کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حیا از ایمان است
۲۰:۳۴, ۵/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/مهر/۹۰ ۲۱:۳۵ توسط parisan.)
شماره ارسال: #1
آواتار
توی کلاس حسابرسی ،وقتی حوصله ام از شنیدن صحبت های استاد که از قیمت دلار و بلوکه شدن پول های ایران توی کشورهای دیگه حرف میزد،سر رفت،نگاهم دوخته شد به دیوار روبرم که روش یک تابلو نصب شده بود.(از این تابلوها در همه کلاس ها هست.امور فرهنگی دانشگاهه دیگه.از این کارها میکنه.)


من همه تابلوها رو خونده بودم اما این یکی با بقیه فرق داشت.


نوشته بود:

پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود : حیا از ایمان است

با خودم گفتم یعنی آدمی که ایمان داره حیا داره،هرچی با ایمانتر با حیاتر .با خودم فکر کردم کلمه حیا واقعا چه معنی میتونه داشته باشه؟شاید فکر کنید معناش خیلی واضحه.مثلا اینکه از انجام یک گناهی پرهیز کنی چون حیات اجازه نمیده در برابر خدای بزرگ مرتکب کار خلافی بشی.

اما من شروع کردم به جستجوی معنای این کلمه.

نتایج جستجوی من شد این که ملاحظه میفرماید:


حيا در لغت به معني خودداري نفس است از زشتي‌ها 1 و به معني شرمساري و خجلت مي‌باشد و از جمله موضوعات اخلاقي است كه در قرآن از آن ياد شده است، 2 به تعبير ديگر تأثر نفس است از امري كه قباحت آن امر بر انسان ظاهر شود و باعث انزجار او، از آن عمل گردد.3


در اصطلاح علم اخلاق، يكي از انواع دوازده‌گانه جنس عفت به شمار مي‌آيد، چون انسان بنگرد كه انجام دادن كردارهاي زشت و پرداختن به كارهاي ناروا موجب نكوهش او مي‌گردد به ترك آن كردارها همت مي‌کند.4
حيا مانع از آن مي‌شود كه انسان هر چيزي را كه از قلبش مي‌گذرد بر زبان آورد، حيا براي هر انساني نيكو است اما در بانوان نيكوتر و زيبنده‌تر مي‌باش، لذا در روايات، حيا به ده قسمت تقسيم شده است كه نُه قسمت آن، از آن زنان و يك قسمت از آن مردان شمرده شده است5

كساني كه پردۀ حيا را دريده و در ملأ عام مرتكب گناه مي‌شوند از نظر اسلام آبرو و احترام و شخصيتي ندارند و لذا غيبت چنين افرادي جايز شمرده شده است6

امام صادق (علیه السلام) مي‌فرمايد:
«اَلْحَياءُ نورٌ جوَهُرهُ صَدْرُ الاْيمانِ و تفسيرهُ التَّثَبُّتُ غَيْرَ كُلَّ شَيءٍ یُنکِرُهُ الَتّوْحيُد والْمَعْرِفَةُ »7


«شرم نوري است كه گوهر آن سينۀ ايمان است، معناي شرم اين است كه در برابر هر آنچه با توحيد و معرفت ناسازگار است خويشتن داري كني.»



علماي اخلاق حيا را دو گونه دانسته‌اند:
نفساني وايماني

1: نفساني حيايي است كه در سرشت و نهاد انسان نهاده شده است مثل شرمساري از عريان شدن و خجلت از آميزش ميان مردم.

2- حياء ايماني: خصلتي است كه مؤمن را به سبب ترس از خدا از انجام دادن كردارهاي گناه آلود باز دارد، بنابراين پرهيز از محرمات معلول حياء ايماني است .8


حيا در قرآن:

زماني كه موسي (علیه السلام) از چنگال ظلم فرعون رها يافته و از راه دور خسته و گرسنه به كنار چاه مدين رسيده بود دختران شعيب را ديد كه براي سيراب كردن گوسفندان به آنجا آمده‌اند، حضرت موسي (علیه السلام) با دلوآب گوسفندان آنها را سيراب كرد،9به دنبال آن قرآن مي‌فرمايد:
« فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ...»10



«ناگهان يكي از آن دو زن، به سراغ او آمد در حالي كه با نهايت حيا گام بر مي‌داشت گفت: پدرم از تو دعوت مي‌كند...»



پيدا بود كه از سخن گفتن با يك جوان بيگانه شرم دارد وقتي به سراغ موسي آمد تنها اين جمله را گفت: پدرم از تو دعوت مي‌كند تا پاداش و مزد آبي را كه براي گوسفندان ما، از چاه بيرون كشيدي به تو دهد.11
مراد از اينكه راه رفتن او بر استحيا بوده، اين است كه عفت و نجابت از طرز راه رفتنش پيدا بود.12 (در اين داستان حيا را مي‌توان به حياي گفتار و حياي رفتار تقسيم كرد و دختران شعيب یکی از بهترین الگويهای قرآني براي زنان مسلمان در برخورد با نامحرمان باشند.)



حياء مذموم:

گاهي انسان بسيار خجالت مي‌كشد در حدي كه حتي حاضر نمي‌شود مسائل شرعي خود را بپرسد، مشكلات علمي‌اش را مطرح سازد يا عبادتي را ترك مي‌كند يا از گفتن حقي شرم مي‌كند، قطعاً اين گونه حيا مورد تأئيد شرع و اخلاق نيست.13

حضرت صادق (علیه السلام) مي‌فرمايد:
«مَنْ رَقَّ وَجْهُهُ رَقَّ عِلْمُهُ »


«هر كس کم رو باشد، كم دانش شود.»14




آیت الله مجتبی تهرانی،خردداد 90:


دلیل حیاء از خداوند

به خاطر عظمت ناظر یعنی الله تعالی است، دلیل دیگر قُرب و نزدیکی او است که او نزدیک
ترین موجودات به انسان است


معنای حفظ چشم، گوش و زبان


حیاءدر سه رابطه دیداری، گفتاری و رفتاری بحث می شود. لذا سرت را حفظ کن، یعنی شکل صورتت را حفظ کن! چشمت را حفظ کن! گوشت و زبانت را حفظ کن! اگر بخواهیم مطلب را باز کنیم خیلی زیاد می شود ولی مطلب کاملاً روشن است


حفظ چشم یعنی حرام را نبین!

حفظ چشم، یعنی اینکه بر چیزی که حرام است یعنی از نظر شرع قبیح است، نگاه نکن!


* حفظ گوش یعنی گناه را نشنو!

حفظ گوش یعنی، به آهنگی که محرّم است گوش مده! حالا هرچه می خواهد باشد؛ خیال
نکن من فقط موسیقی را می گویم، شنیدن غیبت هم حرام است، شنیدن تهمت هم قبیح است، ناسزا و ... برو تا آخر؛ گوشت را از اینها نگاه دار! همه اینها از طریق گوش است. از راه گوش داری یک عمل زشت انجام میدهی. این عمل زشت وقبیح است. قُبح شرعی دارد


*حفظ زبان یعنی لب به گناه مگشا!

حفظ زبان یعنی، زبانت را برای گفتار زشت، هر چه باشد، غیبت کردن، تهمت زدن، و همه کارهایی که محرّم است، و چه بسا بسیاری از اینها قبح عقلی دارد و حتی در محیط متشرعه هم قبح دارد، به کار نبر! من در جلسات گذشته گفتم که ما سه نوع قُبح داریم: قبح شرعی، عقلی و عرف متشرّعه یعنی قبحی که در میان متدیّنین و متشرّعه مطرح است. «وَ یَحْفَظُ الرَّأْسَ وَ مَا حَوَی» سر واعضای سر را حفظ کند.


* حفظ سر یعنی مراقب قیافه ات باش!
ببین چه شکل و قیافه ای درست می کنی و با آن مرتکب حرام الهی می شوی! حرام قبیح
است، این قیافه حرام است، پس زیبا هم نیست و زشت است. چه مسأله گوش، چه مسأله چشم، چه زبان و چه خود قیافه ات را مراقب باش که از اینها اعمال زشت و قبیح سر میزند. از اینها محافظت کن که قبیح از آنها صادر نشود.


حق حیاء یعنی یادت نرود که می میری!


معنای حق حیاء این است که یادت نرود می میری، از این نشئه می روی و اعمال همراه روحت خواهد بود. بدان که این بدن و هیکلت که از نظر دیداری، خوشگل است ولی تو با آنها کار زشت انجام می دهی، با گوش، چشم و زبانت، این قبائح را مرتکب می شوی، پوسیده می شود. اینها ابزار است که می رود، امّا عمل هست. هم عمل را خوب می بینی، تیزبین و ریزبین، و هم گواهان و شاهدان را می بینی، دیدارکنندگان عملت را می بینی. آنجا است که وافضیحتا است. حق حیاء به این معنا است. از خدا خجالت بکش! آن طور که سزاوار است از او شرم کن!

پ.ن:


1. راغب اصفهاني؛ مفردات، ترجمه غلامرضا خسروي، تهران، مرتضوي، 1375، دوم، ج1، ص 573.


2. خرمشاهي، بهاءالدين؛ دانش نامۀ قرآن، قرآن پژوهي، تهران، دوستان و ناهيد، 1371، اول، ج 1، ص 969.


3.مجلسي، محمد باقر؛ عين الحياة، تحقيق مهدي رجايي، قم، بي‌تا، 1376، اول، ج 2، ص 101.


4. صدر حاج سيد جوادي، احمد و بهاءالدين فرشاهي و كامران خاني؛ دايرة المعارف تشيع، تهران، شهيد سعيد محبي، 1376، اول، ج 6، ص 583.


5. محمدي ري شهري، محمد؛ ميزان الحكمه، ترجمه حميد رضا شيخي، قم، دار الحديث، 1377، ج 3، ص 1360.


6. همان.


7. همان، ص 1352.


8. دايرة المعارف تشيع، پيشين، ص 583.


9.شريعتمداري، جعفر؛ شرح و تفسير لغات بر اساس تفسير نمونه، مشهد، بنياد نشر آستان قدس رضوي، 1372، اول، ج 1، ص 644.


10. قصص/25، (ترجمه آيات از آيةالله مكارم شيرازي مي‌باشد).


11. مكارم شيرازي، ناصر و همكاران؛ تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1371، نهم ج 16، ص 58.


12. طباطبائي، محمد حسين؛ تفسير الميزان، ترجمه محمد باقر موسوي همداني، تهران، كانون انتشارات محمدي 1363، سوم، ج 31، ص 41.


13. سلطاني، غلامرضا؛ تكامل در پرتو اخلاق، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1372، چهاردهم، ج 2، ص 22.
14. ميزان الحكمة، پيشين، ص 1356.













ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمود ، Agha sayyed ، Reza2035 ، Ramin_Ghn ، EMPERATOR ، خادمة الزهرا ، zaeim ، MESSENGER ، rastin ، Hadith ، فاطمه خانم ، paradise ، Havbb 110 ، مسافر ، nafas ، kashkol-ir ، SAViOR ، وحید110 ، عبدالرحمن ، fiftynine ، ali.khm ، sagheb ، s-r ، حسن.س. ، لبخند خدا
۲۲:۱۳, ۱۰/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مهر/۹۰ ۲۲:۱۴ توسط parisan.)
شماره ارسال: #2
آواتار
حیا در نهج البلاغه...

حکمت 349،خط سوم:
کسی که زیاد سخن می گوید ،زیاد هم اشتباه دارد،و هر کس که بسیار اشتباه کرد،شرم و حیا او اندک است، و آنکه شرم او اندک،پرهیزگاری او نیز اندک خواهد بود،و کسی که پرهیزگاری او اندک است،دلش مرده، و انکه دلش مرده باشد در آتش جهنم سقوط خواهد کرد...

حکمت 223:
آن کس که لباس حیا بپوشد،کسی عیب او را نبیند.


حیا در نهج الفصاحه.1


1314.از خدا آنگونه که شایسته اوست ،شرم کنید. هرکس آنگونه که شایسته خداست ،از او شرم کند،پس باید سر و اعضای خود و شکم و محتویات آن را (از گناه)حفظ کند و کسی که آخرت را می خواهد ،(باید)زینت دنیا (دل بستن به آن و حریص بودن)را رها کند ،پس هرکس که (چنین کند و آنگونه که حق خداوند است شرم نماید)از خداوند آنچنان که شایسته خداوندی است،شرم کرده است.

1315.همانا خداوند با حیا و پرده پوش(گناهان) است(به همین دلیل)حیا و پرده پوشی را (از طرف مردم)دوست دارد،پس زمانی که یکی از شما میخواهد غسل کند،باید خود را (به وسیله چیزی)بپوشاند.

1316.به تو سفارش میکنم که از خدا(به وسیله گناه نکردن)شرم کنی همان طوری که از مرد صالح،میان خویشان خود شرم میکنی.(اگر شخصی در مقابل یکی از خویشان مومن خود گناه کند،بسیار شرمنده خواهد شد زیرا آن مومن قطعا به او گوشزد می کند)

1317.شرم(نسبت به گناه از خدا)سراسر نیکی است.

1318.شرم(از خدا نسبت به گناهان)شعبه ای از ایمان است(قوت ایمان افراد را نشان می دهد).


1319.شرم جز با نیکی نمی آید.(یعنی شرم از خدا و انجام ندادن گناه سراسر برای انسان خیر و برکت است و کسی از این شرم پشیمان نمیشود.)

1320.حیا جزء ایمان است(بدون حیا ایمان ناقص می باشد)و(انسان با)ایمان در بهشت می رود و بد زبانی جز ستم است و (انسان)ستمگر در آتش (جهنم )است.

1321.تمام دین،شرم (از خدا نسبت به گناهان)است.(اگر ترک گناه نباشد ،دین معنا پیدا نمی کند.)

1322.شرم و ایمان(همیشه)در کنار یکدیگرند(و از هم جدا نمیشوند)پس زمانی که یکی از آن دواز بین برود،دیگری هم از بین خواهد رفت.

1323.اگر شرم،(شبیه)مردی می شد(یعنی به صورت انسان در می آمد)حتما مرد صالحی می گشت.

1324.در هیچ چیزی بد زبانی نیست مگر اینکه (موجب)خواری او میشود(بد زبانی منجر به ذلیلی افراد می گردد)و در هیچ چیزی(انسانی)شرم وجود ندارد،مگر اینکه موجب زینتش می شود.

1325.کسی که پرده شرم را بیندازد،(و گناهان را آشکار در میان مرد انجام دهد، واز این کار ترسی هم نداشته باشد)غیبتش جایز است.حرفی که پشت سر او زده می شود،غیبت محسوب نمیشود)

1326.کسی که از مردم شرم نکند(و گناهان را در مقابل چشم آنان بجای آورد)از خداوند(نیز)شرم نمی کند.

1327.زمانی که شرم نداری،هرکاری میخواهی انجام بده.(زیرا انسان بی حیا آبرویی ندارد که بخواهد از آن محافظت کند)

پ.ن:
1)نهج الفصاحه مجموعه ای گرانسنگ از احادیث و سخنان حضرت محمد بن عبدالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)می باشد.

منبع:کتاب نهج الفصاحه،با مقدمه استاد معظم محسن غرویان.

تصحییح،ترجمه و شرح:علی اکبر میرزایی.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، MESSENGER ، علی 110 ، فاطمه خانم ، paradise ، نـور ، Havbb 110 ، مسافر ، nafas ، kashkol-ir ، SAViOR ، وحید110 ، عبدالرحمن ، fiftynine ، ali.khm ، حسن.س.
۱:۳۵, ۱۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
(۵/مهر/۹۰ ۲۰:۳۴)parisan نوشته است:  [/size][size=medium]پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود : حیا از ایمان است
ما در روایات از این معنا گسترده تر هم داریم
لا دینَ مَن لا حَیایَ لَه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دین ندارد هر کس که حیا ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در اینجا انسان بی حیا را بی دین معرفی کرده اند
خدا به همه ی ما حیای کامل عنایت فرماید
هم در خفا و هم در آشکارا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: paradise ، MESSENGER ، zohur ، mohammad790 ، parisan ، خیبر110 ، nafas ، SAViOR ، وحید110 ، عبدالرحمن ، fiftynine ، ali.khm ، حسن.س. ، Havbb 110
۱۱:۰۵, ۱۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #4

حيا نيمي از ايمان است.حضرت فاطمه سلام الله عليها
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، mohammad790 ، parisan ، مسافر ، خیبر110 ، nafas ، SAViOR ، وحید110 ، عبدالرحمن ، ali.khm ، حسن.س.
۲۰:۴۲, ۱۷/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اردیبهشت/۹۱ ۲۰:۴۴ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #5
آواتار
بـــه نــــام خـــالــق یــکـــتـــا
.
حیا و شرم از انجام اعمال زشت در محضر ناظر محترم است. در متون اخلاق اسلامی خداوند، ناظران و نمایندگان او، حقیقت الهی و انسانی فرد و دیگران، به عنوان ناظرانی که باید از آن‌ها شرم و حیا ورزید مطرح شده‌اند. ۱
.
با وجود این باید این نکته را به یاد داشته باشیم که حیا و شرمساری مربوط به کارهای زشت و ناپسند است و شرمساری در انجام کارهای خوب و نیکی ها پسندیده نیست... متاسفانه در برخی موارد این حد و مرز از سوی مردم رعایت نمی گردد
.
بد نیست بدانیم در بسیاری از روایات حیاورزی در برخی موارد ممنوع شده است که از جمله ی آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
.
۱. حیا ورزیدن از گفتار، کردار و درخواست حق؛ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «هیچ عملی را از روی ریا و خودنمایی انجام مده و از سر حیا و شرم آن را‌‌ رها نکن.» ۲
.

۲. حیا ورزیدن از تحصیل علم؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «کسی شرم نکند از آموختنِ آنچه نمی‌داند.» ۳
.

۳. حیا ورزیدن از تحصیل درآمد حلال؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «کسی که از طلب مال حلال حیا نکند، هزینه‌هایش سبک شود و خداوند خانواده‌اش را از نعمت خویش بهره‌مند گرداند.» ۴
.

۴. حیا ورزیدن از خدمت به مهمان؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «سه چیز است که نباید از آن شرم کرد: از جمله خدمت کردن به مهمان.» ۵
.

۵. حیا ورزیدن از احترام گذاشتن به دیگران؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «سه چیز است که نباید از آن‌ها شرم کرد: از جمله برخاستن از جای خود برای پدر و معلم.» ۶
.

۶. شرم از اعتراف به ندانستن؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «اگر از کسی سؤالی کردند و نمی‌داند، شرم نکند از اینکه بگوید: نمی‌دانم.» ۷
.

۷. شرم از درخواست از خداوند؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «هیچ چیز در نزد خداوند محبوب‌تر از آن نیست که از او چیزی درخواست شود، پس هیچ یک از شما نباید شرم کند از اینکه از رحمت خداوند درخواست کند؛ اگرچه (خواسته او) یک بند کفش باشد.» ۸
.

۸. شرم از بخشش اندک؛ امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «از بخشش اندک شرم مدار که محروم کردن از آن کمتر است.» ۹
.

۹. شرم از خدمت به خانواده؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ مردی از اهل مدینه را دید که چیزی برای خانواده‌اش خریده و با خود می‌برد، آن مرد چون امام را دید خجالت کشید. امام ـ علیه السّلام ـ فرمود: «این را خودت خریده و برای خانواده‌ات می‌بری؟ به خدا سوگند، اگر اهل مدینه نبودند (که سرزنش و خرده گیری کنند) من هم دوست داشتم، برای خانواده‌ام چیزی بخرم و خودم ببرم.» ۱۰
.

به امید آنکه خداوند راه تشخیص را بر ما هموار کند و قدرتی پیدا کنیم که در کجا شرم و حیا را رعایت کرده و در کجا این خصلت و ویژگی را کنار بگذاریم.
......................................................................

پی نوشت‌ها:

۱. ر. ک: صدوق: عیون الاخبار الرضا، ج ۲، ص ۴۵، ح ۱۶۲؛ تفسیر قمی، ج ۱، ص ۳۰۴؛ کراجکی: کنزالفوائد، ج ۲، ص ۱۸۲، طوسی: امالی، ص ۲۱۰.

۲. حرّانی: تحف العقول، ص ۴۷؛ صدوق: امالی، ص ۳۹۹، ح ۱۲؛ کلینی: کافی، ج ۲، ص ۱۱۱، ح ۲، و ج ۵، ص ۵۶۸، ح ۵۳.

۳. نهج‌البلاغه، حکمت ۸۲؛ حرّانی: تحف العقول، ص ۳۱۳.

۴. حرّانی: تحف العقول، ص ۵۹، و صدوق: فقیه، ج ۴، ص ۴۱۰، ح ۵۸۹۰.

۵. آمدی: غررالحکم، ح ۴۶۶۶.

۶. همان

۷. احمد دیلمی و مسعود آذربایجانی ـ اخلاق اسلامی، ص ۸۰.

۸. کلینی، کافی، ج ۴، ص ۲۰، ح ۴.

۹. نهج‌البلاغه، حکمت ۶۷.

۱۰. کلینی: کافی، ج ۲، ص ۱۲۳، ح ۱۰.

امضای N.Mahdavian


از هر راهي كه داري ميري همين الان پات رو بكوب رو ترمز!
فرمون رو بچرخون و بنداز تو "صراط مستقيم"
تا تـــهِ تــــــهِ ش برو
ميرسي به خـــــــــــدا...
حتي اگه آخرش بن بست باشه!




[تصویر: t945_9n09smhkxpumq9k5q34.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، یا ثارالله ، ali.khm ، Mitsonary ، 7parsa4 ، black ، أین المنتظر ، Agha sayyed ، parisan
۲۰:۲۴, ۳۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
[تصویر: 56980158568176908512.jpg]


تاپیک بسیار ارزشمند و مفیدیه ، این عکس رو گذاشتم بلکه موضوع مجدداً بالا بیاد و دوستان استفاده کنند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، عبدالرحمن ، fiftynine ، parisan ، ali.khm ، حسن.س. ، Agha sayyed
۲۲:۱۲, ۳۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
*عـِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْحَيَاءُ مِنَ الْإِيمَانِ وَ الْإِيمَانُ فِى الْجَنَّةِ

امـام صـادق (ع ) فـرمـود: حيا از ايمان و ايمان در بهشت است (پس شخصى با حيا در بهشت است ).

اصول كافى ج : 3 ص : 165 رواية :1






*عـِدَّةٌ مـِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْحَيَاءُ حَيَاءَانِ حَيَاءُ عَقْلٍ وَ حَيَاءُ حُمْقٍ فَحَيَاءُ الْعَقْلِ هُوَ الْعِلْمُ وَ حَيَاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْلُ

رسـولخـدا (ص ) فـرمـود: حـيـا دو گـونـه اسـت : حـيـا عقل و حياء حماقت ، حياء عقل علم است و احياء حماقت نادانى .

اصول كافى ج : 3 ص : 166 رواية :6





*عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ كَثِيرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَهُ

امام صادق (ع ) فرمود: ايمان ندارد كسي كه حيا ندارد.

اصول كافى ج : 3 ص : 166 رواية :5




*عـَلِيُّ بـْنُ إِبـْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ يَحْيَى أَخِي دَارِمٍ عَنْ مُعَاذِ بْنِ كـَثـِيـرٍ عـَنْ أَحـَدِهـِمـَا ع قـَالَ الْحـَيَاءُ وَ الْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِى قَرَنٍ فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُهُ

امـام بـاقـر يـا امـام صادق (ع ) فرمود: حيا و ايمان در يك رشته و همدوشند، و چون يكى از آن دو رفت ، ديگرى هم در پى آن رود

اصول كافى ج : 3 ص : 165 رواية :4
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: s-r ، حسن.س. ، SAViOR ، Agha sayyed ، parisan
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا