کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تقیه ای که هفتاد میلیون نفر را شیعه کرد
۱۶:۵۶, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
مجری تلویزیون وهابی 'وصال فارسی'، شیعه بودن مردم ایران را به ضعف اهل سنت منتسب کرد.

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، مجری یک تلویزیون وهابی وابسته به آل سعود در لندن، از کم کاری و ضعف اهل سنت و نرساندن حقیقت به گوش مردم ایران انتقاد کرد.


"عبدالرحیم ملازاده" مجری وهابی تلویزیون وصال فارسی وابسته به خاندان آل سعود، درباره علت شیعه بودن مردم ایران، گفت: «حقیقت به مردم ایران نرسیده است، وقتی حقیقت به آنها نرسد چگونه هدایت شوند؟ تقصیر ما اهل سنت است، چه در داخل و چه در خارج از ایران. وقتی حقیقت را به مردم ایران نرسانیم چگونه آنها هدایت شوند؟»


وی که خود را یکی از اهل سنت معرفی می کرد، در ادامه افزود: «مردم ایران 500 سال است که در شرک هستند. ما اهل سنت از چه زمانی حرف حق را به مردم رساندیم؟ در طول این 500 سال چه کار کردیم؟ مشکل اصلی در میال خودمان است، چه در داخل و چه در خارج. امانت الهی را نرساندیم، به مردم آنچه را که باید، نگفتیم، تقیه و مماشات کردیم، عوض شیعیان، ما تقیه کردیم.»



این مجری وهابی در حالی سعی می کند شیعه بودن مردم ایران را به ضعف اهل سنت منتسب کند که مردم ایران با عقاید اهل سنت ایران آشنایی داشته و برای همین است که خواهان برادری و وحدت میان شیعه و سنی هستند.

اما همین ایرانیان با عقائد خشن و جنایات وهابیت در ایران نیز آشنایی دارند، بمب گذاری های متعدد و کشتار مردم مظلوم شیعه و سنی سیستان و بلوچستان و عملیات تروریستی وهابیت در مساجد و کشتار نماز گزاران از جمله این جنایات است.

حمایت این مجری وهابی از جنایت کارانی مانند "صدام حسین" و "عبدالمالک ریگی" نشانگر چهره واقعی این فرقه ضاله می باشد.




واقعیت آن است که مردم ایران با اقتدا به حدیث ثقلین، به قرآن و عترت رسول خدا (علیهم السلام) چنگ می زند تا هیچ گاه در گمراهی و ضلالت و تاریکی و تعصبات گور گرفتار نشود.
گفتنی است وهابیت یک فرقه انحرافی است که با اهداف سیاسی ایجاد شده است و ارتباطی با برادران اهل سنت ندارد. این فرقه انحرافی در جنایات خود حتی برادران اهل سنت را نیز قتل عام کرده اند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، faateme-313 ، aboutorab ، محمود ، meshkat ، شیدا ، سدرة المنتهی ، 7parsa4 ، mhvvhm ، sadegh-a ، mahdy30na ، بیداری اندیشه ، mohamad ، میثاق ، rastin ، بیداری12 ، AMINI ، یاســین ، MAHDI59 ، ساقی
۱۷:۱۹, ۲۳/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
با اینکه این ملا زاده فردی هتاک و بی سواد و دروغگوست بنده با این صحبت شان موافقم .
انها در ایران کم کار تر از جاهای دیگر هستند . دلیلشم اینه که از نظر علمی نمیتونند مقابل مکتب اهل بیت قد علم کنند

دانشمندان شیعی فقط با قران و کتب معتبر خود اهل سنت باهاشون مناظره میکنند . الان هم در شبکه های تلوزیونی و مجازی به هیچ عنوان جرات مناظره ندارند

حتی با بی سواد هایی مثل بنده .
بعضی دوستنان تالار شاهدند که وقتی برای مناظره در تالار ها و سایت هاشون حاظر میشیم و به نیکو ترین روش قصد دفاع از مذهب حقه شیعه رو داریم چطور بهمون اجازه نمیدهند و یا به محض کم اوردن فرار میکنند

البته به حول و قوه الهی الان دیگه دوران بستن ذهن مردم به سر اومده و ان شا الله با رسیدن سخن حق به گوش مردم دنیا انان که نور خدا در دلشون خاموش نشده باشد بکلی هدایت خواهند شد .
همین الانم گزارش های معتبر حکایت از گرایش زیاد به تشیع دارد

در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، faateme-313 ، محمود ، ZaHrA110M ، شیدا ، سدرة المنتهی ، 7parsa4 ، mhvvhm ، sadegh-a ، تفکر ، mahdyshr ، mahdy30na ، revenger ، بیداری اندیشه ، vahid1878 ، میثاق ، بیداری12 ، AMINI ، یاســین ، aleerz ، ساقی ، black
۱۸:۲۴, ۲۳/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۱ ۱۸:۴۴ توسط 7parsa4.)
شماره ارسال: #3
آواتار
آقا جدی این بحث چه ربطی به تقیه داشت؟Huh
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، تفکر ، revenger ، ساقی
۳:۱۸, ۲۴/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مرداد/۹۱ ۳:۴۲ توسط revenger.)
شماره ارسال: #4

اقا وحید اگه این مسئولین .......... صداشو به گوش مردم جهان برسونن


تا جایی که من میدونم اکثر مسلمونای جدید دنیا میرن سنی میشن نه شیعه

البته حرفمو پس میگیرم

بسه کم کاری هامونو گردن یه کس دیگه انداختن

مسئول این قضیه خود ما هستیم

ما شیعیان بی بخار
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، بیداری اندیشه ، میثاق ، AMINI ، یاســین ، وحید110 ، zahra.shakiba ، aleerz ، black
۳:۴۴, ۲۴/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
به دلیل بی عرضگی من شیعه و تبلیغات سنگین وهابیون است ولی گرایش اهل تسنن و عقلای جهان به شیعه بسیار زیاد شده است طوری که مفتی اعظم عربستان هم اظهار نگرانی کرده بود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: revenger ، بیداری اندیشه ، میثاق ، بیداری12 ، یاســین ، faateme-313 ، aleerz
۱۲:۴۳, ۲۴/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مرداد/۹۱ ۱۳:۴۱ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #6
آواتار
اول:

برای اون مفتی بزرگ:

نحن معاشر بني هاشم نأمر كبارنا وصغارنا بسبهما والبراءة منهما

من بي خيال حرمت مادر نمي شوم ** با هركه خصم زهراست برابر نمي شوم

دوم:

جناب الشيخ عبد العزيز آل الشيخ خود نیز خوب می داند که حق با علی و اولاد اوست ، فقط به جهتا حفظ منافع چشم خود را بر روی حقایق بسته است
این نکته کلیدی و مهمی است که اکثر وهابیون و مخالفان اهل بیت چشمانی کور و نابینا دارند خداوند در قرآن می فرماید: و من كان فى هذه اعمى فهو فى الاخره اعمى و اضل سبیلا
بهشت بقیع


سوم:

قالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) :نَحنُ مَعاشِرَبَنی هاشِمٍ نَأمُرُ کِبارَنا وَ صِغارَنا بِسِبِّهِما

وَ البَرآئَةِ مِنهُما.


امام صادق
(علیه السلام) فرمودند:ما جماعت بنی هاشم بزرگ و کوچکمان را امر می کنیم

به سبّ به آن دو و بیزاری جستن از آن دو.

بحارالأ نوار، ج۴۷ ، ص۳۲۳

توجه: این که همه ی عالم از آنها بیزار هستند خصوصا شیعیان شجره نامه ی مشکوکی دارند که جای بحث و مجال بیشتری دارد. امیدوار این مفتی واقع بین باشد. و در این ایام از خداوند بخواهد تا خداوند چشم دلش را باز کند و دقیق و عمیق به موضوع فکر کند و آخرت خود را به تباهی نَکشد. انشاءالله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab
۱۳:۴۴, ۲۴/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #7
آواتار
یکی از کارهایی که باعث میشود اقبال عمومی به شیعه کم شود همین بی بصیرتی هایی است که نمونه اش در پست بالای این پست است . با لعن و نفرین در انظار عمومی مانع هدایت میشویم .
خواهشا به احادیث و روایاتی که در زمینه نوع مباحثه و گفتگو از اهل بیت (علیه السلام) رسیده عمل کنید .
هیچ گاه با لعن و فحاشی به کسی عقیده اش بر نمیگردد

یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: AMINI ، aleerz ، ساقی
۲:۲۶, ۲۵/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۱ ۲:۴۴ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #8
آواتار
(۲۴/مرداد/۹۱ ۱۳:۴۴)وحید110 نوشته است:  یکی از کارهایی که باعث میشود اقبال عمومی به شیعه کم شود همین بی بصیرتی هایی است که نمونه اش در پست بالای این پست است . با لعن و نفرین در انظار عمومی مانع هدایت میشویم .
خواهشا به احادیث و روایاتی که در زمینه نوع مباحثه و گفتگو از اهل بیت (علیه السلام) رسیده عمل کنید .
هیچ گاه با لعن و فحاشی به کسی عقیده اش بر نمیگردد

یا حق


سلام و عرض ادب
دوست عزيز جناب وحيد 110 بي بصيرتي را تا حدودي فهميدم
اما مي خواهم از شما درباره تبري از دشمنان اهلبيت عليهم السلام هم چيزي بفهمم
ظاهراً از فرمايشات شما بزرگوار چنين برداشت مي كنم كه ما مسئول هدايت و راهنمايي هاي دشمنان و منكران و غاصبان و حرمت شكنان و ووو اهلبيت عليهم السلام و خصوصاً امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف هستيم و بايد با آنها مدارا كنيم و دوستشان بداريم و از آنها تبري و بيزاري نجوييم .
آيا تا بحال فكر كرده ايد كه اگر تبري از دشمنان اهلبيت(علیه السلام) نباشد فردا و فرداها ديگر از اهلبيت عليهم السلام و مظلوميتشان هيچ اثري نمي ماند و فقط يه نامي از آنها بر زبان آنهم مثل بقيه افراد عادي
يعني آن عالمي كه به درجه اجتهاد رسيده نمي داند كه مي فرمايد : بايد از دشمنان اهلبيت عليهم السلام تبري نمود
البته اينم عرض كنم من هرگز با فحش و سب موافق نيستم بلكه منظورم لعن دشمنان اهلبيت عليهم السلام آنهم به روش قرآن و روايات ائمه عليهم السلام
خوب حالا ما هم كمي نمكش رو اضافه مي كنيم تا خودماني تر شود تا عوام پسند باشد
و در آخر هم "
براي تمامي شيعيان و محبان اهلبيت عليهم السلام آرزوي سلامتي و طول عمر با عزت مي نمايم
و براي دشمنان حرومزاده اهلبيت عليهم السلام آرزوي هدايت و حق طالبي آرزو مي نمايم خواه پند گيرند خواه ملال
يا علي عليه السلام

سلام و عرض ادب
صرفاً جهت اطلاع دوستان عزيز
تحريف و سانسور حقايق

به راستى از كينه ها، جنايت ها و خيانت هاى رخ داده، در كتاب ها ـ جز اندكى ـ اثرى ديده نمى شود;

علّت آن هم واضح است،
چرا كه خلفا، ساليان درازى تدوين حديث را منع كردند و آن گاه كه دوران تدوين آغاز شد،

اين عمل، به دست حاكمان و با نظارت و كنترل آن ها صورت پذيرفت.


در چنين شرايطى، هر كسى در اين زمينه، روايتى از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله در اختيار داشت، آن را نقل نكرد و اگر هم كسى چيزى نقل كرد، نوشته نشد.

همچنين از نشر آن و از اين كه به ديگران منتقل شود نيز جلوگيرى شد;

تا جايى كه اگر نزد كسى كتابى بود كه در آن، خبر و اثرى از اين قبيل مسائل وجود داشت،

آن كتاب را از او گرفتند و نابود ساختند، يا خودِ او، آن كتاب را مخفى كرد و براى احدى آشكار ننمود.



مواردى از اين قبيل را به عنوان نمونه بيان مى نماييم:


ابن عَدى در بخش پايانى كتاب الكامل فى الضعفاء در شرح حال «عبدالرزاق بن هَمّام صَنعانى» ـ كه استاد بُخارى بود ـ مى نويسد:

صَنعانى احاديث گوناگون بسيارى داشت و دانشمندان مورد اعتماد مسلمانان و پيشوايان آن ها، به نزد او رحل سفر بسته و احاديث او را تدوين كردند;

ولى از ترس، حديثى از او نقل نكردند. البتّه او را به تشيّع نيز نسبت داده اند.

او احاديثى را در فضايل نقل كرده است كه هيچ يك از راويان ثقات، موافق نقل آن ها نبودند و همين امر، مهمترين دليل بر كنار گذاشتن احاديث اوست.

البتّه وى در مثالب و عيب هاى ديگران نيز احاديثى نقل كرده بود كه من در اين جا آن ها را نمى آورم;

ولى در مورد صدق او اميدوارم كه مشكل نداشته باشد.

تنها كارى كه از او سر زده اين است كه احاديثى در فضايل اهل بيت عليهم السلام و معايب ديگران، نقل كرده است(1).


ابن عَدى در شرح حال حافظ بزرگ، عبدالرحمان بن يوسف بن خَراش مى نويسد:

از عبدان شنيدم كه مى گفت:

ابن خَراش دو جلد كتاب ـ كه در معايب و مثالب شيخين نوشته بود ـ به بندار تحويل داد و با دو هزار درهم اجازه نقل آن ها را داد.

پس اين كتاب دو جلدى كجاست؟

ابن عَدى در ادامه گويد: به نظر من ابن خراش از روى عمد دروغ نمى گويد(2).

بنا بر اين، وى دروغگو نيست.


حال اگر به كتاب سير أعلام ذهبى يا تذكرة الحفّاظ او مراجعه كنيد، اين مطلب را ملاحظه خواهيد كرد كه ذهبى،

چگونه به ابن خراش حمله مى كند و به او دشنام مى دهد و به سان سبِّ كفرورزان، او را سبّ مى كند(3).




كسى نپندارد كه ابن خراش شيعه بوده، چرا كه او از بزرگان دانشمندان اهل سنّت و از پيشوايان جرح و تعديل است.

آن ها در پذيرش و عدم پذيرش قول راوى، به رأى و نظر او اعتماد مى كنند.



پی نوشتها :
---------------
(1) الكامل فى الضعفاء: 6 / 545 .
(2) الكامل فى الضعفاء: 5 / 519 .
(3) سير أعلام النبلاء: 13 / 509 ، تذكرة الحفّاظ: 2 / 684 ، ميزان الإعتدال: 2 / 600 .


لطفاً با تأمل بخوانيد و حقير را هم از نظرات تان مطلع سازيد
با تشكر از شما عزيزان
يا علي عليه السلام

سلام و عرض ادب
[size=x-large]
و ادامه مطلب قبل
تحريف و سانسور حقايق


به نمونه هايى در اين زمينه توجّه كنيد :


1 ـ ابن خَراش در شرح حال عبداللّه بن شقيق ـ كه ابن حَجَر عَسقلانى در تهذيب التهذيب آورده است ـ مى گويد :

عبداللّه بن شقيق فرد مورد اعتمادى بود، او عثمانى بود و نسبت به على عليه السلام كينه مىورزيد (4) .

از اين رو، ابن خراش شيعه نبود، چرا كه او اين راوى را توثيق مى نمايد و به صراحت مى گويد كه او عثمانى بوده و نسبت به على عليه السلام كينه توزى داشته است.

آرى او شيعه نبود،

بلكه از بزرگان اهل سنّت و از حافظان بزرگ بود،

در عين حال، دو جلد كتاب نيز در مثالب ابوبكر و عمر نگاشته بود.

احمد بن حنبل در كتاب العلل مى گويد:

ابو عَوانه (5) كتابى در معايب و بلاياى اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله نوشته بود.

سلاّم بن ابى مطيع(6) نزد او آمد و گفت:

اى ابى عَوانه! آن كتاب را به من بده.

ابو عَوانه كتاب را به او داد و سلاّم آن را گرفت و سوزاند (7)



2 ـ احمد بن حنبل در همان كتاب نقل مى كند كه عبدالرحمان بن مهدى (8) گويد:

از اين كه نگاهى به كتاب ابى عَوانه كرده ام، از خدا آمرزش مى طلبم (9)

جالب است!

يكى از اين كه به آن كتاب نگريسته، از خدا آمرزش مى طلبد و ديگرى، كتاب را از او مى گيرد و بدون اجازه و رضايت او، آن را به آتش مى كشد.



3 ـ در ميزان الإعتدال در شرح حال ابراهيم بن حكم بن زهير كوفى آمده است :

ابو حاتِم گويد:

او رواياتى در معايب معاويه نقل كرده است كه ما آن ها را پاره كرديم (10)



4 ـ در شرح حال حسين بن حسن اشقر ذكر كرده اند :

احمد بن حنبل از او حديث نقل مى كرد و مى گفت:

به نظر من او دروغگو نبود (11)

به احمد گفتند: «اشقر» احاديثى عليه ابوبكر و عمر روايت مى كند و بابى در ذكر معايب آن ها نگاشته است.

احمد بن حنبل چون چنين شنيد، گفت:

پس شايستگى آن را ندارد كه از او حديث نقل شود (12)


به راستى آن دو جزء از كتاب، يا آن بابى كه مشتمل بر معايب ابوبكر و عمر بود، كجاست؟

چرا چيزى از آن براى ما روايت نشده و به دست ما نرسيده است؟



چرا به محض اين كه احمد بن حنبل مى فهمد كه «اشقر» درباره شيخين چنان احاديثى را روايت مى كند

و آن ها را در كتاب خود مى آورَد، نظر خود را درباره او تغيير مى دهد

و به ناگاه، در نگاه او «اشقر»، دروغگو و غير قابل اعتماد مى شود و شايستگى نقل و روايت حديث را از دست مى دهد؟


از طرفى، علماى اهل سنّت در شرح حال بسيارى از بزرگان حديث ـ كه جزو راويان صحاح ششگانه هستند ـ ، گفته اند:

آن ها به ابوبكر و عمر دشنام مى داده اند.


براى نمونه، شرح حال اسماعيل بن عبدالرحمان السُدّى(13)، تليد بن سليمان(14)، جعفر بن سليمان الضبعى(15) و ديگران را ملاحظه نماييد.


به راستى چرا به شيخين دشنام مى دادند؟


آيا روايتى ـ بلكه روايت هايى ـ به آن ها رسيده بود كه آنان را وادار به دشنام گويى مى كرد

و آن ها با ديدن آن روايات، به خود اجازه مى دادند كه به عمر و ابوبكر لعن و فحش نثار كنند؟

آن روايات اكنون كجاست؟


همچنين، در شرح حال رجال، بزرگان و حافظانشان، دشنام گويى به عثمان و معاويه فراوان ديده مى شود ،

به اندازه اى كه شايد غير قابل شمارش باشد.
[size=medium]خاطرنشان مى گردد كه در نيمه دوم قرن سوم، لعن و طعن بر شيخين بسيار گزارش شده است.

زائدة بن قدامه ـ كه در نيمه دوم قرن سوم مى زيسته است ـ مى گويد:

چه زمانه اى شده است؟! مردم، ابوبكر و عمر را دشنام مى دهند (16)


اين امر همچنان گسترش مى يافت، تا در قرن ششم، يكى از محدّثان بزرگ اهل سنّت به نام عبدالمغيث بن زهير بن حرب حنبلى بغدادى،

كتابى در فضيلت يزيد بن معاويه و جلوگيرى از لعنِ بر او، نگاشت و چون از او علّت تأليف چنين كتابى را پرسيدند، پاسخ گفت:

هدف من اين بود كه زبان ها را از لعن خلفا باز دارم (17)


در اواخر قرن هشتم هجرى، به تفتازانى مى رسيم;

او در شرح المقاصد چنين مى گويد:


«فإن قيل: فمن علماء المذهب من لم يجوّز اللعن على يزيد مع علمهم بأنّه يستحق ما يربو على ذلك ويزيد؟

قلنا: تحامياً عن أن يرتقى إلى الأعلى فالأعلى» (18)


[b]«اگر گفته شود كه چرا برخى از علماى مذهب، با اين كه مى دانند يزيد مستحقّ لعن است، لعن او را جايز نمى شمارند؟

در پاسخ مى گوييم: به خاطر اين كه از لعن افراد بالاتر از يزيد، جلوگيرى كرده باشند».



در عصر ما نيز نويسندگانى در مناقب يزيد، حَجّاج و هند كتاب هايى تأليف مى كنند.

به نظر من تمام اين نويسندگان مى دانند كه فضايل و مناقبى را كه به اين قبيل افراد نسبت داده اند، سراسر دروغ است و آن افراد، سزاوار لعن هستند;

تنها هدف اصلى، مشغول كردن نويسندگان، پژوهشگران، انديشمندان و افراد ديگر به اين موضوعات است;

شايد كه لعن و نفرين به افراد بالاتر از آن ها و خلفاى نخستين سرايت نكند.


و از همين جا مى فهميم:

[color=green]
[align=CENTER][b]هدف كسانى كه با شعائر حسينى و مراسم عزادارى و نقل وقايع عاشورا مخالفت مى كنند،

اين است كه يزيد لعن نشود و لعن، از او به خلفاى نخستين، سرايت نكند.


[color=#323d4f]پی نوشتها :
----------------[color=darkblue][size=84]
(4) تهذيب التهذيب: 5 / 223.
(5) ابو عَوانه، يكى از بزرگان حُفّاظ و محدّثان اهل سنّت است، وى كتابى به نام صحيح ابى عَوانه تأليف كرده است.
(6) كه ذهبى او را چنين توصيف مى كند: پيشواى رهبران و از رجال صحيحين است. سير أعلام النبلاء: 7 / 428.
(7) كتاب العلل والرجال: 1 / 60 .
(8) ذهبى در توصيف او مى گويد: او پيشواى نقد پرداز نيكو و سرور حافظان بود.
سير أعلام النبلاء: 9 / 192.
(9) كتاب العلل والرجال: 3 / 92، چاپ جديد.
(10) ميزان الإعتدال: 1 / 27.
(11) دقّت كنيد! احمد بن حنبل از او حديث نقل مى كند و مى گويد: به نظر من او دروغگو نبود.
(12) تهذيب التهذيب: 2 / 291.
(13) همان: 1 / 274.
(14) تهذيب الكمال: 4 / 322.
(15) تهذيب التهذيب: 2 / 82 ـ 83 .
(16) همان: 3 / 264.
(17) سير أعلام النبلاء: 21 / 161.
(18) شرح المقاصد: 5 / 311.[color=#323d4f]
[color=#323d4f]
[color=#323d4f]موفق باشيد
[color=#323d4f]يا علي عليه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، faateme-313
۲:۵۸, ۲۵/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
خیلی خلاصه عرض میکنم
اقای دکتر ایت الله قزوینی فخر شیعه در مباحث مذهبی هستند عالم بزرگ و ارزشمندی که مدیریت سایت ولی عصر و شبکه ولایت رو دارند . در برنامه هایی با عالمین اهل سنت مناظره کرده و بسیاری از تحقیقات ارزشمند و کامل از ایشون و شاگردانشون هست
یه برنامه ای را داشت اجرا میکرد میگفت یکی به من زنگ زده میگه چرا احترام خلفا رو نگه میداری . ما خودمون حب اهل بیت رو ۵۰ برابر شما داریم . تبری مون هم ۱۰۰۰ برابر شماست . ولی طبق احادیثی از مولا و سرور هستی حضرت علی (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) باید با زبان نرم و خوش با ایشان سخن بگوییم
-----------------
چرا؟
چون خیلی از مردم جاهل هستند . جاهل را باید با دلیل و برهان قانع کرد باید حجت را تمام کرد حالا شما خودتان را قاضی کنید با چه برخوردی میتوان مکتب اهل بیت را نشر داد . حقیر توی همین تالار هم با اهل تسنن گفتگو داشتم . میگفتم جناب عمر با این کلام برادران اهل تسنن گوش میدادند صحبت مرا و تکلیف انجام میشد حالا حد اقل به فکر فرو میرفتند که بله یک چیزایی هم هست .

حالا فرض کنید من میکفتم عمر فلان فلان شده . میگفت فلان فلان جد و ابادته (اگر به مقدساتمون توهین نمیکرد ) و میرفت !
در پیام خصوصی هم نظر ششخصی خودم رو گفتم خدمت شما .

در پناه حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faateme-313 ، بیداری اندیشه ، Asma
۳:۱۳, ۲۵/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
سلام و ادب
خداوندبه آيت الله قزويني و شما برادر عزيز را طول عمر با عزت عنايت بفرمايد
فرمايش شما كاملاً متين كه نشأت گرفته از جاذبه ي مولايمان (علیه السلام) است قبول
اما آيا مولايمان دافعه اي هم داشت يا نه ؟
در ضمن من كه عرض كردم فحش و سب نكنيم ولي لعن و جناياتي كه انجام داده اند و آنهم از مستندات اهل سنت برايشان بگوييم تا جاهل به اعمال خلفاي خود نباشند
همش بگوييم نعوذ بالله جناب - آفا - ع م ر كه نشد بايد گاهي هم صفت و ضمير و ايما و اشاره اي نمود تا جاهلان قضيه بئانند با اهل بيت عصمت و طهارت چه ها كردند اين ...ها
هر چند روايات و احاديثي دارم درباب لعن و نفرين خداوند و رسول اكرم و اهلبيت عليهم السلام درباره اين افراد كه بماند به وقتش ان شاءالله در صورت نياز خواهم آورد
در راه كسب معارف اهلبيت عليهم السلام موفق باشيم
يا علي عليه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، بیداری اندیشه
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا