کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زندگينامه علما و بزرگان شیعه
۱۷:۴۱, ۲۸/آبان/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
دوستان سلام و عرض تسلیت به مناسبت ایام محرم
ان شا الله در یک روندی به شناختی مختصر از علمایی که از قرن دوم تا امروز را بشناسیم.
طلیعه
تولد وی را یکصد سال بعد از هجرت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و نام پدرش را «احمد» نگاشته اند.
مبرد نحوی بزرگ می گوید:
تحقیق کاوشگران علوم بر آن است که اول کسی که بعد از پیامبر احمد نام گرفت همو بود و این خود کرامتی همچون تولد خلیل (آن هم در آن حد از هوش، علم و زهد) را در پی داشت. [ معجم رجال الحدیث، آیه الله خویی، ج7، ص 79، چاپ اول.]
خلیل بن احمد، برترین مردم در دانش های ادبی و فضل و زهدش مشهورتر از آن است که بر کسی مخفی ماند. او امامی و شیعه مذهب بوده است. [رجال العلامه الحلی، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی، ص 67، نشر رضی.]
دوم: سخنانی است که خلیل در مقام و منزلت علی ـ علیه السلام ـ بیان نموده:
1. از وی سوال شد که به چه دلیل علی ـ علیه السلام ـ امام همگان است؟
خلیل پاسخ داد: احتیاج الکل الیه و عناه عن الکل؛ به علت احتیاج همه مردم به آن حضرت و بی نیازی آن بزرگوار از دیگران. [روضات الجنات، ج3، ص 300؛ سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج1، ص 426، نشر فراهانی.]
2. در مورد فضیلت علی ـ علیه السلام ـ از وی سوال شد. خلیل پاسخ داد:
چه می توان گفت در حق کسی که دوستان و دشمنان فضائل وی را مخفی کردند. دوستان از ترس و دشمنان از حسادت. و با همه این ها فضائل و مناقبش شرق و غرب عالم را فرا گرفته است. [روضات الجنات، ج3، ص 300؛ سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج1، ص 426، نشر فراهانی.]
علامه مامقانی، پس از ذکر این مطلب می گوید:
سوگند به جان خودم که این سخن را باید با نور بر رخ حور نوشت. [تنقیح المقال، ج1، ص 403.]
3. یونس بن حبیب می گوید:
از خلیل بن احمد سوال کردم: چرا اصحاب پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ گویا همگی فرزند یک مادر هستند و علی ـ علیه السلام ـ فرزند مادری دیگر؟ خلیل پاسخ داد: زیرا آن حضرت را تقدم در اسلام و برتری در عمل و شرف و علاقه به جهاد، از سایرین ممتاز ساخته است. [کشف الغمه فی معرفه الائمه، علی بن عیسی اربلی، ج1، ص 411، مکتبه بنی هاشمی.]
4. ابوزید نحوی انصاری می گوید:
از ابن احمد سوال کردم که چرا مردم علی را رها کردند در حالی که آن حضرت در پیشگاه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و مسلمانان جایگاهی بلند داشت و خدماتش به اسلام بسیار زیاد بود؟
خلیل (در پاسخ گفت): زیرا خداوند او را از دیگران جدا کرده و مردم به اشباه و نظایر خود، تمایل هستند. آیا این شعر را شنیده ای:
و کل شکل لشکله آلف
أما تری الفیل یألف الفیلا. [الامالی، شیخ صدوق، ص 190.]
هر گروهی به مانند و شبیه خود متمایل است؛ آیا ندیدی فیل را که با فیل الفت و تمایل دارد.
وفات
بیشتر ادیبان و تاریخ نگاران، غروب این خورشید جهان ادب را سال (170 هـ . ق) دانسته اند. علی بن نصر می گوید:
خلیل را پس از مرگش در عالم رؤیا دیدم و در همان حال با خود گفتم: هیچ یک از گذشتگان مان را در خواب به مانند خلیل با این علم و دانش ندیده بودم. آن گاه از وی سوال کردم: خداوند با تو چگونه رفتار کرد؟ خلیل پاسخ داد: خدای متعال مرا بخشید و مورد ترحم قرار داد و سپس ادامه داد:
آن چه اندوختم هیچ یک سودمند واقع نگردید و تنها چیزی که مفید به حال من بود ذکر «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر» بود. [نور القبس، ص 72.]
خلیل می گفت:
دوست دارم در پیشگاه خداوند، برترین و نزد مردم متوسط ترین و نزد خود، پست ترین مردم باشم. و پیوسته برای این سه امر، دعا می کرد. [نوالقبس، ص 56.]
از اساتید و شاگردان این عالم میتوان به :اساتید 1. ایوب السختیانی. 2. عاصم الاحول. 3. عوام بن حوشب. 4. غالب القطان.شاگردان 1. سیبویه. 2. نضر بن شمیل. 3. هارون بن موسی نحوی. 4. وهب بن جریر. 5. اصمعی. [ سیر اعلام النبلاء، ص 430. ]اشاره کرد.
ادامه دارد ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy_mir ، faateme-313 ، saloomeh ، aboutorab ، Agha sayyed ، m.hossein

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۴۲, ۱۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
ثقه الاسلام كلینی
از زندگی كلینی جز «كافی» چیزی در دست نیست. كافی شناسنامه كلینی است و كلینی را باید در آیینه كافی به تماشا نشست. كافی قلّه‌ای است كه بدون فتح آن اجتهاد ممكن نیست و اقیانوسی است كه بدون عبور از آن فهم معارف دین میسّر نیست. ایمان، نور و زهد و پارسایی گردآورنده مهمترین كتاب حدیثی شیعه ـ ثقه الاسلام كلینی ـ را به تماشا می‌نشینیم. سر بر در خانه‌اش می‌ساییم و نسل جوان ایران اسلامی و دنیای اسلام را به بهره‌گیری از حرارت و فروغ آفتاب حدیث فرا می‌خوانیم.
میلاد آفتاب
در زمانی كه صدایی جز صدای سم اسبان بنی‌عباس در سرزمینهای اسلامی به گوش نمی‌رسید در سرزمین ایران یعنی قلب تشیّع ـ روستای «كلین»[1] ـ در خانه‌ای آكنده از عشق اهل بیت ـ علیه السّلام ـ كودكی متولد شد كه تاریخ حیات او با «غیبت صغری» عجین شد. محمّد نامی بود كه یعقوب بن اسحاق برای فرزند خویش برگزید و اذان و اقامه اولین كلماتی بودند كه گوش او را نوازش دادند. اوّلین كلاس درس او دامان پاك و پر مهر مادری عطوف و عفیف بود. محمّد مراحل ابتدایی علوم اسلامی را نزد پدر و دایی بزرگوارش علی بن محمد بن ابراهیم بن ابان كه از استادان علم حدیث بود، گذراند. وی پس از گذراندن دوران آغازین تحصیل و آشنایی با منابع رجالی و حدیثی، از كلین مهاجرت كرد و با كوله‌باری از معرفت و شناخت مكتب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ برای شكوفایی خلاّقیتهای درونی و سیراب شدن از دریای بی‌پایان علوم وحی و پیمودن كمالات اخلاقی و انسانی به «ری» وارد شد. اگر چه فاصله 38 كیلومتری كلین تا «ری» برای او كه با زادگاه خویش وداع همیشگی كرد مسافتی طولانی بود و غم غربت و دوری از خانواده آزارش می‌داد، امّا برای كسی كه برای خدا گام برمی‌دارد و برای خدا زندگی می‌كند این همه آسان است.
گزینش هدف
در هنگام ورود كلینی به «ری» بیشتر مردمان این شهر از پیروان مذاهب حنفی و شافعی بودند امّا به دلیل وجود شیعیان دلباخته‌ای در اطراف این شهر، اكثر اهل تسنن «ری» همواره تحت تأثیر اخلاق و رفتار اسلامی آنها قرار داشتند. از این رو این دیار به شهری شیعه نشین معروف بود. «ری» در آن زمان شهری بزرگ بود و عقاید و مذاهب گوناگونی در كنار هم و در آرامش كامل در آنجا به حیات خود ادامه می‌دادند. امّا این آرامش گاه دستخوش حركتهای سیاسی می‌شد. فرقه اسماعیلیه با انگیزه تسلط بر ایران در این نقطه بیش از دیگران سرمایه‌گذاری كرده بود و به ترویج و تبلیغ تفكر و آراء خود می‌پرداخت. از این رو «ری» به نقطه برخورد آراء و اندیشه‌های فرقه اسماعیلیه و مذهب شافعی، حنفی و شیعه تبدیل شده بود. كلینی در این زمان در كنارِ گذراندن تحصیلات خود نه تنها با عقاید و اندیشه‌های دیگر مذاهب و فرقه‌ها آشنا شد بلكه به ماهیت واقعی بعضی از این فرقه‌ها كه می‌رفت تشیع را از مسیر واقعی‌اش خارج كنند پی برد. او درد را شناخت و درمان را تشخیص داد. درد، جدایی مردم از سخنان اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و دارو، رساندن این سخنان به مردم بود. او در این زمان هدف خویش را برگزید و به دور از هیاهو مسیر خود را مشخص كرد و تصمیم گرفت به فراگیری و نوشتن احادیث بپردازد. از این رو در محضر استادان بزرگی چون «ابوالحسن محمد بن اسدی كوفی ساكن ری»[2] به فراگیری حدیث پرداخت و در نوشتن و بحث و گفتگو پیرامون احادیث از خود شایستگی بسزایی نشان داد. او بیشتر وقت زندگی خود را صرف حدیث كرد. امّا با این حال از واقعیتهای اطراف خویش و از مسائلی كه شیعیان با آن دست به گریبان بودند، غافل نبود. او از كسانی نبود كه عزلت گزیند و فقط به فكر نجات خویش باشد، بلكه در دورانهای پرآشوب همواره همگام و همراه با جامعه شیعی بوده. در دورانی كه «قرمطیان» با عقاید التقاطی خود، كه مخلوطی از عقاید زردشتی، مانوی و اسلامی بود[3] به مبارزه با عقاید و مقدسات مسلمین پرداختند، كلینی با شجاعت شیعی خویش عقاید آنها را به نقد كشید و برای آگاه كردن شیعیان از این حركت انحرافی كتاب «الرد علی القرامطه» را نوشت و در دسترس شیعیان قرار داد.
عصر كلینی را باید عصر حدیث نامید. زیرا نهضتی كه برای فراگیری و نوشتن احادیث آغاز شده بود سراسر ممالك اسلامی را فرا گرفته بود و تشنگان علم حدیث از این شهر به آن شهر و از این محفل به آن محفل در جستجوی روایتگری بودند تا از او حدیثی فرا گیرند و بر اندوخته‌های خویش بیفزایند. تلاش اهل سنت در این عصر به قدری چشمگیر بود كه می‌توان گفت اهل سنت هر چه دارد از این عصر دارد. در این عصر كه زمانش به حدود تقریبی یك قرن می‌رسد كتابهای شش گانه حدیثی اهل سنت (صحاح ستّه) تدوین شد.
كلینی در این عصر مشغول فراگیری و نوشتن احادیث بود. در این زمان شاگردان امام هادی ـ علیه السّلام ـ، امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ و امام رضا ـ علیه السّلام ـ هنوز زنده بودند. امّا از آنها جز كتابها و جزوه‌های كوچك و پراكنده چیزی در دست نبود و بسیاری از این كتابها و جزوه‌ها نیز در همین عصر از بین رفت.
خطر نابودی احادیث، این میراث گرانقدر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ هر لحظه احساس می‌شد. زیرا با وفات این حاملان احادیث و غیب امام زمان ـ علیه السّلام ـ شیعیان از این سخنان گرانبها محروم می‌شدند. كلینی با شناخت عصر خود و موقعیت حساس زمانی و درك اینكه تشیع اگر از این مرحله به سلامت بگذرد برای همیشه از انحراف و التقاط رهایی یافته است، برای تكمیل هدف و رسالت خویش به قم شهر محدثان و شاگران اهل بیت ـ علیه السّلام ـ مهاجرت كرد. در این زمان در قم راویان و محدثان در هر مسجد و حسینیه‌ای به نقل حدیث می‌پرداختند و بسیاری از اینان در شمار آخرین محدثانی بودند كه بدون واسطه از زبان ائمه ـ علیهم السّلام ـ حدیث شنیده بودند. وجود این فرزانگان موجب شد كه عاشقان كلام اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ به این شهر مهاجرت كنند و كلینی یكی از این افراد بود. او با استفاده از محضر استادان بزرگی چون احمد بن محمد بن عیسی اشعری، احمد بن ادریس قمی (معروف به معلّم)، عبدالله بن جعفر حمیری (مؤلف كتاب قُربُ الاسناد) و فرزند او محمد بن عبدالله حمیری به فراگیری حدیث پرداخت. استادان و محدثانی كه كلینی برای شكوفایی اندیشه خدایی خود از آنها بهره جسته است در حدود سی و پنج نفر می‌باشند. بی‌شك همه استادان كلینی در تشكل شخصیت او نقش داشته‌اند امّا در این میان به رادمردی برمی‌خوریم كه كلینی را با او و او را با كلینی می‌شناسیم. كسی كه نامش در یك سوم سلسله سندهای روایات كافی است. شخصیتی كه نامش باكافی جاودانه شد. محدثی كه در اسناد بیش از هفت هزار و یكصد و چهل روایت (7140) چون ستاره می‌درخشید. [4] او علی‌بن ابراهیم قمی است كه كتاب تفسیر او پایه تفسیرهای تشیع گردید. و شاید اگر كلینی پروانه‌وار به گرد شمع وجود او نمی‌چرخید و او را لحظه‌ای چه در حال بیماری و چه سلامت در خانه و مدرسه رها می‌كرد و از او غافل می‌ماند، روایات و احادیثی كه سلسله سندش به او ختم می‌شود چون دیگر آثار او برای همیشه از میان می‌رفت. امّا كلینی این اقیانوس حدیث را رها نساخت. او كه تشنه كلام اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ بود جرعه جرعه نوشید و به این نوشیدن اكتفا نكرد بلكه دریایی از این كوثر عشق را برای شیعیان پس از خود به یادگار نهاد.
هجرتی دیگر
گرچه قم مركز تشیع به شمار می‌رفت و هر جوینده كلام اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را سیراب می‌كرد امّا عطش سیری‌ناپذیر كلینی او را بر آن داشت تا آن دیار مقدس را به امید یافتن روایات و احادیث ناشنیده ترك كند. او روستاها و شهرهای بی‌شماری را پشت سر نهاد و هر جا محدثی می‌یافت از او حدیث فرا می‌گرفت. كوفه یكی از شهرهایی بود كه كلینی به آن قدم نهاد. در آن زمان كوفه یكی از مراكز بزرگ علمی به شمار می‌رفت و كمتر محدث و یا محققی بود كه در سفرهای خود به آن شهر وارد نشده و از محضر عالمان آنجا استفاده‌ای نكرده باشد.
كوفه در حقیقت جای تبادل نظر و نقطه آغاز در جهان اسلام به شمار می‌رفت كه همه آزادانه در آن به تبلیغ مذهب خود می‌پرداختند. از این رو هر یك از نویسندگان و محدثان مذاهب گوناگون اسلامی مجلس درس و بحثی برای خود برپا داشته بودند و به نقل احادیث خویش می‌پرداختند. «ابن عقده» یكی از كسانی بود كه در این شهر سكونت داشت. او از حافظان بزرگ حدیث به شمار می‌رفت و حافظه قوی او موجب شده بود كه آیتی از آیات حافظه در جهان شود. [5]
بسیاری از بزرگان مذاهب از محضر او كسب علم می‌كردند. او اگر چه از نظر مذهبی «زیدی جارودی» بود امّا زهد و پارسایی از او محدثی موثّق ساخته بود كه همه مذاهب در نقل احادیث به او اعتماد داشتند. كلینی نیز از این مرد بزرگ استفاده كرده، از او روایاتی فرا گرفت.
ثقه الاسلام
كلینی پس از كسب علم و حدیث از دهها استاد و محدث در شهرها و روستاهای آن زمان، سرانجام به بغداد رسید. او در مسافرتهای خویش چنان علم و فضل خود را به نمایش گذاشته و تصویری از شیعه واقعی را در اذهان مردم هر دیار باقی نهاده بود كه هنگام ورود به بغداد فردی گمنام نبود. شیعیان به او افتخار می‌كردند و اهل سنت به دیده تحسین به او می‌نگریستند. تقوا، علم و فضیلت او در اندك مدتی موجب شد كه هم شیعه و هم اهل سنت در مشكلات دینی به او مراجعه كنند، به طوری كه عامه و خاصه در فتاوا به او روی می‌كردند و به همین سبب او اولین كسی بود كه به لقب ثقه الاسلام شهرت یافت. [6]
كلینی نام آورترین شخصیت عصر خود بود. عصری كه اوج تلاش محدثان و عالمان بزرگ و حتی عصر چهار نایب خاصّ امام زمان ـ علیه السّلام ـ بوده است. در این عصر به دلیل محدودیتها و ممنوعیتهای اجتماعی این بزرگان، مسئولیت فرهنگی و علمی تشیع بر دوش كلینی بوده است.
تألیف كافی
بغداد برای كلینی سرزمین تألیف بود. وی در آنجا فرصت یافت تا اندوخته‌های سالها رنج و مشقت را در مجموعه‌ای گردآوری كند. او كه كمبودهای جامعه شیعی را به خوبی درك كرده بود و می‌دید كه با غایب شدن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دسترس نداشتن همه شیعیان به نوّاب خاص آن حضرت، جای كتابی كه در بردارنده تعالیم اسلامی و شیعی باشد، خالی است تلاش خود را در پی تنظیم احادیث گردآوری شده، جهت داد و برای شیعیان دستورالعمل و كتاب هدایتی ارزشمندی در كنار قرآن تألیف كرد تا این كتاب مُفسِّر و مُبیّن تعالیم و احكامی باشد كه قرآن به صورت كلی بیان كرده است.
مجموعه كتاب «الكافی» ـ كه شامل اصول كافی (دوجلد)، فروع كافی (پنج جلد) و روضه كافی (یك جلد) است و دربردارنده شانزده هزار و یكصد و نود و نه (16199) حدیث از پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه معصومین ـ‌علیه السّلام ـ می‌باشد ـ. كتابی است كه كلینی در طی بیست سال تلاش خستگی ناپذیر به تألیف آن موفق شده است. كلینی با تألیف این اثر جاودانه برتری و فضل علمای تشیّع را نه تنها در روزگار خود، بلكه در تمام تاریخ اسلام به اثبات رساند. كاری كه او در مدّت بیست سال برای تشیع به پایان رساند كاری بود كه شش تن از بزرگترین عالمان اهل سنّت در مدت یك قرن برای مذهب خود انجام دادند. كتاب كافی مهمترین و نفیس‌ترین كتاب از مجموعه كتب چهارگانه حدیثی (كتب اربعه) مذهب تشیع است. [7]
كافی در زمانی به تبیین ارزشهای اخلاقی و اسلامی پرداخت كه اروپاییان دوران بربریت و وحشیگری را می‌گذراندند و قبایلشان با قتل و غارت امرار معاش می‌كردند. زمانی كه آنها در جهل غوطه‌ور بودند و از علم چیزی نمی‌دانستند و عقل و علم را در دادگاههای تفتیش عقاید قرون وسطایی به محاكمه می‌كشیدند اوّلین باب از اولین كتاب تشیع با عنوان عقل و علم و آنگاه توحید و حجت، ارزشهای الهی و انسانی را آموزش می‌داد. كتاب كافی را هر كسی از دیدگاه خود بررسی كرده است. بر كافی هم فیلسوف شرح نوشته است هم عارف و هم فقیه و این خود نشانه بزرگی و جامع بودن كافی است. شرحهای مهم كافی عبارت‌اند از: 1. مرآت العقول از علامه مجلسی، كه با دیدی فقهی نگاشته شده است. 2. شرح صدرالمتألّهین معروف به ملاصدرا، كه نگرش او نگرشی فلسفی و عرفانی به احادیث است. 3. كتاب وافی نوشته ملامحسن فیض كاشانی. 4. شرح ملاصالح مازندرانی.
سبك كلینی
روش كلینی در ترتیب احادیث هر باب این است كه حدیث صحیح‌تر و روشن‌تر را در اوّل باب قرار داده و سپس به همین ترتیب احادیث مبهم و مجمل را ذكر كرده است. [8] علاوه بر این، كلینی دست به ابتكار دیگری زد كه تا قبل از آن در میان عالمان و محدثان معمول نبود و آن به كار بردن كلمه «عدّه»[9] به جای سلسله سندی است كه به راوی حدیث ختم می‌شود از مسائلی كه موجب شد كلینی این رویه را در نقل حدیث پیش گیرد، مشهور بودن راویان سلسله سند و نیز كم كردن حجم كتاب و كمبود وقت بوده است.
«عدّه» كلینی گاهی از احمد بن محمد بن عیسی، گاهی از سهل بن زیاد و زمانی از احمد بن محمد خالد برقی روایت می‌نماید و اشخاص هر یك از این سه، غیر از اشخاص «عده» دیگر می‌باشد. [10] مثلاً مراد او از «عدّه» در جایی كه به واسطه آن از احمد بن محمد بن عیسی روایت می‌كند عبارت از پنج نفر: محمد بن یحیی عطار، علی بن موسی كمیدانی، داوود بن كوره، احمد بن ادریس علی بن ابراهیم بن هاشم است. [11]
این روش رهگشای سایر عالمان و محدثان شد به طوری كه شیخ طوسی در كتاب فهرست خود و نجاشی در كتاب رجال خویش این روش را برگزیدند و به همین شیوه روایت را نقل كردند. [12] علاوه بر این گاهی احادیثی بدون نام محدث و راوی و با عنوان «قد قال العالم» و یا «فی حدیث آخر» از كلینی نقل شده است كه جمعی از عالمان این احادیث را دلیلی بر وجود ارتباط بین كلینی و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دانسته و گفته‌اند «ممكن است كه این كتاب (كافی) به نظر اصلاح آن حضرت رسیده باشد». [13] و از كلام بزرگان نقل شده است كه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرموده‌اند: «الكافی كافٍ لشیعتنا»: «كافی» شیعیان ما را كافی است.
كلینی در زندگی سراسر نور و پربار خود علاوه بر تدوین و تألیف مجموعه الكافی، كتابهای الرد علی القرامطه، تفسیر رؤیا (تعبیر خواب)، مجموعه شعر (حاوی قصایدی كه شعرا در مناقب و فضایل اهل بیت ـ علیه السّلام ـ سروده‌اند)، كتاب رسایل ائمه ـ علیه السّلام ـ و كتاب رجال را تألیف كرده است.
كلینی بر مسند تدریس
كلینی در مسیر تحقیق و نگارش از تعذیه فكری شاگردانی كه به امید كسب علم از محضرش به بغداد سفر كردند لحظه‌ای غافل نبود. او در بارور كردن اندیشه خدایی شاگردانش از جان مایه گذاشت. بسیاری از بزرگان از او روایت نقل كرده‌اند كه از آن میان احمد بن ابراهیم معروف به ابن ابی رافع صیمری، احمد بن احمد كاتب كوفی، احمد بن علی بن سعد سعید كوفی، ابوغالب احمد بن محمد رازی، عبدالكریم بن عبدالله بن نصر بزار تنیسی، علی بن احمد بن موسی دقاق، محمد بن احمد سنانی زاهری، ابوالفضل محمد بن عبدالله بن مطلب شیبانی، محمد بن علی ماجیلویه، محمد بن عصام كلینی، جعفر بن محمد بن قولویه قمی مؤلف كتاب كامل الزیارات، هارون بن موسی تلعكبری، محمد بن احمد صفوانی و محمد بن ابراهیم نعمانی مؤلف كتاب غیبت نعمانی را می‌توان نام برد. [14]
وفات
كلینی پس از هفتاد سال زندگی كه بیست سال آن تلاش و تحقیق همراه با رنجها و غربتها برای تدوین كتاب كافی بود از این جهان عروج كرد. او غروب نكرد بلكه با كتاب ارزشمند كافی هماره در آسمان تشیع پرتو افشانی می‌كند. او گرچه در قفس دنیا زیست امّا در فضای بهشت تنفس می‌كرد چرا كه همه لحظه‌های عمرش را با كلام اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ سپری كرد. و سرانجام در ماه شعبان سال 329 ق. عروج كرد[15] و نه تنها شیعیان بلكه پیروان دیگر مذاهب اسلامی را سوگوار و بغداد را با رفتنش یكپارچه ماتم كرد. ابوقیراط محمد بن جعفر حسنی[16] یكی از بزرگان بغداد بر پیكر مطهرش نماز خواند و شیعیان با دلی پر اندوه پیكر مقدس او را در باب كوفه بغداد در بازار و در نزدیكی پل به خاك سپردند.
سلام بر كلینی روزی كه تولد یافت و روزی كه در آسمان دنیای اسلام درخشید و عروج كرد و روزی كه در پیشگاه ذات اقدس او برانگیخته می‌شود.
[1] . كلین روستایی در 38 كیلومتری شهر ری.
[2] . مفاخر اسلام، علی دوانی، ج 3، ص 26.
[3] . فرهنگ فرق اسلامی، محمد جواد مشكور، ص 395.
[4] . معجم رجال الحدیث، آیت الله خویی، ج 11، ص 194.
[5] . مفاخر اسلام، ج 3، ص 55.
[6] . ریحانه الادب، میرزا محمد علی مدرس تبریزی، ج 5، ص 79.
[7] . سه كتاب دیگر این مجموعه عبارت‌اند از: من لا یحضره الفقیه، تألیف شیخ صدوق، تهذیب و استبصار، تألیف شیخ طوسی.
[8] . اصول كافی (مقدمه)، كلینی، ترجمه سید جواد مصطفوی، ج 1، ص 9.
[9]. منظور آنكه: این حدیث را شماری چند نقل كرده‌اند.
[10] . ریحانه الادب، ج 4، ص 113.
[11] . همان، ص 114.
[12] . همان.
[13] . همان، ج 5، ص 81.
[14] . مفاخر اسلام، ج 3، ص 27 و 90.
[15] . ریحانه الادب، ج 5، ص 80.
[16] . همان.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab
۲۰:۴۵, ۲۱/آذر/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
شیخ محمد کشی
نام وی، محمد فرزند عمر بن عبدالعزیز، کنیه اش «ابو عمرو» و زادگاهش شهر «کش» از شهر های کشور ازبکستان است.»
ولادت
تاریخ دقیق ولادت شیخ محمد کشی و به تبع آن، سن وی مشخص نیست؛ ولی با ملاحظه سال وفات معاصران، مشایخ و شاگردان او، می توان به دورنمایی از این واقعیت پی برد.
شیخ محمد کشی، هم عصر با دانشمندان بزرگ، محمد بن یعقوب کلینی (متوفای 329 ق.)، نویسنده کتاب «کافی» است. آن دو در بسیاری از مشایخ، مثل محمد بن اسماعیل نیشابوری و شاگردان، مثل جعفر بن محمد بن قولویه قمی، مشترک بوده اند؛ در نتیجه، می توان محمد کشی را همانند شیخ کلینی، از دانشمندان نیمه دوم قرن سوم و نیمه اول قرن چهارم هجری به شمار آورد.
سال تقریبی ولادت وی را می توان 240 ق. دانست؛ چه این که برخی از مشایخ کشی در دهه ششم و هفتم قرن سوم هجری وفات یافته است؛ مثل محمد بن حسین بن ابی الخطاب همدانی (متوفای 262 ق.) و مسلم است که شیخ کشی باید از نظر سنی به آن حد رسیده باشد (20 یا 25 سالگی) ؛ تا شرایط نقلی روایت از آن بزرگان را در خود فراهم کرده باشد.
مذهب کشی
از سخنان دانشمندان علم رجال و نیز مطالعه اجمالی محتوای کتاب رجال کشی، به خوبی بر می آید که مذهب کشی، شیعه دوازده امامی بوده و هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد. از این رو، شیخ طوسی او را به «حسن اعتقاد و راستی مذهب» و ابن داود او را به «دارنده راه راست» توصیف می کنند.
نویسنده کتاب «مجمع الرجال»، شیخ محمد کشی را به خاطر تبری از دشمنان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ، تحسین می کند و برای اثبات آن، از سخنان شیخ کشی در ذیل کلام امام باقر ـ علیه السلام ـ در مورد عکرمه، غلام ابن عباس، گواه می آورد.
استادان و مشایخ
گرچه علوم اسلامی در قرن های اول، از نظر گستردگی مسایل، محدود بوده است و به مرور زمان گسترش پیدا کرد؛ ولی علومی که در استنباط احکام شرعی دخالت دارد، (ادبیات، لغت، معانی و بیان، اصول فقه، تفسیر، تاریخ و ...) در آن عصر هم مطرح بوده است و طبعا کشی هم برای تحصیل این دانش ها، که مقدمه فقاهت وی بوده است، محضر استادان متعددی را درک کرده است. از این رو، می توان عیاشی را تنها استاد وی معرفی کرد؛ بلکه وی دارای استادان و مشایخ فراوان بوده است. مشایخ وی، که استادان او در بین آن ها هستند، عبارتند از:
1. آدم بن محمد قلانسی بلخی.
2. ابراهیم بن علی کوفی:
3. ابراهیم بن محمد بن عباس.
4. ابراهیم بن مختار بن محمد.
5. ابراهیم بن نصیر.
6. ابراهیم وراق سمرقندی.
و اساتید دیگر ... .
شاگردان و راویان
مسلم است که شیخ کشی جایگاه علمی و موقعیت اجتماعی خاصی در بین دانشمندان و بزرگان فرهنگی ماوراء النهر داشته است. از این رو، شاگردان فراوانی در مکتب درسی وی به فراگیری دانش پرداخته و به مراحل کمال رسیده اند؛ ولی آن چه که تراجم نویسان در مورد تعداد شاگردان و راویان از او نوشته اند، انگشت شمار است. گویا آنان تنها به نام شاگردان برجسته وی بسنده کرده اند که عبارتند از:
1. هارون بن موسی تلعکبری.
2. جعفر بن محمد بن قولویه قمی.
3. حیدر بن محمد بن نعیم سمرقندی.
ثمره علمی
تنها اثر جامانده از شیخ محمد کشی، کتابی است مشهور به رجال کشی، که موضوع آن راویان احادیث است. برای پی بردن به ارزش علمی این اثر، نخست مطالبی را در خصوص علم رجال بیان می کنیم.
علم رجال، دانشی است که از احوال راویان حدیث بحث می کند از قبیل: عدالت، وثاقت و هر آن چه که بود و نبود آن در راوی، موجب قبول یا رد روایت او می شود.
یکی از منابع اصلی «احکام شرعی»، احادیث است؛ بی شک سناخت احوال «راوی»، نقش تعیین کننده ای در صحت یا کذب روایات دارد؛ از این رو، «علم رجال» به این مقوله می پردازد.
مبنای تمام کتاب های رجالی، عبارت است از:
1. رجال کشی، شیخ محمد کشی.
2. الفهرست، شیخ احمد نجاشی.
3. الفهرست، شیخ محمد طوسی.
4. رجال شیخ، شیخ محمد طوسی.
رجال کشی از شهرت، اهمیت و پیشینه زمانی بیشتری بر خوردار است؛ از این رو، در بین پژوهش گران علم رجال جایگاه خاصی دارد.
محتوای اجمالی کتاب
موضوع کتاب رجال کشی، ذکر احوال و طبقات راویان حدیث در زمان معصومین ـ علیهم السلام ـ است و مبنای آن، روایاتی سند دار است که در مدح یا ذم آن ها از ناحیه معصومین ـ علیهم السلام ـ صادر شده است.
نویسنده کتاب، بعد از ذکر راوی، به طرح روایت یا روایات در مورد آن راوی می پردازد. این روایات، گاهی فقط در مدح یا ذم راوی وارد شده و گاهی هم مضمون آن ها مختلف است؛ شیخ محمد کشی در مورد هیچ یک از آن ها جز در موادر نادر، رأی و نظری بیان نمی کند.
رجال کشی، نه اختصاص به راویان شیعه دارد و نه محدود به افراد موثق و ممدوح است.
در این کتاب، نام راویان بر اساس تاریخ زندگی آن ها آمده است نه به روش الفبایی یا سال وفات. از این رو، از یاران پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ شروع شده و به یاران امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ و برخی از رجال زمان غیبت صغری و مشایخ کشی و کلینی، ختم شده است.
ویژگی های رجال کشی
رجال کشی از معتبر ترین و مهم ترین کتاب های رجالی در طول تاریخ اسلام است؛ چرا که در بردارنده ویژگی هایی ممتاز است:
الف) شناخت راویان، از منظر و نگاه معصومین ـ علیه السلام ـ بوده و کمتر اظهار نظری از نظر شیخ محمد کشی یا نقل نظری از ناحیه دیگران، در آن دیده می شود؛ از این رو، علاوه بر شناخت مستند راویان، خود کتاب به اعتبار کلام معصوم ـ علیه السلام ـ دارای نوعی قداست است.
ب) کشی تمام روایاتی را که از معصوم ـ علیه السلام ـ وارد شده آورده است؛ از این رو سند، مدح راوی یا ذم او، دارای قوت و تنوع خاصی است.
ج) این کتاب ها تنها به شناساندن راویان حدیث اکتفا نکرده، بلکه به شناساندن فرقه ها، دسته ها و گروه های شیعی نیز پرداخته است؛ گروه هایی مثل: فطحی ها، بتریه ها، واقفیه ها، اشعثی ها.
در واقع رجال کشی، سند ماندگاری است از تاریخ تشیع در عصر اول دوران حیات امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ اعم از چگونگی رابطه شیعیان با امامان ـ علیهم السلام ـ، شناخت تشکیلات فرهنگی شیعه، دسته بندی های داخلی شیعه، وجود بدعت گزاران، تندروها، دروغ پردازان و روش امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ در مدح و ذم راویان و آن گروه ها.
د) ویژگی دیگر کتاب، عدم اظهار نظر نویسنده.
وفات
وفات شیخ محمد کشی را می توان تقریبا در سال 330 ق. دانست؛ زیرا شاگرد برجسته وی، جعفر بن محمد بن قولویه قمی متوفای 368 ق. و طبعا شیخ کشی سال ها قبل از او وفات کرده است. و از طرفی شیخ کشی، زمان حیات شیخ مفید (413 ـ 336ق) را نیز درک نکرده است.
شرح حال نویسان در خصوص محل دفن شیخ محمد کشی سخنی نگفته اند؛ لذا احتمال دارد که وی در محل تحصیلش (سمرقند) وفات یافته باشد.
علي كرجي - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 4، ص 18
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab
۱۸:۴۲, ۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار
ابن ابی عقیل عمانی
ابـن ابـی عـقـیل عمانی، گفته اند یمنی است، عمان از سواحل دریای یمن است، تاریخ ‌وفاتش معلوم نیست در آغاز غیبت كبری می زیسته است بحرالعلوم گفته است كه اواستاد جعفر بن قـولـویـه بوده است و جعفر بن قولویه استاد شیخ مفید بوده است این قول از قول بالا كه جعفر بن قولویه را همدوره علی بن بابویه معرفی كرده است، اقرب به تحقیق است.
آرا ایـن ابـی عـقـیـل در فـقـه زیـاد نـقـل مـی شـود او از چـهره هایی است كه مكرر به نام او در فقه برمی خوریم. [1]
حـسـیـن بـن ابـی عقیل ملقب به حذا معروف به عمانی و ابن عقیل[2]،كنیه اش ابـوعـلـی، از فقهای بزرگ و از بزرگان امامیه و از متكلمین وارسته ای است كه معاصر با ثقه الاسلام كلینی (متوفی 329) بوده، و از اساتید شیخ مفید به شمار می آید.
مرحوم مدرس صاحب ریحانه الادب درباره او می نویسد:
شـیـخ مـفید به غایت او را ستوده است و او نخستین كسی است كه در اول غیبت كبری، فقه را مـهذب كرد و با قواعد اصولیه تطبیقش نمود، طریق اجتهاد و تطبیق احكام با ادله و اصول آنها را بـاز كـرد بـعد از او ابن جنید اسكافی، (كه شرح او خواهدآمد) هم همان طریق را پیمود بدین جـهـت اسـت كه در اصطلاح فقها، این دو فقیه جلیل القدر به قدیمین (دو تن از قدما) تعبیر آورده می شود آرا این عقیل محل توجه و اعتنا بیشتر محقق حلی و علا مه و متاخرین قرار گرفته اسـت و از فـتاوای نادره او عدم تنجس آب قلیل به مجرد ملاقات با نجس، وجوب اذان و اقامه در نمازصبح و شام و بطلان نماز در صورت ترك آنها (اذان و اقامه) است. [3]
ابن ابی عقیل عمانی در کلام بزرگان:
گفتار صاحب ریاض:
مرحوم میرزا عبداللّه افندی صاحب ریاض العلما درباره او گوید:
فـقیه بزرگ، متكلم اصیل، شیخ بزرگوار، معروف به ابن ابی عقیل، اقوال و آرااو در كتابهای ما مـورد نقل قول قرار گرفته است، با آنكه مردم سرزمین عمان همگی ازخوارج و ناصبیها هستند، ولی به نظر می رسد كه آنان پس از سده سوم از دیار مغرب به آن منطقه آمده باشند.
او مـی افـزایـد: علا مه در كتاب خلاصه الاقوال توصیف و تجلیل فراوانی از اوبه عمل آورده است. [4]
گفتار نجاشی:
نـجاشی، صاحب كتاب رجال معروف، پس از توصیف او به ثقه و فقیه و متكلم بودن، و پس از ذكر كـتـابـهـای او، از كـتاب المتمسك بحبل آل الرسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نام می بردو گوید: كتاب بسیار مـشـهوری در میان شیعه می باشد كمتر كسی پیدا می شود كه واردخراسان گردد و از آن، كتاب نـسخه یا نسخه هایی تهیه نكرده باشد از استادم اباعبداللّه شنیدم كه در حق این مرد فراوان مدح و ثنا می گفت. [5] از دیگر آثار او، كتاب الكفروالفر در امامت و ولایت می باشد.
گفتار شیخ طوسی:
فقیه بزرگوار شیعه، شیخ طوسی در كتاب الفهرست درباره او می گوید:.
ابـن ابی عقیل عمانی، دارای كتابهای متعددی است او از زمره متكلمین شیعه بوده و كتابهایی در فقه دارد و كتاب الكر و الفر (در امامت)، و المتمسك بحبل آل الرسول (در فقه) را ذكر كرده است. [6]
گفتار ابن شهر آشوب:
ابـن شـهر آشوب در معالم العلما، ص 37، و مرحوم شیخ حر عاملی در امل الامل (2/61) عین مطالب گذشته را در حق او نقل نموده اند و او را با علم و فضیلت وفقاهت و كلامی بودن توصیف نموده اند.
گفتاراردبیلی:
صـاحـب جـامع الرواه درباره او سخن نجاشی را نقل می كند و می گوید: حسن بن علی بن ابی عـقیل، حذا، فقیه وارسته و متكلم است و كتابهایی در زمینه فقه و كلام دارد از استادم ابو عبداللّه شنیدم كه فراوان در حق او ثنا و تعریف می نمود. [7]
گفتار آیه اللّه سید حسن صدر:
آیه اللّه سید حسن صدر، مؤلف كتاب تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام او را درگروه فقهای بزرگ امامیه نام برده است و درباره او چنین می نویسد:
او بزرگ شیعه و آبرو و اعتبار آنان، متكلم، فقیه، ركن و مؤسس در فقه ومحقق در علوم شرعی و مدقق در علوم عقلی، كتابهای متعددی در فنون اسلامی دارد،ولی شهرت او در فقه و استنباط احكام شرعی است او معاصر كلینی و از علمای قرن سوم هجری می باشد. [8]
گفتار آیه اللّه خویی:
صاحب معجم رجال الحدیث، پس از نقل اقوال و آرا نجاشی، شیخ طوسی وعلا مه حلی می فرماید: شـهـرت و اعـتـبار او، عظمت علمی و عملی این شخصیت، دربین فقهای اعلام، ما را بی نیاز از اطـالـه سخن و تعرض به اقاویل و كلمات آن بزرگان می نماید احتمال داده می شود كه ابی عقیل كنیه عیسی بوده باشد. [9]
وفات:
بـا هـمـه تـلاشی كه در رابطه با شناخت تاریخ دقیق وفات او صورت گرفت و به صاحبان فن نیز مراجعه شد، ولی چیزی به دست نیامد، ولی با توجه به هم عصر بودن او با ثقه الاسلام كلینی و ابن بابویه (صدوق اول)، حدس زده می شود كه وفات او نیزهمان نیمه اول قرن چهارم، در حدود 330 تا 350 هجری رخ داده باشد.
[1] . آشنایی با علوم اسلامی، ص 294، چاپ دفتر انتشارات اسلامی .
[2] . عـمـان با ضم عین و تشدید میم، و آن منطقه ای است میان بلاد یمن و فارس حذا با فتح حا و تشدیدذال، كفاش و سازنده كفش می باشد.
[3] . ریحانه الادب، ج 7، ص 360 .
[4] . ریاض العلما، ج 1، ص 204 .
[5] . رجال نجاشی، ص 48، كد معرفی 100، چاپ جامعه مدرسین قم .
[6] . الفهرست، ص 54 .
[7] . جامع الرواه، ج 1، ص 911 .
[8] . تاسیس الشیعه، ص 303 .
[9] . معجم رجال الحدیث، ج 5، ص 22، كد معرفی 2933 .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab
۲۱:۴۱, ۲/دی/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
علی بن حسین مسعودی
ولادت
متکلم، مورخ و جغرافی دان بزرگ اسلامی ابوالحسن علی بن حسین مسعودی در نیمه دوم قرن سوم هجری حدود سال (260 هـ . ق) در شهر بابل عراق به دنیا آمد و دوران کودکی خود را در آن جا سپری کرد.
گنجینه تحصیلات
شرح حال نویسان در مورد مکان، زمان و چگونگی تحصیلات مسعودی، اطلاعات زیادی ننگاشته اند؛ ولی از لابلای گفتار آنان در مورد معرفی شخصیت علمی و آثار او و نیز تصریح و یا اشاره خود مسعودی در کتاب هایش به خوبی می توان به دست آورد که وی برای یادگیری علوم دینی در سال های نوجوانی راهی بغداد شده است. علت هجرت او نیز این بود که بغداد در آن زمان مرکز علم و فرهنگ به شمار می رفت و عالمان و فقیهان بزرگی در آن شهر سکونت داشتند و مسعودی برای دستیابی به علم و کمال با اشتیاق کامل به آن سامان شتافته است. هوش سرشار، روحیه جستجوگری فراوان، انگیزه قوی برای یادگیری و پشتکار از پشتوانه های تحصیلی اوست. وی دست کم دو دهه از عمر خود را در شهر بغداد در پی یادگیری علوم مختلف اسلامی سپری کرد و با جدیت هر چه تمام تر به پژوهش و تعمق در رشته های مختلف؛ مثل ادبیات عرب، کلام، حدیث، فقه، اصول، فلسفه و تاریخ پرداخت. وی بعد از سال ها تحصیل و تحقیق به درجات عالی علمی نایل آمد. او در شناخت اخبار و روایات دارای مهارتی بسزا شد و در فقه و اصول نیز به درجه اجتهاد نایل آمد. وی در کلام و فلسفه به ویژه تاریخ، به اطلاعات بسیار دست یافت به طوری که اعجاب عالمان و اندیشمندان عصر خود و آینده را برانگیخت.
مقام بلند علمی و جامعیت او در علوم مختلف اسلامی و سایر رشته های علمی رای بشری بر دانشمندان علم رجال و تراجم جایگاه ویژه ای است؛ از این رو آن ها با اوصاف و عبارت هایی چون دانشمند کامل، پژوهشگر ماهر، فیلسوف، متکلم، فقیه، اصولی، محدث، رجالی، منجم، مورخ، جغرافی دان و ... از مقام علمی او تجلیل کرده اند.
آیه الله مرعشی نجفی در تقریظ ترجمه کتاب «اثبات الوصیه لعلی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ که توسط محمد جواد نجفی نوشته شده در وصف مسعودی و کتابش می نویسد: [/b]
[b]آن کتاب، نوشته علامه، پیشوا، اقدم، ثقه و امین، شیخ ابوالحسن علی بن حسین مسعودی هذلی متوفای (346 هـ . ق) است.

تألیفات [/b]
[b]علی بن حسین مسعودی نویسنده ای پرکار است و آثار بسیاری بر جای گذاشته است که شامل ده ها کتاب مهم می شد. او در «مروج الذهب» و «التنبیه و الاشراف» نام بیش از 30 اثر خود را می آورد. از بررسی فهرست آن آثار به دست می آید که حوزه علاقه او علم کلام و تاریخ بوده است. وی بیشتر آثار کلامی خود را قبل از سال (332 هـ . ق) و در دوره اول زندگی خود نوشته است و در سال 332 هـ . ق که در مصر اقامت داشته بیشتر به تألیف کتاب های تاریخی روی آورده است. این آثار تاریخی ثمره سال ها رنج و زحمت و تحمل مشکلاتی بود که او در طول سفر های طولانی به بلاد مختلف جهان اسلام و برخی کشور های غیر مسلمان به دست آورده است و آنان عبارتند از:

1. اخبار الزمان و من اباده الحدثان من الامم الماضیه و الاجیال الخالیه و الممالک الداثره.
2. الکتاب الاوسط.
3. مروج الذهب و معادن الجواهر فی تحف الاشراف من الملوک و اهل الدیارات.
4. ذخائر العلوم و ما کان فی سالف الدهور.
5. الاستذکار لما جری فی سالف الاعصار و کتب دیگر که برای مطول نشدن از ادامه پرهیز میکنم
وفات [/b]
[b]سرانجام روح بلند متکلم، فیلسوف، فقیه و مورخ بزرگ اسلامی علی بن حسین مسعودی هذلی، پس از سال ها تحمل رنج و مشقت در راه تحصیل، تحقیق و کشف حقایق دینی و علمی، در تاریخ (346 هـ . ق) در شهر فسطاط (قاهره قدیم) مصر به آسمان پر کشید و به ملکوت اعلی پیوست. پیکرش در قبرستان معروف آن شهر به خاک سپرده شد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab
۲۰:۳۳, ۴/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #15
آواتار
خاندان پك

نامش محمد و كنیه اش ابوجعفر یا ابوالقاسم است. وی از جمله محدثین و فقهای نامدار شیعه و از موثقین علماء به شمار می رود. مرحوم محمد

بن جعفر بن قولویه (1) از شاگردان و راویان خاص سعد بن عبدالله اشعری قمی است كه سالیان دراز از محضر استاد بهره جست و توشه و زاد راه خویش را، از آن خرمن معرفت برگرفت. آنگاه خود به پرورش شاگردان پرداخت. خاندان او، از جمله خاندانهای دانش پرور و عالمان روزگار بودند از و آن سلاله پك، خیرات فراوانی به جامعه تشّیع رسید و شیعیان از ایشان بهره های فراوانی بردند. محمد بن قولویه در طول زندگی، برای جمع آوری احادیث اهل بیت و رساندن آن به گوش مشتاقان و شیفتگان سخن ائمه اطهار، به سفرهای متعددی دست زد. در اثنای این مسافرتها و هجرتهای فی سبیل الله به ملاقات بزرگان اهل سنت نیز رفت و احادیثی را از آنان استماع نمود.(2)
در محضر استاد

از جمله اساتید محمد بن قولویه، سعد بن عبدالله اشعری قمی است كه در این فراز با نگاهی گذرا به زندگانی او،سعی خواهیم كرد بهتر به این مسئله پی ببریم كه محمد بن قولویه محضر چه بزرگانی را درك نموده است. سعد بن عبدالله آخرین دانشمند نامدار اواخر سده سوم هجری در خاندان بزرگ اشعری دیده به جهان گشود و از خود آثاری گرانمایه و شاگردانی بزرگ به یادگار نهاد(3) مرحوم نجاشی(رحمة الله علیه) از وی اینگونه یاد می كند:

ابوالقاسم سعد بن عبدالله ابی خلف اشعری قمی، رئیس طائفه اشعری و فقیه سرشناس آنان است. وی احادیث فراوانی از عامه شنیده و در پی یافتن احادیث اهل بیت، سفرهایی نموده و از بزرگان اهل سنت كه با ایشانملاقات كرده اند؛ می توان حسن بن عرفه، محمد بن عبدالملك دقیقی، ابو حاتم رازی و عباس برفقی را نام برد.(4)

از افتخارات سعد بن عبدالله تشرفش به محضر امام حسن عسكری(علیه السلام) است و علماء بزرگواری، در كتابهای مختلف به این مسئله اشاره نموده اند.(5) سعد بن عبدالله با دستان پرتوان خویش، آثاری گرانسنگ به رشته تحریر در آورد كه در اینجا به معرفی تعدادی از آنها می پردازیم:

1- كتاب الرحمة كه خود شامل چندین كتاب است.(كتاب طهارت، كتاب صلوة، كتاب زكوة، كتاب صوم و كتاب حج)

2- كتاب الضیاء(در امامت)

3- كتاب مقالات اماّمیه(6)

سعد نزد بسیاری از علماء و محدثین نیمه دوم سده سوم هجری، زانوی ادب بر زمین زد و از محضر آنان بهره های زیادی برد. وی از استادان شیعه و سنی نیز اجازاتی كسب نمود. از میان اساتید عامه ایشان می توان به حسن بن عرفه، محمد بن عبدالملك دقیقی، ابوحاتم رازی و عباس برفقی اشاره كرد و از اساتید و مشایخ سعد كه از فقها و محدثین شیعه بودند؛ احمد بن حسین بن سعید اهوازی، احمد بن محمد بن عیسی، احمد بن اسحاق قمی، سهل بن یسع، عبدالله بن جمعفر حمیری و محمد بن اسماعیل بن بزیع را نام برد.(7) سعد شاگردان بزرگواری چون محمد بن قولویه، علی بن بابویه قمی، محمد بن موسی بن المتوكل و ... را تربیت نمود كه هر كدام ستاره ای درخشان در آسمان تشیع گشتند(8) در مورد تاریخ وفات این محدث بزرگ، نظرها متفاوت است و آن را بین سالهای 299 تا 301 هجری دانسته اند.
شاگردان برجسته محمد بن قولویه

شاگردان گرانمایه ای از محضر محمد بن قولویه بهره جستند كه هر كدام به سهم خود، نقش بسزایی در رساندن احادیث ناب اهل بیت به گوش مشتاقان آن خاندان با فضیلت داشتند. در اینجا نگاهی كوتاه به زندگی دو تن از آنان خواهیم افكند.

1- محمد بن عمرو بن عبدالعزیز كشّی:

وی از دانشمندان نامی نیمه اول سده چهارم هجری است كه در شهر كش از شهرهای ماوراء النهر، دیده به جهان گشود و بیشتر اساتیدش نیز از همان ناحیه بوده اند. ابوالعباس نجاشی دانشمند رجالی، او را مورد اعتماد دانسته و درباره اش می گوید:

او مصاحب عیاشی(9) بود و از وی استفاده های فراوان برد و در حقیقت، از مكتب او برخاست.(10)

شیخ ابو عمرو كشی در كتاب رجال خویش، بسیاری از اساتیدش را معرفی و روایاتی را نیز از آنان بیان كرده است. افرادی مثل محمد بن مسعود عیاشی سمرقندی، محمد ین قولویه، جعفر بن محمد بن قولویه، عثمان بن ... كشی، سعد بن صباح كشی، احمد بن قرشی و ... كه از بزرگان و فقهای سده سوم و اوایل سده چهارم هجری، محسوب می شدند.(11)

از میان شاگردان رجالی این دانشمند عالیقدر به معرفی دو تن از برجسته ترین ایشان، هارون بن موسی تلعكبری و ابو احمد حیدر بن محمد بن نعیم سمرقندی، كتفا می كنیم.
2- جعفر بن محمد قولویه:

دومین شاگرد بزرگ محمد بن قولویه، فرزند دانشمندش جعفر بن قولویه است كه در سال 224 هجری در شهر سرمن رای(سامرا) به دنیا آمد(12) و در میان اهل رجال، گوی سبقت از پدر ربوده و آوازه اش از او بلندتر گشت. او كه به اختصار ابن قولویه خوانده می شود؛ از مفاخر فقها محدثین پیشین ماست و استاد شیخ مفید(رحمة الله علیه) محسوب می گردد. او كتابهای بسیاری نوشت و شیعه از چرخش قلمش، استفاده فراوان برد. جعفر بن محمد، دست پرورده پدر دانشمند و فاضل بود. ابن شهر آشوب در كتاب معالم العلماء درباره اش نوشته:

جعفر بن محمد بن قولویه ابوالقاسم، از كلینی و ابن عقده نقل روایت كرده و كتابهای مداواة الحسد لحیاة الابد، الجمعه و الجماعه، الفطره، كتاب الصرف و ... از اوست.(13)

یكی از كتابهای معروف جعفر بن محمد بن قولویه، كتاب شریف و ذی قیمت؛ كامل الزیارات است. مرحوم علامه امینی(رحمة الله علیه) در مقدمه خود در این كتاب، در مورد ارزش و اهمیت آن نوشته:كامل الزیارات از كتابهای قدیمی معروف است و شیخ طوسی، در كتاب تهذیب و همین طور سایر محدثین از آن نقل كرده اند. شیخ حر عاملی آن را از مصادر كتابش، وسائل الشیعه قرار داده و از كتب مورد اعتماد دانسته است.(14)

كامل الزیارات داری 108 باب است كه نویسنده، باب آغازین را به ثواب زیارت رسول كرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امیرالمؤمنین(علیه السلام) و حسنین(علیه السلام) اختصاص داده است. آخرین باب كتاب نیز مختص نوادر زیارات است. این كتاب ارزشمند، تنها كتابی است كه از ابن قولویه به یادگار مانده و باعث معروفیتش گشته، آنچنان كه تا نام كامل الزیارات آورده می شود؛ نام ابن قولویه در كنار آن ذكر می گردد. اهمیت این كتاب به خاطر احادیثی است كه با اسناد معتبر، در آن گرد آوری شده و به عنوان مأخذی قابل اطمینان، مورد استفاده اهل قلم قرار گرفته است. از استادان جعفر بن محمد می توان به پدر گرانقدرش محمد بن قولویه، ثقة الاسلام كلینی، علی بن بابویه و برادرش علی بن محمد بن قولویه اشاره كرد(15) جعفر بن محمد با تربیت شاگردانی مثل ابو عبدالله محمد بن محمد بن نعمان المفید، حسین بن عبیدالله غضائری و احمد بن عبدول كه بعدها از علماء و مفاخر اسلام گردیدند؛ برگهایی زّرین به دیباچه زندگی خود افزود.(16) سرانجام چراغ حیات این راوی بزرگ در سال 368 یا 369 هجری رو به خاموشی نهاد و در بقعه مطهره كاظمیه پایین پای حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) به خك سپرده شد. در زمان حاضر، قبر وی در كنار قبر شاگرد بزرگوارش شیخ مفید واقع شده است.(17)
لبیك گوی دعوت حق

محمد بن قولویه پس از سالها تربیت ساگردان و مسافرت در پی به دست آوردن احادیث اهل بیت سرانجام در شهر قم -آخرین شهری كه پذیرای آن محدث بزرگ بود- در سال 299 یا 301 هجری دعوت حق را لبیك گفت و دوستدارانش را با غمی سنگین تنها گذاشت.

هم كنون مرقد شریف این عالم جلیل القدر، در شهر مقدس قم، خیابان آیة الله مرعشی نجفی(رحمة الله علیه) مقابل مدرسه آیةالله گلپایگانی(رحمة الله علیه) و نزدیك بقعه علی بن بابویه واقع شده و در كمال سادگی و بدور از هر گونه زرق و برقی زیارتگاه عالمان و فرهیختگان است سادگی این مكان همواره بهجذابیتی آرامبخش انسان را به سمت خود جذب می كند. بر سنگ قبر نیز این جملات با خطی زیبا نوشته شده است:
هو الحی الذی لایموت

قدرا تحل عن دار الغفلة و الغرور الی عالم البهجة و السرور العطریف المعتمد و منبع العلم و الحكم و مجمع الفضل و الكرم الامام العالم و الفاضل الفخام و المقتدی الانام و المرجع الخواص و العوام و الراوی للاحادیث النبویه علی مبلّغها الف الف سلام و تحیه الجامع لمرتبة العلم و العمل و الخادم لعلوم سید المرسلین شیخ محمد بن قولویه الجمال من اجله رواة اخبار ائمة الاخیار صلوات الله و سلامه علیهم از این دار فانی به عالم جاودانی پیوست.
گل گشت در گلستان

پایان كلام را، به نقل احادیثی زینت می بخشیم كه از فرزند محمد بن قولویه(جعفربن قولویه) به ما رسیده است.
وفای به عهد

جعفر بن محمد بن قولویه عن ابیه و اخیه و علی بن الحسین و محمد بن الحسن كلّهم عن احمد بن ادریس عن ابی عبدالله بن موسی عن الوشاء قال:سمعت الرضا(علیه السلام) یقول، ان لكل امام عهداً فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام الوفاء بالعهد زیارة قبورهم ...

جعفر بن محمد از پدرش محمد بن قولویه با چند واسطه از امام رضا(علیه السلام)نقل می كند كه فرمود: برای هر امامی در گردن دوستداران و پیروان عهدی است كه از وفای به عهد آنان زیارت قبر ائمه است.(18)
ثواب زیارت امام حسین(علیه السلام)

جعفر بن محمد از پدر بزرگوارش نقل میكند كه امام صادق(علیه السلام) در ضمن حدیثی فرمودند: من زار قبر الحسین(علیه السلام) عارفاً بحقه كتب الله له ثواب الف حجة مقبولة و غفر له ما تقدم
من ذنبه و ما تأخّر.

هر كس قبر حسین بن علی را در حالی كه عارف به حق امام است؛ زیارت كند، خداوند متعال ثواب هزار حج قبول شده را برای او قرار می دهد و تمام گناهان گذشته و آینده او، آمرزیده خواهد شد.(19)
تولد دوباره

جعفر بن محمد از محمد بن قولویه نقل می كند كه امام صادق(علیه السلام) فرمودند: من اغتسل من ماء الفرات و زار قبر الحسین(علیه السلام) كان كیوم ولدته امه صفرا من الذنوب.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: هر كس در آب فرات غسل كند و قبر حسین(علیه السلام) را زیارت كند؛ مثل آن روزی است كه از مادر متولد شده و از گناهان پك است.(20)

خداوند متعال روح این محدث گرانسنگ را، با ارواح پك دیگر علماء و بزرگان در گذشته، محشور گرداند.
پی نوشت ها:

1 - لفظ ابن قولویه هنگامی كه مطلق باشد؛ جعفربن محمد بن قولویه است و ضبط آن،قولویه

است. (ریحانةالادب،ج 8، ص 162)

2 - ریحانةالادب، میرزا محمد علی مدرس، ج 8 ص 163.

3 - مفاخر اسلام، علی دوانی، ج 2، ص 138.

4 - رجال النجاشی، ص 177.

5 - رجال النجاشی، ص 126؛ وقایع الاّیام، ص 83؛ تحفة الاحباب، ص 121؛ ریحانة الادب،

ج 1، ص 76.

6 - فهرست شیخ طوسی، ص 75.

7 - معجم رجال الحدیث، سید ابوالقاسم خویی، ج 8، ص 80.

8 - همان، ج 8، ص 81.

9 - محمد بن مسعود سمرقندی، معروف به نجاشی.

10 - رجال النجاشی، ص 372.

11 - مفاخر اسلام، علی دوانی، ج 3، ص 70.

12 - رجال النجاشی، ص 122.

13 - معالم العلماء، ابن شهرآشوب، ص 30.

14 - مفاخر اسلام، علی دوانی، ج 3، ص 136.

15 - معجم الرجال الحدیث، سید ابوالقاسم خویی، ج 4، ص 329.

16 - فهرست شیخ طوسی، ص 42.

17 - همان.

18 - منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 212؛ وسائل الشیعه، ج 14، ص 444، ح 2.

19 - وسائل الشیعه، ج 14، ص 445، ح 1.

20 - همان، ج 14، ص 485، ح 7.

نویسنده : محمدرضا حیدریان
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۳۹, ۴/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #16
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
عیاشی سمرقندی
جمع باید كرد اجزا را به عشق
تا شوی خوش چون سمرقند و دمشق

سمرقند را عروس شهرهای دنیا نامیده‌اند؛ سرزمینی كه سرسبز و خرم است و در آن سوی دریای جیحون و ماوراء النهر قرار داد. سُغد، كشّ فرغانه، چاچ، خجند و نخشب از نواحی مهم آن است. [البلدان، ص 59 - 70.]
قرن‌های سوم و چهارم هجری روزگار طلایی سمرقند بود كه در مشرق اسلامی چون نگین یاقوتی می‌درخشید. سمرقند از طلایه‌داران فرهنگ و ادب بود و آسمان نیلگونش غرق ستارگان و مشعلداران دین و دنیا بود. مدرسه‌ها و مسجدهای سمرقند و رصدخانه میرزا اُلُغ، از شاهكارهای تمدن مشرق زمین به حساب می‌آمد. هم اكنون از میان آن همه ستاره به دیدار بزرگ مردی می‌رویم كه روزگاری آفتاب دین و دانش و از فقیهان وارسته و پژوهشگران فرهیخته بود. هم اكنون سمرقند جزوقلمرو ازبكستان و در همسایگی افغانستان ولایت مزار شریف، قرار گرفته است.
زادگاه
از تاریخ تولد، زادگاه و آرامگاه عیاشی چیزی در حافظه تاریخ ثبت نگردیده و فقط از وی به نام سمرقندی، عراقی و كوفی نام برده‌اند. به طور یقین، زادگاه او سمرقند است. به احتمال قوی، او در جوار تربت سردار شهید خراسان، حضرت قثم بن عباس (رحمة الله علیه) (پسر عموی حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ) به خاك سپرده شد. رجالیّون بزرگ شیعی و سنی، مانند: ابن ندیم، شیخ طوسی، نجاشی، ابن شهر آشوب، علامه حلّی، ابن داود، مامقانی، اردبیلی، مدرسی، محدث قمی، علّامه آقا بزرگ تهرانی و سید حسن صدر وی را اهل سمرقند می‌دانند. [فهرست ابن ندیم، ص 361؛ نجاشی، ص 247 و جامع الروات، ج 2، ص 192.]
شیخ طوسی می‌نویسد:
«جعفر بن محمد بن مسعود عیاشی، فاضل و راوی بود و جمیع آثار پدر را روایت نمود. ابوالفضل شیبانی از او روایت كرده است.»[رجال طوسی، ص 459.]
لقب‌ها
از نظر علم رجال، جایگاه ویژه‌ای دارد. اینك به القاب و اوصاف محمد بن مسعود سمرقندی كه از ستارگان پرفروغ مكتب امامیه در آن سوی دریای جیحون بوده است به این ترتیب نام می‌بریم و توضیح القاب را به صاحبان اندیشه وا می‌گذاریم:
فقیه؛ جلیل القدر؛ عالم زاهد؛ واسع الاخبار؛ بصیر بالروایه؛ مضطلع؛ ثقه؛ صدوق؛ عین من عیون؛ نبیل؛ ادیب؛ فهیم؛ افضل اهل المشرق علماً؛ اوجد دهره و زمانه فی شقّه؛ غزاره العلم؛ مفسّر؛ محدث؛ اكابر؛ وحید؛ مورّخ؛ منجم؛ شاعر؛ طبیب؛ شیخ؛ اصحاب؛ رجال من كبار الاصحاب.
مكان تحصیل
زمان و مكان در تكوین شخصیت و رشد فكری افراد تأثیر فزاینده دارد، تاجایی كه فقیهان معاصر شیعه، از جمله: امام خمینی (رحمة الله علیه)، شهید مطهری و شهید دكتر بهشتی (رحمة الله علیه) بر این باورند كه زمان و مكان در استنباط و اجتهاد مجتهد، دخالت مستقیم و تفكیك ناپذیری دارد.
محمّد بن مسعود بیش‌تر تحصیلات خویش را در حوزه‌های كهن آن روز جهان اسلام، چون: كوفه، بغداد و قم گذرانید. مراكز فرهنگی جهان اسلام در آن روزها، به این حوزه‌ها و چند حوزه كوچك دیگر خلاصه می‌شد و سمرقند نیز مركز حوزه‌های علمیه اهل سنت بود. [بهجه الآمال، ج 6، ص 630؛ ریحانه الادب، ج 4، ص 221 و رجال نجاشی، ص 247.]
او با ثقه الاسلام كلینی و محمد بن بابویه معاصر بود.
استادان
محمّد بن مسعود عیّاشی سمرقندی (رحمة الله علیه) از محضر نام آورترین ستارگان عصر خود در حوزه‌های دین پژوهی كوفه، بغداد، قم و سمرقند، كسب دانش نمود. اینك نام‌های استادان وی را بر می‌شمریم:
1. اسحاق بن محمد بصری، از شاگردان امام عسكری ـ علیه السلام ـ.
2. ابراهیم بن محمد بن فارس، از شاگردان امام عسكری ـ علیه السلام ـ.
3. احمد بن منصور خزاعی.
4. احمد بن عبدالله علوی.
5. ابوالعباس بن عبدالله بن سهل بغدادی.
6. ابو عبدالله شاذان قزوینی.
7. ابوعلی محمّد بن احمد بن حماد مرورودی. [مرو رود هم اكنون دو قسمت شده است یكی مرو كبری كه جزو كشور تركمنستان است و دیگری، مرو صغری است كه جزو قلمرو افغانستان، در همسایگی خراسان و شهرستان سرخس واقع شده است.]
8. حسین بن عبدالله قمی.
9. حمودیه بن نصر. [رجال نجاشی، ص 247.]
و ....
كرسی تدریس
عیاشی چون خورشید، شعاعش بر سرزمین بی‌جان و یخ زده جامعه‌ آن روز ماوراء النهر تابیدن گرفت و حوزه‌های بسته و عقیم آن سامان را متحوّل ساخت. او توانست فقه پویا و سیّال اهل بیت عصمت ـ علیهم السّلام ـ را بازگو نماید و ستارگانی را حول محور خویش گرد آورد. او از نخستین دانشورانی است كه فرهنگ علوی را در آن نواحی به عنوان یك مذهب و تفكر عمیق علمی مطرح نمود. شیخ طوسی (رحمة الله علیه) می‌نویسد:
«محمّد بن مسعود بن عیاشی مجلسی برای خواص (اهل فضل) و محفلی درسی برای عامّه (مردم) برقرار كرده بود.»[ فهرست شیخ، ص 136.]
عیّاشی از منظر دیگران
محمّد ابونضر العیاشی هو بن مسعود بن عیّاشی.
عدلٌ، صدوقٌ ومن العمی رَجَع طق، صح، منفق، بصیر مضطلع. [بهجه الآمال، ج 6، ص 630؛ ریحانه. الادب، ج 4، ص 221.]
1. نجاشی (372 ـ 462 هـ . ق).
«محمّد بن مسعود عیّاشی در آغاز جوانی پیرو مذهب عامه بود و از محضر بزرگان آنان حدیث شنید. پس از بررسی و تحقیق به مذهب امامیه پیوست و از محضر ستارگانی چون: علی بن الحسن بن فضّال و عبدالله بن محمد بن خالد طیالسی، و شماری از بزرگان كوفه، بغداد و قم كسب دانش نمود.»[ رجال نجاشی، ص 247.]
2. ابن ندیم (متوفا: 377 هـ . ق)
«محمّد بن مسعود عیاشی ... از فقیهان امامیه بود كه در غزارت علم، یگانه دوران خود به شمار می‌رفت و كتاب‌هایش در نواحی خراسان اهمیت بسیار داشت. جنید بن نعیم معروف به ابواحمد، تصنیفات او را در پایان نامه‌ای كه به ابوالحسن علی بن محمد علوی نوشته، ذكر نموده است.»[ فهرست ابن ندیم، ص 361.]
3. شیخ طوسی (385 ـ 460 هـ . ق)
«محمّد بن مسعود بن محمّد بن عیّاشی، سمرقندی مكنّی به ابوالنظر در میان دانشمندان مشرق (خراسان و ماوراء النهر) از لحاظ علم و فضل و ادب و فهم و بزرگواری از همه علمای زمان خود فزونی داشته است. بیش از دویست تصنیف دارد.[مفاخر اسلام، ج 2، ص 312.]»
4. ابن شهر آشوب مازندرانی (متوفا: 588 هـ . ق)
«محمّد بن مسعود عیّاشی اهل سمرقند است. گفته‌اند او از طایفه بنی تمیم است. او از نظر فضل و خرد، در مشرق زمین یگانه بوده و بیش از 20 جلد كتاب نوشته است، از جمله: كتاب التفسیر، العالم و المتعلم، الدعوات، التقیه، الاجوبه المسكته و تجوید القرآن.»[معالم العلماء، ص 99.]
5. علی بن داود حلّی (647 ـ 707 هـ . ق)
«محمّد بن مسعود بن محمّد بن عیاش سَلَمی سمرقندی، معروف به عیّاشی ثقه‌ای راستگو و چهره‌ای درخشان از چهره‌های سرشناس این طایفه (شیعه) و از بزرگان آنها است.»[كتاب الرجال، ص 184.]
و ....
مطالب بیشتر رو میتونین در کتاب سيد حسن احمدي نژاد بلخي - تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 3، ص 10 مطالعه بفرمایین.
ادامه دارد...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۰۷, ۱۸/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #17
آواتار
ابن شعبه حراني
تشيع در عصر ابن شعبه حراني
از زمان رحلت پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ تا حدود سال 300 هـ . ق. شيعيان وضع ناگوار و موقعيت تأثر آوري داشتند. در دولت بني اميه و بني عباس نيز سعي شد که از نفوذ امامان جلوگيري به عمل آيد و رابطه آن ها با شيعيان قطع شود؛ از اين رو شيعيان در سراسر جهان اسلام به شدت مورد فشار و محدوديت بودند. از اواسط قرن چهارم هجري، شيعيان به ميزان قابل توجهي از محدوديت ها رهايي يافتند؛ زيرا از طرفي، خلفاي فاطمي که شيعه اسماعيلي بودند در مصر دولت نيرومندي تشکيل داده و از سلطه فراگير دولت عباسي کاسته بودند. از طرف ديگر، سيف الدوله حمداني شيعي در شام به قدرت رسيده بود. همچنين غوريان، صفاريان، طاهريان و علويان مازندران پرچم استقلال برداشته بودند و از همه مهم تر، ظهور دولت مقتدر آل بويه بود که از شيعيان به شمار مي آمدند. اين عوامل و زمينه ها موجب شد که شيعيان به بيان عقايد پرداخته و به تشکيل جمعيت ها و تأسيس حوزه هاي علمي و نشر معارف اهل بيت ـ عليهم السلام ـ مبادرت ورزند. [1] و باعث شد علوم شيعي مانند فقه و کلام و حديث شيعي به شدت رشد کند؛ به گونه اي که آثار اين دوره همواره مهمترين منابع حديثي و کلامي شيعي قلمداد شده اند. در اين راستا، شيخ صدوق «من لا يحضره الفقيه» و ثقه الاسلام کليني «الکافي» را تأليف کرد و شيخ مفيد عقل گرايي را در شيعه رواج داد و سيد مرتضي اولين کتاب در اصول فقه «الذريعه» را نگاشت.
تولد و تحصيل حراني
ابن شعبه اهل شهر «حران» بود. حران شهري است بر سر راه موصل، شام و روم. اهالي آن صابئي بوده اند و بسياري از رياضي دانان و پزشکان پيش و پس از اسلام از اين شهر برخاسته اند. به ويژه اکثر مترجمان کتاب هاي حکمي و طبعي در دو دوره «نهضت ترجمه» از اهالي حران بودند. گفته اند حران تعريف «هاران» اسم برادر حضرت ابراهيم است که آن را بنا نهاد. بنا به نقلي، حران اولين شهري است که پس از طوفان نوح ساخته شد. [2] حسن بن علي در چنين محيط و فضاي علمي به دنيا آمد. البته ثبت زمان تاريخ تولدش از قلم تاريخ افتاده است، ولي طبق منابع تاريخي، قبل از سال 381 هـ . ق زنده بوده است. [3] او به خاطر علاقه به احاديث اهل بيت ـ عليهم السلام ـ، به تحصيل در حديث عصمت گمارد همچنين در علم فقه نيز نزد عالمان زمانش شاگردي نمود و در آن تبحر يافت که عالمان بعد، او را فقيهي فاضل خوانده اند. متأسفانه از مکان و کم و کيف تحصيل او در منابع تاريخي سخني به ميان نيامده است.
شخصيت علمي و اخلاقي حراني
حراني، به تصديق بسياري از فرهيختگان، عالمي فاضل و عامل بود و در فقه و حديث مورد توجه عالمان قرار داشت، به ويژه در حديث که دو اثر «تحف العقول» و «التمحيص» بيانگر تبحر او در علم حديث و وثاقتش در نقل حديث است، به طوري که علامه مجلسي روايات او را با اين که سلسله سندش ذکر نشده، مقبول مي داند. [4] و يا شيخ انصاري کتاب گرانمايه «المکاسب» را با روايتي از «تحف درباب معاملات آغاز مي کند که درباره صناعات و تجارات و بيع و وجه حلال و حرام آن ها است. [5]
همچنين با نگاهي به مقدمه «تحف» و روايات مذکور در آن و نيز مناجات و توصيه ها به دست مي آيد که او در اخلاق و حقوق نيز دستي داشته با طرحي نو، مجموعه روايات اخلاقي، حکمي و حقوقي را ارائه نموده است، به طوري که بيش از هزار سال اين کتاب و روايات آن، نقل محافل علمي، منابر وعظ و مجالس اخلاقي بوده است و اين خود نشان از رفعت مقام و جلالت جاه علمي و تقواي اوست.
استاد حراني
حراني از محضر محدثان و فقيهان بزرگ عصر خود بهره برد و در علوم حديث و فقه تبحر يافت، به طوري که همه عالماني که از او ياد کرده اند، وي را فقيه و محدث فاضل شيعه معرفي نموده اند. متأسفانه از تحصيل و استادان وي جز اطلاعات اندکي در دست نيست و فقط در تراجم به ابو علي محمدبن همام، از محدثان و فقيهان بزرگ شيعي اشاره شده که حراني نزد وي شاگردي کرد و از او اجازه روايت دريافت داشت.
ابو علي محمد بن همام کاتب اسکافي
وي از عالمان و محدثان نيمه اول قرن چهارم و از مشايخ بزرگ شيعه در بغداد (متوفاي 332 هـ . ق) است. فقه و حديث را از مفاخر بزرگي چون احمد بن بشر فرا گرفت و جمعي از فقيهان و محدثان مشهور، از جمله ابن قولويه، شيخ صدوق و ابن شعبه حراني را تربيت کرد. از آثار او کتاب «الانوار في تاريخ الأئمه» است. [6]
شاگردان حراني
از تدريس و جلسات درس وي خبر قابل توجهي در دست نيست. به يقين، با آن تبحر و عمق علمي اش در حديث و فقه ـ که بسياري از عالمان بعدي بر آن صحه گذاشته اند ـ بايد مجلس پر رونق وشاگردان ممتازي داشته باشد که تاريخ، شاگران او، غير از شيخ مفيد را از ما پنهان داشته است.
محمد بن محمد بن نعمان عکبرائي بغدادي
(شيخ مفيد ـ متوفاي 412 ـ. ق) وي از فقيهان و متکلمان بزرگ شيعه است که در زمان خود شيعيان را از پراکندگي و اوضاع اسف بار رهايي بخشيد و به اوج عزت رساند. [7] عالمان شيعه و سني به فضل و علم او اعتراف کرده اند. [8] شيخ مفيد در واقع موسس مکتب عقل گرايي در شيعه بود و آن را بسط و گسترش داد. او از حراني روايت نقل کرده و حراني از مشايخ او به شمار مي رود.
جايگاه حراني نزد علما
بسياري از دانشوران از حراني به بزرگي، فضل و علم ياد کرده اند و روايت بدون سند او را در «تحف العقول» پذيرفته اند.
شيخ مفيد؛ شاگرد حراني، ضمن تمجيد از استاد، درباره کتاب تحف العقول مي نويسد:
«تحف العقول کتاب لم يسمح الدهر بمثله.»[9]
شيخ ابراهيم قطيفي ـ از عالمان قرن دهم هجري ـ در کتاب «الوافيه» ضمن نقل روايتي از «التمحيص»، مي نويسد:
«الحديث الاول ما راواه العالم الفاضل العالم الفقيه ابو محمد الحسن بن علي بن شعبه الحراني ...»
شيخ حر عاملي در «الامل الآمل» بعد از ستودن مولف تحف به فاضل محدث، درباره کتابش مي گويد:
حسن کثير الفوائد مشهور. [10]
علامه مجلسي هم درباره تحف مي نويسد:
« ... نظم اين کتاب دلالت بر رفعت شأن مولف دارد و بيشتر در مواعظ واصول معلومه اي است که محتاج سند نيست.»[11]
ميرزا عبدالله افندي اصفهاني در «رياض العلما» درباره حراني مي نويسد:
«عالم، فقيه، محدث»
ميرزا محمد باقر خوانساري نيز در «روضات الجنات» مي نويسد:
«حسن بن علي بن حسين شعبه حراني (يا حلبي) فاضلي است فقيه، متبحر، هوشيار، بلند پايه و آبرومند و کتابش مورد اعتماد اصحاب است.»[12]
تأليفات حراني
از ابن شعبه دو اثر حديثي بر جاي مانده است: «تحف العقول» و «التمحيص»
تحف العقول
اين کتاب به قول مرحوم علي اکبر غفاري؛ مصحح و مترجم آن.
«شامل رشته هايي از مرواريد هاي گزيده حکمت و جنگي از مواعظ و وعده و وعيد و پند آموزي ها و بهترين اندرزها و خطبه ها و زبده سخنان و جوهر ادب است که کام فرزانه را شيرين و نوشنده را سيراب مي سازد.»[13]
حراني در مقدمه تحف درباره انگيزه اش از تأليف اين کتاب مي نويسد:
«ديدم دانشمدان و پيشين شيعه از گفتار ايشان (پيامبر و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ) کتاب هايي پيرامون حلال و حرام و فريضه ها و سنت پرداخته ... ولي به من خبر نرسيده که يکي از دانشمندان شيعه، در اين خصوص (حکمت ها رسا و اندرز هاي شفا بخش حضرات معصومين) تأليفي ساخته يا کتابي پرداخته باشد که من از آن آگاه شده و بدان پشت گرم شوم ... پس به خوشه چيني پرداختم و از اين دست مطالبي گرد آوردم و آن چه از خبرهاي کمياب و معاني نيکوي ناب همجنس و مانند و شبيه و نزديک بدان بود بر آن افزودم.»[14]
براي شناخت اين کتاب و استفاده مطلوب از آن، ويژگي هايش در ذيل بيان مي شود به اميد اين که براي طالبان مفيد باشد:
1. همان طور که مؤلف کتاب گفته، سلسله سند روايات به دليل اختصار، حذف شده است. با اين وصف، چون بيش تر اين روايات آداب و حکم است، خود گواه بر درستي آنهاست.
2. تحف مشتمل بر روايات مربوط به آداب، حکم، پند و اندرزهاي منقول از پيامبر و امامان ـ غير از امام دوازدهم ـ است.
3. روايات آن از منابع معتبر شيعه و سني است و لذا کتاب مورد قبول و تأييد فريقين قرار گرفته است و هيچ کس در آن اختلافي ندارد.
4. روايات بر اساس ترتيب مقامات حجت هاي الاهي تنظيم شده است، يعني از پيامبر شروع شده و در امام حسن عسگري ـ عليهم السلام ـ پايان يافته است.
5. در پايان، آن مناجات قدسي از حضرت موسي و حضرت عيسي ـ عليهم السلام ـ و مواعظي از حضرت مسيح در «انجيل» ذکر شده است که مي تواند باعث توجه مسيحيان و يهوديان به اين کتاب شود.
6. حسن ختام کتاب، سفارشنامه مفضل بن عمر (از اصحاب امام صادق ـ عليه السلام ـ) به شيعيان است.
التمحيص[15]
اين کتاب شامل رواياتي است که مورد ابتلاي مومن است و مورد اعتماد بزرگاني چون علامه مجلسي در «بحار» و فيض کاشاني در «الوافي، و ديگران بوده است.
با توجه به ناشناخته بودن حراني، طبعا در انتساب آثارش به وي نيز شک و ترديد هايي پديدار شده است.
در اين راستا، دانشوران دو گروه شده اند، گروهي آن را تأليف ابن شعبه حراني و گروه ديگر آن را، تأليف استاد حراني؛ ابو علي محمد بن همام دانسته اند.
مخالفان
علامه مجلسي در «بحار» اين کتاب را به ابو علي محمد بن همام نسبت مي دهد. دليل او، عبارت «حدثنا ابو علي محمد بن همام» در ابتداي روايات منقول در اين کتاب است.»[16]
موافقان
عالمان بسياري، «تمحيص» را به حراني نسبت داده اند. از جمله شيخ ابراهيم قطيفي در «الفرقه الناجيه». لذا شاگرد مجلسي، ميرزا عبدالله افندي در «رياض العلما»، نظر استادش را محل تأمل دانسته و معتقد است قطيفي اقرب به زمان مولف و اعرف از مولف «بحار» و ديگران به شناخت مولف «التمحيص» است. گذشته از اين، اصحاب رجال چون شيخ طوسي و نجاشي که نزديک به عهد ابو علي محمد بن همام بودند، «التمحيص» را از آثار ابو علي نام برده اند و اين خود دليل بر آن است که اين کتاب از آثار محمد بن همام نبوده است و بلکه از آثار ابن شعبه حراني است. [17] شيخ حر عاملي نيز در «الأمل الآمل» اين کتاب را به حراني منسوب مي کند. [18]

[1]. ر.ک: مفاخر اسلام، ج3، ص 240 ـ 239.
[2]. ياقوت الحموي، معجم البلدان، تحقيق فريد عبدالعزيز الجندي (بيروت: دار الکتب العلميه، 1410 هـ .ق)، ج2، ص 271.
[3] . عمر رضا کهاله، معجم المولفين (بيروت، دار احياء التراث العربي)، ج3 و 4، ص 252.
[4]. مرتضي انصاري، المکاسب، (قم: کنگره شيخ انصاري، 1415 هـ . ق) ج1، ص 12 ـ 5.
[5]. همان.
[6]. مفاخر اسلام، ج3، ص 46.
[7]. همان، ص 240.
[8]. ر.ک: همان، ص 253 ـ 242.
[9]. سيد حسن صدر، تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام (بيروت: دار الرائد العربي، 1401 هـ .ق) ص 414.
[10]. الامل الآمل، تحقيق سيد احمد حسيني (قم، دار الکتاب الاسلامي، 1362)، ج2، ص 74.
[11]. بحار الانوار، مقدمه، فصل دوم.
[12]. روضات الجنات (قم: اسماعيليان، بيتا) ج2، ص 290.
[13]. تحف العقول، مقدمه مترجم.
[14]. همان، مقدمه مولف.
[15]. اين کتاب به ضميمه کتاب «المومن» حسين بن سعيد اهوازي درقم توسط انتشارات شبستري چاپ شده است.
[16]. رياض العلما، ترجمه محمد باقر ساعدي (مشهد: انتشارات آستان رضوي، 1366)، ج1، ص 279.
[17]. الامل الآمل، ص 74.
[18]. همان.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا