|
از قیام تا برپائی نظام مهدوی(دولت آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم))
|
|
۱۵:۲۷, ۲۸/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۱ ۱۶:۰۴ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام فکر می کنم عنوان تاپیک گویای محتوای اون باشه، پس توضیح بیشتری نمیدم... ------------------------------------------------------- به منشور او سازمان ملل خجل ز ادعای حقوق بشر باب اول: پیمان اطاعت مطلقخطبه هنگام قیام[1] آنگاه که به امر خدای سبحان، حضزت مهدی صاحب الزمان(علیه السلام) ظهور می نمایند با ایراد سخنانی خود را به جهانیان معرفی می نمایند: در روایتی میخوانیم که حضرت مهدی(علیه السلام) پشت به دیوار کعبه می دهد و پس از حمد و ثنای الهی و درود بر پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خودش را معرفی نموده و می فرماید: « بَقیَّةُ الله خیرٌ لکُم ان کُنتُم مومنین »( هود/86) سپس تاویل آیه را برخود منطبق کرده، می فرماید: اَنا بقیَّةُ الله و خَلیفَتهُ و حُجَّتُهَ عَلَیکم. " من باقیمانده(حجت های خدا) و جانشین او و حجت او بر شما هستم" یعنی باقیمانده برترین جماعات بشری(انبیاء و اوصیاء). حضرت با این شناسایی می فهماند که از بازماندگان انبیاء و اوصیاء است. آری! او خلیفه خداست، یعنی امام، یعنی سلطان اعظم. او حجت خدا بر همه خلائق است. امام باقر(علیه السلام) متن نخستین خطبه ای را که حضرت مهدی(علیه السلام) ایراد می کنند چنین بیان می کند: اَیُّهاالناس! انا نَستَنصِرُالله و من اَجابَنا مِنَ الناسِ فاِنّا اهلُ بیتِ نَبیِّکُم محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و نحنُ اولی الناسِ باللهِ و بِمحمدٍ(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فَمَن حاجَّنی فی آدَمَ فَاَنّا اولی الناسِ بآدم، و من حاجَّنی فی نوحٍ فَاَنّا اولی بنوحٍ و من حاجَّنی بابراهیمَ فاَنّا اولی الناس بابراهیمَ، و مَن حاجَّنی فی النبیینَ فاَنّا اولی الناس بالنبیِّن. اَ لیس الله یقولُ فی مُحکمِ کتابهِ « اِنَّ الله اصطفی آدَمَ و نوحاً و آلَ ابراهیمَ و آلَ عِمرانَ علی العالَمین * ذُرِّیَّةً بَعضُها مِن بعضٍ واللهَ سمیعٌ علیم » " ای مردم! ما از خدا و از هرکس از مردم که ما را اجابت کند، یاری می طلبیم. ما اهل بیت پیامبر شما حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستیم. ما سزاوارترین مردم نسبت به خدا و حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستیم، کسی که محاجه کند با من درباره ی آدم، من به آدم سزاوارتر هستم و به نوح و به ابراهیم و به انبیاء. آنگاه می گوید: آیا خداوند متعال در کتابش نمی فرماید: « خدا، آدم و نوح و خاندان ابراهیم را بر جهانیان برگزید؟ » و خلاصه سخنش اینکه : من از آن ذریه هستم و از برگزیدگان آنها. ------------------------- پی نوشت: 1- الامام المهدی من المهد الی ظهور/ص412 |
|||
|
|
۱۶:۰۱, ۲۹/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۱ ۱۶:۰۳ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
به نام خدا خطبه دوم امام مهدی(علیه السلام) [1]در روایت دیگری آمده که امام مهدی(علیه السلام) خطبه دیگری نیز ایراد می کنند. از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که فرمود: « حضرت مهدی(علیه السلام) هنگام عشاء در مکه ظاهر می شوند و با اوست پرچم رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و پیراهن او و شمشیرش و علاماتی و نوری و بیانی.وقتی نماز عشا را خواند با صدای بلند می فرماید: مردم! شما را به یاد خدا می اندازم و لحظه ای که در پیشگاه او می ایستید(قیامت). خدائی که حجت را تمام کرده، انبیاء فرستاده، کتاب نازل نموده و به شما امر نموده که مشرک نشوید و بر طاعت خدا و رسولش مواظبت کنید و هرچه قرآن زنده کرده، زنده کنید و هرچه میرانده، بمیرانید!» [2] خطبه سوم امام مهدی(علیه السلام)[3] در روایت دیگری که از امامصادق(علیه السلام) وارد شده است خطبه سومی از آنحضرت بیان شده که قسمتی از آن را نقل می کنیم: « حضرت مهدی(علیه السلام) پشت به دیوار کعبه نموده و می گوید: ای جماعات خلائق! کسی که می خواهد نگاه کند به آدم و شیث، من آدم و شیث هستم و هرکه میخواهد بنگرد به نوح و فرزندش، من ان نوح و سام هستم.کسی که میخواهد به ابراهیم و اسماعیل نگاه کند، من ابراهیم و اسماعیلم. هرآنکس که میخواهد نگاه کند به عیسی و شمعون، من عیسی و شمعون هستم. اگر کسی میخواهد به محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امیرالمومنین(علیه السلام) بنگرد. من محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امیرالمومنین(علیه السلام) هستم، کسی که میخواهد نگاه کند به حسن و حسین(علیهم السلام)، من حسن و حسینم و هرکه به ائمه(علیهم السلام) از فرزندان حسین(علیه السلام) نگاه کند من آن ائمه هستم...» در روایتی دیگر، امام باقر(علیه السلام) فرمودند: « پس 313 نفر جمع می شوند و با او بیعت می کنند، بعد از اینکه جبرئیل با او بیعت کرده باشد و 40هزار فرشته بر او نازل می شوند. » -------------------- پی نوشت: 1-الامام مهدی(علیه السلام) من المهد الی الظهور،ص422، به نقل از سیوطی در کتاب الحاوی و از آیت الله صافیدر کتاب منتخب الاثر. 2-بحارالانوار، ج52، ص315 3-الامام مهدی(علیه السلام) من المهد الی الظهور به نقل از بحارالانوار، ج53، ص9 ادامه مطلب به زودی(ان شاء الله) |
|||
|
|
۱۱:۳۹, ۳۱/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/مرداد/۹۱ ۸:۲۱ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
به نام خدا نحوه پیوستن اصحابنحوه پیوستن 313 در قرب ظهور به امام زمان(علیه السلام) بدینگونه است: طبق نقل عبدالله بن عجلان از امام صادق(علیه السلام)[1] ، ابتدا آماده باشی بدین نحو خواهند داشت، که فرمود: « یُصبِحُ اَحَدُکُم و تَحتَ رأسه صَحیفَةٌ عَلَیها مَکتوبٌ: طاعَةٌ مَعروفَةٌ " هریک از شما، صبحگاهان از بستر برمیخیزد زیر سرش دعوتنامه ای می بیند که در آن جمله « طاعَةٌ مَعروفَةٌ»(نور/53) ( طاعت خالصانه و پسندیده) نوشته شده است که این به منزله آماده باش است، سپس به هنگام ملحق شدن، به قلب آنها اعلام می شود که بپیوندید. نیز روایت " المَفقودونَ عَن فُروشِهِم " ( گمشدگان از بسترهایشان ) نیز درباره ایشان است. 70 نفر از این مفقودین(313) نفر در روز دیده می شوند که بر ابر سوارند و به مکه میروند اینها مقامشان از بقیه برتر است. آیه « أَینَما تَکونوا ایأتِ بِکُمُ اللهِ جمیعاً »(بقره/148)( هرکجا باشید خداوند شما را خواهد آورد) نیز درباره 313 نفر است. بیـــعت: بیعت از ماده «بیع» است و « بیع » یعنی " فروختن چیزی ". در قدیم وقتی که معامله ای انجام می دادند، با هم دست می دادند، یعنی معامله انجام شد و این نمونه بیعت، در قدیم بین مردان سیاسی یا الهی مرسوم بوده است. خداوند در قرآن کریم، در این زمینه می فرماید: « إنَّ الَّذینَ یُبایِعونَکَ إنَّما یُبایِعونَ اللهَ یَدُاللهِ فوقَ أیدیهِم »(فتح/10) ( در حقیقت کسانی که با تو بیعت می کنند، جز این نیست که با خدا بیعت می کنند. دست خدا بالای دست آنهاست) الف: بیعت با پیغمبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): در صدر اسلام نیز این امر رواج داشت و تاریخ، سه بیعت، برای پیامبرخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ثبت نموده است. 1- بیعت در عقبه اولی( در مِنی)، که بیعت گنندگان 12 نفر بودند و معنی بیعت آنها این بود که مسلمان شدیم. 2-بیعت در عقبه دوم(در منی)، که بیعت کنندگان 70 نفر بودند و این بیعت، مقدمه یاری مردم در امر رسالت آن حضرت بود. 3- بیعت رضوان، این بیعت در زیر شجره (درخت) - نزدیک حُدَیبیه - بود. مسلمانان متجاوز از 800 نفر بودند، پیامبر از آنها برای مرگ و ارعاب دشمن بیعت گرفت. علت بیعت، مخالفت بعضی از مسلمانان بود، چون برای عمره آمده بودند. البته بیعت های دیگری نیز در تاریخ ثبت شده است، ولی در اینجا به تناسب موضوع، به بیعت با حضرت مهدی(علیه السلام) اشاره می کنیم. ب: بیعت با حضرت مهدی(علیه السلام) نخستین بیعت کننده با حضرت مهدی(علیه السلام)، جبرئیل است که در روز عاشورا، بین رکن و مقام، با آن حضرت بیعت می نماید و می گوید: " اَلبَیعَةُ لِلّه " [2] پس از جبرئیل، 313 نفر که اصحاب آن حضرتند با ایشان بیعت می نمایند، مواد بیعت که باید از آن تخطّی ننمایند 30 تا 40 فرمان است و معنای بیعت نیز، فرمان بر طاعت آن حضرت و عدم تمرُّد است. بر روی پرچم حضرت مهدی(علیه السلام) نوشته شده است " اَلبَیعَةُ لِلّه " این بیعت، بیعتی است مشروع که اهل زمین و آسمان، آن را تائید می کنند. 313 نفر در مکه منتظر می مانند تا ده هزار نفر سرباز به نام حلقه از اطراف دنیا، به آنان بپیوندند. تا زمانی که این ده هزار نفر به آنان نپیوندند قیام انجام نمی شود.[3] ---------------------------------- پی نوشت: 1-بحارالانوار،ج52،ص 324 2-بحارالانوار،ج52،ص 290 3- ر ک بحارالانوار،ج52،ص 307 و 337 |
|||
|
|
۸:۴۰, ۱۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
به نام خدا باب دوم: گسترش عدالتحضرت مهدی(علیه السلام) در مکه: حضرت مهدی(علیه السلام) بعد از اتمام بیعت، در مکه مستقر می شوند و مراکز قدرت را در دست میگیرند، دولت وقت هم اقدامی نمی کند، آن حضرت سه کار مهم در مکه انجام میدهند: 1- نقل مقام ابراهیم(علیه السلام) در روایات آمده است: « حضرت مهدی(علیه السلام) مقام ابراهیم را به جای اولش منتقل می کند» یعنی آن را به کعبه متصل می کند. البته در زمان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز چنین بوده، اما عمربن خطاب آن را تغییر داد!! با تغییر دادن مقام بوسیله حضرت مهدی(علیه السلام)، طواف کردن آسان می شود.[1] 2-نهی از طواف مستحبی حضرت مهدی(علیه السلام) طواف مستحبی را نهی می نمایند، در نتیجه صاحب طواف نافا(کسی که قصد انجام طواف مستحبی را دارد) حجر و طواف را به حساب فریضه(کسی که طواف او واجب است) تسلیم می نماید.[2] 3- قطع دست کلیدداران کعبه آن حضرت دست های کلیدداران کعبه را -که بنی شیبه - هستند قطع می نماید، چون آنها دزدان کعبه اند.[3] توضیح: پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در فتح مکه از عثمان بن شیبه(بت پرست) که کلیددار کعبه بود کلید را خواستند، او از داغدن کلید امتناع کرد، آن حضرت دستور داد کحلید را از او گرفتند و درب کعبه را گشودند، به درون آن رفته، تصویر ابراهیم(علیه السلام) را که درون کعبه بود با آب شستند، آنگاه که بیرون آمدند فرمودند: « کلید او را بدهید، خالداً تالداً(برای ابد)»، مسلمانان از کلمه " خالداً تالداً " تعجب نمودند، حضرت فرمودند:« إنَّ الله یأمُرُکُم اَن تؤَدّوا الاَمانات إلی اهلها»( خداوند دستور می دهد امانات را به اهلش برگردانید) مسلمانان کلید را به عثمان بن شیبه دادند و سخنان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را برای او بیان نمودند. او از صمیم دل شهادتین گفت و مسلمان شد. هم اکنون کلیدداران کعبه نیز خاندان بنی شیبه هستند. اگر کسی بپرشد چگونه حضرت مهدی(علیه السلام) دست این کلیدداران را میبرد درحالی که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کلید را برای همیشه به این خانواده داده است؟ در جواب میگوئیم معلوم میشود بعضی از آنها در امانت خیانت کرده نموده اند که حضرت دستهای آنها را قطع می کند و کلید را مجدداً به افراد امین خانواده بنی شیبه می دهد. حضرت مهدی(علیه السلام) در مکه حاکمی نصب می نماید و به سوی مدینه حرکت می کند، اما نماینده حضرت را در مکه به قتل می رسانند. در بعضی روایات آمده: آن حضرت سه مرتبه در مکه حاکم و نماینده می گذارند. هر سه را به قتل می رسانند در این هنگام آن حضرت در شش دفعه، هر دفعه 500 نفر از افراد قریش را در مکه گردن میزنند، با کشتن این سه هزار نفر، مکه آرام می شود. --------------------------- پی نوشت 1- الامام مهدی(علیه السلام) من المهد الی الظهور ص536 2-بحارالانوار/ج52/ص374 3-بحارالانوار/ج52/ص332 |
|||
|
|
۱۷:۴۵, ۱۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
به نام خدا حضرت مهدی(علیه السلام) در مدینه حضرت مهدی(علیه السلام) در مدینه قبر مادرش حضرت زهرا(علیه السلام) را آشکار می نماید. آنگاه قبر آن دو نفر را نبش می نماید، آنها را زنده کرده و محاکمه می کند. سپس آنها را اعدام می کند و جنازه آنها را می سوزاند[1] حضرت امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: آگاه باشید، هرگا قائم ما قیام نماید؛ « حُمیرا » - یعنی آن زنی که به جنگ امیرالمومنین علی بن ابی طالب(علیه السلام) آمد - را برای او بر می گرداند تا آنکه بر او تازیانه حد بزند و تا آنکه برای حضرت فاطمه(علیه السلام) دختر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انتقام بگیرد. [2] حضرت مهدی(علیه السلام) سه روز در مدینه طرفداران جبت و طاغوت را موعظه می کند. عده ای دست از ایمان به این دو برمی دارند، در روز سوم کسانی را کهدست از اعتقاد به این دو نفر برندارند به وسیله باد صرصر چون خاکستر نابود می کند. ( فیأمر المهدی(علیه السلام) ریحاً سوداء فتهبُّ علیهم فتجعلهم کأعجاز نخل خاویه)[3] --------------------- پی نوشت: 1- الامام مهدی(علیه السلام) من المهد الی الظهور ص541 2-بحارالانوار/ج52/ص314 3-بحارالانوار/ج53/ص13 |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آمدن عيسى(عليه السلام) از آسمان و يارى امام مهدى(عليه السلام | vahrakan | 1 | 2,018 |
۷/شهریور/۹۲ ۲:۱۱ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| انتظار عاشورایی و قیام مهدوی | چند نکته از این معنی | | paradise | 11 | 8,288 |
۲۷/اسفند/۹۱ ۱۰:۰۴ آخرین ارسال: در جستجوی سختی |
|
| پایتخت دولت مهدوی کجاست؟ | سرباز منتظر | 7 | 4,298 |
۵/بهمن/۹۱ ۱۱:۱۳ آخرین ارسال: لیلا |
|







