کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زید بن حارثه را بیشتر بشناسیم...
۲۳:۱۸, ۲۹/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/تیر/۹۱ ۲۳:۲۶ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خالق یکتا

.
آنطور که در تاریخ نقل شده است، بعد از على علیه السلام شخصی كه ایمان آورد، «زید بن حارثه» بود. او چند سال قبل از ظهور اسلام به صورت برده به خانه حضرت خدیجه علیهاالسلام آمد و در خانه آن حضرت بسر مى برد تا اینکه به دست مبارک رسول خدا صلى الله علیه و آله آزاد شد.
.
زید مورد علاقه خاص رسول خدا صلى الله علیه و آله بود و در بیشتر غزوات و جنگهاى آن زمان حضور داشت و در 9 نبرد مسئولیت فرماندهى به عهده او بود و او تنها یار رسول خداست كه نامش در قرآن آمده است . (احزاب/37)
.
زید پسر خوانده رسول خدا صلى الله علیه و آله بود، بدین جهت او را زید بن محمد صلى الله علیه و آله هم مى گفتند ولى وقتى كه آیه «ادعوهم لابائهم» (احزاب/5) نازل گردید، از آن پس به زید بن حارثه مشهور گردید.

.
زید فرزند من است
زید در دوران كودكى همراه مادرش به دیدن بستگانش رفت. طایفه «بنى قین» به فامیل و بستگان مادرش حمله بردند و آنها را غارت كردند و در این ماجرا زید به اسارت در آمد و به بازار «عكاظ» آوردند و در معرض فروش قرار دادند.
.

شخصى به نام «حكیم بن حزام» او را براى حضرت خدیجه علیهاالسلام خرید و ایشان او را به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بخشید.پدر زید پس از مدتى از محل اقامت او مطلع شد و به همراه برادرش به مكه آمد و نزد ابوطالب رفت و گفت : فرزند من با برادرزاده شما محمد صلى الله علیه و آله است به او بگو یا زید را بفروشد یا آزادش كند
.
پیامبر صلى الله علیه و آله گفت : زید آزاد است، هر كجا كه مى خواهد برود.

.
سپس فرمود: زید را احضار كنید اگر شما را برگزید بدون هیچ بهائى از شما مى باشد، اما اگر مرا برگزید هرگز كسى را كه حاضر نیست از من جدا شود به كسى واگذار نمى كنم .
.
وقتى زید را حاضر كردند پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: مرا مى شناسى. اكنون مى توانى به میل خود همراه پدرت به خانواده و قبیله خود برگردى یا نزد من بمانى .
.
زید گفت : من از محمد صلى الله علیه و آله جدا نمى شوم و هیچ كسى را بر او مقدم نمى دانم .
.
پدر زید وقتى چنین دید رو به اطرافیان و سران عرب كرد و گفت : اى مردم قریش شاهد باشید كه زید فرزند من نیست .
.

پیامبر صلى الله علیه و آله وقتى چنین دید، دست زید را گرفت و كنار كعبه برد و در اجتماع قریش چنین اعلام كرد: اى مردم ! شاهد باشید كه زید فرزند من است او از من ارث مى برد و من از او.
.
و بنا به نقلى چون پدر زید از علاقه رسول خدا صلى الله علیه و آله به او آگاه شد، خوشحال گردید و به محل خود بازگشت.(1)

.........................................................
پی نوشت ها:
1) سرداران صدر اسلام ، ص 147، كتاب اصابه ، ج 1، ص 563، كتاب پیغمبر و یاران ، ج 3، ص 89.


ان شاء الله ادامه دارد...

امضای N.Mahdavian


از هر راهي كه داري ميري همين الان پات رو بكوب رو ترمز!
فرمون رو بچرخون و بنداز تو "صراط مستقيم"
تا تـــهِ تــــــهِ ش برو
ميرسي به خـــــــــــدا...
حتي اگه آخرش بن بست باشه!




[تصویر: t945_9n09smhkxpumq9k5q34.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: تفکر ، Hadith ، میلاد.م ، azade ، محب الزهرا ، m.hossein ، F_R ، حسن.س. ، بیداری12 ، revenger ، hesam110 ، أین المنتظر ، mahdy30na
۲۳:۴۴, ۲۹/تیر/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام به موضوع جالبی اشاره فرمودید. ایشان از عزیز ترین یاران رسول خدا بودند.
و تنها صحابی هستند که نامشان در قرآن صریحا آمده است. داستان جالبی دارد.
فقط یه نکته:
خواهشا این بحث را هموین طوری که خوب شروع کردید، خوب هم به اتمام رسانید.
خدا خیر کثیر به شما بفرماید.
یا علی مدد.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، N.Mahdavian ، m.hossein ، بیداری12 ، hesam110 ، أین المنتظر
۱۶:۴۹, ۳۰/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/تیر/۹۱ ۱۶:۵۴ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #3
آواتار

امر الهی بر شکست سنت جاهلیت


از محبتهایى که رسول خدا نسبت ‏به زید مبذول داشت آن بود که تصمیم گرفت ‏براى زید همسرى اختیار کند و به همین منظور به نزد زینب دختر جحش - خواهر عبدالله بن جحش که از طرف مادر عمه زاده آن حضرت و دختر امیمة بنت عبد المطلب بود - خواستگارى فرستاد،
.
زینب و نزدیکانش که در آغاز خیال کردند پیغمبر براى ازدواج با خود خواستگار فرستاده خوشحال شدند و جواب مساعد دادند، اما وقتى فهمیدند این خواستگارى براى زید بن حارثه بوده پشیمان شدند و براى آن حضرت پیغام دادند که این ازدواج - یعنى وصلت‏ با زید - بر خلاف شئون فامیلى ماست و بدین ترتیب حاضر به آن وصلت نشدند.
.
اما زینب از این کردار سرزنش شد دیگر باره رضایت‏خود را با این ازدواج اعلام کرد و بدین ترتیب به همسرى زید در آمد.
.
زینب از ابتدا - روى همان جهتى که ذکر شد و یا روى تفاوت سنى که میان آن دو وجود داشت - بناى ناسازگارى را با زید گذارد و زید چند بار خواست او را طلاق گوید ولى پیغمبر وساطت کرده مانع از این کار شد و چنانکه صریح قرآن کریم است ‏به آن دو دستور سازش داد تا سرانجام وقتى معلوم شد که توافق اخلاقى میان آن دو وجود ندارد و با هم سازگار نیستند قرار شد زید بن حارثه او را طلاق بدهد.
.
زینب که از زنان مهاجر و از خانواده‏ هاى شریف مکه بود و پس از طلاق در مدینه و دور از بستگان نزدیک و در شهر غربت ‏به سر مى ‏برد در اندوه و ماتم فرو رفت و چنانکه گفته ‏اند بسیار مى‏گریست و از آن سو خداى تعالى رسول الله را مامور ساخت ‏براى از بین بردن سنت جاهلیت که ازدواج با زن پسر خوانده را مانند ازدواج با زن فرزند رسمى جایز نمى‏دانستند،
.
زینب را به ازدواج خویش در آورد و در ضمن او را از این عقده و شکست روحى نیز نجات داده و خواسته دیرینه او و فامیلش را - که ازدواج با یکى از شخصیتهاى قریش بود – به انجام برساند..
رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز پس از گذشت دوران عده و مدتى پس از آن، با اینکه از انتقاد منافقان مدینه اندیشه داشت این کار را انجام داد و زینب در ردیف همسران آن حضرت در آمد. (1)
.
گریه پیامبر در شهادت زید


زمانى كه خبر شهادت زید و یارانش در نبرد موته به مدینه رسید، رسول خدا صلى الله علیه و آله براى دلجوئى به منزل زید رفت. نگاه دختر یتیم زید به پیامبر صلى الله علیه و آله افتاد، چنان دختر زید گریه دلسوزى كرد، و به سوى آن حضرت دوید كه پیامبر صلى الله علیه و آله صدایش به گریه بلند شد و اشك از چشمان مباركش مى ریخت .

.

بعضى از یاران آن حضرت از روى دلسوزى عرض كردند: اى رسول خدا! این چه گریه اى است ؟حضرت فرمود: این ناله ها از شدت علاقه و اشتیاق یك دوست به دوستش سرچشمه مى گیرد
.

امام صادق علیه السلام فرمود:هرگاه پیامبر صلى الله علیه و آله به خانه زید و جعفر - برادر على علیه السلام كه پرچمدار و فرمانده جنگ موته بود و قبل از زید شهید شد - وارد مى شد، بسیار مى گریست و مى فرمود: آن دو، برادر و هم سخن من بودند و با آنان انس گرفته بودم .

.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: در خواب دیدم كه جعفر ابن ابى طالب به صورت فرشته اى در بهشت پرواز مى كند و از نوك شمشیرهایش خون مى چكد و زیدبن حارثه را در درجه پایین ترى دیدم، با خودم گفتم گمان نمى كردم زید مقامش كمتر از جعفر باشد!در آن موقع جبرئیل آمد و گفت : زید كمتر از جعفر نیست لكن جعفر به خاطر خویشاوندى تو فضیلت و برترى بیشترى بخشیدیم. (2)


...........................................................
پی نوشت ها:
1) ر ک : عذر به پیشگاه محمد، جان دیون پورت ، ترجمه سعیدى، صص 36 -35

2) بحارالانوار، ج 21، ص 55؛ سفینه البحار، ج 3، ص 560 و 561؛ مغازى واقدى ، ج 2، ص 761؛ تاریخ دمشق ، ج 5، ص 461، سیراعلام النبلا، ج 1، ص 165.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، m.hossein ، بیداری12 ، سید ابراهیم ، hesam110 ، أین المنتظر ، mahdy30na
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Star سلمان را بیشتر بشناسیم zarati313 21 17,962 ۱۰/آذر/۹۳ ۱۶:۳۸
آخرین ارسال: 135

پرش در بین بخشها:


بالا