کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: تا حالا اینجوری نگاه نکرده بودی به خطابه ... !
بلی
خیر
 توجه: این نظرسنجی عمومی است و سایر کاربران می توانند گزینه منتخب شما را مشاهده کنند. [نمایش جزئیات آرا]
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درسهایی که در خطابه غدیر نهفته است
۲:۳۴, ۳۰/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مرداد/۹۱ ۳:۱۲ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[font=Arial]سلام دوستان
با پایان گرفتن متن خطابه غدیر احساس کردم این قسمت رو هم قرار بدم تا با جنبه های دیگر این خطبه هم آشنا بشیم.
ان شاء الله که در ادامه راه هم با این خطبه و زوایی دیگر آن هم قدم بشیم.
این مباحث شامل امامت ، توحید و .... هستش.
توحید در خطابه غدیر
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذي عَلا في تَوَحُّدِهِ وَدَنا في تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ في سُلْطانِهِ وَعَظُمَ في اَرْكانِهِ ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَي‏ءٍ عِلْماً وَ هُوَ في مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ سخن در توحید قرآن کریم، و توحید امیرالمومنین عليه السلام و ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین که ادامه خط قرآن کریم و پیامبر اکرم صلی الله عليه و آله هستند، سهل و ممتنع است. هم مشکل است و هم ساده. ساده است به خاطر اینکه برگرفته و برخواسته از فطرت است، مشکل است برای این که اگر به نکته های جزئی و مطالبش دقت کنیم مباحث بسیار بلند، عمیق و شامخی دارد؛ مانند بحث اسما و صفات که راحت نیست. به خصوص که توحید قرآن و توحید امیرالمومنین عليه السلام و پیغمبر اکرم صلی الله عليه و آله در یک جاهایی با توحید فلاسفه اسلامی عمدتا و توحید عرفا عمدتا تنافی و تضاد دارد. عرفای غیر اسلامی که هیچ ولی با توحید عرفای اسلامی و توحید فلاسفه اسلامی جاهایی تضاد و تنافی دارد.
در این درس جملاتی را که در خطابه ی غدیر بر خداشناسی و توحید تنزیهی دلالت می کند، بررسی می کنیم و جملاتش را از روی خطابه ی غدیر بررسی می کنیم حتی اگر فرصت شرح نباشد.
در احادیث ما روایاتی است که ائمه عليهم السلام می فرمایند که " توحید خروج از حدّین است". حد تعطیل و حد تشبیه. حد تعطیل این است که بگوییم خدا نیست. حد تشبیه این است که بگوییم خدا به مانند موجوداتش است. اگر توجه داشته باشید این یکی دو سال اخیر در سخنرانی های عمومی و خصوصی می گوییم: بِرَند و شعار خداشناسی قرآن و اسلام « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ » است که این آیه ی قرآن است. این همان مارک و brand تنزیه است. در خداشناسی امیرالمومنین عليه السلام اصرار زیادی شده بر اینکه خدا هست . پس از حد تعطیل خارج شده البته بعضی ها می گویند تعطیل یعنی اینکه اصلا نباید در باره خدا حرف زد.
تعطیل به دو معناست:
1. یکی اینکه در باره خدا حرف نزنیم.
2. یکی اینکه بگوییم خدا نیست.
توحید اسلام و توحید امیرالمومنین عليه السلام چون خروج ازحَدِّین است ،ازحد تعطیل خارج است پس حرف می زنیم و می دانیم که خدا فطرتا هست. و به خروج از حد تشبیه را بسیار اشاره شده است. در تنزیه، خدای تنزیهی را معرفی کردن، در قرآن کریم آیات کریمه زیادی است « سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ» «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ » و در روایات زیادی آمده که «لَا يُوصَفُ إِلَّا بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَه » داریم "ِ يَا مَنْ دَلَّ عَلَى ذَاتِهِ بِذَاتِه " تمام این ها دلالت می کند بر توحید تنزیهی، توحید تنزیهی واژه ی دیگر هم دارد، به نام توحید تسبیحی. بزرگترین و فراگیر ترین ذکرهای اسلامی ذکرهای تسبیحات اربعه است. میگویند تسبیحات اربعه. "سبحان الله و الحمدلله و لا الاه الا الله و الله اکبر" که الله اکبر تسبیح و هم تنزیه است لا اله الا الله و سبحان الله هم به تسبیح برمی گردد. در اسلام قرآن کریم و توحید امیرالمومنین عليه السلام به توحید تنزیهی پرداخته اند.
در قرآن کریم سوره ای است به اسم سوره توحید یا اخلاص. که همه حفظ اند. " بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(1)اللَّهُ الصَّمَدُ(2)لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ(3)وَ لَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدُ (4" در حقیقت همه این ها تنزیهی است. درست است که جملاتش جملات positive و مثبت است ولی در واقع جملات تسبیحی و تنزیهی است. برای اینکه اگر از آخر که شروع کنیم: لَمْ يَلِدْ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدُ تفسیر اللَّهُ الصَّمَدُ، تنزیهی است. تسبیحی است. تفسیر اللَّهُ الصَّمَدُ است. اللَّهُ الصَّمَدُ تفسیر اللَّهُ أَحَدٌ . أَحَدٌ تفسیر اللَّهُ. اللَّهُ أَحَدٌ تفسیر هُوَ است. خود أَحَدٌ تسبیحی است. برای اینکه أَحَدٌ یعنی یکتا، بی نظیر. پس خودش در خودش جمله غیرpositive ، و نگاتیو را دارد که تنزیهی است. در زبان های دیگه هم که شما وارد هستید خود Holy GOD ، Holy به معنای مقدس، سنت saint است. در تمام زبان ها خدا به نام مقدس، مقدس از چی؟ اولین تقدیسش تقدیس از تشبیه و همانندی ست. سنت آنسلم که یک اُسقُف فیلسوف مسیحی قرن 12 میلادی ست، سنت آنسلم، آنقدر مقدس بوده به او لقب سنت آنسلم دادند. سنت saint یعنی مقدس. ایشان گفته خدا آنست که برتر از او قابل تصور نیست. هرچه تصور کنی او از آن برتر است. بنابراین فطرت انسانی هم تک خدایی را قبول دارد که وقتی که می گویند توصیف کن میگوید نمیتوانم توصیف کنم. اینکه اسم خدا در عرب یا در زبان های شبیه عرب مثلا در زبان عبری یهودیان ایلیا شده که همان الله است، این که عرب از قدیم به خدا میگوید الله یعنی خدای مورد حیرت. حتی اسمی که انتخاب کرده اند اسمی است که تنزیهی است. خدای مورد حیرت و شیدایی یعنی خدایی که قابل شناخت با مدارک معمولی نیست. با مدرک حسی ، با مدرک عقلی، با مدرک خیالی ، با مدرک وهمی نیست؛ این مواردی که اسم برده شد مدارکی است که برخی از فیزیولوژیست ها برای انسان دانستند، فلاسفه برای انسان دانسته اند. هیچ کدام از این مدرک های عقلی و خیالی و حسی، قدرت شناسایی و احاطه بر خدا را ندارند.
جملاتی را در خطابه بررسی می کنیم که تنزیهی است. دائم میگوید " نه" . میگوید از تشبیه بالاتر است. خود قرآن میگوید « سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ » « سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ » . خدا منزه است از اینکه مردم توصیفش می کنند. یعنی هر چه هم که خدا را توصیف می کنیم باید بگوییم که خدا از آنی که من توصیف می کنم برتر و بالاتر است.
ادامه دارد ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، شیدا ، سدرة المنتهی ، جویای حقیقت ، شهیدطیبه واعظی ، nafas ، مفقود الاثر ، laanbar1-2-3 ، ztb ، omidman ، AmirHossein ، مصباح ، m.hossein ، آفتاب ، لبخند خدا ، مجنون العباس ، حضرت عشق ، عبدالرحمن ، MohammadSadra ، fafa*

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۰۱, ۱۱/آبان/۹۱
شماره ارسال: #51
آواتار
مي فرمايند که علي عليه السلام ، تمام علوم حلال و حرام پيش اوست . مَعاشِرَالنّاسِ، وَ كُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُكُمْ عَلَيْهِ وَكُلُّ حَرامٍ نَهَيْتُكُمْ عَنْهُ يا مي فرمايد که : إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَمَرَني وَنَهاني، وَقَدْ أَمَرْتُ عَلِيّاً وَنَهَيْتُهُ بِأَمْرِهِ. فَعِلْمُ الْأَمْرِ وَالنَّهُي لَدَيْهِ . گزينه ي دوم و فايل دوم اين است که مي فرمايند تمام علوم حلال و حرام نزد علي عليه السلام است . تمام علوم حلال و حرام يعني چي ؟ يعني تمام شريعت . گفتيم که پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم 17 بار از احکام اسم مي برند در خطابه ي غدير ، 8 حکم را مي فرمايند: حلال و حرام ، حج و عمره . امر به معروف و نهي از منکر . نماز و زکات . و اين نشان مي دهد که اين ها اوريجينال احکام و عبادات و فقه است . پس فايل دوم علم حلال و حرام است . علم حلال و حرام هرچه هست پيش علي عليه السلام است . لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَيْكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ،
اين لاحلال و حرام ، دو بعد دارد . يکي اين است که حلال و حرام آن چيزي است که اين ها مي گويند . دومي اين که اين ها هستند که آگاه به حلال و حرام هستند . يعني هرچه که اين ها بگويند حلال ، حلال است . يعني علم اين ها عين واقع است ، اين دو فايل در علم.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، aboutorab ، مفقود الاثر
۱۵:۳۴, ۱۲/آبان/۹۱
شماره ارسال: #52
آواتار
فايل سوم اين است که پيغمبر صلي الله و عليه و آله و سلم چند جا مفصل راجع به قرآن ، علم قرآن ، تفسير قرآن ، تاويل قرآن ، شان نزول قرآن در خطابه ي غدير مطرح مي کنند . مَعاشِرَالنّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آياتِهِ وَانْظُرُوا إِلي مُحْكَماتِهِ وَلاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَاللَّهِ لَنْ يُبَيِّنَ لَكُمْ زواجِرَهُ وَلَنْ يُوضِحَ لَكُمْ تَفْسيرَهُ إِلاَّ الَّذي أَنَا آخِذٌ بِيَدِهِ وَمُصْعِدُهُ إِلي وَشائلٌ بِعَضُدِهِ وَ رافِعُهُ بِيَدَي وَ مُعْلِمُكُمْ: أَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِي مَوْلاهُ، کسي تفسير باطن قرآن را نميداند مگر آن که من اکنون دستش را گرفته و بلند ميکنم و به شما نشان مي دهم . وَ مُعْلِمُكُمْ: أَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِي مَوْلاهُ . فايل سوم به قرآن اشاره مي کند . خود قرآن هم حلال دارد و هم حرام دارد و هم تمام علوم ميتواند در آن باشد اما پيغمبر صلي الله و عليه و آله و سلم جدا ميکند . يک بار مطلق مي گويند . يک بار فقط علم حلال و حرام. يه بار هم علم قرآن . با توجه به اين که ما مي دانيم وَ كُلَّ شَي‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ امام مبين از نظر ظاهري قرآن است هر چيزي در قرآن است . وَ كُلَّ شَي‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ . کل شي از ثري تا ثريا است ، از مَلَأ تا خَلَأ ، از نوترون تا کهکشان ، همه ي آن ها ، علومش را دارد . و پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد : همه ي اين ها رو در امام مبين احصا کردم طبق قرآن . آن امام مبين ظاهرش قرآن است و باطنش اميرالمومنين علي عليه السلام است . که خود پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم در خطابه ي غدير مي فرمايد : وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبينُ الَّذي ذَكَرَهُ اللَّهُ في سُورَةِ يس: (وَ كُلَّ شَي‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ). او امام مبين است يعني علي عليه السلام .
اين سه حلقه را کنار هم قراردهيم .و چتري بسازيم. سه folder را بگذاريم در يک folder بزرگتر . folder بزرگتر اين است که کسي که مي خواهد إِمامٌ مِنَ اللّهِ باشد ، بايد اين سه folder را داشته باشد . کمالات اخلاقي ، علم و قدرت الهي . اين يک نکته .
در کلام آخر میتوان گفت که امام باید جامع بر هر چیز و اصل هر علم و قدرت و .... داشته باشد ، زیرا از سوی خدا مصطفی شده است.
عیدتان مبارک
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، aboutorab ، مفقود الاثر
۱۴:۳۷, ۱۶/آبان/۹۱
شماره ارسال: #53
آواتار
در این مجال با هم بخش هایی مهم را خواهیم خواند
با دقت بیشتری مطالعه بفرمایید
درخطابه ي غدير بعضي از اصطلاحات خطابه را مورد بحث قرار مي دهيم:
1. اولين اصطلاح اين است که پيامبر در اول بخش دوم فرمودند: خدا به من وحي کرد – « بِسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ، يا أَيُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّك ــ في عَلِي يَعْني فِي الْخِلاَفَةِ لِعَلِي بْنِ أَبي طالِبٍ ــ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ. » اي رسول ابلاغ کن آن چه را که به تو نازل شده از جانب پروردگارت در مورد علي عليه السلام، يعني درباره ي خلافت و جانشيني علي ابن ابي طالب تعبير امامت و جانشيني با چند تعبير است که در اين جا وارث و وراثت. امام و امامت. خليفه و خلافت، وصيت و وصايت و ولي و ولايت که همه به کار برده شده است(5واژه).
1) در اين جا پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم اولين بار مي فرمايند که خلافت علي ابن ابي طالب. خداوند متعال بعد از اينکه مقامات پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را تمام مي کند مي گويد امامت را اعلام کن، البته در غار حرا اعلام شده است اما موقعي که مي خواهد اعلان رسمي وعمومي شود موقعي است که به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي گويد برو شنل خودت را بپوش، چه شنلي؟ شنل رسالت « يا أَيُهَا الرَّسُولُ ... »يا دکتر؛ بايد دکتري کني. مهندس بايد مهندسي کني که اين هم از اين باب است. در ادبيات مي گويند:تعليقِ حُکم بر وَصف، مُشعِر بر عِليت است. چرا بايد رسالتم را انجام دهم؟ چون الرَّسُولُ هستي، رسول خاص. خلافت يعني پايش را جاي پاي تو بگذارد، خلاف يعني قدم زدن و رفت و آمد کردن اصلاً اصل اختلاف يعني رفت و آمد کردن؛ و به اين مسائل هم که به عدم اتفاق، اختلاف مي گويند به اين دليل است که رفت و آمد مي کنند و حرف مي زنند. مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَة يعني جاي رفت و آمد؛ خلافت يعني پايش را جاي پاي پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم گذاشته است، چه کسي؟ علي ابن ابي طالب عليه السلام !
ادامه دارد

با ما باشید تا یکسری شبهات را کنار بزنیم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، مفقود الاثر
۱۶:۰۲, ۱۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #54
آواتار
سلام دوستان
2) نکته دوم: « وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ » اگر اين کار را انجام ندهي رسالتت را انجام نداده اي، چون رسالت تو پيام رساني است و آخرين آجر پيام رساني جانشيني توست. لذا اگر سني ها اين آيه را در مورد وضو و هر حکمي ديگر تفسير کردند ، معنا ندارد . براي اين که آن ها بوده ولايت هم بوده ولي ولايت و سرپرستی به طور رسمي و علني در مقابل مردم انجام نشده. : «وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» نشان مي دهد که جانشيني مساوي با رسالت است. چرا مساوي است؟ چون رسالت که پيامبر 23 سال زحمت آن را کشيده اند اگر دم بريده باشد فايده اي ندارد؛ اگر براي خودش جانشين تعيين نکند که ديگر نمي تواند ادامه دهد.
--------------

ادامه دارد

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، مفقود الاثر
۰:۲۴, ۱۹/آبان/۹۱
شماره ارسال: #55
آواتار
3) « وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ »يعني اين که از مردم ترس داري ترس نداشته باش و خدا تو را از مردم حفظ مي کند.
2. در کلامی بعد پيامبر مي فرمايد من مأمور هستم از جانب سلام که « أَنْ أَقُومَ في هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ كُلَّ أَبْيَضَ وَأَسْوَدَ »: به همه ي سياه و سفيد بگويم کسي از مساًله ي قبول خلافت و امامت مستثني نيست ، پس امامت و خلافت و جانشيني پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله عام و شامل و تمام است، منطقه اي نيست و پايان زماني و مکاني ندارد و پايان جمعيتي هم ندارد.
ادامه دارد...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، مفقود الاثر
۲۲:۳۸, ۲۲/آبان/۹۱
شماره ارسال: #56
آواتار
1) اصطلاح « كُلَّ أَبْيَضَ وَأَسْوَدَ » يعني همه ي مردم؛ که اين يک اصطلاح است براي همه ي مردم و چون پاياني از زماني و مکاني تعيين نکرده همه جا را شامل مي شود، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم چند اصطلاح به کار مي برند، چون هر کدام از اين اصطلاحات را تک به کار ببرد ممکن است، اشکال کنندگان، به اسلام بگويند که حَدَّش اين است؛ واژه هاي مختلفي مي گويد تا اين که همه ي اطراف و ابعاد امامت مشخص شود. مي گويند اگر من مسافرت رفتم اگر راجع به امتحانات کار داشتيد با فلان کس صحبت کنيد اگر راجع به جزوه ها کار داشتيد با کس ديگر صحبت کنيد و... که اين ها اجزا است امّا اگر عباراتي گفته شد راجع به يک نفر مثلاً من که بيرون رفتم محمد جانشين من است؛ اگر پول هم خواستيد از ايشان بگيريد؟ بله و اگر لباس خواستيد. مسافرت برويد، امتحان بگيريد و... در همه ي شرايط به او مراجعه مي کنيد.
2) پيامبر در اين جا مي فرمايد« أَنَّ عَلِي بْنَ أَبي طالِبٍ أَخي » علي ابن ابي طالب برادر است که اشاره به جريان مواخاتي است که پيامبر صلي الله عليه و آله بين تمام صحابه قرار داد که ابوبکر و عمر با هم برادر شدند و پيامبر تنها کسي که با او صيغه ي مؤاخات خواندند علي ابن ابي طالب عليه السلام بود که اين نشان داد که پيامبر صلي الله عليه و آله علي ابن ابي طالب عليه السلام را از ميان بقيه برگزيده پس اخوت درست است که منجي الهي نيست ولي نشان مي دهد که پيغمبر او را هم سطح و برابر خودش مي داند که بسيار نکته ي مهمي است . ضمناً اخوت اشاره به اين است که اگر کسي به کسي خيلي نزديک باشد، يعني مثل اين است که با هم يک پدر و يک مادر دارند. لذا مي فرمايد:« أَنَّ عَلِي بْنَ أَبي طالِبٍ أَخي».

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
اللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَومَ الْوُرُودِ
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، مفقود الاثر
۱۳:۴۰, ۲۴/آبان/۹۱
شماره ارسال: #57
آواتار
با عرض تسلیت به مناسبت ایام محرم
3) در واژه ي بعدي مي گويد« وَ وَصِيّي » وصيت حدود دارد مثلاً مي گويد در اموالم وصي من شما هستيد، در جزوه هاي من وصي من فلان کس است يا در جلساتم وصي من فلان کس است ولي وقتي پيغمبر مي گويد اَخي و وصي يعني تعيين نمي کند که اين وصيت در کجاست . وصيت عمومي مي شود. در عين حال چون وصي در آن زمان براي مردم معمولي فقط در اموال و در خانواده ممکن بود آن ها بگويند وصي يعني در خانواده و اموال.
4) براي همين پيامبر در توضيح مي فرمايد و« وَ خَليفَتي عَلي‏ أُمَّتي » يعني جانشين من در امت من است. امت شما تا کي هستند يا رسول االله؟ « لِلْعالَمينَ نَذيراً » ، که در قرآن داريم : « وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ » پس بُرد اُمت بي نهايت است. بي نهايت از اين نظر که زمان ندارد و زمانش تا قيامت است لِذا با «خَليفَتي عَلي‏ أُمَّتي » احتمالات داده شده در وصّي را بُردش را بيشتر مي کند: « وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدي » يعني اين پيشواي بعد از من است خيال نکنيد فقط در امت من خليفه است و فقط براي من و او امام است .و امام معناي خودش را دارد چون امام احتياج به ماًموم دارد، امام است؛ يعني رهبري و پيشوايي دارد. امامت چه چيزي دارد؟ در نماز جماعت، مسائل شرعي، قانون آوري؟! هيچ يک را مشخص نکرده و نگفته!
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
اللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَومَ الْوُرُودِ
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، مفقود الاثر
۱۳:۲۶, ۲۶/آبان/۹۱
شماره ارسال: #58
آواتار
5) براي توضيح امام بعد از خود مي فرمايد « الَّذي مَحَلُّهُ مِنّي مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسي‏ » و از اين جا معلوم ميشود 130 هزار نفر مردم آن زمان داستان هارون و موسي را مي دانستند چون يهودي ها از سال ها قبل شنيده بودند از يثرب پيغمبر آخر الزمان مي آيد و در آن جا به حکومت مي رسد و آمده بودند اطراف يثرب سکونت گزيده بودند و يهودي ها در اثر رفت و آمد فرهنگشان به اهل مدينه منتقل شده بود لذا اهل مدينه و مکه هم حتي مساًله ي هارون و موسي را مي دانستند و دانستند نسبت هارون به موسي نسبت وزارت و ادامه ي دين است لذا به راحتي اعلام مي کند« الَّذي مَحَلُّهُ مِنّي مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسي‏ إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِي بَعْدي » مگر اين که بعد از من پيغمبري نيست؛ يعني علي پيغمبر نيست ، قانون آور نيست، امّا نسبتش به من مثل نسبت هارون به موسي است و هر کدام از اين ها ممکن بود يک دغدغه اي ايجاد کند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، aboutorab
۱:۱۱, ۲۹/آبان/۹۱
شماره ارسال: #59
آواتار
6) « وَهُوَ وَلِيُّكُمْ » اين ولي شماست بعد از اين که همه ي اين ها، مي فرمايند که « أَخي وَ وَصِيّي وَ خَليفَتي عَلي‏ أُمَّتي وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدي » و در ادامه « وَهُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ» که اين بَعديت، بعدي رُتبه اي است، در رتبه ي اول ولي شما خدا است و بعد ولي شما منم و بعد ولّي شما «عليّ» است و حالا ولي يعني چه؟
دوست شما بعد از خدا و رسول؟!!
اگر فقط معناي دوستي باشد معنا ندارد بعد از خدا و رسول باشد، همراه خدا و رسول هم مي شود، همان طور که در بسياری از آيات آمده که دوستان شما خدا، رسول، مومنين اند پس معلوم مي شود که اين ولي معناي ديگري دارد که معناي آن سرپرست و اَولي و اَحَق به تصرف است يعني پدر من به من پول مي دهد و مي گويد خرج کن کدام اَولي به تصرف هستيم؟
پدر من! من هم حق دارم اما رتبه ي او جلوتر از من است. ولي يعني اَولي به تصرف يعني از من جلوتر است. علي ولي شماست، بعد از خدا و رسولش.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، aboutorab
۱۸:۲۴, ۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #60
آواتار
7) « وَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالي‏ عَلَيَّ بِذالِكَ آيَةً مِنْ كِتابِهِ هِي : (إِنَّما وَلِيُّكُمُ‏اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ و وَيُؤْتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ) »که در اصطلاح محدثين به اين آيه، آيه ي ولايت مي گويند چون خداوند متعال ولايت و سرپرستي اميرالمؤمنين عليه اسلام و سرپرستي پيامبر اکرم و سرپرستي خودش را در اين جا تبيين و تفهيم کرده است. حق تفسير آيه به شخصي يا موضوعي، حَقِّ کيست؟ حَقِّ آورنده ي کتاب! پيامر اکرم آورنده ي کتاب است و در ادامه ي آن آيه که آيه ي 55 سوره ي مائده است مي فرمايد« وَ عَلِي بْنُ أَبي طالِبٍ الَّذي أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَي‏الزَّكاةَ وَهُوَ راكِعٌ يُريدُاللَّهَ عَزَّوَجَلَّ في كُلِّ حالٍ. » که علي ابن ابي طالب عليه اسلام مصداق کامل اين آيه و شاًن نزول آيه است، کسي که نماز بر پا کرده، زکات داده و در حالتي که رکوع مي کند؛ در همه ي حالات چشمش به دنبال خداست نکته اي که در اين جا هست اين است که پيامبر اکرم در اين جا هم ابعاد مختلف امامت و ولايت را مي گويند به غير از وراثت، اخوت را هم مي گويند و بعد آن آيه را با شاًن نزولش معرفي مي کنند و نکته ي ديگر اين است که امام با خود نائب و مَنوبٌ عنه هر چه به هم نزديکتر وجود داشته باشند براي مردم بيشتر قابل قبول است، پيغمبر راجع به اميرالمؤمنين مي فرمايند لحظه اي نيست که علي از خداغافل باشد « وَهُوَ راكِعٌ يُريدُاللَّهَ عَزَّوَجَلَّ في كُلِّ حالٍ. » و بعد حضرت مطالبي را مي گويند که آن مطالب نيز در ادامه اين آيه روشن است
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ابلیس و شیاطین در غدیر چه میکردند؟ (مقاله ویژه عید غدیر) أین المنتظر 46 22,892 ۲۶/شهریور/۹۶ ۱۵:۴۳
آخرین ارسال: mahdy30na

پرش در بین بخشها:


بالا