کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ماجرای بیعت و شهادت حضرت حمزه(علیه السلام) از زبان آیت‌الله جاودان
۲۲:۰۳, ۱۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
ماجرای بیعت و شهادت حضرت حمزه(علیه السلام) از زبان آیت‌الله جاودان

خبرگزاری فارس: آیت‌الله محمدعلی جاودان از اساتید اخلاق تهران به مناسبت فرا رسیدن پانزدهم شوال، سالروز شهادت عموی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به بیان ماجرای شهادت ایشان از زبان امام جعفر صادق(علیه السلام) پرداخت.

[تصویر: 13910428000097_PhotoA.jpg]

به گزارش خبرگزاری فارس، آیت‌الله محمدعلی جاودان از اساتید اخلاق تهران در ادامه سلسله جلسات اخلاق مباحثی درباره شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا(علیه السلام) مطرح کرد که مشروح آن در پی می‌آید.



حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام از پدر بزرگوارشان نقل می‌فرمایند که وقتی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم هجرت فرمودند و به مدینه آمدند، همه یارانشان را به بیعت خواندند؛ «فَبایَعَ کُلـّهُم عَلَی سَمع و الطـّاعَة» یک بیعت بر اسلام؛ «وَ کانَ رَسولُ الله إذا خَلا دَعا عَلیاً فَأخبَرُهُ مَن یَفی مِنهُم و مَن لا یَفی» آنگاه که کارها انجام شد، مثلا هزار نفر، دو هزار نفر آمدند، بیعت کردند؛ شب‌هنگام پیغمبر آمدند و خانه خلوت شد، امیرالمومنین را صدا کردند، فرمودند که این جمعیت که بیعت کردند، این گروه به بیعت وفا می‌کنند و اینها وفا نمی‌کنند. «وَ یَسَئَلهُ کِتمانَ ذلِک» و امر فرمودند که این حرف نزد خودت مخفی بماند.

بعد پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که علی علیه السلام، فاطمه زهرا سلام الله علیها و حمزه سیدالشهدا بیایند. بعد فرمود که «بایعونی بِیعَة الرِّضاء» با من بیعت کنید به بیعت رضاء. حمزه عرض کرد که «بِأبی انتَ و اُمّی» پدر و مادرم فدایت باد، «عَلی ما نُبایِعُ؟» ما بر چه چیزی بیعت کنیم؟ برای چه با همدیگر بیعت کنیم؟ «ألَیسَ قَد بایَعَنا؟» آیا ما اول کار با شما بیعت نکردیم؟! مثلا هنگام ورود به شهر مدینه ما با شما بیعت نکردیم؟! مثلا در عقبه ثانیه، در آن یک سال آخر ما بیعت نکردیم؟! فرمود: «یا أسَدَ الله وَ أسَدَ رَسولِه» لقب حضرت حمزه «اسدالله» بود، «تـُبایعُ لله وَ لِرَسُولِه بِالوَفاءِ وَالإستِقامَة لإبن أخیک» با من بیعت کن برای اینکه با پسر برادرت وفاداری کنی. پسر برادر یعنی علی علیه السلام. اینجا می‌خواستند حرف تازه‌ای بگویند. با پیامبر بیعت کرده، پیامبر را صد در صد پذیرفته، حالا باید علی را هم صد در صد و کامل بپذیری.

فرمود: «تبایعُ لله وَ لِرَسُولِه بِالوَفاءِ وَالاِستِقامَة لإبنِ أخیک إذن تـَکتـَمِلُ الإیمان» اگر تو به امیرالمومنین علیه السلام هم قول وفاداری بدهی ایمانت کامل می‌شود. «قالَ نَعَم، سَمعاً وَ طاعَتاً» حمزه نیز فرمود: بله حتما اطاعت می‌کنم. «بَسَطَ یَدَهُ فَقالَ لَهُم یَدُ الله فَوقَ ایدیکُم. عَلیٌ امیرُالمُومنین و حَمزة سِید الشُهداء وَ جَعفَرُ الطَیّارُ فِی الجَنَّة وَ فاطِمَةُ سَیِدة نَساء العالمین» اینها هم جز اعتقادات است. تو بر این بیعت می‌کنی. اعتقاد بر این اصول اولیه. «وَالسَبطان الحَسَنِ وَ الحُسَین ُسَیدا الشَبابِ اهلِ الجَنَّة» دو تا سبط من یعنی پسران فاطمه زهرا حضرت حسن و حضرت حسین علیهماالسلام، اینها آقای جوانان اهل بهشتند. «هذا شَرطٌ مِنَ اللهِ عَلی جَمیعِ المُسلمین» این شرط ایمان همه مسلمان‌هاست.

می‌فرمایند: «فمَن نَکَث فَإنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِه هرکس که بیعت بشکند به ضرر خودش است. هرکس به آنچه که با خدا عهد کرده است وفا کند «فَسیُعطیهِ اللهُ فَسَیُعطیهِ أجراً عظیما» خدا به او اجرعظیم خواهد داد. بعد آیه سوره فتح را خواند. «إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَّهَ» آن کسانی که با تو بیعت می‌کنند با خدا بیعت کرده‌اند. دست تو دست خداست.

«وَ لَمّا کانَتِ الَلیلة الَّتی اُصیبُ حَمزَه» آن شبی که فردای آن، روز حضرت حمزه به شهادت می‌رسید، یعنی شب احد. «دَعا بِهِ رَسُولُ الله» باز پیامبر ایشان را صدا کرد. فرمود «یا حَمزَه! یا عَمَّ رَسُول الله!» ای عموجان «یُوشَک أن تـَغیبَ غَیبَة ًبَعیدةً» نزدیک است تو از جمع ما غیبت کنی. غیبتی دراز و دور. «فَما تَقُولُ وَرَدتَّ عَلَی الله تَبارَک وَ تعَالی» زمانی که بر خدای تبارک و تعالی وارد شوی چه خواهی گفت؟ «وَ سَئَلَکَ عَن شَرائِعِ الإسلام» از تو شرایع دینت را بپرسند، شروط ایمانت را بپرسد چه خواهی گفت؟ فَبَکی حَمزة خبر مرگش را دادند. تو فردا کشته می‌شوی. حمزه گریه کرد. «قالَ بِأبی أنتَ وَ اُمّی أرشِدنی وَ فَهِّمنی» شما ارشاد کن و بگو من چه کار کنم چه بگویم؟ به من بفهمان. «فَقال یا حَمزة تَشهَد أن لا اله الا الله مُخلِصا به اخلاص» شهادت بده به وحدانیت الهی. «و أنّی رَسُولُ الله تَعالی بِالحَقِّ» من رسول حق خدا هستم. «قالَ حَمزة شَهِدتُ» من شهادت دادم؛ هم به وحدانیت الهی شهادت می‌دهم هم رسالت شما را.

فرمود: «وَ أنَّ الجَنَّهُ حَق و أنَّ النّارَ حَق و أنَّ الساعَة آتیة لا رَیبَ» فیها بهشت حق است آتش حق است، روز قیامت حق است، درآن شکی راه ندارد. صراط حق است. میزان حق است. «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ» هر کس یک سر سوزن، به اندازه وزن یک ذره خیر بکند می‌بیند، شر بکند می‌بیند. «فَریقٌ فِی الجَنَة وَ فَریقٌ فِی السَّعیر» مردم روز قیامت دو دسته می‌شوند. بستگی دارد به اینکه چطور عمل کرده باشد و چطور حرف زده باشد. چطور نگاه کرده باشد. چطور فکر کرده باشد. چطور اعتقاد داشته باشد. «وَ أنَّ علیّاً امیرُالمُومنین» بدان علی امیرالمومنین است. «قالَ حَمزة شَهِدتُ وَ أقرَرتُ وَ آمَنتُ وَ صَدَّقتُ» شهادت می‌دهم اقرار کردم، ایمان آوردم، تصدیق کردم. اضافه فرمود: «وَ قالِ فاطِمة سَیِدة نِساءِ العالَمین» حالا حضرت فاطمه آنوقت مثلا چند ساله هستند؟ مثلا دوازده ساله هستند. «قالَ نَعَم صَدَّقتُ». فرمودند: «قالَ و حَمزه سَیِد الشُهداء» این هم تصدیق کن حمزه سید شهدا است. «أسَدُاللهِ وَ أسَدُ رَسُولِه و عَمّ نَبیه. بَکی حَمزه حتی سَقَطَ عَلی وَجهِهِ» گریه کرد گریه کرد تا اصلا به زمین افتاد. «و جَعَلَ یُقَبِّـلُ عَین رَسوُل الله» خودش را انداخته بود و مدام صورت پیغمبر را می‌بوسید.

بعد فرمود «وَ جَعفَر، إبنُ أخیک طَیّارٌ فی الجَنّة مَعَ المَلائِکة» باید اقرار کنی جعفر پسر برادرت در بهشت همراه ملائکه طیران خواهد کرد. حالا ایشان چند سال بعد شهید شده‌اند «وَ أنَّ مُحَمَّداً وَ آلَهُ خَیرُ البَریَة». این 14 نفر بهترین خلق خدا هستند، «خَیرُ البَریَة» یعنی بهترین خلق خدا هستند. «تُؤمِن یا حَمزة بسِرِّهم وَ عَلانیَتهم» تو ای حمزه به سرّشان، به پنهانشان، به جانشان که پنهان است، به نوری که در جانشان است و پنهان است و ظاهرشان ایمان داری؛ «و تـُحیی عَلی ذلِکَ وَ تمُوت» بر این اعتقاد زندگی می‌کنی و بر این می‌میری.

«تُوال ِمَن والاهُم» کسانی را که آنها را دوست دارند، دوست می‌داری. با آنان که با آنها دشمنند، دشمنی می‌کنی. «نَعَم یا رَسُول الله اُشهدُ الله وَ اُشهدُکَ وَ کَفی بالله شَهیدا» من تو را شاهد می‌گیرم، خدا را شاهد می‌گیرم و خدا برای شهادت کافی است. «وقال رسُولُ الله صَدَّدکَ اللهُ وَ وَفَّقَکَ» آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دعایش فرمود که خدا کمکت کند و تو را توفیق بدهد.
صلوات
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، سید ابراهیم ، shokolat
۱۷:۰۵, ۱۲/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/شهریور/۹۱ ۱۷:۵۴ توسط mohammad reza.)
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
امروز 15 شوال سالروز شهادت حضرت حمزه(علیه السلام) سید شهداء بر عموم مسلمین تثلیت باد
صلوات
یا الله


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
ماجرای کمانی که حضرت حمزه(علیه السلام) بر سر ابوجهل کوبید

خبرگزاری فارس: کارشناس تاریخ اسلام گفت: حضرت حمزه(علیه السلام) که به شدت از اهانت ابوجهل نسبت به برادرزاده‌اش برآشفته بود کمان خود را بر سر او کوفت و گفت: مگر نمی‌دانی من به آیین او در آمده‌ام؟!

[تصویر: 13901013111838_PhotoA.jpg]

محمدحسین رجبی دوانی کارشناس تاریخ اسلام در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه فارس در خصوص فرا رسیدن سالروز شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا (علیه السلام) گفت: حضرت حمزه(علیه السلام) از کسانی است که در دوران سخت اسلام در مکه و در اقلیت بودن محض مسلمانان ایمان آورد و چون فرد بسیار شجاع و قابل احترامی بود، اسلام آوردن او باعث تقویت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و موقعیت اسلام شد.

وی اظهار داشت: در میان بنی‌هاشم، حضرت حمزه(علیه السلام) با اندکی تأخیر نسبت به برخی دیگر از بستگان حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دعوت ایشان را پذیرفت البته آنچه که از نقل تاریخ برمی‌آید زمان اسلام آوردن حضرت حمزه(علیه السلام) خیلی هم با فاصله زمانی صورت نگرفت.

رجبی دوانی با اشاره به آشکار شدن ایمان حضرت حمزه(علیه السلام) در حدود سال پنجم بعثت تصریح کرد: جریان اسلام آوردن حمزه عموی پیامبر این گونه بود؛ زمانی که پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مسجدالحرام مورد جسارت و اهانت ابوجهل قرار گرفت و چون حضرت نمی‌خواست با او دهان به دهان شود ابوجهل را رها کرد و به منزل رفت.

وی ادامه داد: از آنجایی که حضرت حمزه(علیه السلام) عادت داشت بعد از شکار به طواف کعبه می‌رفت لذا کنیزی که شاهد اهانت ابوجهل به شخص پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود جلو رفت و به حضرت حمزه(علیه السلام) گفت: من شاهد بودم که چگونه ابوجهل به برادرزاده‌ات اهانت کرد. حمزه(علیه السلام) به شدت برآشفت و با کمان خود بر سر ابوجهل زد و او را خونین کرد و اینجا بود که حضرت حمزه(علیه السلام) فریاد برآورد چرا تو این گونه با برادرزاده‌ من رفتار می‌کنی مگر نمی‌دانی من به آیین او درآمده‌ام لذا از اینجا به بعد دیگر ایمان حضرت حمزه(علیه السلام) برای همگان مشخص شد و تا حد زیادی در دور کردن مشرکان از جسارت به ذات مقدس حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مؤثر بود.

این کارشناس تاریخ اسلام در خصوص اطلاق لقب «سید‌الشهدا» به حضرت حمزه(علیه السلام) توسط پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفت: در طول دوران رسالت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هیچ جنگی مانند جنگ احد، ضایعات و تلفات شدیدی نداشت. مهم‌ترین فردی که در جنگ احد به شهادت رسید حضرت حمزه(علیه السلام) بود. فردی که زحمات بسیاری برای اسلام کشید و تا پایان حیات حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شهیدی که هم‌ردیف حضرت حمزه(علیه السلام) باشد را مشاهده نمی‌کنیم.

وی عنوان کرد: صرف عمو بودن برای پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) موجب این نبود که حضرت حمزه(علیه السلام) را احترام کند، چرا که حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عموی دیگری به نام عباس هم داشتند اما بعد از حضرت ابوطالب(علیه السلام) هیچ کس اخلاص، حمایت بی‌شائبه و ایمان محکمی مانند حضرت حمزه(علیه السلام) را در دفاع از پیامبر و دستاورد بزرگ ایشان به این صورت به نمایش نگذاشته بود همچنین با توجه به اینکه اکثر یاران حضرت جوان بودند اما عموی بزرگوارشان چند سالی از ایشان بزرگتر بود لذا جانفشانی حضرت حمزه(علیه السلام) امری ارزشمند بود.

رجبی دوانی با بیان اینکه اکثر شهدای اُحد از انصار و از اهل مدینه بودند، گفت: وقتی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مشاهده کرد که اکثر شهدا زائر و گریه کن دارند از غربت عموی خود منقلب شد و به عزاداری برای او پرداخت وقتی مردم دیدند که چگونه حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر سر مزار عموی خود عزاداری می‌کند آنها هم حمزه سیدالشهدا(علیه السلام) را ارج نهاده و بر سر مزارش حاضر شدند.

وی اظهار داشت: حضرت حمزه(علیه السلام) در دفاع از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تا بذل جان خویش پیش رفت و این موضوع باعث شد تا حضرت زهرا(سلام الله علیها) همان احترامی را که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای عمومی خود داشت را داشته باشد و هر از چندگاهی بر سر قبر ایشان حاضر شده و برای او و سایر شهدای احد دعا می‌کرد و این را از باب ارج نهادن به زحمت‌های مجاهد بزرگ فی سبیل‌الله که از قضا عموی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز بود، انجام می‌داد.
صلوات
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mhvvhm ، hesam110
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# علی 110 14 13,551 ۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷
آخرین ارسال: imaneavare_59
  طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) آفتاب 22 11,351 ۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰
آخرین ارسال: آفتاب
  عید غدیر روز بیعت است و حمایت از ولایت bahmaneyar 0 781 ۵/مهر/۹۶ ۷:۲۹
آخرین ارسال: bahmaneyar
  سالروز ازدواج حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضرت خدیجه(سلام الله علیها) عبدالرحیم 11 29,601 ۲۱/آذر/۹۵ ۱۶:۱۶
آخرین ارسال: mahdy30na
  عید غدیر روز بیعت است و حمایت از ولایت bahmaneyar 0 959 ۲۸/شهریور/۹۵ ۲۳:۰۲
آخرین ارسال: bahmaneyar
  حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مصمم برای شهادت، در تکلیفی الهی bahmaneyar 0 1,152 ۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۶:۲۶
آخرین ارسال: bahmaneyar
  چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ در جستجوی سختی 2 2,243 ۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: Mohammad Trust

پرش در بین بخشها:


بالا