|
حافظ شیعه بود یا سنی ؟
|
|
۱۴:۱۲, ۲۷/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۱ ۲۱:۳۶ توسط Amirsaeed.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() خواجه شمس الدین محمد بن بها الدین حافظ شیرازی شیعه است یا سنی ؟ چرا ؟هر کی جواب داره با ذکر دلیل بگه ![]()
|
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۹:۵۳, ۶/آبان/۹۱
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
سنی یا شیعه بودنش رو نمیدونم.
اما استادی برای ما درباره زرتشتی بودن حافظ حرف میزد و بعد از 40دقیقه با دلیل و مدرک ثابت کرد که حاقظ پیرو مهرآئین زرتشت یوده و لاغیر. چی بگم والله.
|
|||
|
۱۲:۰۰, ۶/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آبان/۹۱ ۱۲:۰۱ توسط SAViOR.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۶/آبان/۹۱ ۹:۵۳)آشفته نوشته است: سنی یا شیعه بودنش رو نمیدونم.چیزی از اون دلایل و مدارک خاطرتون نیست بگید ما هم استفاده کنیم ؟ تا اونجایی که مشخصه حافط مسلمان بوده و در شیعه یا سنی بودنش اختلاف هست اینکه حافظ زرتشت بوده از اون حرفا بود
|
|||
|
|
۱۳:۴۹, ۷/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۱ ۱۳:۵۱ توسط آشفته.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
(۶/آبان/۹۱ ۱۲:۰۰)SAEID نوشته است: چیزی از اون دلایل و مدارک خاطرتون نیست بگید ما هم استفاده کنیم ؟خداییش از اون حرفا بود اما چه کنم گفت دیگه شب شعری داشتیم تو دانشکده مون به مناسبت بزرگداشت حافظ یه آقایی اومد و کلی حرف زد و حرف زد و حرف زد و در آخر نتیجه گرفت که حافظ زرتشتی بوده و نه تنها حافظ که همه ما مردم قبل از اینکه مسلمون باشیم یه زرتشتی هستیم!! رفتم بالای سکو و بهش اعتراض کردم و ... ... بگذریم برام خیلی گرون تموم شد. |
|||
|
|
۱۴:۰۳, ۷/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۱ ۱۴:۰۳ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
ای دل اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق ................. بدرقه رهـــــت شود همت شهنه نجف
* شهنه نجف دیگر توصیف اظهر من الشمس مولا امیر المومنین روحی فداه هست . واقعا بعضی وقتها آدم حرفهایی می شنود ! |
|||
|
|
۱۴:۱۲, ۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
(۷/آبان/۹۱ ۱۴:۰۳)فاطمه خانم نوشته است: ای دل اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق ................. بدرقه رهـــــت شود همت شهنه نجف دیگه به چه زبونی بگه شیعه است ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! اصلا چطور دوستان یه تاپیک باز کنند با این نام مهدویت در شعر حافظ . مطمئنا به اشعار زیبایی بر خواهند خورد که جای حرف دارد. کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل بگو بسوز که «مهدی» دین پناه رسید
|
|||
|
|
۱۴:۱۲, ۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
با اجازه اهل ادب و فن
شيراز در دوره اي كه حافظ تربيت مي شد اگر چه وضع سياسي آرام و ثابتي نداشت ليكن مركزي بزرگ از مراكز علمي و ا دبي ايران و جهان اسلام بشمار مي رفت و اين مسئله به خاطر تدابير اتابكان سلغري فارس بود كه شيراز را در مقابل حملات مغول محفوظ يگه داشتند لذا حافظ در مركزي كه مجمع عالمان و انديشمندان و سلاطين دانش دوست و مروج دانش، پرورش يافت، چنانكه در اشعار خود سياست هاي آنان را ستايش نموده است.* اما به خاطر سياست هاي سختگيرانة پادشاهان پيروان اهل بيت (عليهم) چندان تعصبي به اظهار عقايد خود نشان نمي دادند چرا كه بر اكثر نقاط ايران حاكمان اهل سنت و مكتب خلافت حكمراني مي كردند و حتي غزنويان در اين مورد بسيار سختگيري مي كردند تا جايي كه كتاب هاي شيعيان و مراكز علمي آنها را به آتش كشيدند، و بسياري از آنان را به خاك و خون كشيدند بر اين اساس عرفا و شعراي بزرگ و علماي اسلام بيشتر در حالت تقيه زندگي مي كردند و فضاي سياسي اقتضاء مي كرد كه خردمندان اظهار عقيده و مذهب ننمايند بلكه در نوعي استتار به فعاليت فرهنگي بپردازند و از فرصت هاي به وجود آمده به نشر فرهنگ و علوم اقدام نمايند، درباره حافظ نيز وضع اينگونه است و هيچ كس با قاطعيت نمي تواند بگويد كه حافظ شيرازي پيرو مكتب تشيع است يا نه ولي در اين قول همه اتفاق دارند كه او از دانشمندان و اديبان بزرگ جهان اسلام و ايران است و هرگز نمي توان او را با قيود محصور كرد و به گروهي خاص منتسب داشت چون او از نظر عرفان و شناخت به جايگاه و مرتبه اي رسيده بود كه به جز پيروي از اسلام راستين و مكتب اهل بيت (عليهم) نمي توان به آن جايگاه رسيد، اما بنا بر اقتضاي زمانه از اظهار و آشكار كردن اين انديشه ها معذور بود، ولي در هر صورت قرايني در ديوان و آثار او وجود دارد كه عشق او را به خاندان پيامبر و امير مؤمنان به اثبات مي رساند چنانكه مولوي و سعدي و عطار نيز از اين ويژگي برخوردار هستند و هر يك از آنها در اشعار خود ارادت كامل خويش را به اهل بيت اظهار كرده اند، حافظ در جايي نجات و رسيدن به كمال را اينگونه ممكن مي داند: حافظ اگر قدم زني در ره خاندان بصدق بدرقه رهت شود همت شحنه ي نجف *صفا، ذبيح الله، تاريخ ادبيات، تهران، انتشارات فردوس، چاپ نهم،1372، ج 3، بخش دوم، ص 1064. # مرحوم شهيد مطهري از محيط طباطبائي نقل نموده است كه «حافظ را در عصر خودش و عصرهاي بعد شيعه ... مي دانستند.» مطهري، عرفان حافظ، تهران،صدرا، چاپ پانزدهم، 1377، ص62. # |
|||
|
|
۶:۰۷, ۹/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/آبان/۹۱ ۶:۱۳ توسط شهرام.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
|
۱:۰۵, ۱۲/آبان/۹۱
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
از قرن 9 به قبل همه شاعرا سنی بودن.حافظ,مولانا و..
اما تو شعراشون از عشق به اهل بیت هم سرودن حافظ سنی شافعی بوده |
|||
|
|
۱:۳۲, ۱۲/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آبان/۹۱ ۲:۰۹ توسط Amirsaeed.)
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
(۷/آبان/۹۱ ۱۴:۰۳)فاطمه خانم نوشته است: شهنه نجف دیگر توصیف اظهر من الشمس مولا امیر المومنین روحی فداه خلیفه ی چهارم مسلمانان اهل سنت هست باز هم اشتباهی بزرگ از کسانی که فکر میکنند این شعر برای حضرت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گفته شده!!! ![]() بـیـا که رایَت منصور پادشاه رسید***نـُوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت***کـمـال عـدل به فریاد دادخواه رسید سپهر، دور خوش اکنون کند که ماه آمد***جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید ز قاطعان طریق این زمان شوند ایـمـن***قوافل دل و دانش که مــرد راه رسید عزیز مصر ، به رغم بـرادران غـیــور***ز قعر چـاه برآمـد ، به اوج مـاه رسید کجاست صوفی دجّـال فعل مُلحد شکل ؟***بـگـو بـسـوز ؛ که مـهدیّ دین پـنـاه رسید صبـا بـگو که چهها بر سرم در این غم عشق***ز آتـش دل ســوزان و دود آه رســیــد ز شوق روی تـو شـاهـا ؛ بـدین اسیر فراق***همان رسید کـز آتـش به برگ کاه رسید مـرو به خواب ، که حـافــظ به بـارگاه قـبـول***ز ورد نیم شـب و درس صـبـحـگاه رسید "منصور" را می توان نام پادشاه دانست «منصوربن مظفر بن مبارزالدین از پادشاهان آل مظفر که مدتی بر فارس حکومت داشت و سپس به دست برادرش شاه یحییٰ شکست خورد و چندی در ری و گرگان متواری بود تا اینکه دوباره به فارس برگشت و شاه یحیی را شکست داد و خود بر مسند حکونت نشست و این غزل را حافظ به مناسبت این پیروزی شاه منصور سروده است ، شاه منصور آخرین پادشاه آل مظفر بود و با کشته شدن او در جنگ با امیر تیمور گورکانی سلسلهی آل مظفر منقرض گردید.» در این جا منظور درفش شاه منصور است . سودی گفته منظور "شاه شجاع" است که بنا به قول اکثریت شارحان همان "شان منصور" درست است . معنی بیت اول : بیا که نشانهی پیروزی شاه منصور رسیده و این خبر فتح و پیروزی در آسمان هم پیچیده است . بیت شش :"صوفی دجّال فعل" به نظر می رسد که اشاره به "شاه یحیی" باشد اما در "تاریخ عصر حافظ" نوشته شده که ظاهراً منظور "امیر تیمور گورکانی" است ، در نسخهی خانلری "دجّال کیش" آمده . بسیاری از اهل تسنن "مهدی" را منحصر در شخص خاصی نمیدانند ، بلکه معتقدند در هر عصری ممکن است کسی برای نجات مردم از ستم ظهور کند . بنا به عقیده شیعه ؛ "مهدی" نام دیگر محمد بن حسن عسکری ، مکنّی به ابوالقاسم ، امام دوازدهم است که در سال 255 هـ . ق (875 م) در سامرا متولّد و در پنج سالگی پس از شهادت پدرش به امامت رسید و از نظرها غایب شد و فقط از طریق چهار نائب خود تا سال 326 هـ.ق (غیبت صغری) با شیعیانش ارتباط داشت و از آن به بعد در غیبت کبری به سر میبرد تا آن زمان که زمین پر از ستم و بیدادگری گردد به امر خدا ظهور خواهد کرد و زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود . بسوز در اینجا به معنی از حسادت بسوز است . معنی بیت : پشمینهپوش ریاکار دروغگوی کافر ( شاه یحیی یا امیر تیمور ) کجاست ؟ به او بگو که از حسادت بسوز زیرا که هدایتگر پشتیبان دین (شاه منصور) به فرمانروایی رسید. واقعا چرا ایقدر تعصب بیجا نشان میدیم از خودمون ![]() کجای این شعر برای حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گفته شده آخه ؟!!! برای روشن شدن بهتر موضوع ، شما این وبلاگ را نگاه کنید که به مناسبت تبریک نیمه شعبان سه بیت از این شعرو نوشته اون هم به این صورت نامرتب یه دفعه از بیت اول و دوم پریده بیت ششم !!!! چهار بیت جا انداخته!!!: بیا که رایت منصور پادشــــــــاه رسید نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسیـد جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخـــت کمال عــــــــدل به فریاد دادخواه رسیـد کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل بگو بسوز که مهــــــدی دین پناه رسید بعد از این سه بیت معنی جهت دار انجام داده (برای دیدن وبلاگ کلیک کنید ) خیلی جالبه که در ادامه به مخاطبین گفته : حتما برید این شعر را به صورت کامل از دیوان حافظ بخوانید که بسیار قشنگ است. ولی چون نخواستم که از حوصله بیرون باشد این 3 بیت را انتخاب کردم و نوشتم حالا دیدید چه جوری از بی اطلاع بودن ما میشه به همین راحتی سو استفاده کرد!! واقعا دیگه کی میره کامل این شعرو بخونه؟؟؟ ببینه که ... ![]()
|
|||
|
|
۹:۴۴, ۲۳/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۱ ۱۰:۱۴ توسط mohebALI.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
بنده در حیرتم که با چه اصراری به دیگران نسبت تعصب میدهید و اصرار دارید شاعری که معتقد است اگر می خواهید به حقیقت برسید باید سراغ امیرالمومنین بروید را سنی میدانید
در کجای اعتقادات سنی رسیدن به حق و حقیقت و صدق را منحصر به سراغ امیرالمومنین رفتن میداند؟ که این رکن رکین اعتقادات شیعه است که اگر به دنبال حق و صدق کسی هست باید به سراغ امیرالمومنین رفت و اینجا بحث از ابراز محبت داشتن به ایشان نیست شما مدعی هستید که چون عده ای از مردم در زمان ایشان اهل سنت بوده اند پس حافظ هم اهل سنت است که این اصلاً استدلال نیست، صرفاً یک ادعا است مردی ز کننده ی در خیبر پرس.... اسرار کرم ز خواجه ی قنبر پرس |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
















