباتر و أحْسَنَش سخنى است كه با قرآن و سنت در راستاى بيان حكم خداى تعالى هماهنگ‏تر و رساتر باشد. كه در غير اين دو صورت مرجع تقليد نه اهل‏الذكر است و نه قولش حسن است تا چه رسد كه احسن باشد.

فتوا دادن كسى كه حداقل يك دوره‏ى كامل احكام قرآن را اصالةً و در حاشيه‏اش سنت قطعيه را درست بررسى نكرده حرام و پيروى از او نيز حرام است؛ زيرا برخلاف گمان بسيارى از فقيهان بيش از هزار آيه‏ى قرآن، پيرامون احكام فقهى در [قرآن كريم‏] موجود است، و حتى تنها پانصد آيه را كه به‏گمانشان تنها آيات احكامند نيز به‏گونه‏اى شايسته مورد استدلال آقايان قرار نگرفته است، و به‏گمان «ظنّى‏الدّلالة» بودنشان اگر برخلاف روايات يا اجماعات يا شهرت‏ها يا فتواهايى باشند مورد تحميل و تأويل قرار داده و برخلاف نص و يا ظاهر مستقر [قرآن كريم‏] مظلوم نظر داده و مى‏دهند.

هم‏چنين حرام است فتوا دادن كسى كه [قرآن كريم‏] را به‏عنوان دليل قطعى قبول نكرده و دلالت لغات و جملات آن را در حدّ ظن و گمان مى‏پندارد، بنابراين بر تمامى بالغان و مكلفان واجب است كه براى به‏دست آوردن فتاواى قرآنى، به‏گونه‏اى شايسته پى‏جويى كنند، زيرا با كمال تأسف و شرمسارى، نظرات بسيارى از فقيهان سنّى و شيعه پايه‏ى قرآنى ندارد و برخلاف نص «1» و يا ظاهرِ مستقرِّ [قرآن كريم‏] «2» است، كه اين هم در نتيجه‏ى بى‏توجهى فقيهان سنّى نسبت به‏قرآن در برابر كتب ششگانه‏شان: «صحاح سّته» و گمانى پنداشتنِ دلائل قطعى قرآن توسط فقيهان شيعى مى‏باشد، و اين خود اساس تهاجم فرهنگى در همه ابعاد اسلامى است كه از جمله آن‏ها استعمار عقيدتى و احكامىِ استعمار گران خارجى و داخلى در ميان مسلمين است كه در مقابله‏ى با آن‏ها، اسلامِ قرآنى و ناب محمدى صلى الله عليه و آله و سلم، تمامى سرچشمه‏هاى گمراهى را زير پا نهاده و تفكرات‏

__________________________________________________

(1)- نّص: يعنى دلالت صددرصد، حكم صريح و قاطع‏

(2)- ظاهر مستقر يعنى: مطلبِ آشكارِ پابرجاىِ قرآن با بررسى كامل‏

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 24

دقيق و اعمال صحيح فردى و اجتماعى و شورايى را- برمبناى [قرآن كريم‏] و سنت- اصلى جاودانه، براى مكلفان قرار داده است.

مسأله‏ى 11- در آيه‏ى نحل «بالبينات و الزبر» پرسش و پاسخش را تنها بر محور «وحى» نهاده، و اين‏جا هم به‏دليل «أحْسَنَه» احسن‏الاقوال را كه تنها نظرات زيباى وحى است مورد شنيدن مقرر كرده كه در نتيجه بهترينش را پيروى كنند، بنابراين سخنى زيبنده براى گفتن و شنيدن براى «عباد» است كه برمبناى سخن معبود باشد و ديگر هيچ.

و اگر در حديث حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام «أحْسَنَه» به‏ميان نيامده و تنها صفات شايسته‏ى مرجعيت مطرح شده‏است، از آن‏رو است كه حضرتش پس از مذمت تقليدهاى كوركورانه- تنها در مقام بيان موارد عمومى تقليد بوده كه تنها اين شايستگان «1» سزاوارند كه مرجع تقليد ديگران باشند و نه ديگران، چنان‏كه آيه‏ى نحل هم همين‏گونه است كه «فَاسْألُوا أهْلَ‏الذِّكر انْ كُنْتُمْ لاتعلمون.» كه در اين آيه‏ى شريفه نيز مورد و مقام عمومى سائل و مسئول را بيان فرموده و در مقام بيان حسن و احسن نبوده است.

و در آيه‏ى «زمر» از ديدگاه «فيتبعون احسنه» پيروى از بهترين اقوال را در راستاى سخنانى كه بر پايه‏ى كتاب و سنت باشد واجب الإتِّباع دانسته، و پيروى از ساير اقوال نيكو را برخلاف روش «عباد» خوانده، و پيروان به‏جز «أحسنه» را گمراه و بى‏مغز دانسته است كه «أوَلئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ و أوَلئِكَ هُمْ أولُوا الألْبابِ» (سوره‏ى زمر، آيه‏ى 18)

__________________________________________________

(1)- در احتجاج طبرسى و تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام از آن حضرت است كه در حديثى مفصل ناشايستگان را در زمينه‏ى تقليد برشمرده و سپس در بيان شرائط شايستگان فرمايد: «فَاْمّا مَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صائناً لِنَفْسِهِ حافِظاً لِدِينِهِ مُخالِفاً عَلى هَواهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلاهُ فَلِلْعَوامِ أنْ يُقَلّدِوُهُ» و اما هر كدام از فقيهان كه برمبناى «بينات و زبر»: كتاب و سنت، فقيه‏اند- آن‏كه خويشتن‏دار است- كه هواى نفس و هواى عقل خود را در احكام خدا به‏ميان نمى‏آورد (و نگهبان دين خود باشد) كه ناموس دين را بر ساير نواميس پنج‏گانه‏ى عقيده و جان و مال و عقل و عِرض مقدم دارد (بر هواى خود مخالف باشد) كه افسار هواى نفسش را به‏خوبى و چالاكى در دست تواناى عقل و ايمان و تقواى خود بگيرد، (و مطيع امر مولايش (خدايش) باشد پس براى عوام است كه از او تقليد كنند. و در اين‏جا «براى» و نه «بر» تنها تجويز تقليد را در مقابل حرمت آن، بازگو كرده است و آيه‏ى زُمَر «بر» را كه وجوب تقليد است در انحصار «أحسنه» (بهترينش) نهاده است. نتيجتاً تقليد فقط در انحصار احْسَن القول است و بس‏

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 25

شاهد همين مدعاست.

مسأله‏ى 12- انتخاب احسن الاقوال يك مسئوليت عمومى و شرعى است كه تكليف شرعى عموم مجتهدان و مقلدان و محتاطان را مشخص و معيّن مى‏كند. چون اطلاق لفظ عباد در آيه شريفه شامل همه‏ى مكلفّان اعم از علما، يا غير علما كه مقلدان و عوامانند مى‏باشد و نه فقط علما و مجتهدان، با اين امتياز كه اينان بايد اضافه‏ى بر نظرات خودشان نظرات همكاران و همراهان خود را نيز با براهينشان بررسى كنند و بهترينشان را با برهان مورد پسندشان پيروى نمايند كه «امرهم شورى بينهم» (سوره‏ى شورى، آيه‏ى 38) خود وسيله‏اى جمعى براى دستيابى به «احسنه» است. و ديگران هم كه توان و يا فرصت اين‏گونه اجتهاد را ندارند بايستى در يافتنِ «احسن‏القول» اجتهاد كنند، كه به‏وسيله‏اى شرعى مانند گواهى دو عادل آگاه و شياع ميان قرآن‏پژوهان و شهرت سالم و با اساس برمبناى قرآن، بدون معارضِ برابر يا قوى‏تر، و يا هر وسيله‏ى ديگرِ شرعى از شايسته‏ترين مجتهدان پيروى كنند كه برحسب حديث حضرت امام عسكرى عليه السلام داراى چهار ويژگى كمياب باشند، و آيا آگاهى بر اين چهار شرط مهم بدون بررسى دقيق و به‏كار بردن عقل و فكر در پرتو ايمان امكان‏پذير است؟ هرگز!.

مسأله‏ى 13- «فَيَتَبِعّوُنَ احْسَنَه» در آيه‏ى شريفه كه پيروى از بهترين نظرات را پيرامون احكام شرعى بر هر مكلفى واجب كرده بدين معنى است كه به‏اين «احسن» گرايش يابند و به‏كارش گيرند. كه در اين ميان اگر به «حَسَنِ» مطلق دست يابند كه احسن‏القول و حكم قطعى الهى است، اين حَسَن مطلق، مسئوليت مطلق مى‏آورد، كه ساير حسن‏ها در برابرش اصلًا حَسَن نيست، بلكه قبيح است، و «احسنه» تنها در جاهايى است كه حقيقت دراين ميان صددرصد خودنمايى نكرده و سخنانى كه درباره‏ى آن است بين حسن و احسن مى‏باشد، كه پسنديده و پسنديده‏تر به‏حساب نزديك و نزديك‏تر به حقيقت بودن است، بنابراين پيروى از «احسنه»: مُتَعَيَّن است و ديگر هيچ، و تنها ميزان و معيار «احسنه» اين است كه صاحب نظر از نظر كاوش و كوشش به‏نگرش و بيان احكام خدا عالم‏تر، متعهدتر و پرهيزكارتر باشد.

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 26

مسأله‏ى 14- «تقليد» و به‏عبارت بهتر و زيباتر «اتّباع از احْسَن‏القول»، تنها پيروى از بهترين نظرات فقيهان متعهد است و فقط بدليل اين‏كه اين فتاوى بهتر و به‏حقيقت نزديك‏تر است، مورد اتباع مى‏باشد، كه اگر صاحب اين نظر زنده يا مرده باشد، بالغ و يا نابالغ، مرد يا زن يا خواجه و در هر شرائطى كه برشمرده‏اند باشد يا نباشد، تنها اعلم و اتقى بودنش شرط است و ديگر هيچ، كه فقط همين راه سالم‏ترين و مطمين‏ترين راه انتخاب براى بهترين رأى مى‏باشد، و تنها همين اساس بايستگى و لزوم اين پيروى است.

مسأله‏ى 15- روى اين اصل از ديدگاه «فَيَتَّبِعُونَ احْسَنَهُ» تقليد ابتدايى از ميِّتى كه عالم‏تر و باتقواتر در راستاى فقاهت است بر همه‏ى مقلدان واجب است، و او بر تمامى مجتهدان زنده و مرده كه ما مى‏شناسيم برترى دارد «1».

زيرا هدف اصلى و يگانه از اجتهاد يا تقليد يا احتياط دسترسى برتر و درست‏تر به‏احكام خداست، چه از نظر مردگان باشد يا زندگان، كه در اين ميان مرجع و مقلَّد اصلى خداست و او هم هميشه حى قيوم است، و تمامى پيامبران و امامان عليها السلام و شرعمداران، همه و همه روايت‏كنندگان احكام خدايند و بس، و روى اين اصل تقليد ميت اعلم اتقى مانند ساير تقليدهاى برتر، در واقع تقليدِ از خداى حى قيوّم است و نه تقليد از مردگان.

وانگهى خود مجتهدان تمامى كوششان در استنباطهاشان به‏دست آوردن نظرات راويان نخستين معصوم از خداست، كه اينان همه به‏جز آخرينشان رحلت كرده‏اند، و در دسترس پرسش‏ها نيستند و اگر تقليد و پرسش از ميت حرام باشد تمامى اين اجتهادها هم حرام خواهدبود، و اگر سخن نخستين بازگو شود كه همه اين‏ها برگشت به‏تقليد از خداى تعالى مى‏كند، عين همين سخن درباره‏ى تقليد از مجتهدان مرده نيز تكرار مى‏شود، و مگر نه اين است كه خودشان از پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليها السلام تقليد مى‏كنند، پس‏

__________________________________________________

(1)- چنان‏كه صاحب حدائق از متأخران و آقايان حكيم، خمينى و خوئى، از معاصران به‏آن تصريح كرده‏اند كه بقاى بر تقليد مرده‏اى كه نسبت به‏زندگان اعلم و اتقى است كلًا واجب است گرچه در مسائلى كه به‏آن‏ها عمل نكرده‏اى‏

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 27

چرا مقلدان خود را از تقليد فقيهان مرده باز مى‏دارند؟

و جاى بسى شگفتى است كه شرط زنده بودن اعلم اتقى در تقليد ابتدايى- كه هرگز دليلى هم از كتاب و سنت جز بر ضدش ندارد- اين همه قوى و اصلى وانمود شده كه مورد حكم تحريم هم قرار گرفته است.

و اين كه گفته‏اند مرده رأى ندارد، و با مرگش رايش نيز مرده است، خود اين سخنى مرده است، و همه‏كس مى‏داند كه «احسن‏القول» تا هنگامى كه بهتر يا برابرش به‏ميان نيايد، آن بهتر هم‏چنان زنده و بايسته‏ى پيروى است گرچه صاحبش مرده باشد. چنان‏كه غير «احسن‏القول» نيز تا هنگامى كه به‏درجه‏ى احسن‏القول نرسيده باشد هم‏چنان مرده است گرچه صاحبش زنده باشد، و آيا نظرات معصومان- به‏علت مرگشان- مرده است!؟؟؟

بنابراين تقليد مجتهد زنده‏اى كه مرده‏اى از او شايسته‏تر است خود تقليدى مرده و تقليد مرده است، و در برابرش تقليد مرده‏اى كه تاكنون از همه‏ى مردگان و زندگان برتر است تقليدى زنده، بلكه تقليد زنده است، كه مورد تقليد تنها «احسن‏القول» است و اين هم زنده است و نه شخص مرده يا زنده.

و اگر بگويند كه رهبرى مسلمين رهبرى دوگانه‏ى سياسى و روحانى است، و شخص مرده نمى‏تواند رهبرى سياسى داشته باشد؟ پاسخش اين است كه اجتهادات سياسى كه برحسب اختلاف شرائط زمانى و مكانى تغييرپذير و گوناگون مى‏شود، مانند ساير مسائل مستحدثه‏ى نوظهور در انحصار مجتهدان زنده و برمبناى نظرات «أحسنه» است، گرچه صاحب اين نظر مبنايى مرده باشد. ولى احكامى كه به‏مقتضاى اختلاف شرائط زندگى دگرگون نمى‏شوند، هم‏چنان در ضرورت «يتبعون احسنه» پاى برجا هستند، كه اگر مجتهد زنده رهبر سياسى نيز باشد، كه خيلى كم اتفاق مى‏افتد چنان‏چه آن رهبر سياسى در احكام غير سياسى اعلم و اتقى نباشد بايد در احكام غير سياسى از اعلم و اتقاى ديگر چه زنده و چه مرده باشد تقليد كرد، و در احكام سياسى كه او- بر فرض- اعلم و اتقى باشد، خودش مورد تقليد خواهد بود، كه در اين‏جا به‏اصطلاح‏

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 28

تَجَزّى در تَقليد واجب است، به‏اين معنا كه بايد تقليدش را جزء جزء كند، در بُعدِ عبادى از مجتهدى كه در آن بعد اعلم است تقليد كند، كه همان‏طورى كه تَجَزِّى در اجتهاد جايز است تجزى در تقليد نيز جايز مى‏باشد.

و اين انتقاد هم كه وجوب يا جواز تقليد ابتدايى مرده حوزه‏هاى علميه را به‏سستى مى‏كشاند، خود سخن سستى است كه حساب نكرده به‏ميان آمده، زيرا خود بقاى بر تقليد ميت از موارد نقض آن است، و نيز اصل اجتهاد بر اين پايه نيست كه هر كس براى رسيدن به‏مقام اجتهاد درس بخواند هدفش اين باشد كه اعلم واثقى و مرجع مسلمين گردد، بلكه «اجتهاد»- چنان كه گذشت- خود واجبى است عمومى، مگر در صورت عذر كه تقليد جايگزين آن مى‏گردد.

وانگهى، اگر هم اجتهاد برمبناى اعلم و مرجع تقليد شدن باشد، هر اندازه همگامانش بيشتر و بيشتر باشند، جديّت مجتهدان نيز در اين راستا بيشتر مى‏شود و نه كمتر، كه شما اگر در حوزه‏اى كوچك باشيد، براى اعلميت در اين حوزه مى‏كوشيد، ولى اگر در حوزه‏ى مركزى باشيد مى‏كوشيد كه اعلميت در اين حوزه‏ى مركزى را به‏دست آوريد، و در هر صورت اين‏گونه عذرهاى بدتر از گناه اگر هم چيزى باشد مصلحت انديشى در برابر نص قرآن است، و هرگز نقشى ندارد، كه هر نقشى هم در برابر نقش قرآن نقش بر آب است.

و بالاخره اين «يَبَّبِعُونَ أحسَنَهُ» تحريكِ بر حركتى است پر بركت كه همواره تمامى مكلفان شايسته با استعداد اجتهادى را در راه رسيدن به‏بهترين و شايسته‏ترين نظر پيرامون حقيقت به‏سيرى خستگى‏ناپذير و هميشگى وامى دارد، كه با تفكر و كوشش و كاوش شخصى، و هماهنگى با همراهان در مقصدهاى ايمانى، سيل خروشان مسلمانان هميشه با بسيج همه‏ى نيروهاى خود براى انتخاب «احسن‏القول» و بهترين راه كوشا باشند، تا از جمود و ركود بر شخص- چه زنده و چه مرده‏اش- آزاد گردند، كه تنها هدف از اين كوشش‏ها يافتن بهترين و نزديك‏ترين راه مورد رضاى خداست كه رهروان حقيقت در آن گام نهند تا آن را بيابند.

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 29

مسأله‏ى 16- بر اين اساس كه اجتهاد و تقليد هر دو براى دست يافتن به «احسن القول» است اگر بدون اين دو وسيله اعمالى را انجام داد، اگر موافق واقع بود- كه خدا مى‏داند- پذيرفته است، زيرا هدف از تكاپوى اجتهاد يا تقليد چيزى جز اين نيست، و در قصد قربت هم كافى است اين‏گونه نيت كند كه به‏اميد موافقت با حكم الهى اين عمل را انجام مى‏دهم، و اگر برخلاف واقع ولى موافق «احسن‏القول» باشد، اين‏جا هم پذيرفته است، كه هدف دوم از اجتهاد و تقليد يافتن احسن‏القول است، ولى اگر مخالفتى دوگانه دارد كه هم برخلاف واقع است و هم برخلاف «احسن‏القول»، در اين دو صورت وجهى براى صحت عمل به‏نظر نمى‏رسد، مگر آن‏كه اين شخص قاصر مطلق باشد، كه تكليف را نداند و هم نداند كه آن را نمى‏داند، و در اين‏گونه موارد حكم قاصران مطلق را دارد، مگر در صورتى كه تقليد غير اعلم جايز بوده و عملش موافق راى او باشد، كه در صورت تقصير هم عملش درست است، و اكنون اگر روزى به‏هوش آمد و خواست خطاى گذشته‏اش را جبران كند، نسبت به‏صورت نخست راهى نيست، زيرا واقعيات مطلق را تنها خداى متعال مى‏داند و سپس رسول گرامى و امامان معصوم عليها السلام، و او كه دستش از اين مراحل دور است و قهراً نمى‏تواند واقعيت‏ها را دريابد تا بفهمد كه اعمالش موافق با آن‏ها بوده يا نه، بنابراين برعهده‏ى اوست اعمالى كه موافق احسن‏القول نبوده يا مخالف احسن‏القول بوده مجدداً انجامش دهد، مگر آن‏كه داخل در بخش دوم باشد يعنى موافق با «احسن‏القول» بوده كه اين‏جا تمامى اعمالى كه موافق آن بوده درست است، امّا اگر موافق «احسن‏القول» نبوده ولى موافق با فتاواى ديگران بوده است وجهى براى درستى آن‏گونه اعمالش در دست نيست، مگر در صورت عدم وجوب تقليد اعلم، و اگر اعمالش با همه‏ى فتاوى مخالف بوده، در اين صورت واجب است تا سرحد امكان چنان اعمالى را تكرار و يا جبران نمايد.

مسأله‏ى 17- در تشخيص تقواى بيشتر احياناً خود مكلف مى‏تواند موفق‏تر از ديگران باشد، و يا از هر راه صحيح شرعى ديگرى به‏دست آورد، مثلًا احتمال نمى‏دهد كه اين مرجع حقيقت را فداى مصلحت! كند، و يا اين احتمال در اين شخص كم‏تر از

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 30

ديگران است، ولى در تشخيص اعلم بودن يا گواهى دو عادل از اهل خبره‏ى قرآنى كه معارض برابر يا برترى نداشته باشند، و يا شهرت و شياع سالم و بى‏دوز و كَلَك كه براساس حقيقت‏نگرى باشد، و يا مكلفى كه خود اهل خبره و تشخيص در مسائل فقهيه است بتواند با بررسى نظرات مجتهدان نظر برتر را در اين ميان يا به‏طور اطمينان و يا- لااقل- احتمال عرفى و عقلايى تشخيص دهد، كه در هر صورت تقليد از اين شخص واجب است، ولى اگر به‏هيچ وسيله‏ى ممكنى نه اطمينان به اعلميت يافت و نه احتمال، اين‏جا مخير است، از هر كدام بخواهد پيروى كند، و يا تقليدش را ميان آنان پخش نمايد، و مسأله‏ى رجوع به‏اهل خبره اصلى است وجدانى و فطرى و شرعى كه اگر خودت از اهل خبره در مسائل شرعيه نيستى به‏خبرگان در اين سامان مراجعه كنى، تا بر پايه‏ى خبره بودنشان شخص مورد اعتمادِ برترِ از نظر علم و تقوى را به‏شما معرفى كنند و اين خبره‏گى و شهرت در انحصار پژوهشگران قرآنى است و بس و نه غيرقرآنى كه بيانگر احسن‏القول نيست بنابراين چون مايقين داريم كه حوزه‏هاى علميّه ما متأسفانه مبناى صد در صد قرآنى ندارند، بنابراين نوعاً نمى‏توانند در اين مسائل مورد مشورت قرار گيرند.

مسأله‏ى 18- اگر گروهى از مجتهدان در تقوا برابرند، ولى از نظر علمى هم هر كدام در بخشى از مسائل فقهيه از ديگران برترند، اين‏جا واجب است تقليدش را برمبناى «احسن‏القول» ميان آنان بخش كند، تا در هر صورت از «احسن‏القول» پيروى كرده باشد.

مسأله‏ى 19- اگر ميان دو يا چند مجتهد تقريباً همسان در علم و تقوى بعضى اعلم و بعضى اتقى باشند، اين‏جا تقليد مجتهد با تقوى‏تر لزوماً مقدم بر عالم‏تر است «1»، زيرا علم تنها كاشف از واقعيت است، ولى تقوى تعهدى است براى نگهبانى واقع، و پر روشن‏

__________________________________________________

(1)- توجه داشته باشيد كه از اين‏جا به‏بعد در هر موضوعى سخن از علم و اعلم و اعلمّيت پيش آيد منظور علم به كتاب اللَّه و سنت قطعيّه رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله است. والّا اعلم به‏كتب ديگر- اعلم به‏اجماعات، شهرات، قالات، قيلات، و ... هر چقدر هم با تقوى باشد چون مبناى علمى او صد در صد قرآنى نيست، تقليدش جايز نخواهد بود.

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 31


ادامه
است كه تعهد بيشتر با تخصص كمتر، برتر و بهتر از تخصص بيشتر با تعهد كم‏تر است.

تقوى هم داراى دو بعدِ حقيقت‏نگرىِ بهتر، و نگهبانىِ بهترِ حقيقت است، كه «إنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً» (سوره‏ى انفال، آيه‏ى 29) «اگر پرهيزگار باشيد خداى تعالى براى شما تميز و تشخيص و نورى قرار مى‏دهد كه حقيقت را بهتر دريابيد».

و چنان‏كه اصل علمِ بى‏تقوى تنها وسيله‏ى نگرش حقيقت است و نه نگهبانى از آن، تقواى بى‏علم هم وسيله‏ى نگرش نسبت به‏واقع و هم نگهبانى از آن است، كه اگر هم در نگرشِ واقع كوتاه‏بين باشد، چنان‏چه واقع را آن‏گونه كه بايد نيافته باشد، در پاسخ پرسش‏هايى پيرامون آن به‏حكم تقوى مى‏گويد نمى‏دانم.

سه بُعد اصلى اعلميت عبارتند از: 1- استعداد بيشتر 2- به‏كار بردن بيشتر اين استعداد 3- مبناى صحيح‏تر در كتاب و سنت.

و در اتقى‏ بودن نيز سه شرطْ اصلى است: 1- جست‏وجوى بيشتر از واقع 2- آن‏چه فهميده خود نيز عمل نمايد 3- آن‏گونه كه فهميده و عمل‏كرده براى ديگران بازگو كند. و چون احتمال تخلف در اين سه تعهد علمى در شخص باتقواتر كم‏تر از شخص عالم‏تر است، بنابراين تقليد كردن از اتقى‏ از تقليد كردن از اعلم- كه هر دوىِ آن‏ها با علم و تقوايند- لزوماً برتر است.

و در صورتى هم كه احتمال با تقوى‏تر ميان كسانى كه در علم و تقوى‏ برابرند داده شود، تقليد آن‏كه برتريش در تقوى‏ احتمال بيشترى دارد- بر همين مبنا- واجب است.

مسأله‏ى 20- چنان‏كه در اصل اجتهاد و تقليد پيروى از احسن‏القول واجب است، در به‏دست آوردن فتواهاى مرجعى كه با اين مبنا اختيار نموده در دسترسش نيست نيز بايستى از شايسته‏ترين ناقلان بشنود و نه از هر مسأله‏گويى، و اگر رساله‏هايى گوناگون از مرجع تقليدش در دست است و معلوم نيست كدام جلوتر نوشته شده بايستى در صورت عدم امكان، به‏آن‏كه مورد اطمينان بيشترى است مراجعه كند، و بالاخره هميشه و در همه جا «احسن‏القول» پيشتاز است.

مسأله‏ى 21- اگر احتمال عاقلانه‏اى بدهد كه فتواى مرجعش در مسأله‏اى عوض‏

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 32

شده بايستى حتى‏الامكان كوشش كند تا يا اين احتمال برطرف گردد و يا اگر نظر كنونى مرجعش را به‏خوبى نمى‏داند، نمى‏تواند پيش از بررسى ممكن از فتواى فعلى به‏فتواى گذشته‏اش عمل كند، كه «احسن‏القول» بايستى مورد اطمينان باشد، زيرا احتمال عوض شدن فتواى گذشته آن را از اطمينان به «احسن‏القول» بودن مى‏اندازد.

مسأله‏ى 22- اگر فتواى مجتهدى را به‏اشتباه براى مقلدش گفت و يا فتواى اين مجتهد پس از بيان صحيح فتوايش عوض شد، در هر صورت واجب است آن مقلد را بدان آگاه كند خصوصاً در جريان نخست، مگر آن‏كه در صورت دوم مطمئن باشد كه خود مقلد به‏احتمال عقلايى عوض شدن فتوى تكليف خود را عمل مى‏كند.

مسأله‏ى 23- اگر توانايى يا امكان اجتهاد مطلق را در تمامى مسائل ندارد، ولى در بعضى مسائل قدرت اين را دارد كه يا خودش با استفاده از كتاب و سنت قطعى اجتهاد نمايد و حكم الهى را به‏دست آورد و يا مجتهد ديگرى آن مسائل را طورى برايش بيان كند كه قانع شود، در اين دو صورت مى‏تواند بلكه واجب است به‏آن‏چه خودش از راه دليل شرعى قانع شده عمل نمايد، مانند حكم نماز و روزه‏ى مسافر، كه به‏مقتضاى نص «يُريدُاللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لايُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ» (سوره‏ى بقره، آيه‏ى 185) درباره‏ى افطار روزه‏ى مسافر كه «عُسْر» را براى افطار در سفر- يا غير آن- موجب حرمت روزه دانسته است «1» و تنها ضرر و خطر را موضوع حكم قصر از كيفيت نماز و افطار روزه دانسته است. در اين صورت بايستى به‏همين نظر عمل كند، زيرا از جريان «إنْ كُنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ» كه موضوع پرسش از «اهل‏الذكر» است بيرون رفته و خودش از اهل‏الذكر در اين مسأله شده است. و در صورتى‏كه مجتهدى از شما كه خود هم مجتهديد- در فتواهايش و يا بعضى از آن‏ها- برمبناى كتاب و سنت- از شما برتر باشد برمبناى اتبّاع از قول احسن بايد در مسائلى كه از شما برتر است از او تقليد كنيد البته برمبناى اجتهادى كه خود آن تقليدى اجتهادى است.

__________________________________________________

(1)- و نيز آيه‏ى (101: نساء) كه كوتاه كردن نماز را در انحصار خطر دانسته، آن هم كوتاهى در كيفيت نماز است و نه در كميتش چنان‏كه در (آيه 31: سوره‏ى بقره) آمده كه «فان خفتم فرجالًا او ركباناً»

رساله توضيح المسائل نوين، ص: 33

چنان‏كه مى‏بينيم بسيارى از مقلدان يا متجزّيان در اجتهاد و بلكه مجتهدانى نيز با مطالعه‏ى كتاب «مسافران» قانع و آگاه شده و تقليد و يا اجتهاد خود را عوض كرده‏اند، كه مجتهدان عادل و با انصاف كسانى هستند كه تعبّد به‏رأى خود ندارند بلكه آن‏ها پيروان دليل‏اند و چون دليلى قاطع بيابند نظر و رأى خويش را بر آن مبنا استوار مى‏نمايند، و ديگران هم برمبناى اين‏كه اين خود «احسن‏القول» است بايد آن را بپذيرند.

و جاى بسيار شگفتى است كه شرعمداران ما نوعاً مسائل دشوار عقلى را در ديد و دسترس عموم مردم مى‏نهند، با آن‏كه بسيارى از آن‏ها كشش دريافتش را ندارند، چون داراى چنان تخصصى نيستند، ولى مسائل فقه عملى را كه عموماً عُرفياتى بيش نيستند، و فهمشان در اختصاص همان عُرف است، از دست رسشان دور نگه مى‏دارند. در صورتى كه خودشان براى دريافت مفاهيم عرفيه‏ى آيات و روايات به‏همان فهم عرفى نيازمندند، و چرا اينطور وارونه عمل مى‏كنند؟ خدا مى‏داند و اهلش.

با آن‏كه روش پيامبر بزرگوار صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه‏ى اطهار عليها السلام همين بوده كه حقايق اسلامى و به‏خصوص احكام شرعيه را در حد امكان با براهينش در دسترس عموم مى‏نهادند، تا هر كس به‏اندازه‏ى توان و استعدادش از اين معارف بى‏كران بهره گيرد، و حتى‏المقدور در دريافت حقايق دين خودكفا گردد.

و به‏استثناى امامان معصوم عليهم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصطفی آقایی
۱۲:۰۹, ۱۱/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۰ ۱۲:۱۰ توسط آزرم‌شاه.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام دوباره خدمت دوستان
خواستم بگم که توی این سایتی که معرفی کردم ، جدیدا فایل های صوتی زندگینامه آیة الله صادقی (رحمة الله علیه) همراه با چند کتاب جدید و نرم افزار ترجمان قرآن از ایشون قرار داده شده که می تونید دانلود کنید و لذت ببرید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۱۶, ۱۳/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۰ ۱۴:۵۶ توسط آزرم‌شاه.)
شماره ارسال: #5
آواتار
سلام علیکم دوستان عزیز
امروز لینک های دانلود آثار استاد علامه آیة الله صادقی تهرانی رحمة الله علیه را از سایت الفرقان برایتان می گذارم که البته فقط این ها نخواهد بود ،بلکه سایت ایشان تقریبا هر روز به فایل های دانلودش اضافه می کند که تالیفات و آثار ایشان از 100 تا بیشتر است!!!
لذت ببرید:

........ دانلود آثار خادم القرآن حضرت آیت الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی ........

1- دانلود آثار معظم له، جهت استفاده شما دوست عزیز، بارگذاری شده و پرینت آن برای استفاده شخصی تا دو بار، بلا مانع است. لیکن، مبادرت به تکثیر و انتشار آثار بدون مجوز رسمی از دفتر معظم له، شرعا مورد اشکال است .

2- استفاده قسمتی از متن کتب در وبلاگ و یا سایت با ذکر منبع کتاب بلا مانع است .

3- لینک دانلود به سایت فرقان جهت دانلود آثار بلا مانع است و در صورت بر قراری دانلود آثار در هر سایت و یا وبلاگ بدون لینک دانلود و ذکر منبع سایت رسمی معظم له، با توجه به قانون حقوق مولفین، شرعا مورد اشکال است .

در ادامه تعدادی از کتب تالیف شده بقلم مرحوم آیت الله صادقی تهرانی جهت دانلود کاربران گرامی ، قرار داده شده است .

جهت مطالعه کتب نیاز به نرم افزار آکروبات دارید که امکان دانلود آن فراهم شده : Acrobat Reader


آثار فارسی ................................................................................


1 . آيات رحمانى (در پاسخ به كتاب آيات شيطانى)

2 . پرسش و پاسخهاى احكام قضايى بر مبناى قرآنى

3 . اسرار و مناسک , حج

4 . نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام

5 . رساله توضيح المسائل نوين

6 . ستارگان از ديدگاه قرآن

7 . علم قضاوت

8 . فقه گویا

9 . مفت خواران از ديدگاه كتاب و سنت

10 . نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر

11 . نماز و روزه مسافر از دیدگاه قرآن

12. تاریخ اندیشه و تمدن

13. ترجمان فرقان 5 جلدی ( تفسیر مختصر قرآن کریم )

جلد 1 ترجمان فرقان ------------- جلد 2 ترجمان فرقان
جلد 3 ترجمان فرقان ------------ جلد 4 ترجمان فرقان

جلد 5 ترجمان فرقان

14. بشارت عهدین

15 . علی و زمامداران





آثار عربی .........................................................................................




1. الفرقان فی تفسیر القرآن ( بالقرآن و السنه ) 30 مجلد به ترتیب زیر:

الفرقان جلد 1 ------- الفرقان جلد 2 ------- الفرقان جلد 3
الفرقان جلد 4 ------- الفرقان جلد 5 ------- الفرقان جلد 6



2. حق الفرقان ردا على الفرقان الحق

3. علی و الحاکمون

4. اصول الاستنباط

5. على شاطی الجمعه



آثار صوتی ............................................................................

1. زندگی نامه خادم القرآن آیت الله دکتر صادقی تهرانی در 32 قسمت به ترتیب زیر:

زندگی نامه خادم القرآن 1 ---------------- زندگی نامه خادم القرآن 2

زندگی نامه خادم القرآن 3 ---------------- زندگی نامه خادم القرآن 4

ادامه زندگی نامه صوتی خادم القرآن بزودی بارگذاری می شود. ان شاء الله.
که اون رو باید توی سایت الفرقان پیدا کنید.

از مطالب لذت ببرید!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، ghadimi2
۲۲:۲۳, ۱۸/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/تیر/۹۰ ۲۲:۲۵ توسط آزرم‌شاه.)
شماره ارسال: #6
آواتار
دوستان گرامی!!!
بنده تصمیم گرفتم هر از چند گاهی برای آشنایی شما با دانشمند بزرگ ، علامه صادقی تهرانی ، قسمت هایی از کتاب هاشون رو توی بخش معرفی کتاب و اصول عقاید شیعه بگذارم ؛ از دست بدید حیفه!
اولین اون ها رو که قسمتی از رساله ایشون بود در بالا دیدید
دومین قسمت هم اومد که بخشی از کتاب بشارت عهدین هس و در مورد اثبات قطعی خاتمیت قرآن و پیامبر است ، لینک این صفحات رو در پایین می بینید:
در بخش عقاید شیعه : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-4574.html
در بخش معرفی کتاب : http://forum.bidari-andishe.ir/thread-4575.html
امکان دانلود کتاب بشارت عهدین هم توی همین دو صفحه بالایی گذاشته شده همین طور در همین پاسخ بالایی!
لذت ببرید ضد ماسون ها!!!!!!!!!!!!!!!!!Angel
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، basir
۱۵:۵۶, ۲۱/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۰ ۱۵:۲۳ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #7
آواتار
کتاب ترجمان قرآن آیة الله صادقی
کامل ترین و صحیح ترین ترجمه

کسانی که به مباحث یا خود شخص آیة الله صادقی تهرانی رحمة الله علیه علاقه مند شدند ، می تونن با ثبت نام توی سایت جامعه علوم قرآن (الفرقان) برای ماه رمضان یک قرآن از این سایت با ترجمه محشر آیة الله صادقی تهرانی و با ظاهری عالی هدیه بگیرند.

ویژگی های این ترجمه (که خودم اون رو دارم) این هاست که هیچ ترجمه ای نداره:
1- مترجم ، بعد از 60 سال و اندی تمرکز بر روی قرآن و کار و تدریس قرآنی و نوشتن قریب به 120 اثر و کتاب قرآنی که یکی از اون ها تفسیر 30 جلدی الفرقان هست این ترجمه رو انجام داده و این ترجمه رو حاصل عمر و پژوهش های علمی خودش می دونه!
2- ترجمه خیلی روان و زیبا هست و توسط کسی نوشته شده که به ادبیات فارسی خیلی اهمیت می ده طوری که بنده حقیر وقتی اون رو می خوندم مثل این بود که کتاب رمان جلوی من هست.
3- در پایین هر صفحه ، اگر آیاتی دارای توضیحی تفسیری مهمی باشد آن ها را ذکر کرده و مطالب خیلی جالبی نوشته!
4- خودتون با خوندن ادامه مطلب یا تهیه این ترجمه ارزشمند می فهمید!


باید عرض کنم که این ترجمه اون قدر دارای ارزش علمی هست که فاضل ارجمند جناب آقای بهاء الدین خرمشاهی و نیز پژوهشگران قرآنی دیگری بر این ترجمان قرآن نقد نوشته اند که علامه صادقی تهرانی جواب داده و بحث جالب علمی شکل گرفته است ، این نقد رو می تونید از لینک ذیل دریافت کنید: نقد ترجمان قرآن

این هم توضیحاتی از زبان مترجم در خصوص ترجمان قرآن خودشان :

به نام خدا رحمتگر بر آفریدگان ، رحمتگر بر ویژگان

بر حسب آياتى از قرآن مانند" واعتصموا بحبل اللَّه جميعاً و لا تفرقوا" (آل عمران:103) چنان مى‏نمايد كه با شرائط ممكنه مى‏توان با بررسى كامل و دقت شامل در قرآن حداقل به عصمت علمى آن دست يافت. در نتيجه براى پويندگان و جويندگان معارف قرآن هرگز تفاوتى جز در بعد تكاملى نخواهد ماند، اگر هم تشابه اندكى در اثر عدم عصمت اينان به وجود آيد، با" و امرهم شورى بينهم" (شورى: 37) بر طرف مى‏گردد و به محكم مى‏رسد.

نويسنده در جهت رسيدن به تكامل معنوى و دستيابى به" نورٌ على نور" پذيراى نظرات علمى و رسا مى‏باشد، كه نور با نور تضادى ندارد، و تنها در مقدار پرتوهاى نورانى، تامل و از دياد قابل تصور است، و هرگز تضادى ماهوى در آن متصورنيست.

البته اين نظر خواهى چنانكه گذشت در طى شصت سال بحث و بررسى آيات قرآن و جلسه‏اى مخصوص اين ترجمان با همراهى قرآن پژوهان به انجام رسيده، و اثر حاضر، عصاره‏اى از تلاش بى‏وقفه اين سالهاست.

در پايان بايد گفت تفسير قرآن به معناى توضيح معانى پنهان آن نيست، بلكه به معناى استفسار از آن است، مفسر قرآن در تفسير آن، تنها مستفسر از قرآن است، كه آيات را به وسيله آيات ديگر- بدون هيچ گونه پيش فرض، علاقه يا انتظار و تحميل، تنها در صدد تبيين قرآن با بيان خود قرآن بوده، و با ناديده گرفتن افكار و انظار و اقوال غير مطلق ديگران، و تحميلات علوم بشرى (چه دينى و چه غير دينى)- با نظر صائب و راست‏نگر مقاصد الهى را جويا شوند، به اين ترتيب مفسرِ قرآن خداست و بس:" و لا يأتونك بمثل الا جئناك بالحق و احسن تفسيراً" (الفرقان/ 25، 33) كه قرآن خود حاوى كل حقايق درونى و برونى است. و" احسن تفسيراً" بودن قرآن در كليت خود، نسبت به خود و ديگر حقايق همچنان باقى و پابرجا است.

تنها كوشش مفسران براى به دست آوردن معارف قرآن بر مبناى دلالتهاى روشن و روشنگر قرآنى است، چرا كه قرآن از نظر لغت همانند معنايش، غنى‏ترين تعبيرات را در بالاترين مراحل اعجاز بيانى وحيانى و ربانى داراست، برهان، بيان، تبيان، مبين، نور، حجت بالغه و از اين قبيل واژه‏هاى قرآنى، روشنگرى كامل و برتر آن را براى ما روشن مى‏سازد.

در اين ترجمان كه ترجمه خالص قرآن است، هيچ قرائنى از قرائات گوناگون مورد نظر نيست، و تنها قرائت متواتر قرآن است و بس كه وحدت و قطعيت دارد، و مبناى يگانه تفسيرها و ترجمه‏هاى قرآن است، اگر هم قرائتهاى ديگرى از قرآن متواتر باشد، در برابر تواتر قطعى و جهان‏شمول قرآن، ناچيز و قطعاً باطل است.

ما مى‏كوشيم پيامهاى زمان حال و زمانهاى آينده قرآن را بدون هيچ گونه تحميل و يا تجميلى براى جويندگان بازگو كنيم.

قرآن در سخنى كوتاه و گويا، رساترين بيان است، حتى از نظر موسيقى و وزن لفظى، در لغات و جملاتش نشانه‏هاى وحيانى ربانى مشهود است. وزنش نه وزن شعر است نه نثر، بلكه هر دو و برتر از هر دو است، در حدّى كه در توان غير خدا نيست، وزن و لفظ آن به گونه‏اى تناسب و انسجام با معنا دارد كه گوئى معناهايش در آن تجسم يافته است، از مفهوم تهديد و ترس با لغاتى تهديدآميز و ترساننده تعبير مى‏كند؛ مانند «الصاخه»، «القارعة» كه تعبيرى از خشونت روز رستاخيز نسبت به گنهكاران است.

بهترين انعكاس واقعيت‏ها با مناسب‏ترين لغات و عبارات تنها در قرآن است و بس، و حتى نه در ديگر وحى‏هاى ربّانى، اين جريان همگانى وحيانى درجه اول قرآن، به مناسبت خلود و ابديت آن است براى همه مكلفان در طول تاريخى و عرض جغرافيايى جهان، به صورتى كه دلالت اين لغات و اين جملات و عبارات در بالاترين حد اعجاز رساننده قطعى مرادات الهى است، و اگر هر حرف يا حركت، يا نقطه و لغتى از آن را برداريم هيچ چيزى بهتر از آن و يا برابر آن براى تكميل آيه و دلالت قرآن يافت نمى‏شود.

بر حسب آياتى از قرآن مانند" واعتصموا بحبل اللَّه جميعاً و لا تفرقوا" (آل عمران:103) چنان مى‏نمايد كه با شرائط ممكنه مى‏توان با بررسى كامل و دقت شامل در قرآن حداقل به عصمت علمى آن دست يافت. در نتيجه براى پويندگان و جويندگان معارف قرآن هرگز تفاوتى جز در بعد تكاملى نخواهد ماند، اگر هم تشابه اندكى در اثر عدم عصمت اينان به وجود آيد، با" و امرهم شورى بينهم" (شورى: 37) بر طرف مى‏گردد و به محكم مى‏رسد.

نويسنده در جهت رسيدن به تكامل معنوى و دستيابى به" نورٌ على نور" پذيراى نظرات علمى و رسا مى‏باشد، كه نور با نور تضادى ندارد، و تنها در مقدار پرتوهاى نورانى، تامل و از دياد قابل تصور است، و هرگز تضادى ماهوى در آن متصورنيست.

البته اين نظر خواهى چنانكه گذشت در طى شصت سال بحث و بررسى آيات قرآن و جلسه‏اى مخصوص اين ترجمان با همراهى قرآن پژوهان به انجام رسيده، و اثر حاضر، عصاره‏اى از تلاش بى‏وقفه اين سالهاست.

ما مى‏كوشيم پيامهاى زمان حال و زمانهاى آينده قرآن را بدون هيچ گونه تحميل و يا تجميلى براى جويندگان بازگو كنيم.


والسلام علی عبادالله الصالحین
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: basir ، حضرت عشق
۱۴:۲۲, ۲۲/تیر/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
سلام علیکم دوستان
بنده بخشی دیگر از کتاب بشارت عهدین رو توی صفحه مربوطه اش درباره بدعت تثلیث در مسیحیت نوشته ام که می توانید ببینید:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-45...l#pid31240
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: basir
۰:۴۵, ۲۸/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۰ ۳:۳۴ توسط آزرم‌شاه.)
شماره ارسال: #9
آواتار
درباره کتاب آفریدگار و آفریده نوشته آیة الله صادقی

مقدمه چاپ پنجاهم کتاب آفریدگار و آفریده

این دفتر که در سال 1337ه.ش به قلم توانای نویسنده به رشته تحریر درآمد ، تا کنون چه در هجرت 17 ساله مولف از ایران برای بنیانگزاری انقلاب اسلامی و چه قبل و بعد از آن حدود یک میلیون نسخه از آن به چاپ رسیده و به زبان های عربی و اردو هم منتشر شده است. و اکنون نیز برای پنجاهمین بار با تصحیح کامل به چاپ می رسد تا در دسترس محبان انقلاب علمی قرآنی در ایران و سایر مسلمانان انقلابی جهان قرار گیرد ؛ و البته بسیار مطلوب است که به زبان های دیگر ترجمه شود تا موجب نشر دعوت توحیدی در سراسر جهان گردد.
این گفتگوی مختصر بطور مفصل در کتاب ((حوار بین الالهیین و المادیین)) -به زبان عربی-در زمان هجرت نگارنده تالیف و چاپ شده ، و پس از انقلاب نیز ترجمه اش به نام ((ماتریالیسم و متافیزیک)) چندین مرتبه با تیراژ بیش از 50 هزار نسخه به چاپ رسیده ، که امید است مورد استفاده علاقمندان به فلسفه قرآن و عترت (علیهم السلام) قرار گیرد تا در مقایسه آن با فلسفه بشری ، ارزش فلسفه الهی که بر مبنی وحی است روشن گردد

قم-جامعه علوم القرآن
1378ه.ش


تقریظ حکیم الهی و عارف ربانی آیة الله العظمی محمد تقی آملی به کتاب آفریدگار و آفریده نوشته آیة الله صادقی

بسم الله الرحمان الرحیم
سپاس خدایی را سزاست که ما را از خود پرستی به خدا پرستی ارشاد کرد و باب خداشناسی را بر روی دل ما گشود و ما را نابینا در معرفت خود قرار نداد ((الحمد لله الذی عرفنا نفسه و لم یجعلنا عمیان القلب)) و درود نامحدود بر فرستاده محمودش باد که ما را به مذهب حنیف دلالت کرد و از شرک نجات داد ((الحمد لله الذی هدانا بالاسلام و جعلنا من امة محمد صلی الله غلیه و آله لم یجعلنا من سائر الامم)) و بر ذریه اطهرین و انجبین او باد که : ((بهم عرف الله و بهم وحد و بهم عبد))
بر دانشمندان بصیر پوشیده نیست که اهل معرفت در مقام خداشناسی به السنه مختلفه و بیانات گوناگون ، لسانا و قلما بیانات وافیه و تقریرات شافیه نموده اند ، لکن با همه صرف وسع ، بمقام شامخ قدوه اهل تحقیق و تدقیق نرسیده اند ، و به حکم ((ترک الاول للآخر)) این سعادت نسیب جناب مستطاب ، وحید زمان و نادره دوران آقای آقا میرزا محمد صادقی تهرانی (لسان المحققین) دام عمره گردید که به تحریر این کتاب مبارک موفق گردید؛
بر ناظر بصیر در این کتاب هویداست که کسی بر این طرز و اسلوب در این مطالب عظیم قبل از ایشان قلم فرسایی نکرده و این سعادت نصیب معظم له گردیده و این موهبت بدیشان بخشوده شده.
((فلله الحمد علی ما ناله و أعطاه و له الشکر علی وهبه و أهناه
و أنا العبد المذنب الخاطئ محمد تقی آملی
عفی الله عن جرائمه - 1382 ه.ق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: basir ، حضرت عشق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Lightbulb @ معرفی سایت های حاوی کتاب ها و مقالات ارزشمند و مفید @ neyestan23 14 8,638 ۱۷/مرداد/۹۴ ۱۰:۳۰
آخرین ارسال: zaviyehdid
  کتابی فوق العاده ارزشمند برای طالبان سلوک الی الله علی 110 38 26,496 ۲۶/بهمن/۹۲ ۱۶:۰۷
آخرین ارسال: mohebALI
  رادیو کتاب افتتاح میشود! الحمد الله!! AMINI 0 1,101 ۲۲/آبان/۹۱ ۱۸:۴۷
آخرین ارسال: AMINI
  (بیش از 50 کتاب ارزشمند در یک فایل) hed_gol 3 2,115 ۲۰/تیر/۹۱ ۱۱:۵۵
آخرین ارسال: xX313Xx
Rainbow کتب ایت الله محمد صادقی تهرانی muhannad 0 1,734 ۲۵/فروردین/۹۱ ۱۳:۱۳
آخرین ارسال: muhannad
  کتاب بشارت عهدین علامه صادقی تهرانی آزرم‌شاه 2 4,616 ۲۲/تیر/۹۰ ۱۴:۲۱
آخرین ارسال: آزرم‌شاه
  هدیه ماه رمضان به طالبان کتاب الله: ترجمان قرآن علامه صادقی آزرم‌شاه 2 2,994 ۲۱/تیر/۹۰ ۲۳:۵۶
آخرین ارسال: آزرم‌شاه

پرش در بین بخشها:


بالا