|
* شورش ملّتها و ریزش حکومتها در آخرالزمان *
|
|
۲:۵۱, ۹/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۱ ۲:۵۹ توسط Ahmad-A.R.M.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دگرگونی حکومتها و سقوط حاکمان از نشانه های ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، شورش ملّتهای جهان، به ویژه مردم ساکن در خاورمیانۀ بزرگ، ضدّ نظامهای حکومتی و بر کنار شدن بسیاری از حاکمان از عرصۀ قدرت است. پسر شَوْذَب از برخی همراهان شوذب نقل کرده است: خروج نمی کند مهدی تا آنکه هیچ رئیس و فرزند رئیسی باقی نماند، مگر آنکه نابود شده است...(1). نوسترادموس فرانسوی هم، با بهره گیری از احادیث اسلامی، دگرگونی حکومتها و پایانی ناخوش برای حاکمان مشرق زمین در آخرالزمان را پیش بینی کرده است: ... حکومتها عوض خواهد گشت... تمامی شاهان مشرق زمین تبعید یا شکنجه و قتل عام می شوند...(2). طبق پژوهش نگارنده در روایات اسلامی بیانگر حوادث آخرالزمان، در سرزمینهای اسلامی، چهار فتنۀ مهم، یکی پس از دیگری، رخ می دهند که هر کدام از آنها آزمایشی بزرگ برای مسلمانان و جداکنندۀ صفهای مؤمنان از صفهای منافقان و کافران خواهد بود. نخستین فتنه، «فتنۀ شامی» یا گردهمایی یهودیان در فلسطین و تشکیل دولت اسرائیل در 14 مه 1948 در این سرزمین است(3). طبق برخی پیش بینیها، کمترین مدّت دوام فتنۀ شامی 67 سال و بیشترین مدّت دوام آن 73 سال و هفت ماه خواهد بود. دومین فتنه، «فتنۀ شرقی» یا انقلاب ایران ضدّ نظام پادشاهی است که در 11 فوریه 1979 پیروز و سبب برکناری محمدّرضا پهلوی از قدرت و برپایی حکومت جمهوری در این کشور شد. طبق پیش بینیهای گوناگون، کمترین مدّت دوام فتنۀ شرقی 30 و مدّت میانگین دوام آن 36 و بیشترین مدّت دوامش 40 سال خواهد بود. سومین فتنه، «فتنۀ غربی» یا شورش بربرهای ساکن در شمال افریقاست که در سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، با پرچمهای زرد از غرب مصر وارد این کشور می شوند و سپس به شام می آیند و ابتدا، با حاکم سوریه و نیروهای ایرانی هوادار وی درگیر می شوند، و سرانجام، با سفیانی می جنگند و شکست می خورند و گروهی از آنان به سپاه سفیانی می پیوندند. چهارمین فتنه، قیام عثمان بن عنبسۀ سفیانی در ماه رجب سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام) در دمشق است که حکومتش بر بخشهای گسترده ای از شام نه ماه دوام می آورد و به مصر و عراق و ایران و عربستان لشکر می کشد. عبدالله پسر مسعود گفت: رسول خدا(صلّی الله علیه وسلّم) به ما فرمود: شما را از هفت فتنه که پس از من خواهند بود، برحذر می دارم. فتنه ای که از مدینه روی می آورد، فتنه ای در مکّه، فتنه ای که از یمن روی می آورد، فتنه ای که از شام روی می آورد، فتنه ای که از مشرق روی می آورد، فتنه ای از طرف مغرب و فتنه ای از دل شام و آن، فتنۀ سفیانی است(4). همچنین، تَبیع سه روایت از کعب الأحبار نقل کرده است که بیانگر فتنه های آخرالزمان بوده و دربردارندۀ نکات ارزشمندی می باشند. روایت نخست به دو فتنه از فتنه های چهارگانه اشاره می کند: در شام فتنه ای خواهد بود که در آن خونها ریخته، خویشاوندیها بریده و مالها رها می شوند. سپس در پیِ آن، فتنۀ شرقی می آید(5). حدیث دوم بیانگر سه فتنه از فتنه های چهارگانه می باشد: سه فتنه، مانند دیروز رفتۀ شما(6)، خواهند بود: فتنه ای که در شام می باشد، سپس فتنۀ شرقی است - نابودی پادشاهان-، آنگاه در پی اش فتنۀ غربی می آید. و یاد کرد او (کعب) پرچمهای زرد را، گفت: فتنۀ غربی همان فتنۀ کور است(7). روایت سوم مشابه حدیث قبلی است: پس از فتنه ای شامی، فتنۀ شرقی خواهد بود- نابودی پادشاهان و خواری عرب-، تا آنکه اهل مغرب بشورند(8). با بررسی احادیث اسلامی چنین می یابیم که پس از پیدایش فتنۀ شرقی و پیش از بروز فتنۀ غربی، فتنه های دیگری، از جمله فتنۀ فراگیر یا جهانی، شکل می گیرند که به نظر نگارنده، حادثۀ 11 سپتامبر 2001 سرآغاز آن و خروج دجّال پایانش خواهد بود. در سالهای پایانی عمر دراز فتنۀ شرقی و فتنۀ فراگیر، و در پیِ بروز اختلاف میان زمامداران ایران(9)، به دلیل اثرگذاری آن دو فتنه بر عربها، فتنۀ «افسارگسیختن عربها» پدید می آید که سبب خواری آنان می شود، و این فتنه، همان شورشهای مردمی ضدّ حاکمان عرب در سرزمینهای عربی اسلامی می باشد که از صفر 1432 برابر ژانویۀ 2011 به این سو پدیدار شده است و باعث خرابی، کشتار و سقوط برخی پادشاهان گردید و همچنان ادامه دارد و به اختلاف و هرج و مرج در جهان و شورش اهل مغرب و قیام سفیانی کشیده خواهد شد. ابو هُرَیْرَِه گفت: سول خدا(صلّی الله علیه وسلّم) فرمود: پس از من چهار فتنه به سوی شما می آیند: در اوّلی خونها، در دومی خونها و مالها و در سومی خونها، مالها و ناموسها جایز شمرده می شوند، و چهارمی ناشنوا، کور و فراگیر است که مانند حرکت موج در دریا حرکت می کند، به گونه ای که کسی از آن فتنه پناهگاهی نیابد. در شام(10) می چرخد، عراق را فرا می گیرد و جزیره(11) را با دست و پایش می کوبد، و امّت در آن فتنه، مانند مالیده شدن پوست دبّاغی شده، با بلا مالیده می شود. سپس هیچ کس از مردم در آن فتنه نمی تواند بگوید: دست نگه دارید، دست نگه دارید. آن گاه آن را از طرفی اصلاح نمی کنند، مگر آنکه از سویی دیگر شکافته است(12). از روایات اسلامی و وضعیّت موجود در خاورمیانه چنین برمی آید که بروز شورشهای مردمی در کشورهای عربی و سقوط حاکمان عرب وابسته به دولتهای غربی، مایۀ ذلّت بیش از پیش عربهاست، و با توجّه به آنکه، مردم جهان، به ویژه غربیها، اسلام را با نام عرب می شناسند، و رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) فرموده است: «هر گاه عربها خوار شوند، اسلام خوار می شود»(13)، به زودی، چنان که در احادیث اسلامی بیانگر حوادث آخرالزمان پیش بینی شده است، شاهد ضعف شدید دین اسلام در جهان معاصر خواهیم بود، و بی گمان، این ناتوانی شدید اسلام، نویدبخش اوج گرفتن و چیره شدن آن بر دیگر ادیان موجود در جهان، در آینده ای نزدیک، می باشد. شورش عربها ضدّ حاکمان وابسته به غرب در میان ملّتهای شورشگر در آخرالزمان، عربها از جایگاه ویژه ای برخوردارند، و چنان که می دانید، سران کشورهای عربی، پس از سقوط دولت بنی عبّاس در قدیم، در طول سدها سال و تا یک قرن پیش، دست نشاندۀ حاکمان عجمی (غیر عرب)، از جمله ایرانیان و ترکهای عثمانی بودند، ولی سرانجام، با تحریک و نفوذ رومیها (غربیها) شرایطی فراهم شد تا عربها حکومتهای در ظاهر مستقلّی تشکیل دهند، و برخی از حاکمان عرب، با فروش نفت و پشتوانۀ هنگفت درآمدهای نفتی، به رفاه نسبی دست یابند و خودشان و گروهی از مردم این کشورها در سراسر دنیا به گشت و گذار و خوش گذرانی بپردازند. با توجّه به آنکه در جهان معاصر بیشتر حاکمان عرب دست نشاندۀ قدرتهای غربی اند، و طبق پیش بینی روایات اسلامی، در سالهای نزدیک به ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، از نفوذ غربیها در سرزمینهای عربی اسلامی کاسته، و عربها مهار گسیخته شده و از زیر سلطۀ دولتهای دست نشاندۀ غرب بیرون می روند و گرفتار شر و فتنه ای بزرگتر از آنچه در گذشته دچارش بودند، می شوند، و مال، جان، ناموس و دینشان آسیبهای زیادی می بیند. ابو هریره گفت: رسول خدا(صلّى الله علیه وسلّم) فرمود: وای بر عربها از شرّی که نزدیک شده است از فتنه ای کور، ناشنوا و گنگ که نشستۀ در آن خوبتر از ایستاده، و ایستادۀ در آن خوبتر از گام بردارنده، و گام بردارندۀ در آن خوبتر از دونده می باشد. وای بر دوندۀ در آن فتنه از خدای متعالی در روز رستاخیز(14). نیز، عبدالله پسر عَمْر گفت: رسول خدا(صلّى الله علیه وسلّم) فرمود: بی گمان، به زودی فتنه ای خواهد بود که تمام عربها را فرا می گیرد. کشته های آن در آتش خواهند بود، و در آن فتنه زبان از شمشیر برنده تر است(15). امام علی(علیه السّلام) می فرماید: ... هنگامی که قدرت رومیها (غربیها) ضعیف شده و عربها چیره شوند، و مردم، مانند حرکت [انبوه] مورچگان، به سوی فتنه ها بروند...(16). یعقوب پسر سَرّاج گفت: به ابو عبدالله -امام صادق- (علیه السّلام) گفتم: گشایش شیعیان شما چه زمانی خواهد بود؟ فرمود: هر گاه فرزندان عبّاس اختلاف پیدا کنند و حکومتشان سست شود، و طمع ورزد در ایشان کسی که طمع نمی ورزید، عربها افسار خود را بر کنند(17)، هر چنگالداری(18) چنگالش را بالا بَرَد و سفیانی آشکار شود و یمانی روی آورد و حسنی حرکت کند، صاحب این امر (امام مهدی)، با میراث رسول خدا(صلّی الله علیه وآله)، از مدینه به سوی مکّه می رود...(19). همچنین، محمّد پسر معروف هلالی گفت: ابو عبدالله جعفر پسر محمّد(علیهما السّلام) فرمود: فرار، فرار، هر گاه عربها افسار خود را بگسلند و خشکی سمت و سویِ خود را ببندد و از حج جلوگیری شود. سپس فرمود: حج گزارید، پیش از آنکه نتوانید حج گزارید، و با انگشت شستِ خود به قبله اشاره کرد و فرمود: در این سو هفتاد هزار نفر یا بیشتر کشته می شوند(20). منشأ پیدایش شورش عربها ضدّ حاکمانشان در بارۀ منشأ پیدایش شورشهای مردمی ضدّ حاکمان عرب در کشورهای عربی اسلامی، که از ژانویۀ 2011 برابر صفر 1432 به این سو، از تونس آغاز و به مصر و چند کشور دیگر عربی نیز کشیده شده اند، دو دیدگاه وجود دارد: دیدگاه نخست: عدّه ای از کارشناسان می گویند، شورشهای مردمی پدیدارشده در کشورهای عربی، برآیند اجرای طرح از پیش تعیین شدۀ امریکا برای اصلاح ساختار حکومتهای فرسوده و خودکامۀ کشورهای عربی و غیر عربی با هدف تثبیت جایگاه اسرائیل در خاورمیانۀ بزرگ است که از کشورهای شمال افریقا و ترکیه در غرب آغاز شده و تا پاکستان و افغانستان در شرق امتداد می یابد، و بیشتر اعراب و مسلمانان جهان در این منطقه سکونت دارند؛ چنان که جیمز ویلسی، رئیس اسبق سازمان سیا، در اواخر نوامبر 2002، حدود چهار ماه قبل از حمله به عراق، اعلان کرد: امریکا طرح تغییر نظام همۀ کشورهای عربی را پیاده خواهد کرد، و بعد از دگرگونی نظام عراق، نوبت عربستان و مصر خواهد بود. وی حاکمان کشورهای عربی را شدیداً مورد انتقاد و حمله قرار داد و گفت: بعد از سرنگونی صدّام، نوبت سرنگونی مبارک است و بعد از مبارک، نوبت عربستان خواهد رسید(21). دیدگاه دوم: گروه زیادی از صاحب نظران، با توجّه به وضعیّت کنونی جهان، به ویژه خاورمیانۀ بزرگ، و با استناد به روایات اسلامی، معتقدند، شورشهای مردمی پدید آمده در کشورهای عربی برخاسته از فقر توده های مردم، بیداری اسلامی و تأثیرپذیری ملّتهای مسلمان عرب از انقلاب ایران، خسته شدن مردم از حاکمان خودکامه و بیزاری آنان از دولتهای غربی به خاطر پشتیبانی بی دریغ از اسرائیل و لشکرکشی به عراق و افغانستان و ناتوانی امریکا و اروپا در ادارۀ کارهای جهان است. در هر حال، نگارنده معتقد است، شورشهای مردمی پدیدارشده در کشورهای عربی که از آن با نام «بیداری اسلامی» یاد می شود، فتنه ای ناشی از فتنۀ شرقی و فتنۀ فراگیر بوده و توفانی سهمگین است که علاوه بر نابودی پادشاهان در خاورمیانۀ بزرگ، سبب گرفتاری بیش از پیش ملّتهای مسلمان، به خصوص عربها، می شود، و اختلاف و هرج و مرج در جهان و شورش اهل مغرب و قیام سفیانی را در پی خواهد داشت. بنا بر این، در آینده ای نزدیک، شاهد پدیدارشدن شورشهای حقّ و باطل زمینه ساز ظهور امام مهدی(علیه السّلام) در کشورهای واقع در شمال افریقا، شام، عراق، یمن، مناطق غربی چین، خراسان و گیلان خواهیم بود. به نظر می رسد، روزهای خوش حاکمان جهان معاصر، به ویژه خاورمیانۀ بزرگ، در حال به پایان رسیدن بوده، و زمان فرار، تبعید و مرگ حاکمان ستمگر فرا رسیده است. بی گمان، ملّتهای مسلمان، به خصوص عربها، روزهای بسیار سختی را پیش رو دارند، و در دوره ای کوتاه مدّت، شاهد به قدرت رسیدن حاکمانی زورگوتر از حاکمان پیشین در کشورهایشان خواهند بود. ----------------------------------------------- 1. الفتن، ص 233، جزء 5، ح 920. 2. پیشگویی های نستراداموس، ص 144 و 148، رساله به هانری دوم پادشاه فرانسه. 3. فتنۀ شامی یا تشکیل دولت اسرائیل، اختلاف میان دولتهای عربی و اسرائیل را در پی داشت و از 1948 تا 1978م، جنگهای چهارگانۀ اعراب و اسرائیل (جنگهای 1948- 1956- 1967- 1973م) را سبب شد که سرانجام، پس از 30 سال، با پیمان کمپ دیوید در ۱۷ سپتامبر ۱۹۷۸، آتش جنگ تا اندازه ای فروکش کرد. جالب توجّه است اگر بدانید، در همان سال بستن پیمان کمپ دیوید، فتنۀ شرقی یا شورشهای مردمی ضدّ نظام شاهنشاهی در ایران پدیدار شد، و با برکناری محمّدرضا پهلوی از قدرت، انقلاب ایران، در 11 فوریه 1979، پیروز و حکومت جمهوری در این کشور بر پا شد. 4. الفتن، ص 31، جزء 1، ح 85. 5. الفتن، ص 127، جزء 3، ح 528. 6. مراد آن است، همان گونه که روز گذشتۀ شما به طور قطعی آمده و رفته است، وقوع این فتنه ها نیز حتمی است. 7. الفتن، ص 33، جزء 1، ح 95. 8. الفتن، ص 133، جزء 3، ح 547. 9. مقصود ما در اینجا، همان فتنۀ ناشنوا در ری یا اختلافی است که بر سر نتیجۀ انتخابات ریاست جمهوری ایران، برگزارشده در روز جمعه، 18 جمادی الثانیۀ 1430، 22 خرداد 1388 برابر 12 ژوئن 2009، میان زمامداران انقلاب ایران و هوادارانشان افتاد و انقلاب و نظام حکومتی ایران را دچار چالشی بزرگ ساخت، و این فتنه همچنان ادامه دارد (در این باره، در مبحث «تهران در آخرالزمان» و در مبحث «فتنه ها در آخرالزمان»، به طور مفصّل، توضیح داده ایم). 10. سرزمین شام فلسطین، اردن، سوریه و لبنان را در بر می گیرد. 11. در این حدیث، مراد از «جزیره»، بخش شمالی سرزمین میان دو رود دجله و فرات است که از جنوب شرقی ترکیه و شمال و مشرق سوریه آغاز می شود و در داخل عراق مرکزی تا حوالی بغداد (تکریت) امتداد می یابد. 12. الفتن، ص 31، جزء 1، ح 87. 13. تاریخ أصبهان، ج 1، ص 355. 14. الفتن، ص 113، جزء 2، ح 461. 15. سنن أبی داود، ج 4، ص 81، ح 4265. 16. إلزام الناصب، ج 2، ص 158، خطبۀ بیان 1. 17. اشاره به آن است که عربها ضدّ حاکمانشان می شورند و از کنترل آنان خارج می شوند و هر کاری که خواستند، انجام می دهند. 18. واژۀ «صیصیّة» ـ به کار رفته در متن عربی حدیث ـ معانی مختلفی دارد؛ از جمله: چنگال و ناخن پشت پای خروس، شاخ آهو و گاو، قلّاب بافندگی و برج و بارو. این واژه در اینجا کنایه از هر چیزی است که نشانۀ زورمندی و وسیلۀ دفاع باشد. 19. الغیبة، ص 278، ب 14، ح 42. 20. الاُصول الستّة عشر، ص 4- 353، از نوادر علیّ بن اسباط، ح 31. 21. جوان، ش 1067، 3/9/1381هـ.ش، ص 3. احادیث مبحث «شورش ملّتها و ریزش حکومتها در آخرالزمان» 1. عن ابن شوذب، عن بعض أصحابه، قال: لایخرج المهدی حتّى لایبقى قیل و لا ابن قیل إلّا هلک، و القیل الرأس (الفتن، ص 233، الجزء 5، ح 920). 4. عن عبدالله بن مسعود، قال لنا رسول الله(صلّى الله علیه وسلّم): اُحذّرکم سبع فتن تکون بعدی؛ فتنة تقبل من المدینة، و فتنة بمکّة، و فتنة تقبل من الیمن، و فتنة تقبل من الشام، و فتنة تقبل من المشرق، و فتنة من قبل المغرب، و فتنة من بطن الشام، و هی فتنة السفیانی (الفتن، ص 31، الجزء 1، ح 85). 5. عن کعب، قال: تکون بالشام فتنة تسفک فیها الدماء و تقطع فیها الأرحام و تهرج(1) فیها الأموال، ثمّ تتبعها الشرقیّة (الفتن، ص 127، الجزء 3، ح 528). 7. عن کعب، قال: تکون فتن ثلاث کأمسکم الذاهب؛ فتنة تکون بالشام، ثمّ الشرقیّة -هلاک الملوک-، ثمّ تتبعها الغربیّة، و ذکر الرایات الصفر، قال: و الغربیّة هی العمیاء (الفتن، ص 33، الجزء 1، ح 95). 8. عن کعب، قال: تکون بعد فتنة شامیّة، الشرقیّة - هلاک الملوک و ذلّ العرب- حتّى یخرج أهل المغرب (الفتن، ص 133، الجزء 3، ح 547). 12. عن أبی هریرة، قال رسول الله(صلّى الله علیه وسلّم): تأتیکم بعدی أربع فتن؛ الاُولى یستحلّ فیها الدماء، و الثانبة یستحلّ فیها الدماء والأموال، و الثالثة یستحلّ فیها الدماء و الأموال و الفروج، و الرابعة صمّاء عمیاء مطبقة، تمور مور الموج فی البحر حتّى لایجد أحد من الناس منها ملجأً، تطیف بالشام و تغشى العراق و تخبط الجزیرة بیدها و رجلها و تعرک الاُمّة فیها بالبلاء عرک الأدیم، ثمّ لایستطیع أحد من الناس یقول فیها مه مه، ثمّ لایرفعونها من ناحیة إلّا انفتقت من ناحیة اُخرى (الفتن، ص 31، الجزء 1، ح 87). 13. عن جابر، أنّ رسول الله(صلّى الله علیه وسلّم) قال: إذا ذلّ العرب ذلّ الإسلام (تاریخ أصبهان، ج 1، ص 355. 14. عن أبی هریرة، قال رسول الله(صلّى الله علیه وسلّم): ویل للعرب من شرّ قد اقترب، من فتنة عمیاء صماء بکماء، القاعد فیها خیر من القائم، و القائم فیها خیر من الماشی، و الماشی فیها خیر من الساعی، ویل للساعی فیها من الله تعالى یوم القیامة (الفتن، ص 113، الجزء 2، ح 461). 15. عن عبدالله بن عمرو، قال رسول الله(صلّى الله علیه و سلّم): إِنّها ستکون فتنة تستنظف العرب، قتلاها فی النار، اللسان فیها أشدّ من وقع السیف (سنن أبی داود، ج 4، ص 81، ح 4265). 16. قال أمیر المؤمنین علیّ(علیه السلام): ... إذا ضعف سلطان الروم، و تسلّطت العرب، و دبّت الناس إلی الفتن کدبیب النمل... (إلزام الناصب، ج 2، ص 158، خطبة البیان 1). 19. عن یعقوب بن السرّاج، قال: قلت لأبی عبدالله(علیه السلام): متى فرج شیعتکم؟ قال: إذا اختلف ولد العبّاس و وهى سلطانهم و طمع فیهم من لم یکن یطمع، و خلعت العرب أعنّتها، و رفع کلّ ذی صیصیّة صیصیّته، و ظهر السفیانی، و أقبل الیمانی، و تحرّک الحسنی، خرج صاحب هذا الأمر من المدینة إلى مکّة بتراث رسول الله(صلّى الله علیه وآله)... (الغیبة، ص 278، ب 14، ح 42). 20. عن محمّد بن معروف الهلالی، عن أبی عبدالله جعفر بن محمّد(علیهما السلام)، قال: الهرب الهرب إذا خلعت العرب أعنّتها و منع البرّ جانبه و انقطع الحجّ، ثمّ قال: حجّوا قبل أن لاتحجّوا، و أومأ إلى القبلة بإبهامه، و قال: یقتل فی هذا الوجه سبعون ألفاً أو یزیدون (الاُصول الستّة عشر، ص 4- 353، من نوادر علیّ بن أسباط، ح 31). pishgooei.persianblog.ir
|
|||
|
۲۳:۲۸, ۹/مهر/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
انقلاب ایران، پدیده ای شگفت انگیز در آخرالزمان
بی گمان، انقلاب ایران که در روایات اسلامی از آن با عنوان «فتنۀ شرقی» یاد شده است، یکی از نشانه های ظهور امام مهدی(علیه السّلام) و آزمایشی بزرگ برای مسلمانان، به ویژه ایرانیان، می باشد و بر سرنوشت ملّتهای جهان اثرگذار است. طبق پژوهش نگارنده در روایات اسلامی بیانگر حوادث آخرالزمان، در سرزمینهای اسلامی، چهار فتنۀ مهم، یکی پس از دیگری، رخ می دهند: نخستین فتنه، «فتنۀ شامی» یا گردهمایی یهودیان در فلسطین و تشکیل دولت اسرائیل در 14 مه 1948 در این سرزمین است(1). دومین فتنه، «فتنۀ شرقی» یا انقلاب ایران ضدّ نظام پادشاهی است که در 11 فوریه 1979 پیروز و سبب برکناری محمدّرضا پهلوی از قدرت و برپایی حکومت جمهوری در این کشور شد. سومین فتنه، «فتنۀ غربی» یا شورش بربرهای ساکن در شمال افریقاست که در سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، با پرچمهای زرد از غرب مصر وارد این کشور می شوند و سپس به شام می آیند و ابتدا، با حاکم سوریه و نیروهای ایرانی هوادار وی درگیر می شوند، و سرانجام، با سفیانی می جنگند و شکست می خورند و گروهی از آنان به سپاه سفیانی می پیوندند. چهارمین فتنه، قیام عثمان بن عنبسۀ سفیانی در ماه رجب سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام) در دمشق است که حکومتش بر بخشهای گسترده ای از شام نه ماه دوام می آورد و به مصر و عراق و ایران و عربستان لشکر می کشد. عبدالله پسر مسعود گفته است: رسول خدا(صلّی الله علیه وسلّم) به ما فرمود: شما را از هفت فتنه که پس از من خواهند بود، برحذر می دارم. فتنه ای که از مدینه روی می آورد، فتنه ای در مکّه، فتنه ای که از یمن روی می آورد، فتنه ای که از شام روی می آورد، فتنه ای که از مشرق روی می آورد، فتنه ای از طرف مغرب و فتنه ای از دل شام و آن، فتنۀ سفیانی است(2). همچنین، تَبیع سه روایت از کعب الأحبار نقل کرده است که بیانگر فتنه های آخرالزمان بوده و دربردارندۀ نکات ارزشمندی می باشند. روایت نخست به دو فتنه از فتنه های چهارگانه اشاره می کند: در شام فتنه ای خواهد بود که در آن خونها ریخته، خویشاوندیها بریده و مالها رها می شوند. سپس در پیِ آن، فتنۀ شرقی می آید(3). حدیث دوم بیانگر سه فتنه از فتنه های چهارگانه می باشد: سه فتنه، مانند دیروز رفتۀ شما(4)، خواهند بود: فتنه ای که در شام می باشد، سپس فتنۀ شرقی است - نابودی پادشاهان-، آنگاه در پیِ اش فتنۀ غربی می آید. و یاد کرد او (کعب) پرچمهای زرد را، گفت: فتنۀ غربی همان فتنۀ کور است(5). روایت سوم مشابه حدیث قبلی است: پس از فتنه ای شامی، فتنۀ شرقی خواهد بود- نابودی پادشاهان و خواری عرب-، تا آنکه اهل مغرب بشورند(6). پیش بینی شمار رهبران انقلاب ایران طبق برخی پیشگوییها و پژوهشها، انقلاب ایران دارای سه رهبر می باشد، و آخرین رهبر که مانند رهبر دوم، هاشمی تبار و همنام یکی از پیامبران است، شخصی خراسانی و دور از وطن بوده و حکومتی کوتاه مدّت خواهد داشت، و در روزگار پادشاهی وی جهان، به ویژه خاورمیانه، دچار آشوبهای بزرگی می شود، و ترک و روم و عرب درآمیزند و با ایرانیان بجنگند، و آن گاه، حسنی گیلانی در سرزمین دیلم به پا می خیزد، و در پیِ آن، زمان قیام امام مهدی(علیه السّلام) فرا می رسد. دکتر سیّد مهدی خسروی با بهره گیری از روایات اسلامی، محاسبات جفریِ پدر و استاد خود، دکتر سیّد احمدعلی خسروی، و ذوق سرشار خدادادی، در این باره، چنین سروده است: علم را از نجف به قم رانند عـلـمایی ز پار(7) میبینم در مـیـان جـمـاعـت عـلمـا رَجُـلی نامـدار(8) میبینم مُلک ری را به دست میگیرد دشمنش گرم کار میبینم حملهور دشمنان بر او بسیار لشکـرش آبـکـار میبینم چنـد سالی ز بـعـد رفتـن او کـعبـه را نـوربـار میبینم فاصله بین او و حجّت حق من دو هاشمتبار(9)میبینم همۀ صفحۀ جهان ظلم است فـتنه را استوار می بینم(10) پیش بینی عمر انقلاب ایران در بارۀ عمر انقلاب ایران که در 22 بهمن 1357، برابر 13 ربیع الاوّل 1399 و 11 فوریه 1979 پیروز شد و تا قیام حسنی گیلانی در سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام) دوام خواهد داشت، تا کنون پیش بینیهای گوناگونی ارائه شده اند که مهمترین آنها سه تای اند. نگارنده با بهره گیری از برخی منابع و پیشگوییهای دانشمندانی چون سلطان الغ بیک گورکانی، عدد 29 سال - نزدیک به مدّت زمان یک بار گردش ستارۀ زحل به دور خورشید- را در کتاب مژدۀ ظهور، ج 2، ص 21، ارائه داده است که تحقّق نیافت. برخی نیز عدد 36 را مطرح کرده اند که در این باره توضیح خواهیم داد. گروهی از صاحب نظران هم عمر انقلاب ایران را با استناد به برخی روایات اسلامی و یکی از بیتهای اشعار شاه نعمت الله ولی (832 -731 هـ.ق)، 40 سال می دانند: تا چهل سال ای برادر من دور آن شهریار می بینم(11) جالب توجّه است اگر بدانید، در برخی از سایتهای اینترنتی، شخصی با نام «شاه سعید مبشّری»، در تاریخ 5 شهریور 1387، با استناد به خوابی که کسی در اسفهان دیده است، چنین نتیجه گیری می کند که عمر حکومت جمهوری اسلامی در ایران 36 سال است: «حال به مسأله ای که در اصفهان روی داده، توجّه کنید. فردی به نام محمود پسر حسنعلی که جزو افرادی است که کرامات ویژه ای دارند...، در 12 سال پیش، خوابی می بیند که در آن خواب یک جوان خوش سیما نصف بدنش پشت پرده ای قرار دارد و 3 نفر نیز در حال آماده کردن شمشیری برّاق و برنده برای او می باشند که در آن حین به او، یعنی محمود پسر حسنعلی، گفته می شود این پرده را می بینی که نصف بدن این جوان را در بر گرفته، این 18 سال از عمر جمهوری اسلامی است که گذشته است و نصف دیگر مانده است. اکنون می دانیم که آن وقت، یعنی 12 سال پیش، نصف عمر جمهوری اسلامی، یعنی 18 سال، گذشته است. پس در نتیجه، عمر جمهوری اسلامی 36 سال است، و از 18 سال دوم، 12سال گذشته است که 6 سالش باقی است»(12). گفتنی است، ستارۀ مشتری در حدود هر 12 سال یک بار خورشید را دور می زند و به اعتقاد دانشمندان نجوم و طبق برخی تجربیّات، به طور تقریبی در سر هر یک دور مشتری به گرد خورشید، حوادثی مهم در برخی مناطق جهان رخ می دهند(11). بنا بر این، بر فرض درست بودن خواب نقل شده و 36 سال بودن عمر انقلاب ایران، این مدّت برابر با سه بار گردش ستارۀ مشتری به دور خورشید است که بر اساس مبانی منجّمان و تجربیّات به دست آمده، با گذشت 36 سال از عمر انقلاب ایران، بروز دگرگونیهای مهم در ایران و دیگر کشورهای جهان، در سال 1394هـ.ش، برابر 1436هـ.ق و 2015م، دور از انتظار نخواهد بود؛ همچنان که با گذشت حدود 37 سال (نزدیک به مدّت زمان سه دور مشتری به گرد خورشید) از عمر حکومت محمّدرضا پهلوی - شاه سابق ایران- شاهد سقوط حکومت وی و پایان دوران پادشاهی در ایران و پیروزی انقلاب و آغاز حکومت جمهوری در کشورمان بوده ایم. نیز شایستۀ یادآوری است، از محاسبه ای جفری در بارۀ مدّت عمر حکومت جمهوری در ایران، پس از درگذشت بنیادگذار انقلاب ایران در سال 1368هـ.ش، عبارت «تا دَهَیْن آید بسر پنج» به دست آمده است که به حدود 25 سال اشاره دارد. امیدواریم، با خواست خدای متعالی، این محاسبه درست بوده و دگرگونی و تأخیری در نتیجۀ آن رخ ندهد. در هر حال، با توجّه به آنکه طبق روایات اسلامی، انقلاب ایران تا زمان خروج سیّد حسنی در گیلان - چند ماه پیش از قیام امام مهدی(علیه السّلام)- دوام خواهد داشت، پیش بینی عمر این انقلاب کاری بس دشوار است، و بی گمان، هر کس با هر روشی بتواند به این راز نهان پی ببرد، به طور تقریبی، از زمان ظهور و قیام امام مهدی(علیه السّلام) آگاه خواهد شد! -------------------------------------------------- 1. فتنۀ شامی یا تشکیل دولت اسرائیل، اختلاف میان دولتهای عربی و اسرائیل را در پی داشت و از 1948 تا 1978م، جنگهای چهارگانۀ اعراب و اسرائیل (جنگهای 1948- 1956- 1967- 1973م) را سبب شد که سرانجام، پس از 30 سال، با پیمان کمپ دیوید در ۱۷ سپتامبر ۱۹۷۸، آتش جنگ تا اندازه ای فروکش کرد. جالب توجّه است اگر بدانید، در همان سال بستن پیمان کمپ دیوید، فتنۀ شرقی یا شورشهای مردمی ضدّ نظام شاهنشاهی در ایران پدیدار شد، و با برکناری محمّدرضا پهلوی از قدرت، انقلاب ایران، در 11 فوریه 1979، پیروز و حکومت جمهوری در این کشور بر پا شد. 2. الفتن، ص 31، جزء 1، ح 85. 3. الفتن، ص 127، جزء 3، ح 528. 4. مراد آن است، همان گونه که روز گذشتۀ شما به طور قطعی آمده و رفته است، وقوع این فتنه ها نیز حتمی است. 5. الفتن، ص 33، جزء 1، ح 95. 6. الفتن، ص 133، جزء 3، ح 547. 7. در اینجا، پار، مخفّف «پارس»، و مراد از آن، ایران است. این بیت از شعر به بیرون راندن شدن ایرانی تباران ساکن عراق که بسیاری از آنان از دانشمندان و طالبان علوم دینی در حوزۀ علمیّۀ نجف بودند، اشاره دارد؛ این حادثه بار نخست، در سال 1350هـ.ش، در زمان حکومت محمّدرضا پهلوی و در پیِ تیره شدن روابط دولت عراق با دولت ایران بر اثر اختلافات مرزی، رخ داد، و دومین بار، در سال 1359، پس از پیروزی انقلاب ایران و کمی پیش از حملۀ عراق به ایران، پیش آمد. 8. به بنیادگذار انقلاب ایران، روح الله خمینی، اشاره دارد که نامی پُرآوازه دارد. 9. هاشم تبار نخست، سیّد علی خامنه ای، رهبر کنونی انقلاب ایران می باشد، و هاشم تبار دوم، آخرین رهبر انقلاب ایران است که در آینده به قدرت می رسد. 10. رک: مژدۀ ظهور، ج 1، ص 6- 65. 11. رک: مژدۀ ظهور، ج 1، ص 40. 12. رک: http://www.centralclubs.com 13. در این باره، در کتاب: مژدۀ ظهور، ج 1، ص 5- 103، مبحث «نشانه های نجومی»، به طور مفصّل، توضیح داده ایم. پیشگویی حوادث آخرالزمان http://www.pishgooei.persianblog.ir احادیث مبحث «انقلاب ایران، پدیده ای شگفت انگیز در آخرالزمان» 2. عن عبدالله بن مسعود، قال لنا رسول الله(صلّى الله علیه وسلّم): اُحذّرکم سبع فتن تکون بعدی؛ فتنة تقبل من المدینة، و فتنة بمکّة، و فتنة تقبل من الیمن، و فتنة تقبل من الشام، و فتنة تقبل من المشرق، و فتنة من قبل المغرب، و فتنة من بطن الشام، و هی فتنة السفیانی (الفتن، ص 31، الجزء 1، ح 85). 3. عن کعب، قال: تکون بالشام فتنة تسفک فیها الدماء و تقطع فیها الأرحام و تهرج(1) فیها الأموال، ثمّ تتبعها الشرقیّة (الفتن، ص 127، الجزء 3، ح 528). 5. عن کعب، قال: تکون فتن ثلاث کأمسکم الذاهب؛ فتنة تکون بالشام، ثمّ الشرقیّة -هلاک الملوک-، ثمّ تتبعها الغربیّة، و ذکر الرایات الصفر، قال: و الغربیّة هی العمیاء (الفتن، ص 33، الجزء 1، ح 95). 6. عن کعب، قال: تکون بعد فتنة شامیّة، الشرقیّة - هلاک الملوک و ذلّ العرب- حتّى یخرج أهل المغرب (الفتن، ص 133، الجزء 3، ح 547). |
|||
|
۲۳:۰۴, ۱۰/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مهر/۹۱ ۲۳:۱۰ توسط Ahmad-A.R.M.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
قیام حسینی خراسانی
از جمله نشانه های حتمی ظهور امام مهدی(علیه السلام) خروج حسینی خراسانی در خراسان، هم زمان با خروج حسینی یمانی در یمن و سفیانی شامی در دمشق است. نقش خراسان در برافراشتن پرچم هدایت سرزمین خراسان، با داشتن مردمانی سختکوش، دلیر و جنگجو، در پیشبرد اهداف یاران امام مهدی(علیه السلام) و برپایی حکومت آن بزرگوار از جایگاهی ویژه برخوردار است. زُرارَة بن اَعیَن می گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود: اهل خراسان پرچمهای ما هستند...(1). معروف بن خَرََّبوذ می گوید: هرگز بر ابی جعفر باقر(علیه السلام) وارد نشدیم، مگر آنکه فرمود: خراسان خراسان، سجستان سجستان! گویا ما را با آن مژده می داد(2). یاقوت حموی می گوید: از شریک بن عبدالله روایت شده است: خراسان جعبۀ تیرهای خداوند است. هر گاه خداوند بر گروهی خشمگین شود، با ایشان (خراسانیان) آنان را تیرباران می کند. و در حدیثی دیگر [آمده است]: از خراسان پرچمی در جاهلیّت و اسلام خارج نشده است که بازگردانده شود، مگر آنگه به پایانش رسیده باشد(3). 1. بحار الأنوار، ج 57، ب 36، ح 30. 2. الغیبة، ص 282، ب 14، ح 51 . 3. معجم البلدان، جزء 2، ص 219، «خراسان». زمینه سازان حکومت امام مهدی(علیه السلام) بر اساس مدارک و منابع معتبر اسلامی، زمینه سازان حکومت امام مهدی(علیه السلام) در مشرق زمین قیام می کنند. رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) می فرماید: مردمی از مشرق خروج می کنند که برای مهدی زمینه را فراهم می سازند(1). نیز از امام علی(علیه السلام) روایت شده است: ... آغاز [کار] مهدی از سوی مشرق است، و هر گاه چنین شد، سفیانی خروج می کند...(2). شایان توجّه است، هر چند واژۀ «مشرق» و «شرق»، نزد عربها و در احادیث اسلامی، تمام سرزمینهایی که در شرق منطقۀ حجاز، عراق و شام قرار گرفته اند، از ایران تا چین، را در بر می گیرد، در برخی روایات مرتبط با ظهور امام مهدی(علیه السلام)، مراد از این دو لفظ، کشور ایران و در بعضی دیگر، شامل کشور چین و سرزمین خراسان بزرگ است که امروزه کشورهای ایران، افغانستان، ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان بخشهایی از آن را در خاک خود دارند و تا مرزهای غربی چین و هند امتداد می یابد. 1. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، کتاب فتن، ب 34، ح 4080. 2. بحار الأنوار، ج 52، ب 25، ح 142. زمان خروج خراسانی هرچند در روایات اسلامی، از زمان دقیق خروج خراسانی سخن به میان نیامده است، از احادیثی که از قیام سفیانی در ماه رجب و همزمان بودن خروج سفیانی، یمانی و خراسانی خبر می دهند، آشکارا می توان دریافت که این حادثۀ بزرگ در ماه رجب سال پیش از قیام امام مهدی(علیه السلام) رخ می دهد. البتّه از روایات اسلامی چنین بر می آید که برخی اقدامات خراسانی و سفیانی و شاید یمانی، چند ماه پیش از رجب، آغاز می گردد و در این ماه، شخصیّت خراسانی و دو قیامگر دیگر برای مردم شناخته شده و با آنان برای اجرای برنامه هایی که دارند، پیمان بسته می شود. امام باقر(علیهالسلام) می فرماید: خروج سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز، رشته ای است مانند رشتۀ مهره ها که یکی به دنبال دیگری می آید. پس، از هر سو سختی خواهد بود. وای بر کسی که با آنان مخالفت ورزد....(1). امام صادق(علیهالسلام) فرمود: ... از امور حتمی، خروج سفیانی در ماه رجب است(2). بر اساس روایتی از وَلید، حرکت خراسانی پس از طلوع ستاره ای دنباله دار در ماه صفر و ماههای بعد از آن خواهد بود: ... بیگمان ستارهای که از نشانههاست، ستارهای خواهد بود که در ماه صفر و دو ربیع یا در رجب در آفاق گردش میکند، و در آن هنگام، خاقان با ترکها حرکت می کند و در پیِ او رومیها هستند که با پرچمها و صلیبها ظاهر می شوند...(3). خاقان به معنای پادشاه بزرگ و کلمه ای ترکی است که در قدیم لقب پادشاهان چین و ترکستان بود(4). در این حدیث، مراد از «خاقان»، حسینی خراسانی است که رهبری ترکهای شورشی در استان سین کیانگ چین را بر عهده می گیرد و به خراسان می آید و مقصود از «رومیها»، نیروهای متّحد غربی مسیحی اند که وارد رمله در فلسطین می شوند. 1. الغیبة، ص ۲۶۴، ب ۱۴، ح ۱۳. 2. الغیبة، ص ۳۱۱، ب ۱۸، ح ۲. 3. الفتن، ص 152، جزء 3، ذیل ح 620. 4. غیاث اللغات، «خاقان»، با حذف و تصرّف اندک. جایگاه آغاز مبارزات و قیام خراسانی بر اساس روایات اسلامی، شروع مبارزات زمینه سازان حکومت امام مهدی(علیه السلام) در منطقه ای دور از سرزمینهای عربی اسلامی و در کشور چین خواهد بود. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) فرمود: ما خانواده ای هستیم که خدای عزّ و جلّ برای ما آخرت را بر دنیا برگزیده است، و به زودی خانواده ام پس از من، دچار دوری و کوچیدن در سرزمینها می شوند، تا آنکه پرچمهای سیاهی از مشرق برافراشته شوند. پس حق را طلب می کنند، به ایشان داده نمی شود، و کارزار می کنند و یاری می یابند و در نتیجه، داده می شوند آنچه را که خواسته بودند. پس هر کس از شما یا فرزندانتان به آنان رسید، باید نزد ایشان برود اگر چه با خزیدن روی برف باشد؛ زیرا آنها پرچمهای هدایتی اند که به دست مردی از خاندانم سپرده می شوند که زمین را از قسط و عدل سرشار خواهد کرد، چنان که از جور و ظلم لبریز شده است(1). امام باقر(علیه السلام) می فرماید: گویا می بینم که از دورترین سرزمینهای مشرق، از شهری که به آن «شیلا»(2) گفته می شود، گروهی قیام کرده و حقّ خود را از اهل چین می خواهند، امّا به آنان داده نمی شود؛ دگر باره آن را طلب می کنند و همچنان محروم می مانند. چون کار را چنین دیدند، شمشیرهای خود را بر دوشهاشان می گذارند و با آنان می جنگند. در نتیجه، چینیها راضی می شوند آنچه را این گروه خواسته اند، بدهند، امّا ایشان نمی پذیرند(3) و عدّۀ زیادی از آنان را می کشند. سپس تمام سرزمینهای ترکها(4) و هندیان(5) را تصرّف می کنند و به سوی خراسان می آیند و تسلیم آنجا را از مردم آن سامان می خواهند، امّا به مقصود نمی رسند. در نتیجه، خراسان را به زور می گیرند و چیزی جز دادن حکومت به صاحب شما (امام مهدی علیه السلام) نمی خواهند. در این هنگام، سفیانی خروج می کند و آنان با او درگیر و همگی کشته می شوند. امّا هم آنان و هم کشندگانشان (سپاهیان سفیانی) با دعای صاحب شما به دنیا باز می گردند و ایشان از آنان انتقام می گیرند و تا پایان دنیا در حکومت او زندگی می کنند(6). بی تردید، این حدیث به مبارزات استقلال طلبانۀ مسلمانان ترک نژاد در استان سین کیانگ چین در عصر حاضر اشاره دارد. گفتنی است، یاران خراسانی در ابتدا گروهی از مسلمانان مبارز چینی می باشند که بیشترشان اهل سنّت اند و ماهها و بلکه سالها پیش از ظهور خراسانی، شورش خود را در استان سین کیانگ، با هدف کسب استقلال از دولت چین، آغاز کرده اند و پس از انتخاب حسینی خراسانی به رهبری خود، در هدفشان تغییر ایجاد می گردد و سپس به مولتان در پاکستان می آیند و پس از اسقرار در سرزمین خراسان و تشکیل دولت، برای پیوستن به امام مهدی(علیه السلام)، به سوی عراق لشکرکشی می کنند. امام علی(علیه السلام) نیز فرموده است: ... پس هر گاه آن شخص به پا خاسته ای که از چین و مولتان(7) آمده است، در خراسان قیام کند، سفیانی لشکرهایش را به سوی او می فرستد...(8). تبیع گفته است: خارج می شوند پرچمهای سیاه از خراسان با گروهی از ضعیفان؛ گرد هم می آیند و خداوند با یاری اش ایشان را تأیید می کند. سپس در پیِ آن، اهل مغرب بر می شورند(9). گفتنی است، مراد از «اهل مغرب»، نیروهای عربی اند که از طرف غرب مصر و کشورهای شمال غربی افریقا، ابتدا وارد مصر و سپس شام می شوند و پس از شکست خوردن از سفیانی، گروهی از آنان به لشکریان سفیانی می پیوندند. مؤلّف «البدء و التاریخ»، ضمن بیان روایتی از ابن عبّاس، در بارۀ صاحبان پرچمهای سیاه و مهیّاگران حکومت مهدی(علیه السلام) در مشرق، از برخی صاحب نظران چنین نقل کرده است: ... بی گمان، نقطۀ آغاز حرکت آنها (پرچمهای سیاه) از کشور چین و ناحیه ای که به آن «ختن»(10) گفته می شود، خواهد بود. در آنجا گروهی از فرزندان فاطمه(علیها السلام) از نسل حسین بن علی هستند...(11). از روایاتی که در بارۀ قیام اهل مشرق زمین و حسینی خراسانی نقل کردیم، چنین برمی آید که آغاز مبارزات اهل مشرق، در چین و قیام حسینی خراسانی در ماه رجب، در سرزمین خراسان خواهد بود. 1. دلائل الإمامة، ص 446، ح 420. 2. شیلا یا سیلا نامی بود که در قدیم بر شبه جزیرۀ کره اطلاق می گردید. به عنوان نمونه، در مروج الذهب، ج 1، ص 6- 155، می خوانیم: «پس از آبادیهای چین، به سوی دریا سرزمینهایی که شناخته شده و وصف شده باشند، وجود ندارند، جز سرزمینهای سیلا و جزایر آن...». با توجّه به آنکه میان کرۀ شمالی و همسایه اش چین اختلافی وجود ندارد، نمی تواند مراد از «شیلا»- در متن حدیث یادشده - کرۀ شمالی باشد. بنا بر این، با توجّه به متون روایات اسلامی و توضیحات برخی نویسندگان مسلمان و مبارزات استقلال خواهانۀ مسلمانان ترک نژاد استان سین کیانگ با دولت چین، باید گفت، «شیلا» نام سرزمینی در ختن یا مناطق نزدیک به آن است که اکنون این نام کاربرد ندارد و یا ما از آن بی خبریم. البتّه این احتمال نیز وجود دارد که «شیلا» در اصل همان «شیملا» - شهر و منطقه ای کوهستانی و سرسبز در شمال غربی هند - باشد و در ضبط کلمه اشتباهی روی داده است. همچنین احتمال دارد نام منطقه ای در کشمیر هند باشد که مجاور منطقۀ ختن در استان سین کیانگ است. 3. به نظر می رسد، دلیل رویگردانی این گروه از گرفتن حقّشان آن باشد که در این هنگام، با آشکارشدن برخی نشانه های مهمّ ظهور و نزدیک شدن آن و با انتخاب رهبری از نسل امام حسین(علیه السلام)، شوق دیدار امام مهدی(علیه السلام) آنان را از ماندن در وطن و حکومت بر آن باز می دارد. 4. به استان سین کیانگ و مناطق ترک نشین اطراف اشاره دارد. 5. به هند، پاکستان و بنگلادش اشاره دارد که در گذشته جزء یک کشور بودند. 6. منتخب کفایة المهتدی، ص 4 - 3، ح 2. 7. مولتان منطقه ای در شرق پاکستان و در همسایگی هند است. اکنون در آنجا و مناطق اطرافش شمار زیادی از شیعیان مخلص و منتظر ظهور امام مهدی(علیه السلام) زندگی می کنند. 8 . إلزام الناصب، ج 2، ص 133. 9. الفتن، ص 214، جزء 4، ذیل ح 856. 10. خُتَن شهر و منطقه ای در بلاد ترکستان چین و نزدیک مرزهای جامو و کشمیر است. ختن امروزه در استان سین کیانگ در غرب چین قرار دارد که بیشترین جمعیّت آن را مسلمانان ترک تبار تشکیل می دهند. 11. البدء و التاریخ، ج 2، ص 175، ف 9. مدّت زمان قیام خراسانی امام علی(علیه السلام) می فرماید: ... پیش از مهدی مردی از خاندان او در مشرق خروج می کند که شمشیر را هشت ماه بر دوشش می نهد، می کشد، تکّه تکّه می کند و به سوی بیت المقدس روی می آورد، امّا پس از مرگش به آنجا می رسد(1). گفتنی است، از این روایت و از حدیثی که پیشتر، از امام باقر(علیه السلام) نقل کرده بودیم، چنین برمی آید که حسینی خراسانی و گروهی از یارانش، پس از هشت ماه جهاد در راه خدا، در نبرد با سفیانی و سپاهیانش برای آزادسازی قدس، به شهادت می رسند و سرانجام با دعای امام مهدی(علیه السلام)، وی و دیگر یاران شهیدش زنده می شوند. نیز شایستۀ یادآوری است، با توجّه به آنکه زمان آغاز قیام حسینی خراسانی ماه رجب سال پیش از قیام امام مهدی(علیه السلام)، می باشد، می توان به طور تقریبی شهادت آن بزرگوار را در ماه ربیع الأوّل سال قیام دانست. 1. الفتن، ص 222، جزء 5، ح 874. بسیاری از مترجمان، عبارت پایانی حدیث - «فلایبلغه حتّی یموت» - را «او می میرد و به بیت المقدس نمی رسد» ترجمه کرده اند، ولی چنان که یکی از دوستان دانشمند و ادیب ما یادآور شده است، با دقّت در دستور زبان عربی و با توجّه به آنکه استثنای پس از نفی مفید ایجاب است، باید معنای فراز مورد بحث آن باشد که حسینی خراسانی به بیت المقدس می رسد بی آنکه زنده باشد. پرچم خراسانی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) می فرماید: پرچمهای سیاهی از آنِ بنی عبّاس از مشرق خارج می شوند و آن مقدار که خدا بخواهد، ماندگارند. سپس پرچمهای سیاه کوچکی از مشرق بیرون می آیند که با مردی از فرزندان ابوسفیان و یارانش کارزار می کنند و فرمانبرداری را به مهدی می سپارند(1). از محمّد بن حنفیّه نقل شده است: پرچم سیاهی برای بنی عبّاس خارج خواهد شد. سپس [پرچم] سیاه دیگری از خراسان خارج خواهد شد که کلاههایشان سیاه و لباسهایشان سفید است و پیشاپیش ایشان مردی از تمیم است که به او شعیب بن صالح بن شعیب گفته می شود. یاران سفیانی را شکست می دهند تا آنکه در بیت المقدس فرود آید و زمینۀ فرمانروایی مهدی را فراهم سازد و سیسد نفر از شام به او می پیوندد. میان خروج او تا آنکه کار را به مهدی بسپارد، هفتاد دو ماه خواهد بود(2). گفتنی است، نگارنده تا کنون روایتی که زمان دقیق خروج شعیب بن صالح و فاصلۀ آن تا افتادن کار به دست امام مهدی(علیه السلام) را مشخّص کرده باشد، نیافته است و تنها روایتی که در آن از فاصلۀ 72 ماهه میان خروج شعیب بن صالح تا افتادن کار به دست امام مهدی(علیه السلام) سخن به میان آمده است، همین حدیث نقل شده از محمّد بن حنفیّه می باشد که چون مخالف با دیگر روایاتی است که از مجموع آنها فاصلۀ کوتاه چند ماهه میان خروج شعیب بن صالح و سپردن کارها به امام مهدی(علیه السلام) دانسته می شود، از پذیرش بخش پایانیِ آن سر باز می زنیم. اَصبَغ بن نباتَه می گوید: از امیر مؤمنان(علیه السلام) شنیدم که فرمود: ... از مشرق زمین پرچمهایی بی نقش و نگار روی می آورند که از جنس پنبه، کتان و ابریشم نیستند. بر بالای نیزه مهر سرور بزرگ زده شده است. مردی از آل محمّد این پرچمها را به پیش می رانَد. پرچمهایی که در مشرق ظاهر می شوند، بوی آنها، چون بوی مشک پُربو در مغرب به مشام و ترس یک ماه پیشاپیش آنها فرا می رسد تا اینکه آن سپاه وارد کوفه شوند، در حالی که انتقام خون پدرانشان را می خواهند...(3). به نظر می رسد...... 1. الفتن، ص 216، جزء 4، ح 862. 2. الفتن، ص 213، جزء 4، ح 851. 3. بحار الأنوار، ج 52، ص 274، ب 25، ح 167. خصوصیّات فردی خراسانی تبار خراسانی خراسانی از نسل امام سوم شیعیان، حسین(علیه السلام) بوده و حسینی تبار است. از عبد الله بن عمر نقل شده است: مردی از فرزندان حسین از سوی مشرق خروج می کند که اگر کوهها با او رویارویی کنند، نابودشان می سازد و راههایی در آنها می گشاید(1). 1. الفتن، ص 263، جزء 5، ح 1035. نام خراسانی نگارنده تا کنون روایتی را که از خراسانی نام برده باشد، نیافته است. شهرت خراسانی در روایات اسلامی از قیام کننده در خراسان با تعابیری مانند: «مشرقی»، «خراسانی»، «فرمانروای خراسانی»، «هاشمی» و «دروکننده» یاد شده است. نگارنده نیز، به دلیل آنکه این بزرگوار از نسل امام حسین(علیه السلام) است، واژۀ «حسینی» را در بارۀ وی به کار برده است. نشانه های بدنی خراسانی از امتیازهای حسینی خراسانی نسبت به دیگر قیامگران پیش از ظهور امام مهدی(علیه السلام)، وجود خالی در نقطه ای خاص از بدن این سیّد بزرگوار است و گویا همین نشانه، سبب شناسایی وی نزد یارانش و دیگر مؤمنانی که با او رو به رو می شوند، می گردد. در بارۀ جایگاه قرارگرفتن خال در بدن خراسانی، در روایاتی که به دست ما رسیده اند، بر اثر اشتباه در شنیدن یا نگارش متن حدیث، اختلافاتی به چشم می خورد که برخی با دیگری قابل جمع است و بعضی نیز با دیگری معارض است. در الفتن نعیم بن حمّاد، دو روایت از طریق جابر جُعفی از امام باقر(علیه السلام) نقل شده که در هر دو «بکفّه الیمنی خالٌ»(1) - در کفّ دست راستش خالی است - آمده است. همچنین دو حدیت دیگر از طریق ابی رومان از امام علی(علیه السلام) آورده شده که در اوّل «فی کتفه الیسری خالٌ»(2) - در کتف چپش خالی است- و در دوم «فی کفّه الیسری خالٌ»(3) - در کفّ دست چپش خالی است- ثبت شده است(2). البـتّه با توجّه به آنکه در دو روایت دیگر هم «بکفّه» وجود دارد و در عقد الدرر نیز، عبارت حدیث اوّل از امام علی(علیه السلام)، به صورت «فی کفّه الیسری خالٌ» از الفتن ابن حمّاد نقل شده، می توان چنین نتیجه گرفت که خال در کفّ دست حسینی خراسانی است، امّا دست چپ یا راست را خدا داناست. و بی تردید، وجود خال در کفّ دست، کمیابتر از خال در بازو، کتف و یا صورت است. 1. رک: الفتن، ص 214، جزء 4، ح 857 و ص 218، جزء 4، ح 869. 2. رک: الفتن، ص 216، جزء 4، ح 863 . 3. رک: الفتن، ص 221، جزء 5، ح 870. سنّ خراسانی طبق روایات اسلامی، حسینی خراسانی جوان می باشد. پیوستن سمرقندی به خراسانی کمی پس از ظاهرشدن حسینی خراسانی در چین، جوانی به نام شعیب ابتدا در تالقان ظاهر می شود و در سمرقند خروج می کند و نیروهایی گرد وی جمع می شوند و هنگامی که خراسانی و لشکرش از چین و ملتان خارج شده و به خراسان رسیدند، شعیب و یارانش به خراسانی می پیوندند و خراسانی شعیب را به دلیل ایمان، شجاعت و جنگجویی اش، فرماندۀ لشکر خود قرار می دهد(1). 1. شعیب بن صالح، پس از ورود به ایران، فرماندۀ ارتش حسنی گیلانی و پس از پیوستن به امام مهدی(علیه السلام)، فرماندۀ سپاهیان آن بزرگوار برای آزادسازی قدس شریف می شود. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) فرمود: مردی از آن سوی نهر خروج می کند که به او حارث بن حرّاث (دروکننده پسر بسیار دروکننده) گفته می شود و پیشاپیشش مردی است که به او منصور (یاری شده) گفته می شود. وی برای آل محمّد زمینه چینی می کند یا آنان را به قدرت می رساند، چنان که قریش رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) را به قدرت رساندند. بر هر مؤمنی یاری او - یا فرمود: پاسخ دادن به او - واجب است(1). گفتنی است، اعراب مسلمان سرزمینهای آن سوی رود جیحون را ماوراءالنهر یا هَیطَل می نامیدند و سمرقند یکی از مناطق مهم و مشهور آن است و پس از خروج شعیب بن صالح در این شهر، حسینی خراسانی در همان جا به او می پیوندد و نیروهایشان را برای آزادسازی عراق بسیج می کنند. نیز شایستۀ یادآوری است، «حارث» لقب حسینی خراسانی و «منصور» لقب شعیب بن صالح سمرقندی است، و یادآوری زمینه سازی قریش برای رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) و زمینه سازی منصور برای حارث، در این روایت، به این نکته اشاره دارد که حارث از نسل پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله) و منصور از قبیلۀ قریش است. میان مرّیخ (بهرام) و زحل (کیوان) هر دو سال یک بار مقارنه رخ میدهد. امام علی(علیهالسّلام)، حرکت نیروهای خراسانی و شعیب بن صالح از سمرقند به سوی عراق را در پیِ مقارنۀ کامل این دو ستاره(1) در سال پیش از قیام امام مهدی(علیه السلام) می داند: . . . آگاه باشید، شما پس از مدّتی، زمانی کوتاه خواهید داشت که در آن، گوشهای از گفتارهای من و نیز انواع برهان و درستی آنها برای شما، هنگام طلوع بهرام و کیوان با اقتران دقیق(1) آشکار خواهد شد. در این هنگام، لرزشها و زلزلهها پیاپی رخ خواهند داد و از ساحل جیحون به سوی بیابان بابل پرچمهایی روی میآورند . . .(2). 1. از دیدگاه منجّمین قدیم، اقتران دقیق آن است که دو ستاره، در یک برج، به یک درجه و دقیقه جمع شوند، و به تعبیر منجّمین جدید، فاصلۀ آنها، در نگاه ناظر زمینی، کمتر از پنج درجۀ نجومی باشد. 2. مشارق أنوار الیقین، ص 266، خطبۀ تَطَنْجیّه. ابن حمّاد از گروهی از راویان حدیث چنین نقل کرده است: ... پس خروج می کند [هاشمی] با اهل خراسان در حالی که پیشاپیشش مردی از بنی تمیم، از وابستگانشان، قرار دارد که زرد چهره، کوسه و کم ریش است و هنگامی که خبر خروج او (هاشمی) به وی (سمرقندی) رسید، با پنج هزار نفر به سویش می رود و با او پیمان می بندد. پس او (هاشمی) وی (سمرقندی) را پیشاپیش [سپاه] خود قرار می دهد...(1). 1. الفتن، ص 22 - 221، جزء 5، ح 871. رنگ لباس و پرچم سمرقندی .................................................................................... نوع سلاح سمرقندی پیامبر اسلام(صلّیاللهعلیهوآله) روزی به جعفر بن ابیطالب، پسر عموی خود و برادر بزرگتر امام علی(علیهالسّلام)، در بارۀ شخصی از نسل وی که در آخرالزّمان پرچم پیروزی را به قائم(علیهالسّلام) میدهد، چنین مژده داد: او کسی است که . . . شمشیرش مانند شعلة آتش است. . .(1). شخص مورد نظر در این حدیث، کسی جز شعیب بن صالح سمرقندی نیست که مانند دیگر نظامیان معاصر خود، از سلاحهای آتشین امروزی بهره میگیرد. 1. الغیبة، ص256، ب 14، ح 1. خصوصیّات فردی سمرقندی تبار سمرقندی شعیب بن صالح از نسل جعفر بن ابی طالب، پسر عموی پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله) می باشد و هاشم تبار و قرشی است. نام سمرقندی نام سردار لشکر خراسانی، شعیب و نام پدرش صالح می باشد. شایان توجّه است، گذاردن نام شعیب بر فرزندان در افغانستان بسیار متداول است. شهرت سمرقندی از این مرد در احادیث اسلامی با تعابیری مانند: منصور (یاری شده)، تمیمی، ابوالطّهوی و سمرقندی یاد شده است. قیافه و اندام سمرقندی بر اساس روایات اسلامی، شعیب بن صالح مردی میانه قامت، گندمگون و کوسه(1) است. 1. کوسه در زبان عرب به کسی می گویند که ریشش در قسمت چانه روییده باشد نه در دو طرف گونه. چنان که می دانید، مردم بسیاری از مناطق آسیای میانه، از جمله سمرقند و تالقان، کوسه می باشند. سنّ سمرقندی در برخی روایات، واژۀ «حدیث السن» - تازه سن - در بارۀ شعیب به کار رفته است که نشان می دهد وی تازه جوان بوده و خراسانی از او بزرگتر است. زادگاه سمرقندی هر چند در روایات اسلامی به محلّ تولّد شعیب بن صالح، تصریح نشده، مؤلّف «البدء و التاریخ» از برخی صاحب نظران چنین نقل کرده است: ... پیشاپیش او (هاشمی) مردی کوسه از تمیم است که به او «شعیب بن صالح» گفته می شود و زادگاهش تالقان است(1). 1. البدء و التاریخ، ج 2، ص 6- 175، ف 9. قبیلۀ سمرقندی اگر چه شعیب بن صالح در اصل از قبیلۀ بنی هاشم و قرشی می باشد، به دلیل آنکه خودش یا پدرانش مدّتی در میان بنی تمیم زندگی کرده اند و به آنان خدمت نموده یا آز آنان زن گرفته اند، «از تمیم» یا «وابستۀ به تمیم» به شمار آمده است(1). گفتنی است، قبیلۀ بنی تمیم از قبایل کهن و مشهور عرب اند که ابتدا در شبه جزیرۀ عربستان ساکن بودند و سپس در سرزمینهای اسلامی، از جمله خراسان، پراکنده شدند و به گفتۀ مورّخان، تا دورۀ عبّاسیان، بیشتر عربهای ساکن در خراسان از بنی تمیم بودند. 1. در میان قبایل عرب رسم بر این بوده که اگر کسی وارد قبیله ای می شد و مدّتی به آن قبیله خدمت و یا با فردی از آن قبیله ازدواج می کرد، او را وابستۀ به قبیلۀ خود و یا جزء آن قبیله به شمار می آوردند. نوجوان زندانی امام علی(علیه السلام) به نوجوانی زندانی اشاره می فرماید که به نظر می رسد همان شعیب بن صالح باشد: ... سپس نوجوانی از زندان بیرون می آید که افراد آنان (دشمنان) را نابود و زورمندانشان را اسیر می کند و ایشان را تا بیت المقدس به عقب می راند و یاری شده، استوار و شادمانه باز می گردد...(1). 1. إلزام الناصب، ج 2، ص 197، خطبۀ بیان 3. گنجهای تالقان در احادیث اسلامی، از شعیب بن صالح و یاران تالقانی اش، به «گنجهایی که از جنس تلا و نقره نیستند»، تعبیر شده است. یعنی همان گونه که گنجهای تلا و نقره تا زمانی که کشف نشده اند، در دل خاک پنهان اند و کسی به آنها توجّه نمی کند، این گنجهای انسانی نیز تا زمانی که در گمنامی به سر بُرده و قیام نکرده اند، از دید مردم پنهان و ارزش آنان ناشناخته است. امام علی(علیه السلام)، ضمن پیشگویی در بارۀ برخی سرزمینهای مشرق زمین در آخرالزمان، پس از بخارا، سمرقند و بلخ و پیش از هرات، چنین می فرماید: ... شگفت از تو ای تالقان؛ زیرا بی گمان، برای خدای عزیز و جلیل در آنجا گنجهای اند که از جنس تلا و نقره نیستند، امّا در آنجا مردان مؤمنی وجود دارند که خدا را چنان که باید شناخت، شناخته اند. اینان یاوران مهدی در آخرالزمان اند...(1). در روایتی دیگر ...... 1. الفتوح، ج 2، ص 9 – 78. گفتنی است، مراد از «تالقان»، در تمام روایات اسلامی مرتبط با قیام گروهی از یاران امام مهدی(علیه السلام) در آخرالزمان، همان تالقان خراسان، مرکز استان تَخار، در شمال شرقی کشور افغانستان می باشد و ارتباطی با تالقان قزوین که در 120 کیلومتری شمال غربی تهران قرار گرفته است، ندارد(1). نیز شایستۀ یادآوری است، اکنون بیشتر مردم منطقۀ تالقان افغانستان سنّی مذهب و از اقوام تاجیک، ازبک و پشتون اند و گروه اندکی از شیعیان مخلص از قوم هزاره نیز در آنجا زندگی می کنند. 1. بر اساس تحقیق نگارنده، در احادیث اسلامی مرتبط با حوادث آخرالزمان، تنها در یک مورد، در ضمن خبری که ابراهیم بن مهزیار اهوازی از صاحبالزّمان(علیهالسّلام) نقل کرده، از تالقان ایران نام برده شده است (در این باره، نک: مبحث «جنگ امریکا و متّحدانش با ایران، پیشگوییهای روایات اسلامی»). محلّ ظاهرشدن سمرقندی امام علی(علیه السلام) می فرماید: هنگامی که ... لشکرهای خراسان به حرکت درآیند و شعیب بن صالح تمیمی از دل تالقان بیرون آید(1)...(2). امام علی(علیه السلام) در سخنی دیگر، ضمن اشاره به جغرافیای طبیعی محلّ زندگی شعیب، گویا می خواهد این جوانمرد گمنام را به شیری که از بیشه خارج می شود، تشبیه کند: ... سپس بیرون می آید شعیب بن صالح از میان نی و بیشه ها...(3). جالب است بدانید، تالقان افغانستان منطقه ای آبخیز و مرطوب بوده و پُر از تالاب و نیزار است که در سالهای اخیر مردم آنجا بسیاری از این تالابها و نیزارها را برای کاشت برنج به زمینهای کشاورزی تبدیل کرده اند. 1. در متن نسخۀ چاپی مشارق الأنوار در اینجا «تبع» - پیروی کند- ثبت شده است، ولی، چنان که یکی از دوستان دانشمند ما یادآور شدند، بهتر آن است «نبغ» - بیرون آید- باشد. 2. مشارق الأنوار، ص 266، خطبۀ افتخار. 3. إلزام الناصب، ج 2، ص 160، خطبة البیان 1. زمان خروج سمرقندی ............................................... جایگاه آغاز خروج سمرقندی شعیب بن صالح، در منطقۀ ماوراء النهر، در شهر سمرقند، که اکنون از شهرهای بزرگ و پُرجمعیّت کشور ازبکستان است، خروج می کند و به همین دلیل، به او سمرقندی می گویند. البتّه این احتمال نیز وجود دارد که شعیب بن صالح در اصل اهل سمرقند باشد که به تالقان نزدیک است. امام زین العابدین(علیه السلام)، در بیان نشانه های خروج امام مهدی(علیه السلام)، می فرماید: ... سپس خروج شعیب بن صالح از سمرقند خواهد بود...(1). 1. بحار الأنوار، ج 52، ص 213، ب 25، ح 65. استفاده سمرقندی از سلاحهای متداول از احادیث اسلامی چنین بر می آید که شعیب بن صالح سمرقندی، از سلاحهای آتشین متداول در آخرالزمان، مانند موشک، توپ و تفنگ، بهره می گیرد. پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله) در وصف شعیب بن صالح چنین می فرماید: او کسی است که ... شمشیرش مانند شعلۀ آتش است...(1). 1. الغیبة، ص 256، ب 14، ح 1. و از همان « اربعین میر لوحی » از امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: « هر گاه قیام کند، قیام کنند به خراسان همان کس که از چین و ملتان آمده، سفیانی لشکری به سوی وی بفرستد پس غلبه بر وی نکند ». ورود خراسانی و سمرقندی به ایران خراسانی و سمرقندی، پس از چیره شدن بر افغانستان، ازبکستان و ترکمنستان، به سوی ایران می آیند و با در هم شکستن مقاومت نیروهای مخالف خود، نیشابور را فتح می کنند و در آنجا مستقر می شوند. در این هنگام، حسنی گیلانی، که تازه در منطقۀ دیلم قیام کرده، از همۀ حقجویان یاری می طلبد و ابتدا اهل دیلم و سپس نیروهای خراسانی به او پاسخ مثبت می دهند و حسینی خراسانی بخشی از نیروهایش را به فرماندهی شعیب بن صالح برای کمک به حسنی گیلانی به طرف ری می فرستد و خود نیز به سوی این شهر حرکت می کند. فعلا باشد. خراسانی و سمرقندی، پس از چیره شدن بر افغانستان، ازبکستان و ترکمنستان، به سوی ایران می آیند و با در هم شکستن مقاومت نیروهای مخالف خود، از مرزهای شمال سرقی وارد بخشهایی از خاک ایران می شوند و در آنجا مستقر می شوند و سپس به طرف ری حرکت می کنند. در این هنگام، بخشی از نیروهای سفیانی نیز که از بغداد به سوی ایران اعزام شده اند، به ری می رسند، وپس از در گیری با زمامداران ری، با نیروهای خراسانی درگیر شده و میان دو گروه نبردی سخت درمی گیرد .در این هنگام، حسنی گیلانی، که تازه در منطقۀ دیلم قیام کرده، از همۀ حقجویان یاری می طلبد و ابتدا اهل دیلم و سپس نیروهای خراسانی به او پاسخ مثبت می دهند و حسینی خراسانی بخشی از نیروهایش را به فرماندهی شعیب بن صالح برای کمک به حسنی گیلانی به طرف ری می فرستد و خود نیز به سوی این شهر حرکت می کند. اینک اصل ماجرا را از زبان روایات اسلامی بشنوید: جابر جُعفی از امام باقر(علیه السلام) نقل کرده است: ... هاشمی در مسیر ری حرکت می کند. پس مردی از موالی (هواداران) که به او شعیب بن صالح گفته می شود، به طرف استخر به سوی اموی می رود...(1). در این حدیث، مراد از «هاشمی» همان حسینی خراسانی و «اموی» مردی از بنی امیّه و فرماندۀ لشکری است که سفیانی به سوی استخر فرستاده است. استخر...... 1. الفتن، ص 218، جزء 4، ح 869. در این هنگام، مبارزان سیستانی نیز به لشکر خراسانی می پیوندند ............................................................. شورش سمرقندی در ری حسن بصری می گوید: خروج می کند در ری، مردی میانه قامت، گندمگون، وابسته به بنی تمیم و کوسه که به او شعیب بن صالح گفته می شود، در میان چهار هزار نفر که لباسهاشان سفید و پرچمهاشان سیاه است. آن مرد پیشاپیش مهدی خواهد بود و کسی با وی روبه رو نمی شود، مگر آنکه او را درهم می شکند(1). البتـّه این شخص، با توجّه به آنکه در افغانستان زندگی می کند که بیشترشان پشتون اند و در متون زردشتیان نیز از وی با عنوان «پشوتن» یادشده بود(2)، می تواند از قوم شجاع و جنگجوی پشتون باشد؛ هرچند شیعیان تالقان از قوم هزاره اند. 1. الفتن، ص 214، جزء 4، ح 854. 2. رک: مبحث «نجات بخشان در آیین زردشتی، بهرام ورجاوند و پشوتن». ابن شوذَب می گوید: نزد حسن بودم، از حمص یادکردیم، پس گفت: آنان خوشبخت ترین مردم اند، با [به قدرت رسیدن] سیاه نشان اوّل، و بدبخت ترین مردم اند، با [به قدرت رسیدن] سیاه نشان دوم. گفتیم: ای اباسعید، سیاه نشان دوم کیان اند؟! گفت: ابوالطّهوی خروج می کند از سوی مشرق در میان هشتاد هزار نفر که دلهایشان پُر است، مانند فشردگی انار از دانه هایش، و نابودی سیاه نشانِ نخست به دست ایشان است(1). در این حدیث، «حسن» مکنّی به «ابا سعید» همان حسن بصری معروف است. مراد از سیاه نشان اوّل، بنی عبّاسی اند که در آخرالزمان به قدرت می رسند و سیاه نشان دوم نیروهای لشکر حسینی خراسانی اند. «ابوالطّهوی»، چنان که یکی از دوستان دانشمند ما با مراجعه به کتابهای لغت، به ویژه لسان العرب، دریافته است، یعنی شخصی که به قبیلۀ «طُهَیَّه» که از شاخه های بنی تمیم اند، منسوب است. بی تردید، این شخص همان شعیب بن صالح سمرقندی می باشد. 1. الفتن، ص 217، جزء 4، ح 868. pishgooei.persianblog.ir
|
|||
|
۲۳:۱۸, ۱۰/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مهر/۹۱ ۲۳:۱۹ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
احمدجان ممنون اما...
نقل قول:دومین فتنه، «فتنۀ شرقی» یا انقلاب ایران ضدّ نظام پادشاهی است که در 11 فوریه 1979 پیروز و سبب برکناری محمدّرضا پهلوی از قدرت و برپایی حکومت جمهوری در این کشور شد. طبق پیش بینیهای گوناگون، کمترین مدّت دوام فتنۀ شرقی 30 و مدّت میانگین دوام آن 36 و بیشترین مدّت دوامش 40 سال خواهد بود. الان میتونین ربط روایت رو با انقلاب سال 57 همسو کردین دلیل ارتباطشو توضیح بدین؟ از کجا این معلوم هست که فتنه مربوط به ماست؟ تو شرق مگه فقط ایران هست! البته از رو این آدرسی که مطالب رو کپی کردید بهتون حق میدم ... نقل قول:pishgooei.persianblog.ir |
|||
|
|
۳:۲۴, ۱۱/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۱ ۳:۳۷ توسط Ahmad-A.R.M.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
نقل قول:الان میتونین ربط روایت رو با انقلاب سال 57 همسو کردین دلیل ارتباطشو توضیح بدین؟والا اگر میدونستم و مطمئن بودم این مطلب رو اینجا نمیزاشتم یعنی من این مطلب رو گذاشتم که شما مشخص کنید که درست یا نه! حالا نمیدونم چطوره که بعضی ها که حالا لازمشون داریم نمیان بحث کنن |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








