|
شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
|
|
۱۳:۰۲, ۲/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/آبان/۹۱ ۱۳:۰۳ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم السلام علیکَ یا مولانا یا محمد بن علی الباقر(علیه السلام) سلام بر محمد ، فرزند آخرین رسول خدا سلام بر محمد ، شکافندۀ علم انبیاء سلام بر آخرین یادگار صحرای کـــــرببلا سلام بر تربت و خاک بقیع سلام بر حرم بدون حریم سلام بر چهار گل گلستان فاطمی سلام بر محمد و حسن و علی سلام بر آن کودکی که در کودکی ، سر جدش بر نی دید ، پدر را در بند و عمه را ، زینب را بر جماز بی جهاز . سلام بر او که سرهای بریده بر نی ، بدنهای عریان بر زیر سم ستوران و گونه سرخ کودکان ، دید و هیچ نگفت . سلام بر او و جگر سوزانش ، سلام بر لبهای عطشانش ، سلام بر دستهای کوچک بر زنجیرش ، سلام بر محمد ، و آل معصومینش . اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۱۳:۱۲, ۲/آبان/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام و عرض تسليت آجرك الله يا بقيه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) يا علي عليه السلام
|
|||
|
|
۱۳:۳۲, ۲/آبان/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
ضمن عرض تسليت به محضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تقديم به ساحت قدسي و ملكوتي حضرت باقر العلم النبيين(علیه السلام) ؛ باید گریست با همه ی ناله دارها
بر کربلا و قافله ی یادگارها تنهاترین امام که مانده ز کربلا رنجی کشیده از همه ی روزگارها می گفت با هزار گِرِه از گلوی زخم با هر بهانه ای سخن از بی قرارها می گفت با کنایه که من دیده ام به چشم آتش به خیمه ها و شروع فرارها من دیده ام که راه، به اطفال بسته بود سر بود و سنگ و سیلی سخت سوارها دیدم به چشم خویش که دستان اجنبی معجر کشید از سر عصمت مدارها دیدم که رحم، در دل بی رحمشان نبود مزدورهای در طمع گوشواره ها دیدم شرارِ دامن آتش گرفته را آن شب که شد ستاره هم آغوش خارها با شعر و طنز و طعنه به ما لطمه ها زدند چون تیر کینه بود، تمام شعارها با این که زخم نیزه جگرهای ما درید آه از هجوم زخم زبان و نثارها هوراکشان رسیدن ما را صلا زدند با پایکوبی و به صدای هَوارها ما را چنین خرابه نشینی روا نبود با جامه های پاره و تحقیرِ بارها هفتاد و دو شهید، متاع قلیل ماست آن کشته های بانی این اقتدارها ما ارث غم ز فاطمه داریم یادگار این ارث ها بماند و این یادگارها زهر جفا به پیکر من مرهم است و بس زخم جگر دوای تمامی کارها خاک بقیع مدفن زهراییِ من است کرب و بلای ماست به گوشه کنارها تا روز انتقام خدایم گواه من یاری کنند اشک مرا خیل یارها چشمان انتظار، عجب آبدیده شد آخر به انتها برسد انتظارها استاد محمود ژوليده |
|||
|
|
۱۴:۰۱, ۲/آبان/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
عشق را نمیتوان به زنجیر کشید السلام علیک یا باقر العلوم یا امام محمد باقر (علیه السلام) ![]() |
|||
|
|
۱۸:۰۳, ۲/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/آبان/۹۱ ۱۸:۰۳ توسط جانثار مهدی.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم)»---
سلام شهادت امام محمّد بن علی الباقر العلم النبّیین - علیهما السلام - بر تمامی شیعیان و مسلمین تسلیّت باد . مثل همیشه ، فراز هایی از زندگی این بزرگوار رو از زبون مبارک حجة الاسلام اسماعیل رفیعی - حفظه الله - رو با هم مرور می کنیم . پدر که مشخّصه ؛ مادر : فاطمه بنت الحسن - علیهما السلام ، دختر امام حسن مجتبی - علیه السلام . از این نگاه ، امامت از امام باقر به بعد ، امامت حسنی - حسینی - علیهم السلام - با هم هستن و امامتِ امام حسن مجتبی - علیه السلام هم از ایشون به امام باقر - علیه السلام - رسید و تا آخرین اونها حضرت حجة - عجّل الله فرجه - ادامه داره . مادر این بزرگوار ، دختر امام حسن مجتبی ، فاطمه - علیهم السلام ، دارای کرامات هم بوده اند ! امام صادق - علیه السلام - در مورد مادر بزرگ عزیزشان - سلام الله علیها - فرموده اند : فاطمة بنت الحسن ، صدّیقه بود ! صدّیقه از القاب حضرت زهرا ، سلام الله علیهاست و به کسی می گن که در عمل ، حالت ، زبان و بیان ، گفتار و نوشتار ، هیچ دروغی در کار او نباشد ! خود امام باقر - علیه السلام - هم تعریف کرده اند که : مادرم ، زیر دیواری نشسته بودند ؛ دیوار صدایی کرد و شروع به افتادن کرد ! مادرم خطاب به دیوار فرمود : حق نداری بیوفتی به حق پیغمبر - صلّی الله علیه و آله وسلّم ! دیوار بین زمین و آسمون موند ! مادرم که پاشد و رفت ، دیوار ریخت . این هم از مادر و عظمت ایشون . اما یه روضه ی خصوصی هم ایشون و پدرشون امام سجّاد - علیهما السلام - دارند هر کدومشون . امام علی بن الحسین السجّاد ، تنها مردی بودن در جریان کربلا و این خاندان هم غیرتی بودند ؛ وقتی می خواستن ببینن امام حسین - علیه السلام زنده هستن یا مرده اند ، شمر - لعنة الله علیه - می گفت : برین سمت زن و بچه ها ، اگه زنده باشه ، بلند می شه ! و امام حسین - علیه السلام ، بار ها و بار ها بلند می شدند و می گفتن : من زنده ام ! (که به ناموسشون رو نیآرن !) (در مورد نهوه ی زیارت حضرت کردن زینب - سلام الله علیها - از قبر پیامبر - صلّی الله علیه و آله و سلّم - هم براتون قبلاً گفتم) حالا با این تفاسیر ، امام سجّاد علیه السلام ، در زنجیر بودند که جلوی چشماشون ، دختر عمو و همسرشون رو (که از کرامات و فضایلشون ذکر شد) رو می زدند و ایشون هیچ کاری نمی تونستن بکنن ! روضه ی اختصاصی امام باقر - علیه السلام - هم این بود : ایشون در جریان کربلا ، تقریباً چهار ساله بودند !!! کتک می خوردند و شاهد تمام وقایع بودند و از همه بد تر کتک خوردن پدرشو !!! و بعد از جریان کربلا همیشه شاهر این بودن که پدر وقتی غذا می دید ، گریه می کرد و می فرمود : قُتِلَ الحسین جائئاً !!! و وقتی آب می دیدند ، گریه می کردند و می گفتن : قُتِلَ الحسین عطشاناً ! وقت قسل و دفن هم که حدود 37 (اگه درست یادم مونده باشه) سال گذشته بود از جریان کربلا ، باز امام باقر خودشنو شروع به گریه کردن که بعد از گذشت این همه سال ، جای غل و زنجیر ها روی کتف و گردن پدر هنوز خوب نشده بود !!! تقریباً تمام روایات کربلا از ایشون به ما رسیده ، چون زمان امام سجّاد - علیه السلام ، خفقان عجیبی بود و ایشون ، نمی تونستن معارف رو بیان کنن ، لذا برای بیان معارف و وظایف و غیره ، در غالب دعا بیان کردند ! صحیفه ی سجّادیّه ، بیانگر این هست . ولی امام باقر - علیه السلام ، خلع زمانی ای یافتند که در زمانی که حکومت هشام - لهنة الله علیه - مشغول سرکوب شورش ها و جریان های مخالف بود ، ایشون به تدریس علوم بپردازن . در مورد ایشون راوی ای گفته : من در جلسه ای بودم و شروع به شمردن کردم و دیدم ایشون هزار سؤال سخت رو پاسخ هایی کامل دادند ؛ به طوری که سؤال کننده با اطمینان و خیال راحت ، مجلس رو ترک می کرد از این که جوابش رو گرفته ! هشام - لهنة الله علیه - و خلفای قبلی ، خیلی مملکت رو بزرگ کرده بودن به قصد ثروت فراوان و خراج . شاعری پیش همین هشام اومد و شعری جنسی گفت که احساسات جنسی خلیفه تحریک شد ؛ خلیفه (راوی می گه) هزار هزار درهم (سکه ی طلا) بهش داد ! (اون زمان ظاهراً واژه ی ملیون تو فرهنگ عرب نبوده ، برای همین این طور بیان شده !) اون قدر سکه زیاد بود که شاعر گفت : چه خبره ؟! خلیفه گفت : بگیر این ها از فلان جا از دور دست ها به ما رسیده بگیر ! در حالی که مردم بغداد و شام هم در فقر بودن ! این وسعت بدون توجه به مسائل فکری و اخلاقی و اسلامی ، باعث شد که بسیاری از بدعت ها و انحرافات ادیان مختلف و این ها ، وارد دین بشه ! مثلاً اکثر عرفان های ظاله ی امروزی ، عرفان هندی هستن (عرفان سهراب سپهری نیز عرفان هندی بوده - اضافه ی این جانب) . زرتشت ایران و بقیه ی ادیان خداپرست و بت پرست ، بدعت های زیادی در دین ایجاد کرده بودن و امام باقر و بعد از ایشون امام صادق - علیهما السلام - اسلام محمّدی - صلّی الله علیه و آله و سلّم - رو به کل شیعه و سنّی خوروندن ! (به تعبیر خود من ، فی*ل*تره دین بودن این دو بزرگوار) لازم به ذکره که از این چهار فرقه ی اصلیه اهل سنّت ، رهبره دوتاشون شاگرد امام صادق - علیه السلام - بوده اند و دو تاشون ، شاگردِ شاگرده امام صادق - علیه السلام - بوده اند و یادم نیست کدوم ، ولی حجة الاسلام اسماعیل رفیعی - حفظه الله - فرمودن : (یکی از اینها) گفته : اگر جعفر پسر محمّد نبود ، من هلاک می شدم ! در مورد خدمات ائمّه - علیهم السلام - به اسلام (نه فقط تشیّع) ، مرحوم علامه ی عسکری (که اخیراً مرحوم شدن) ، کتاب « نقش ائمّه - علیهم السلام - در احیای دین » رو نوشتن و این کتاب معرفی شد . خبر به هشام ملعون رسید که بیا ببین این محمّد بن علی - علیهم السلام - چه می کنه و مردم رو داره با علمش تسخیر می کنه و امروز فردا با این علم و دانشش ، بساط تو رو جمع می کنه ؛ تو هم که بار علمی ای نداری ، ثابت هم می کنه که تو نباید خلیفه می شدی ! این ملعون خواست تا امام محمّد بن علی رو با پسرشون جعفر بن محمّد - علیهم السلام - رو بیارن شام ! برای توهین این ها رو بیرون دروازه های شهر کنار فقیران نگه داشتن در کاروان سراهای فقیران به مدّت سه روز تا توهین و جسارت هم کرده باشن ! این توقّف پشت دروازه های شام برای امام باقر - علیه السلام ، یاد آور ورود با قافله ی کربلا به شام بود ، ولی این بار سرها به نیزه نبود ! وارد شدند و به زندان افکنده شدن ؛ خبر رسید که بیا ببین این ها با این زهد و ایمان و عبادت ها ، کل زندانیا رو با خودشون همراهی کردن و الآنه که شورشی بپا بشه ، برای همین امامان رو به مدینه فرستادن همراه با دستور قتلی برای امام باقر - علیه السلام ! راوی می گه سم رو روی زین اسب ریختن و خوب آمیختش کردن و بعد مجبور کردن امام بشینن و بعد از چند قدمی که اسب برداشت ، امام بی تاب شدند و اومدن بپائین و پاهاشون به شدّت گداخته و ورم کرده شوده بود !!! تا سه روز هم این امام بزرگوار داشتن در بستر بیماری به خودشون می پیچیدن . سرانجام در سن 57 سالگی (اگه درست یادم باشه) ، بعد از امامت 19 ساله ، ایشون هم از شیعه بی مروّتیه دیدن و پر کشیدن ! (اضافه ی این حقیر : ببینین ، امامان رو یاری کنیم ، مثل امام علی - علیه السلام - می جنگند و حکومت تشکیل می دن ، نکنیم و پشتشون رو خالی کنیم ، صلح می کنن ، یاری نکنیم و تحت فشار باشن و نتونن علم و دانش و حقایق دینی و اسلامی رو بیان کنن ، دعا می خونن و دعا می کنن و عبادت هاشون رو می کنن ، چه بیرون از زندان چه مثل امام کاظم درون زندان ، اگه هم خلع زمانی پیدا کنن و بتونن کار کنن و تبلیغات ، مثل امام باقر - علیه السلام و امام صادق - علیه السلام ، مکتب می زنن و درس وی مدن و اسلام رو از زبانه ها حفظ می کنن و مجبور بشن ، به زور حکومت رو قبول می کنن و اگه هیچ نوع یاوری ای نباشه و خطر قتل باشه ، مثل امام زمانمون - عجّل الله فرجه - غایب می شن ، البته چون ایشون آخرین ذخیره هم هستن .) امّا یک جمله ی امام باقر - علیه السلام - در مورد امام زمانمون - عجّل الله فرجه : او کسی است که ذکرش (چه زبانی و چه قلبی) از ذکر تمام ما اهل بیت - علیهم السلام - زیبا تر و با فضیلت تر و با اثر تره !!! بله حجة الاسلام اسماعیل رفیعی ، باز هم در توضیح این جمله ، این عبارت رو خاطر نشون کردن که : مِسیونِر ها و مبلّغ های مذهبی مسیحی رفتن شمال آفریقا و تونس و اون سمت ها برای ترویج مسیحیّت ، بعد از چند وقت نامه نوشتن به واتیکان که : اینها ایمان نمیارن به مسیحیّت چون اعتقاد دارن (همین سنّیه های عمری) شخصی به نام مهدی - عجّل الله فرجه - خواهد اومد و اسلام رو دین جهانی خواهند کرد ! بعد ما شیعه ها چون این اعتقاد رو نداریم و این شناخت رو ، فقط 250 کلیسای خونگی تو مشهد الرّضا زده شده !(گفته ی من : نوش جونمون !) بابا جان مهدی - عجّل الله فرجک ! این مصیبت رو به شما هم تسلیّت عرض می کنم و از خداوند می خواهم تا ظهور شما و فرج شما و پدرانتون رو برسونه به هر قیمتی که شده همین امسال . آمین یا ربّ العالمین . والسلام « جانثار مهدی - عجّل الله فرجه »
|
|||
|
|
۲۰:۲۱, ۲/آبان/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
السلام علیک یا ابا جعفر یا محمد بن علی ایها الباقر یابن رسول الله انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله |
|||
|
|
۲۱:۴۹, ۲/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/آبان/۹۱ ۲۱:۵۹ توسط mohammad reza.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام سالروز شهادت امام باقر (علیه السلام) بر عموم شیعیان و پیروان خاندان نبوی تسلیت باد چیزی که خدا اجازه ترک آنها را نداده است امام باقر(علیه السلام) میفرمایند: خداوند در سه چیز سفارش زیاد داشته است، یکی منع از دست بردن در امانت، دوم وفای به عهد و سوم نیکی فراوان به پدر و مادر. به گزارش مشرق ، هفتم ذیالحجه سال 114 هجری قمری سومین خورشید آسمان ولایت و امامت در بقیع، کنار پدر بزرگوار و عموی گرامیش امام حسن مجتبی(علیه السلام) آرام گرفت. به مناسبت سالروز شهادت شکافنده علوم، حدیثی از امام باقر(علیه السلام) و شرح آن توسط آیتالله احمد مجتهدی تهرانی در ادامه میآید: «ثَلاثٌ لَم یَجعَلِ اللهُ عَزَّوَجَلَّ لاِحِد فِیهِنَّ رَخصَةً أَداءِ الأَمـانِةِ إِلَى البَرِّ وَالفاجِرِ، وَالوَفـاءِ بِالعَهدِ لِلبَرِّ وَالفـاجِرِ، وَبِرُّ الوالِدینِ برِّینَ کـانا أَو فـاجِرینِ» سه چیز است که خداوند اجازه ترک آنها را به هیچ کسی نداده است: ـ ادای امانت به نیکوکار و بدکار؛ ـ وفای به عهد برای نیکوکار و بدکار؛ ـ و نیکی به پدر و مادر چه نیکوکار و چه بدکار. مشاهده فیلم شرح این حدیث توسط آیتالله مجتهدی تهرانی: دانلود صلوات یا الله بسم الله الرحمن الرحیم سلام ماجرای وقف مال امام باقر(علیه السلام)/ شرط قبولی نماز در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلى مانند انقراض امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسى و ظهور سرداران و مدعيانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و ديگران مطرح است , ترجمه كتابهاى فلسفى و مجادلات كلامى در اين دوره پيش ميآيد , و عدهاى از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا ميشوند . سرویس فرهنگی جهان - نام مبارك امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ,بدين جهت كه : درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت . القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است . كنيه امام ابوجعفر بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع ) است. بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوى پدر به امام حسين ( ع ) ميرسيد. پدرش حضرت سيدالساجدين , امام زين العابدين , على بن الحسين ( ع ) است . تولد حضرت باقر( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدينه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداء كودكى بود كه به چهارمين بهار زندگيش نزديك ميشد . دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . يعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است . ابوجعفر امام محمد باقر ( ع )متولى صدقات حضرت رسول ( ص ) و اميرالمؤمنين ( ع ) و پدر و جد خود بود واين صدقات را بر بنى هاشم و مساكين و نيازمندان تقسيم ميكرد , و اداره آنهارا از جهت مالى به عهده داشت . ویژگی های ممتاز امام باقر (علیه السلام) امام باقر ( ع ) داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود . سيرت و صورتش ستوده بود . پيوسته لباس تميز و نوميپوشيد . در كمال وقار و شكوه حركت ميفرمود . از آن حضرت ميپرسيدند : جدت لباس كهنه و كم ارزش ميپوشيد , تو چرا لباس فاخر بر تن مي كنى؟ پاسخ مي داد: مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز , كه محرومان و فقرا و تهيدستان زيادبودند , چنان بود . من اگر آن لباس بپوشم در اين انقلاب افكار , نميتوانم تعظيم شعائر دين كنم. امام پنجم ( ع ) بسيار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خويش برخورد بود . با همه اصحاب مصافحه ميكرد و ديگران را نيز بدين كار تشويق ميفرمود. در ضمن سخنانش ميفرمود : مصافحه كردن كدورت هاى درونى را از بين مي برد و گناهان دوطرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - مي ريزد. امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگيرى از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين وعيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينى , كمال مواظبت را داشت. در روزهاى گرم براى رسيدگى به مزارع و نخلستانها بيرون ميرفت , و باكارگران و كشاورزان بيل ميزد و زمين را براى كشت آماده ميساخت . آنچه ازمحصول كشاورزى - كه با عرق جبين و كد يمين - به دست ميآورد در راه خدا انفاق مي فرمود. ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز كربلا و ستم هاى بي سابقه آل ابوسفيان , كه مردم به حقانيت اهل بيت عصمت ( ع ) توجه كردند , در اصلاح عقايد مردم به ويژه در مسأ له امامت و رهبرى , كه تنها شايسته امام معصوم است , سعى بليغ كردندو معارف حقه اسلامى را - در جهات مختلف - به مردم تعليم دادند ; تا كار نشر فقه و احكام اسلام به جايى رسيد كه فرزند گرامى آن امام , حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهى با چهار هزار شاگرد پايهگذارى نمود , و احاديث و تعليمات اسلامى را در اكناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد . امام سجاد ( ع ) با زبان دعا و مناجات و يادآورى از مظالم اموى و امر به معروف و نهى از منكرو امام باقر ( ع ) با تشكيل حلقه هاى درس , زمينه اين امر مهم را فراهم نمود ومسائل لازم دينى را براى مردم روشن فرمود . امام پنجم هم به امر جدش قيام كرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دينى و تعليم حقايق قرآنى و احاديث نبوى ( ص ) پرداخت . نام نامى آن حضرت با دهها و صدها حديث و روايت وكلمات قصار و اندرزهايى همراه است , كه به ويژه در 19 سال امامت براى ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شايسته خود بيان فرموده است . بنا به رواياتى كه نقل شده است , در هيچ مكتب و محضرى دانشمندان خاضعتر و خاشعتر ازمحضر محمد بن على ( ع ) نبودهاند . قیام مسلحانه امام باقر ( ع ) نيز چون زمينه قيام بالسيف ( قيام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و كمبودحماسه آفرينان - فراهم نبود , از اين رو , نشر معارف اسلام و فعاليت علمى راو هم مبارزه عقيدتى و معنوى با سازمان حكومت اموى را , از اين طريق مناسبترميديد , و چون حقوق اسلام هنوز يك دوره كامل و مفصل تدريس نشده بود , به فعاليتهاى ثمر بخش علمى در اين زمينه پرداخت . اما بدين خاطر كه نفس شخصيت امام و سير تعليمات او - در ابعاد و مرزهاى مختلف - بر ضرر حكومت بود , مورد اذيت و ايذاء دستگاه قرار ميگرفت . در عين حال امام هيچگاه از اهميت تكليفى شورش ( عليه دستگاه ) غافل نبود , و از راه ديگرى نيز آن را دامن ميزد : و آن راه , تجليل و تأ ييد برادر شورشياش زيد بن على بن الحسين بود . رواياتى در دست است كه وضع امام محمد باقر ( ع ) كه خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فكرى و فرهنگى بوده و نقش مهمى در نشر اخلاق و فلسفه اصيل اسلامى و جهان بينى خاص قرآن , و تنظيم مبانى فقهى و تربيت شاگردانى مانند امام شافعى و تدوين مكتب داشته , موضع انقلابى برادرش زيد را نيز تأ ييد مي كرده است چنانكه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) ميفرمود : خداوندا پشت من را به زيد محكم كن . اما چنان كه اشاره شد , دستگاه خلافت آنجا كه پاى مصالح حكومتى پيش ميآمد و احساس ميكردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برميگيرد و خط صحيح را در شناخت امام معصوم ( ع ) و امامت كه دنباله خط رسالت و بالاخره حكومت الله است تعليم ميدهد , تكان ميخوردند و دست به ايذاء و آزار وشكنجه امام ( ع ) ميزدند و گاه به زجر و حبس و تبعيد ... جالب توجه و قابل دقت و يادگيرى است كه امام محمد باقر ( ع ) وصيت ميكند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) كه مقدارى از مال او را وقف كند , تاپس از مرگش , تا ده سال در ايام حج و در منى محل اجتماع حاجيها براى سنگ انداختن به شيطان ( رمى جمرات ) و قربانى كردن براى او محفل عزا اقامه كنند . توجه به موضوع و تعيين مكان , اهميت بسيار دارد . به گفته صاحب الغدير -زنده ياد علامه امينى - اين وصيت براى آن است كه اجتماع بزرگ اسلامى , در آن مكان مقدس با پيشواى حق و رهبر دين آشنا شود و راه ارشاد در پيش گيرد , واز ديگران ببرد و به اين پيشوايان بپيوندد , و اين نهايت حرص بر هدايت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى . شرط قبولي نماز حضرت باقر عليه السلام فرمودند : هر کس که از روي بي اعتنايي در نماز جماعت شرکت نکند و عذر و مريضي هم نداشته باشد نمازش قبول نمي شود.(مستدرک الوسائل ، ج 6 ، ص 450) آفات بی نظمی در نماز جماعت امام باقر (ع ) : سزاواراست که صفها کامل و به هم پیوسته باشند، و میان دو صف فاصله به اندازه ای باشد که یک انسان بتواند سجده کند و اگر در نماز جماعت فاصله دو صف جلو و عقب کمتر از این باشد، چنین نمازی نماز کامل و درستی نیست . (دعائم الاسلام ، ج 1، ص 155 ). شهادت امام باقر ( ع ) حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين ( ع ) زندگى كرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت , نشر و تبليغ فرهنگ اسلامى , تعليم شاگردان , رهبرى اصحاب و مردم , اجرا كردن سنتهاى جد بزرگوارش در ميان خلق , متوجه كردن دستگاه غاصب حكومت به خط صحيح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم , كه تنها خليفه راستين خدا و رسول ( ص ) در زمين است , پرداخت و لحظهاى از اين وظيفه غفلت نفرمود. سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدينه به وسيله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پيكر مقدسش را در قبرستان بقيع - كنارپدر بزرگوارش - به خاك سپردند . صلوات یا الله بسم الله الرحمن الرحیم سلام آشنایی با یاران ایرانی امام باقر(علیه السلام) باشگاه خبرنگاران- ایرانیان پس از گرایش به اسلام، روح و معنی اسلام را در خاندان اهل بیت علیهم السلام یافتند و با خاطره شیرینی که از حکومت عدل حضرت علی علیه السلام داشتند، تحققّ عدالتِ اجتماعی را در مکتب فرزندان او یافتند. آنان با مشاهده سجایای اخلاقی، علمی، دینی، سادگی و بی آلایشی اهل بیت علیهم السلام و شیعیان آنان، به مکتب تشیّع گرایش پیدا کردند و برخی جزء اصحاب ائمّه اطهارعلیهم السلام شدند که به مرور زمان بر تعداد آنان افزوده شد.(1) امام محمدباقر علیه السلام با تأسیس اوّلین دانشگاه اهل بیت علیهم السلام، شاگردان و اصحاب بسیاری را تربیت کرد و صدها فارغ التّحصیل در موضوعات گوناگون به جامعه عرضه نمود. شیخ طوسی (رحمة الله علیه) در رجال خود، اصحاب و شاگردان امام محمد باقرعلیه السلام را 462 مرد و دو زن دانسته که در میان آنان برخی از نظر اعتبار و وثاقت مورد اتّفاق اهل سنّت و امامیّه اند و برخی از فقیه ترین فقیهان صدر اسلام محسوب می شوند. در این میان عدّه ای از ایرانیان افتخار شاگردی و ملازمت با ایشان را داشتند. گرچه نمی توان نام تمامی اصحاب ایرانی امام باقر علیه السلام را از منابع رجالی و روایی استخراج نمود؛ ولی سعی شده چند تن از یاران ایرانی امام پنجم را به طور مختصر معرّفی و خدمات آنها را ذکر نماییم. حمّاد بن ابی سلیمان ابو اسماعیل حمّاد بن ابی سلیمان از ایرانیان مقیم کوفه است. پدرش فرمانروای اصفهان بود که در جریان فتح آن شهر در زمان خلیفه دوم به دست ابو موسی اشعری به همراه خانواده اسیر شد و سپس در حضور خلیفه دوم، اسلام آورد. وی از جمله ده موالی بود که معاویه در جریان جنگ صفّین به ابوموسی اشعری بخشید و ابوموسی او را به پسرش ابراهیم داد و ابراهیم او را آزاد کرد و سپس پدر حمّاد در کوفه ساکن گشت. (2) ابوسلیمان در کوفه به زندگی جدید خود پرداخت و فرزندش را به تحصیل علم و دانش گمارد؛ به طوری که حمّاد در زمره دانش آموختگان مشهور کوفه قرار گرفت. حمّاد پس از کسب علوم مقدّماتی وارد دانشگاه امام باقر و امام جعفر صادق علیهما السلام شد و به حدّی در کسب دانش پیش رفت که دانشمندان اسلامی از وی به عنوان امام، مجتهد و فقیه یاد کرده اند و او را به کثرت حدیث توصیف نموده اند. حمّاد پس از خدمات زیادی که در طول عمر خود انجام داد، در سال 120 ق. و در کهولت سن وفات یافت.(3) داوود بن ابی هند سرخسی داوود بن ابی عذافر قشیری سرخسی، اصالتاً خراسانی و اهل سرخس است. داوود از طریق خیّاطی یا فروش خز، گذران زندگی می کرد و در کنار آن به تحصیل علم و دانش نیز می پرداخت. او از اصحاب ایرانی امام محمد باقرعلیه السلام است.(4) داوود در علم تفسیر از علمای مشهور عصر بود. او تفسیری داشت معروف به تفسیر ابن ابی هند(5) که اثری از آن نمانده است. علاوه بر آن، او فقیهی کامل بود که از دوران جوانی در زمان حسن بصری فتوا می داد. حماد بن زید می گوید: در فقه احدی را برتر از داوود ندیدم.(6) علمای اهل سنّت داوود را از راویان موثّق به شمار می آورند و علاّمه امینی وی را فردی دانسته است که همگان در ثقه بودنش اتّفاق نظر دارند.(7) داوود علاوه بر شهرت علمی، در زهد و تقوا نیز شهره بود. او چهل سال پنهان از دیگران، روزه گرفت؛ بدین ترتیب که به هنگام خروج از خانه، با تظاهر به نداشتن روزه، غذای خود را بر می داشت و به دنبال کسب روزی بیرون می رفت؛ ولی در بین راه، آن را به فقرا می داد و شب هنگام به خانه برمی گشت و افطار می کرد. مرگ داوود در سال 140 ق. در راه مکّه اتّفاق افتاد. محمّد بن اسحاق محمّد بن اسحاق بن یسار بن خیار (ابوعبدالله) از موالیانی است که پدرانش از مسیحیانی بودند که در «نُفیره»، روستایی در حوالی عین التّمر زندگی می کردند و این منطقه، جزء ایران و از نواحی تابعه عصر ساسانی بود. خالد بن ولید پس از فتح این نواحی، یسار جدّ محمّد را همراه چهل تن دیگر به اسارت گرفت و به مدینه برد. در سال 80 یا 85 ق. محمد در مدینه متولّد شد(8) و دوران کودکی و نوجوانی را در این شهر که مرکز عمده حدیثی بود، گذراند. وی سپس در 30 سالگی برای بهره گیری از اخبار سیره نویسان، به مصر رفت و پس از پیروزی عباسیان بر امویان، به عراق آمد و مدتی در کوفه و ری اقامت گزید. در زمان خلافت منصور، کتاب معروف خود مغازی را تألیف کرد و در میان مردم کوفه و سایر مناطق منتشر ساخت. کتاب سیره او اوّلین سیره نسبتاً جامعی است که به دلیل نظمِ منطقی موجود در آن، به عنوان نخستین کار اصیل در این زمینه شناخته شده است. محمد بن اسحاق، محدّث و اوّلین سیره نویسی است که زندگانی پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم را به رشته نگارش در آورده است. شیخ طوسی و برقی او را در شمار اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام نام برده اند(9) و برقی پدرش اسحاق را نیز از اصحاب امام باقرعلیه السلام دانسته است. (10) شیخ طوسی و کشّی او را از دوستداران و عاشقان اهل بیت علیهم السلام می دانند که در کتابش نیز احادیث بسیاری را در اثبات خلافت علی علیه السلام نقل نموده است؛ از جمله حدیث بلند «الجنان و النوق» را از امام باقرعلیه السلام. ابن اسحاق، حافظه بسیار قوی داشته و احادیث زیادی را حفظ بوده است و به خاطر حافظه بی مانند، او را«امیرالمحدّثین» خوانده اند. او با نوشتن سیره یا مغازی، سنّت و احادیث پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را حفظ و در اختیار مسلمانان قرار داد. وی برای جمع آوری اخبار، به بصره، کوفه، مصر، بغداد، و ری سفرهای طولانی نمود. به جز کتاب مغازی یا سیره، چند کتاب به او منسوب است. از جمله: الفتوح، سیرالعرب، اخبار صفّین و حدیث المعراج و الاسراء.(11) محمد بن اسحاق عاقبت در سال 151 ق. در بغداد در گذشت و در مقابر خیزران دفن گردید. پی نوشت ها: 1. خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 112. 2. راویان مشترک، ج 1،ص 262. 3. تاریخ خلیفه، ص 275. 4. رجال طوسی، ص 120. 5. فهرست ابن ندیم، ص 36. 6. راویان مشترک، ج 1، ص 300. 7. الغدیر، ج 8،ص 318. 8. سیر الاعلام النبلاء، ج 3، ص 5. 9. رجال طوسی، ص 281 و 311. 10. رجال برقی، ص10 و 20. 11. دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 3، ص 9. صلوات یا الله بسم الله الرحمن الرحیم سلام شعر برقعي براي امام باقر عليهالسلام نگاه کودکی ات دیده بود قافله را تمام دلهره ها را، تمام فاصله را هزار بار بمیرم برات، می خواهم دوباره زنده کنم خاطرات قافله را تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟ چقدر خاطره ی تلخ مانده در ذهنت، ز نیزه دار که سر برده بود حوصله را چه کودکی بزرگی است این که دستانت گرفته بود به بازی گلوی سلسله را میان سلسله مردانه در مسیر خطر گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را چقدر گریه نکردید با سه ساله، چقدر به روی خویش نیاورده اید آبله را دلیل قافله می برد پا به پای خودش نگاه تشنه ی آن کاروان یک دله را هنوز یک به یک، آری به یاد می آری تمام زخم زبان های شهر هلهله را مرا ببخش که مجبور می شوم در شعر بیاورم کلماتی شبیه حرمله را بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت که در تلاطم خون دید قلب قافله را؟
صلوات یا الله |
|||
|
|
۲۲:۵۵, ۲/آبان/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
یا سلام خدمت عاشقان اهل بیت
شهادت حضرت باقر را تسلیت میگم شیخ کلینی در کتاب کافی به سند خود از امام رضا (علیه السلام) روایت کرده است که امام باقر (علیه السلام) به هنگام احتضار فرمود: هنگامی که به درود حیات گفتم زمین را برایم بشکافید و قبری مهیا کنید پس اگر به شما گفتند برای رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) لحد بوده است، تصدیق کنید. نگارنده: این فرمایش بدان دلیل بوده است که امام باقر (علیه السلام) شکافتن زمین را از برخی جهات بهتر می دانسته اگر چه فضیلت لحد بالاتر بوده است. کلینی به سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: پدرم هر آنچه از کتب و سلاح و آثار و امانات انبیاء در نزد خود داشت، به من به ودیعت سپرد. پس چون لحظه وفاتش فرارسید به من گفت: چهار شاهد فرابخوان. من چهار تن از قریش را دعوت کردم که یکی از آنان نافع مولای عبد الله بن عمر بود. پس به من فرمود: «بنویس این چیزی است که یعقوب فرزندانش را بدان وصیت کرد که ای فرزندانم خداوند دین را برای شما برگزید، پس نمیرید مگر آنکه تسلیم رضای خداوند باشید. »و وصیت کرد محمد بن علی به جعفر بن محمد و به وی فرمان می دهد که او را به جامه بردی که هر جمعه در آن نماز می خواند کفن کند و عمامه اش را بر سرش بندد و قبر او را چهار گوش و با فاصله چهار انگشت از زمین بلندتر قرار دهد و در موقع دفن بندهای کفن او را باز کند. سپس به شهود فرمود: بازگردید خداوند شما را رحمت کند!امام صادق (علیه السلام) گفت: به پدرم گفتم: ای پدر!در این وصیت چه بود که بر آن شاهد طلب کردی؟فرمود: پسرم!خوش نداشتم پس از من با تو به نزاع برخیزند به این بهانه که به تو وصیت نکرده ام و می خواستم بدین وسیله حجت و دلیلی برای تو قرار داده باشم. در حقیقت امام (علیه السلام) می خواست به این وسیله همگان بدانند که جعفر بن محمد (علیه السلام) ، وصی و جانشین و امام بعد از اوست. کلینی در کافی به سند خود از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: پدرم روزی در ایام بیماریش به من گفت: پسرم گروهی از قریشیان ساکن مدینه را بدینجا فراخوان تا آنها را گواه بگیرم. من نیز چنین کردم. پس امام در حضور آنان به من فرمود: ای جعفر هنگامی که من دنیا را وداع گفتم مرا بشوی و کفن کن و قبرم را چهار انگشت بالاتر از زمین قرار ده و بر آن آب بپاش. چون گواهان رفتند به پدرم عرض کردم: اگر مرا (در خلوت هم) به این کارها امر می کردی، انجام می دادم. چرا درخواستی تا عده ای را به عنوان شاهد به نزدت بیاورم؟ فرمود: پسرم می خواستم با تو نزاع نکنند. (یعنی در امامت و خلافت از پس من با تو نزاع نکنند و بدانند که تو وصی منی) . کلینی در کافی به سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: پدرم در وصیتش نوشته بود که وی را در سه جامه کفن کنم. یکی ردای جمره ای او بود که در روز جمعه با آن نماز می خواند و دو پیراهن دیگر. پس به وی عرض کردم: چرا اینها را می نویسی؟فرمود: می ترسم مردم با تو از در نزاع وارد شوند و بگویند او را در چهار یا پنج جامه کفن کن اما تو به گفتار آنان راه مرو. عمامه خودم را بر سرم بند و البته عمامه را جزو کفن محسوب مکن بلکه عمامه از چیزهایی است که بدن را به آن می پوشانند. شیخ کلینی در کافی به سند خود نقل کرده است که امام باقر (علیه السلام) وصیت کرد که هشتصد درهم برای برگزاری مراسم سوگواری او اختصاص دهند و این کار را از سنت می دانست. زیرا پیامبر می فرمود: برای خاندان جعفر طعامی فراهم آرید، آنان نیز به وصیتش عمل کردند. این اعترافات بخوبی نقش و اهمّیت وصیّت حضرت باقر(علیه السلام) به فرزندش امام صادق(علیه السلام) را در بر پایی عزاداری آنهم در مجمع حاجیان و در فرصت مناسب در منی روشن می سازد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| واغربتا...(ویژه نامه شهادت حضرت جواد الائمه(علیه السلام) ) | boghz | 46 | 16,866 |
۳۱/مرداد/۹۶ ۶:۵۸ آخرین ارسال: ماحی |
|
| هفتم صفر ، شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) | Agha sayyed | 8 | 5,322 |
۱۶/آبان/۹۵ ۲۲:۲۶ آخرین ارسال: میثم2 |
|
| توسل ویژه به حضرت اباالفضل علیه السلام | مجنون الحسین | 218 | 76,887 |
۲۲/اردیبهشت/۹۵ ۸:۲۲ آخرین ارسال: Farzaneh |
|
| شهادت امام موسی كاظم عليه السلام | aboutorab | 13 | 8,106 |
۱۳/اردیبهشت/۹۵ ۲۲:۱۳ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| شهادت حضرت امام علي النقي (هادي)عليه السلام | aboutorab | 4 | 2,960 |
۲۲/فروردین/۹۵ ۱۲:۳۸ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| ویژه نامه ی ولادت خزانه دار علم الهی امام باقر علیه السلام | آفتاب | 6 | 4,341 |
۲۰/فروردین/۹۵ ۱۳:۰۳ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| ویژه نامه ولادت امام حسن عسکری علیه السلام-اباالامام المنتظر | mahdy30na | 13 | 6,095 |
۲۹/دی/۹۴ ۱۲:۲۷ آخرین ارسال: ماحی |
|











![[تصویر: 115534_534.jpg]](http://www.fardanews.com/files/fa/news/1391/8/1/115534_534.jpg)
