|
آموزگار انتظار بر سر دار!
|
|
۱۴:۱۶, ۱۹/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آبان/۹۱ ۱۴:۱۸ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بســم رب الــمهـــدی واقعا حیفم اومد این مطلب رو براتون قرار ندم... . « میثم تمّار » آموزگار « انتظار » بر سر دار ! . آن سال های شیرین امیری مولی الموحدین امام علی علیه السلام که تمّار رازدار آن مولا شده بود سال های خوش میثم بود ، همان ایّامی که توسط آن حضرت از زنی که اربابش بود خریده و آزاد شد . . در همان دوران حضرت از سه روز به دار کشیده شدن وی و لجام شتر بر دهان خوردنش و سرانجام گلگون شدن ریش هایش از خون سرش خبر داده بود و عمری میثم برای این مرگ افتخار آمیز روزشماری می کرد. . تمام عمرش اوقاتی در زیر آن نخلی که حضرت به او گفته بود که چوبه ی دارش از آن است ، به نماز می ایستاد و نجوای دلش با آن این بود : . « ای نخل من برای تو آفریده شده ام و تو نیز برای من تغذیه می شوی و رشد می کنی ! » . میثم در سال آخر عمر به حجاز برای انجام حج مشرف شد که در ملاقاتی با « أمّ السلمة » همسر پیامبر اشتیاق خود برای دیدار حسین علیه السلام را بازگو کرد و از ام السلمه خواست که سلامش را به ایشان برساند و به او بگوید که به زودی در بهشت همدیگر را ملاقات می کنند ، و أمّ السلمه نیز از شوق پیامبر اعظم به میثم گفت و او را عطر آگین بدرقه کرد. . و سرانجام در بیست ذی الجحة سال شصت هجری ، موعد وصل فرا رسید و ابن زیاد برای ایجاد رعب و وحشت و ضرب شست نشان دادن به کوفیان دنیاطلب ، میثم را که شهره به عشق علی بود را به سخت ترین مرگ همانگونه که مولایش سال ها پیش گفته بود به شهادت رساند. ( ر.ک : الارشاد للمفید رحمة الله علیه ج 1 ص 471 ) . حال چرا تقدیر إلهی بر این بود که میثم به جای کربلا در کوفه و آن هم به آن شکل شهید شود ؟! . نکته عبرت انگیز این واقعه همین است ! شهادت پر انعکاس میثم در کوفه و فریاد دلدادگی او بر سر دار همه بیدارباشی بود برای مردودان کوفه ! . همان مردمانی که با هزاران نامه به فرزند علی ، فریاد عدالتخواهی بلند کردند و شعار إحیاء حکومت عدل علی را سر دادند ، ولی وقتی کار به هزینه دادن منتهی شد و دژخیمی چون ابن زیاد و مأموران درنده اش وارد صحنه شدند و « حسین خواستن ، خون و آبرو خواست » همه پای عقب کشیدند و در کنج عافیت خزیده و فرستاده ی مولا « مسلم » را رها کردند و ماندند تا توابین را حکایت شوند ... . آری ! تقدیر بود میثم ده روز قبل از ورود امام حسین علیه السلام به عراق ، راه و رسم حسین خواستن و حسینی شدن و هزینه دادن برای دولت عدل علی را چنین بر سردار فریاد کند و به همگان بنمایاند که برای آمدن امام باید تمّاروار بر سر دار رویم تا منتظر نامیده شویم . . و این راه و رسم میثم درس امروز ماست برای انتظار امام عدالت گستر که اگر از تمام وجود فریاد نکنیم که : « ما همه میثم توایم اماما ! » هنوز انتظارمان بوی کوفه می دهد . . به راستی ما چون میثم منتظر اماممان هستیم ؟! . شخصی بنابر باوری که خیلی از ما داریم به امام محمّدباقر علیه السلام عرض کرد : . « آِیا وقتی مهدی ( علیه السلام ) قیام کند بدون اینکه خونی از بینی کسی بریزد همه امور برایش بدون جنگ و درگیری اصلاح می شود ؟! » . امام پنجم فرمودند : « اینطور نیست ! اشتباه نکن ! به آن خدایی که جان من در ید قدرت اوست سوگند ! اگر قرار بود برای کسی بدون نبرد امور درست شود برای پیامبر خدا می شد ، چگونه که ایشان جنگ های زیادی کرد و حتّی دندان ها و گونه اش نیز در جنگ شکست . » . سپس امام علیه السلام دست به پیشانی خود کشیدند وفرمودند : . « اینطور نیست ، به آن خدائی که جان من در ید قدرت اوست قسم ! در قیام مهدی ( چنان کارزارهای سختی می شود ) که عرق و خون لخته ی ما و شما به هم می رسد ! » ( الغیبة للنعمانی / بحارالأنوارج52 ص 358 ) . این کلام امام یادآور تصویر شهادت میثم تمّار رضوان الله تعالی علیه است و تداعی کننده ی پیام شهادتش می باشد : . عاشقی کار بازی نیست ای دل سربباز که گوی عشق را نتوان زدن به چوگان هوس ! . و راز اینکه ائمه اطهار علیهم السلام به ما می آموزند در دعای فرج آن امام غائب از نظر آرزوی شهادت در رکاب حضرت کنیم نیز در همین نکته نهفته ؛ « واجعلنا من المستشهدین بین یدیه ! » . نوشته ای از: مسعود شفیعی کیا
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مراقب باشیم که انتظار ما ،انتظار یهودی نباشد! | الهی313 | 0 | 1,351 |
۴/تیر/۹۳ ۲۰:۰۱ آخرین ارسال: الهی313 |
|







