|
هیچ کس از نقد مبرّا نیست!
|
|
۸:۰۸, ۲۳/مهر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام به همه ی دوستان و همسنگران استاد مطهری در کتاب «مسئله حجاب» می نویسد: معتقد بوده و هستم هیچ کس از نقد مبرّا نیست و هر مقام غیر معصومی که در وضع غیر قابل انتقاد قرار گیرد، هم برای خودش خطر است و هم برای اسلام. شاید این روزها در تاپیک هایی دیده باشید که برخی از دوستان در پی راههایی سازنده در بهبودی فضای تالار را هستند و لزوما این کار به شرایطی نیاز مند است که ما گاهی از آن عدول می کنیم. هرچند به نظر می رسد قریب به اتفاق دوستان به دنبال رشد و تعالی در دیگران و محتوای مطالب هستند اما بیاییم با هم ببنیم که چه موانعی بر سر راه یک نقد منصفانه است؟. لذا از همه ی دوستان می خواهم تا ابتدا به اهمیت بررسی روشهای درست در انتقاد توجه داشته باشند. در این تاپیک قصداست تا با یک دید باز و عقلانی به مسئله ی نقد،نقادی، روشهای صحیح در انتقاد و مباحثی پیرامون آن بپردازیم. هرچند که در یکی از تاپیکها تاحدودی به این موضوع پرداخته شد اما آنچنان که باید به ارزش این مسئله بعنوان اولین قدم در راه یک گفتمان سازنده نپرداخت. روش صحیح انتقاد و انتقادپذیری پذیرفتن این نکته هم ضروری به نظر می رسد که جای نقد در این بحثی که مطرح می شود نیز باز است و هرکدام از دوستان که انتقادی به همین مبحث دارند هم میتوانند نظرات خود را برای بهتر بررسی شدن این بحث مطرح نمایند. ابتدا تعریف: انتقاد نادرست احتمال رشد و پیشرفت را از بین میبرد. این شیوه با تمرکز بر روی اعمال گذشته فرد روزنه هر نوع جبران و پرهیز از خطا را میبندد. وقت آن رسیده که در تعریف انتقاد تجدید نظر کنیم و بدین ترتیب مفهوم قبلی آن را تغییر داده، در روند انتقاد کردن و انتقاد شنیدن تحول و اصلاحاتی ایجاد کنیم. به تعاریف جدید توجه کنید: انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به دیگران به نحوی که افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به کار برند. و یا انتقاد وسیله ای است برای تشویق و افزایش رشد فردی و روابط اجتماعی. فکر می کنم باید در اولین گام به این مسئله بپردازیم که به طور معمول ما در برابر قضاوت افراد بیگانه آسیب پذیری بیشتری داریم. که هر فرد در طول حیات خود ممکن است بارها توسط دیگران مورد ارزیابی قرار گیرد. برخی از این ارزشیابی ها دارای جنبه های تشویقی و برخی دیگر منتقدانه است. انتقاد از دیگران در صورتیکه هوشمندانه انجام شود آثار بسیار مفیدی خواهد داشت، درغیر این صورت ممکن است با واکنش های منفی مختلف مواجه شود. این رفتار، هنری است که باید آموخت و بدون آگاهی از روش کاربرد آن زیان بار خواهد بود. لذا ابتدا به انواع انتقاد می پردازیم. انتقاد سازنده: این روش در بسیاری موارد می تواند جنبه ای سازنده و مثبت داشته باشد. اگر لحن انتقاد کننده دوستانه باشد بیشتر موثر واقع شده و شنونده بدون آنکه مورد حمله قرار گیرد از معایب خود مطلع می شود. بی تردید برای هیچکس خوشایند نیست که بشنود «بد غذا میخورید» و یا «در لباس پوشیدن بد سلیقه هستید». برای آنکه انتقاد سازنده و موثر باشد منتقد باید مواردی را رعایت کرده و پرسشهایی را مطرح کند که هر یک از آنها در رساندن وی به هدف خود نقش مثبتی ایفا کند. این سئوالات می بایست محتوای اطلاعاتی را که لازم است مبادله شوند در برگیرد. همانگونه که گفتن و چگونه گفتن ارتباط نزدیکی با هم دارند، محتوا و شیوه انتقاد نیز بر هم تاثیر گذارند. در تعیین محتوای یک انتقاد باید ابتدا از خود پرسید که از چه رفتاری می خواهیم انتقاد کنیم؟ این روش می تواند بسیار مفید واقع شود، زیرا از به کاربردن جملات کلی و کلمات پوچ و آزاردهنده ای چون «همیشه همین کار را می کنی»، «هیچ وقت به موقع نمی آیی» و جملاتی از این قبیل جلوگیری می شود. هنگامی که انتقاد از رفتار خاصی را با قاطعیت و به طور دقیق مطرح می کنیم برای انتقاد شونده این امکان را فراهم می سازیم که منظور ما را بدرستی درک کند. انتقادی که متوجه رفتار خاصی باشد می تواند منجر به گفتگویی دوجانبه شود تا اینکه به بحثی مبدل شود که حدود آن مشخص نیست. انتقاد غیرمستقیم: انتقاد می تواند به صورت غیرمستقیم بیان شود. برای مثال اگر طرف مقابل شما خصوصیت بدی داشته باشد، در خلال گفتگو به او بگویید «به نظر شما آدمهایی که دارای این خصوصیت اخلاقی هستند، غیرقابل تحمل نیستند؟» این شیوه انتقاد باعث می شود که یک حس هوشیاری در وی بیدار شود و وی متوجه شود که دارای چنین مشکلی است. حتماً این مثل را شنیده اید که می گوید «به در می گویند تا دیوار بشنود». این یک مثال متداول در فرهنگ ما برای ابراز همین موضوع است. انتقاد همراه با تعریف و تمجید: در این روش ابتدا می توان به تعریف و تمجید ویژگی های ارزشمند فردی که مورد انتقاد است پرداخت.برای مثال «تو پسرخیلی باهوشی هستی». پس از کاربرد یک مقدمه مناسب نظر انتقادی خود را بیان و سعی کنید آن را در پوششی از سخنان خوب و دلپذیر قرار دهید. البته منظور شما اصلاً تملق نیست بلکه نخست خصوصیات خوب او را گوشزد کرده و بعد انتقاد خود را ابراز داشته اید. انتقاد تهاجمی و صریح: رک بودن نشانه صراحت و صداقت است ولی همیشه برای مخاطب خوش آیند نیست بخصوص اگر خیلی ناپخته بیان شود. این نوع انتقاد نه تنها هیچ نوع سازندگی در بر ندارد بلکه شنونده را هم در موضع تدافعی قرار می دهد. بهتر است که انتقاد با بکارگیری یک سیاست درست انجام شود. محکوم کردن: گاهی بجای انتقاد همراه با راهنمایی، انتقاد کننده مخاطب را در یک دادگاه یک طرفه محاکمه و محکوم می کند. او به خود این حق را می دهد که در مورد دیگران اظهار نظر کرده و الگوی فکری خود را به وی تحمیل کند. اینگونه برخوردها نه تنها سازنده نیست، بلکه بسیار نامناسب است. انتقاد دیرتر از موعد: این گونه انتقادات، زمانی صورت می گیرد که هیچ کمکی به رفع مشکل نمی کند. به عبارت دیگر زمان برای جلوگیری از خطا وجود ندارد. بر هیچ کس پوشیده نیست که انتقاد در چنین زمانی برای جلوگیری از تکرار اشتباه بوده و اگر تشخیص داده شود که تاثیری در آینده نخواهد داشت، بهتر است هیچگاه ابراز نشود. در ادامه به مسأله برطرف کردن عیبها و راههای چاره و البته ذکر مبانی دینی آن خواهیم پرداخت.
امیدوارم در رشد و تعالی همدیگه کوشا باشیم.
|
|||
|
|
۳:۵۷, ۲۴/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مهر/۹۱ ۴:۰۱ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
خوب تا اینحا انواع انتقاد رو برشمردیم و تعریفی هم از انتقاد ارائه کردیم. که البته اگر دوستان نقدی بر این تعریف دارند بیان کنند تا شاید با هم به تعرف کاملتری نیز رسیدیم. برای اینکه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودی کنیم، باید به یک پرسش کلیدی پاسخ دهیم: اطلاعاتی را که میخواهیم به فرد مخاطب بدهیم، چگونه بیان کنیم که از یک طرف مخاطب ما آن را بپذیرد و از آن سود ببرد و از طرف دیگر به بهبود روابط ما با او کمک کند "به عبارتی دیگر" چه بگوییم ؟ "و" چگونه بگوییم ؟" این پرسش، مرکز ثقل مساله را از عیبجویی به حل مشکل تغییر میدهد. حالا از این نکته استفاده می کنم و چند سوال می پرسم تا با نقطه نظر شما راجع به این موضوع هم بیشتر آشنا بشیم و ببینیم کجای کارمان گاهی اشتباه است که انتقاد سازنده به انتقاد مخرب تبدیل میشود. چرا انتقاد در مفهوم رایج خود دارای تاثیر تا بدین حد مخرب و منفی است؟ آیا از ترس اینکه مبادا کسی را از خود برنجانید، در بیان مطالبی که آن را مفید میدانید، تردید میکنید؟ آیا شما نیز گهگاه با سخنان انتقادآمیز خود موجب رنجش دیگران میشوید؟ اگر جوابتان مثبت است چه چیز باعث این رنجش می شود؟ آیا پاسخ به این سوالات در هموار کردن راهی برای یک انتقاد سازنده موثر نیستند؟! یا علی مدد |
|||
|
|
۲۱:۴۱, ۲۵/مهر/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام ابتدا سعی میکنم نوع صحبیتم را درست کنم و مثل شما مودب حرف بزنم نه چاله میدونی.
اقای املشی این پست خیلی چیز خوبی است و میتواند نتیجه خوبی داشته باشد. البته اگر خودمان بخواهیم. چون احتمالش فوق العاده بالاست که این موضوع را بعد از بحث به فراموشی بسپاریم. مثل صدها موضوع اخلاقی که نوشته شده در این سایت و فراموش شد. ببینید واقعا با انکه خودم اصلا در حد این حرفها نیستم و در این وادی ها نبودم اما اعتراف میکنم که هم خودم و هم همه شما مشکلاتمان از هوای نفسمان است. مشکل این است که ما به انچه اهل بیت گفتند حاضر نیستیم واقعا پایبند باشیم. من مطمئن هستم اسلام برای ما در باره همین انتقاد کردن هم راه و روش گذاشته اما کسی یا حاضر نیست یا حوصله ندارد که خود را مقید به ان روشها بکند. همه دوس دارن مثل ان رفتار کنند اما برای انطور شدن تلاش نمیکنیم. حاضر نیستسم زحمتش را به جان بخریم و یا بعد از دو سه بار عمل کردن فراموش میکنیم. در جواب سوال وال میخواهم بگویم : علت انکه انتقاد در خود من چندان اثر ندارد یا بعه عبارتی نمی پذیرم این است که میبینم خود شخص نقاد همان کار یا شبیه با ان را انجام میدهد یا یقین دارم که انجام میدهد یا قبلا انجام میداد. حالا چطور میتوانم از او بپذیرم. ببیند خدا شاهد است که من قصد دفاع بیهوده ندارم از فلان کاربر باز میخواهم یک مثالی بزنم که بریخی از شماها میدانید منظورم کیست. من از ایشان همیشه دفاع خواهم کرد چون میدانم حق دارد و برای خوشایند دیگران کوتاه نخواهم امد. هر چند اشتباهاتی هم داشته باشد. میخواهم بگویم بنده چطور میتوانم از یک شخصی که اسرار مردم را فاش میکند در همین سایت نقد بپذیرم. این ادم خودش مشکل دارد بعد چطور مرا نقد میکند و بر من ایراد میگیرد. اصلا این چه مومنی است که چنین گناه بزرگی را مرتکب میشود؟ خواهشا پیام های خصوصی را شروع نکنید. من میگویم فرضا فلان کاربر اشتباه کرد. حالا من چرا باید بیایم و ابروی یک انسان را ببرم. بعد هم بروم ویک جای دیگر یک کاربر دیگر را نقد کنم. خلاصه بنده نمیوانم از کسی که خودش همان مشکل یا بد تر از ان را دارد نقد بپذیرم پاسخ به سوال دوم : بنده هر وقت بخواهم کسی را نقد کنم انقدر دوستانه رفتار میکنم و کلک سوار میکنم که او ناراحت نشود. البته اینجا تاکنون اینطور رفتار نکردم که فعلا بماند چرا؟ جواب سوال سوم : قطعا شده که کسی برنجد اما این بیشتر مربوز به دورانی بود که جوان تر بودم. اما حالاانقدر گرم و سرذد روزگار را چشیده ام که میدانم باید با مردم بیشتر مدارا کرد. گاهی تحمل کرد و..... |
|||
|
|
۲۲:۰۲, ۲۵/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مهر/۹۱ ۲۲:۰۷ توسط شاهین نقوی.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۲۳/مهر/۹۱ ۸:۰۸)مجید املشی نوشته است: به نام خدا فعلا که در ایران اینطور نیست و یک نفر مطلقا غیر قابل نقد شده است ! |
|||
|
|
۲۳:۰۹, ۲۵/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مهر/۹۱ ۱۴:۰۹ توسط رنجستان.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۲۵/مهر/۹۱ ۲۲:۰۲)شاهین نقوی نوشته است: فعلا که در ایران اینطور نیست و یک نفر مطلقا غیر قابل نقد شده است ! دیگر چه میخواهید از جان سید اولا پیغمبر. مخالفان ایشان مثل اب خوردن در عموم ایشان را قاتل- دزد- سید ...مصلحتی و خیلی چیزهای دیگر میخوانند. در سال 88 مثل اب خوردن عکس ایشان را اتش میزدند بر علیه ائ ازادانه شعار مر....سر میدادن. ازادی بیشتر از این ای کاش ایشان را نقد میکردند چون نه ما و نه خود ایشان با نقد مخالف نیستند اما متاسفانه نقد نمیکنند بلکه فحش میدهند. در ضمن ما دیدیم که خیلی ها نقد هم میکنند. ولی وقتی جوابشان را بر اساس روایات میگیرند باز قبول نمیکنند. بله اقای نقوی واقعیت این است که در ایران اینطور نیست و همه مطلقا غیر قابل نقد هستند جز اولاد پیامبر. اگر هم منظورتان ریس جمهور است که مهم نیست برایم . من در این کشور فقط یک نفر را قبول دارم و ان هم این سید است که یک اخوندی است واقعا مظلوم که گناه دارد انقدر همه..... بی خیال. بترسید که به این سید حرفی بزنید، اقا حرضت عباس بیچاره میکند شما را. نمیترسید؟. در ضمن از هر کس که مسول هست میخوام که هم پست من هم پست نقوی را بر دارد چون همین اول کار پست داره منحرف میشه.
|
|||
|
|
۰:۰۸, ۲۶/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مهر/۹۱ ۰:۰۹ توسط Reza71.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ببخشید من هم یه پارازیت بین حرفهاتون بندازم..
در تیتر تاپیک نوشته شده : هیچ کس از نقد مبرا نیست اما در متن علنا این نقض میشه و نوشتین هر مقام غیر معصومی باید نقد بشه...... اگه هیچ کس از نقد مبرا نیست پس همه بدون استثنا باید نقد بشن چرا همیشه بحثها به سیاست ایران ربط داده میشه؟؟ این دو چه ربطی به هم دارن؟ حالا باید بفهمیم که چرا پیشرفت نداریم... چون همه چیز رو با هم قاطی میکنیم. |
|||
|
|
۰:۳۷, ۲۶/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مهر/۹۱ ۰:۴۳ توسط Mahdy2021.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۲۶/مهر/۹۱ ۰:۰۸)Castiel نوشته است: ببخشید من هم یه پارازیت بین حرفهاتون بندازم.. ببینید دوست من..... اینکه شما بخوای دلیل بسیاری از مسائل دینی رو بدونی، خودش در صدها کتاب جا میشه. مقداریش هم هنوز در علم ما نیست قطعا واقعا این هم که از کسی که دین نداره بخوایم بسیاری از مطالبی که در دین آمده را درک کند، غیر منطقی است مثلا در بحث همین معصومیت خدا اراده کرده که اهل بیت را از اشتباه و گناه، دور نگه دارد و این قطعی است حالا شما بعد ممکنه بخوای بپرسی چرا؟ دوباره این خودش یک توضیح مفصلی دارد (که البته در تالار مطالبی پیر امون آن هست) شما قبل از اینها باید اصل کاری یعنی خالق و سازنده این دم و دستگاه رو بشناسی. بعد ببینی این سازنده، آیا یک دفترچه راهنما برای زندگی در این عالم بی نهایت فرستاده یا خیر؟ |
|||
|
|
۱:۲۳, ۲۶/مهر/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
اگه انسانها همه ممکن هستن پس همه یه نقصهایی دارن و کسی نمیتونه معصوم باشه...... از دید من
اما در دید شما اینطور هست که خدا اراده کرده کسایی معصوم بمونن....(هرچند من قبول ندارم ولی خب نظر شما هم محترمه و حتما مثل من دلیل براش دارین. ..... البته نمیخوام دلیلش رو بگین چون به خودتون مربوط میشه) من گفتم که تیتر ایراد داره..... اگه قراره حتی یه نفر هم نقد نشه پس نباید نوشته بشه هیچ کس از نقد مبرا نیست..... یه تیتر دیگه باشه که نشون بده عده ای رو نباید نقد کرد(از دید عقیده شما عزیزان) bye |
|||
|
۱:۴۰, ۲۶/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مهر/۹۱ ۲:۲۷ توسط Mahdy2021.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۲۶/مهر/۹۱ ۱:۲۳)Castiel نوشته است: اگه انسانها همه ممکن هستن پس همه یه نقصهایی دارن و کسی نمیتونه معصوم باشه...... از دید من تیتر ایرادی نداره دوست من بزارید یک مثال خیلی ساده بزنم که بحث ملموس بشه ببینید بحث نقد چیز عجیب و غریبی نیست. نقد یعنی دیدن یک نقص و ابراز آن فرض کنید امروز امتحان ریاضی داریم و معلم 10 سوال جلوی من و شما و بقیه دوستان می گذارد تا حل کنیم مثلا من 9 سوال را درست می نویسم و میشوم 18.... معلم روی سوالی خط زده و بارم 0 داده که یعنی نقص دانش ریاضی من است هر کسی یک نمره ای می گیرد بعد معلم می آید و جواب سوالات را پای تخته می نویسد چرا کسی معلم را نقد نمی کند؟ چرا معلم اشتباه ندارد؟ چون قبلا رفته و مسائل رو حل کرده و تست هم کرده (اگر کسی از بچه ها هم 20 بگیرد وضع همین است. چون نقصی نداشته، نقدی هم نشده و نمره کم نشده) وقتی کسی نقصی در زمینه ای نداشته باشد، خوب نقد به آن بی معنیست. اما ما انسانها ناقص هستیم و با نقد به نقصهای خود پی می بریم و به دنبال کامل شدن هستیم اما چطور کامل شویم؟ اگر شما به یک خدای توانا به هر کاری اعتقاد داشته باشی، نمی گویی ای خدا چرا یک مدل و الگو قرار ندادی که من مثل آن شوم؟ خدا هم می آید و پای تخته جوابها را می نویسد و یک انسان کامل به شما عرضه می کند معصومین بدون خطا آفریده شده اند تا هیچ کس خود را از نقد مبرّا نداند |
|||
|
|
۲۱:۰۶, ۲۶/مهر/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
خب یکم برگردیم به موضوع تاپیک !!!
به نظرم دلیل اصلی نقد پذیر نبودن افراد ، غرور است . زمانی که منیت و خود بینی بیاد وسط و اصل قرار بگیرد اونوقت هر چیزی که بخواد خللی به این من وارد کند ، یک تهدید یا مزاحم تلقی میشه ، چون اصل شده من !!! اگر انسان بتونه خود حقیقیش رو درک کند ، میفهمه که این من که ازش بت ساخته نباید اصل و محور زندگی قرار بگیرد . وقتی من شد اصل زندگی ، دیگه نقص ها درک نمیشند ، دیده میشند میدونی که وجود دارند اما نمیتونی درکش کنی چون درکش مساوی است با خط زدن این من که ازش بت ساختی !!! پس دیگه جایی برای نقد نمیمونه پ.ن کاش چند سال پیش یه نفر این حرفا رو به خودم میزد !!! ![]() میخوام یه داستان تعریف کنم در باب انتقاد ، یه خاطره از شهید بابایی در کتاب پرواز تا بی نهایت : سرگرداصغر وحید دستجردی تعریف میکند : من در پایگاه هشتم شکاری افتخار خدمتگذاری به خانواده محترم شهدا را به عهده داشتم . یک روز که از زمان انتخاب سرهنگ بابایی به عنوان فرماندهی پایگاه چند ماهی نمیگذشت، تصمیم گرفتم تا خدمت ایشان برسم و مشکلات موجود را از نزدیک به عرض برسانم. با تعیین وقت قبلی به دفتر ایشان رفتم. اتاق از سادگی ویژهای برخوردار بود و با چند صندلی و یک میز عسلی تزیین شده بود. وقتی داخل شدم، ایشان در پشت همان میز عسلی نشسته و مشغول کار بودند. با دیدن من از جا برخاستند. من پس از ادای سلام بیمقدمه به اصل مطلب پرداخته و چون در آن زمان مشکلات و نارساییهای خانواده شهدای پایگاه را از ناحیه ایشان میدانستم، با لحنی تند و انتقادآمیز به ایشان گفتم: شما به عنوان فرمانده پایگاه با حضور در تشییع جنازه شهدا و شرکت در مراسم یادبود آنها و انجام کارهای مختلف عمومی قصد خودنمایی دارید و این کارها هنر نیست؛ بلکه هنر واقعی آن است که با دراختیار گذاشتن امکانات و تجهیزات به خانوادههای شهدا خدمت واقعی را انجام بدهید. حرفهای من دیگر از حالت انتقاد هم خارج و به لحن و گفتار توهینآمیز تبدیل شده بود. در پایان با عصبانیت گفتم: ای کاش شما یک فرمانده غیرمکتبی بودید؛ اما میتوانستید مشکلات ما را حل کنید! در تمام مدت، شهید بابایی سرش پایین بود و فقط به میز نگاه میکرد. من به خاطر تندی در برخوردم و جسارتی که در سخن گفتن نسبت به فرمانده روا داشته بودم، عواقب بدی را پیشبینی میکردم. منتظر بودم که ایشان به من پرخاش کنند و فریاد بکشند که تو در حدی نیستی که برای من تعیین تکلیف کنی و خیلی اشتباه میکنی که اینطور صحبت میکنی و...؛ ولی برخلاف تصور من، شهید بابایی چند دقیقه سکوت کردند و سپس در حالی که دست بر سر میکشیدند رو به من کردند و گفتند: آقای دستجردی اگر امکان دارد نفراتی را که از این پایگاه در جبهه شهید میشوند به اینجا بیاورید و پس از تشییع جنازه آنها در پایگاه، به شهرستانهای خودشان بفرستید. من با شنیدن این حرف از خود بیخود شدم. چون ایشان اصل موضوع را تغییر دادند. در حالی که از برخورد تند و نوع گفتارم، سراسر وجودم را شرم و خجالت فراگرفته بود، در پاسخ ایشان فقط عرض کردم: من با هماهنگی معراج شهدای اهواز، پیکر شهدای نیروی هوایی را مستقیماً به پایگاه میآورم. سپس با شرمساری از ایشان خداحافظی کردم و رفتم. فردای آن روز رئیس پرسنلی پایگاه مرا خواست و گفت: به دستور جناب سرهنگ بابایی، شما از امروز به عنوان مسئول رسمی دایره شهدا انتخاب شدهاید و بنابر تأکید ایشان علاوه بر تأمین کلیه نیازمندیهای درخواستی، سه نفر پرسنل به منظور همکاری دراختیار شما گذاشته شدهاند. من تازه دریافته بودم که جناب سرهنگ بابایی برخلاف بعضی از فرماندهان، که رفتار و گفتارشان آمیزهای از هیاهو و خودمحوری است، ایشان علاوه بر اینکه انتقادپذیر بودند، کم حرف میزدند و بیشتر عمل میکردند. اگه بابایی ، نفس و من رو اصل زندگیش قرار داده بود اینطوری برخورد نمیکرد ... اولین لازمه انتقاد پذیری اینه که نگذاری نفست حاکم بر تو بشه !!! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












