کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گام به گام عملی و مستند دوستی و انس با روح یک شهید
۱۵:۱۷, ۲۳/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۸:۲۲ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #1
آواتار
Heart HeartHeartدر دل با شهدا چیز دیگریستHeartHeartHeart Heart

سلام به همه همسنگری های بیداری اندیشه.
[/b]

چند روزی بود دلم میخواست برم مهمونی.اما هی به دستام نگاه میکردم هی جلوی دستام ..هی پشت دستام.
نه نمیشه ...اخه من با این دستا کجا برم؟
روم نمیشه خب...زشته ..تحویلم نمیگیرن..اصلا تحویلم هم بگیرن من روم نمیشه این دستامو نشون بدم...

اخه میدونید دستام پر از گناه بود ...

حتی شاید بابای زمان هم دیگه از دیدن دستام خسته شده...خیلی دلم گرفت ...

حیف با خوبان عالم فامیل هم که نشدیم...
حیف.....
یه هو یاد داداش سید مهدی افتادم...همون داداشی قدیما بیست و یک سالش بود هنوزم که هنوزه بیست و یک سالشه.
دقیقا روز تولد بیست و یک سالگیم رفتم دم در خونش .یعنی خودش منو دعوت کرده بود وگرنه من که ادرسش رو نداشتم...بهم قول داده بود که حتما یه جفت کفش به عنوان کادو تولدم بهم بده ...کفشایی که منو ببرن بهشت ... البته هنوز کادو تولدم رو ندادا...ولی من منتظرم و میدونم داداشم بد قول نیست...
اخی پیداش کردم که با این دستای زشت در خونه کی برم...در خونه داداش سید مهدی

غروب بود گفتم کاری رو عقب بندازم و برم خونه داداشم .رفتم گفتم سلام داداش سید مهدی من اومدم یاد اوری کنما پس این کفشام کو؟؟؟؟؟؟؟
مگه قول ندادی زودی بهم بدی...راستی داداش یه کار خیلی مهم رو گذاشتم اومدم پیش تو که فقط ببینمت .ببخشید دیگه باید برم داره شب میشه...خداحافظ



اومدم خونه موقع خواب بود هنوز تو فکر داداش سید مهدی بودم که یه هو یه خبری بهم رسید ....بعد هزار بار خدا رو شکر کردم که به جای اون کار مهم که برام شوم بود داداشم منو به خونه خودش دعوت کرده بود نذاشت که من برم اونجا...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجنون العباس ، yamin ، Ali#59 ، السا ، سیمرغ ، Just God
۱۸:۲۵, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۸:۴۲ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام دوست هم سنگری راستش چند وقت پیشها تو وبلاگهای متفاوت یک طرحی رو دیدم که الان فکر کردم جاش تو سنگر بیداری اندیشه خیلی خالیه




[b]طرح دوستی با شهدا
تا حالا بهش فکر کردین؟اگه جوابتون منفیه تا اخر این تاپیک رو مطالعه کنید[/b]
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.




گام (1) :انتخابیک شهید :[تصویر: green-tik.jpg]
برید نزدیکترین مزار شهدای شهرتون ...لا به لای مزارها قدم بزنید یه جا توقف میکنید ...اره خودشه این همون دوست شهید شماست
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


[b][تصویر: green-tik.jpg] گام (2) : عهد بستن با شهید :
یه جا که جلو چشمتون باشه بنویسید و امضاءکنید :

با دوست شهیدمعهدمیبندم پای رفاقتم با او تا لحظه شهادتم خواهم موند و در مسیر رسیدن به خدا ازتذکراتاو رو بر نمیگردونم.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

[تصویر: green-tik.jpg] گام (3) : شناخت شهید :
تا میتونید از دوست شهیدتون اطلاعات جمع آوری کنید. ( عکس, متن, صوت, کلیپ, دستنوشته, وصیتنامه, خاطرات همرزمان, خاطرات همسر شهید, پوستر و ....)

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
[تصویر: green-tik.jpg] گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید:

از همین الان هر کار خیر و ثوابی انجام میدید مثل ( نماز واجب و مستحبی, ادعیه, زیارات, صدقه, حتی درس خواندن برای رضایت خدا, روزه و خمس و زکات و ....) سریع در ابتدا یا انتهای آن به زبان بیاورید :
( خدایا طاعت من اگرچه ناقص است ولی یه نسخه از ثوابشو هدیه میکنم به روح دوست شهیدم )
طبق روایات نه تنها از ثواب شما کم نمیشه بلکه بابرکت تر هم خواهد شد !
توجه : مطمئناً شهید با کمالات و رتبه ای که داره نیازی به ثواب ماها نداره. پس دلیل این گام چیه !؟؟
جواب : شما با اینکار ارادت و خلوص نیت و علاقتون رو به شهید نشون میدید. یعنی به شهید میگید چیزی بهتر از ثواب اعمال یافت نکردم که تقدیم دوست کنم.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
[تصویر: green-tik.jpg] گام (5) : درگیر کردن خود با شهید :
سریعا همین الان عکس بک گراند گوشی موبایلتونو عوض کنین و عکس شهید رو بذارید.از امروز همه پیامک ها و تماس هاتون توسط دوست شما بررسی میشه ! همینکارو برای دسکتاپ کامپیوتر هم انجام بدید.محل کارتون, کیف جیبی, داشبورد ماشین, هرجا میتونید یه عکس یا نشونه از شهیدتون بذارید. صبح بعد از سلام به امام عصر عجل الله، اولین نفر به دوست شهیدتون صبح بخیر بگید و شب هم آخرین شب بخیر..

در طول روز تا میتونید با روح شهید حرف بزنید. مدام به او و خـــدای متعال فکـــــــر کنید و هرکار دیگری که صلاح میدونید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

[تصویر: red_blinker.gif] گام (6) : عدم گناه به احترام شهید ! :
خود شهید اسم این گام رو گذاشته : آخرین حجاب !
روح شهید تا این گام 5 بسیار بسیار از شما راضیه و تمایل شدیدی به شروع رابطه داره ولی !
آیا در حضور دوست جدید معنوی و به این باصفایی میتوان گناه کرد !؟
نگاه هامون, رابطمون با همکلاسی های نامحرم و اساتید نامحرم, چت با نامحرم, غیبت, دروغ, کاهل نمازی, کم فروشی, کم کاری در شغل, بداخلاقی در منزل و .....
جواب این سوال با خود شما....
[/b]

[b]و.
.
.
.
.
.
.
.
.
.[/b]

[b]
[تصویر: green-tik.jpg] گام (7) : اولین پاسخ شهید:
کمی صبر و استقامت در گام 6 آنچنان شیرینی ای در این گام برای شما خواهد داشت که در گام بعدی انجام گناه براتون سخت تر از انجام ندادن اونه !
با توسل به دوست شهید و مصلحت خدا برخی نشانه ها را خواهید دید (ان شاء الله) :
خواب دوست شهیدتون.
انواع روزی های معنوی جدید !
لذت عبادت و نمازهایی با حس و حال جدید !
دعوت به قبور شهدا و راهیان نور جنوب و غرب.
دوستان معنوی جدید.
پیامی, نشانه ای, گفتگویی و
.....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
[تصویر: green-tik.jpg] گام (8) : حفظ و ارتقاء رابطه تا شهادت :[b]
گام های سختی را گذرانده اید. درسته ؟
حال به مدد دوست شهید میتونید توسل به ائمه اطهار (سلام الله علیهم) را بصورتی جدید و شیرین تر پی بگیرید...
و در نهایـــــت به خود خـــــــدا[/b] برسید...
( نسئل الله منازل الشهــــــداء)





مطمئنا با شیرینی ای که چشیده اید از این مسیر خارج نخواهید شد... اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، N.Mahdavian ، ساجد ، سیمرغ
۴:۰۸, ۲۷/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۲ ۴:۱۲ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام داداش شهیدم HeartاHeart

الهی قربون درد کشیدنت برم..
ای کاش اون لحظه پیشت بودم اون موقعی رو میگم که خیلی درد داشتیییییییییییییییییییی

الهی........ای کاش بودم و نوازشت میکردم شاید کمتر دردت میگرفت...
اون وقت راحت تر میرفتی پیش فرشته ها
این لحظه رو میگم[تصویر: 2_shohada.JPG]داداشی.مگه تو چند سالت بود اخه این قدر مرد بودیییییییییی
داداشی اوضاع خوبه؟بدون ابجی اونجا بهت خوش میگذره؟
ما هم خوبیم ...دبگه اینجا چه خبراستتتتتت؟ اخه Sad
اما فقط اخه چجوری بگم
اما فقط اون کوچولو یه خورده گشنش بود
[تصویر: 2011_7_7_17_27_58579.51864i7b0oj.jpg.jpg]
بعد اینکه یه کوچولو فقط همسایهامون این شکلی شدن
[تصویر: n_714.jpg]فقطم ...........
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا