|
سؤالات طلبه سنّی از استاد خود
|
|
۲:۲۹, ۷/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/شهریور/۹۱ ۰:۰۷ توسط محب الزهرا.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
«سؤالات طلبه سنّی از استاد خود»
مقدمه بخشی از پرسشهایی که یکی از طلّاب مدارس علمیه اهل سنّت به نام «ع. م مرادزهی» از استاد خود «مولوی ط.ن» طی نشستها و بحثهای خصوصی و گاهی در کلاس درس، پرسیده و تماماً بیپاسخ مانده، و توسط یکی از دوستان او تنظیم و در نسخههای محدود، تکثیر و به دست دیگر اساتید و مولویها داده تا اگر مطلبی به نظرشان رسیده پاسخ دهند. از دوست این طلبه کراراً شنیده شده بود که میگفت: امیدوارم مرا متّهم به طرفداری از مکتب «مودودی و برلوی»، و یا دیگر گرایشهای اسلامی و غیر اسلامی نکنند، چون من همیشه پیرو «دیوبند» بوده و هستم ولی انتظار داشته و دارم استادم مرا درک کند و شبهاتم را بیپاسخ نگذارد. او مدتی در مدارس علمیه دارالعلوم زاهدان، و مخزن العلوم خاش و شمس العلوم و حقّانیه ایرانشهر تحصیل و بعضاً جهت تدریس و تبلیغ به پاکستان و هندوستان مسافرتهایی داشته و دارد لذا از چهرههایی است که در شبه قاره هند اکثراً او را میشناسند و به نیکی و خوبی از او یاد میکنند. و از طرفی در مدارس علمیه پاکستان همانند دارالعلوم منطقه دیوبند - اوتراپرادش و مدرسه مظاهر العلوم، سعادت علی - نیز تردد داشته و به کسب معارف پرداخته، و همگی او را میشناسند. یکی از طلاب مدرسه علمیّه ایرانشهر خدا نظر طوقی پور من باب نکته: با توجه به این که مطالب زیاد می باشد، برای مطلع شدن از مطالب جدید می توانید از گزینه مشترک شدن در موضوع، انتهای پایین صفحه سمت چپ استفاده کنید. تاپیک برای جواب دادن به سوالات مذکور باز می باشد، فلذا هر گونه پست دیگری غیر از جواب به سوالات حذف می گردند. کپی پیست های طولانی، بدون ویرایش و بدون بار محتوایی نیز حذف می گردند. با تشکر محب الزهرا |
|||
|
|
۱۲:۴۴, ۷/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
طرح موضوع
استاد بزرگوارم! دانشمند توانا، علامه فاضل، جناب مولوی... به حق که جنابعالی لیاقت شیخ الاسلامی را داری، چون واقعاً اهل سنّت و جماعت را یاری کردی، و مکتب سلفیّت را نصرت و به خط فکری و اعتقادی ابن تیمیه و ابن وهاب، کمال مساعدت را داشته و داری، و در کلاسها و جلسات خصوصی، از شما استفادهها بردم و بدون اغراق میگویم که ما پیروان سلف، و طرفداران وهابیت، به امثال و نمونههای شما سرافراز و سربلند هستیم. استاد بزرگوارم! به طور قطع میدانم که تمامی شبهات و اشکالات علیه مذهب ما را با قدرت تمام پاسخ میدهی، و هیچ سئوال و ایرادی را بیپاسخ نمیگذاری، لذا پارهای از شبهاتی را که در کلاس و در جمع خصوصی خودم و بعضی از شاگردان و همکلاسیهایم مطرح کرده، و گاهی جواب هم داده شده را دوباره مطرح میکنم تا به پاسخ آن استاد بزرگوار مزین شده و همگان استفاده کنند و ضمناً شبهات دیگری نیز در لابهلای مطالعاتم به ذهنم رسیده و بلا جواب مانده. در خاتمه انتظار دارم که این سئوالات تا پیش از پاسخ، سرّی بماند و عناصر نفوذی از جماعت مودودی و رافضه به آن دست نیابند. چون ممکن است با القاء شبهات بیشتر مخصوصاً در قشر روشنفکر، آنان را از خط و مذهب سلفی گری - خدای ناخواسته - گمراه کنند. «ع.م مراد زهی» |
|||
|
|
۱۷:۲۷, ۷/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
خلافت ابوبکر به اجماع و شورا
سؤال1: اینکه گفته میشود خلافت ابوبکر اجماعی بوده؛ آیا صحیح است که میگویند: (حضرت امیرالمؤمنین) علی علیهالسلام و یاران ایشان در بین آنان نبوده، و چنین اجماعی مورد لعنت خداوند است، چنانچه امام ابن حزم میگوید: «لعنه الله علی کل اجماع یخرج منه علی بن ابی طالب و من بحضرته من الصحابه» 1 یعنی: «لعنت خدا بر هر اجماعی که (حضرت امیرالمؤمنین) علی بن ابی طالب علیهالسلام و یاران او از آن خارج میباشند» (1) المحلی، جلد 9، ص 345. |
|||
|
|
۲۳:۵۱, ۷/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سؤال2:
آیا صحیح است آنچه را که میگویند: خلافت ابوبکر نه با شورا بوده و نه با اجماع مسلمانان، بلکه فقط و فقط با اشاره و رأی یک نفر و آن هم عمر بن الخطاب بوده و اگر چنین باشد: آیا راستی بر تمامی مسلمانان تبعیت از یک نفر - که خود در آن وقت خلیفه هم نبوده بلکه یکی از آحاد مسلمین و شهروند بلاد اسلامی شمرده میشده - واجب و لازم است؟ و اگر کسی تبعیت نکند چرا مهدورالدم است؟ آیا این یک نفر بر تمامی بشریت تا قیام قیامت قیّم است؟؟ جمعی از علماء ما - اهل سنت - همانند ابویعلی (1)، حنبلی متوفای458 هـ ق، قرطبی (2) متوفای671 هـ ق و غزالی (3) متوفای478هـ ق، و عضدالین (4) ایجی متوفای756هـ ق، و محیالدین (5) عربی، مالکی متوفای543هـ ق، وجود هر گونه اجماعی را اساساً انکار کرده، بلکه آن را غیر لازم دانستهاند. (1) الاحکام السلطانیه، ص 33. (2) جامع احکام القرآن، ج1، ص272. (3) ارشاد فی الکلام، ص424. (4) المواقف فی الکلام، ج8، ص351. (5) شرح السنن ترمذی، ج13، ص26. |
|||
|
|
۰:۴۲, ۲۳/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سؤال3:
آیا صحیح است که میگویند: تمامی انصار و جمع بزرگی از مهاجرین با بیعت ابوبکر مخالف بودند. چنانچه عمر بن الخطاب تصریح کرده میگویند: «حین توفی الله تبیه – أنّ الانصار خالفونا، و اجتمعوا بأسرهم فی سقیفه بنی ساعده و خالف عنّا علی والزبیر و من معهما».(1) یعنی: «هنگام رحلت رسول خداصلیالله علیه و آله سلم انصار با ما مخالف بوده و مخالفت کردند، و همگی در سقیفه بنی ساعده گرد هم آمده و (حضرت امیرالمؤمنین) علی علیهالسلام و زبیر و همراهان آنان نیز با ما مخالف بودند.» و بنا بر این چگونه مدعی هستیم که خلافت ابوبکر به اجماع و اتفاق مسلمین بوده؟ اسناد: (1) صحیح بخاری، ج8، ص26. |
|||
|
|
۱۰:۳۹, ۲۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سؤال4:
آیا صحیح است که در بین صحابه کرام رسولخداصلیالله علیه و آله سلم جمع کثیری از آنان شیعه بودند؟ چنانچه ابوحاتم و ابن خلدون و احمد امین و صبحی صالح به این مطلب اشاره کردهاند. 1- ابوحاتم: «انَّ اوّل اسم المذهب ظهر فی الاسلام، هو الشیعه و کان هذا لقب اربعه من الصحابه: ابوذر عمار، مقداد و سلمان...»1 یعنی: «اولین نامی که برای مذهبی در اسلام ظاهر شد، نام شیعه بود که لقب چهار نفر از صحابه پیامبر میباشد. یعنی: ابوذر، عمار، مقداد و سلمان.» 2- ابن خلدون: «کان جماعه من الصحابه یتشیّعون لعلی و یرون استحقاقه علی غیره»2 یعنی: «در میان صحابه گروهی بودند که به (حضرت امیرالمؤمنین) علی علیهالسلام گرایش داشته و به اصطلاح شیعه بودند، و ایشان را سزاوارتر از دیگران به خلافت میدانستند.» 3- احمد امین: «و قد بدأ التشیع من فرقه من الصحابه کانا مخلصین فی حبّهم لعلی یرونه أحق بالخلافه لصفات رواها فیه. و من اشهر هم سلمان و ابوذر و مقداد»3 یعنی: پیدایش و شروع تشیع در میان گروهی از صحابه پیامبر صلیالله علیه و آله سلم بود که در محبّت به (حضرت امیرالمؤمنین) علی علیهالسلام بسیار مخلص بوده، و ایشان را به خاطر صفات و فضائلی که راجع به او رسیده احق و سزاوارتر به امامت میدانستند. و مشهورترین آنان سلمان و ابوذر و مقداد بود.» 4- صبحی صالح: «ابوالطفیل، عباس بن عبدالمطلب و جمیع بنیه و عمار و ابوایوب»4 یعنی: «میان صحابه پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله سلم در دوران پیامبر شیعیان و هواداران (حضرت امیرالمؤمنین) علی علیهالسلام وجود داشتند.» پس چرا ما نسبت به شیعه موضع منفی داریم؟ اگر صحابه را برحق میدانیم باید مذهب و روش آنان را هم حق بدانیم. |
|||
|
|
۲۳:۵۹, ۲۸/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام
قبل از سوال پنجم منابع سوال چهارم رو بگم چون نمی خواستم ویرایش بشه اینجا می نویسم عذر خواهی می کنم مطلب ابو حاتم >> الزینه فی الکلمات الاسلامیه ج3، ص10. مطلب ابن خلدون >> مقدمه ابن خلدون ج3، 464. مطلب احمد امین >> ضحی الاسلام ج3، ص209. مطلب صبحی صالح >> النظم الاسلامیه ص 96. سؤال5: آیا درست است که میگویند در میان صحابه پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله سلم گروهی از روافض بودند یعنی (حضرت امیرالمؤمنین) علی علیهالسلام را بر دیگران ترجیح میدادند. و همچنین در میان تابعان و فقها و اهل سنت؟ 1- ابن عبدابر: «روی عن سلمان و ابیذر و مقداد و خباب و جابر و أبی سعید الخدری و زیربن أرقم رضی الله عنهم: أنّ علی بن ابی طالب علیهالسلام اول من اسلم و فضّله هولاء علی غیره»1 2- شعبه بن الحجّاج میگوید: «حَکَم بن عتیبه (حضرت امیرالمؤمنین) علی علیهالسلام را بر ابوبکر و عمر ترجیح میداد.»2 اسناد 1- تهذیب الکمال ج20، ص48. مؤسسه الرساله. 2- سیر اعلام النبلاء ج5، ص209. |
|||
|
|
۲۳:۱۶, ۳۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سؤال7:
آیا صحیح است که میگویند (حضرت امیرالمؤمنین) علی علیهالسلام هرگز با ابوبکر بیعت نکرده و مشت دست خود را بسته بود و هر چه تلاش کرده نتوانستند آن را برای بیعت باز کنند به ناچار ابوبکر دست خود را روی دست (حضرت امیرالمؤمنین) علی علیهالسلام به عنوان بیعت گذارد. چنانچه مسعودی میگوید: «فقالوا له: مدَّ یدک فبایع، فأبی علیهم فمدوا یده کرها قبض (حضرت امیرالمؤمنین) علی علیهالسلام أنامله فراموا بأجمعهم فتحها فلم یقدروا فمسح علیها ابوبکر و هی مضمومه»(1) باز هم میگوییم که بیعت با اجماع اهل حل و عقد بوده؟ و حدیث (علی مع الحق والحق مع علی یدور معه حیثما دار)(2) را چگونه میتوان تفسیر کرد؟ اسناد 1- اثبات الوصیه، ص 146 - الشافی، ج3، ص244. 2- مستدرک الحاکم، ج3، ص125 - جامع الترمزی، ج5، ص592، ح3714 - مناقب الخوارزمی، ص176، ح214 - فرائد المسطین، ج1، ص177، ح140 - شرح مواهب اللدنیه، ج7، ص13. |
|||
|
|
۱۱:۵۶, ۱۰/مهر/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سؤال8:
آیا صحیح است که افرادی از صحابه که حدیث غدیر را کتمان کردند و علی رغم درخواست (حضرت امیرالمؤمنین) علی علیهالسلام آنرا اعلام نکردند، گرفتار نفرین ایشان شده و هر کدام به دردی مبتلا شدند؟ (1) 1- أنس بن مالک گرفتار بیماری بَرَص – پیسی - شد. (2) 2- براء بن عازب، نابینا شد. 3- زید بن ارقم، نابینا شد. 4- جریر بن عبدالله بجلی، اعرابی گردید. (3) 5- معیقیب (ابن ابی فاطمه دوسی) به درد ناشناختهای مبتلا شد. (4) اسناد: 1- الفقه علی المذاهب الاربعه، ج4، ص75 - روح المعانی. 2- المعارف، ص580. 3- انساب الاشراف، ج2، ص156، ح169. 4- تاریخ مدینه دمشق، ج3، ص174 - المعارف، ص137 - الغدیر، ص390 (جدید) و ص192 قدیم، او جزء هیئت امناء خلیفه ثانی بر بیت المال بود. |
|||
|
|
۰:۴۰, ۱۴/مهر/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
سؤال9:
آیا صحیح است که میگویند: پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله سلم در یوم الدار - روزی که سران قریش را برای دعوت به اسلام به منزل فراخواند - به (حضرت امیرالمؤمنین) علی علیهالسلام فرمود: «انت اخی و وزیری و وصیی و وارثی و خلیفتی من بعدی. یا علی بعد از من تو برادرم و وزیرم و عمل کننده به وصیتم و وارثم و خلیفه من هستی» چنانچه قوشچی(1) و حلبی(2) و دیگران همین متن را آوردهاند. ولی افرادی همانند ابن کثیر (3) این عبارات را حذف و به جای آن کلمه کذا و کذا گذاردند، چرا؟ راستی اگر این مضمون از پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله سلم ثابت شده باشد، ما چرا بر انکار وصایت و جانشینی (حضرت امیرالمؤمنین) علی علیهالسلام اصرار داریم؟ آیا این ردّ قول رسولالله صلیالله علیه و آله سلم نیست؟ و آیا یهود و مشرکین مکه در مقام مخالفت با اسلام و پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله سلم غیر از این شیوه را پیش گرفته بودند؟ اسناد: 1- شرح تجرید قوشچی، ص327. 2- السیره الحلبیه، ج1، ص286. 3- البدایه و النهایه، ج3، ص 38. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| "غدیر" نقطه آغاز اتحاد شیعه و سنّی ! | ایمانی | 16 | 5,530 |
۳/مهر/۹۶ ۱:۵۵ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| *** اختلاف شیعه و سنّی بر سر معنای «ولی» (ویژه عید غدیر) *** | أین المنتظر | 3 | 1,924 |
۱۵/مهر/۹۳ ۲۱:۰۷ آخرین ارسال: أین المنتظر |
|
| مناظره ی شیعه(علوی) و سنّی (عباسی) | محب الزهرا | 19 | 8,556 |
۸/فروردین/۹۲ ۳:۴۱ آخرین ارسال: محب الزهرا |
|







