کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 2.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مشاعره شاعرانه نوع دو
۲۲:۵۴, ۶/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۱ ۲۳:۰۱ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام
پس از برگزاری موفقیت آمیز (اعتماد به نفس رو!) مبحث مشاعره شاعرانه نوع یک ، که به واقع مقدمه این مبحث بود ، اقدام به ایجاد این مبحث کردم.
در مبحث "مشاعره شاعرانه نوع یک" ، نوع مشاعره به این صورت بود که یک یا چند نفر شاعر با قواعد مرسوم مشاعره در سطح مردم ، اما با اشعار خودشون به مشاعره می پرداختند.
اما این مشاعره ، کمی سخت تر و حرفه ای تر هست ، به این صورت که یک غالب (ترجیجا غزل یا قصیده) انتخاب می شه (به صورت یکی از اعضاء) سپس مصرع یا بیت اول از این غالب انتخاب میشه (شعر شاعر یا شاعری دیگر) ، سپس در عرض مدتی (مثلا 2 روز) تعدادی از دوستان ثبت نام می کنند ، سپس نفر اول شعر رو با دو مصرع ادامه می ده ، و نفرات بعد دو مصرع دو مصرع به شعر اضافه می کنند ، تا زمانی که تعداد این ابیات به حد نصاب برسه ، در این زمان یک نفر می تونه شعر رو به پایان برسونه (اعلام کنه) ، یا اگر به حداکثر تعداد ابیات رسید ، نفر آخر مجبور می شه شعر رو به اتمام برسونه.
البته برای جلوگیری از اسپم و گیح شدن مطالعه کنندگان گرامی ، باید هر کس در پست خودش شعر رو ویرایش کنه و ابیات اضافه شده خودش رو با رنگ خودش اضافه کنه.
مثلا
آقای X شروع کننده شعر
آقای Y
آقای Z
حد نصاب غزل 5-12 بیت

بیت از شاعر معروف
-----------------------------
-----------------------------
-----------------------------
-----------------------------
-----------------------------
-----------------------------

-----------------------------
-----------------------------

-----------------------------
-----------------------------
-----------------------------
-----------------------------

-----------------------------
-----------------------------
-----------------------------
-----------------------------
-----------------------------
-----------------------------

-----------------------------
-----------------------------



اعلام اتمام شعر
در ضمن یکی از قوانین این هست که هر کس اگر بیشتر از یک روز یا دو روز از نوبتش گذشت ، نفر بعد می تونه شعر رو ادامه بده و نوبت اون شخص منقضی می شه.همچنین می شه در آن واحد دو یا چند شعر توسط چند گروه در حال ایجاد باشند.



خوب بنده برای شروع ، غالب غزل رو انتخاب می کنم ، با مطلع :
"چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد
"
از بیانگذار جمهوری اسلامی ایران
دو روز هم مهلت هست تا دوستان اعلام آمادگی کنند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید121 ، sadegh-a ، m.hossein ، netlog36 ، آوای انتظار

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۸:۵۵, ۱۸/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۱ ۵:۲۰ توسط مجید121.)
شماره ارسال: #11
آواتار
..........
نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد.

شام تاریک مرا بار دگر روشن کن ::::::::::::::: هجر و بی همنفسی زار و دل افگارم کرد
خواب دیدم که صدای قدمت نزدیک است :::::::::::::::: آتش هجر نهیبی زد و بیدارم کرد

سوخت زان باطن و افکار پریشان گردید:::::::::: که خراب از شرر خویش همه کارم کرد
گرچه در هجر تو بی تاب و خراب از شرریم ::::::::: یاد تو بی خبر از جمله ی اغیارم کرد


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: netlog36 ، دل خسته ، آوای انتظار
۶:۰۷, ۲۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
سلام قبول نیس منم هستم لطفا راهنمایی بیشتر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته
۱۵:۵۸, ۲۲/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۱ ۰:۱۶ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #13
آواتار
"چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد"
من حسرت زده روی تو ندیدم هرگز :::::::::::::::::::وصف رخسار تو صید من و افکارم کرد
سر به دامان تو آوردم و از خود رفتم ::::::::::::::::: تا حریم حرمت محرم اسرارم کرد
تلخی هجر تو در کنج لبم جا مانده ::::::::::::::::::از می و باده و مستی همه بیزارم کرد
نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد.
شام تاریک مرا بار دگر روشن کن ::::::::::::::: هجر و بی همنفسی زار و دل افگارم کرد
خواب دیدم که صدای قدمت نزدیک است :::::::::::::::: آتش هجر نهیبی زد و بیدارم کرد
سوخت زان باطن و افکار پریشان گردید:::::::::: که خراب از شرر خویش همه کارم کرد
[/b]

[b]بـفـروخـت مـرا بـر کـف انـدیشـه خـیالـت :::::::::::::::::: مـن اینـقـدر ارزم کـه خـیـال تـو کـرم کـرد


امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی110 ، آوای انتظار
۲۰:۲۹, ۲۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
(۲۲/مرداد/۹۱ ۶:۰۷)taban نوشته است:  سلام قبول نیس منم هستم لطفا راهنمایی بیشتر
سلام
فکر می کنم راهنمای پست اول کامل باشه ، چه راهنمایی دیگه ای نیاز دارید؟
در ضمن دوستان لطف کنند از قرار دادن شعر های غیر از موضوع این مبحث خودداری کنند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید121 ، مهدی110
۰:۱۵, ۲۵/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #15
آواتار
..........
نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد.

شام تاریک مرا بار دگر روشن کن ::::::::::::::: هجر و بی همنفسی زار و دل افگارم کرد
خواب دیدم که صدای قدمت نزدیک است :::::::::::::::: آتش هجر نهیبی زد و بیدارم کرد

سوخت زان باطن و افکار پریشان گردید:::::::::: که خراب از شرر خویش همه کارم کرد
گرچه در هجر تو بی تاب و خراب از شرریم ::::::::: یاد تو بی خبر از جمله ی اغیارم کرد

مشتری نیست دلم،لیک تمنای وصال ::::::::::::::::::::::::::::::::::"همچو منصور خریدار سر دارم کرد"
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید121 ، دل خسته
۳:۲۴, ۲۵/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۱ ۳:۲۷ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #16
آواتار
"چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد"
من حسرت زده روی تو ندیدم هرگز :::::::::::::::::::وصف رخسار تو صید من و افکارم کرد


سر به دامان تو آوردم و از خود رفتم ::::::::::::::::: تا حریم حرمت محرم اسرارم کرد
تلخی هجر تو در کنج لبم جا مانده ::::::::::::::::::از می و باده و مستی همه بیزارم کرد
نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد.

شام تاریک مرا بار دگر روشن کن ::::::::::::::: هجر و بی همنفسی زار و دل افگارم کرد
خواب دیدم که صدای قدمت نزدیک است :::::::::::::::: آتش هجر نهیبی زد و بیدارم کرد

سوخت زان باطن و افکار پریشان گردید
:::::::::: که خراب از شرر خویش همه کارم کرد
گرچه در هجر تو بی تاب و خراب از شرریم ::::::::: یاد تو بی خبر از جمله ی اغیارم کرد
مشتری نیست دلم،لیک تمنای وصال ::::::::::::::::"همچو منصور خریدار سر دارم کرد"
ملک و عزت ز تو باشد ولی ای دوست شتاب:::::: در تمنای وصال تو چنین خوارم کرد


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید121 ، یاران مهدی ، مهدی110 ، آوای انتظار
۱۶:۰۱, ۲۵/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #17
آواتار
"چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد"
من حسرت زده روی تو ندیدم هرگز :::::::::::::::::::وصف رخسار تو صید من و افکارم کرد
سر به دامان تو آوردم و از خود رفتم ::::::::::::::::: تا حریم حرمت محرم اسرارم کرد
تلخی هجر تو در کنج لبم جا مانده ::::::::::::::::::از می و باده و مستی همه بیزارم کرد

[/font]
نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد.

[font=B Mitra]شام تاریک مرا بار دگر روشن کن ::::::::::::::: هجر و بی همنفسی زار و دل افگارم کرد
خواب دیدم که صدای قدمت نزدیک است :::::::::::::::: آتش هجر نهیبی زد و بیدارم کرد

سوخت زان باطن و افکار پریشان گردید:::::::::: که خراب از شرر خویش همه کارم کرد
گرچه در هجر تو بی تاب و خراب از شرریم ::::::::: یاد تو بی خبر از جمله ی اغیارم کرد

مشتری نیست دلم،لیک تمنای وصال ::::::::::::::::"همچو منصور خریدار سر دارم کرد"
ملک و عزت ز تو باشد ولی ای دوست شتاب:::::: در تمنای وصال تو چنین خوارم کرد
خاکساریم و فقیریم و ز ره درمانده / خاک پای تو به یک معجزه تیمارم کرد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، یاران مهدی ، مهدی110 ، آوای انتظار
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  الفاظ شاعرانه دل خسته 6 3,147 ۱۹/تیر/۹۱ ۱۷:۱۸
آخرین ارسال: دل خسته

پرش در بین بخشها:


بالا