کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 3.8 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هیچ کس از نقد مبرّا نیست!
۸:۰۸, ۲۳/مهر/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا
سلام به همه ی دوستان و همسنگران
استاد مطهری در کتاب «مسئله حجاب» می نویسد: معتقد بوده و هستم هیچ کس از نقد مبرّا نیست و هر مقام غیر معصومی که در وضع غیر قابل انتقاد قرار گیرد، هم برای خودش خطر است و هم برای اسلام.
شاید این روزها در تاپیک هایی دیده باشید که برخی از دوستان در پی راههایی سازنده در بهبودی فضای تالار را هستند و لزوما این کار به شرایطی نیاز مند است که ما گاهی از آن عدول می کنیم. هرچند به نظر می رسد قریب به اتفاق دوستان به دنبال رشد و تعالی در دیگران و محتوای مطالب هستند اما بیاییم با هم ببنیم که چه موانعی بر سر راه یک نقد منصفانه است؟. لذا از همه ی دوستان می خواهم تا ابتدا به اهمیت بررسی روشهای درست در انتقاد توجه داشته باشند. در این تاپیک قصداست تا با یک دید باز و عقلانی به مسئله ی نقد،نقادی، روشهای صحیح در انتقاد و مباحثی پیرامون آن بپردازیم. هرچند که در یکی از تاپیکها تاحدودی به این موضوع پرداخته شد اما آنچنان که باید به ارزش این مسئله بعنوان اولین قدم در راه یک گفتمان سازنده نپرداخت. روش صحیح انتقاد و انتقادپذیری
پذیرفتن این نکته هم ضروری به نظر می رسد که جای نقد در این بحثی که مطرح می شود نیز باز است و هرکدام از دوستان که انتقادی به همین مبحث دارند هم میتوانند نظرات خود را برای بهتر بررسی شدن این بحث مطرح نمایند.

ابتدا تعریف:
انتقاد نادرست احتمال رشد و پیشرفت را از بین می‌برد. این شیوه با تمرکز بر روی اعمال گذشته فرد روزنه هر نوع جبران و پرهیز از خطا را می‌بندد. وقت آن رسیده که در تعریف انتقاد تجدید نظر کنیم و بدین ترتیب مفهوم قبلی آن را تغییر داده، در روند انتقاد کردن و انتقاد شنیدن تحول و اصلاحاتی ایجاد کنیم. به تعاریف جدید توجه کنید:

انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به دیگران به نحوی که افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به کار برند. و یا انتقاد وسیله ای است برای تشویق و افزایش رشد فردی و روابط اجتماعی.


فکر می کنم باید در اولین گام به این مسئله بپردازیم که به طور معمول ما در برابر قضاوت افراد بیگانه آسیب پذیری بیشتری داریم. که هر فرد در طول حیات خود ممکن است بارها توسط دیگران مورد ارزیابی قرار گیرد. برخی از این ارزشیابی ها دارای جنبه های تشویقی و برخی دیگر منتقدانه است. انتقاد از دیگران در صورتیکه هوشمندانه انجام شود آثار بسیار مفیدی خواهد داشت، درغیر این صورت ممکن است با واکنش های منفی مختلف مواجه شود. این رفتار، هنری است که باید آموخت و بدون آگاهی از روش کاربرد آن زیان بار خواهد بود.

لذا ابتدا به انواع انتقاد می پردازیم.

انتقاد سازنده: این روش در بسیاری موارد می تواند جنبه ای سازنده و مثبت داشته باشد. اگر لحن انتقاد کننده دوستانه باشد بیشتر موثر واقع شده و شنونده بدون آنکه مورد حمله قرار گیرد از معایب خود مطلع می شود. بی تردید برای هیچکس خوشایند نیست که بشنود «بد غذا میخورید» و یا «در لباس پوشیدن بد سلیقه هستید». برای آنکه انتقاد سازنده و موثر باشد منتقد باید مواردی را رعایت کرده و پرسشهایی را مطرح کند که هر یک از آنها در رساندن وی به هدف خود نقش مثبتی ایفا کند. این سئوالات می بایست محتوای اطلاعاتی را که لازم است مبادله شوند در برگیرد. همانگونه که گفتن و چگونه گفتن ارتباط نزدیکی با هم دارند، محتوا و شیوه انتقاد نیز بر هم تاثیر گذارند. در تعیین محتوای یک انتقاد باید ابتدا از خود پرسید که از چه رفتاری می خواهیم انتقاد کنیم؟ این روش می تواند بسیار مفید واقع شود، زیرا از به کاربردن جملات کلی و کلمات پوچ و آزاردهنده ای چون «همیشه همین کار را می کنی»، «هیچ وقت به موقع نمی آیی» و جملاتی از این قبیل جلوگیری می شود. هنگامی که انتقاد از رفتار خاصی را با قاطعیت و به طور دقیق مطرح می کنیم برای انتقاد شونده این امکان را فراهم می سازیم که منظور ما را بدرستی درک کند. انتقادی که متوجه رفتار خاصی باشد می تواند منجر به گفتگویی دوجانبه شود تا اینکه به بحثی مبدل شود که حدود آن مشخص نیست.
انتقاد غیرمستقیم: انتقاد می تواند به صورت غیرمستقیم بیان شود. برای مثال اگر طرف مقابل شما خصوصیت بدی داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگویید «به نظر شما آدمهایی که دارای این خصوصیت اخلاقی هستند، غیرقابل تحمل نیستند؟» این شیوه انتقاد باعث می شود که یک حس هوشیاری در وی بیدار شود و وی متوجه شود که دارای چنین مشکلی است. حتماً این مثل را شنیده اید که می گوید «به در می گویند تا دیوار بشنود». این یک مثال متداول در فرهنگ ما برای ابراز همین موضوع است.
انتقاد همراه با تعریف و تمجید: در این روش ابتدا می توان به تعریف و تمجید ویژگی های ارزشمند فردی که مورد انتقاد است پرداخت.برای مثال «تو پسرخیلی باهوشی هستی». پس از کاربرد یک مقدمه مناسب نظر انتقادی خود را بیان و سعی کنید آن را در پوششی از سخنان خوب و دلپذیر قرار دهید. البته منظور شما اصلاً تملق نیست بلکه نخست خصوصیات خوب او را گوشزد کرده و بعد انتقاد خود را ابراز داشته اید.
انتقاد تهاجمی و صریح: رک بودن نشانه صراحت و صداقت است ولی همیشه برای مخاطب خوش آیند نیست بخصوص اگر خیلی ناپخته بیان شود. این نوع انتقاد نه تنها هیچ نوع سازندگی در بر ندارد بلکه شنونده را هم در موضع تدافعی قرار می دهد. بهتر است که انتقاد با بکارگیری یک سیاست درست انجام شود.
محکوم کردن: گاهی بجای انتقاد همراه با راهنمایی، انتقاد کننده مخاطب را در یک دادگاه یک طرفه محاکمه و محکوم می کند. او به خود این حق را می دهد که در مورد دیگران اظهار نظر کرده و الگوی فکری خود را به وی تحمیل کند. اینگونه برخوردها نه تنها سازنده نیست، بلکه بسیار نامناسب است.
انتقاد دیرتر از موعد: این گونه انتقادات، زمانی صورت می گیرد که هیچ کمکی به رفع مشکل نمی کند. به عبارت دیگر زمان برای جلوگیری از خطا وجود ندارد. بر هیچ کس پوشیده نیست که انتقاد در چنین زمانی برای جلوگیری از تکرار اشتباه بوده و اگر تشخیص داده شود که تاثیری در آینده نخواهد داشت، بهتر است هیچگاه ابراز نشود.

در ادامه به مسأله برطرف کردن عیب‌ها و راه‌های چاره و البته ذکر مبانی دینی آن خواهیم پرداخت.
امیدوارم در رشد و تعالی همدیگه کوشا باشیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mahdy2021 ، میلاد.م ، saloomeh ، Agha sayyed ، سید ابراهیم ، rastin ، Hadith ، در جستجوی سختی ، خیبر110 ، خاک ، مفقود الاثر ، Reza2035 ، mohamad ، AMINI ، Mohammad Trust ، ترنم ، درست پسند ، رنجستان ، meshkat ، yamin ، فاطمه خانم ، دیدگاه نوین ، black ، Admirer ، فرهاد55 ، جویای حقیقت ، MohammadSadra ، شیدا ، SARV ، m.hossein ، ANTI satan ، Amir ، MAHDI59 ، سرباز منتظر ، سدرة المنتهی ، مطواعی ، بیداری اندیشه ، Amirsaeed ، حنین ، Havbb 110 ، شهـاب ، nafas ، hesam110 ، امیریان ، سعید24 ، faateme-313 ، *مهاجر* ، منادی حق ، gomnam ، رضوانه ، محمد حسین ، mahramaneh ، آیلار ، أین المنتظر ، قلب ، مجتبی110 ، sakineh110 ، عبدالرحیم ، مجنون العباس

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۵۸, ۲۶/مهر/۹۱
شماره ارسال: #11

شهید بابای عجب لوتی و داش مشتی بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
کی بوده انقد با مرام بوده؟
به افتخارش سوت و کف
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، دیدگاه نوین ، شیدا ، Reza2035
۵:۱۱, ۲۷/مهر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مهر/۹۱ ۶:۲۶ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #12
آواتار
سلام به همه ی دوستان
از همه ی دوستانی که نظرشون راجع به سوالات مطرح شده ارائه کردند و همینطور مدیریت محترم که با پاسخهای بجا سعی در شفاف سازی و عدم حاشیه سازی در
موضوع را دارند تشکر می کنم.
ابتدا چند نکته در رابطه با نظرات عنوان شده عرض می کنم و بعد به ادامه ی بحث می پردازم.

مهمترین نکته اینکه، در این تاپیک قصدمان بحث پیرامون نقده، پس دوستان اگه نقدی به خود مباحث ندارن پس پذیرفتن که رعایت نکات مطرح شده تاثیر گذار است. لذا بیایم با هم سعی کنیم تا شیوه ی درست را بکار ببندیم وگرنه قطعا این بحث کاملا در لایه ی رویین خود باقی می ماند و هیچ تاثیری نخواهد داشت. قبول ندارید؟!!

بیشترین تمرکز در نقد باید روی محتوا باشد و از ذکر حاشیه های غیر ضروری حتی الامکان باید کاست.

بعنوان مثال عرض می کنم که هر کس نوع بیانی برای بیان دارد که متفاوت از دیگران است که اصطلاحا به آن دست خط بیان گویند. یکی خودمانی، یکی جدی، یکی پرتکلف و...
لذا در یک نقد منصفانه عنوان کردن این مسئله که نوع بیان شما اینطور هست یا اینطور نیست اصلا به خود بحث ربطی پیدا نمی کند.
آیا اینطور نیست؟!
(فکر می کنم لازم به توضیح نباشد که منظورم توهین یا استهزاء و فحش دادن نیست!)

(۲۵/مهر/۹۱ ۲۱:۴۱)رنجستان نوشته است:  سلام ابتدا سعی میکنم نوع صحبیتم را درست کنم و مثل شما مودب حرف بزنم نه چاله میدونی.
چرا باید چنین کاری را بکنی برادر؟ شما هرطور که مایل هستید می توانید بیان کنید. شما فرض کن یکی بیاد به من بگه که چرا این قدر به قول شما مودبانه جرف می زنی؟ آیا من باید نوع بیانم را عوض کنم؟!!
پس نتیجه اینکه هر طور که شما بیان کنی ما شما رو دوست داریم و خوشحال هم میشیم. چون دارید در مورد اصل موضوع بحث میکنید.

(۲۵/مهر/۹۱ ۲۱:۴۱)رنجستان نوشته است:  مشکل این است که ما به انچه اهل بیت گفتند حاضر نیستیم واقعا پایبند باشیم. من مطمئن هستم اسلام برای ما در باره همین انتقاد کردن هم راه و روش گذاشته اما کسی یا حاضر نیست یا حوصله ندارد که خود را مقید به ان روشها بکند.
کاملا درست می فرمایید. یکی از اهداف ایجاد این تاپیک نشان دادن روش های نقد کردن از دید دین اسلامه که قطعا به این مسئله هم خواهیم پرداخت.

(۲۵/مهر/۹۱ ۲۲:۰۲)شاهین نقوی نوشته است:  فعلا که در ایران اینطور نیست و یک نفر مطلقا غیر قابل نقد شده است !

شاید شما اینطور تصور می کنید...!!

(۲۶/مهر/۹۱ ۲۱:۰۶)دیدگاه نوین نوشته است:  به نظرم دلیل اصلی نقد پذیر نبودن افراد ، غرور است .
زمانی که منیت و خود بینی بیاد وسط و اصل قرار بگیرد اونوقت هر چیزی که بخواد خللی به این من وارد کند ، یک تهدید یا مزاحم تلقی میشه ، چون اصل شده من !!!

غرور یا منیتIdea
به نکته ی خیلی خیلی خیلی مهمی اشاره کردی.(و ممنونم از داستان زیبا وآموزنده ی شما)
گاهی بعضی از نقص ها خیلی بزرگ نیستند و با خوشون نقصهای دیگه ای به دنبال ندارند اما ...
غرور از اون دسته ی اما هاست.
Happy
رفع چنین نقصی به صورت شگفت انگیزی بسیاری از نقصهای دیگر رو هم رفع میکنه. مثل انتقادپذیر بودن و اصل مشورت و ...
فکر می کنم با مشارکت دوستان و این نظرات ارزشمندشون بحثمون داره به جاهای خوبی میرسه.
برای همین ما مورد به مورد باهمدیگه جلو می ریم.
ابتدا در مورد همین غرور صحبت می کنیم.

چه پارامترهایی موجب غرور و منیت می شود؟

چه راهکاری برای مقابله با غرور پیشنهاد می کنید؟

با تشکر

امضای مجید املشی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دیدگاه نوین ، شیدا ، meshkat ، *مهاجر*
۱۴:۱۶, ۲۷/مهر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مهر/۹۱ ۱۴:۱۹ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #13

نقل قول:البته نمیخوام دلیلش رو بگین چون به خودتون مربوط میشه


دوست عزیز ، به نظر من این جمله یکی از بدترین و شیطانی ترین جملات و عقاید در جهان میتونه باشه ، چون ممکنه چیزی که من بهش اعتقاد دارم و باور کرده ام غلط باشه ، وقتی من بگم این به خودم مربوطه و نباید دلایل و عقایدم رو برای کسی بگم ، نتیجه ش میشه اینکه من با ابد به قول معروف در جهل مرکب می مونم!!

به نظر من هرکس با هر عقیده ی مخالفی که هست باید بیاد و با یک یا چند اهل فن ، بحث کنه و دلایلش رو بیاره و دلایل اونها رو بشنوه.
دوحالت داره ، یا استدلال و نظر شما درسته که باعث میشی بقیه از گمراهی نجات پیدا کنن ، و یا نظر شما غلط بوده که متوجه میشی و کنار میگذاریش.

البته در این مورد قبلا با یه نفر بحث میکردم ، میگفت وقتی من یه نظری دارم ، من با اون نظر خوش هستم و تو با اثبات اینکه نظر من غلطه این خوشی رو از من میگیری!!! بعد میگفت من حاضر نیستم خوشی رو از کسی بگیرم ، هرکسی با عقاید خودش حال میکنه....

که امیدوارم شما همچین نظری نداشته باشی.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، Reza71 ، آیات
۱۶:۵۴, ۲۷/مهر/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
سلام
البته یکی از دلایلی که با نقد برخورد میکنیم این هم هست که فرد نقاد خودش در مورد موضوع مورد نقد، نقص داره
و ماجرای رطب خورده کی منع رطب کند را رعایت نمیکنه

امضای شیدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، رنجستان ، meshkat
۱:۱۶, ۲۸/مهر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مهر/۹۱ ۱:۱۸ توسط رنجستان.)
شماره ارسال: #15

نقل قول: رنجستان نوشته است: سلام ابتدا سعی میکنم نوع صحبیتم را درست کنم و مثل شما مودب حرف بزنم نه چاله میدونی.

داش مجیدم جوابشو داده :
چرا باید چنین کاری را بکنی برادر؟ شما هرطور که مایل هستید می توانید بیان کنید. شما فرض کن یکی بیاد به من بگه که چرا این قدر به قول شما مودبانه جرف می زنی؟ آیا من باید نوع بیانم را عوض کنم؟!!
پس نتیجه اینکه هر طور که شما بیان کنی ما شما رو دوست داریم و خوشحال هم میشیم. چون دارید در مورد اصل موضوع بحث میکنید.


ببین داش مجید اینجا چاره نیست باید هرطور ناظرا و مدیرا دوس دارن باشی. من جونم در میاد درس حرف برنم اما چچاره نیست. یکی از همین بچه 88 تی ها اومد گفت تو بی ادبانه حرف میزنی به همین خاطر هیچکی زیر پستات چی دادش؟ تشکر نمیزاره
خب خودشون همدیگرو خب میشناسن دیگه. البت راس میگف. چون وقتی ما یکم حرفمون عوض شد تشکرهم اومد باش. خودشم گفت حتی اگه حقم بگی چون اداب حرف زدن نمیدونی چی دادش؟ کسی زیر حرفات تشکر نمیزاره. عجب بچه راسگوی؟!!!!!!!!!!! راس هم میگفت خدایش. میبینی داش مجید اینجا باید هرطور اینا دوس داری حرف بزنی. اینجا مهم نیست حرف حق چی باشه مهم اینه که تو به راه اینا بری والا از تشکرو چه میدونم اعتبارو از این جینگولک بازی چی داداش؟ خبری نی. شما اقای دادشی که خوشحال میشی. اخیش یکم مثل خودم حرف زدم ادم خودش باشه چه الی میده به قول شاعر گران مایه که

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید رو زگار وصل خویش

به به به به استفاضه بردیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، Reza2035
۱:۳۷, ۲۸/مهر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مهر/۹۱ ۳:۵۰ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #16
آواتار
(۲۸/مهر/۹۱ ۱:۱۶)رنجستان نوشته است:  یکی از همین بچه 88 تی ها اومد گفت تو بی ادبانه حرف میزنی به همین خاطر هیچکی زیر پستات چی دادش؟ تشکر نمیزاره
خب خودشون همدیگرو خب میشناسن دیگه. البت راس میگف. چون وقتی ما یکم حرفمون عوض شد تشکرهم اومد باش.
میبینی داش مجید اینجا باید هرطور اینا دوس داری حرف بزنی. اینجا مهم نیست حرف حق چی باشه مهم اینه که تو به راه اینا بری والا از تشکرو چه میدونم اعتبارو از این جینگولک بازی چی داداش؟ خبری نی.

من تمام حرفم در ارسال قبلیم این بود که برای یک نقد سازنده نباید نسبت به مسائل حاشیه ای و فرعی که زیاد به بحث هم مربوط نمیشه سلیقه ای برخورد کنیم.
شما هم فقط نوع بیانتون یه کمی با اعضای دیگه ی تالار متفاوته. خوب باشه!!
در اجتماع زمانی که اندکی بخوای متفاوت باشی طبیعتا نگاهها رو به سمت خودت جلب می کنی چه از نوع خوبش و چه بدش.
فکر نمی کنم چیزهای کوچیکی مثل تشکر و امتیاز ملاک باشه تا ما مسیر خودمون رو تغییر بدیم.


امیدوارم همیشه بیشتر به متن بپردازیم تا حاشیه و روی اصول تاکید داشته باشیم نه روی فروع.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meshkat ، دیدگاه نوین ، شیدا ، Havbb 110
۲۰:۴۸, ۲۸/مهر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مهر/۹۱ ۲۰:۴۹ توسط رنجستان.)
شماره ارسال: #17

ببین داش مجید همین الان برو نگاه کن به پستام زیر برخیشون تشکری نیست. برخی شونم خیلی کمه الان همین مشکات و نوین و شیدا ببین زیر همون پست قبلی تشکر نزاشتن. اصلا بی خیال مهم نیست. من خودم میدونم اینجا بابا دل 98 درصد نیستم. بخصوص همین دمیرا و ناظرا و معاونا.. چه اهمیتی داره واقعا. تو مسجد شندیم خدا عزت به ادم میده خدا هم ادمو خار میکنه. حاج اقا میگفت تو قران اومده که عزت و ذلت دست خداست. خوب دادشم وقتی اینطوریه واس چی من باس منتظر این تشکرا باشم و منتظر اعتبار باشم. تا مثلا محبوب بشم. امشب خیلی دلم گرفته. حوصله دنیا رو ندارم مرگ بیاد خفتمون کنه خلاص. اخه این چه دنیای شده. همه مثل گرگ به جون هم افتاد. اقا کاش منم اون قدیما بودم این شهید چمران مارو هم میبرد جبهه با خودشا. کلی کلاسمون میرفت بالا . شهید میشیدم بعد بنیاد شهید دست خانوادمو میگرفت حداقل. منم دیگه تو قبر عذاب نمیشدمو و خدا مارو عقرب به جونم نمینداخ. میرفتم بهش دیگه. شنیدم هرکه شهید بشه دیگه عذابش نمیکنن. خدا شانس بده شهید چمران رفت امریکا عشق و حالشو کرد بعدشم اومد رفت جبهه شهید شد رف بهش. اما من چی؟ ای خدا مصبتو شکر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، شیدا ، دیدگاه نوین ، Reza2035 ، ایرانی
۲۱:۰۸, ۲۸/مهر/۹۱
شماره ارسال: #18
آواتار
البته بحث اینجا چیز دیگری ست ( عرایضم رو داخل پرانتز در نظر بگیرید)
این گویش اشکالی نداره مهم اینه که تو همین طرز صحبت هم ادب رعایت بشه که من در کلام شما بی ادبی ندیدم
چه داستان ها و روایت هایی از همین آدمای داش مشتی شنیدیم که آدم به حالشون غبطه میخوره
به قول جناب املشی
نقل قول:امیدوارم همیشه بیشتر به متن بپردازیم تا حاشیه و روی اصول تاکید داشته باشیم نه روی فروع

رنجستان بزرگوار تو آمریکا یا ایران یا هر جای دیگه بودن مهم نیست، مهم اینه که هر جا هستیم رنگ و بوی خدایی داشته باشیم که شهید چمران به واقع اینگونه بود انشاءالله خودش دست همه مون رو بگیره

ببخشید بی ربط به موضوع بود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، rastin ، *مهاجر*
۱۶:۲۵, ۲۹/مهر/۹۱
شماره ارسال: #19
آواتار
نقل قول:چه اهمیتی داره واقعا. تو مسجد شندیم خدا عزت به ادم میده خدا هم ادمو خار میکنه. حاج اقا میگفت تو قران اومده که عزت و ذلت دست خداست. خوب دادشم وقتی اینطوریه واس چی من باس منتظر این تشکرا باشم و منتظر اعتبار باشم. تا مثلا محبوب بشم.

رنجستان جان ، لپ کلام رو گفتی !!! همین درسته Wink


نقل قول:چه پارامترهایی موجب غرور و منیت می شود؟
چه راهکاری برای مقابله با غرور پیشنهاد می کنید؟

و اما موضوع اصلی تاپیک ...
خب به نظرم این حرف مولا به مالک اشتر هم علت غرور رو بیان میکنه و هم راه رفعش رو :

ای مالک ... اگر با مقام و قدرتی که داری، دچار تکبر یا خودبزرگ‌بینی شدی به بزرگی حکومت پروردگار که برتر از تو است بنگر، که تو را از آن سرکشی نجات می‌دهد، و تند روی تو را فرو می‌نشاند، و عقل و اندیشه‌ات را به جایگاه، اصلی باز می‌گرداند.

اینجا رو داشته باشید :

َكلا إِنَّ الانسنَ لَيَطغَي‏(6) أَن رَّءَاهُ استَغْني‏(7)
سورة العلق
[/b]

چنين نيست كه انسان حقشناس باشد مسلما طغيان مي‏كند ( 6 )
به خاطر اينكه خود را بي نياز مي‏بيند ( 7 )





ببینید آیه به صراحت علت طغیان انسان رو بی نیاز دونستن از غیر بیان میکنه .
یعنی همین که انسان احساس کند نیازی به خدا ندارد و بالاتر از خودش رو فراموش کند و طبعا خودش رو بالاتر و بی نیاز ببینه طغیان میکند . گفته مولا علی به مالک اشتر هم همین رو بیان میکنه ... دلیل غرور اینه که حکومت خدای بی نیاز رو فراموش کردی[/b] و وقتی به یادش بیوفتی غرورت میخوابه و عقلت سر جاش میاد ... !!!

حتی خود شهید بابایی هم یه تیکه کلامی داشت ، وقتی کسی بهشون توهین یا بزرگی میکرد ، بر خلاف ما که تو روی طرف یا زیر لب یا اگه جرات نداشته باشیم تو دلمون بد بیراه میگیم ... ایشون زیر لب میگفتند : یا الله الصمد !!!
وقتی انسان همیشه بی نیازی خدا و نیاز خودش رو به یاد داشته باشه میفهمه که تکبر( عظمت و بزرگی و مبرا از نقد ) فقط خدای متکبر است و بس !!!!!![/b]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، مجید املشی ، شیدا ، *مهاجر*
۶:۵۶, ۳۰/مهر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مهر/۹۱ ۷:۱۴ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #20
آواتار
(۲۹/مهر/۹۱ ۱۶:۲۵)دیدگاه نوین نوشته است:  وقتی انسان همیشه بی نیازی خدا و نیاز خودش رو به یاد داشته باشه میفهمه که تکبر( عظمت و بزرگی و مبرا از نقد ) فقط خدای متکبر است و بس !!!!!!

نکته ی مهمی بود واقعا و شاید مهمترین نکته.
در تاریخ بشر، غرور همواره از علل اصلی فساد و انحراف و کفر و نفاق بوده است. غرور دلخوش بودن به چیزِ موافق با هوای نفس است; و به عبارت دیگر، خودفریبی است; و هر آن چیزی است که انسان را می فریبد و در غفلت فرو میبرد.


شاید اگر نگاهی به آیه ی زیر بیاندازیم اندکی ما را به فکر فرو برد:

«هُوَ اللَّهُ الَّذی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِک الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُۆْمِنُ الْمُهَیمِنُ الْعَزیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یشْرِکونَ»
و خدایى است که معبودى جز او نیست، حاکم و مالک اصلى اوست، از هر عیب منزّه است، به کسى ستم نمى‏کند، امنیت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندى شکست‏ناپذیر که با اراده نافذ خود هر امرى را اصلاح مى‏کند، و شایسته عظمت است خداوند منزّه است از آنچه شریک براى او قرار مى‏دهند.( سوره حشر آیه 23)
«کبر» نزد عالمان اخلاق، عبارت است از: حالتی که انسان خود را بالاتر از دیگری ببیند و بر این باور باشد که از دیگران برتر است. این خصیصه از بزرگ ترین صفات رذیله در انسان است.
نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، ج 1، ص 328، اسماعیلیان، قم، چاپ هفتم، 1386ش؛ نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، ص 216

در این رابطه استاد مطهری نیز تعبیر زیبایی دارند:
از جهل بدتر جمود است و از فقر بدتر غرور که با اتکاء به ثروت و مال در یک وادی تخیلات خود را گم می کند و ای بسا عالمانی هستند خیال می کنند آنچه او می داند همه علوم دنیاست و از این جهت به علوم خود مغرور می شود و این غرور یک دنیا جهل و تاریکی به وجود می آورد.

عامل ديگر غرور، حبّ نفس است كه باعث مي‌شود انسان هميشه خوبي‌هاى خود را ببيند ولى عيبهايش را نبيند.

اما مهمترین راه درمان آن دانستن ناچيزي و ضعف انسان است زیرا که غرور ریشه در جهل دارد و جویای حقیقت به نوعی مبارزه با غرور است.

اما قطعا دلایل دیگری نیز وجود دارد که موجب غرور می شود و همین غرور یکی از دلایل اصلی نقد پذیر نبودن افراد است.

در ادامه به
مبانی دینی نقد خواهیم پرداخت.




ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، دیدگاه نوین ، شیدا ، Havbb 110 ، *مهاجر*
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا