کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بحث بر سر خلافت و امامت 12 امام
۲:۴۶, ۱۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #1

شیعه جواب بده چرا دوازده معصوم؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۴۸, ۱۲/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/شهریور/۹۱ ۷:۲۲ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #2
آواتار
پس چند تا ؟Wink

اتفاقا حدیث 12 جانشین پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) متواتر است . منتها اهل سنت گیر کده اند چطوری 12 خلیفه جور کنند .
فقط بدون تعصب نگاه کنید

مطابق معمول منابع از کتب خودتان


(2) [صحیح بخارى‏] در کتاب «احکام» به سند خود، از «جابر بن سمره» روایت کرده است که از پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله شنیدم مى‏فرمود: دوازده تن امیر خواهند بود. به دنبال آن کلمه‏اى فرمود که آنرا نشنیدم پدرم گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود همگى آنان از قریش‏اند .
مؤلف گوید: این حدیث را «امام احمد بن حنبل» هم در [مسند 5/ 90، 92] به دو طریق روایت کرده است .


(3) [صحیح مسلم‏] در کتاب «امارت» در باب تبعیت مردم از قریش، به دو سند، از «جابر بن سمره» روایت کرده است که به اتفاق پدرم بحضور رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شرفیاب شدم و از آن حضرت شنیدم که مى‏فرمود: امر ولایت ما (یا امر دنیا) به پایان نمى‏رسد تا اینکه دوازده تن خلافت نمایند پس از آن، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله سخنى فرمود که آن را نشنیدم و از پدرم پرسیدم که پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله چه‏

سخنى فرمود؟ در پاسخ گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود که همگى این دوازده خلیفه از قریش‏اند .


(1) [همان کتاب‏] در کتاب «امارت» در باب پیروى مردم از قریش، به دو سند، از «عامر بن سعد» از «جابر بن سمره» روایت کرده است که در روز جمعه که شب آن، «اسلمى» را سنگسار کردند، حضور رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شرفیاب بودم و از آن حضرت شنیدم که مى‏فرمود: این دین تا روز قیامت همواره بر پاست و گزندى نمى‏بیند و یا فرمود: همواره دوازده تن خلیفه که همگى آنها از قریش‏اند، بر شما حکومت مى‏کنند .
مؤلف گوید: «امام احمد حنبل» در [مسند 5/ 89] این روایت را آورده است .


(2) [صحیح ترمذى 2/ 35] به دو سند از «جابر بن سمره» روایت کرده است رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: پس از من، دوازده تن امیر، بر مردم امارت مى‏کنند. پس از آن، سخنى به زبان آورد که نفهمیدم و از کسى که در کنارم بود، پرسیدم: پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله چه فرمود؟ در پاسخ گفت: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مى‏فرماید: همگى آن امیران از قریش‏اند .
مؤلف گوید: «امام احمد حنبل» در [مسند 5/ 92 و 94 و 99 و 108] این روایت را آورده است و «ابن حجر» هم در [صواعق ص 113] ذکر کرده و اظهار داشته که «طبرانى» هم آن را یاد کرده است .


(3) [مستدرک الصحیحین 4/ 501] به سند خود، از «مسروق» روایت کرده است که در یکى از شبها، حضور «عبد الله» بودیم و او به تلاوت قرآن مشغول بود که یکى از حاضران خطاب به او، گفت اى ابا عبد الرحمن! آیا هیچ اتفاق افتاد که از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بپرسید که پس از ارتحالش، چند تن بر مردم حکومت مى‏کنند؟ «عبد الله» در پاسخ گفت: از هنگامى که وارد عراق شده‏ام پیش از تو
کسى این سؤال را نکرده است. آرى! همین سؤال را از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله پرسیدم که ایشان هم فرمود: خلفاى پس از من دوازده تن، به عدد نقباى بنى اسرائیل، مى‏باشند .
مولف گوید: «امام احمد حنبل» هم در «مسندار به طریق در صفحه 389 و 406» این روایت را نقل کرده است و «هیثمى» هم در [مجمع 5/ 190] روایت کرده و اظهار داشته که «امام احمد»، «ابو یعلى» و «بزّاز» به نقل آن پرداخته‏اند و «متقى» هم در [کنز العمال 3/ 205] چنین نقل کرده است که تعداد خلفاى من به تعداد نقباى موسى علیه السّلام است و مى‏گوید که «ابن عدى» و «ابن عساکر» این روایت را از «ابن مسعود» نقل کرده‏اند و در [جلد 6/ 201] هم معترض است و اضافه کرده که «طبرانى» این حدیث را از «ابن مسعود» یاد نموده و باز هم در صفحه 201 مى‏نویسد: «نعیم بن حماد» این حدیث را در کتاب «فتن» از «ابن مسعود» روایت کرده و «مناوى» هم در شرح [الفیض القدیر 2/ 458] گفته است که حدیث مزبور را «ابن عدى» و «ابن عساکر» در تاریخ خود، از «ابن مسعود» روایت کرده است .


(1) [مسند امام احمد حنبل 5/ 86] به سند خود، از «جابر بن سمره» روایت نموده که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: تا دوازده تن خلیفه از قریش هستند، همواره این دین پابرجاست .
(2) [همان کتاب 5/ 92] از «جابر بن سمره» روایت کرده است که گفت: از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم مى‏فرمود: پس از من دوازده تن خلیفه که همگى آنها از مردم قریش‏اند بر مسلمانان حکومت مى‏کنند
[b]
مؤلف گوید: این حدیث را «ابو نعیم» در [حلیه 4/ 333] و «متقى» در [کنز العمال 6/ 60] مى‏نویسد: حدیث مورد بحث را «طبرانى» و «ابو نعیم» در «المعرفه» از «ابن عمر» یاد کرده و در صفحه 201 اضافه کرده که «طبرانى» حدیث یاد شده را
از «ابن عباس» نقل نموده است .


(1) [همان کتاب 5/ 106] از «جابر بن سمره» روایت کرده که از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم مى‏فرمود: براى این امت دوازده خلیفه است .
(2) [کنز العمال 6/ 201] چنین روایت کرده است که بر این امت دوازده تن خلافت مى‏کنند و در پایه‏اى هستند که مخالفان نمى‏توانند به آنان زیانى برسانند و آنها همه از قریش‏اند .
«متقى» گوید که «طبرانى» این حدیث را از «جابر بن سمره» روایت کرده است.



مؤلف گوید: «هیثمى» در [مجمع 5/ 190] روایت کرده که دشمنى دشمنان زیانى به حال آنان ندارد. راوى گوید: در آن حال متوجه شدم که «عمر بن خطّاب» پشت سر من در میان مردم قرار گرفته است و (مردم) حدیث را بطوریکه شنیده بودم تصدیق کردند و «طبرانى» هم آنرا روایت کرده است




استدلال و بهره گیرى از حدیث رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله که خلفاى من دوازده تن هستند
(2) مؤلف گوید: از اخبار پیشین که در باب خلفاى دوازده گانه نقل کردیم، بدست مى‏آید که اخبار یاد شده از ادلّه قاطعه و نصوص آشکارى است که حقیقت مذهب شیعه دوازده امامى را تأیید مى‏کند و مذاهب دیگر را بطور کلى از اساس باطل مى‏شمارد و بطلان آنها از آن نظر است که دوازده تن خلیفه در حدیث رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله، با عقیده عامه که خلفاى راشدین را چهار تن و به انضمام خلافت حضرت امام حسن مجتبى علیه السّلام پنج تن مى‏دانند، و عددشان کمتر از دوازده نفر است، منطبق نمى‏شود.
و همچنین با خلافت دیگران از «بنى أمیه» یا «بنى عباس»، مطابقتى ندارد؛ زیرا عدد آنان از دوازده تن زیادتر است و علاوه بر این اکثر خلفاى «بنى امیه» و «بنى عباس»، فاسق و فاجر بوده‏اند و بیشتر عمر خود را، به باده‏گسارى و لهو لعب و گوش دادن به نواى خوانندگان و نواختن دف و خون‏ریزى‏هاى بر خلاف شرع‏
اسلام و محرمات دیگر، سپرى کرده‏اند؛ پس چگونه ممکن است که اینان خلفاى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله باشند؟! و همچنین اخبار یاد شده که ویژه خلفاى دوازده گانه است، با اعتقادات فرقه‏هاى دیگر شیعه از قبیل: «زیدى»، «اسماعیلى»، «فطحى» و امثال آنها، موافقتى ندارد؛ براى اینکه پیشوایان این سلسله‏ها تعدادشان، از تعداد ائمه شیعه اثنى عشرى، کمتر است. در این رابطه باید گفت: اخبار مزبور متوجه و منطبق با عقیده شیعه دوازده امامى است که همان «ائمه طاهرین» باشند که عترت رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و اهل بیت ایشانند که نخستین آنها حضرت على بن ابیطالب علیه السّلام و آخرین ایشان حضرت مهدى حجة بن الحسن العسکرى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) است. و در پایان این کتاب، اخبارى که درباره ایشان رسیده، بطور تفصیل بیان خواهیم کرد.
(1) «قندوزى» در کتاب «ینابیع المودّة» باب هفتاد و هفتم، از یکى از علماء عامه نقل کرده که وى حدیث «جابر بن سمره» را متذکر شده و اظهار داشته‏اند که در آخر این حدیث چنین آمده است: همگى خلفاى من از طائفه «بنى هاشم» اند.
(2) «حافظ ابو نعیم» در [حلیه 1/ 86]، به سند خود، از «ابن عباس» روایت کرده که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: کسى که مى‏خواهد به مثل من زندگى کند و به مثل من بمیرد و در بهشت جاویدان که درختان آن را حق تعالى به دست خود کاشته است، جایگاهى به او اعطاء شود بر اوست که پس از من، على علیه السّلام را ولىّ خود بداند و پیروى از ولایت او نماید. و به ائمه و پیشوایان پس از من اقتدا کرده و از آنها پیروى نماید. آرى! اینان عترت من هستند و از سرشت من آفریده شده‏اند و کمال فهم و علم به اینها ارزانى شده است. واى بر امت من که فضیلت آنان را تکذیب کنند و رعایت صله و پیوند آنان را با من ننمایند! آرى، این گروه که از دروغگویان و قاطعان رحم هستند خداى تعالى ایشان را از شفاعت من محروم مى‏سازد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۵۴, ۱۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #3

یامبر فرمودند که:اسلام پيوسته عزيز و پابرجا خواهد بود تا دوازده خليفه بر مسلمانان حكومت كنند، که تمام آنها از قريشند. شیعه این حدیث را دلیل بر حقانیت مذهب خود میداند. و شیعه میگوید: اهل سنت در کتابهایشان اعتراف میکنند که رسول خدا صلى الله عليه وسلم خبر داده اند كه اماماني بعد از او مي آيند،
دوازده نفرند. اين موضوعي است كه صاحبان كتب صحيح و مسند كه نامشان در زير مي آيد، از آن روايت كرده اند:
مسلم در صحيح خود ز جابربن سمره روايت كند كه گفت: شنيدم رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي فرمود: { اين دين هميشه تا قيام قيامت و تا هنگامي كه دوازده خليفه بر سر شما باشند، استوار و برپاست. اين خلفا همگي از قريش اند }
در روايت ديگري آمده است: { هميشه كار مردم روبراه است}
در دو روايت ديگر آمده است: { تا آنكه دوازده خليفه بيايند...}
در سنن ابوداود آمده است: { تا آنكه دوازده نفر خليفه بر سر شما باشند) در حديث ديگري است كه فرمودند: {تا پايان دوازده نفرند
و در صحيح بخاري گويد: از پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنيدم كه مي فرمود: ( دوازه نفر امير و فرمانده اند )، راوي گويد: پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پس از آن سخناني فرمود كه من نفهميدم، پدرم گفت / فرمود: ( همگي آنان از قريش اند }
این بود نمونه های از روایات بیشمار اهل سنت در این باره و دیدیدم که روايات صريحا مي گويد: ( عدد واليان دوازه نفر و همگي از قريش اند )
و امام علي عليه السلام در نهج البلاغة خطبه 142 در سخن خود مقصود از قريش در اين روايات را بيان كرده و مي فرمايد:همه امامان از قريش اند و در اين تيره از هاشم ( = اهل البيت عليهم السلام ) جايگزين شده اند. ( ولايت ) بر غير آنان روا نيست و واليان جز ايشان شايسته ولايت نباشند.
حالا درمقابل این استدلال قوی ما اهل سنت چه دارند که بگویند؟
پاسخ اهل سنت:
اهل سنت به زبانی عامیانه و قابل فهم برای ملای شیعه میگویند: هر کس که سبیل داره بابای تو نیست !
توضیح:
در حدیث آمده که 12 نفر خلیفه می شوند و گفته نشده که زندانی هم خلیفه است، فراری یا کسی که از ترس یا به هردلیلی غیب می شود هم خلیفه است. نفرموده است که خلیفه 5 ساله یا 8 ساله است. این که 12 امام شما با عددی که رسول الله گفته است، مطابقت دارد؛ دلیل کافی و وافی نیست! باید بقیۀ شرایط را هم داشته باشد.
مثال شما مثال همون بچه کوچک است که از قیافه باباش فقط سیبیلش را بیاد داشت و هرکس را که میدید داد میزد بابا! بابا!! و شما نیز فقط عدد 12 را دیدیده اید و داد میزنید امام امام !
موسی بن جعفر را ما چگونه خلیفه بدانیم در حالی که یک روز هم خلافت نکرد، و خلیفه وقت، هارون الرشید، او را به زندان افکنده بود؟! یا علی بن موسی رضا را چگونه خلیفه بدانیم و مامون را ندانیم در حالی که مامون او را ولیعهد خود کرد و امام رضا در زمان ولایت عهدی مُرد! و هرگز خلیفه نشد، روح مامون بما خواهد خندید که مرا خلیفه نمیدانید و ولیعهد مرا خلیفه میگویید در حالیکه یک روز هم حکومت نکرد!!
یک گوشه از داستان اگر تطبیق کند، اما معنی کل را که نمی دهد. به قول معروف، هر کس سبیل دارد بابای تو نیست.
و این حادثه را من خود به چشم سر دیدم:
روزی در مغازه خود نشسته بودم، مردانی داخل شدند و یک مرد عصا به دست را با احترام تمام بر روی صندلی نشاندند و گفتند: ایشان، امیر المومنین و خلیفه است و ایشان هاشمی القریشی هستند و ما پرچم های سیاه را برافراشیتم تا به جنگ هند و فتح بیت المقدس برویم. اشاره آنها به این حدیث پیامبر بود که از خراسان مردانی با پرچم سیاه، بیت المقدس را فتح می کنند و اشاره به حدیث دیگری درباره جنگ هند است.
اما پرچم سیاه، و یا قریشی و هاشمی بودن آن خلیفه کافی نیست تا حدیث درباره او باشد و دیدیم که کارشان به جایی نرسید! و استنباط شما از عدد 12 هم همین گونه است !
اما تفسیر واقعی حدیث چیست ؟
خود اهل سنت بر یک رای نیستند رای امام ابن تیمیه را یک دوستمان در مقاله زیر منعکس کرده است بخوانید:
امام ابن تیمیه 12 نفری که پیایی بعد از پیامبر خلیفه شده اند را مصداق حدیث میداند.
اما این رای، از نظر من به دلیلی که خواهم نوشت ضعیف است
بنظر من این حدیث یکی از پیشگویی های متعدد رسول است
تحقیق در احادیث بما میگوید که ایشان پیشگویی کرده بودند که خلافت 30 سال خواهد بود و بعد از آن ملوکیت (پادشاهیت خوب) با اندکی بدی شروع خواهد شد.
این حقیقت به وقوع پیوست و خلافت بر منهج نبوت با مرگ حضرت علی و کناره گیری حضرت حسن تمام شد و حضرت معاویه خلیفه شد خلیفه ای که پادشاه بود.
پس به دلیل همین حدیث رای امام ابن تیمیه را ضعیف میبینم
و حدیث دیگری هم داریم که بعد از پادشاهی خوب پادشاهی بد شروع میشود بعد هرج و مرج و میشود و باز خلافت راشده باز میگردد.
این باز گشت خلافت راشده برای این است که آن 12 نفر که 4 یا 5 نفرشان در صدر اسلام آمدند مکمل شوند.
و پیامبر پیشگویی کردند که در فاصله این دو خلافت راشده اسلام همیشه استوار و عزیز است .
اهمیت این پیشگویی از آن لحاظ است که چه بسا مردمان فکر میکردند شاید اسلام نیز مثل خیلی از جریانهای دینی دیگر پابرجا نماند مثل قیام مزدک و مانی و مسیلمه ووو و...... و هر زمانی هستند کسانی که ادعای نبوت میکنند و دینشان از بین میرود.
برای رد این نظریه، رسول الله پیشگویی کردند که اسلام از جنس آن دینها نیست و بلکه همیشه پایدار است.
و این، یک حقیقت است که قرآن و رسول الله پیشگویی هایی دربارۀ آینده کرده اند که بعضی به وقوع پیوسته است و بعضی در حال وقوع است و بعضی منتظر زمان خود برای پدید آمدن؛ از جمله پیشگویی های ایشان این است که 12 خلیفه بعد از ایشان حکومت می کنند، اما در حدیث نیامده است که این حکومت کردن مسلسل و بهم پیوسته است!
بعد ما در پرتو احادیث میدانیم که در وقت برپایی قیامت حتی یک مسلمان هم بر کره زمین نیست، این یعنی چه ؟ یعنی اینکه زمانی خواهد آمد که اسلام از بین میرود کعبه خراب میشود و مسلمانی نخواهد بود اما اینها آنوقت بوقوع میپیوندد که خلفای راشده آخر زمان بیاییند از جمله مهدی ما ( نه مهدی خیالی شیعه )
و پیامبر خبر از غیب داد که در بین این دو دسته از خلفاء ( خلفای اول اسلام و خلفای اخر زمان )، اسلام پیوسته و همیشه استوار و عزیز خواهند ماند.
و ما تا امروز صدق پیشگویی های ایشان را دیده ایم، زیرا از آغاز اسلام تا الان، مسلمانان همیشه بطور جدی مطرح بوده اند و حتی در اوج ضعف نیز مطرح بوده اند ( مثل همین زمانه ما )
و در زمانه ضعف و غیاب عمل نیز مسلمانان در نبرد عقیده، همیشه پیروز بوده اند مثالش همین زمان ماست که باوجودیکه کفر همه رسانه ها را در اختیار دارد باز نه فقط زورش به اسلام نمیرسد که از لحاظ عقیدتی مرتب شکست میخورد با وجودیکه ظاهرا او سوار هواپیما و ما سوار خریم باز ما را میبیند که از او جلو زده ایم و این را که می بیند در مسابقه تقلب میکند و جلوی مدارس ساده ما و یا رادیوی دینی را میگیرد حتی جلوی حجاب را میگیرد.
در ترکیه جلوی همه چیز را گرفت حتی کودکان تا 16 سالگی نمیتوانند قرآن یاد بگیرند یعنی حق ندارند یاد بگیرند یاد دان قرآن به بچه تا قبل از سن 16 سالگی جرم است ( بله جرم است) ولی در عوض هتل لختیها ( کاملا برهنه و بدون شورت حتی) آزاد است.
اما با این وجودمنطقشان به اسلام نمیرسد و مجبورند بزور مانع ورود محجبه ها به اماکن عمومی شوند و تعلیم قران را ممنوع کنند!!!
پس پیشگوییی رسول الله درست در آمده و اسلام همیشه عزیز است و این عزت آنوقت از بین میرود که دوازدهمین خلیفه قریشی هم در اخر زمان بمیرد
اما عقاید شیعه هیچ ربطی به این حدیث ندارد
زیرا همانطور که گفتیم خلیفه باید مشخصات یک خلیفه در او جمع باشد. خلیفه می تواند زندان داشته باشد اما نمی تواند خودش زندانی باشد ( مثل موسی کاظم ) ! خلیفه می تواند ولیعهد تعیین کند اما نمی تواند توسط یک غاصب به عنوان یک ولیعهد تعیین شود ! و تازه خلیفه هم نشود!! و در ولایت عهدی بمیرد!!
از ترس خلیفه ممکن است که مسلمانی فراری باشد اما خلیفه نمی تواند از ترس پنهان باشد (مهدی )
اگر هزار و اندی سال پنهان شد پس کم از کم قبول کنید که او خلیفه نیست !
پیامبر فرود پرچم های سیاه را میبینم که از خراسان برای فتح بیت المقدس میایند ( او کما قال )
اما پرچم سیاه را که بدست بگیری مصداق حدیث رسول نیستی!! آنوقت که قدس را فتح کردی و پرچم لشکرت به رنگ سیاه بود آنوقت ادعا کن، آنوقت بگو من همانم که رسول الله خبر از او داده بود.
حرف خیلی ساده است، اما شیعه نمیخواهد قبول کند!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۵۱, ۱۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
حرفهای بی اساس و پایه.....


کی ما از خلفا حرف زدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!


بحث ما ائمه است. امام. هنوز نمی دانی چقدر فرق است بین امام و خلیفه؟؟؟؟؟!!!!!


در منحوط بودن عقاید شما این است که میگویید :
حضرت معاویه با حضرت حسن جنگید؟


حضرت طلحه با حضرت علی جنگید؟


حضرت مروان حضرت طلحه را کشت؟؟؟؟؟


در طول تاریختان این حضرات چرا اینقدر با هم میجنگیدند اگر همه اصحاب عادل بودند؟؟؟؟؟!!!!!!




امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۱۹, ۱۲/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/شهریور/۹۱ ۱۲:۵۸ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #5
آواتار
من به خدای احد و واحد مانده ام که شما چگونه به گفتار پیامبر ایراد می گیرید و متوجه مقام خاتم المرسلین نیستید که خداوند در باره او فرموده :

وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى

إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى

سوره مبارکه نجم

به حدیث پیامبر ایراد وارد می کنید!؟Huh
وقتی که ایشان درباره جانشینان بعد از خودشان سخن می گویند حتما از غصب حق آنها در آینده مطلع هستند .
صاحب حق تا قیام قیامت ، صاحب حق هست ، چه در زندان باشد چه نباشد .
در پایان برای بنده همیشه جالب هست که شما خودتون منابع خودتون رو رد می کنید!!!!!!
اما! البته که شما از ابن تیمیه وارد تر هستید و در این شکی نیست!!! بنابراین شما و دوستانتون می توانید ایشون رو نقد بفرمایید!!

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۳۱, ۱۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
(۱۲/شهریور/۹۱ ۱۱:۱۹)فاطمه خانم نوشته است:  در پایان برای بنده همیشه جالب هست که شما خودتون منابع خودتون رو رد می کنید!!!!!!

بسم الله الرّحمن الرّحیم

درباره این جمله فاطمه خانم یک توضیحی بدم.

اهل سنت قدیم تکیه استدلال هایشان بر پایه منابع و اسناد بود.

امّا اهل سنت امروزی دیگر متوجه این جریان شدند که منابعشان پر از اشکال است. و البته به ضرر خلفا و به نفع شیعیان. از این رو منابع خودشان را هم قبول ندارند و مدام در حال نقض کردن احادیث از کتب حتّی معتبرشان مثل صحیحین هستند.

اعتقاد دانشمندان سابق درباره صحیحین این بود که در شرق و غرب عالم بعد از قرآن کتابی صحیح تر از صحیحین نیست.

امّا امروزه با نقض روایات متعدّد آن دو کتاب نمیدانم هنوز هم معتقد به آن هستند یا خیر.

آنها حدیث دوات و قلم را که در بخاری آمده، با دلایل به اصطلاح عقلی غلط دانستند.
و...

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۳۷, ۱۲/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/شهریور/۹۱ ۱۱:۴۳ توسط mohammade.)
شماره ارسال: #7

فاطمه خانم شما لطف کن بگو ما چی در منابع خود گفتیم هر چی مینویسی متن عربی رو هم بنویس؟

این حدیث در صحیحین و غیره با الفاظ و کلمات مختلفی روایت شده است:
- دوازده امیر خواهد بود که همه از قریش هستند[۱].

- تا دوازده خلیفه که همه از قریش هستند اسلام با قدرت خواهد بود[۲].
- این دین همواره با قدرت و محکم خواهد بود تا آن که دوازده خلیفه بیایند[۳].
- تا وقتی دوازده نفر خلافت کنند کار مردم پیش می‌رود[۴].
- این دین همواره بر پا خواهد بود تا آن که دوازده خلیفه بر شما حکمرانی می‌کنند و بر همه امت اتفاق دارند[۵].و اینک دلایلی را ذکر می‌کنیم که نشانگر این است که شیعه اثناعشری در لبه پرتگاه هلاکت قرار دارند و به ساختمانی تکیه می‌زنند که از
چوب کبریت ساخته شده است.

1 - در حدیث بیان شده که دین در دوران خلافت آن‌ها با قدرت خواهد بود سپس این قدرت از بین می‌رود، پس چه زمانی دین با قدرت بوده؟ و چه زمانی دین خوار و ضعیف بوده است؟
۲- شیعه می‌گویند که دین هرگز در خلافت خلفای گذشته با قدرت نبوده بلکه ائمه آنها از ترس پنهان بوده‌اند و با تقیه رفتار می‌کرده‌اند. و بلکه می‌گویند که در دوران ابوبکر و عمر و عثمان فساد بوده است و از دیدگاه آنها حتی خود علی نتوانسته دین واقع را آشکار کند و او بر تقیه عمل می‌کرده است، پس نتوانست که قرآن واقع را بیرون بیاورد، و نتوانست از نماز تراویح جلوگیری کند، و همچنین نتوانست ازدواج موقت را رواج دهد.
۳- در حدیث بیان نشده که ائمه دوازده تا هستند بلکه حدیث خبر می‌دهد که دین در دوران حکومت این دوازده نفر با قدرت خواهد بود.
۴- امام منتظر (مهدی) تا قیامت حکومت می‌کند، پس چه زمانی قدرت هست و چه وقت ضعف است.
۵- پیامبر ص فرمود همه از قریش هستند و بعید به نظر می‌رسد که منظور او علی و فرزندانش بوده است، ولی اگر حتی می‌گفت آنها از فرزندان اسماعیل هستند شیعه ادعا می‌کردند که منظور ائمه آنهاست چون ائمه از اولاد اسماعیل بن ابراهیم می‌باشند.
۶- در صحیح مسلم آمده که در امت من دوازده منافق هست، بنابراین عدد اعتباری ندارد.
۷- قرآن در مورد پیامبران و رسات‌هایشان سخن گفته، اما اشاره‌ای به ائمه نکرده با اینکه از دیدگاه شیعه ائمه از پیامبران برتر و مهمتر هستند.
۸- چرا علی شورا را پذیرفت، و چرا حسن به نفع معاویه از خلافت دست کشید، و چرا همه ائمه‌اشان با خلفای بیعت کرده‌اند …. و حسین با معاویه بیعت کرد.


۹- شما می‌گویید در مورد خلافت علی نص آمده اما سخنان علی با این مخالف است چنان که در نهج‌البلاغه آمده که علی گفت:
- اگر وزیرتان باشم بهتر از آن است که امیرتان باشم، آیا شما را بعد از آن که مسلمان هستید به کفر فرمان می‌دهد[۶].
- وقتی علی خلافت را به عهده گرفت ادعا نکرد که نصّی دربارة خلافت او وجود دارد بلکه گفت خلافت را به او تحمیل کرده‌اند.
- شورا از آن مهاجرین و انصار است اگر همه بر کسی اتفاق کردند و او را امام نامیدند خداوند آن را پسندیده است[۷].
- البیاضی می‌گوید علی برای اصحاب نص خلافت را بیان نکرد (الصراط المستقیم).
۱۰- وقتی محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن (النفس الزکیه) قیام کرد امام صادق به فرزندانش موسی و عبدالله اجازه داد که به او ملحق شوند[۸].
۱۱- معقول نیست که با این همه روایاتی که شیعه دربارة ائمه روایت می‌کنند این همه روایات از بزرگان شیعه پنهان باشد، و شیعه بعد از وفات هر امامی دچار اختلاف شده‌اند که این قطعاً بر این دلالت می‌کند که این احادیث بعدها ساخته شده‌اند.
۱۲- ولایت ائمه از دیدگاه شیعه سری است، رضا می‌گوید ولایت خداست که آن را به طور سرّی به جبرئیل داده است، و جبرئیل آن را مخفیانه به محمد، و محمد آن را به صورت سرّی به علی، و علی به هر کس که خواسته داده است، و شما آن را آشکار و پخش می‌کنید. چه کسی حرفی را که شنیده پیش خود نگاه داشته است. نگا: الکافی.

۱۳- اوصاف دوازده تا و زمان آنها:
- آنها خلافت را به عهده می‌گیرند – اسلام در دوران آنها قدرتمند است – مردم بر آنها اتفاق دارند. از این صفات هیچ چیزی بر ائمه شیعه انطباق پیدا نمی‌کند جز تعداد، و عدد یک ادعاست، و حسن عسکری بدون فرزنده مرده است. و ائمه یازده تا می‌شوند.
اینها تقریباً مهم‌ترین دلایلی بودند که شیعه از آن استدلال می‌کنند که علی باید قبل از ابوبکر و عمر و عثمان به امامت و خلافت می‌رسید، و دلایل دیگری هست که من به آن نپرداختم زیرا بر آنچه می‌خواهند حداقل از دیدگاه من دلالت ندارند.

پاسخ به تیجانی در مورد این حدیث (۶۲) ودر صفحه ۱۹۷ می گوید[۹] (بعنوان مثال حدیث: (الخلفاء من بعدی اثنا عشر کلهم من قریش). وفی روایة: (کلهم من بنى هاشم).
(خلفاء بعد از من دوازده نفرند، همه آنها از قریش ودر روایتی همه آنها از بنی هاشم اند). این حدیث را بخاری، مسلم وهمه صحاح اهل سنت روایت کرده اند).
دروغ ودروغگویان را خداوند لعنت کند. این حدیث، حدیث معروفی است اما این لفظ آن نیست بلکه لفظ معروف آن عبارتست از:
(لایزال أمر الناس ماضیاً ما ولیهم اثناعشر رجلاً کلهم من قریش) . ( امرمردم همچنان ادامه دارد تا دوازده مرد که همگی از قریش اند حکومت نمایند[۱۰]).
الفاظ دیگری هم وجود دارد که ما این الفاظ را باذکر مصادرشان می آوریم.
(ان هذا الامر لا ینقضى حتی یمضى فیهم اثناعشر خلیفه کلهم من قریش)[۱۱].
(این دین به پایان نمیرسد تادر میان آنها دوازده خلیفه نیاید وهمه آنها از قریش اند).
(لایزال الاسلام عزیزا الی اثنی عشر خلیفه کلهم من قریش ) [۱۲].
(اسلام همچنان تا دوازده خلیفه که همه از قریش اند، عزیز است).
(لایزال الدین قائمأ حتى تقوم الساعة أو یکون علیکم اثناعشر خلیفة کلهم من قریش)[۱۳].
(دین همچنان پابر جاست تا قیامت برپا شود یابر شمادوازده خلیفه بیایند که همه شان از قریش است).
(لایزال هذا الدین عزیزاً منیعاً إلى اثنی عشر خلیفة کلهم من قریش)[۱۴].
(این دین همچنان غالب ومستحکم است تا دوازده خلیفه بیایند وهمه آنها از قریش اند).


خواننده گرامی! حتما شما دو مطلب را ملاحظه نمودید:
(۱) اختلاف لفظی که میان روایت مسلم ونقل تیجانی وجود دارد.
(۲) درهیچ یک از این روایات جمله (کلهم من بنی هاشم)[۱۵] وجود ندارد. واین جمله را تیجانی از جیبش بیرون آورده واز جمله دروغهای بی پایانش است.
اما مسئله اول یعنی لفظ حدیث، برهیچ خردمندی پوشیده نیست که لفظ حدیث، به دلائل زیر بر هدف تیجانی دلالت نمی کند:
(۱) الفاظ حدیث دلالت میکنند که این دوازده نفر، برمردم حکومت میکنند وامیر آنها میشوند واین مطلب در حدیث آشکار است.
(۲) از ائمه دوازه گانه شیعه فقط حضرت علی و حسن -رضی الله عنهما- حکومت کردند.
(۳) پیامبر -صلی الله علیه وآله وسلم- در این حدیث می گوید: دین همچنان غالب، توانا واستوار باقی می ماند تا حکومت دوازده خلیفه بپایان رسد وبه اعتقاد شیعه، امام دوازدهم هنوز نیامده است با وجود اینکه امروز مسلمانان در ذلت وضعف بسر می برند تا جائیکه کفار برآنها مسلط شده وبه بدترین وجهی آنها را شکنجه میکنند و خداوند می داند که به پیامبر -صلی الله علیه وآله وسلم- دروغ گفته نمیشود وپیامبر -صلی الله علیه وآله وسلم- هم دروغ نمیگوید.


اینجا این سؤال مطرح میگردد که پیامبر -صلی الله علیه وآله وسلم- می فرماید: دوازده نفر حکومت میکنند وامور مسلمین را بدست میگیرند وتعداد ائمه شیعه هم دوازده نفر است آیا این تساوی عدد صرفاً یک مسئله اتفاقی است؟
در پاسخ باید گفت: خیر، این مسئله تصادفی واتفاقی نیست وشیعیان اولیه اعتقاد به امامت دوازده نفر نداشتند به همین خاطر هم به گروههای زیادی تقسیم شدند. گروهی از شیعه، تنها به امامت حضرت علی -رضی الله عنه- اعتقاد دارند وهمینجا توقف میکنند وآنها را سبئیه میگویند وگروهی امامت حضرت علی، حسن، حسین ومحمد بن علی را می پذیرند وتوقف میکنند واینها را کیسانیه میگویند وگروهی دیگر به امامت تا جعفر صادق اعتقاد دارند وتوقف می کنند وبالاخره گروهی به امامت مهدی منتظر اعتقاد دارند وآنها اثناعشری هستند. وگروههای دیگر واختلافات زیادی میان آنها وجود دارد، برای شناخت بیشتر به کتاب (فرق الشیعة) نوبختی، مراجعه کنید.
وشما ای خواننده گرامی! مشاهده میکنید که اعتقاد به دوازده امام خیلی دیر هنگام در میان تشیع پیدا شد واصلاً این فرقه اثنا عشری میان متقدمین شیعه وجود نداشت پس اینگونه احادیث، بعد از وفات رسول اکرم -صلی الله علیه وآله وسلم-، بلکه بعد از وفات بیشتر ائمه شیعه ساخته ووضع شده است.
در نتیجه برای خواننده گرامی آشکار گردید که شیعه این عدد را مساوی با آنچه در حدیث رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم- آمده است، قرار دادند.
ودر پایان باید گفت: که در روایت صحیح آمده است که (کلهم من قریش)[۱۶]. وچنین نیست که پیامبر خدا -صلی الله علیه وآله وسلم-، عام تر را ذکر کند وهدفش، خاص تر باشد. این خلاف فصاحت وبلاغت است درحالیکه پیامبر صلوات الله وسلامه علیه، فصیح ترین وبلیغ ترین انسانها است.

بعنوان مثال اگر اعلان کنیم که هر فرد عرب را صد دینار میدهیم وفردی مصری نزد ما بیاید، بگوئیم نه، هدف ما هر سوریه ای است، آیا وی مارا متهم به نادانی وناتوانی در گفتار نمیکند ونمیگوید پس چرا نمیگوئید هر سوریه ای را صد دینار می دهیم؟ واگر هدف پیامبر -صلی الله علیه وآله وسلم- حضرت علی-رضی الله عنه- و فرزندانش می بود، می گفت: آنها علی وفرزندانش هستند وتازه اگر پیامبر -صلی الله علیه وآله وسلم- میگفت: همه این خلفاء از بنی هاشم، هستند چنین سخنی هم بلیغ نبود زیرا فرزندان هاشم بسیارند وقریش از آنها بیشترند در حالیکه روایت در مورد قریش آمده است. و اگر تیجانی ودیگران به خاطر مناسبت عدد، به این حدیث استدلال میکنند، در مورد حدیثی که مسلم در صحیحش روایت کرده است که رسول اکرم -صلی الله علیه وآله وسلم- فرمود: در امت من دوازده نفر منافق است[۱۷]، چه تفسیری دارند؟


(۶۳) ودر صفحه ۲۷۴ می گوید: (بخاری در صحیح خود در کتاب (وصایا) ومسلم نیز در صحیح خود در کتاب (الوصیة) نقل کرده اند که در حضور عائشه ذکر شد که پیامبر، سفارش علی را کرده است واو را جانشین خود قرار داده است).
تیجانی حدیث را سانسور کرده وناقص آورده است (عامله الله بمایستحق). وکار تیجانی مانند کسی است که این آیه را می بینید سوره بقره آیه (۱۱۱) ﴿وَقَالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ کَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْکَ أَمَانِیُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ﴾[۱۸]. آیه را قطع میکند ومیگوید: آیا در قرآن نیامده است که ﴿وَقَالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ کَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى﴾. (فقط یهود ونصاری وارد بهشت میشوند) وآیه را تکمیل نمیکند وپاسخ خداوند را ذکر نمیکند.
اینجا، تیجانی تلاش نموده است تا با حدیث چنین برخوردی نماید او میگوید: در حضور عائشه ذکر شد که پیامبر، سفارش علی را کرده است. و حدیث را کامل نمیکند ماهم اکنون حدیث را بطور کامل می آوریم.
(عن الأسود بن یزید قال: ذکروا عند عائشه أن علیاً کان وصیاً فقالت: متى أوصی إلیه؟ قد کنت مسندته إلى صدری فدعا بالطست فلقد انخنث فى حجری وما شعرت أنه مات، فمتى أوصی إلیه؟) (از اسود بن یزید روایت شده که فرمودند: در حضور حضرت عائشه -رضی الله عنها- ذکر شد که حضرت علی-رضی الله عنه- وصی پیامبر -صلی الله علیه وآله وسلم- است حضرت عائشه -رضى الله عنها- فرمودند: چه وقت به او وصیت نمود؟ من او را به سینه ام تکیه داده بودم که طشتی خواست ودر آغوشم متمایل وکج شد ومن احساس نکردم که او -صلی الله علیه وآله وسلم- در گذشت. پس چه وقت به او وصیت کرد؟ روایت بخاری ومسلم[۱۹].
از حدیث فهمیده می شود که عائشه صدیقه -رضى الله عنها- سخن کسی را گفت: پیامبر -صلی الله علیه وآله وسلم- به حضرت علی رضی الله عنه وصیت کرده است، نپذیرفت.

(۶۴) ودر صفحه ۲۹۰ می گوید: (حضرت [۲۰] فرمود: (در مورد اهل بیت) (برآنان پیشی نگیرید که هلاک می شوید واز آنان تخلف نجوئید که هلاک می شوید وبه آنان یاد ندهید چرا که آنان از شما داناتر هستند).
این حدیث، دروغی است که بر رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم- بسته شده است.
خواننده گرامی! همیشه بامن، سخن تیجانی را به خاطر داشته باش که گفت: (فقط به احادیث صحیحی که مورد اتفاق شیعه وسنی است، اعتماد می کنم وفقط به احادیث صحیح استدلال می کنم). تا میزان دروغ گویی و وعده خلافی هایش را بشناسی.
این حدیث را هیثمی در کتابش (مجمع الزوائد)[۲۱] آورده است ومیگوید: در اسنادش حکیم بن جبیر است.
امام احمد میگوید: حکیم بن جبیر، فردی ضعیف ومنکر الحدیث است، دار قطنی میگوید: متروک است. شعبه میگوید: اگر از حکیم بن جبیر حدیث نقل کنم، بیم دارم وارد آتش جهنم شوم. وجوزجانی میگوید: حکیم، فردی، کذاب است [۲۲].
----------------------------
منبع: تلفیقی از کتاب های زیر:
(۱): “دروغ گویان را بشناسید”، نوشته: شیخ عثمان خمیس، مترجم: جعفر تقی زاده
(۲): “نگرشی نو به تاریخ صدر اسلام”، نوشته: شیخ عثمان خمیس، مترجم: اسحاق دبیری
——————————-
پی نوشت:
[۱]: بخاری، کتاب الأحکام حدیث ۷۲۲۲ و مسلم، کتاب الإمارة حدیث ۱۸۲۱٫
[۲]: مسلم، کتاب الإمارة حدیث ۱۸۲۱٫
[۳]: منبع سابق.
[۴]: منبع سابق.
[۵]: ابو داود، کتاب المهدی حدیث ۴۲۷۹٫
[۶]: نهج البلاغة ص ۱۳۶٫
[۷]: نهج البلاغه ص ۳۶۷٫
[۸]: مقاتل الطالبیین ص ۲۴۴٫
[۹] شماره صفحه از کتاب عربی می باشدو درترجمه فارسی آن، نیافتم.
[۱۰] صحیح مسلم ـ کتاب الامارة شماره (۶).
[۱۱] صحیح مسلم ـ کتاب الامارة ـ شماره (۵).
[۱۲] صحیح مسلم کتاب الامارة شماره (۷).
[۱۳] صحیح مسلم کتاب الامارة شماره (۱۰).
[۱۴] صحیح مسلم کتاب الامارة شماره (۹).
[۱۵] همه آنها از بنی هاشم اند.
[۱۶] همه آنها از قریش اند.
[۱۷] -صحیح مسلم- کتاب صفات المنافقین- شماره ۱۰٫
[۱۸] ( گفتند: فقط یهود ونصاری وارد بهشت می شوند، این آرزوی آنها است، اگر در گفتار تان صادق هستید دلیل تان را بیاورید).
[۱۹] فتح الباری ـ کتاب الوصایا / باب الوصایا ـ شماره ۲۷۴۱ / صحیح مسلم ـ کتاب الوصیة شماره ۱۹٫
[۲۰] یعنی رسول خدا -صلی الله علیه وآله وسلم-. (مترجم)
[۲۱] مجمع الزوائد (۹/۶۳ ـ ۶۴).
[۲۲] حدیثی که راوی آن چنین فردی باشد از چه اعتباری برخوردار است که تیجانی به آن استدلال می کند. (مترجم)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۵۰, ۱۲/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/شهریور/۹۱ ۱۲:۲۱ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #8
آواتار
(۱۲/شهریور/۹۱ ۹:۵۴)mohammade نوشته است:  
در حدیث آمده که 12 نفر خلیفه می شوند و گفته نشده که زندانی هم خلیفه است،
پس با این حساب حضرت یوسف (علیه السلام) هم پیامبر خدا نبود چون زندانی شده بود
(۱۲/شهریور/۹۱ ۹:۵۴)mohammade نوشته است:  فراری یا کسی که از ترس یا به هردلیلی غیب می شود هم خلیفه است.
پس با این حساب حضرت ادریس (علیه السلام) پیامبر خدا نبود چون از قومش غایب شد،هنگامی که میخواستند او را بکشند
(۱۲/شهریور/۹۱ ۹:۵۴)mohammade نوشته است:  
نفرموده است که خلیفه 5 ساله یا 8 ساله است.
پس حضرت سلیمان(علیه السلام) پیامبر خدا نبود چون داوود او را جانشین و خلیفه خود قرار داد در حالی که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود و یا حضرت عیسی (علیه السلام) پیامبر خدا نبود چون خداوند حکمت و ویژگی های نبوت را در کودکی به او عنایت فرمود.
(۱۲/شهریور/۹۱ ۹:۵۴)mohammade نوشته است:  
و خلیفه وقت، هارون الرشید، او را به زندان افکنده بود؟!
این جمله را دوباره تکرار می کنم شاید خداوند از سر لطف و کرم خویش مسیر هدایت شما را هموار کند و دست از لجبازی بردارید : پس با این حساب حضرت یوسف (علیه السلام) هم پیامبر خدا نبود چون زندانی شده بود
شما یک 12 نفری بیاور که ما باور کنیم خلیفه مسلمین هستند
امیدوارم
خالد بن ولید زناکار و قاتل
یا یزید شرابخوار و میمون باز
یا عمر نژآد پرست
یا عثمانی که به اسراف و حیف و میل در بیت المال مشهور بود
یا ابوبکری که در جنگ احد و خیبر از میدان جنگ فراری بود
یا معاویه منافق و پیمان شکن
و ...
در میان این اشخاص نباشند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۱۷, ۱۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
(۱۲/شهریور/۹۱ ۱۱:۳۷)mohammade نوشته است:  فاطمه خانم شما لطف کن بگو ما چی در منابع خود گفتیم هر چی مینویسی متن عربی رو هم بنویس؟

صبح بخیر عزیزم خوبی شما ؟
بچه ها خوبن؟

مگه تا حالا بجز از منابعتون حیث هم ما اوردیم ؟!

منتقم جان هنوز قبول دارند Wink

منتها این دوستمون نمیدونه کلا چی به چیه

نقل قول: اهل سنت به زبانی عامیانه و قابل فهم برای ملای شیعه میگویند: هر کس که سبیل داره بابای تو نیست !

اتفاقا چون بزرگان وهابی در پدر خود شک داشتند هر سیبیل داری را بابای خود میدانستند .

البته شما یک سری هتاک بی شعور بیشتر نیستید . اما جواب شما را منطقی میدهم . و اگر یک بار دیگه اراجیف توهین امیز کپی کردید پستتلت را ویرایش میکنم .
دوستان قبلیتان فهم داشتند دلیل که میدیدند میرفتند . شما مصداق ایه کحمل ....
نقل قول:در حدیث آمده که 12 نفر خلیفه می شوند و گفته نشده که زندانی هم خلیفه است، فراری یا کسی که از ترس یا به هردلیلی غیب می شود هم خلیفه است. نفرموده است که خلیفه 5 ساله یا 8 ساله است. این که 12 امام شما با عددی که رسول الله گفته است، مطابقت دارد؛ دلیل کافی و وافی نیست! باید بقیۀ شرایط را هم داشته باشد.

تمام اشکال شما عدم حکومت است ؟

اولا شما به فکر ۱۲ نفرتان باشید که جور نمیشود Wink

شما که فکر نکنم متوجه بشید اما سیبیل های زیر را به انها تقدیک کنید بلکه بابایی برایشان جور شد



قال رَسوُلُ الله (صلى الله عليه و آله): إنَّ خُلفائِی وَ اولِيايِی وَحُجَج الله عَلی الخَلقِ بَعدِی لِاثنا عَشَرَ، اولُّهُم أخِی وَ آخِرهُم وَلَدِي، قيل يا رسولُ الله و مَن اَخوُك؟ قال علی بن ابيطالب عليه‌السلام قيل و مَن وَلَدَك؟ قال المَهدِی عليه‌السلام‌ الذِی يَملَأ الاَرضَ قسطأ و عَدلاً كما مُلِئَت جورأ و ظُلماً.

فرائدالسمطين ج2ص 312ح 562


رسول الله (صلى الله عليه و آله) فرمودند: خلفا و اوصيای من و حجت ‌های خدا بر خلق بعد از من دوازده نفرند، اول آنان برادر من و آخرشان پسر من است. گفته شد: يا رسول الله برادر شما كيست؟ فرمودند: علی بن ابيطالب عليه ‌السلام. گفته شد فرزند شما كيست؟ فرمودند: مهدی عليه‌السلام و او همان است كه زمين را پر از عدل و داد می ‌كند همان‌طور كه از ظلم و جور پر شده باشد.



مدارک

فرائد السمطین علامه جوینی شافعی ج ۱ ص ۵۴ و ج ۲ ص ۳۱۲ چاژ بیروت


ینابع المودة شیخ سلیمان حنفی ج ۲ ص ۴۴۷ چاپ استانبول

غایة المرام علامه بحرانی ج ۱ ص ۴۳


بحارالانوار علامه مجلسی ج ۵۱ ص ۷۱ چاپ بیروت

قادتنا کیف نعرفهم آیت الله العظمی حاج سید محمد هادی میلانی ج ۵ ص ۲۱ و جلد ۷ ص ۳۱۴ چاپ بیروت

خصوصیت دیگر این روایات این است که بقای جانشینان پیامبر، امامان (علیه السلام) را تا بقای دین اسلام و حتی تا برپایی قیامت دانسته است

تا قیامت و این برای اهل تعقل (دور جان وهابی ها ) دارای نشانه هاییست


اثناعشر خلی فة؛ 2. اثناعشر امیراً؛ 3. اثناعشر رجلاً؛ 4. اثناعشر نقیباً؛ 5. اثناعشر وصیاً؛ 6. اثناعشر اماماً و... .

این ها تعابیر استفاده شده است
خوب کجا نوشته شده حاکم؟
تطبیق ها و چاره اندیشی ها
از آنجا که در سند احادیث یادشده جای هیچ گونه گفتگویی وجود ندارد، بحث مورّخان مسلمان عمدتاً به دلالت آن احادیث معطوف شده است و تلاش شده است مصادیق خلفای دوازده گانه معرفی شود.
دانشمندان امامی ه عموماً معتقدند چنانکه نبوت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امری الهی است، تعیین جانشین آن حضرت نیز امری الهی است. بر این اساس به اتفاق و بدون هیچ اختلافی، مصادیق احادیث یادشده را امامان دوازده گانه اهل بیت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دانسته اند. در مقابل، دانشمندان اهل سنت که خلافت پیامبر را امری بشری می دانند، هریک از آنان به دلخواه، گروهی از حاکمان اموی و عباسی را به عنوان مصادیق احادیث یاد شده ذکر کرده اند. در یک نگاه کلی می توان نظرات اهل سنت را در دو دسته طبقه بندی کرد:
1. نظراتی که مبتنی بر روش ترتیبی است.
2. دیدگاه هایی که حکایت از نوعی گزینش می کند.
در راه حل نخست، آنان با گرایش به دودمان اموی، پس از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از کسانی که دارای حاکمیت و سلطه ظاهری بوده اند به ترتیب دوازده نفر را برشمرده و آنان را مصداق خلفای دوازده گانه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دانسته اند. این دسته از عالمان اهل سنت کاری به این مسئله نداشته اند که افرادی را که برمی گزینند واجد شرایط خلافت هستند یا نه. به همین دلیل، در این راه حل، یزید بن معاویه، مروان و فرزندانش جزء خلفای رسول خدا قرار گرفته اند، امّا حسن بن علی(علیه السلام) نواده رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ویا عمربن عبدالعزیز که به عقیدة دانشمندان اهل سنت بهترین خلیفه و حاکم اموی است، از منصب خلافت بی نصیب مانده اند، زیرا عدد خلفای دوازده گانه پیش از او کامل شده است.[10]
گروهی دیگر از عالمان اهل سنت که راه حل نخست را خالی از نقیصه ندیده اند، از آن روی گردانده و راه حل گزینشی را به جای آن برگزیده اند. اینان در میان حاکمان اموی و عباسی به جستجو پرداخته و از میان آنان تعدادی را که به نظرشان از عملکرد بهتری برخوردار بودند، انتخاب نموده، به ضمیمه خلفای راشدین، دوازده نفر را برگزیدند و مصداق خلفای دوازده گانه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار داده اند.[11]
پاسخ به یک پرسش

ترتیبی که در امامت امام علی (علیه السلام) و فرزندانش قرار دارد، ممکن است برای بعضی این گمان را برانگیزد که نظام امامت نیز یک نظام وراثتی و خانوادگی است و معیار این است که فلانی، پسر فلانی و نوه فلانی است، بنابراین داشتن یک نسب این چنینی برای رهبری نظام و زمامداری کافی است. در صورتی که این شکل نظام قابل توجیه نیست؟ در پاسخ باید گفت: اصل برگزیدن و برتری دادن الهی، در مورد بعضی اشخاص، خاندان ها و قبایل، قابل انکار نیست و در قرآن مجید و احادیث نیز به آن تصریح شده است. مانند آیه: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ اِبراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمینَ * ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ».[12] در مورد مریم می فرماید: «إِنَّ اللّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلی نِساءِ الْعالَمینَ».[13] و در مورد ابراهیم (علیه السلام) می فرماید: «رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ»[14] و در مورد بنی اسرائیل می فرماید: «وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعالَمینَ»[15] و دربارة موسی(علیه السلام) می فرماید: «إِنِّی اصْطَفَیْتُکَ عَلَی النَّاسِ بِرِسالاتی وَ بِکَلامی»[16] و در مورد بندگان برگزیده ای که به علم کتاب آگاهی می یابند، می فرماید: «ثُمَ اَوْرَثْنا الْکِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا»[17] و در مورد تفضیل برخی پیامبران بر برخی دیگر می فرماید: «تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ»[18] و «وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِیّینَ عَلی بَعْضٍ»[19]
برحسب تفاسیر در مورد آنانکه به اهل بیت حسد می ورزیدند، می فرماید: «اَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ماآتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ»[20] و در مورد شخص خاتم الانبیاء(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید: «وَ عَلَّمَکَ ما لَمْ تکُنْ تَعْلَمُ وَ کانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَیْکَ عَظیماً».[21] و در مورد عترت طاهره و اهل بیت آن حضرت نیز می فرماید: «إِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً».[22]
این گونه آیات که برگزیدگی بعضی از بندگان بر برخی دیگر از آنها استفاده می شود، بیش از اینهاست. احادیث شریفه در این باب و همچنین متون زیارات معتبر، مثل زیارت جامعه که شرح این برگزیدگی هاست، قابل تأویل و توجیه نیست. در نهج البلاغه نیز در موارد بسیاری، به این حقیقت تصریح شده است.[23] خلاصه اینکه افزون بر آیات قرآن مجید، روایات متواتر نیز برای اثبات این موضوع وجود دارد.
بعضی تصور می کنند که نفی بعضی مواهب و مقامات از اهل بیت(علیه السلام) مواضع خاص آنان را در امور فردی، اجتماعی، سیاسی و ... محکم تر و ارزش کارها و اقدامات و خودداری آنها را از گناه بیشتر می سازد و مناسب تر می دانند که این بزرگواران را با افراد عادی از جهت میزان درک و شعور برابر بدارند و عنایات خدا را بر آنها که یک امر واقع شده است، قبول ننمایند و در نهایت مدد غیبی و اعانت مستقیم الهی را منکر شوند ولی این حقایق قابل تردید نیست و مسائل دینی قابل تفکیک از یکدیگر نمی باشد و آیات قرآن در کل محتوا و مفادی که دارند باید مورد قبول مسلمانان باشند. بنابراین، مسأله امامت ائمه(علیه السلام) یکی پس از دیگری، به اختیار الهی است و با وراثت عادی تفاوت دارد و هرگز در گزینش امام، فرزند امام بودن معیار نیست و صرف اینکه اهل بیت متوالیاً به مقام امامت اختصاص یافته اند، دلیل بر این معیار نیست؛ چنانکه پیامبران ابراهیمی که همه از نسل ابراهیم خلیل بوده اند، نبوّت و اختصاص یافتنشان به این مقام به اینکه آنها از نسل ابراهیم هستند، توجیه و خلاصه نمی شود با اینکه در قرآن مجید می فرماید: «وَ وَهَبْنا لَهُ اِسْحقَ وَ یَعْقُوبَ...»[24] و پس از آنکه نام پانزده نفر از انبیاء ابراهیمی را می برد، می فرماید: «وَ مِنْ آبائِهِمْ وَ ذُرِّیّاتِهِمْ وَ اِخْوانِهِمْ وَ اجْتَبَیْناهُمْ وَ هَدَیْناهُمْ اِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ».[25]
این گزینش، گزینش الهی و بر معیارهای اصیل واقعی و معنوی است. اگر بر آن ارث و میراث هم اطلاق شود، نه ارث و میراث یک وارث عادی از پدر و مادر و برادر است چون این ارث و میراث به علت ارتباط جسمی و مادی بین وارث و مورّث است امّا وارث بودن امام، امام دیگر را به علت ارتباط معنوی و روحی و علائق فکری و مشترکات غیرمادّی است.
از این رو در زیارت معروف وارث و در زیارت هایی که هر یک از ائمه (علیه السلام) به خطاب «یا وارث آدم» یا «یا وارث ابراهیم» و سایر انبیاء زیارت می شوند، بر اساس وراثت ولادت جسمانی آنها از پیامبران گذشته نیست، زیرا در میان آنها کسانی نام برده می شوند که در سلسله نسب این بزرگواران نیستند، مثل حضرت موسی کلیم اللّه و عیسی روح اللّه، علاوه بر این ائمه(علیه السلام) را وارث آنها می شماریم، چون این بزرگواران وارث دعوت، علم، هدایت و امامت آنها هستند و وراثت امامت وهدایت در اینجا به این معانی است، نه اینکه چون امام یازدهم پسر امام دهم است و امام دهم هم غیر از او پسری نداشت، او به امامت رسید.
تاریخ ائمه( ع) و سیره و سلوک و علومی که از ایشان به مردم رسید، نشان داد که وراثت آنها از پیامبران و وراثت هر امام از امام دیگر وراثت علمی و معنوی و بر معیارها و شایستگی های الهی است که بر اساس آن برای این امر برگزیده شده اند.
پی نوشت
*. محمد نصیری، عضو هیأت علمی مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.
[1]. صحیح البخاری، تحقیق شماعی رفاعی، ج 9، ص729، فتح الباری من شرح صحیح البخاری، ابن حجر عسقلانی، ج 13، ص 211. و ر.ک: البدایة و النهایة، ابن کثیر، ج 1، ص 153؛ مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص93 ،90 و 95؛ دلائل النبوة؛ بیهقی، ج 6، ص 569؛ منتخب الاثر، لطف الله صافی، ص 12.
[2]. صحیح مسلم بشرح النووی، ج 12، ص 202، فتح الباری، ج 13، ص 211. و ر.ک: التاریخ الکبیر، بخاری، ج 3، ص 185، و ج 8، ص 411.
[3]. ر.ک: المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج 3، ص 618؛ سنن ترمذی، کتاب الفتن، باب 46، ج2223؛ معجم کبیر طبرانی، ج 2،ص 214؛ مسند احمدبن حنبل، ج 5، ص 99 و 106؛ سنن ابی داود، کتاب المهدی، ج 1؛ تاریخ الخلفا، ص 18؛ کنزالعمال، ج 12، ص 33، تاریخ بغداد، ج 14، ص 353 و ج6، ص 263، حلیة الاولیاء، ج 4، ص 333.
همچنین ببینید: الجامع الصغیر، ج 1، ط 4، ص 91؛ کنزالعمال، ج 1، ص 338، ج 6، ص 201؛ عبقات الانوار، ص 246، ج 2، ج 12؛ کشف الاستار، ص 74؛ ینابیع المودة، ص 5، 258و445؛ کشف الاستار، ص74و493؛ ینابیع المودّة، ص 447؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج 1، ص94؛ ینابیع المودّة، ص258 و 492.
[4]. ر.ک: فصلنامه علمی- تحقیقی علوم حدیث، سال دوم، شماره 4، پیاپی 6، ص 87 به بعد، مجله تخصصی کلام اسلامی، سال سیزدهم،مسلسل 52، ص 108 به بعد.
[5]. ر.ک: متشابه القرآن، ابن شهرآشوب، ج 2، ص 56؛ مسائل خلافیة و الرأی الحق فیها، شیخ علی آل محسن، ص 37 - 16؛ شناخت امام یاراه رهایی از مرگ جاهلی، فقیه ایمانی، ص 230 به بعد.
[6]. مسند احمد حنبل، ج 5، ص 90؛ الصواعق المحرقه، ص 12، تاریخ الخلفاء، ص 10.
[7]. کنزالعمال، ج 13، ص 27؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج 2، ص 262.
[8]. وَ لَقَدْ اَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ بَنی إِسرائیلَ و بَعَثْنَا مِنْهُم اثنی عَشَرَ نَقِیباً. مائده/ 12.
[9]. مسند احمدبن حنبل، ج 5، ص 86 و ج 2، ص 29؛ صحیح مسلم، ج 6، ص 4.
[10]. ر.ک: فتح الباری، ج 13، ص 214.
[11]. ر.ک: تاریخ الخلفاء، ص 12 -10.
[12]. آل عمران/33و34.
[13]. آل عمران/42.
[14]. هود/73.
[15]. بقره/122.
[16]. اعراف/144.
[17]. فاطر/32. چنانکه یعقوبی در تاریخ خود نقل می کند منصور دوانیقی با اینکه سیاست حکومتش کوبیدن شیعیان و انکار فضائل اهل بیت علیهم السلام بود حضرت امام جعفرصادق (علیه السلام) را مصداق این آیه می دانست.
[18]. بقره/253.
[19]. اسراء/55.
[20]. نساء/54.
[21]. نساء/113.
[22]. احزاب/33.
[23]. ر.ک: نهج البلاغه، خطبه 1،33، 89، 92،106، 89، 149، 173،196و 211.
[24]. انعام/84.
[25]. و نیز برخی از پدران و فرزندان و برادران آنها را فضیلت داده و بر دیگران، آنان را برگزیده و به راه راست هدایت نمودیم. (انعام/87)
من موندم شما چطور به شیخین میگین خلیفه رض . به خونریزان و شرابخاران و ظالمینی مثل معاویه و یزید و بقیه خلفای خونریز فاسق هم میگویید خلیفه ؟!!!


زیاد متن طولانی شد بقیه جواب باشد برای بعد از ظهر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۵۰, ۱۲/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/شهریور/۹۱ ۱۲:۵۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #10
آواتار
من فقط این یک موضوع رو روشن کنم:

در یک جای این متن کپی شده نوشته شده بود:


(۱۲/شهریور/۹۱ ۱۱:۳۷)mohammade نوشته است:  
درهیچ یک از این روایات جمله (کلهم من بنی هاشم)[۱۵] وجود ندارد. واین جمله را تیجانی از جیبش بیرون آورده واز جمله دروغهای بی پایانش است.

اما در کتاب ینابیع المودة قندوزی عالم اهل سنت آمده است:

[تصویر: 09572431921240790999.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  دلایل عقلی حقانیت خلافت امام علی (علیه السلام) + (سند "الفین" احمدرضا 6 1,853 ۱۲/آذر/۹۲ ۲۳:۳۰
آخرین ارسال: aboutorab
  استدلال عقلی و قرآنی امام زمان علیه السلام در مسئله ی امامت! علی 110 9 4,224 ۴/تیر/۹۲ ۸:۲۰
آخرین ارسال: ريحانه الرسول

پرش در بین بخشها:


بالا