|
گام به گام عملی و مستند دوستی و انس با روح یک شهید
|
|
۱۵:۱۷, ۲۳/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۸:۲۲ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() در دل با شهدا چیز دیگریست![]() ![]() ![]() سلام به همه همسنگری های بیداری اندیشه.[/b] چند روزی بود دلم میخواست برم مهمونی.اما هی به دستام نگاه میکردم هی جلوی دستام ..هی پشت دستام. نه نمیشه ...اخه من با این دستا کجا برم؟ روم نمیشه خب...زشته ..تحویلم نمیگیرن..اصلا تحویلم هم بگیرن من روم نمیشه این دستامو نشون بدم... اخه میدونید دستام پر از گناه بود ... حتی شاید بابای زمان هم دیگه از دیدن دستام خسته شده...خیلی دلم گرفت ... حیف با خوبان عالم فامیل هم که نشدیم... حیف..... یه هو یاد داداش سید مهدی افتادم...همون داداشی قدیما بیست و یک سالش بود هنوزم که هنوزه بیست و یک سالشه. دقیقا روز تولد بیست و یک سالگیم رفتم دم در خونش .یعنی خودش منو دعوت کرده بود وگرنه من که ادرسش رو نداشتم...بهم قول داده بود که حتما یه جفت کفش به عنوان کادو تولدم بهم بده ...کفشایی که منو ببرن بهشت ... البته هنوز کادو تولدم رو ندادا...ولی من منتظرم و میدونم داداشم بد قول نیست... اخی پیداش کردم که با این دستای زشت در خونه کی برم...در خونه داداش سید مهدی غروب بود گفتم کاری رو عقب بندازم و برم خونه داداشم .رفتم گفتم سلام داداش سید مهدی من اومدم یاد اوری کنما پس این کفشام کو؟؟؟؟؟؟؟ مگه قول ندادی زودی بهم بدی...راستی داداش یه کار خیلی مهم رو گذاشتم اومدم پیش تو که فقط ببینمت .ببخشید دیگه باید برم داره شب میشه...خداحافظ اومدم خونه موقع خواب بود هنوز تو فکر داداش سید مهدی بودم که یه هو یه خبری بهم رسید ....بعد هزار بار خدا رو شکر کردم که به جای اون کار مهم که برام شوم بود داداشم منو به خونه خودش دعوت کرده بود نذاشت که من برم اونجا... |
|||
|
|
۱۸:۲۵, ۲۴/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۸:۴۲ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام دوست هم سنگری راستش چند وقت پیشها تو وبلاگهای متفاوت یک طرحی رو دیدم که الان فکر کردم جاش تو سنگر بیداری اندیشه خیلی خالیه
[b]طرح دوستی با شهدا تا حالا بهش فکر کردین؟اگه جوابتون منفیه تا اخر این تاپیک رو مطالعه کنید[/b] . . . . . . . . . . گام (1) :انتخابیک شهید : ![]() برید نزدیکترین مزار شهدای شهرتون ...لا به لای مزارها قدم بزنید یه جا توقف میکنید ...اره خودشه این همون دوست شهید شماست . . . . . . . . . . [b] گام (2) : عهد بستن با شهید : یه جا که جلو چشمتون باشه بنویسید و امضاءکنید : با دوست شهیدمعهدمیبندم پای رفاقتم با او تا لحظه شهادتم خواهم موند و در مسیر رسیدن به خدا ازتذکراتاو رو بر نمیگردونم. . . . . . . . . . . گام (3) : شناخت شهید : تا میتونید از دوست شهیدتون اطلاعات جمع آوری کنید. ( عکس, متن, صوت, کلیپ, دستنوشته, وصیتنامه, خاطرات همرزمان, خاطرات همسر شهید, پوستر و ....) . . . . . . . . . . گام (4) : هدیه ثواب اعمال خود به روح شهید: از همین الان هر کار خیر و ثوابی انجام میدید مثل ( نماز واجب و مستحبی, ادعیه, زیارات, صدقه, حتی درس خواندن برای رضایت خدا, روزه و خمس و زکات و ....) سریع در ابتدا یا انتهای آن به زبان بیاورید : ( خدایا طاعت من اگرچه ناقص است ولی یه نسخه از ثوابشو هدیه میکنم به روح دوست شهیدم ) طبق روایات نه تنها از ثواب شما کم نمیشه بلکه بابرکت تر هم خواهد شد ! توجه : مطمئناً شهید با کمالات و رتبه ای که داره نیازی به ثواب ماها نداره. پس دلیل این گام چیه !؟؟ جواب : شما با اینکار ارادت و خلوص نیت و علاقتون رو به شهید نشون میدید. یعنی به شهید میگید چیزی بهتر از ثواب اعمال یافت نکردم که تقدیم دوست کنم. . . . . . . . . . . گام (5) : درگیر کردن خود با شهید :در طول روز تا میتونید با روح شهید حرف بزنید. مدام به او و خـــدای متعال فکـــــــر کنید و هرکار دیگری که صلاح میدونید. . . . . . . . . . گام (6) : عدم گناه به احترام شهید ! : خود شهید اسم این گام رو گذاشته : آخرین حجاب ! روح شهید تا این گام 5 بسیار بسیار از شما راضیه و تمایل شدیدی به شروع رابطه داره ولی ! آیا در حضور دوست جدید معنوی و به این باصفایی میتوان گناه کرد !؟ نگاه هامون, رابطمون با همکلاسی های نامحرم و اساتید نامحرم, چت با نامحرم, غیبت, دروغ, کاهل نمازی, کم فروشی, کم کاری در شغل, بداخلاقی در منزل و ..... جواب این سوال با خود شما....
[/b] [b]و. . . . . . . . . .[/b] گام (7) : اولین پاسخ شهید: کمی صبر و استقامت در گام 6 آنچنان شیرینی ای در این گام برای شما خواهد داشت که در گام بعدی انجام گناه براتون سخت تر از انجام ندادن اونه ! خواب دوست شهیدتون. انواع روزی های معنوی جدید ! لذت عبادت و نمازهایی با حس و حال جدید ! دعوت به قبور شهدا و راهیان نور جنوب و غرب. دوستان معنوی جدید. پیامی, نشانه ای, گفتگویی و ..... . . . . . . . . . . گام (8) : حفظ و ارتقاء رابطه تا شهادت :[b]گام های سختی را گذرانده اید. درسته ؟ حال به مدد دوست شهید میتونید توسل به ائمه اطهار (سلام الله علیهم) را بصورتی جدید و شیرین تر پی بگیرید... و در نهایـــــت به خود خـــــــدا[/b] برسید... ( نسئل الله منازل الشهــــــداء) مطمئنا با شیرینی ای که چشیده اید از این مسیر خارج نخواهید شد... اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا... |
|||
|
|
۴:۰۸, ۲۷/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۲ ۴:۱۲ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام داداش شهیدم
ا![]() الهی قربون درد کشیدنت برم.. ای کاش اون لحظه پیشت بودم اون موقعی رو میگم که خیلی درد داشتیییییییییییییییییییی الهی........ای کاش بودم و نوازشت میکردم شاید کمتر دردت میگرفت... اون وقت راحت تر میرفتی پیش فرشته ها این لحظه رو میگم داداشی اوضاع خوبه؟بدون ابجی اونجا بهت خوش میگذره؟ ما هم خوبیم ...دبگه اینجا چه خبراستتتتتت؟ اخه ![]() اما فقط اخه چجوری بگم ![]() |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |







![[تصویر: green-tik.jpg]](http://up-mazloum.ir//TaaJiL/PicS/All1/green-tik.jpg)
گام (6) : 
![[تصویر: 2011_7_7_17_27_58579.51864i7b0oj.jpg.jpg]](http://navajonob.ir/newsimages/uploads/2011_7_7_17_27_58579.51864i7b0oj.jpg.jpg)