کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مناظره با برادران شیعه (عدالت صحابه و رضایت خداوند از ایشان)
۱۳:۰۶, ۶/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۱ ۱۷:۴۶ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام دوستان من این بحث رو ایجاد کردم تا به این طریق برادران اهل سنت (خودم) بیشتر با مذهب شیعه آشنا شیم !!

امیدوارم سوالهایی رو که پرسیده میشه جواب بدین !!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: revenger ، شهرام ، أین المنتظر ، شهیدطیبه واعظی ، Havbb 110 ، جویای حقیقت ، وحید110 ، یا صاحب الزمان ، دل خسته ، hesam110 ، freewish ، vahrakan ، تفکر ، amiroooo ، MohammadSadra ، آوای انتظار ، حفیظ ، AFG Shia ، sadegh-a ، مجید121 ، mhvvhm ، ELENOR ، azade ، حقیر ، سید هادی
۱۳:۲۰, ۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
تنها خواهش من از دوستان اینه که با سعه صدر بیایند جلو.


اگر واقعا اعتقاد دارید که بر اعتقاد درستی هستید و مذهب حقی دارید پس خیلی راحت میتوانید به این سوالات پاسخ دهید. فقط با سند و مدرک و علم کافی.


من از ایشان خواهش میکنم اولین سوال را بپرسند.... فقط ای کاش سوال مبنایی باشد.


دوستان هم در پاسخگویی باید دقت داشته باشند.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: revenger ، شهیدطیبه واعظی ، kami_molodi ، جویای حقیقت ، MiladYLH ، hesam110 ، AMINI ، vahrakan ، تفکر ، amiroooo ، MohammadSadra ، آوای انتظار ، AFG Shia ، mhvvhm ، azade ، R3Z4 ، آیات
۱۳:۳۰, ۶/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۱ ۱۳:۳۲ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #3
آواتار
بهتره اولین سؤال بحث رضایت خداوند از تمام صحابه باشه.
این موضوع اهمیتش به اون نمیرسه.

حقیر با این برادر بحث میکنم و لطفا برادر یا خواهر دیگه ای وارد بحث نشه.

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: kami_molodi ، revenger ، Havbb 110 ، وحید110 ، دل خسته ، hesam110 ، AMINI ، تفکر ، amiroooo ، آوای انتظار ، AFG Shia ، mhvvhm ، یاســین ، azade ، حقیر ، R3Z4 ، آیات
۱۳:۳۲, ۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
شما بحث رضایت از یاران پیامبر رو چگونه توجیه میکنید ؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: revenger ، دل خسته ، hesam110 ، AMINI ، آوای انتظار ، ELENOR ، azade ، حقیر
۱۳:۳۷, ۶/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۱ ۱۴:۳۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #5
آواتار
محکم ترین دلیل برادران اهل سنت مبنی بر رضایت خداوند از تمام صحابه، این آیه هست:

والسابقون الاولون من المهاجرين والانصار والذين اتبعوهم باحسان رضي الله عنهم ورضوا عنه واعد لهم جنات تجري تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلك الفوز العظيم (توبه/100)

و پيشگامان نخستين از مهاجران و انصار و كسانى كه با نيكوكارى از آنان پيروى كردند خدا از ايشان خشنود و آنان [نيز] از او خشنودند و براى آنان باغهايى آماده كرده كه از زير [درختان] آن نهرها روان است هميشه در آن جاودانه‏اند اين است همان كاميابى بزرگ.

بر اساس این آیه برادران اهل سنت تمام صحابه رو مقبول خداوند میدونن.
اما در ارسال بعد، توضیحی درباره این آیه میدهم إن شاءالله.

استدلال به اين آيه بر دو محور استوار است:
1. رضايت دائمى خداوند از اصحاب؛ 2. وعده قطعى بهشت به آنان.

در اين آيه خداوند سه گروه را مدح نموده است :

1- سابقين اوليه از مهاجرين (مهاجرين اوليه): در آيه آمده است من المهاجرين (از مهاجرين) پس شامل همه مهاجرين ومتاخرين ايشان نمي شود .

« من » در این بخش از آیه تبعیضیه است. نه بیانیه و شامل تمام مهاجرین نمی شود.

2- سابقين اوليه از انصار : يعني در کسانيکه در همان ابتدا به ياري رسول خدا آمدند و ايشان را پناه دادند ( ياوران اوليه). پس شامل همه انصار ونيز فرزندان ايشان و... نخواهد شد .)

پس در ابتداي اين آيه دو گروه را مطرح نمود که يکي از آنها مهاجرين اوليه ودومي ياوران اوليه است که قبل از محکم شدن پايه هاي حکومت اسلامي اسلام آوردند.

توضيح اين دو گروه:

کسانيکه ايمان آورده بر مصيبت ها صبر کرده به مدينه يا حبشه هجرت کردند .

کسانيکه در همان ابتدا حضرت وياورانشان را پناه داده و آماده دفاع از اسلام شدند.

اين دو دسته قطعا شامل کساني مي شود که قبل از بدر ايمان آوردند . اما کسانيکه بعد از قوت گرفتن دين وظهور قدرت آن (در جنگ بدر) ، اسلام آوردند ديگر دليلي برشمول اين آيه در مورد ايشان موجود نمي باشد. و اگر کسي چنين ادعايي داشته باشد بايد دليل ارائه کند.

3- کساني هستند که با نيکي اين دو دسته را تبعيت نمودند.

بنا بر آنچه که در تعريف دو قسم گذشته گفته شد ، اين دسته شامل کساني مي شود که بعد از جنگ بدر تا بيعت رضوان يا فتح مکه اسلام آوردند . بنا بر اين ديگر شامل کسانيکه در سال نهم ( عام الوفود يا سال نمايندگان) اسلام آوردند نخواهد شد.

اما اهل سنت با اين که ادعا دارند اين آيه شامل همه صحابه مي شود ، هيچ گونه دليل ومدرک صحيحي ارائه نکرده و حتي علماي ايشان در مورد مقصود آيه اختلاف کرده اند:

ابن جوزي حنبلي مي گويد درمورد مقصود اين آيه از سابقين اوليه 6 قول موجود است:

1 . کساني هستند که به دو قبله نماز خوانده اند . اين نظر ابو موسي اشعري و سعيد بن مسيب و ابن سيرين و قتاده است.

2 . کساني هستند که در بيعت رضوان با رسول خدا بيعت نمودند . اين نظر شعبي است.

3 . کساني هستند که در جنگ بدر شرکت داشته اند . اين نظر عطاء بن ابي رياح است .

4 . همه صحابه هستند که به سبب صحبت رسول خدا ، به مقام سبقت رسيده اند . اين نظر محمد بن کعب ال القرظي است.

5 . مقصود سابقين به ثواب وشهادت است . اين نظر را ماوردي ذکر کرده است .

6 . کسانيکه قبل از هجرت اسلام آوردند ؛ اين نظر قاضي ابو يعلي است.
(زاد المسير: ج3 ص333، بتحقيق محمد بن عبد الرحمن عبد اللّه، ط. دار الفكر ـ بيروت.)

شبيه همين مطلب در تفسير طبري نيز آمده است.
(تفسير الطبري: ج11 ص10، بتحقيق صدقي جميل العطّار. ط. دار الفكر ـ بيروت.)

سيوطي نظر هفتمي را بيان مي کند که در آن آمده است : سابقين تنهت ابو بکر عمر علي سلمان و عمار ياسر هستند و براي اين مطلب رواياتي را نقل مي کند.
(الدر المنثور: ج3 ص269. ط. الفتح ـ جدّة.)

جداي از اين اختلاف ايشان در معناي تابعين نيز اختلاف دارند :

ابن جوزي مي گويد:

کسي که سابقين را همه صحابه دانسته است ، تابعين را همان تابعين صحابه ( تابعين اصطلاحي ) مي داند . از ابن عباس نيز روايت شده است که مقصود کساني است که تا روز قيامت به نيکي از ايشان تبعيت کنند .
اما کسي که مي گويد سابقين متقدمين از صحابه هستند مي گويد مقصود از تابعين کساني است که در روش از ايشان تبعيت کرده اند . فضل سابقين به زودتر انجام دادن است ؛ اگرچه همه صحابه فضل صحبت را برده اند .

عطاء مي گويد : اتباع به احسان آن است که ياد محاسن سابقين بوده و بر ايشان رحمت فرستد
(زاد المسير: ج3 ص333.)

ابن جرير و سيوطي گفته اند مقصود کساني است که از مسلمانان تا روز قيامت باقي مي مانند.
(جامع البيان: ج82 ص120، والدر المنثور: ج3 ص271.)

ثعالبي نيز کلام شعبي را نقل کرده که مي گويد:

مقصود از سابقين کساني است که بيعت رضوان را درک کرده اند و تابعين باحسان ساير صحابه است و البته در اين لفظ تابعين وساير امت نيز به شرط احسان وارد مي شوند
(تفسير الثعالبي: ج3 ص208، بتحقيق الدكتور عبد الفتّاح أبو سنة. ط. دار إحياء التراث العربي ـ بيروت.)

شوکاني نيز مي گويد :

تابعين باحسان کساني هستند که سابقين از مهاجر و انصار را تبعيت کرده اند . و ايشان صحابه اي هستند که بعد از آنها آمدند و نيز کساني که بعد از آن تا روز قيامت هستند ؛ و مقصود تابعين اصطلاحي نيست .
ومقصود از "به نيکي" قيدي براي تابيعين است . يعني کساني که از ايشان تبعيت کردند در حاليکه با اقتدا به سابقين ، در کردار و گفتار ، نيکي را روش خود قرار داده بودند .
(فتح القدير: ج2 ص398. ط. عالم الكتب ـ بيروت.)

جداي از همه اين مطالب ، ما با استفاده از قرآن مي گوييم که معناي سابق اصلا زودتر اسلام آوردن نيست بلکه سبقت در ايمان وکارهاي نيک است. قرآن در چند جا لفظ سابق را مطرح کرده است :

ثُمَّ أورَثنَا الكِتَابَ الَّذِينَ اصطَفَينَا مِن عِبَادِنَا فَمِنهُم ظَالِمٌ لِنَفسِهِ وَمِنهُم مُقتَصِدٌ وَمِنهُم سَابِقُ بِالخَيرَاتِ بِإِذنِ الله ذَلِكَ هُوَ الفَضلُ الكَبِيرُ ( فاطر 32 )

سپس کتاب را به برگزيدگان از بندگانمان داديم پس از ايشان کساني هستند که به خودشان ظلم نموده اند واز ايشانند ميانه روها واز ايشانند کساني که به سوي نيکي ها با اجازه پروردگارشان سبقت مي جويند . اين همان فضل بزرگ است .

سَابِقُوا إلى مَغفِرَةٍ مِن رَبِّكُم وَجَنَّةٍ عَرضُها كَعَرضِ السَّمَاءِ وَالأرضِ (الحديد 21 )

سبقت بگيريد به سوي بخششي از پروردگارتان وبهشتي که وسعت آن مانند وسعت آسمان وزمين است

در همه اين آيات سبقت تنها به سوي خيرات ومغفرت الهي مطرح شده است.

ادامه دارد إن شاءالله...
از برادر عزیزم درخواست دارم بعد تموم شدن این بحث ها جواب هاشون رو بدن.

قرآن احتمال به ارتداد صحابه داده است:


اعتقاد به رضايت دائمى خداوند از «السابقون الأولون» با آياتى از قرآن مجيد كه احتمال ارتداد صحابه را مطرح و آن‌ها را از اين كار بازداشته است، سازگار نيست؛ زيرا اگر واقعاً خداوند از آن‌ها براى هميشه راضى بوده و آن‌ها به طور قطع بهشتى بوده‌اند، چرا خداوند آن‌ها را تهديد كرده و وعده عذاب داده است؟

وَمَا محَُمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِيْن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلىَ أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلىَ‏ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضرَُّ اللَّهَ شَيًْا وَسَيَجْزِى اللَّهُ الشَّاكِرِين‏. آل عمران / 144.

محمد (صلى الله عليه وآله) فقط فرستاده خداست و پيش از او، فرستادگان ديگرى نيز بودند آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما به عقب برمی ‏گرديد؟ ( و اسلام را رها كرده به دوران جاهليّت و كفر بازگشت خواهيد نمود؟ ) و هر كس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى ‏زند و خداوند به زودى شاكران ( و استقامت‏كنندگان ) را پاداش خواهد داد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: revenger ، sarallah ، سید ابراهیم ، kami_molodi ، جویای حقیقت ، وحید110 ، محمود ، MiladYLH ، دل خسته ، hesam110 ، سید هادی ، AMINI ، تفکر ، meshkat ، SARV ، MohammadSadra ، آوای انتظار ، amiroooo ، AFG Shia ، Mitsonary ، سجاد313 ، mhvvhm ، سلیم ، hooman-za ، یاســین ، ELENOR ، حقیر
۱۵:۱۰, ۶/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۱ ۱۵:۲۰ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #6
آواتار
خوب عزیز دل برادر
مایلید بنده هم من باب اشنایی با تفکرات اهل تسنن از شما سوالاتی بپرسم؟
در ضمن خیلی هم بابت اینکه شما اهل منطق و استدلال هستید ان شا الله و اهل بحث و فحص خوشحالم

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-19894.html
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمود ، Havbb 110 ، revenger ، سید ابراهیم ، hesam110 ، vahrakan ، آوای انتظار ، amiroooo ، AFG Shia ، mhvvhm ، حقیر
۱۵:۲۴, ۶/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۱ ۱۵:۲۴ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #7
آواتار
منافقان هم جزء مهاجرین و انصار بودند:

طبق آيات قرآن كريم در ميان همين (السابقون الأولون) كسانى بودند كه خداوند آن‌ها را منافق و «فى قلوبهم مرض» معرفى كرده است؛ در آيه 31 سوره مدثر مى‌فرمايد:

وَمَا جَعَلْنَا أَصحَْبَ النَّارِ إِلَّا مَلَئكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتهَُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِيمَانًا وَ لَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فىِ قُلُوبهِِم مَّرَضٌ وَ الْكَافِرُونَ مَا ذَا أَرَادَ اللَّهُ بهَِاذَا مَثَلًا.

مأموران دوزخ را فقط فرشتگان (عذاب) قرار داديم، و تعداد آن‌ها را جز براى آزمايش كافران معيّن نكرديم تا اهل كتاب [يهود و نصارى‏] يقين پيدا كنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد، و اهل كتاب و مؤمنان (در حقّانيّت اين كتاب آسمانى) ترديد به خود راه ندهند، و بيماردلان و كافران بگويند: خدا از اين وصف چه منظورى دارد؟!.

به اتفاق مفسرين سوره مدثر و به ويژه اين آيه در مكه نازل شده و مقصود از «فى قلوبهم مرض» نيز منافقين هستند. و همين منافقين بودند كه به همراه ديگر مؤمنان و رسول خدا به مدينه هجرت كردند و جزء السابقون الأولون شدند.

بنابراين چگونه مى‌توان پذيرفت كه خداوند از تمام افرادى كه با پيامبر هجرت كردند، به صورت دائمى رضايت داشته باشد؛ حتى اگر جزء «فى قلوبهم مرض» بوده‌ باشند.

پیشگویی از ارتداد صحابه:


از جمله احاديثى كه بناى عدالت همه صحابه را سست وفرو مى‌ريزد وبهشتى بودن آنان را زير سؤال مى‌برد حديث معروف حوض است كه در منابع معتبر روائى اهل سنت نقل شده است.

محمد بن اسماعيل بخارى مى‌نويسد:

حَدَّثَنِي إِبْرَاهِيمُ بْنُ الْمُنْذِرِ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ فُلَيْح، حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ، حَدَّثَنِي هِلاَلٌ، عَنْ عَطَاءِ بْنِ يَسَار، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم قَالَ " بَيْنَا أَنَا قَائِمٌ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ. فَقُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ.
قُلْتُ وَمَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمُ الْقَهْقَرَى. ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ. قُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ. قُلْتُ مَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمُ الْقَهْقَرَى. فَلاَ أُرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلاَّ مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ ".

ترجمه بخش مهم این روایت:
پس از تو ( صحابه ) مرتد شدند و به عقب بر گشتند. پيغمبر فرمود: من نمى‏بينم كه از آنان كسى رهايى يابد مگر تعداد اندك و انگشت شمار.

(البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 3، ص 1017، ح 2615، كتاب الوصايا، ب 23، باب قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى ( إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ... و ج 7، ص 209، ح 6587، كتاب الرقاق، ب 53، باب فِي الْحَوْضِ، تحقيق د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987 .)


ابن كثير دمشقى سلفى در البداية والنهاية به نقل از عائشه مى‌نويسد:

لما قبض رسول الله صلى الله عليه وسلم ارتدت العرب قاطبة واشرأبت النفاق.

پيامبر كه از دنيا رفت همه اعراب مرتد شدند و نفاق همه جا را فرا گرفت.

(القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 6، ص 336، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.)


طبق اين دو روايت، جز عده‌اى انگشت شمار از صحابه، بقيه مرتد شدند؛ چه آن‌ها كه جزء السابقون الأولون بوده‌اند و چه آن‌ها كه بعد‌ا اسلام آوردند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، محمود ، revenger ، دل خسته ، سید ابراهیم ، hesam110 ، جویای حقیقت ، سید هادی ، AMINI ، vahrakan ، تفکر ، meshkat ، آوای انتظار ، AFG Shia ، سجاد313 ، mhvvhm ، hooman-za ، ELENOR ، حقیر
۱۶:۱۸, ۶/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۱ ۱۶:۱۸ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #8
آواتار
با تشکر از ارائه پاسخ ها داده شده. خب الان دیگه زمانی است که ما اندکی صبر کنیم تا این دوستمون تشریف بیارند و در مورد جواب های داده شده صحبت کنند.


ما منتظریم.Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، جویای حقیقت ، أین المنتظر ، وحید110 ، revenger ، AMINI ، Havbb 110 ، vahrakan ، تفکر ، AFG Shia ، سجاد313 ، mhvvhm ، حقیر ، azade
۱۶:۲۷, ۶/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۱ ۱۸:۰۲ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #9
آواتار
قاتلان عثمان هم جزء مهاجران و انصار بودند:

بحث اول: طبق اعتقاد مسلّم اهل سنت، افرادى كه در قضيه كشته شدن عثمان شركت داشته‌اند، كافر، ستمگر، فاسق و اهل آتش هستند.

ابن حزم اندلسى مى‌گويد:

فقتلوه ولا خير من ذلك عند أحد لعن الله من قتله والراضين بقتله فما رضي أحد منهم قط بقتله... فساق محاربون سافكون دما حراما عمدا بلا تأويل على سبيل الظلم والعدوان فهم فساق ملعون.

عثمان را كشتند، هيچ كس اين عمل را ستايش نمى‌كند، خدا لعنت كند كسى را كه عثمان را كشت وآن كه به كشته شدنش راضى بود... خون حرامى را عمداً و ستمگرانه ريختند، اينان فاسقان نفرين شده هستند. (1)

------------------------------------------------------------------------------

شمس الدين ذهبى در تاريخ الإسلام مى‌نويسد:

فكل هؤلاء نبرأ منهم ونبغضهم في الله، ونكل أمورهم إلى الله عز وجل...

از تمام افرادى كه در كشته شدن عثمان شركت داشتند بيزارى مى‌جوئيم و به خاطر خدا با آنان دشمن هستيم و عاقبت كار آنان را به خدا واگذار مى‌كنيم. (2)

------------------------------------------------------------------------------

و در جاى ديگر مى‌نويسد:

وروى سليمان بن أبي شيخ، عن عبد الله بن صالح العجلي قال: أقبل الحكم بن هشام يريد مندلا، فلما جلس قال له أصحاب مندل: يا أبا محمد، ما تقول في عثمان قال: كان والله خيار الخيرة، أمير البررة، قتيل الفجرة...

از حكم بن هشام سؤال شد: نظر تو در باره عثمان چيست؟ گفت: به خدا سوگند، او بر گزيده نيكان، پيشواى نيكوكاران، كشته شده به وسيله بدكاران بود.... (3)

------------------------------------------------------------------------------

ابن كثير دمشقى سلفى مى‌نويسد:

ولقد أحسن بعض السلف إذ يقول وقد سئل عن عثمان: هو أمير البررة، وقتيل الفجرة، مخذول من خذله، منصور من نصره.

چه نيكو گفته‌اند بعضى از گذشتگان هنگامى كه از عثمان سؤال شد گفت: عثمان پيشواى نيكو كاران و كشته بدكاران است، ذليل و خوار شد كسى كه او را خوار كرد و يارى شده است كسى كه او را يارى كرد... (4)

------------------------------------------------------------------------------

بخارى در تاريخ الكبير و الأوسط و بسيارى ديگر از بزرگان اهل سنت نوشته‌اند كه، عائشه همواره قاتلين عثمان را نفرين مى‌كرد و مى‌گفت:

قُتِلَ وَاللَّهِ مَظْلُومًا لَعَنَ اللَّهُ قَتَلَتَهُ...

عثمان مظلومانه كشته شد، خدا لعنت كند قاتلان او را.... (5)

------------------------------------------------------------------------------

أبو بكر آجرى به نقل از حذيفة مى‌نويسد:

حدثنا أبو محمد عبد الله بن صالح البخاري، قال: حدثنا إسحاق بن إبراهيم قال: حدثنا حماد بن يزيد، عن ابن عون، عن الوليد [ أبي ] بشر، عن جندب، عن حذيفة قال: قد ساروا إليه والله ليقتلنه، قال: قلت: فأين هو؟ قال: في الجنة، قال: قلت: فأين قتلته؟ قال: في النار والله.

حذيفه گفته است: عثمان را كشتند، گفتم: او اكنون كجا است؟ گفت: در بهشت، گفتم: قاتلان او كجا هستند؟ گفت: به خدا سوگند در آتش. (6)


در ارسال بعد به ذکر نام برخی قاتلان و یا عاملان قتل عثمان که جزء مهاجر و انصار زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز بوده اند، اشاره می کنیم.


منابع:
1- إبن حزم الظاهري، علي بن أحمد بن سعيد أبو محمد (متوفاي456هـ) الفصل في الملل والأهواء والنحل، ج 4، ص 123 ـ 125، ناشر: مكتبة الخانجي، القاهرة.

2- الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 3، ص 654، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

3- الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 11، ص 93، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م / المزي، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفاي742هـ)، تهذيب الكمال، ج 7، ص 158، تحقيق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.

4- القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 7، ص 222، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.

5- البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، التاريخ الصغير (الأوسط)، ج 1، ص 95، تحقيق: محمود إبراهيم زايد، ناشر: دار الوعي، مكتبة دار التراث - حلب، القاهرة، الطبعة: الأولى، 1397هـ – 1977م / البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، التاريخ الكبير، ج 4، ص 358، تحقيق: السيد هاشم الندوي، ناشر: دار الفكر / النميري البصري، أبو زيد عمر بن شبة (متوفاي262هـ)، تاريخ المدينة المنورة، ج 2، ص 265، تحقيق علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1417هـ-1996م / البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ) أنساب الأشراف، ج 2، ص 298 / إبن أبي الدنيا، أبو بكر عبد الله بن محمد بن عبيد (متوفاي281هـ)، مجابو الدعوة، ج 1، ص 65 / الطبراني، سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم (متوفاي360هـ)، المعجم الكبير، ج 1، ص 88، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، 1404هـ – 1983م / القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 7، ص 195، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.

6- الآجري، أبي بكر محمد بن الحسين (متوفاي360هـ) الشريعة، ج 4، ص 1996، ح 1464، تحقيق الدكتور عبد الله بن عمر بن سليمان الدميجي، ناشر: دار الوطن - الرياض السعودية، الطبعة: الثانية، 1420 هـ - 1999 م.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، revenger ، وحید110 ، saloomeh ، سید هادی ، AMINI ، vahrakan ، تفکر ، meshkat ، آوای انتظار ، AFG Shia ، سجاد313 ، mhvvhm ، hooman-za
۱۸:۳۷, ۶/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۱ ۱۸:۵۴ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #10
آواتار
قاتلان عثمان هم جزء مهاجران و انصار بودند:

بحث دوّم: در اين جا به برخى از افرادى كه هم جزء «السابقون الأولون» و هم جزء قاتلان عثمان بوده‌اند اشاره مى‌كنيم:

1- فروه بن عمرو انصاري:

فروة بن عمرو از كسانى است كه در بيعت عقبه اول و نيز در جنگ بدر حضور داشته است؛ پس به طور قطع آيه «السابقون الأولون» شامل وى خواهد شد؛ اما همين شخص از كسانى است كه در قضيه كشتن عثمان حضور داشت تا جايى كه مالك بن أنس رئيس مالكي‌ها به همين خاطر از آوردن اسم او در كتابش خوددارى و به جاى ‌آن از لقبش استفاده مى‌كند. (1)

2- جَبَلَه بن عمرو انصاري:

جبلة بن عمرو انصارى ساعدي، صحابى بزرگ رسول خدا و از ياران امير مؤمنان عليه السلام در صفين، از كسانى است كه در قضيه كشتن عثمان و هجوم به خانه او نقش برجسته‌اى دارد و از نخستين كسانى است كه علنا بر ضد عثمان سخن گفت و مردم را عليه او شوراند. و نيز جبلة بن عمرو همان كسى است كه از دفن عثمان در قبرستان مسلمانان جلوگيرى و اجازه نداد كه بر جنازه عثمان نماز خوانده شود.

طبق تعريفى كه از إبن تيميه در باره «السابقون الأولون» گذشت و ابوالغاديه را كه فقط در حديبيه حضور داشته، از «السابقون الأولون» به حساب آورد، اين تعريف به طور قطع شامل جبلة بن عمرو نيز خواهد شد؛ چرا كه او به اتفاق دانشمندان اهل سنت از كسانى است كه در جنگ احد و ديگر جنگ‌هاى زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلّم حضور داشته است. (2)

3- عبد الرحمن بن عديس:

طبق تعريفى كه ابن تيميه از «السابقون الأولون» داشت و در باره ابوالغاديه گذشت، آيه شامل افرادى كه در بيعت شجره حضور داشته‌اند نيز مى‌شود. (3)

4- طلحه بن عبيد الله:

طلحة بن عبيد الله، جزء نخستين كسانى است كه به اسلام گرويد؛‌ بنابراين ترديدى نيست كه وى جزء «السابقون الأولون» بوده است؛‌ اما از طرف ديگر همين شخص از كسانى است كه در قضيه كشتن عثمان نقش اساسى داشت و از كسانى بود كه به اطراف و اكناف كشورهاى اسلامى نامه نوشت و مردم را عليه عثمان شوراند. در زمان محاصره نيز از كسانى است كه اجازه نمى‌داد به خانه عثمان آب برسانند؛ تا جايى كه مروان بن حكم در جنگ جمل او را به انتقام كشتن عثمان با تير زد و كشت. (4)


ادامه دارد إن شاءالله...


منابع:

1- إبن عبد البر، يوسف بن عبد الله بن محمد (متوفاي463هـ)، الاستيعاب في معرفة الأصحاب، ج 3، ص 1260، رقم: 2074، تحقيق علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ. / الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي630هـ)، أسد الغابة في معرفة الصحابة، ج 4، ص 179، تحقيق عادل أحمد الرفاعي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت لبنان، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م.

2- القرطبي، يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر (متوفاي463 هـ)، الاستيعاب في معرفة الأصحاب، ج 1، ص 235، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ. / الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 4، ص 28، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م. / العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 1، ص 457، رقم: 1081، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، 1412 - 1992. / البغدادي، محمد بن حبيب (متوفاي245هـ)، المنمق في أخبار قريش، ج 1، ص 295، تحقيق: خورشيد أحمد فارق، ناشر: عالم الكتب - بيروت لبنان، الطبعة: الأولى، 1405هـ -1985م. / النميري البصري، أبو زيد عمر بن شبة (متوفاي262هـ)، تاريخ المدينة المنورة، ج 2، ص 263، تحقيق: علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1417هـ-1996م . / السخاوي، الإمام الحافظ شمس الدين محمد بن عبد الرحمن، التحفة اللطيفة في تاريخ المدينة الشريفة، ج 1، ص 235، رقم: 739، (متوفاي902هـ) ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1414هـ 1993م. / الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير (متوفاي310)، تاريخ الطبري، ج 2، ص 661، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت؛ / الجزري الشيباني، أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم (متوفاي630هـ)، الكامل في التاريخ، ج 3، ص 58، تحقيق: عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ؛ / إبن كثير القرشي، إسماعيل بن عمر أبو الفداء (متوفاي774 هـ)، البداية والنهاية ج 7، ص 176، ناشر: مكتبة المعارف - بيروت؛ / النويري، شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب (متوفاي733هـ)، نهاية الأرب في فنون الأدب، ج 19، ص 292، تحقيق: مفيد قمحية وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت لبنان، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2004م. / ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاي571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 39، ص 424 ـ 425، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - 1995.

3- الحراني، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية أبو العباس (متوفاي728هـ)، منهاج السنة النبوية، ج6، ص333، تحقيق د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ. / إبن عبد البر، يوسف بن عبد الله بن محمد (متوفاي463هـ)، الاستيعاب في معرفة الأصحاب، ج 2 ص 840، ح 1437، تحقيق علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ.

4- الطبري، محمد بن جرير (متوفاي310هـ)، تاريخ الطبري، ج 3، ص 411، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت؛ / الشيباني، أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم (متوفاي630هـ)، الكامل في التاريخ، ج 3، ص 174، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ. / البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ) أنساب الأشراف، ج 2، ص 285. / الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 36، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م. / الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 34، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م. / إبن عبد البر، يوسف بن عبد الله بن محمد (متوفاي463هـ)، الاستيعاب في معرفة الأصحاب، ج 2، ص 766، تحقيق علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ؛ / الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي630هـ)، أسد الغابة في معرفة الصحابة، ج 3، ص 85، تحقيق عادل أحمد الرفاعي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت لبنان، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م. / الزهري، محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري (متوفاي230هـ)، الطبقات الكبرى، ج 3، ص 223، ناشر: دار صادر - بيروت؛ / المزي، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفاي742هـ)، تهذيب الكمال، ج 13، ص 422، تحقيق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م. / البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ) أنساب الأشراف، ج 1، ص 311. / البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ) أنساب الأشراف، ج 1، ص 311. / البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ) أنساب الأشراف، ج 3، ص 311. / الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 1، ص 35، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ. / الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير (متوفاي310هـ)، تاريخ الطبري، ج 2، ص 669، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: revenger ، meshkat ، وحید110 ، آوای انتظار ، AFG Shia ، سجاد313 ، mhvvhm ، hooman-za ، حقیر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  دعای مستجاب صحابه پيامبر مصطفي مازح7610 0 951 ۲۷/آذر/۹۳ ۹:۴۲
آخرین ارسال: مصطفي مازح7610
  دلایل قرانی عدم عدالت صحابه+دیگر دلایل وحید110 5 3,529 ۲۰/مرداد/۹۳ ۲۳:۵۱
آخرین ارسال: jemill hasanov
  مناظره ی شیعه(علوی) و سنّی (عباسی) محب الزهرا 19 8,711 ۸/فروردین/۹۲ ۳:۴۱
آخرین ارسال: محب الزهرا

پرش در بین بخشها:


بالا