کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چلوکباب یا اکسیژن؟ مسئله این است...
۳:۱۶, ۱۴/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۱ ۳:۲۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
رفقای قدیمی منظور من را از همان اسم تاپیک فهمیده اند
اگر ما چلوکباب را خیلی دوست داشته باشیم ولی آن را نداشته باشیم آیا مشکلی برای زندگی داریم؟؟؟؟؟؟
نه مسلماً حتی اگر خیلی خیلی هم چلوکباب را دوست داشته باشیم اما بدون آن هم زندگی میکنیم!

اکسیژن چی؟
بدون اکسیژن میتونیم زندگی کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بدون شک نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کسی که زیر آب است و نمیتواند نفس بکشد همین که نفسش تنگ میشود بی اختیار و با تمام وجود سعی میکند از زیر آب بیرون بیاید تا بتواند اکسیژن بگیرد!

چرا؟
چون میخواهد زنده باشد!


فعلاً کافیه
میخوام گفتگو کنیم
کسی تا اینجا نظری نداره؟؟؟؟

پ.ن: چه میشد اگر چیزی که حقیقتاً مانند اکسیژن و عامل حیات حقیقی ما است را هم چون چلوکباب فرض نمیکردیم (بلاتشبیه البته!)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، فانوس *7* ، میلاد.م ، دل خسته ، Tolou ، Farzaneh ، zahra.shakiba ، heaven ، در جستجوی سختی ، saloomeh ، fazel ، taleb ، فدک زهرا ، 135 ، یا ثارالله ، yamin ، azade ، محیصا ، ZaHrA110M ، حقیر

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۴:۵۷, ۱۴/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۱ ۵:۱۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #11
آواتار
(۱۴/مرداد/۹۱ ۴:۵۵)Havbb 110 نوشته است:  عدم پذیرش ولایت الله و رسول الله و ائمه؟


نه حامد جان
ما که کم و بیش یه حدی از این ولایت پذیری رو داریم
اون گناهی که مد نظر من هست بیشترین صدمه را به این ولایت پذیری میزنه

ببینید
جایگاه ایمان کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در قلب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
قلب جایگاه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جایگاه حب و بغض!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حب و بغض چه چیزی میشه ایمان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حب خدا و آنچه خدا دوست دارد یعنی محبوبان خدا که در درجه اول 14 معصوم هستند
و دشمن داشتن دشمنان خدا و دشمنان اهل بیت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حب آنچه خداوند آن را میپسندد برای بندگانش
مثل تلاش برای آخرت
و بغض آنچه خداوند نمیپسندد برای بندگانش
مثل تلاش برای دنیا (حب الدنیا رأس الخطیئه، رأس همه ی خطاها حب دنیا است)
اینجا میخوام یه بحث بسیار دقیق رو انجام بدم
بسیار عمیق و دقیق
خوب دقت کنید که ریشه ی اصلی بسیاری از غفلتهای ما از اکسیژن و تبدیل شدن آن به چلوکباب برای ما همین است

ریشه ی همه ی این مشکلات ما در توجه عمیق به این دو آیه و روایات ذیل آن است
آیه اول:
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ في‏ جَوْفِ(4- احزاب)
خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريده
حنش بن معتمر گويد:
بر امير المؤمنين على بن ابى طالب (علیه السلام) در حالى كه در رحبه (محلّى در كوفه) تكيه زده بود داخل شدم و گفتم:
السّلام عليك يا امير المؤمنين و رحمة اللَّه و بركاته، چگونه صبح كردى؟
حضرت سربلند كرد و جواب سلام مرا داد و فرمود:
صبح كردم در حالى كه دوستدار دوستان، و صبركننده بر دشمنى دشمنانمان هستم، همانا دوست ما در هر شبانه روز منتظر
راحتى و گشايش است، و دشمن ما بناى كار خود را بر پايه‏اى نهاده كه سخت نااستوار و لغزان است، اين بناى او بر لب پرتگاهى است كه وى را در آتش دوزخ مى‏افكند.

اى ابا المعتمر براستى كه دوست ما نمى‏تواند ما را دشمن بدارد، و دشمن ما نمى‏تواند ما را دوست بدارد، همانا خداى متعال دلهاى بندگان را بر دوستى ما سرشته، و دست از يارى دشمن ما شسته، پس دوست ما توان دشمنى ما، و دشمن ما توان دوستى ما را ندارد، و هرگز دوستى ما و دوستى دشمن ما در يك دل نگنجد زيرا كه «خداوند براى يك مرد دو دل در درونش ننهاده است» تا با يكى گروهى را و با ديگرى دشمنان همان گروه را دوست بدارد.
امالى شيخ مفيد-ترجمه استادولى، متن، ص: 259



ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ في‏ جَوْفِ(4- احزاب)
خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريد
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه میفرمایند:
خداوند در درون هیچ کس دو قلب قرار نداده که با یکی گروهی را و با دیگری دشمنان آنها را دوست بدارد.

تفسیر روایی البرهان جلد هفتم ص 315 ح 4- تفسیر قمی، ج2،ص149











دل سلطان و فرمانرواى بدن است و همه اعضاء و جوارح محكوم فرمان او ميباشند و در يك دل دو محبت متناقض جمع نشود، چنانچه خداى تعالى فرمايد: ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ «خدا در اندرون هيچ كس دو دل قرار نداده» و چون دنيا و آخرت دو مطلوب مخالف و متناقض يك ديگرند، محبت آن دو در يك دل جمع نشود، از اين رو كسى كه محبت دنيا در دلش جايگزين شده و آخرت را فراموش كرده است، هميشه فكر و خيال و اعضاء و جوارحش متوجه دنياست و هر عملى كه انجام ميدهد نتيجه غائى و مقصود حقيقيش دنياست، اگر چه بدروغ دم از خدا و آخرت زند از اين رو در عبادات و طاعاتش هم اعمالى را انتخاب ميكند كه بدانها وعده بسيارى مال داده شده و بطاعاتى كه موجب تقرب و محبت خداست اعتنائى ندارد.

اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏3، ص: 134







و اما آیه دوم:





يا وَيْلَتى‏ لَيْتَني‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً (28-فرقان)

اى واى بر من، كاش فلان را دوست خود انتخاب نكرده بودم! (28)






یکی از مهمترین ریشه های اینکه ما اکسیژن را چلوکباب فرض میکنیم این است که قلوب ما مأنوس میشوند با قلوبی که صاحبان آنها انس حقیقی با خدا و آخرت و اهل بیت ندارد



این مأنوس شدن قلوب ما با قلوب آنها ویرانگر ترین و غفلت زا ترین و یکی از مهمترین عوامل این است که ما آنچه که در حکم اکسیژن است را در حد چلوکباب فرض میکنیم



اضطرار خود را به آن نمیدانیم چون قلب ما مأنوس نیست با قلوبی که اضطرارشان به اکسیژن را درک کرده اند



نه تنها مأنوس نیستیم با آنها بلکه با کسانی مأنوس هستیم که مأنوسند با چیزهایی که مبغوض خدا و اهل بیت است!!!!!!!!!!!!!!



فرق آب کر با آب قلیل در چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، Tolou ، zahra.shakiba ، heaven ، meshkat ، در جستجوی سختی ، saloomeh ، fazel ، فدک زهرا ، 135 ، عبدالرحیم ، یا ثارالله ، دل خسته ، یوسف خان ، حقیر
۵:۲۶, ۱۴/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
(۱۴/مرداد/۹۱ ۴:۵۷)علی 110 نوشته است:  یکی از مهمترین ریشه های اینکه ما اکسیژن را چلوکباب فرض میکنیم این است که قلوب ما مأنوس میشوند با قلوبی که صاحبان آنها انس حقیقی با خدا و آخرت و اهل بیت ندارد



این مأنوس شدن قلوب ما با قلوب آنها ویرانگر ترین و غفلت زا ترین و یکی از مهمترین عوامل این است که ما آنچه که در حکم اکسیژن است را در حد چلوکباب فرض میکنیم



اضطرار خود را به آن نمیدانیم چون قلب ما مأنوس نیست با قلوبی که اضطرارشان به اکسیژن را درک کرده اند

بسم الله الرحمن الرحیم

ممنون از مطلب خوبتون

اما این یک قاعده کلی نیست...

امضای Tolou
کیست که به خدا اعتماد کرد
و
پشیمان شد؟
...


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدک زهرا ، یا ثارالله
۵:۳۸, ۱۴/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار
چرا کاملاً قائده ی کلی و قرآنی است

ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ في‏ جَوْفِ(4- احزاب)
خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريد



یک بار با شاگرد اول استادِ استاد داشتم صحبت میکردم
گفتم آیا ممکن هست که گناه باعث از بین رفتن حب اهل بیت شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتند نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم چه طور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتند حب اهل بیت را چیزی از جنس خودش از بین میبرد!
گفتم بیشتر توضیح دهید
گفتند: اگر شما حب کسانی که آنها حب دشمنان اهل بیت را در دل دارند پیدا کنید این شدیداً صدمه میزنه به حب اهل بیت
در حقیقت تبری سپری است در برابر خطراتی که تولی را تحدید میکند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کسی که حب دنیا دارد اگر شما با آن قلباً مأنوس شوید این ویرانگر حب اهل بیت خواهد بود چرا که اهل بیت دنیا را مغبوض دارند چرا که خداوند دنیا را مبغوض داشته!!!!!!!!

ببینید ما ها قلبهایمان در حکم آب قلیل است
با اندک ناپاکی ما هم ناپاک میشویم مگر اینکه به شکلی به آب کُر وصل شویم

اما اگر عین نجاست در قلب ما وارد شود دیگر آب کُر هم کارساز نیست تا وقتی که عین نجاست را خارج کنیم


ریشه ی غفلت های ما این است که ما میرویم مأنوس میشویم با کسانی که آنها با خدا انسی ندارند
دغدغه ی حقیقی آنها دنیا است
از 24 ساعت زمانی که مفید دارند را در پی مطامع و اهداف دنیایی خود هستند
و ما با این افراد از لحاظ قلبی مأنوس میشویم
و این قلب ما که حکم آب قلیل دارد به سرعت آلوده میشود و در نتیجه غافل میشویم از اکسیژن حقیقی


چرا که اصلاً ما هم بر اثر این انس قلبی افقمان میشود افق کسانی که مأنوس شده ایم از نظر قلبی با آنها



معصیت این وسط چه میکند؟و چه نقشی دارد؟

مقدمه ای میشود برای انس یافتن با کسانی که با خدا و محبوبان خدا انس ندارند!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: heaven ، Tolou ، meshkat ، در جستجوی سختی ، saloomeh ، fazel ، حسن.س. ، فدک زهرا ، 135 ، یا ثارالله ، یوسف خان ، حقیر
۵:۴۶, ۱۴/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

نقل قول:ریشه ی غفلت های ما این است که ما میرویم مأنوس میشویم با کسانی که آنها با خدا انسی ندارند
دغدغه ی حقیقی آنها دنیا است
از 24 ساعت زمانی که مفید دارند را در پی مطامع و اهداف دنیایی خود هستند
و ما با این افراد از لحاظ قلبی مأنوس میشویم

الان کامل شد
حرفهای شما مربوط به زمانی است که ما فاعل باشیم... وگرنه خداوند عادلتر از آن است که کسی را به خاطر انتخابی که نداشته، محروم نماید..
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فدک زهرا ، یا ثارالله
۵:۵۳, ۱۴/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۱ ۶:۰۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #15
آواتار
به این حدیث بسیار عمیق دقت کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
عیاشی ميگويد در محضر امام پنجم بوده كه حمران بن اعين (يكى از شاگردان حضرت) وارد شد و از مسائلى پرسش كرد چون خواست برخيزد و برود عرضه داشت مطلبى هم دارم- خداوند بر عمر شما بيفزايد و بما توفيق بهره‏مندى از وجود شما عنايت فرمايد- و آن اين است كه ما وقتى در حضور شما هستيم و از بيانات شما استفاده ميكنيم. از اين محضر بيرون نميشوم مگر با يك دل مهربان و حالت خوش- نسبت بدنيا بى‏اعتنا ميشويم و اين زخارف و ثروتهائى كه در دست مردم است در نظر ما بى‏ارزش جلوه ميكند ، ولى وقتى در اجتماع قدم ميگذاريم و با بازار و بازرگانان مربوط ميشويم محبت و علاقه بدنيا در دل ما جا باز ميكند
حضرت فرمود البته اينها حالات قلب است گاهى سخت مى‏شود و گاهى نرم مى‏شود سپس حضرت باقر (علیه السلام) فرمود. توجه داشته باش. اصحاب و ياران رسول خدا (صلوات الله علیه) كه بحضرتش عرضه داشتند:
ما ميترسيم كه منافق باشيم.

حضرت رسول الله به آنان فرمود. به چه مناسبت احتمال منافق شدن را در خود ميدهيد؟
عرضه داشتند:
چون وقتى در محضر شما هستيم و تذكرات ناصحانه شما را مى‏شنويم حالت ترس و خوف از خدا داريم و دنيا را فراموش نمود و علاقه و دلبستگى بدنيا را از دل خود بيرون ميكنيم مثل اينكه عالم آخرت و بهشت و دوزخ را مشاهده مى- نمائيم چنين حالتى را تا وقتى در حضور شما هستيم داريم ولى هنگامى كه داخل منازل و خانه‏هاى خود ميشويم و بوى فرزندان بمشام ما ميرسد و اموال و اهل و عيال را مى‏بينيم حالت سابق را از دست داده و دلهاى ما دگرگون مى‏شود مثل اينكه اصلا خوف از خدا و زهد در دنيا در ما وجود نداشته.
آيا شما در باره ما احتمال نفاق نميدهيد؟ حضرت فرمود.
هرگز. اين وضع و حال شما از اثر وسوسه شيطان است به منظور اينكه شما را به دنيا متمايل نمايد.
بخدا سوگند اگر آن حالتى را كه در حضور من داشتيد و خود را بدان توصيف نموديد ادامه دهيد به مقامى خواهيد رسيد كه ملائكه با شما مصافحه مينمايد و دست ميدهد و قدرت راه رفتن بر روى آب را بدست مى‏آوريد. ...
بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68، ج‏1، ص: 58

حال میخواهم راهکاری ارائه دهم که اولاً بتوانیم تا حدی آن حالت را بدست آوریم و بعد بتوانیم آن حالت را إن شاء الله به توفیق الهی حفظ کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تا این قدر گرفتار غفلت نشویم و عهد و پیمانمان با امام زمانمان را در غرق شدن در روزمرگیهای خود فراموش نکنیم و خود را ارزان نفروشیم و افسارمان را به دست نفس اماره ندهیم!!!!!!

(۱۴/مرداد/۹۱ ۵:۴۶)neda نوشته است:  الان کامل شد
حرفهای شما مربوط به زمانی است که ما فاعل باشیم... وگرنه خداوند عادلتر از آن است که کسی را به خاطر انتخابی که نداشته، محروم نماید..
انتظار حقیر این است که بعد از این مدت طولانی که مباحث اعتقادی را داریم انجام میدیم اینها جزو بدیهیات و مفروضات اولیه است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!​!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
معلوم است که در ساحت خداوند دریغ راه ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
قبلاً هم در همین تاپیک ذکر شد که:
(۱۴/مرداد/۹۱ ۳:۴۹)علی 110 نوشته است:  نکته ی اول درست و نکته ی دوم غلط
اما چرا این غلط است؟
(۱۴/مرداد/۹۱ ۳:۴۴)Havbb 110 نوشته است:  نکته ی دوم این هست که شاید (یعنی قطعا!) این تدبیر خداوند متعال است که هرکسی لیاقت درک اهمیت برخی مسائل اکسیژن گونه را ندارد و بنابر این تدبیری فراهم کرده است که فقط افراد لایق به اهمیت آن پی ببرند.


در ساحت خداوند دریغ راه ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
لیافت را همه دارند
چون از همه خواسته شده زنده باشند!

(۱۴/مرداد/۹۱ ۳:۵۴)علی 110 نوشته است:  
(۱۴/مرداد/۹۱ ۳:۵۲)Havbb 110 نوشته است:  مگر نه اینکه هرکس با توجه به ظرفیتش و یا مقدار لیاقتش بهش نعمت عطا میشه؟


این جمله دارای اشکالات اعتقادی است تا حدی!
یکی اینکه خود این ظرفیت رو شخص از کجا آورده؟ که بعد خدا بخواد متناسب بهش نعمت بده!؟
از ذات خودش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ظرفیت و نعمت هر دو از فضل خداوند است که بی استحقاق بخشیده و متناسب با ظرفیت هر کسی نعمت داده و متناسب با همان ظرفیت و نعمت هم از او بازخواست خواهد کرد و این است معنای عدل!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Tolou ، heaven ، meshkat ، در جستجوی سختی ، saloomeh ، fazel ، 135 ، یا ثارالله
۶:۱۵, ۱۴/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #16
آواتار
(۱۴/مرداد/۹۱ ۵:۵۳)علی 110 نوشته است:  
(۱۴/مرداد/۹۱ ۵:۴۶)neda نوشته است:  الان کامل شد
حرفهای شما مربوط به زمانی است که ما فاعل باشیم... وگرنه خداوند عادلتر از آن است که کسی را به خاطر انتخابی که نداشته، محروم نماید..
انتظار حقیر این است که بعد از این مدت طولانی که مباحث اعتقادی را داریم انجام میدیم اینها جزو بدیهیات و مفروضات اولیه است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!​!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
معلوم است که در ساحت خداوند دریغ راه ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
قبلاً هم در همین تاپیک ذکر شد که:
(۱۴/مرداد/۹۱ ۳:۴۹)علی 110 نوشته است:  نکته ی اول درست و نکته ی دوم غلط
اما چرا این غلط است؟


در ساحت خداوند دریغ راه ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
لیافت را همه دارند
چون از همه خواسته شده زنده باشند!

(۱۴/مرداد/۹۱ ۳:۵۴)علی 110 نوشته است:  این جمله دارای اشکالات اعتقادی است تا حدی!
یکی اینکه خود این ظرفیت رو شخص از کجا آورده؟ که بعد خدا بخواد متناسب بهش نعمت بده!؟
از ذات خودش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ظرفیت و نعمت هر دو از فضل خداوند است که بی استحقاق بخشیده و متناسب با ظرفیت هر کسی نعمت داده و متناسب با همان ظرفیت و نعمت هم از او بازخواست خواهد کرد و این است معنای عدل!

بسم الله الرحمن الرحیم


بنده قصدِ نوشتن توی تاپیک رو نداشتم، از اونجایی که یک بار دیگه توی یه تاپیک دیگه هم چنین بحثی شده بود و برخی دوستان، صحبت های شما رو به انتخابهای نداشته اشون، ربط میدادن، اینها رو نوشتم...
ضمناً پاسخی که به آقای حامد در ارتباط با عدل خدواند دادید، از جنبه لیاقت و ظرفیت بود، نه اختیار و اجبار....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، یا ثارالله ، fazel
۶:۱۶, ۱۴/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۱ ۶:۳۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #17
آواتار
یک مشکل داریم که از این هم بزرگتر است

و آن هم منیّت و انانیت و حب نفس ما است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

که تا این قدر وحشتناکش را ما داریم هیچ گاه این همچون اکسیژن در حقیقت از حد چلوکباب فراتر نمیرود برای ما

در این مورد هم إن شاء الله مفصل بحث خواهیم کرد که با این منیّت و انانیت وحشتناکی که داریم چه خاکی باید بر سرمان بریزیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


برای پیدا کردن این جوابها منتظر ادامه ی این تاپیک باشید إن شاء الله:

آخرین تاپیک مفصل علی 110 در تالار گفتگوی بیداری اندیشه


(۱۴/مرداد/۹۱ ۶:۱۵)neda نوشته است:  ضمناً پاسخی که به آقای حامد در ارتباط با عدل خدواند دادید، از جنبه لیاقت و ظرفیت بود، نه اختیار و اجبار....


اصل قضیه در این است که در ساحت خدا دریغ راه ندارد
و اگر موجودی بدون اختیار مجازات شود یا بی سبب سلب توفیق شود این مغایر عدل است
و مسلم تمام اینها از بدیهیات است

ما تا این قدر درگیر این من هستیم نمیتوانیم اکسیژن را اکسیژن بدانیم و آن را در حد چلوکباب خواهیم پنداشت
یک نکته ی بسیار کلیدی تقدیم میکنم:
فوق کلیدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این دو عبارت را با هم در نظر بگیرید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نقل قول:
"ای خدا،
اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنی، تو را به عفوت مؤاخذه میکنم
اگر مرا به گناهانم باز خواست کنی، تو را به مغفرتت باز خواست می کنم
و اگر به دوزخم بری، مقابل اهل دوزخ ندا میزنم، خدایا من دوستت دارم!
خدایا
من قدرت ترک معصیت ندارم، مگر آنکه به عشقت بیدارم سازی
"
مناجات شعبانیه


استادِ استاد میگویند:
نقل قول:
اگر کسی با مومن نه برای مقاصد دنیوی بلکه تنها برای خدا و در راه رضای او دوستی و برادری کند، واضح است که فیض عظیم محبت خدای متعال که والاترین آرزوی اولیای خداست شامل حال او خواهد گشت


باز هم قصه ، قصه ی حب و بغض است
منتها وقتی میگویند برادری کردن یعنی این حب بغض باید ار اعمال و رفتار و گفتار مصداق عملی بیابد!!!!
عمری باشد و توفیقی شاید بیشتر توضیح دادم إن شاء الله
مجدداً:
برای پیدا کردن جوابهای پرسشهای بی پاسخ منتظر ادامه ی این تاپیک باشید إن شاء الله:

آخرین تاپیک مفصل علی 110 در تالار گفتگوی بیداری اندیشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، در جستجوی سختی ، saloomeh ، وحید110 ، Tolou ، Havbb 110 ، فدک زهرا ، 135 ، یا ثارالله ، heaven ، fazel ، یوسف خان
۱۹:۵۵, ۱۵/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مرداد/۹۱ ۱۹:۵۷ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #18
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام علیکم.مطالب خیلی مفید بود ممنونم...جالبه دقیقا قبل از این که این تاپیک رو بخونم داشتم روی این فراز زیارت عاشورا فکر می کردم : انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم (فکر می کردم الان که کسانی که با امام(علیه السلام) جنگیدند زنده نیستند که قرار باشه من باهاشون جنگ کنم...این تاپیک رو که خوندم فکر کردم شاید منظور همین باشه که جنگ باید با کسایی باشه که بغض از ائمه به دل دارند.)


اما سوالی که پیش میاد این هست که چطوری میشه افرادی که حب دنیا در دل دارند رو به دوستی نگیریم
در صورتی که نود درصد آدما حب دنیا رو در دلشون دارند
اینطوری که باید از همه بدمون بیاد و فکر نمی کنم اسلام همچین چیزی رو از ما بخواد
همونطور که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نسبت به دشمنان خودش هم محبت داشت (حتما شنیدید داستان جمع کردن سنگ هایی که به ایشون پرت می کردند و این بزرگوار سنگ ها را جمع می کرد و دوباره بهشون میداد که مجبور نباشن باز وقت بذارن و سنگ بسازنConfused )

برام قابل درک نیست که به خاطر گناه یک نفر (تازه گناهم نه، به خاطر چیزی که توی دلش داره) بخوام بغضش رو در دلم پرورش بدم
اصلا مگه من کی هستم که نسبت به بنده خدا بددل و بدبین باشم یا بخواد ازش بدم بیاد
البته در مورد کسایی که بغض اهل بیت (علیه السلام) رو دارند و به طور اشکاری این موضوع رو بیان می کنند قابل درکه که باید ازشون بدم بیاد و این اتفاق هم میوفته
اما در مورد دیگران....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، fazel ، یوسف خان ، حقیر ، فدک زهرا
۲۱:۴۱, ۱۵/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #19
آواتار
(۱۵/مرداد/۹۱ ۱۹:۵۵)یا ثارالله نوشته است:  اما سوالی که پیش میاد این هست که چطوری میشه افرادی که حب دنیا در دل دارند رو به دوستی نگیریم
در صورتی که نود درصد آدما حب دنیا رو در دلشون دارند
اینطوری که باید از همه بدمون بیاد و فکر نمی کنم اسلام همچین چیزی رو از ما بخواد


اولاً شما اکثرهم را در قرآن سرچ کن ببین چه نتیجه ای میگیرید!!!!!!!!!!!!!!!
دوماً کسی نگفته از کسانی که حب دنیا دارند بدتون بیاد
گفته شده محبوب قلب شما نشن چون نتیجه ی انس قلبی و حب قلبی پیدا کردن آنها این است که چه بخواهید چه نخواهید محبوب آن محبوبان شما میشود محبوب خود شما
وقت محبوب کسی شد دنیا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حب الدنیا رأس الخطیئه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اتفاقاً از ما در دین دقیقاً خواسته شده که حب و بغض خود را تنظیم کنیم متناسب با خواست خدا
رسول اکرم صلوات الله علیه می فرمایند:
1819 الشّرك أخفى في أمّتي من دبيب النّمل على الصّفا في اللّيلة الظّلماء و أدناه أن تحبّ على شي‏ء من الجور أو تبغض على شي‏ء من العدل و هل الدّين إلّا الحبّ في اللَّه و البغض في اللَّه؟
قال اللَّه تعالى: قل إن كنتم تحبّون اللَّه فاتّبعوني يحببكم اللَّه.

شرك در امت من از گذر كردن مور بر كوه صفا در شب تاريك نهانتر است و نزديكتر از همه آنست كه چيزى از ستم را دوست دارى يا چيزى از عدل را دشمن دارى مگر دين جز دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خداست؟
خداى والا گويد (در قرآن حکیمSmile بگو اگر خدا را دوست داريد مرا پيروى كنيد تا خدا دوستتان دارد.
نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص، ص: 540


(۱۵/مرداد/۹۱ ۱۹:۵۵)یا ثارالله نوشته است:  همونطور که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نسبت به دشمنان خودش هم محبت داشت (حتما شنیدید داستان جمع کردن سنگ هایی که به ایشون پرت می کردند و این بزرگوار سنگ ها را جمع می کرد و دوباره بهشون میداد که مجبور نباشن باز وقت بذارن و سنگ بسازنConfused )

توجه کنید محبت کردن غیر از محبوب قلب بودن است!!!!!!
غیر از انس قلبی است و غیر از دوست گرفتن است!!!!!!
بعلاوه هرگز معصومین کسانی را که کاملاً آگاهانه تنها به دنبال کسب دنیا بودند و از روی آگاهی برای بدست آوردن آن حلال خدا را حرام میشمردند را حتی محبت هم نمیکردند بلکه مورد لعن و نفرین هم قرار میدادند
در ضمن در آن داستان شخص جاهل بوده نه اینکه حب دنیا داشته !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و در جهلش هم قاصر بوده و نه مقصر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


(۱۵/مرداد/۹۱ ۱۹:۵۵)یا ثارالله نوشته است:  برام قابل درک نیست که به خاطر گناه یک نفر (تازه گناهم نه، به خاطر چیزی که توی دلش داره) بخوام بغضش رو در دلم پرورش بدم
اصلا مگه من کی هستم که نسبت به بنده خدا بددل و بدبین باشم یا بخواد ازش بدم بیاد
البته در مورد کسایی که بغض اهل بیت (علیه السلام) رو دارند و به طور اشکاری این موضوع رو بیان می کنند قابل درکه که باید ازشون بدم بیاد و این اتفاق هم میوفته
اما در مورد دیگران....

نه کسی گفته که بدبین باشید نه کسی گفته که ازشون بدتون بیاد (البته بغض داشتن به کسانی که در عین آگاهی به مراتب اهل بیت و بعد از اتمام حجت بغض اهل بیت را دارند از واجبات ایمانی است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
اصل کلام بنده این است که کسی را که محبوب قلبش دنیا است یا از دشمنان اهل بیت خوشش می آید را اگر شما هم دوست بدارید بنا به حکم صریح قرآن از آنجا که این محبت در تضاد است حقیقتاً با حب خدا و آخرت و اهل بیت باعث صدمه ی جدی به ایمان شما خواهد شد و اعتقادات شما سست خواهد شد و حب شما هم روز به روز ضعیف خواهد شد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fazel ، یا ثارالله ، یوسف خان ، ZaHrA110M ، عبدالرحیم ، heaven ، Havbb 110 ، حقیر ، saloomeh ، در جستجوی سختی ، فدک زهرا
۵:۴۸, ۱۶/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #20

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
از شما دور شدن زار شدن هم دارد

ما اسیریم اسیر غم دنیا هستیم
غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، fazel
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پرش در بین بخشها:


بالا