کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: تاحالا این سوال برای شما هم پیش اومده ؟
بلی
خیر
جوابشو پیدا کردم
جوابی نیافتم
 توجه: این نظرسنجی عمومی است و سایر کاربران می توانند گزینه منتخب شما را مشاهده کنند. [نمایش جزئیات آرا]
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شیطان از فرشتگان یا منافقان؟؟
۱۵:۵۷, ۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام دوستان
مدتی هستش که این سوال واقعا فکرمو مشغول کرده که ذات اصلی شیطان از چیه !

آیا از فرشتها بود ؟ از جنیان بود ؟ از .... .
کسی میتونه کمک کنه ، چون یکسری ایات رو وقتی کنار هم میزارم میبینم که نه از جنیا بود ونه از فرشتگان.
مثلا در سوره بقره آیه 34 که خدا میفرمید همه سجده کردن بجز ابلیس. در حالی که دستور برای فرشتها بود برای سجده نه برای بقیه موجودات ،« و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس »بقرة / 34
درحالی که در ادامه خداوند میفرماید « کان من الکافرين »بقرة / 34 که اینجا مخالف با فرشته بودن میشه چون تا جایی که من یاد دارم فرشته ها تغییر مرتبه ندارن و در رتبه و مقام خودشون میمونن. اگه بگیم از منافقان بود پس دستگاه خدا هم نفاق وجود داره.
خداوند از آدم نخست مجسمه ‏اش را ساخت و چهل سال به همان حال‏ باقى گذاشت. چون ابلیس لعین از او مى ‏گذشت به آن مجسمه می گفت: «خدا تو را براى امرى درست کرده است». آن گاه عالم آل محمد (علیه السلام) فرمودند: «ابلیس با خود گفت اگر خدا مرا به سجده بر این موجود امر کند هرگز زیر بار نمى ‏روم». تا آنجا که عالم فرمود: «آن گاه خداوند به ملائکه فرمود: «براى آدم سجده کنید». ملائکه سجده کردند و ابلیس آنچه را در دل پنهان کرده بود بیرون انداخت و حسد درونى خود را اظهار کرد و از سجده براى آدم امتناع ورزید. ترجمه المیزان، ج‏1، ص: 191 و 192
[b]توضیح : این روایت را تفسیر قمى (ج 1 ص 41 س 10) روایت کرده است.

از دوستان هم درخواست دارم که اطلاعی ، مدرکی دارن بیان کنن تا این موضوع روشن بشه.
چون اگه بگیم از منافقان بود ، بعد باید بگیم از کی منافق شد.
سر فرصت اونم توضیح میدیم اما مهم این هستش که دات شیطان چیبود؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، فاطمه خانم ، بیداری اندیشه ، شیدا ، ساقی ، azade ، revenger ، saloomeh ، میثاق ، در جستجوی سختی ، سدرة المنتهی ، جویای حقیقت

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۳۸, ۹/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۱۵:۳۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #31
آواتار
شیطان فرشته نیست
شیطان جنی است که کافر و مشرک است

همانطور که دوستان هم اشاره کرده اند
در مورد جن بودنش صریح آیات قرآن کفایت می کند مانند این آیه:
« وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ (کهف/50)


« (بیاد آرید) زمانی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. آنها همگی سجده کردند جز ابلیس – که از جن بود – »

و در مورد کافر و مشرک بودنش هم این کلام امام صادق علیه السلام کفایت میکند که:
در كافى اصول- 2: 386- باستنادش از مسعده كه شنيدم امام ششم عليه السّلام را پرسيدند از اينكه كفر قديمتر است يا شرك؟
فرمود: كفر، زيرا ابليس نخست كافر است و كفرش شرك نبود زيرا با خدا دعوى پرستش ديگرى نداشت،
و پس از آن به پرستش غیر خدا دعوت کرد و مشرك شد.

در آیات قرآن خداوند از معبود گرفتن هوای نفس، بتها ، اجنه و شیطان و... نهی کرده که همه ی این ها دعوت ابلیس است به تعبیری که غیر خدا را بپرستند!

در باره ی پرستش اجنه:
وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلائِكَةِ أَ هؤُلاءِ إِيَّاكُمْ كانُوا يَعْبُدُونَ قالُوا سُبْحانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ «سبا- 40 و 41»
(روزى كه همه را گرد آوريم سپس به فرشتگان گويد: آيا اينها بودند كه شما را مى‏پرستيدند. آنها گويند تو منزّهى. چون تو صاحب اختيار ما هستى نه آنان، بلكه آنان جنّيان را مى‏پرستيدند و بيشتر آنها به آن ايمان داشتند)


در باره ی پرستش هوای نفس:
«أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ» «جاثیه 23»
آيا نديدى كسى كه هواى نفس خود را خداى خود قرار داده است

درباره ی پرستش شیطان:
أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ (60-یاسین)
اى فرزندان آدم، آيا به شما سفارش نكردم كه شيطان را نپرستيد كه او مسلما براى شما دشمنى آشكار است؟

درباره ی پرستش بت ها هم که الی ماشا الله آیات داریم یک مورد را اشاره میکنم
أَ فَرَأَيْتُمُ اللاَّتَ وَ الْعُزَّى (19)
وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى‏ (20)
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى‏ (21)
تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضيزى‏ (22)
إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى‏ (23-نجم)
آيا لات و عُزا را ديده‏ايد؟ (19)
و مَنات آن بت سومى ديگر را؟ (20)
آيا شما را پسر باشد و او را دختر؟ (21)
اين تقسيمى است خلاف عدالت. (22)
اينها چيزى نيستند جز نامهايى كه خود و پدرانتان به آنها داده‏ايد. و خداوند هيچ دليلى بر آنها نفرستاده است. تنها از پى گمان و هواى نفس خويش مى‏روند و حال آنكه از جانب خدا راهنماييشان كرده‏اند. (23)

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، وحید110 ، fazel
۱۴:۵۷, ۹/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۱۵:۰۸ توسط شیدا.)
شماره ارسال: #32
آواتار
سلام

نقل قول:از امام صادق ع نقل شده كه يكى از ياران خاصش مى‏گويد از امام در باره ابليس سؤال كردم كه آيا از فرشتگان بود؟ امام در جواب فرمود: «نه از جن بود، ولى همراه فرشتگان بود، آن چنان كه آنها فكر مى‏كردند از جنس آنان است (بخاطر عبادت و قربش نسبت به پروردگار) ولى خدا مى‏دانست از آنها نيست، هنگامى كه فرمان سجود صادر شد آنچه مى‏دانيم تحقق يافت» (پرده‏ها كنار رفت و ماهيت ابليس آشكار گرديد) نور الثقلين، ج3 ، ص 267.


این نمیتونه بیانگر نفاق شیطان باشه؟

مگه منافق به این معنی نیست که در جمعی باشی به ظاهر با آنها موافقی ولی در باطن با آنها و عقیده هاشان مخالف بوده و همدل نباشی؟
مخفی بودن ماهیتش نشان از نفاق او نیست؟
باز این سوالم پیش میاد مگه شیطان و فرشتگان از نظر ظاهری به یک صورت بودند که فرشتگان به ماهیتش پی نبردند؟
البته اونطوری که شنیدم شیطان این قابلیت رو داره که به صور مختلف تجلی کنه

امضای شیدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۰۹, ۹/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۱۵:۲۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #33
آواتار
نه نفاقی صورت نگرفته
تا قبل از امتحان خداوند و فرمان سجده بر آدم داشته عبادت میکرده مثل باقی فرشته ها
و به محض فرمان سجده بر آدم کاملاً صراحتاً و علناً بر طبق آیات قرآن طغیان میکنه و کفر میورزه

البته به تعبیری شیطان در گمراه کردن مردم نفاق پیشه هم عمل میکند
[سوره الأنفال (8): آيه 48]
وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى‏ عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى‏ ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ (48)

شيطان كردارشان را در نظرشان بياراست و گفت: امروز از مردم كسى بر شما پيروز نمى‏شود و من پناه شمايم. ولى چون دو فوج رو به رو شدند او باز گشت و گفت: من از شما بيزارم، كه چيزهايى مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد، من از خدا مى‏ترسم كه او به سختى عقوبت مى‏كند. (48)
که البته در همین گفتارش مبنی بر ترسیدن از خدا هم دروغ گو است و ایمانی به همین حرفش هم ندارد و کافر است چرا که اگر راست میگفت همین سخنان گمراه کننده را هم القا نمیکرد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، mahdy30na ، شیدا
۱۸:۱۶, ۹/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۱۸:۱۹ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #34
آواتار
پاسخ به سوال شیدا :

سلام
خوشحالم که مباحث رو دنبال میکنید
شما فرمودید که نمیتونه نشانه نفاق باشه.
من اون احادیث رو برای اثبات نفاق قرار ندادم و برای این بود که ملائک او را هم نوع خود میدانستن گفتم.
در باره نفاق هم شما درست میگویید : مگه منافق به این معنی نیست که در جمعی باشی به ظاهر با آنها موافقی ولی در باطن با آنها و عقیده هاشان مخالف بوده و همدل نباشی.
ایا شیطان هم عقیذه و هم دل با ملائک بود؟
ایا او از ابتدا برای تقرب به درگاه اللهی عبادت میکرد؟
چرا درخواست کرد که او را به آسمان ببرند؟
خوشحال میشم کمی در این نکات هم تامل کنید چون خیلی از مسایل در این قسمت نهفته هستش.

نفاق چیست ؟
نفاق در لغت به معني شكاف و نقب زدن است و در فرهنگ قرآن و نهج البلاغه به معناي يك نوع كانال زدن شرك آميز و در پوشش در آوردن كفر است . به عبارت ديگر شرك به صورت آشكار و صريح كفر و هنگام پيچيدگي نفاق قلمداد مي گردد .

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا
۱۸:۲۹, ۹/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۱۸:۳۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #35
آواتار
بله برای عبادت بوده است
اما ما به گفته ی امیرالمومنین سه نوع عبادت داریم دوستان
در این تاپیک:تقوا چیست؟ چگونه بدست می آید ؟ چگونه تقویت میشود؟ آثارش چیست؟ (مقاله ی ویژه)#$
(
مفصل در این مورد قبلاً صحبت شده و آن قسمتی رو که مناسب به این بحث هست رو اینجا نقل میکنم
اما قبل از اون یک نکته
وقتی امام معصوم تصریح بر کفر و شرک ابلیس دارد! دیگر معنی ندارد که ما از خودمان اصرار کنیم بر تکیه بر نفاق!
تأکید بر کفر و شرک ابلیس است!
نقل قول:
در مورد کافر و مشرک بودنش هم این کلام امام صادق علیه السلام کفایت میکند که:
در كافى اصول- 2: 386- باستنادش از مسعده كه شنيدم امام ششم عليه السّلام را پرسيدند از اينكه كفر قديمتر است يا شرك؟
فرمود: كفر، زيرا ابليس نخست كافر است و كفرش شرك نبود زيرا با خدا دعوى پرستش ديگرى نداشت،
و پس از آن به پرستش غیر خدا دعوت کرد و مشرك شد.




و وقتی امام معصوم میگوید کافر شد یعنی قبلاً مومن بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


اما در مورد سبک عبادتی ابلیس و کلّاً سه سبک عبادتی:


نقل قول:
ریشه و مغز تقوا، حب و بغض است و خوف

که البته ریشه ی خود خوف هم همان حب است و در حقیقت میتوان گفت که خوف میوه ی حب است.
به طور مثال کسی که خودش را خیلی دوست میدارد وقتی در زیر آب هست و احساس میکند که جانش در خطر است، خوف میکند و به یکباره خود را از زیر آب بیرون میکشد.
خوف نتیجه ادراک احتمال از دست رفتن محبوب هست.
حال باید دید حب چه چیزی و خوف و بغض چه چیزی در انسان تقوا می آورد.
اینجا همان جایی است که با توجه به ریشه ی حب و بغض و خوف، تقوای انسانها و در نتیجه جایگاه ایمان و تقرب انسانها رتبه بندی و دسته میشود.

به چه شکل؟
یک کسی حب بهشت را دارد و بسیار دوست دارد که از نعمات بهشتی بهرهمند شود، لذا از اموری که اورا از این محبوبش دور کند پرهیز میکند!!!!!
این تقوا ، تقوای عوام هست، به قول امام خمینی در چهل حدیث، ما ترک شهوت برای شهوت بزرگتر میکنیم. مولا علی عبادت این دسته از بندگان رو میفرمایند عبادت تجار و تاجرانه. البته رحمت و فضل و کرم خدا ایجاب میکند که صاحبان این جنس از تقوا هم به سعادت میرسند و اهل نجاتند ولی...
(ولی اش را در ادامه خواهم گفت)

یک کسی هم خوف این رو دارد که به او ضرری وارد شود و به علت حب خودش چون خودش را بسیار دوست میدارد میخواهد از ضرر و آتش دور بشود از عواملی که او را به جهنم میبرد پرهیز میکند.
این جنس از تقوا هم تقوای عوام هست. و مولا علی میفرماید این عبادت هم عبادت خائفین هست. این ها هم اهل نجاتند اما.... (امایش را در ادامه خواهم گفت)
اما یک کسی هم حب خدا و اولیای خدا را دارد و از چیزهایی که بین او و محبوبینش فاصله می اندازد پرهیز میکند و مولا علی این دسته از عابدان رو میگوید عبادت کنندگان آزاده که عبادت احرار و آزادگان رو انجام میدهند.
و بالاترین مراتب تقوا و ایمان از اینجا نشأت میگیرد، از تقوایی که ریشه اش حب خدا و اولیای خداست و بغض دشمنان خدا و دشمنان محبوبین خداست!!!!!!!!!!!!!!!
چرا دو تقوای اول، ولی و اما و اگر دارد؟؟؟؟؟؟؟
چون در امتحانات سخت نمیتواند نجات بخش باشد
چون محور عمل در اینجا خود شخص است و نه محبوب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و شخص برای کسب نفع خود و یا دفع ضرر خود انگیزه ی حرکتی داشته است!
مثالهایش هم در قرآن و تاریخ فراوان هست
اولی شیطان لعین که چون ریشه تقوا و عباداتش حب خدا نبود در برابر امر خدا سرپیچی کرد و نتوانست بر افراط قوه ی غضبیه اش غلبه کند و در برابر حکم خدا استکبار ورزید (ریشه کبر و غرور و استکبار و تعدی و طغیان و... افراط قویه ی غضبیه هست!!!!!!!)
چرا که اگر ریشه ی تقوایش حب خدا بود هیچگاه روی حرف محبوبش حرفی نمیزد!!!!!!!
دومین مثال قرآنی هم بلعم باعورا بود که باز چون ریشه تقوایش حب خدا و حب اولیای خدا نبود با اینکه بر اثر تقوا و عباداتی که ریشه در حب نفس و حب در مقامات داشت به اسم اعظم هم رسیده بود و به اصطلاح مستجاب الدعوه شده بود اما در برابر پیامبر اوالعظم زمانش موسی علیه السلام، کسی که میداند محبوب خداست، تمرّد کرد و حتی او را نفرین کرد و کافر از دنیا رفت!!!!!!!! و نتوانست بر افراط قوه شهویه که به صورت میل به جاه و مقام است بایستد.

' نوشته است:سلام
خوشحالم که در بحث ما شرکت کردید.
خوشبختانه مسئله ذاتش حل شد ولی اینکه چرا در کنار فرشتگان و علت اینکه چرا از خدا خواست تا به ملکوت ( یا عالمی که ملائک بودند ) برده بشه.
نفاقش رو هم در این میشه اثبات کرد که هدف اون برای عبادت حرص و طمع به مقام بالا بوده و ته تقرب. در ادامه هم میشه استنباط کرد او میتوانست اولین کسی باشه که نسبت به خلیفه قرار دادن انسان بر روی زمین اعتراض کرده.

سلام
دوست عزیز
این چیزی که شما میگید معنای نفاق نیست وگرنه همه ی ما باید بریم جهنم
خود امام خمینی میگه ما ترک شهوت برای شهوت بزرگتر میکنیم

اینکه کسی به طمع بهشت یا خوف جهنم عبادت کنه یا به طمع مقام بالاتر معنایش نفاق نیست

این میشود به گفته ی مولا علی عبادت تجار و عبادت خائفین

بی شک با عبادت احرار که خدا را به این علت عبادت میکنند چون شایسته ی پرستش میابند فرسنگها فاصله دارد دو سبک عبادت اول و مراتب خلوص عبادت احرار قابل قیاس با عبادت تجار و خائفین نیست

اما خداوند به فضل خود این دو نوع عبادت را هم میپذیرد و نام نفاق بر آن نمینهد!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، شیدا
۱۸:۳۶, ۹/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #36
آواتار
نکته دیگر هم اینکه وقتی قران به مقام بالای ابلیس قبل از تمرد اشاره میکند . مشخص میشود نفاقی در کار نبوده . چون منافقی که نیت فاسد دارد مقام و منزلتی هم پیش خدا ندارد . و امکان ندارد کسی بتواند خداوند را گول بزند!
بلکه ابلیس در وقت امتحان نتوانست موفق شود و بر عمل اشتباه خود اصرار ورزید و توبه نکرد .

مثلا میبینید که در دنیتا کسانی نفاق پیشه میکنند ولی خداوند میفرماید ما از درون و بیرون شما اگاهیم و جهنم و عذاب خوار کننده برای منافقان است .
البته این نشان ا رحمت و عدالت خداوند دارد . که با این که میداند ممکن است انسان یا جنی بعدا منحرف شود پاداش عمل ایشان را میدهد .

در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا
۱۹:۲۰, ۹/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #37
آواتار
سلام خدمت دوستان بزرگوار

سوالهای بنده مبنی بر این نیست که خدای نکرده کلام معصومین بزرگوار رو قبول ندارم برای رفع ابهامه
و اینکه حرف از نفاق میزنم چون این تاپیک با محوریت روی نفاق یا فرشته بودن ابلیس شروع شد

به نظرتون این مطلبی که جناب mahdy30na در اولین پست گذاشته بودن هم ربطی به نفاق شیطان نداره؟

نقل قول:خداوند از آدم نخست مجسمه ‏اش را ساخت و چهل سال به همان حال‏ باقى گذاشت. چون ابلیس لعین از او مى ‏گذشت به آن مجسمه می گفت: «خدا تو را براى امرى درست کرده است». آن گاه عالم آل محمد (علیه السلام) فرمودند: «ابلیس با خود گفت اگر خدا مرا به سجده بر این موجود امر کند هرگز زیر بار نمى ‏روم». تا آنجا که عالم فرمود: «آن گاه خداوند به ملائکه فرمود: «براى آدم سجده کنید». ملائکه سجده کردند و ابلیس آنچه را در دل پنهان کرده بود بیرون انداخت و حسد درونى خود را اظهار کرد و از سجده براى آدم امتناع ورزید. ترجمه المیزان، ج‏1، ص: 191 و 192
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۴۲, ۹/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۱۹:۵۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #38
آواتار
اتفاقاً این مطلب صراحتاً تأکید بر کفر شیطان است چرا که نیت کرده اگر به آن امر شود علنی طغیان کند
این که اگر این کار خاص را خداوند امر کند زیر بار نمیروم میشود کفر و اگر سجده میکرد ولی در دل کینه داشت آن میشد نفاق!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اتفاقاً در ادامه ای کلام ابلیس به خداست که:
از قصص الانبياء، از امام صادق علیه السلام روايت كرده كه فرمود:
ابليس مامور شد بسجده بر آدم،
در جواب عرضه داشت: پروردگارا بعزتت سوگند مرا از سجده بر آدم معاف بدار، و من در عوض تو را عبادتى بكنم كه تا كنون احدى مثل آن عبادتت نكرده باشد،
خداى تعالى فرمود: من اطاعت بر طبق اراده و خواست خودم را دوست ميدارم

مهمترین نکته ی این داستان به نظر حقیر این است که:
اگر ریشه عبادت حب خدا و محبوبان خدا نباشد در پیچ امتحانات انسان چپ میکند!
چون تا حب الذات بیشتر از حب خدا و محبوبان خدا بباشد عبادت خالص نمیشود
و عبادتی مایه ی رستگاری هست که خالص باشد

عمیقاً به این آیه بیاندیشید دوستان:

قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في‏ سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ (24-توبه)
بگو: اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و زنانتان و خويشاوندانتان و اموالى كه اندوخته‏ايد و تجارتى كه از كساد آن بيم داريد، و خانه‏هايى كه بدان دلخوش هستيد براى شما از خدا و پيامبرش و جهادكردن در راه او دوست داشتنى‏تر است، منتظر باشيد تا خدا فرمان خويش بياورد. و خدا فاسقان را هدايت نخواهد كرد. (24)

به هر حال در پایان هم بگم که آنچه مسلم است این است که همینک
ابلیس کافر است
و
مشرک است
و
منافق
دلایلی و آیات و روایاتش هم ذکر شد

و باز به نظر من آنچه برای ما باید مهم باشد این که حالا این لعنتی (ابلیس) از چه قماشی هست خیلی مهم نیست
مهم این است که ما بدانیم چرا به این فلاکت افتاد و از خدا بخواهیم و با توسل به اهل بیت تلاش کنیم که خودمان گرفتار این عقوبت ها نشویم
وگرنه اگر صرفاً بخواهیم هرکول پوارو وار و خانوم مارپل گونه بریم دنبال این سوالات صرفاً برای اینکه ببینیم ابلیس چن بوده یا فرشته یا منافق هست یا کافر به قول استاد ما این سوالات بیشتر سوالات بازیگوشی هست که خیلی به درد بندگی ما و آخرت ما نمیخوره!

سوالهای بازیگوشی....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۳۳, ۹/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۲۱:۱۰ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #39
آواتار
من هم قصدم این نیست که اثبات کنم جن بود یا خیر. چون احادیثی و داریم که بیان داشت ولی مراد من این بود که چطور این ها رو با هم در کنار هم و قران قرار بدیم. در باره نتیجه ای که شما گرفید هم ممنون.
[b]

[/b]
(۹/شهریور/۹۱ ۱۹:۴۲)علی 110 نوشته است:  
به هر حال در پایان هم بگم که آنچه مسلم است این است که همینک
ابلیس کافر است
و
مشرک است
و
منافق
دلایلی و آیات و روایاتش هم ذکر شد

و باز به نظر من آنچه برای ما باید مهم باشد این که حالا این لعنتی (ابلیس) از چه قماشی هست خیلی مهم نیست
مهم این است که ما بدانیم چرا به این فلاکت افتاد و از خدا بخواهیم و با توسل به اهل بیت تلاش کنیم که خودمان گرفتار این عقوبت ها نشویم

[b]
«کان من الجن » که تکلیف رو روشن میکنه.اما اینکه چرا در بین فرشتگان قرار میگیره سوال ایجاد میکنه .چون اگه جن رو به همون معنایی جن بودن در نظر بگیریم میشه داتش اما ایا معنای خود جن رو نمیتونیم در نظر بگیریم با توجه به اینکه معنای مخفی بگیریم ( خودش رو در میان اونها مخفی میکرد.)
متاسفانه بعضی از متنهایی که قرار میگیرن تا حدی از سیر اصلی خارج شده و باید روش کار کرد و نمیشه سطحی جواب داد. امید وارم همراه گرامی علی 110 هم با ملایمت همراه ما و کمک حال باشند.


یک نکته در باره از کافران بود:
اگه کفرش از قبل بود میشه « کان من الکافرین » و کان به معنای ثبوت میشه .

اگه تازه کفافر شد باید میفرمود « یکونُ من الکافرین » و اینجا دیگه کان معنا پیدا نمیکنه.

تازه اگه بگیم تازه از زمان سجده و اعتراض اون به خدا کفرش روع شده با « کان » نمیخونه.
[b]

در باره نفاق هم : [/b]
[b] تبطن الكفر وأظهرت الإسلام
[/b]
[b]عزیزان استنباطی که میکنم دلیل بر مطلق بودن کلام من نیست.

میگم میشه از این آیه « و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس کان من الکافرين »بقرة / 34 استفاده کرد برای نفاق شیطان. [/b]
[b]معنى لغوى كفر =
راغب در مفردات مى گويد: كفر در لغت پوشيدن چيزى است . شب را كافر گويند كه اعيان اشخاص را مى پوشد و زارع را كافر خوانند كه دانه را در خاك نهان سازد. كفر و كفران نعمت ، نهان كردن آنست در برابر شكر كه اظهار آنست - تا آنكه گويد: كافر يعنى ساتر و نهان كننده حق و از اين رو كافر فاسق باشد و كفر مطلق بزرگترين فسق است و مقصود از آن كسى است كه انكار حق خدا كرده و از فرمان او رو برتافته باشد. و هر كار خوبى از ايمان و هر كار بدى از كفر باشد.... .
كفر از شرك پيشتر و پليدتر و بزرگتر است
[/b]

زراره از امام باقر (عليه السلام) روايت كرده كه آن حضرت فرمود:
[b] بخدا سوگند كه كفر از شكر پيشتر و پليدتر و بزرگتر است .
[/b]
[b] سپس كفر ابليس را كه خداوند امر كرد بر آدم سجده كند و او ابا كرد بيان نمود و فرمود: پس كفر اعظم از شرك است ، و هر كه ديگرى را بر خدا گزيند و از اطاعت او سر باز زند و مرتكب گناهان كبيره شود او كافر است و كسى كه دينى بجز دين مؤمنان علم كند پس او مشرك است مجلسى (ره ) در شرح اين حديث گفته است آنچه از اخبار بدست مى آيد غرض بيان كفر كسى است كه امامت اميرالمؤمنين على (عليه السلام) را انكار نموده و بر او پيشى گرفته و با او جنگيده و چنين كسى از مشرك پليدتر است و شرك آنست كه براى خدا از خلق او شريكى بتراشد در عبادت يا طاعت اعم از اينكه از راه عناد باشد يا از نادانى و گمراهى ، و فرموده ترك طاعت خدا دانسته و فهميده از روى عناد و تكبر از شرك پليدتر است زيرا همان گناه ابليس است كه نخستين گناه و خلاف است كه ظاهر شد.
[/b]

[b]

مفهوم نفاق [/b]
راغب اصفهاني در مفردات صفحه 811 در تعريف لغوي نفاق مي نويسد:
[b]«نفاق عبارت است از داخل شدن در دين از يك در و خارج شدن از در ديگر و برهمين معنا قرآن اشاره داردكه فرمود: «ان المنافقين هم الفاسقون» اي الخارجون من الشرع (خارج شوندگان از دين)».
[/b]
[b]بنابراين به كسي كه وارد دين اسلام نشده «منافق» اطلاع نمي شود. منافق شخصي است كه برحسب ظاهر، دين را پذيرفته و با پوشش دين مي خواهد به آن ضربه بزند.
[/b]
[b]از اين رو منافق هم از يك جهت دين را پذيرفته و از جهتي ديگر از دين خارج شده است. (آسيب رساندن او به دين در واقع خروج اوست).
[/b]
[b]درباره معناي اصطلاحي نفاق نيز آمده است: «النفاق اظهار الايمان با للسان و كتمان اللكفر بالقلب، اظهار ايمان با زبان و مخفي كردن كفر با قلب را نفاق مي گويند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۱۲, ۹/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۲۱:۱۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #40
آواتار
نه به جز این آیه از قرآن صریح بسیاری از روایات ذکر کرده که از طایفه ی اجنه هست ابلیس و هیچ ربطی ابداً طایفه فرشتگان ندارد

بعلاوه کان من الجن
یعنی از جنیان بود از طائفه ی جنیان بود
کلاً آنچه در این تاپیک حقیر باید میگفتم گفتم
موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا