|
گران فروشان به بهشت میروند!!!
|
|
۱۰:۴۲, ۲۵/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/اردیبهشت/۹۱ ۸:۳۵ توسط netlog36.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
گران فروشان به بهشت میروند!!! مقدمه با سپاس فراوان از لطف، تنها ترین وکامل ترین؛ یگانه ی هستی که با ظرافت و فوق العادگی خاصی؛ که بهتر از آن نمی توانست باشد، جهان هستی را خلق نمود و برای هر مخلوقی هر چند کوچک وذره بینی هدفی تعیین نمود؛ تا شاید ما با مشاهده ی این همه تنوع و گوناگونی به عظمت و مبدا هستی توجه کرده وقدردان این همه لطف ومحبت او باشیم. چون انسان اصلی ترین عضو جهان هستی است و خداوند بر او منت گذاشته و دیگر مخلوقات رادر خدمت او آفریده و او را به نعمت عقل وشعور زینت بخشید تا شاید بشر شکرگزار این همه محبت باشد. آری انسانی که از جنس مؤنث و مذکر است وهر کدام دارای وظایف و برای هدفی خاص آفریده شده اند؛ اما در این میان نقش وعملکرد زن چنان مهم و حساس است که در دورههای مختلف، مسؤلیت های بسیار اساسی را بر عهده دارد؛ در برهه ای به عنوان دختر، خواهر، همسر، مادر، ایفای نقش می کند. پس نتیجه ی عملکرد او در خانواده و به طبع در جامعه نیز، نمود عینی پیدا می کند خواه این نقش مثبت باشد یا منفی. یکی از این عمل کردها چگونگی پوشش زن در جامعه امروز است که در چندین سال اخیر نسبت به آن بی مهری هایی شده است؛ که خانوادها و به طبع جامعه را هم با آفت هایی مواجه کرده؛ که اگر تداوم یابد، کم کم شاهد تباهی ورخت بربستن ارزش های بسیار در جامعه خود خواهیم بود. لذا در این پژوهش سعی شده که آگاهی های لازم در مورد پوشش گنجانده شود تا زن مسلمان با آگاهی تصمیم بگیرد که کدام راه به نفع وضرر اوست. و نکته ی دیگر که لازم است گفته شود: در مورد عنوان این پژوهش است "گران فروشان به بهشت می روند!" خوانندگان محترم بدانند: که منظور آن است که زن فهیم و مؤمن چنان با ارزش است که تنها قیمتی که می تواند برای خود در نظر بگیرد معامله کردن با خداست. او، تنها خود را لایق آن می داند نه هر قیمتی که در این دنیای ما با پول وهر چیز دیگری که نزد مردم ارزش پولی ومالی داشته باشد قابل ارز یابی نیست. پس زن مسلمان تنها با خدا معامله می کند و هر چیزی دیگری را در برابر ارزش و پاکی خود نا چیز و حقیر می شمارد. ![]() |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۳۴, ۲۵/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
سیرى در احادیث حضرت رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم به یکی از زنان انصار فرمود: "زر و زیورخود را در منظر و دیدگاه غیر شوهرت مگذار، در غیاب شوهر، خود را خوشبو نکن رو سری خود را که جلب توجه می کند، و مچ دست را نشان مده، اگر چنین کنید دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده اید. " رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: "هر مردی که زنش خود را آرایش کند و با آن حالت از منزل بیرون آید، آن مرد دیوث می باشد. و اگر کسی چنین مردان بی تفاوت رادر مقابل همسر و (دختران و خواهرانشان) را دیوث بنامد گناهی نکرده است. و نیز زنی که خود را زینت و خوشبو نماید و از خانه اش خارج شود و شوهرش به این کار راضی باشد؛ برای هر قدمی که این زن بر می دارد؛ برای شوهرش خانه ای در جهنم بنا می شود" و امام صادق علیه السّلام دراین باره می فرماید: "بهشت بر دیّوث (کسی که به زن و دختر و خواهرش و.. بی تفاوت است و غیرت ندارد.) حرام است. " و امام محمد باقرعلیه السّلام می فرماید: "زینت ظاهری عبارت است از جامه، سرمه، انگشتر، خضاب دستها، النگو. " و سپس می فرمایند: "زینت سه نوع است یکی برای همه ی مردم است و آن همین است که گفتیم و دوم برای محرم ها است و آن جای گردنبند به بالاتر و جای بازوبند به پایین و خلخال به پایین است. و سومی: زینتی است که اختصاص به شوهر دارد وآن هم همسرش است. " زراره به قول از امام صادق علیه السّلام چنین روایت می کند: "فی قوله تعالی الا ما ظهرمنها الزینه الطاهرهالکحل والخاتم " "زینت آشکار عبارت است از سرمه و انگشتر. " در اسلام آن نوع زینتی را که سبب جلوه گری وخودنمایی زن می شود و تحریکات و هیجانات اجتماعی را زیاد می نماید نهی کرده وزینتهای مخفی را جایز ندانسته است. و آنچه که زن را به آن می آرایند زینت محسوب می شود و نهی قرآن هم شامل آن می باشند و یا مانند آرایش و مو متصل به بدن باشند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم می فرماید: "بهترین زنان شما زنان با عفت غیر عقیمی هستند که تنها برای شوهرانشان خود را می آرایند و در مقابل بیگانه کاملا پوشیده اند. " و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم می فرماید: "که آیا بدترین زنان را به شما معرفی بکنم؟ بدترین زنان شما زنانی هستند که در برابر بیگانه آراسته اند، ولی نزد شوهر پوشیده اند. " اما آن دسته از زینت ها که منفصل از بدن باشد مانند: گلوبند و النگو و گوشواره شامل زینت هستند. فقها اسلامی پوشش آنچه در عرف مردم نظیر گلوبند، گوشواره، النگو، دستبند، عینک و ساعت زینتی، آرایش صورت و دست ها و ناخن بلند لاک زده و حلقه، کفش و لباس زینتی از جهت رنگ و مد و امثال آن زینت محسوب شود در برابر نا محرم حرام است. سعد بن زیاد از حضرت امام صادق علیه السّلام نقل می کند که وقتی حضرت درباره ی زینتی که زن می تواند آشکار کند، سوال شد فرمود: "صورت و دست ها. " و در مکارم الاخلاق آمده است: که حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: "دختران با حجاب فرزندان خوبی هستند هرکس یکی داشته باشد، خداوند او را مانع عذاب وی قرار می دهد. " و امام محمد باقرعلیه السّلام می فرمایند: "هرچه زن برای شوهرش زینت کند مانعی ندارد. " و حضرت علیه السّلام می فرماید: "مصونیت زن، حال او را سر شار تر و جمال او را پاینده تر می سازد . " حال این سوال پیش می آید که زیورآلات زن مسلمان یاید آشکار باشد و یا پنهان (منظور زیورآلات مصنوعی) است؟ می گویند هر چه در نظرعرف و دین زینت محسوب می شود اظهار آن در برابر نامحرم جایز نیست و روایت های بالا سند و جواز استفاده از آن زینت ها نیست بلکه مراجع جامع الشرایط می توانند از این روایت ها استفاده کرده و نظر خود را اعلام کرده در غیر این صورت ما نمی توانیم به تنهایی تشخیص دهیم. ولی بهتر است در این مورد به مراجع تقلید رجوع شود. حال ممکن است این سوال پیش بیاید که استفاده از کرم آیا زینت است یا نه؟ می گویند اگر کرم دارای بو و رنگ باشد و استفاده از آن به عنوان زینت محسوب شود و سبب جلب توجه دیگران گردد نباید استفاده کرد. البته هر کسی تنها باید به نظر مرجع خود مراجع کند تا تشخیص بدهد آیا می تواند از کرم استفاده کند یا نه. ان الشیطان قال للمراه: "انت نصف جندی و انت سهم الذی ارض به فلا اخطى و انت موضع سرى و انت رسولی فی حاجتی. " شیطان به زن بی تقوی گفت: "تو نصف سپاه من هستی، تو آن چنان تیری هستی که وقتی می اندازم خطا نمی کنم. " حضرت علی علیه السّلام می فرماید: "زکوه الجمال العفاف " "زکات زیبایی پاکدامنی است. " زیرا زیبایی یک نوع سرمایه است که باید به جای خود مصرف شود. ودر جای دیگر می فرماید: "اول الشهوات طرب و آخرها عطب " "کارهای شهوت انگیز آغازش شادی ولی آخرش سختی و ناراحتی است. " |
|||
|
|
۲۰:۲۹, ۲۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
سلام کردن به زنان در مورد سلام کردن به زنان امام جعفر صادق علیه السّلام می فرماید: "رسول خدا بر زنان سلام می کرد و آنها هم پاسخ می دادند و علی علیه السّلام بر زنان سلام می کرد ولی از اینکه به زنان جوان سلام کند اکراه داشت و فرمودند: می ترسم صدای آنها مرا به شگفت در آورد و در نتیجه گناه، آن سلام بیشتر از ثواب آن می باشد. " دست دادن به نامحرم "من صافح اقراه حراماً جاء یوم القیامه مغلولاً ثم یومر به الی النار" "هرکس با زن نامحرم دست دهد روز قیامت با دست زنجیر شده به گردن محشور شود سپس امری می شود تا او را به آتش ببرند. " می گویند، وقتی یک زن نامحرم به یک مرد نامحرم دست می دهد، ممکن است، مرد لذتی را حس کند که زن متوجه نشود و این لذت گناه است. اطاعت روایت است که حضرت علی علیه السّلام می فرماید: "هر مردی که همسرش در چند چیز اطأعت کند خداوند او را در درون آتش می اندازد (در اینجا تنها به آنچه که به بحث ما مربوط است می پردازیم)... لباس نازک و بدنما بپوشد و مرد راضی باشد که زنش با لباس بدنما جلوی بیگانه برود. " اما در بعضی از مواقع دیده شده که بعضی از مردان همسر خود را تشویق به پوشیدن لباسهای مهیج وآراستن خود؛ و جلوگیری از پوشیدن چادر و... در بیرون از خانه می کنند. امام صادق علیه السّلام می فرماید: "نخستین معصیت و گناه، شش چیز است: دنیا پرستی، جاه طلبی، عشق به خواب، زن پرستی و شکم پرستی و راحت طلبی. " استفتائاتى از مقام معظم رهبرى 1- پوشیدن چیزی که از جهت رنگ یا شکل و یا نحوی پوشیدن باعث جلب توجه اجنبی شود و موجب فساد و ارتکاب حرام گردد؟ "جایز نیست. " 2- در مورد کسانی که لباس تنگ که برجستگی های بدن آنان را نشان می دهد و یا پوشیدن لباس های بدنما و عریان در عروسی ها و مانندآن جایز است؟ "اگر از نگاه کردن مردان اجنبی و ترتب مفسده در امان و محفوظ باشند اشکال ندارد و در غیر این صورت جایز نیست. " 3-اگر هنگام راه رفتن زنان و برخورد کفش آنان با زمین ایجاد صدا می شود؟ "اگر باعث جلب توجه و ترتب مفسده نشده است. فی نفسه اشکال ندارد. " 4- آیا بر زن واجب است در لباس مانند مقنعه، شلوار و پیراهن فقط رنگ سیاه را انتخاب کنند؟ "حکم لباس زن از جهت رنگ و شکل و کیفیت دوخت مانند کفش است (و اشکال ندارد، مگر آنکه شکل و رنگ آن باعث جلب توجه نامحرم و یا انگشت نما شدن او شود.) " مقام معظم رهبری می فرمایند: "امروز سر و سینه را از زیور آلات پر کردن، و آرایش و مد لباس را بت خود قرار دادند، برای زن انقلابی مسلمان ایران ننگ است. " حرف آخر ای فرشته! تو که می توانی در فلک پرچم زنی، تو که مرکز عالم در نهادت می باشد، تو که ستارگان و انجم در سجودت می باشند، تو که بهترین و زیباترین مخلوق خدا یعنی گل صفتی و همچون جویبار پاک و زلالی می باشی؛ عنایت خدا را نسبت به خود درک کن و دیگر؛ خود را سزاوار زینت دادن برای برانگیختن هوس های دیگران خوار مکن؟ آیا سزاوار است خودت را ارزان به شیطان بفروشی؟ |
|||
|
|
۲۱:۴۴, ۵/تیر/۹۱
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
ریشه هاى ترویج مد هاى مبتذل و غیر مرسوم در جامعه 1- استعمارگران: استعمارگران تلاش می کنند که با برنامه ریز و مدیریت کارآمد، فرهنگ غرب را بر کل جهان غالب کنند. و برای رسیدن به این هدف لازم است که فرهنگ های دیگر را له کنند و از چشم مردم آن سامان بیندازد. و با تحقیقات وسیع و روانشناسی عمیق برای ارائه مدها جدید به گونه ای به طراحی مدل های کفش، لباس، و قیافه ی زنان می پردازند که پوچی، اسارت، مصرف گرایی و تحریک آمیزی جهت اغفال جوانان وایجاد غفلت وسرگرمی کاذب ومخرب در جامعه مختلف به وجود آورند.. وبرای ترویج این گونه برنامه ها؛از سوی زنانی که سرسپردگان و شیفته فرهنگ غرب هستند وارد می شوند. 2- توریست ها: توریست ها در هر کشور علاوه بر مزایایی که برای آن کشور به ارمغان می آورند هر کدام سفیری برای ترویج فرهنگ کشور خود می باشند. اما اگر فرهنگی دچار ضعف و بیماری باشد تاثیر پذیر خواهد شد نه تاثیر گذار. حال آنکه این تنوع فرهنگهاست که زیبایی آفرین است نه یک دست شدن فرهنگها! 3- رسانه های گروهی وماهواره ها و مجلات غربی که به سراسر کشورها مخابره می شوند. به خصوص در زمان رضا شاه که دوره ی خشونت فرهنگی واستیلای قهرآمیز مد و لباس بود. و مهمترین عامل روی آوردن ایرانیان به پوشیدن لباسهای عربی بوده است. 4- از طریق اشراف جامعه که برای نشان دادن وضع مرفه خود از لباسهای فاخر ومدلهای گوناگون در هر مجلس استفاده می کنند. و طبقه ی متوسط جامعه را به سوی خود می کشند. و طبقه ی مرفه جامعه مدام برای خودنمایی، خود را از شکل معمول خارج می کنند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند. و متاسفانه طبقات دیگر (متوسط) هم به شوق شبیه شدن به آنها حرکت می کنند و همچنان این سرسپردگی ادامه دارد. 5- نبود یک نظارت درست بر مؤسسات تولید داخل کشور: امروزه بسیاری از تولیدیها به مرکز مدسازی ودوخت لباسهای مبتذل غربی مبدل شده است. و بسیاری از مدلها از کابشنها، مانتو، شلوار وسایر البسه ها که با فرهنگ اسلامی هم خوانی نداردو به صورت وفور در بازارها دیده می شود مشتری را مجبور به انتخاب این گونه البسه ها می کند وکم نیستند کسانی که به خاطر همین موضوع پوشش نامناسب در جامعه حاضر می شوند (بدپوششی) وارد اجتماع شوند. و دولت مردان و مسوؤلین به راحتی می توانند تاثیرات مثبتی در بازارهای کشور ایجاد کنند هر چند؛اینکه تغییراتی هم نسبت به گذشته توسط دولت خدمت گذار ایجاد شد اما کافی نبوده است. 6- ترویج مدهاتوسط بازیگران فیلمهای تلویزیونی وسینمایی در کشور: بازیگرانی که با لباس ها وآرایش های آن گونه در تلویزیون کشور اسلامی نمایان می شوند کم کم این ذهنیت را در جامعه بر جا می گذارد که اگر مقداری از موی سر وگردن وگوشها، و با بلوز و شلوار هم بیرون بیایند اشکال ندارد؛ چون دیگر کسی خورده نمی گیرد. اما به راستی این در خور یک کشور مسلمان و رسانه ی اسلامی است؛ که بعضی از بازیگر ان رسانه ها با این وقاحت تمام پا بر روی اصول اساسی ودینی بگذارند واحدی اعتراض نکند زیرا عمق تاثیر گذاری رسانه ها در بین جوانان بسیار زیاد است وقابل مقایسه با روش های دیگر نیست. فیلمهای امروزی، سطحی از زندگی پر زرق وبرق را چنان سرلوحه برنامه ی خود قرار داده اند که: اولاً: با سطح زندگی عمده ی ایرانیان فرق دارد. دوماً: باعث بالا رفتن سطح توقعات مردم به خصوص جوانان می شود و متأسفانه با این همه مشکلات اقتصادی که اکثر مردم ما با آن دست به گریبان هستند نوعی تهیج بدون پاسخ در جامعه ایجاد کرده است که یکی از عمده سخت گیریهای خانوادها در امر تشکیل زندگی مشترک جوانانشان شده است. و قناعت در زندگی که امری نا گسستنی در زندگی بشر است را به فراموشی سپرده اند. واز این رو با نبود روحیه قناعت جویی ومعنویت خاص؛ این قضیه افسردگی و بیماریهای روانی را برای بسیاری از ره پویان خود به همراه می آورد. سوما: عده ای فکر می کنند که هر چه در تلویزیون به نمایش در آمده مطابق موازین شرعی است ولذا به تقلید از آن می پردازند و این مساله یکی از اساسی ترین تاثیر را در امر ترویج بی پوششی و بدپوششی یا بالعکس در کشور ما می تواند داشته باشد. که سینما گران بیش از آنکه به ارزشها و ترویج ارزشها توسط این هنر بپردازند به جاذبه های تصویری بیش از هر چیز دیگر اهمیت می دهند. حال آنکه: دست اندرکاران این رسانه ها می توانستند که چادر وپوشش اسلامی را به گونه مطلوب در میان مردم تبیین کنند تا این قدربعضی از زنان ما؛ از هویت خویش دور نمی شدند هر چند که مشخص است که فیلمهایی که دنبال تبیین ارزش های اخلاقی زنان هستند برمحور پوشش ومتانت زن دور می زنند. البته سهل انگاری هایی در دادن مجوز به برخی از فیلمها که تاثیر مخرب بر جامعه داشته را نباید نادیده انگاشت که این بدترین ضربه به پوشش اسلامی بعد از انقلاب بوده است. در خانواده هایی که از ماهواره وسی دی ها و نوارهای مبتذل استفاده می کنند طرز تفکر ونوع پوشش ورفتار این افراد خواه ناخواه نشات گرفته از فرهنگ بیگانه است. غافل از اینکه دیده شده است بسیاری از خانواده ها با آزادی دادن به فرزندان ونا چیز شمردن این مساله که اگر فرزند آنها به موسیقی یا فیلمهای مبتذل ببیند و یا بشنود زیاد اهمیت ندارد از اینکه ابتدا جوان از طریق شنیدن ویا دیدن با فرهنگ غرب آشنا می شود. لذا یک تصویر مبتذل می تواند بیشتر نیرو وانرژی یک جوان ونوجوان را به خود معطوف بدارد و اگر می خواهید فرزند شما در کودکی وبه خصوص نوجوانی با ارزش های اسلامی رشد کند باید دقت کنید؛ که در خانه و به تشویق دوستان به فرهنگ غرب گرایش پیدا نکندوپیوند او را با اماکن مذهبی محکم کنید. (البته آگاهانه) واز دیدن وشنیدن موسیقی وفیلمهای مبتذل که پایه ی اصلی کشش جوان ونوجوان به فرهنگ غرب است؛ راکوچک نشمرده واین را زنگ خطری بدانید؛ که فرزند شما در مسیر نادرستی حرکت می کند. و تجربه نشان داده در خانواده هایی که از ماهواره وسی دی ها ونوارهای مبتذل استفاده کرده اند بیشترین گرایش به فرهنگ غرب در بین فرزندان آنها بوده وبا جرات می توان گفت که همه ی عوامل خودنمایی ونمادهای متضاد با ارزش های ما در بین چنین خانواده هایی هست. و وظیفه ی خانوادهها و مراکز آموزشی ودولتی است که پیامد های غرب گرایی را در جامعه به جوانان ونوجوانان گوش زد کند. تا این گونه برنامه های تخریب کننده؛ کشور ونیروی انسانی جامعه، را به ورطه نابودی نکشاند. در آخر سخنی از حضرت امام (رحمة الله علیه) این بحث رابه پایان می بریم ایشان می فرمایند: "رسانه ها مانند سینما، رادیو و تلویزیون را ابزار آموزش به شمار می آوریم که پیش از انقلاب از آن برای ترویج فساد استفاده می شد. " و در این میان رسانه ی نوشتاری مانند مطبوعات وچاپ تصاویر که به نوعی پوشش اسلامی را زیر سوال می برد را هم نمی توان نادیده انگاشت. دولت می تواند از طریق هنرهایی مانندسینما وتلویزیون وتئاترودیگر رسانه ها ترویج کننده ی ارزشها در کشور باشند. در غیر این صورت قابل پذیرش نیست. 7- نداشتن آگاهی درست از مشکلات و معضلاتی که به واسطه نبود حریمها در غرب به وجود آمده وتحت تاثیر تبلیغات دروغین اربابان و سودجویان رسانه های غربی قرار گرفته اند. 8ـ ایجاد نیازهای کاذب در کشورهای جهان سوم به ویژه کشورهای اسلامی وسپس سرازیر نمودن کالای خود به این کشور ها می باشد. ودر این بین عناصر خود باخته ای از درون این گونه کشورها که تمامی اعمال وافعال آنها معرف فرهنگ بیگانه است با وارد کردن این گونه البسه ها ولوازم که با فرهنگ این کشورها در تضاد است وباعث خساراتی به کالای داخلی هم می شوند وگاهی باعث تبعیت تولید کنندگان داخلی از این گونه مدها شوند. ووقتی به خودمان می آیم که فرقی با دشمنانمان نداریم. 9- اشباع هواهای نفسانی: استفاده کنندگان از این نوع پوشش ها عمدتا ًاز روی هوا و هوس به اینگونه مدها روی می آورند؛ زیرا ضعیف کننده دین آنهاست و دستوری از سوی دشمنان دین خدا که در تضاد با خدا عمل می کنند. آیا تقلید کنندگان بی چون وچرای آنها سربازان شیطان وهواوهوس خود نمی باشند که نتیجه ای جز مخالفت با حکم الهی ندارد. در دنیای امروز بر اثر کوچک شدن دنیا وهجوم عقاید خرافی وبی اساس در دنیا، که نتیجه ای جز آزادی هوس ها وباز شدن دست تنوع خواهی کاذب برای سیراب کردن وایجاد هیجان در دنیایی که بشر خود را در چمبره ی مصنوعات وراحت طلبی وخوش گذرانی می بیند وهدفی جز لذت بیشتر در زندگی خود نمی بیند؛ پس باید راهی راپیداکند تا از طریقی به ندای سیری نا پذیری هوس ها پاسخ دهد، پس به دنبال نوع تازه ومتنوع تر می گردد زیرا آتش هوسها وقتی روشن می شود که تنوع خواهی مانند هیزم آن است؛ که شعله وهیجان وسوزندگی تازه ای را به همرا دارد. وتا مدتی اورا سرگرم به لذت جویی از آن میکند. پس کسانی که خود در این امر پیشرفت شایانی کرده اند به فکر می افتند تا طرحی نو در اندازند ومشتریان هوس را نویدی تازه بدهند. پس فرقه های ضاله ای مانند: تصوف و وهابیت وفرقه ی شیطان پرستی و... را بنا می گذارند. که هر کدام آیین و موسیقی وشکل خاص ظاهری (مانند شکل اصلاح مو وآویزان کردن اشیای زینتی با مارک های آن گروه یا فرقه وحتی جراحی هایی برای تغییر صورت برای هماهنگی با پرچم آن فرقه انجام می گیرد....) مهمانی های مختلط همراه با نوشیدن مسکرات و استفاده ی بی رویه از انواع مواد مخدر برای ایجاد هیجان یا به قول خودشان (فاز دادن بیشتر) استفاده می کنند و از میان پسران و دختران جوان قربانیان خود را انتخاب می کنند. با باز شدن پای هر جوان به اینگونه مجالس دیگر انتظار رهایی او در منجلاب بسیار ناچیز وبهتر بگوییم به صفر می رسد. زیرا آن جوان به انواع آلودگی ها از جمله، لکه دارشدن پرده ی عفت وپاکدامنی او؛ آلوده شدن او به انواع مواد مخدر؛ که ممکن است بر گشت ناپذیر باشدو مهمتر از آن بی اعتقاد کردن او به هویت دینی، ملی وخانوادگی وحتی شخصی. وبنده کردن هوسهای شیطانی وتشویق او به پوچ گرایی و خودکشی ومقصر دانستن تمام عالم وحس خشونت وانتقام گیری وآماده کردن پیروان خود برای هر جنایتی ودر کنار آن سود سرشاری برای تهیه کنند گان این برنامه ها ست. که با هدفی خاص در جهان تدارک دیده می شوند ورد پای آن در کشور ما به خصوص در کلان شهر ها مشهود است: که جا دارد خانوادها و مسؤلین کشوری به خصوص آموزش وپرورش و کلیه ی رسانه ها مردم را از آثار مخرب این فرقه ها آگاه سازند. |
|||
|
|
۹:۱۸, ۹/تیر/۹۱
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
لباس و پوشش در سیره ى نبوى رابطه لباس و فرهنگ به اندازهای قوی است که انسان بالباس خویش با یکدیگر صحبت می کنند. به عنوان مثال: غریبه ای که وارد محیطی می شود. لباس او معرف او وفرهنگ اوست. این است؛ که لباس قبل از اینکه تابع سلیقه باشد تابع فرهنگ است. از آنجا که لباس بیش از هر چیز مورد تاخت وتاز دشمنان اسلام وسرمایه داران سودجو بوده وهست. که حتی لباس بچه ها هم در این امر استثنا نیست. برخی تصوری که از لباس اسلامی دارند این است که مردم لباس روحانیون را بپوشند. چنین چیزی نیست. بعضی از لباسها صنفی است؛ مانند لباس ارتش ویا روحانیون و کلیه ی لباس های نظامی و... که لباس خاصی دارند. مصالح اجتماع اقتضا می کنند که آنها در اجتماع؛ از دیگران باز شناخته شوند. معنی فرهنگ اصیل اسلامی این نیست که همه ی قبا ولباده بپوشند و عمامه بر سر بگذارند تا عده ای اشکال کنندکه این لباس برای همه دنیا مناسب نیست. بلکه اسلام یک اصل کلی را بیان می کند: وآن اینکه مسلمان نباید دنباله روی وتابع دشمنان خدا شود. ورنگ دشمن به خود بگیرد، بلکه باید حتی در لباس پوشیدن هم استقلال خود را حفظ کند. واینکه لباس یقه دار باشد یا نباشد مربوط به اسلام نیست؛ بلکه در وقت خاص نشانه ی خاص می تواند باشد واین در فرع است نه اصل. در قرآن آمده است: "یَابَنِیءَادَمَ قَدْ انزَلْنَاَ عَلَیْکُم لِبَاساً یُواَرِی سَوْءتِکمْ وَ رِیشًا وَ لِبَاسُ التَقْوَى ذَالِکَ خَیرُ ذَالِکَ مِنْءَ ایَاتِ اللهٍ لعًلَّهُمْ یَذکَّرُونَ " "ای فرزندان آدم ما لباسی که ستر عورت شما کند و جامه های زیبا و نرم (که به آن تن را بیارایید) برای شما فرستادیم و بر شما باد به لباس تقوا نیکو ترین جامه ی شماست این سخنان همه از آیات خداست (به شما فرستادیم) که شاید خدا را یاد آرید (و الطاف بی حد او را فراموش مکنید." همان طوری که در بالا آمده لباس پوشاننده ی تن و از الطاف الهی به بشریت است. وخداوند بالاترین لباس را که انسان می تواند خود را به آن وزین کند: را لباس تقوا می داند. لباس در واقع خانه اول بدن است که علاوه براین که پوشاننده ی بدن اوست آبرو وامنیت او را هم حفظ می کند. واورا از سرما و گرما محفوظ می دارد.. پس بنا بر آداب ورسوم هر کشور با هم فرق دارند که خود لباس معرف فرهنگ، عقیده، ونگرش مردم آن کشور را بیان می دارد. به عنوان مثال لباس هندی ها با لباس ژاپنی ها فرق دارد. وآدم با دیدن شکل لباس آنها به نوع نژاد آنها پی می برد. از این رو مردمان و حاکمان هر کشور روی پوشش بومی خود اسرار دارند تا هویت آنها حفظ شود. از این رو ما مسلمانان هم بنا به عقیده و فرهنگ اسلامی خود پوشش مستقل و جدا از دیگر فرهنگ ها داریم که نماد تشخیص هویت ما در جهان است. اما لباسی که مردان امروزی در جهان می پوشند تفاوت کمتری با هم دارند. ولی لباس زنان در اکثر کشورها همچنان تفاوت و تنوع خود را حفظ کرده است. زیرا لباس رسمی مردان در اکثر کشورهای جهان بیشتر کت وشلوار است ولی لباس زنان متفاوت است که الگوی خاصی را نمی پذیرد. مثلاً وقتی یک مسلمان در مجامع مختلف قرار می گیرد پوشش او با یک هندی وژاپنی اصیل فرق دارد در نتیجه حساسیت پوشش زنان از این حیث هم قابل تأمل است. - اما ویژگیهاى پوشش دینى عبارتنداز: ضخامت: یکی از ویرگی های پوشش دینی ضخامت آن است به گونه ای که پوست بدن از زیرآن پیدا نباشد در غیر این صورت پوشش دینی محسوب نمی باشد. امام صادق علیه السّلام می فرماید: "مصلحت زن مسلمان نیست که روسری و پیراهن نازک بپوشد. " وپیامبرصلی الله علیه و آله و سلّم می فرماید: "یا علی! مردی که فرمانبردار زنش باشد، خدا او را به صورت در جهنم می اندازد. " حضرت علی علیه السّلام عرض کرد: "این چه اطاعتی است؟ " وپیامبرصلی الله علیه و آله و سلّم فرمود: "از او در خواست رفتن به عروسی ها و لباس نازک و مبتذل می نماید و او هم اطاعت می کند." حضرت علی علیه السّلام می فرماید: "بر شما بادکه لباس ضخیم بپوشید،به راستی کسی که لباسش نازک باشددینش نازک است " سادگی: زن مسلمان لباسی را نمی پوشد که جای جاذبه های برهنگی او را بگیرد ودر کل لباسی را می پوشدکه باعث تهیج نشود از جمله: چاک بی اندازه، رنگ، مد، تنگی ونازکی لباس، بنابراین زیبایی وراحتی را در سادگی می توان یافت. ولباسهای نهی شده برای بانوان از جمله: لباس مهیج: لباسهای مهیج از جمله اموری که لباسی را تحریک آمیز می کند؛ جنس خاص، رنگ خاص ومدل خاص ویا تنگی لباس است.فقها پوشیدن لباس تنگ، که سبب تحریک دیگران شود، حرام دانسته اند. لباس شهرت: برخی از لباس ها به خاطررنگ، نقش ومدل ویا اندازه ی خاصی که دارند، سبب شهرت و انگشت نما شدن شخص می شود. پوشیدن لباس شهرت بر هر زن ومرد مسلمان حرام است. زیرا دین اسلام دین متعادل وبر اساس حکمت است. که از متمایز شدن بی مورد پیروانش نهی فرموده است. اما اگراین فضیلت در علم باشد مورد قبول است. دراسلام اگرکسی بخواهد به واسطه پوشیدن لباس که از شأن او خارج بوده ویا معمول ومرسوم نمی باشد؛ بخواهد برای خود در بین مردم جایگاه ایجاد کند؛ را نمی پذیرد. ریشه ی چنین حرکتهای امتیاز طلبانه ای که سبب انگشت نما شدن بیهوده فرد می گردد. نشانه ی ضعف درونی اوست. امام صادق علیه السّلام می فرماید: "در پستی مرد همین را بس که لباسی بپوشد که او را مشهور کند و یا مرکبی سوار شود که سبب شهرت او گردد. " و در رساله ها آمده است که: "بنا بر احتیاط واجب باید انسان از پوشیدن لباس شهرت که پارچه یا رنگ و یادوخت آن برای کسی که می خواهد آن را بپوشد معمول نیست، خوداری کند. " لباس جنس مخالف: لباس های خاص زنان و مردان بر یکدیگر است. اگر لباس به خاطر جنس و دوخت، رنگ و یا تصاویر آن به زنان یا مردان اختصاص یافته باشد. استفاده از آن برای جنس مخالف حرام است به عنوان نمونه کلاه وکت وشلوار که دوخت وجنس آن خاص مردان باشد بر زنان حرام است وعکس آن نیز هم در مورد مردان صادق است. امام صادق علیه السّلام می فرماید: "پیامبرصلی الله علیه و آله و سلّم همواره از شبیه شدن مرد به زن و زن به مرد در پوشیدن لباس نهی فرمودند" و در رساله ها آمده که: "احتیاط واجب آن است که مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه نپوشد. " در خصوص لباس های ویژه زن و مرد سوالی از حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) شد است که جهت مزید اطلاع آن را نقل می کنیم. اینکه فرموده اند (بنا بر احتیاط واجب مرد لباس زنانه و زن لباس مردان نپوشد) در این رابطه سوالات زیر مطرح است؟ الف. مراد از لباس چه نوع لباسی است آیا لباس مخصوص هر یک است یا لباسهای مشترک هم مراد است؟ جواب: لباس مشترک مراد نیست. ب. آیا پوشیدن در اجتماع مطرح است یا اگر در جای خلوت هم باشد اشکال ندارد؟ جواب: فرق بین اجتماع و خلوت نیست. ج. آیا پوشیدن دمپائیهای مخصوص خانمها در منزل برای مردان دارای اشکال است؟ جواب: اگر لباس مختص حساب شود، جایز نیست. آنچه معلوم است حفظ هویت زنانه ومردانه در پوشیدن لباس است. زنان با توجه به ساختمان وجودی خویش از لباس زنانه استفاده می کنند و مردان نیز با توجه جنسیت خود پوشش مردانه به تن می کنند. اما امروزه دیده می شود که پسران، ابروهای وصورت خود را مانند زنان اصلاح می کنند و عین یک زن از لوازم آرایشی و تزیینی استفاده می کنند و موهای سر خود را به شکل بسیار ناجور و زشت در می آورند که حال بیننده را خراب می کند و زنان هم مانتو بسیار کوتاه مانند بلوز مردانه و کلاه و... می پوشند. مردان وزنان این گونه که هویت مشخص ندارند برای گدایی کردن نگاه های دیگران مردانگی وغیرت وکلیه ی ارزشهایی که مرد را مرد می سازد کنار گذارده و رو به تشبیه کردن خود به زنان و زنان هم به مردان کرده اند. این یعنی نشانه ی دوره ی آخرالزمان. لباس دشمنان اسلام: یکی دیگر از لباس های حرام جامه های انحصاری دشمنان اسلام است که سبب توجیه و تقویت فرهنگ وآداب دشمنان می گردد. اسلام مسلمانان را از مظاهر کفر و روش فکری و فرهنگی کفار بر حذر داشته اند تا کمترین تمایلی به آنها در بین مسلمانان به وجود نیاید و مرز بین کفر و اسلام در همه ی ابعاد خود باقی بماند. زیرا مرز بین مؤمنین و کفار فرهنگ وآداب آنهاست. امام صادق علیه السّلام فرمود: خدا به پیامبری از پیامبران می فرماید: "به قوم خود بگو لباس دشمنان مرا به تن نکنید و غذای دشمنان مرا نخورید و خود را به شکل و قیافه دشمنان من در نیاورید که دشمن من خواهید بود. همانگونه که آنها دشمن من هستند. " پیامبرصلی الله علیه و آله و سلّم می فرماید: "شارب را کوتاه و ریش را بلند گردانید و خود را به یهود همانند نسازید. " پس استفاده از مدهای غربی که تقربیا در کشور ما گسترش یافته مصداق روایات بالا را دارد. و استفاده از کروات، صلیب، تراش ریش، و هر لباس دیگر که انسان را شبیه کفار کند حرام است. حرف آخر شما که می گویید: برایم مهم نیست هرچه که به عنوان مد باشد می پذیرم واستفاده می کنم ودر ضمن؛ خوب! می خواستن اجازه ندهند این جور مدهای غربی وارد کشور بشوند و... و شما که می گوئید با مد پیش رفتن "با کلاسی " است ویا به عبارتی اعتبار ساز است! و یا همه می پوشند من هم می پوشم! می خواهم همرنگ جماعت بشوم ". اندکی فکر به عواقب کارت بکن؛ نگو دیگران چه می گویند ومی پوشند که این توجه به غیر خداست. وبه نوعی شرک است. اما اگرما بخواهیم همرنگ جماعت بشویم یقیناً به ساحل نجات نمی رسیم. زیرا هر چه عرف بپذیرد ویا رد کند دلیل صحیح بودن آن نیست. مردم کسانی هستند که حضرت نوح علیه السّلام را به پیغمبری قبول نداشتند و می گفتند او ادعای پیغمبری می کند و یا گاوی را به خدایی قبول کردند و پیامبر عظیم شان را قبول نداشتند اما بت های بی جان را می پرستیدند و دیگر پیامبران را تکذیب می کردند. پس چگونه با طناب پوسیده خرافات و عرفیات به چاه می روی؟! بگذار مستقل وبا فکرویا آزاده باشی! نه رهرو دیگران. مردم همان ها هستند که قانون هم جنس بازی که چند هزار سال پیش حضرت لوط علیه السّلام علیه آن به مبارزه پرداخت تا کار را به جایی رساندند که فرشتگان خدا که بر حضرت لوط علیه السّلام وارد شدند تا وعده ی عذاب الهی را بر آن قوم لجوج و بدکاره نازل کنند؛ از حضرت لوط علیه السّلام آن فرشتگان را مطالبه کردند. و در دنیا مدرن امروزی هم همان عادت زشت قوم لوط در کشورهای غربی قانون می شود. و آموزش آن در مدارس و به دانش آموزان پنج ساله هم آموزش داده می شود. آری بسیاری از عادات زشت و بی دینی و جنگ و خون ریزی و له کردن و ساختن کاخ هایی از خون مظلومان نشانه ی دموکراسی جهان مدرن و دل خواستن های امروزی است. در صحیفه نور، حضرت امام (رحمة الله علیه) می فرماید: "تا این خانم ها تا توجهشان به این است که فلان چیز، فلان مد باید از غرب به اینجا بیاید، فلان زینت باید از کجا به اینجا سرایت بکند، تا یک چیزی آنجا پیدا می شود اینجا هم تقلید می کنند، تا از این تقلید بیرون نیایید نمیتوانید آدم باشید و نه می توانید مستقل باشید. اگر بخواهید مستقل باشید،اگر بخواهید شما را به اینکه یک ملت هستید بشناسند وبشوید یک ملت؛ ازاین تقلید غرب باید دست برداشت. " ای عاشق مدهای رنگارنگ که از دنیای مد به شوق آمده ای اندکی درنگ کن ببین این شوق درد آخرتت را به همراه نداشته باشد؟ و بدان که انسان لخت به دنیا می آید وتنها هنگام رجعت یک پارچه سفید با خود می برد. پس: تن آدم شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیبا نشان آدمیت
"نباشد بردگی را یک نمونه که استعمار باشد گونه گونه بود رقیب تن سهل و آسان امان از بردگی در فکر و در جان چو فکر ملتی را برده گیرند همان بهتر که از ذلت بمیرد به گور بردگی چون خفت، افکار شود آزاد دشمن وارد کار" (اقبال لاهوری) |
|||
|
|
۲۲:۳۷, ۱۰/تیر/۹۱
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
ایرادها و اشکالات وارده بر پوشش اسلامی گفته می شود که پوشش اسلامی یک مساله ی شخصی است؟ کسانی که این نظر را دارند که پوشش، مساله ی شخصی است ودولت و جامعه نباید در آن دخالت کنند دراینجا جای تأمل است. در پاسخ باید گفت که مساله ی پوشش زن، اگر در ارتباط با خودش باشد (در منزل وبا محارم، و در تنهایی) دخالت در آن شرعاً بی وجه و عقلاً نامعقول است. و ورود دولت دراین حدود نیز به نظام توتالیتر منجر می شود. اما از آنجا که مساله پوشش در ارتباط با دیگران موضوعیت داشته و تاثیر و تبعات جدی بر آن بار است، لذا بی توجه بودن قانون مداران و جامعه نسبت به آن معقول و قابل چشم پوشی نیست. اسلام با جنس زن وموی آن مشکل ندارد بلکه جوهره ی حکم پوشش وستر آن است که زنان مؤمنه جوان که زیبایی خاص خود را دارا هستند خود را از دیگران حفاظت کنند و استثنائاتی هم قائل شده است. در مورد دختران نا بالغ و پیرزنان و زنان بادیه نشین و کارگران روستایی، و نگاه حین خواستگاری، نگاه به زنان اهل کتاب را می توان به عنوان مؤید مورد توجه قرار داد. اگر صرف (مو) موضوعیت داشت دیگر نگاه به بخشی از موی پیر زنان نمی بایست استثنا می شد. بلکه پوشش از سوی مویی مورد تاکید است که "عامل زیبایی است " که معمولا موی دختران وزنان جوان جذاب و دلربا است. پس عامل حکم متفاوت در مساله پوشش بین زن و مرد به هویت جنسی متفاوت زن ومرد باز گشته واین حکم را عقلا نیز می توان مدلل نمود. عده ای دیگر می گویند منشاء پوشش یا حجاب غارتگری و نا امنی بوده است که امروزه وجه ندارد و یا فکر رهبانیت و ترک لذت بوده که فکر باطل و نادرست است و یا خودخواهی وسلطه جوئی مرد بوده که رذیله ای ناهنجار وباید با آن مبارزه کرد واعتقاد به پلیدی زن در ایام پریود بوده است؟ می بینیم که در طول تاریخ مردان به زنان ظلم کرده اند و این به جهت زن بودن، نبوده است بلکه زن از جهتی که چون کودکان و سالخوردگان از لحاظ جسمی ضعیف تر از مرد بوده حقوق اومورد تعدی و تجاوز مردان وحشی وبی فرهنگ قرار می گیرند. و گرفته اند. همانطور که کودکان مورد ظلم واستثمار مردان قرار می گیرند. پس منحصر کردن؛ وتحت سلطه بودن زن و ارتباط پیدایش پوشش با آن به دوراز واقعیت است. از طرفی دیگر: اکثر جوامع بشری به استثنای قبایل وحشی وابتدایی آنچه در بین زن ومرد وجود داشته احساس تعلق بوده نه احساس تملک؛ یعنی مرد همانگونه زن را متعلق به خود می داند که زن او را هم متعلق به خود می داند. واین جدای از تملک است وبه تعبیری محبت رشته پیوست این دو بوده. در تملک مالک حق دخل وتصرف در مملوک را دارد ومثل اشیاء دیگر قابل خرید و فروش است. (و این مساله را جدای از بعضی اقوام وحشی که زن را تنها یک شی متعلق به خود می دانستند در نظر می گیریم.) اما عده ای که در گذشته مانند هندیها و یهودیان و ایرانیان باستان: زنان را در ایام پریود حرام می دانسته و او را تحقیر و از کارهای روزمره باز می داشتند و همیشه او را به خاطر این موضوع اذیت و آزار می دادند. اما از آنجا که خداوند در خلقت هر چیز حکمتی گذاشته است. به این موضوع هم درقرآن ودر سوره ی بقره آیه 222 و 223 پاسخ داده است. و هم از نظر علمی ثابت شده است که این موضوع سبب طول عمر در زنان می شود و سلامتی و نشاط و همچنین پاکی نسل و در صورت نبود آن سبب عقیم شدن مرد و زن و ایجاد یک محیط مساعد برای پرورش میکروب بیماریهای آمیزشی مانند (سفلیس و سوزاک) و... را به ارمغان می آورد. عده ای دیگر پوشش را موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی برای بشر هست واحترام به حیثیت و شرف انسانی است وهمچنین یکی ازموارد (اعلامیه حقوق بشر است) پس نوعی توهین به حیثیت انسانی زن می باشد خواه تابع هر کشور ومذهب باشد واین یعنی اسارت وظلم در حق زن؟ به طور کلی دو تعریف از آزادی در اذهان مردم جهان است که هرکدام بنا به ایدئولوژی خود آن را تعریف می کند؛ یکی آزادی که بار مثبت دارد و قرآن و روایات ازآن تقدیس شده و ما از آن تعبیر به: آزادی که انسان را از قید اسارتها و ناعدالتی ها همراه با حس هم نوع دوستی ودفاع از ارزشهای انسانی تعبیر می کنیم. و همواره متناسب با عقل ودین وفطرت آدمی است اما آزادی که دارای بار منفی است تعبیری؛ که از این آزادی داریم رها ساختن زنجیر از پای هوای نفس است. وانسان رابه بی قیدی و در بند اسارت خود فرا می خواند. وانسان را به جای تهذیب و کسب؛ فضیلتهایی همچون شجاعت، عدالت محوری ویا معرفت ومحبت داشتن او را درگیر خود می کند؛ به طوری که مشکلاتی که در این راه برای شخص به وجود می آید؛ رهایی از آن بسیار مشکل است. پس چطور می تواند ادعای ظلم ستیزی ودادخواهی داشته باشد. درک آزادی واسارت کار آسانی نیست چه بسا آزادی های ظاهری که عین اسارت و چه اسارت هایی ظاهری که عین آزادی است. مانند داستان حضرت یوسف علیه السّلام که گر چه؛ حضرت یوسف علیه السّلام زندانی بود ولی این اسارت را عین آزادی می دانست. و اسارت را در قصر عزیز مصر و پیروی از هوای نفس می شمرد؛ این بود که اسارت: آزادی را با جان و دل می پذیرد. پوشش در اسلام و در دیگر ادیان یک وظیفه ای است که بر عهده ی زن نهاده شده که در معاشرت با مرد بیگانه، باید کیفیت خاصی را در پوشش خود رعایت کند. این وظیفه نه از ظرف مرد بر او تحمیل شده است ونه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافاتی داشته باشد. و یا تجاوز به حقوق او محسوب شود. اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی زن ومرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند وطوری راه برود که آرامش دیگران را بر هم نزند وتعادل اخلاقی را از بین نبرد، چنین مطلبى را زندانی ویا بردگی فرد وضد آزادی وحیثیت انسانی وضد حکم عقل می توان دانست؟ در کشورهای متمدن جهان در حال حاضر چنین محدودیتهایی برای مرد وجود دارد.به عنوان نمونه اگر مردی برهنه و یا در لباس خواب از خانه خارج شود و یا حتی با پیژامه بیرون آید، پلیس ممانعت می کند. به خاطر این که این عمل را خلاف حیثیت اجتماعی می دانند. ویل دورانت می گویید: "مردان بیشتر می خواهند که حجاب و شرم و حیاء برداشته شود؟ " ولی زن به خاطر کرامت و پاک دامنی خود پوشش را انتخاب می کند تا بازیچه دست هوسرانان نباشد و این حیا به زن می گوید: که هنگام راه رفتن و سخن گفتن ودر کل عملکرد او به طور عمدی باعث ترویج گناه نباشد. یعنی؛ زبان دار راه نرود، معنی دار وبا آهنگ سخن نگویید چه آنکه گاهی ژستها و طرز لباس پوشیدنها سخن می گوید. مانند یک افسر با نشانه های عالی که وقتی افسر گردن می افرازد وقدم ها را محکم به زمین می کوبد، باد به غبغب می اندازد صدای خود را موقع حرف زدن کلفت می کند او هم زبان دار عمل می کند و به بی زبانی می گویید از من بترس، رعب من را در دل داشته باشید. همان طور ممکن است زن یک طوری عمل کند که زبان دار باشد و بگوید به دنبال من بیا، سربه سر من بگذار، متلک بگو، اظهار عشق و پرستش کن ودر مقابل من زانو بزن. آیا اینها اسارت نیست؟؟؟ آیا ساده وآرام بیاید و برود، حواس پرت کن نباشد و نگاههای شهوت آلود مردان را به سوی خود جلب نکند بر خلاف حیثیت زن یا خلاف حیثیت مرد است؟ آیا خلاف مصالح اجتماع واصل آزادی است؟ آری اگر کسی بگویید زن را باید در خانه حبس کرد و در را به رویش قفل کرد البته این با آزادی فرد وحقوق انسانی او منافات دارد. و اسلام هم این گونه برخوردها را نفی می کند و اگر از فقها هم پرسیده شود که صرف بیرون رفتن زن از خانه حرام است ولو با نامحرم برخورد داشته باشد؟ می گویند حرام نیست ولی فقط دو مساله را باید رعایت کرد یکی پوشش درست و دیگری مصلحت خانواده را هم در نظر بگیرد و هر دو حق دارند در حدود مصالح خانوادگی نظر بدهند. پس آزادی در برهنگی اگر آزادی سیاسی و اقتصادی و علمی را به بار بیاوردجای شک و شبه دارد؟ که البته این طور نیست. وقتی پوشش از زن گرفته شود زن تنها به عنوان لعبه به بازارآمد و غریزه راتأمین می کند. در چنین جامعه ای؛ زن دیگر معلم عاطفه نبوده وزن منهای عاطفه یعنی ابزار خشک و خالی وتنها برای بر طرف کردن شهوت، فرمان شهوت می دهند نه دستور گذشت. شهوتی که جز کوری وکری چیزی در چنته ندارد. آیا این زنجیر اسارت نیست؟؟ زن با ستر و پوشش مساوی با ناگفته خود پیداست که اگر مرد از ایمان وتقوای حقیقی بهرمند باشد، حس احترام او نسبت به زن صرفًا از روی درک وفهم وبصیرت ومعرفت است واگر هم بی تقوا باشند این پوشش معنادار و هرزه گری های آنان را می گیرد. پس در چنین جامعه ای زشتی وزیبایی یا پیری و جوانی زن نمی تواند نقشی در روابط اجتماعی بازی کند؟ همان طور که در تماس محترمانه از ورای پوشش زشتی وزیبایی زن در حس احترام علت وسبب به شمارنمی رود ولی آیا ادعای ایمان و تقوا از هر مردی قابل قبول است؟ صاحبان افکار و عقول سلیم وآگاه می دانندکه چنین چیزی صحت ندارد. بلکه باید آثار و علائم ایمان وتقوای، در تمام اعمال ورفتار وافکار وحالات چنین مردی منعکس و متجلی گردد. وچون مرد از زشتی وزیبایی زن با پوشش خبر ندارد بنابراین احترام به او حقیقی بوده است. ولی اگر زنان یک جامعه بدون پوشش مناسب در جامعه حضور داشته باشند حس احترام وخضوع وخشوعی محیلانه به هر مردبوالهوسی دست می دهد تا نظر طرف را به خود معطوف بدارند. واگر زنی فاقد این چنین امتیازی باشند با سردی و بی اعتنایی با او برخورد می شود. یعنی رابطه ی اجتماعی ریشه در فساد برای یک جامعه دارد در روابط اجتماعی تعریف می کند و این گونه تاثیرات منفی؛ در گرایش دیگران به سوی تطابق با محیط سوق داده می شود. آیا این بزرگترین توهین به توای زن نیست؟ چرا که ارزشمندی تو را در امانتی که خدا به رسم امانتداری به تو داده (جمال) بدانند و دیگر هیچ ارزشی نداری؟! استاد مطهری زن با پوشش اسلامی را مظهر عفاف و شناخته شده می داند و لذا در خانه و خارج خانه مزاحمتی ندارد وآزادانه دنبال کارهای و مسؤلیت های خویش است. آیا کسانی که این شبهه را ایجاد می کنند هیچ فکر کرده اند که چرا در کشورهای مختلف و جوامع بشری قانون وجود دارد و اگر در جامعه ای قانون نباشد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا آزادی به انسان این مجوز را می دهد که هر کاری دلش خواست انجام دهد؟ طبیعتاً خیر زیرا قانون هم برای محدود کردن این دل بخواهی هاست؛ تا آزادی هرکس سبب آزار دیگری نباشد. به عنوان مثل انسان آزاد است که بدون اجازه وارد حریم دیگران بشود واموال آنها را سرقت کند ویا نصف شب طبل بزند؟ و یا نظامیان بدون لباس های فرم؛ ودل بخواهی در محل کار خود حاضر شوند.؟ طبیعتاً خیر. اما جان مایه ی این پوشش به خصوص پوشش زنان مسلمان برای این است؛ که معرفت فرد نسبت به حرمت وقداست خویش، چنان بالابرود؛ که این روش وقانون را بر گزیند. اما به ضمه بعضی ها این قانون (پوشش اسلامی) محدودیت آفرین است؛ که البته مصونیت آفرین است. پس با اطمینان می توان گفت که نداشتن پوشش اسارت کامل است چون که نتیجه در عمل مشخص می شود. در غرب چنین وانمود کرده اند که پوشش برای زن مانع از آزادی او در جامعه می شود و زن مسلمان آزادی ندارد چون که پوشیده وباحجاب است. از این دسته تبلیغات برای فریب کاری اذهان عمومی توسط غرب استفاده می شود. بعضی از روانشناسان آنها فریبکارانه می گویند: خانم های پرستار دامن بالا زانو بپوشند تا روحیه بیمار خوب شود در صورتی که بیمار نیاز به رابطه ی صمیمی وارتباط معنوی برای روحیه خود دارد نه اینکه با نگاه کردن به جسم پرستار لذت نفسانی ببرد. او بیش از هرچیز به امید و ارتباط پاک معنوی نیازمند است تا جسم هم قوی وآمادگی مقابله با بیماری راداشته باشد. بنابراین؛ کسانی که این ایرادها را بر پوشش زن می گیرند یا اطلاع از آرامش وتبعات مثبت این حکم الهی را ندارند ویا عناد با دین اسلامی دارند ویا چون در محیط غیر اسلامی بزرگ شده اند برایشان قابل درک نیست که آزادی که ما از آن می گوییم یعنی چه! که زن مسلمان در سایه آن نوع پوشش به آزادی می رسد. که تا تجربه نشود عمق آن را درک نمی توان کرد. ویا همان طور که گفتیم تعریف نادرستی از آزادی زن دارند. لذا جهان بینی خود را در امانیسم و اصالت لذت تعریف می کنند. عده ای دیگر پوشش را سبب رکود و تعطیلی فعالیتهای اجتماعی زن؛ ورکود استعداد زن می دانند؟ زن و مرد هردو دارای ذوق، استعداد، فکر و فهم و هوش هستند. به طور اساسیهر استعداد طبیعی دلیل حق طبیعی است و وقتی در خلقت به یک موجود استعداد داده می شود یعنی لیاقت وسند است که وی حق دارد که آن را به فعلیت برساند. ومنع کردن از این حق ظلم محسوب می شود. چرا می گوئیم همه ی افراد بشر اعم از زن و مرد حق دارند درس بخوانند و این حق را برای حیوانات قایل نیستیم؟ برای اینکه استعداد درس خواندن در انسان است ودر حیوانات وجود ندارد. وهمچنین در حیوانات استعداد تولید مثل وتغذیه وجوددارد و محروم ساختن او از این کارها بر خلاف عدالت است. باز داشتن زن از کارهای اجتماعی تنها ظلم به زن نیست بلکه کل جامعه دچار ضرر می شود. زیرا بعضی ازکارهایی که زن می تواند انجام دهد تنها به خوبی از عهده ی او بر می آید ولا غیر. پس پوشش اسلامی تنها حفاظی برای جسم و روح زن و کنترل هوس ها تا با این کار محیط کار را عاری از التذاذ جنسی باشد. اگر به فرض این مساله درست هم باشد پس تا به حال نمی بایست زنان مسلمان چه در کشور ما ودیگر کشور های اسلامی هیچ گونه فعالیت علمی وتحقیقی واجتماعی داشته باشند. در صورتیکه زنان کشور ما با پوشش اسلامی دارای موفقیتهای مختلف در همه ی زمینه ها هستند و در بسیاری از حوزه ها جلو تر از مردان حرکت می کنند. این که اسلام برای زن هنگام بیرون رفتن ودر نزد نامحرم حدود و قوانینی قرارداده ومردان راهم از چشم چرانی باز داشته است به خاطر اینکه محیط اجتماع سالم باشد والتذاذ به محیط خانواده و همسر مشروع خود برگردد. در ضمن در زمستان که هوا سرد است وزنان ومردان هم به طبع خود را می پوشانند پس استعدادهای زنان هم دچار رکود می شود؟؟؟ ای عجب، عجب!!! به بهانه اینکه پوشش؛ نیمی از افراد اجتماع را فلج می کند با بی پوششی و بی بندوبار کردن زن؛ نیروی تمام افراد چه زن ومرد را فلج کرده اند. کار زن پرداختن به خود آرایی و صرف وقت در پای میز توالت برای بیرون رفتن و کار مرد هم چشم چرانی و مادیات و التذاذات نفسانی است. آیا این مساله کشته شدن استعدادها و رکود فعالیتهای اجتماعی را به همرا ندارد؟ ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۹:۳۲, ۱۰/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
عده ای دیگر می گویند: ایجاد حریم میان زن ومرد براشتیاقها و التهابها می افزاید و طبق اصل "الانسان حریص علی ما منع منه " حرص وولع نسبت به اعمال جنسی را در زن ومرد افزایش می دهد بعلاوه سرکوب کردن غریزه موجب انواع اختلالهای روانی می گردد وبسیاری از گرفتاریها را در کشورهای اسلامی وشرقی را در کنترل غریزه ی جنسی در اجتماع دانسته اند؟ برتراند راسل یک سوال مطرح می کنند "آیا شما عقیده دارید: انتشار موضوع های منافی عفت علاقه مردم را به آنها زیاد نمی کند؟ " راسل می گویید: "علاقه مردم نسبت به آنها نقصان می یابد. فرض کنید چاپ و انتشار پستال های منافی عفت مجاز وآزاد گردد اگر چنین چیزی بشود این اوراق برای مدت یک سال و یا دو سال مورد استقبال واقع می شود؛ سپس مردم از آن خسته می شوند و دیگر کسی حتی به آنها نگاه هم نمی کند اما در این مساله آزادی جنسی بر عکس عمل می کند. درست است که ناکامی جنسی عوارض وخیم و ناگواری دارد و مبارزه با اقتضای غرایز در حدودی که مورد نیاز طبیعت است غلط است. ولی برداشتن قیود در اجتماع مشکل را حل نمی کند بلکه بر آن می افزاید. در مورد غریزه جنسی وبرخی غرایز دیگر برداشتن قیود، عشق را به مفهوم واقعی می میراند. وطبیعت را هرزه وبی بندوبار می کند؛ در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد، هوس ومیل به تنوع افزایش می یابد. آن چه راسل می گویید: درباره ی عکس به خصوص ویک نوع بی عفتی؛ به خصوص صادق است. ولی در مورد بی عفتی ها گوناگون صادق نیست. زیرا با وجود پوشش در کشور ما معلوم است که تنوع خواهی مردان افزون تر از غرب نیست. امادر غرب با اینکه موانع از بین رفته اما باز هم حرص وولع وتنوع طلبی افزایش یافته است. بعضیها ممکن است از یک نوع خاص بی عفتی خستگی پیدا کنند ولی نه بدین معنی که از نظر روحی کم شود بلکه عطش روحی زبانه می کشد وطلب نوع دیگر را دارد واین تقاضاها هرگز تمامی ندارد مانند آنچه در دنیای مدرن غرب وجود دارد. برتراند راسل می گوید: "عطش روحی در مسائل جنسی، غیر از حرارت جسمی است. " آنچه با ارضا تسکین می یابد حرارت جسمی است، نه عطش روحی. در این میان آنچه که عشق نامیده می شود به قول ابن سینا "عشق عفیف " از بین می رود. و آنچه که به صورت هوس وحرص و آز و حس تملک؛ در می آید همگی روحی و پایان ناپذیرند. اما اینکه عده ای گرفتاری های کشورهای اسلامی و شرقی را در سرکوب غریزه جنسی دانسته اند؟ باید گفت که در کشورهایی مثل دانمارک، سوئد و کشورهای شبه جزیره ی اسکاندیناوی که محدودیت روابط جنسی از سایر ممالک کمتر است. آیا مشکل آنها حل شده است؟ آیا شگفت انگیز نیست که در این کشورها آمار خودکشی آنها از سایر کشورها بالاتر است؟ پس آرامش روحی که در پس آزادی جنسی در جوامع غربی وجود دارد کجاست؟! وقتی که مساله ی برقراری ضابطه و محدودیت هایی در تحریک غریزه جنسی به میان می آید. آیا کشورهای غربی که آغازگر این تجربه ی تلخ در دنیا هستند و کشورهایی مثل انگلستان، دانمارک، و سوئد و آلمان با آن مجلات سکسی خالی از شرم، با آن وضع بی پوششی و فیلم های آن چنانی و خلاصه برهنگی و بی پردگی. آیا عطش جنسی فرو نشسته و مساله حل شده است؟ یا اینکه مساله تنوع لذات شهوانی به وجود آمده که آنها را به سوی هم جنس گرایی یا لواط و... کشانده است. آیا غریزه ی جنسی مانند اسب چموشی نیست که سوار خود را جز قهر دره ای عمیق؛ واسیر شبهای تاریک وهمسایه دیو می کند. حتی حیوانات هم در بی شرمی غریزه ی جنسی به پای انسان پوچ و خالی از انسانیت در غرب که ادعای تفکر و تعقل و پیشرفت آنها گوش فلک را پر کرده نمی رسند.!! از طرفی دیگر: این که اساسی ترین مساله آن است که علاوه بر جنسیت، پوشیدگی، برهنگی و ضوابط حاکم برآن را باید یکسره از لحاظ مصالح زندگی فردواجتماعی مورد بررسی قرارگیرد و همچنین باید از لحاظ درونی واحساس شرم به عنوان یک خصلت ذاتی ودرونی او نیز مورد توجه قرار گیرد.. شرم یک خصوصیت انسانی است که در دیگر حیوانات وجود ندارد. واین برای انسان کمال محسوب می شود و برهنگی وپوشیدگی یا باحجاب بودن یک دنیای عظیم وراز آمیز را نباید فراموش کرد. وآن دنیا همان "خود"است. پرفسور اسوالد شوارتزکه طبیب وروانشناس اتریشی است در کتاب روانشناسی جنسی خود اشاره می کند: "علاوه بر مردم شناسی، تجربه وتحلیل روانشناسی نیز ثابت می کند که احساس شرم یکی از صفات عمدی نوع بشر است. هیچ قبیله ی اولیه ای، هر قدر هم بدوی بوده باشد شناخته نشده است: که از خود شرم بروز ندهد؛ و بچه های کوچک نیز شرم دارند، در طی دوران رشد بشر و همین در خلال رشد افراد بر وسعت موضوعات که مورد حمایت شرم قرار گرفته افزوده شد. " عده ای دیگر: می گویند مردان در طول تاریخ بر استثمار اقتصادی و استفاده ی منحصر به فرد از جنسیت زن و جلوگیری و ممانعت از تمتع دیگران از زن و همسر خود، پوشش را به وجود آوردند. و یا به عبارت دیگر: از آنجا که مردان ذاتاً موجودی خودخواه و خود پرست هستند و می خواهند همه چیز را در قید اختصاص خود داشته باشند و برای اینکه، دیگران را از انتفاع آن محروم سازد پوشش را به وجود آوردند؛ که حتی جلو نگاه های طماع چشم چرانها را سد کنند. و در این حد هم نگذارند افراد بیگانه متلذذ شوند. همین خصلت خودخواهی و انحصارطلبی جنون آمیز مرد باعث شد که در او حس غیرت و حمّیت نأ موسی به وجود آید. پس غیرت نأموسی مولود غریزه ی تملک و بخل و حسادت؛ و پوشش و حجاب هم مولود غیرت جنسی اوست. در نتیجه همان طور که مال و ثروت اندوزی مذوم و قبیح است غیرت هم امری زشت و خلاف اخلاق می باشد صرف نظر از اینکه همین منع و امتناع وغیرت نأموسی وپوشش موجب شدت کنجکاوی وحرص و ولع بیشتر مردان بیگانه و مقاصد و جرائم جنسی می گردد.؟ اولاً: چگونه است که امروزه در اکشر جوامعی که بی پوششی را نشانه رشد وروشنفکری می دانند، از آن خود خواهی وبخل و حسادت که در گذشته موجب پبدایش غیرت نأموسی در مرد و ظهور پوششی بوده خبری نیست؛ و مردان امروزی در کنار زن وهمسر بزک کرده ودر مقابل چشم هزاران شهوتران بیگانه آن هم با کمال افتخار حرکت می کنند. و خم به ابرو نمی آورند. ثانیاً: اگر به انحصار و خود خواهی باشد، زنان بیش از مردان می خواهند که شوهرانشان فقط در خدمت آنها باشند چون زن می خواهد همواره مطلوب و معشوق منحصر به فرد نزد شوهر خویش باشد. لذا راضی نمی شود که شوهر او با زنان بیگانه معاشرت ومباشرت داشته باشد. در حالی که در سرشت وعادت بسیاری از مردان به خصوص در جوامع غربی آن گونه انحصار گری وجود ندارد وحتی اهمیتی نمی دهند که زنان آنها با بیگانگان رفت و آمد داشته و یا در کنار هم برقصند. ثالثاً: گفته شده غیرت ناموسی معلول خودخواهی و حسادت مرداست، این مطلبی خلاف وجدان وانصاف است. زیرا در میان خیلی از مردان امروزی حسادت و خودخواهی باتمام شدت وجوددارد ولی غیرت ناموسی به چشم نمی خورد غیرت یک الهام غریزی در مرد است واین ودیعه ی الهی برای حفط نسل وپاکی سلاله وجلوگیری از اختلاط در تولید مثل است که تماماً جنبه ی نوعی واجتماعی دارد. در حالی که حسادت، جنبه ی نفسانی و شخصی داشته وبرای فرد وجامعه ضرر دارد. آری غیرت نمی گذارد، فحشا که عامل سلب امنیت اجتماعی وشرف انسانی است در جامعه رواج پیدا کند. غیرت حتی در برخی انسانهای آزاده و با شرافت نسبت به نوامیس بیگانه هم وجود دارد. که آنها را تا جانبازی به دفاع از حیثیت ونوامیس دیگری وا می دارد استاد مطهری در این باره می گوید: "غیرت پاسبانی است که دست آفرینش برای مشخص بودن و عدم اختلاط نسلها در وجود بشر نهاده است " و اسلام دراین مورد سفارشات زیادی فرموده است به طوریکه زنا، و زنا زاده را تقبیح می شمارد. رابعاً: اگر در طول تاریخ ظلمی در حق زنان شده است انحصار بودن او برای شوهر ظلم نیست، بلکه قانون ونظمی است که خداوندبرای سلامتی وکمال بشر آفریده است. تا مرد وزن هر دو به سوی کمال گام بردارند. آیا این ظلم در حق زن وحتی مرد وفرزندان آنها نیست که مانند حیوانی بلکه پایین تر از آن شب وروز به خواسته ی نفسانی هرزه گران پاسخ دهند ودر آخر دچار بیماری های لاعلاج شوند؟ آیا این زن ومرد می توانند مادر وپدر خوبی برای فرزندان خود باشند؟ آیا این دو در کنار هم می توانند بشى از یکسال دوام بیاورند ویا اینکه هرکس به دنبال معشوقه جدیدتر می روند؟ مانند آنچه در غرب اتفاق افتاده است. پس خوشبختی کجاست وسرنوشت فرزندان چه می شود؟ که یا باید در یتیم خانه ویا در نزد، یکی از والدین باید باشند.؟؟ با اطمینان کامل می توان گفت: که هیچ زنی این انحصاری که بعضی ها می گویند ظلم به زن است را قبول ندارد؟ بلکه رهایی افسار هوسها را ظلم می داند. و در طول تاریخ ظلمی که به زن شده وتا امروز در جهانی که ادعای حقوق بشر ودفاع از حقوق زن را سر می دهند؛ ادامه دارد. پس چرا خود اولین وسخت ترین ظلم را بر او روا می دارد تا به عنوان حیوانی بلکه پایین تر از آن در دست هوس مردان هرزه گر به نابودی وخود کشی رو بیاورد که بسیاری از مواقع آرزوی حبس شدن در خانه ها وزنده به گور کردن خود رادر تاریخ پر رنجی که برای او و اجداد مادریی اش به ارمغان آورده را دارد. زن خوب می داند مردانی که این قوانین را ساخته و پرداخته اند و راهنمایی و هدایتی که خداوند برای خوشبختی او در نظر گرفته دست خوش تغییر قرار داده تا خود بیش از هر کس از هوسهای افسار گسیخته ی بهره ببرد. واین گونه افراد دلشان به حال مظلومیت زن نسوخته است وای! زن تو آ گاه باش که هنوز هم مظلومیت تو ادامه دارد. و هنوز حقوق تو توسط بشر شناخته شده نیست وباید به امید روزی که عدالت به اذن خدا و توسط منجی عالم گسترده شود. باشیم. عده ای دیگر می گویند: عصر ما عصر اتم والکترونیک و رایانه و تسخیر فضا بلکه زندگی در فضا نام گرفته است، امنیت اجتماعی بشر به طروق مختلف تامین می شود و دیگر دلیلی بر پوشش اسلامی نیست. چرا که اولاً امنیت اجتماعی زن به حد ملاحظه ای رسیده و مؤسسات حقوقی فراوان برای دفاع از حقوق زن به وجود آمده وسازمانهای انتظامی هم همواره مراقب اوضاع هستند؟ ابتدا باید دید که امنیت به چه معنا ست: "امنیت به معنای ایمن شدن، در امان بودن " بی ترسی، آرامش وآسودگی است. " و وقتی با واژه ی "روان " همراه گردد،به معنای آسودگی و آرامش روح و روان به کار برده می شود. به گونه ای که شخص از نظر روحی و روانی در وضعیت آرام وبدون ترس و بیم و اضطرابی قرار می گیرد ودر برابر نا فر جامی های فردی، اجتماعی، خانوادگی، محیطی و اقتصادی، مانند سلامت و معاش زندگی دارای اطمینان خاطر می باشد. "3 گر چه امنیت دربعد فردی واجتماعی در متون دینی ما مور توجه قرار گرفته است. قرآن کریم آن را یکی از دستاوردهای و به نوعی ارمغان تشکیل حکومت الهی به شمار آورده است وجلوه ای از آن را در حکومت آخر الزمان وتوسط منجی عالم بشریت به بشر هدیه داده می شود. "خداوند به کسانی که ایمان آورده وعمل صالح انجام داده اند، وعده فرمود که آنها را در زمین خلافت دهد... پس از خوف و هراس از دشمن به آنها ایمنی و امنیت کامل عطا فرماید... " پس آرامش روحی وروانی از لوازم مهم زندگی بشری است که بدون آن ادامه زندگی غیر ممکن می شود. ودر علم روانشناسی ثابت شده است که سلامت روان، وام دار امنیت روانی است وامنیت روانی با شخصیت فردی ارتباط دارد هرگونه اختلال درشخصیت، موجب اختلال در امنیت روان فرد می شود. منتسکیو حقوق دان ودانشمند نامدارفرانسوی، در باره ی تاثیر مخدوش شدن عنصر عفاف در امنیت روانی می گویید: "از دست رفتن عفت زنان به قدری تاثیرات بد و معایب و نواقص تولید می کند و روح مردم را فاسد می سازد که اگر کشوری دچار آن شود؛ بدبختی زیادی از آن ناشی می گردد؛ به همین جهت؛ قانون گذاران با وجدان همواره عفت را به زنان توصیه می کنند و از آنها وقار و رعایت موازین اخلاقی را توقع دارند. " اگر چه بشر در زمینه های علمی تکنولوژیکی پیشرفت های چشمگیری نموده است لیکن از نظر منطق رشد و ترقیات علمی هیچ رابطه ای با پوشش یا برهنگی ندارد. تنها می توان گفت از آنجا که این ترقیات به موازات رشد وتعالی اخلاقی نبوده است وموجبات بحرانهای شدید اخلاقی واجتماعی در غرب را فراهم کرده است. و به قول ویل دورانت: "در عصر حاکمیت ماشین، امنیت اجتماعی افزایش یافته ولی امنیت فردی کمتر از گذشته شده است. " نتیجه آن که امنیت زن در غرب! با اجازه دولت کانون ها ونهاد رسمی اجتماعی به حد وفور برای اطفای شهوت وجود دارد. معهذا آمار تجاوزات جنسی در سکوت ننگ بار سازمانهای جهانی به طور وحشت انگیزی گسترش می یابد. واین مساله یکی از بزرگترین معضل روانی واجتماعی امروز غرب است. مسلماً تا وقتی که این روش بر اکثر کشورها حاکم است بشر جز به خود مادی؛ خود فکر نمی کند. و وضع امنیت زن همین است. و تنها راه برون رفت از این معضل ایمان واعتقادات مذهبی واخلاقی وتعدیل مشروع وطبیعی این غریزه واجتناب واحتراز شدید از محرکهای جنسی در زندگی اجتماعی و طبعاً استفاده از پوشش و جلوگیری از اختلاط غیر ضروری مرد وزن است. عده ای دیگر: لباسی که اسلام برای زن در نظر گرفته به خاطر آزادی که مرد دارد ومحدودیتی که برای زن است این را خلاف عدالت می دانند؟ هر چند این مساله بر می گردد به نوع تأثیر نگاه بر رفتارمرد وظرافتی که زن داراست ونیاز به مراقبت وحفاظت او در برابر خشونت ها است. و منظور از عدالت این است که هرکسی به قدر استعداد وتوانایهایی که دارد بهرمند شود. وهرگز به معنی استفاده مساوی همه نیست یا به تعبیر امروزی تساوی حقوق میان زن ومرد بدون توجه به شناخت حقیقی این دو عدالت نیست. احکام تشریعی اسلام، متناسب با ویژگیهای تکوینی وبه منظور تأمین مصالح ودفع مفاسدی است که افراد را تهدید می کند. وتفاوت زن ومرد در بسیاری از احکام تشریعی از جمله مساله ی پوشش نیز نشات گرفته از تفاوتهای تکوینی آنها است. از سوی دیگر تحقیقات روانشناسی و تجربی نشان می دهد که "آن اندازه که مرد از نگاه کردن به تن واندام زن تحریک می شود، از مشاهده ی مرد تحریک نمی شود. ودر روان شناسی جنسی ثابت شده است که تمامی سطح بدن زن برای مرد محرک است، اما در مرد این چنین نیست. " نکته ای دیگری که تبیین کننده ی تفاوت حکم پوشش زن ومرداز نظر اسلام می تواند باشد، تفاوت تکوینی و فطری آنها از نظر مقدار حیا و شرم است. در روایتی تصریح شده است: "الحیاء عشرها جزاء فتسعه فى النساء و واحد فی الرجال " "حیا و شرم ده قسمت است، که نه قسمت آن در زن و یک قسمت آن در مرد است. " بنابراین یکی از دلایل کشش زنان به پوشش بیشتر از مردان همین مساله شرم و حیاست. که روانشناسان نیز تاکید کرده اند که زنان بیش از مردان به حفظ پاکدامنی خویش اهمیت می دهد ودر مواردی تا پای جان برای حفظ عفت خود تلاش می کنند. وزن مسلمان پاکدامنی را از همه ی مهم ها، اهم تر می داند. ادامه دارد...
|
|||
|
|
۲۰:۰۲, ۱۱/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مرداد/۹۱ ۲۰:۰۴ توسط netlog36.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
عده ای دیگر، پوشش را تا حدی لازم می دانند؛ اما می گویند اصل دل استکه باید پاک باشد واگرمن اینطور لباس می پوشم، منظوری ندارم ودل باید پاک باشد که هست؟ این بهانه گریز جاهلانه از مصونیت پوشش است وشاخه ی لاقیدی است وگرنه از دل پاک هم نباید جز نگاه ورفتارو عملکرد پاک انتظار داشت. واسلام هم عملی را می پسندد که ظاهر وباطن او درست باشد. واین حرف شیطان است که در، زر ورق موجه پیچیده شده است. انسان همیشه باید تاثیر عملکرد خود را بر دیگران بسنجد. نمی توان قلب پاک داشت ولی اعمال ناپاک و ناشایسته داشت. دل شاهد اعمال است؛ واعمال نشانه ی سلامتی وبیماری دل است. کسی که در اعضا وجوارج بدنش به مخالفت با خدا بر خواسته، چگونه می تواند ادعا کند که دلش پاک ودارای ایمان است. این عبارت نادرست است چطورممکن است: پاک باشد اما هر کاری می خواهد بکند این خلاف عقل وفطرت انسانی است؛ زیرا دل در بسیاری از مواقع؛ رهبر اعمال و افعال است که اعمال ما از آن تاثیر می پذیرد. این چنین شخصی که می خواهد پیرو خدا و هوای نفسش هردو باشد یعنی اینکه خالص نیست آیا چنین شخصی را می توان پیرو خدا دانست؟ به گفته صریح خداوند متعال، به هیچ کس دو دل نداده که در یکی خدا را جا بدهد ودر دیگری غیر خدا را. دل دو گوش دارد؛ روح ایمان در او نجوای خیر می کند و شیطان نجوای شر؛ پس هر یک از آنها بر دیگری پیروزشود او را مغلوب خود می کند. " آنگاه که بنده قصد گناهی می کند، روح ایمان او را نهی می کند وشیطان او را تشویق می کند پس بنگر که کدام یک بر دلت حکومت می کند. "فَا جَعَلَ اللهُ لِرَجُلٍ منِ قَلْبَینِ فِی جَوْفِهِ و... " "خدا در درون یک مرد دو قلب قرار نداده و... " پس بهتر آن است که لا اقل با خودمان صادق باشیم. عده ای دیگر عفاف واشتغال را مانع فعالیت زنان می دانند؟ اسلام با اشتغال زن مخالف نیست و بعضی از کارها را زنان بهتر ازمردان انجام می دهند و در یک جامعه ی اسلامی زنان شاغل با پوشش اسلامی و حیا و عفاف به مردم خدمت می کنند. و پوشش و حجاب داشتن که به لباس تعبیر می شود؛ کجای دنیا لباس را مانع می دانند! چنان کسانی پوشش اسلامی را مانع می دانند که از فواید پوشش و حیا در محیط کاری آگاهی ندارند. یامغرضانه و به دنبال هوسها هستند... زن مسلمان ارتباط او با مردان بیگانه این گونه تعریف شده است که: هر گونه رابطه ی صمیمی و دوستانه ای که خارج از رابطه اداری که از بنیاد با رابطه ی دوستانه متفاوت است و به کار بردن کلمات ومزاح هایی وآهنگ ها که باعث تهیج وخارج از رابطه ی اداری است وهمچنین نگاه هایی که رد وبدل می شود، نشست و بر خواستها و... همه در حیطه ی قانونی تعریف می شود ونه اینکه محیط کاریی را به رابط دوستی با مردان بیگانه وپوشش نامناسب و آراستن و تنظیم مووآرایش خود بپردازد و زن در محیط اداری به خودنمایی بپردازد و مرد هم چشم چرانی راپیشه خود کند که این سلسله مراتب زیادی را در پی خواهد داشت. و زن هر روز در پی این است که ظاهر خود را متفاوت تر ازروز قبل بیارایید وبه شکار دل بپردازد و مرد هم در پی این است که دام نهد و شکار را صید کند. این چنین محیطى چه کار آیی وراندمانی خواهد داشت؟؟ برای حصول بدان مقصود و پیشگیری از هر گونه مشکل می توان اشتغال را نهادینه وتعریف کرد مثلاً تا حد امکان زنان در یک اتاق ومردان در یک اتاق دیگر و با حضور زنان با لباس و آرایش و... جلوگیری شود. وبا توجه به شرایط امروزی در جامعه ی ما ودر کل جهان که زنان نیمی از جامعه را تشکیل می دهند پس دولت مردان و مسؤلین کشور با توجه به تحصیلات واستعدادهایی وتوانایهایی که زنان مسلمان ما در سایه ی پوشش اسلامی وعفاف به آن رسیده اند؛ زمینه هایی برای آنها فراهم شود. از جمله: زنان امروزی با توجه به تحصیلاتی که دارند توقع کار در جامعه را دارند زیرا اگر تمام وقت در منزل باشند به راحتی خسته و افسرده می شوند و در این شرایط برای کودکان هم بهتر است که کارکنند و مادران با انرژی وخوشحال به خانه باز گردند زیرا کیفیت مراقبت از فرزندان به مراتب مهمتر از کمیت آن است و از سوی دیگر اشتغال سبب استقلال اقتصادی زن وکسب تجربه برای او می شود واین امکان را برای او به وجود می آورد که در شرایط بحرانی از جمله (بدون سر پرست وعدم ازدواج وکمک مالی به خانواده شود) و باید تمهیداتی برای او اندیشیده شودکه مدت زمان کار و به خصوص در موقعی که فرزند دارد وقت بیشتری برای رسیدگی به فرزندان خودداشته باشد تا فشار زیاد کار او را از بین نبرد چون زن علاوه بر اشتغال خارج از خانه مسؤلیت هایی هم در خانه دارند. و در هنگام زایمان از مرخصیها و مزایایی هم برخوردار باشد. عده ای دیگر پوشش برای زن محدودیت است وحصاری است که خانواده ووابستگی به شوهر برای او ایجاد می نماید پس حجاب و پوشش نشانه ی ضعف زن است؟ پاسخ این شبه و تبیین پوشش در بینش قرآن کریم این است که باید این مساله را کاملاً درک کند که پوشش و حجاب او تنها مربوط به خود او نیست. تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کردم پوشش زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم؛ پوشش زن مال خانواده هم نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند. بلکه پوشش زن حقی است الهی؛ لذا می بینیم در جهان غرب طبق قوانین آنها؛ اگر زن، همسر داری آلوده شد وهمسرس رضایت بدهد قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام می کنند. اما در اسلام این چنین نیست حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است وخدای سبحان زن را با هدف خاص آفریده است. لذا کسی حق ندارد بگویید من به نداشتن پوشش رضایت دادم؛ از این که قرآن کریم می گویید هرگروهی اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید. معلوم می شود عصمت زن، حق است وبه هیچ کسی ارتباط ندارد. در واقع همه اعضای خانواده واعضای جامعه و خصوصاً خود زن امین امانت الهی هستند لذا زنان غیر اسلامی از این حرمت بی بهره اند. آیا پوشش توسط زنان در جریان انقلاب، الزاما ارتباطی با پایگاه طبقاتی آنان داشته است؟ خیر؛ زیرا با وجود تبلیغات گسترده ی رژیم پهلوی مبنی بر اینکه پوشش اسلامی: سنتی کهنه وفرسوده است واز هر راهی برای تحقیر آن استفاده می شد. اما؛ با احیای ارزشهای اسلامی توسط انقلاب به ارزش اجتماعی یا به تعبیر بهتر؛ این ارزش از نو زنده شد. بعضی از زنان این پوشش را به عنوان نماد اعتراضشان نسبت به بر خورد با زنان به عنوان اشیای جنسی برگزیدند؛ بعضی ها هم آن را به عنوان وظیفه ای مذهبی ویا اظهار ایمان نشان به میراث فرهنگ خودی و رد نا ارزشهایی که از طرف رژیم پهلوی ارزش شده بودند؛ می دیدند.. اما پوشش در انقلاب اسلامی نشان ایمان به خدا و آزادگی واستواری در برابر کژیها است. وزنانی که با نبود پوشش مناسب در خیابان ها و بازار مورد آزار هرزه گران بودن؛ در انقلاب اسلامی با پوشش همراه مردان وگاهی پیشتر از زنان به مبارزه علیه شاه پرداختند وعملاً به دیگران ثابت کردند که زنان به عنوان موجودی آزاد و غیر جنسی، وآگاه به مسایل روز وبه عنوان بازوی انقلاب نقش بسیار تعیین کننده ای دارند. که انقلاب بدون این شیر زنان به نتیجه نمی رسید. و هر چند که عده ای تصور می کردند که زنان غیر مذهبی (سکولار) تحت هر شرایطی از پوشیدن حجاب خودداری می کنند. لیکن بسیاری از آنها تصمیم گرفتند در آن محیط حجاب و پوشش را به خاطر معنی تازه اش بپذیرند زیرا در گذشته حجاب را به معنای افراطی می شناختند که زن باید در خانه محبوس باشد واز کارهای اجتماعی دوری گزیند؛ که این تبلیغات دولت پهلوی برای دور کردن ومترّقی خواندن بی پوششی بوده است. ممکن است این شبهه پیش بیاید که چرا زن به خاطر این که مرد نمی تواند غریزه ی خود را کنترل کند مجبور است پوشیده باشد و مردان راحت بدون سخت گیری هر چه بخواهند می توانند بپوشند؟ اولاً باید دانست که: پوشش و حجاب زن به خاطر مرد نیست که برای او پوشش بگیرد ویا به خاطر او نگیرد بلکه زن تنها به خاطر خدا و این که این راتنها ترین راه سعادت و آزادگی اوست. وزن خوب می داند که این روش ومنش زن با غیرت است پس به پوشش وستر رو می آورد. و این شبهه وقتی پیش می آید که زن و مرد را جدا از هم ببینیم. اما وقتی که ما زن و مرد راکنار هم ومکمل هم و مانند دو طرف یک ترازو ببینیم دیگر به این مساله این طور نمی نگریم وچون خدا انسان را از زن ومرد آفریده وزندگی هیچ کدام بدون دیگری لذتی ندارد وهیچ یک نمی توانند وظیفه دیگری را انجام دهند. پس خداوند زن ومرد را آفرید تا در کنارهم ومانند دوتا دست که همدیگر را می شویند وپاکیزه می کنند؛ اینها هم باهم عیوب ونواقص خود را بر طرف کرده وقلعه های ترقی را طی کنند. وبه قرب الهی برسند. پس آیا عملکرد هر یک بر دیگری تاثیر ندارد؟ واین خودخواهی است که چه زن و مرد بدون توجه به تأمین عملکرد خود بر دیگری رفتار کند. و تنها راحتی وآسایش خود را بجویید. آری این رفتار زن و مرد است که در طول تاریخ داستان ها و حکایت ها مختلفی را خلق کرده است. پوشش و عفاف زن در جامعه که هوس وگرایش زن ومرد را چنان شیطانی می کند که فساد همه جا را می گیرد قتل ونا امنی و... خیلی وقت ها عقل ودل هر دو را هوس؛ اسیر خود می کند پس یک نیروی تعدیل کننده ای باید وجود داشته باشد تا انسان را نگه دارد. ودر طول تاریخ زندگی بشر چه لغزشهایی وچنگ ها وخون ریزی هایی که از همین مساله نشأت گرفته است. لذا براساس قوانین الهی که فوق همه ی داناییها ودرایت هاست به زن می گوید، پوشیده باش وبه مرد هم می گوید؛ که نگاهت را کنترل کن یعنی؛ تاثیر عملکرد هر یک بر دیگری تا چه اندازه مهم است. از سوی دیگر بارها در فصول قبل اشاره با این موضوع شده که: برخورد مردان و زنان از حیث رفتاری از دو ماهیت متفاوت برخوردار است. برخوردی که با زن جلو گر یا پوشش ناقص می شود، برخوردی شهوی، تفریحی و ظاهری است، اما بر خورد با زنان پوشیده برخوردی همراه با احترام وتکریمی قلبی است. که اصولاً مردها قدرت ادامه نگاه به چهره ی زنان پوشیده باحجاب را ندارند. زیرا پوشش اسلامی نگاه شکن است. وسر به زیر بودن هنگام برخورد با زن مسلمان نوعی احترام قلبی به اوست. عده ای با طرح این پوشش که: "چه اشکالی دارد در چهارچوب شرعی، هر کس هر جور که خواست لباس بپوشد؟ در واقع خواسته اند که این شبهه را القا کنند که اسلام، فقط چارچوب کلی برای پوشش بیان کرده است وبه صورت جزیی شکل خاصی از پوشش در متن دینی اسلام ذکر نشده است. آیا ادعای مذکور صحیح است؟ باید پاسخ داد: از نظر اسلام چارچوب واجب پوشش زنان که بیشتر مورد چالش وسوال است؛ پوشاندن تمام بدن در مقابل نامحرم است به استثنای مواردی که در فصول قبل ذکر شده. که طبق نظر مشهور فقها پوشاندن آنها واجب نیست. البته بعضی از فقهای فعلی به طور احتیاط وجوب پوشاندن صورت و دستها را لازم می دانند ولی حتی افرادی که پوشاندن آن را واجب نمی دانند: در اصل مطلوبیت واستحباب آن بحثی ندارد. علاوه بر پوشیدن لباسهای معمولی مانند پیراهن وشلوارکه زنان ومردان در داخل منزل استفاده می کنند، برای پوشش بیرون از خانه هم در قرآن واحادیث برای تأمین پوشش واجب زنان از چند نوع پوشش خاص، نام برده شده است که دو نوع معروف آن "خمار" و "جلباب " است. آیا پوشش نشانه جبن وترس یا معلول سوءظن بیجا نسبت به مرد بوده و متقابلاً بی پوششی در زن عادی نیز نتیجه شجاعت و شهامت است ویا واقعیت امر به غیر از این می تواند بود؟ پاسخ روشن است "شهامت و شجاعت کذایی در زن بی پوشش یا نتیجه غفلت و جهالت اوست ویا معلول سنخیت روحی او با روج مرد یعنی نتیجه تغییر و تحول روحی ودوری از فطرت اولیه زن تحت تاثیر تربیت و محیط، که نه متوجه تحقیر ها و توهین ها وکم حرمتی های ناشی از نگاههای آلوده مردان لاقید و لا ابالی می گردد. ونه نگران از دست دادن مواهب روحی و طبیعی خود، آن هم به حدی که به راحتی قادر است نگاههای شهوانی مردان را تحمل نماید ویا از روی کوته فکری و غفلت وجهالت، نظر و نگاه آلوده همه ی مردان را تاویل وتفسیر نموده، حمل بر صحت نماید تا در نتیجه، بر خورد و تماس مستقیم با مردان مختلف کمترین احساس ناراحتی ننماید؟ آیا با وجود این همه گزارش و آمار های مستند نام برده در مورد عدم امنیت کامل برای زن در سراسر جهان، می توان پذیرفت که خوش بینی و یا چنان شجاعت زن در این مقام از روی واقع بینی و آمال اندیشی بوده و از اصالت کاملی بر خوردار است! بالعکس معلول جهالت و نا آگاهی و بی خبری زن بد پوشش ویا بی پوشش و محصول انحراف و بلکه انحطاط روحی واخلاقی در زن است. آن هم به حدی که از درک فسادیت و آلودگی نگاه های شهوانی مرد، به علت سنخیت روحی، احساس هیچ گونه ناراحتی ونا امنی نمی نماید و بلکه بر عکس خود نیز از آن احساس خوشی و خرسندی می کند اکه به سهم خود گواه است بر فاسد شدن روح زن و ضایع شدن مواهب خدادای او و تغییر ماهیتش و بالاخره گم کردن "شخصیت و هویت " اصلی خویش در لابلای مفاسد اخلاقی جامعه؛ واین نیست مگر محصول شجاعتی ناشی از جهالت!همچنین است معنی ترس زن با پوشش از مرد، به علت علم و آگاهی از غایت مراتب نا امنی ظاهری و با طنی از ناحیه مردی که با این سادگی نمی تواند میل خود را مهار کند واز جمال هر زنی در گذرد و نیز مراقبت ها وپیش بینی های لازم و پیشگیری از نا امنی هایی است که در ذات چنین ترس و خوفی در خود؛ ناشی از دو امتیاز روحی و اخلاقی موجود در اوست. یکی شهامت و شجاعتی است که در مهار نفس و پیشگیری از خودنمایی و عرضه خود به هر مرد و نامردی دیده می شودودیگری حصول علم و معرفتی در احوال خود و دیگران ودرک موقعیت زمانی خویش است؛ یعنی با علم ومعرفت کامل نسبت به نا امنی جهان ودرک ارزش های وسرمایه های والای خدادای (عفت و عصمت و عاطفه که در صورت آسیب دیدن هر کدام زن مانند گیاهی است که در مزبله رشد کرد وقابل ارزش دانستن نیست وخود بیش از دیگران این را در ک می کند زیرا بر خلاف سرشت اوست) یک ضرب المثل لری هست که که دقیقاً مصداق جمله بالا را است و می گویید: "پَسَه پا خُود زن؛ هم دُشمِنَهَ شَه " "یعنی پشت پای زن هم دشمن اوست. " که بیشتر کنایه از آن است؛ که زن همواره باید جانب احتیاط را رعایت کند و در مورد حفظ عفت خود ساده اندیش نباشد که ضرر خواهد کرد" و پس اگر خوف وترس از روی معرفت باشد عین دانایی است و از شجاعت زن سر چشمه می گیرد زیرا زن با مهار نفس خود به جهاد اکبر می پردازد. |
|||
|
|
۲۲:۳۹, ۱۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
نظر صاحب نظران و هنرمندان در مورد پوشش اسلام حضرت علی علیه السّلام می فرماید: "حجاب زن ها را پاینده تر، سالمتر، پاکیزه تر، نگاه می دارد. " دکتر گوستاولوبون مورخ معروف فرانسوی می گوید: "این مطلب نیز روشن شد که اسلام در بهبود وضع زنان بسیار کوشیده است و نخستین مذهبی است که مقام زن را بالاتر برده وروی هم رفته زنان مشرق زمین از نظر مقام واحترام وشخصیت علمی وتربیتی سعادت بهتر از زنان اروپایی هستند. " ویلیام جیمز روان شناس معروف، می گوید: "زنان دریافتند که دست ودل بازی، مایه طعن و تحقیر است؛ این امر را به دختران خود یاد دادند. " منتسکیو در کتاب روح القوانین می نویسد: "قوانین طبیعت حکم می کند زن خودار باشد؛ زیرا مرد، با تهور آفریده شده است و زن، نیروی خوداری بیشتری دارد. بنابراین، تضاد بین آنها را می توان با حجاب از بین برد وبراساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا وحجاب داشته باشند " و راسل معتقد است: حجاب و پوشش و دوری از اختلاط و آمیزش زن و مرد را امری می داند که اخلاقیون و مصلحان جوامع بشری برای استحکام نظام اجتماعی بشر ضروری دانسته و آن را به جامعه توصیه کرده اند. او پس از اینکه نبود تقوای جنسی را عامل تنزل مرتبه وموقعیت زنان معرفی می نماید، می گویید: "از آنجا که اخلاقیون همه مرد بودند، زن در نظرشان به قیافه اغواگر جلوه کرد وچون زن اغواگر بود لازم بود که فرصت وامکاناتی را که برای اغوای مرد در اختیار داشت، به حداقل تقلیل یابد ودر نتیجه، حصار محکمی از قید و محدودیت به دور زنان آبرومند کشیده شد" همچنین برتراند راسل می گوید: "از لحاظ هنر، مایه ی تأسف است که با آسانی به زنان بتوان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد، بدون آنکه غیر ممکن کردد. " و همچنین ویل دورانت می گوید: "آنچه بجوییم ونیابیم عزیز و گرانبها می گردد. زیبایی به قدرت میل بستگی دارد ومیل با اقناع وارضا، ضعیف وبامنع و جلو گیری، قوی می گردد. خودداری از انبساط و امساک در بذل و بخشش، بهترین سلاح برای شکار مردان است اگر اعضای نهایی انسان را در معرض عام تشریح می کردند توجه ما به آن جلب می شود؛ ولی رغبت و قصد به ندرت تحریک می گردد. مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا ست وبی آنکه بداند حس می کند که این خوداری ظریف از یک لطف ورقّت عالی خبر می دهد. " وجودیت میلر: خبرنگار روزنامه نیویورگ تایمز طی مقاله ای به عنوان "زنان درآغوش اسلام امنیتی تازه می یابند" با اشاره به گرایش روز افزون زنان مسلمان به پوشش اسلامی می نویسد: "چه چیزی این بازگشت را میسر ساخته است؟ بازگشتی که به معنای واقعی در آزادی های شخصی وسیاسی صورت گرفته است؟ پاسخ آن در ارمغان هاست که اصول گرایان اسلامی به روح وروان جامعه مدرن خاورمیانه و به زن و مرد آن تقدیم کرده اند. پوشش برای زن این امکان را فراهم ساخته که در شهرهای شلوغ بتواند به راحتی فعالیت کند و از مزاحمت مردان جوان و نوجوان که در جستجوی کار از اطراف و اکناف کشور به پایتخت سرازیر شده اند در امان بماند. این لباس یک پیام غیر قابل تردید به اطرفیان دارد که حجاب می گویید "این زن نجیب است، با او کار نداشته باشید. وبه وی اجازه می دهد بدون اینکه مورد آزارجنسی قرار گیرد در اتوبوسهای شلوغ شهر سوار شود. " و چارلی چاپلین به دخترش سفارش می کند: "برهنگی بیماری عصر ماست و من پیرم، شاید (به نظر شما) حرفهای خنده آور می زنم، اما بی گمان من؛ تن عریان تو، باید مال کسی (شوهرت) باشد که روح عریانش را دوست داری. " آلفرد هیحکاک که تجربه ایی در فن فیلم سازی دارد معتقد است: "زن باید مثل فیلمی پر هیجان و پر آنتریک باشد یعنی ماهیت خود را کمتر نشان دهد و بگذارد مرد برای کشف آنها بیشتر به خود زحمت بدهد. زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب، خود به خود جذاب می نمودند و همین مساله جاذبه ی نیرومندی به آنها می داد اما به تدریج با تلاشی که زنان این کشورها بر ای برابری با زنان غربی از خودشان نشان می دهند، حجاب و پوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده بود از میان می رود و همراه آن از جاذبه او کاسته می شود. " اما کسانی که به دین اسلام تشرف یافته اند اولین مشکل را پوشش می دانستند که به نظر سخت می آمده اما پس از چندی سراب مشکل پوشش به طور کلی بر طرف شد. خانم ف. اهل انگلستان و ساکن مشهد می گویید: "قبل از پوشیدن چادر وقتی بیرون می رفتم احساس می کردم که یکی از کالاهای عرضه شده در آن فروشگاه ها می باشم. حتی در هنگام قدم زدن متوجه تماشا گرانی می شدم که مانند خریدار به منظور ارضای لذایذ نفسانی خود برای زنان بهاء تعیین می نمودند و به این دلایل من خود را در حجاب محصور نمودم. " مستر همفر جاسوس انگلیسی که به کشورهای اسلامی عربی آمده بود معتقد است که: "زنان با حجاب محکم هستند و نفوذ فساد در میانشان ممکن نیست. " دکتر ا. و. استاد دانشگاه در امریکا می گویید: "اساساً زن در امریکا ارزشی انسانی و عاطفی ندارد و او را فقط به عنوان موجودی که می تواند مرد را ارضا کند و او را به تمتعی برساند می شناسند و اگر از عهده این وظیفه برنیاید به سرعت در جامعه مطرود می شود. از این روست که زن برای ایفای این نقش، با قدرت تمام به عواملی از قبیل لباس و آرایش به خودنمایی پرداخته تا بتواند توجه مردان را به سوی خود جلب کند. " این یعنی سقوط ارزس وحقوق انسانی زن به چاهی سیاه تر و عمیق تر ودر عین حال تاریک تر از گذشته ی نیاکان خود؛ اما به روش جدید وبه مراتب بدتر از آن که از جمله مهمترین وجه ی اشتراک آن دو (دوره) نادیده انگاشتن انسانیت زن است. که اولی با زور به زن تحمیل می شد و حالا با پنبه سر او را می برند. خانم ژور مینن وایت می گویید: "زنان همیشه سعی کرده اند که توجه مردان را به خود جلب نمایند و این باعث شده است که زنان امروزی مثل موم یا خاک رسی در دست مردان باشند که به هر شکلی بخواهند برای جوابگویی به نیاز های خود، آنها را مورد سوء استفاده قرار دهند. متاسفانه زنان امروزی، سر در گم شده و چاره ای جز این ندارند که خود به دنبال شکارچی های خویش دویده و طعمه آنها شوند. " و خانم فاطمه امامی تبعه استرالیا و دکترای جامعه شناسی و علوم سیاسی می گو ید: "من به عنوان زنی که 27 سال است در غرب زندگی می کند می دانم در آنجا چه می گذرد. مردم از غرب، بهشتی، (ساخته اند که) جهنمی نهفته است که تار و پودش بشریت را به نابودی می کشاند. زن در غرب و در استرالیا مانند کالا است و مانند مجسمه بی روحی است که از آن به عنوان کالای تبلیغاتی استفاده می کنند. " روزنامه قدس سال 75 طی مصاحبه ای با یکی از تازه مسلمانان دانمارکی که به اتفاق شوهر برای اقامت به ایران آمده بودند برخی از زوایای تاریک وسیاه ابتذال غربی را در معرض قضاوت همگان قرار داده است که به بخش هایی از آن اشاره می شود. - خانم مریم جهانی! زن در اروپا چه جایگاهی دارد؟ متأسفانه با این که اروپائی هستم باید بگوییم زن در کشور من یا در اکثر کشورهای اروپاثی یعنی کالا، یعنی سکس. من شرمنده ام از این که بگویم ما در کشورمان روزنامه های سکسی داریم که زنان و دختران نوجوان عنصر تبلیغ و درآمد آن روزنامه ها به شمار می روند. خانم جهانی! با مقایسه ای بین فرهنگ ایرانی واروپایی جایگاه زن ایرانی را چگونه می بینید؟ به نظر من زن ایرانی خوشبخت است. ارزش و شخصیت دارد. منزلت زن ایرانی را دین اسلام به او هدیه داده است. این را کم کم سایر زنان دنیا درک کرده اند. زنان جامعه من از بی بند وباری جنسی به ستوه آمده اند. مستر همفر جاسوس کار آزموده انگلیسی می گویید: "باید زنان مسلمان را فریب داد و از چادر و عبا بیرون کرد. " اگر چادر راه سد نفوذ دشمنان استعمار گر نبود هیچ گاه یک جاسوس کهنه کار این اندازه برای محو آن به فریبکاری نمی پرداخت. که بخواهد چادر را که به عقیده ی خود او ریشه عمیق اسلامی دارد با فریب کاری از اسلام جدا بداند. او می دانست که با وجود پوشش و چادر نمی توان استقلال یک کشور را در هم شکست. در کشور امریکا که فسق و فجور را تا آخرین حد روا داشته و آن را در حمایت قانون قرار داده ودر گسترش آن از همگی وسایل تبلیغی استفاده کرده و آن را به صورت فلسفه ی کاملی در آورده که هر نویسنده ای به نسبت نیروی بیان و قدرت قلم خود درباره ی آن به قلم فرسایی می پردازد. خانم محبوبه امی نیز معتقد است: "اقطاب استکبار، جهان اسلام را تنها مانع خود یافتند وحجاب زنان را نیز آشکار ترین نماد تظاهر مذهبی دیدند. تنها حجاب آشکار زن مسلمان بود که هنوز هم بر حفظ حیثیت مذهبی ایدئولوژیک کشورش شعار داشت واز اینجا بود که حجاب سیاسی محض نیز به عرصه در آمد ودر الجزایر بیش از همه غوغا کردواز آن پس از تاکتیک های مؤثر مبارزه علیه استکبار در میان انقلابیون مسلمان شد. وآنگاه در ایران باحجاب مذهبی در هم آمیخت واصالتی دینی یافت ودر عرصه نبرد با طاغوت به فرم رزم مبدل شد و جهانی شد. " خاتمه در خاتمه، و پس از ذکر شواهد و آمارهاى گذشته، ما قضاوت را به خود بانوان واگذار مىکنیم که واقعاً فکر کنند، و به شخصیّت خود پى ببرند، آخر چرا زن همچون کالاى تجارتى معامله شود؟!، چرا براى اشباع هوس بیگانگان خود را بیاراید؟! چرا در کارهائى که از عهده او خارج است دخالت کند؟! خداوند متعال مى فرماید: (بهترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست) زنان در نظام آفرینش انسانهائى کامل و بدون هیچ عیب و نقصى هستند، و اینکه عاطفه آنان بیشتر، و بدنشان ظریفتر از مردانست شرط تکامل مى باشد. بنا بر این نه مرد ناقص خلق شده و نه زن، امّا باید قبول کرد که هرکدام براى کارى ساخته شده است، زن اوّلین مدرسه و مهمترین پایگاه تربیت نسلهاى بشرى است، این کار مهم از عهده مرد خارج است، مرد با اندام خشن و نیروى بیشترى که دارد کارهاى سخت و مشکل جامعه را به عهده مى گیرد و این از عهده زن خارج است. و بطور کلّى جامعه همسان، بلکه طبیعت یکسان هیچگونه لطفى ندارد، عارى از زیبائیست، زیبائى در اثر تنوّع است، اگر تمام کرده زمین آب بود، یا باغ بود، یا گلهاى زیبا بود، یا کارخانه هاى عظیم بود و یا هرچیزى متّحدالشّکل بود، انسان به سرعت از آن خسته مى شد. و همینطور در جامعه اگر مردان و زنان مساوى بودند، همگى در یک سطح از خشونت، عاطفه، ادراک، لطافت و غیره بودند، دیگر زن و مرد لذّتى از هم نمى بردند، و نظام اجتماعى مختل مى شد. امیدوارم که انشاءالله با تفکّر صحیح و درک مفاهیم و قوانین عادله اسلامى انسانها به عالیترین درجات کمال و رفاه و سعادت برسند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 1_right_cart03.jpg]](http://www.askdin.com/gallery/images/2702/medium/1_right_cart03.jpg)


