|
اگه مقداری از خرج سالیانه شما اضافه می ماند خمس می دادید یا خیر ؟
|
|
۲۰:۱۲, ۱۴/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() اگه مقداری از خرج سالیانه شما اضافه می ماند خمس می دادید یا خیر ؟ چند روز پیش داشتم کتاب آداب الطلاب رو می خوندم به مطلبی بر خوردم درباره خمس که آقای مجتهدی تهرانی از زبان خودشون این موضوع رو برای طلبه های مدرسشون بیان کردند با خودم گفتم که این مطلب رو از کتاب تایپ کنم و در این جا قرار بدهم تو تالار هم یک سرچی زدم چیزی تاپیکی درباره این فریضه واجب الهی پیدا نکردم متاسفانه بعضی از ما ها (البته بیشتر این رو به خودم می گم) به مسایل مستحب بیشتر از واجب می پردازیم که این اصلا مورد پسند دین مبین اسلام نیست راستی حتما تو نظر سنجی شرکت کنید ببینیم چند نفر تا حالا خمس دادن البته بیشتر ما ها تو این تالار جوان هستیم و معمولا هشتمون گرو نهمونه ولی انصافا اگه پول داشتیم و پس انداز می کریدم خمس می دادیم یا نه هر مقداری از خرج سالانه که اضافه بیاید یک پنجم یا 20 درصد آن را بابت خمس باید پرداخت کرد قدیم خیلی مردم در این ضمینه ها دقت داشتند مدتی در خانه آیت الله لنگرودی در تهران ساکن بودم و ایشان به شهرستان رفته بودند , روزی نامه ای از ایشان خطاب به من به دستم رسید به این مضمون که سال خمسی من رسیده است و خمس را حساب کرده ام ولی مقداری ذغال در راه پله پشت بام است بشمار که چند عدد است تا خمسش را بدهم . ولی الان چه کسی فکر خمس دادن است تازه بعضی افراد هستند که دیگران را هم نهی می کنند که شما وضع مالیت ضعیف است و پول نداری چرا خمس می دهی . شخصی به من گفت پدر زنم گفت برو پولهایت را سریع فرش بخر و زیر پا بنداز که خمس به آنها تعلق نگیرد ولی من به حرفش گوش ندادم و خمس دادم برای بعضی ها پول دادن از جان دادن هم سخت تر است . شخصی خیلی وجوهات شرعیه بدهکار بود به نوکرش گفت دست و پای من را ببند و پول را بردار و هرچه من فحش دادم توجه نکن و برو پول رو بده و برگرد . نتیجه خمس ندادن هم این هست که تمام اموالت حرام می شه زیرا خمس سهم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و تو این سهم را غصب کرده ای و داخل اموالت نموده ای حتی نماز هایت هم باطل است و به مسجد و حرم ائمه (علیه السلام) حرام است بروی زیرا غسلی که کرده ای از آن پول خمس نداده بوده است و به فتوای مراجع این غسل باطل است و لذا چون جنب هستی نمازهایت هم باطل است تا دیر نشده برو نزد عالمی خمس مالت رو حساب کن . خمس اضافه مالت است و ناراحت نباش چون همه اضافه مال را که نباید بدهی , یک پنجم آن را خواهی داد در غیر این صورت نمی توانی از پول خمس نداده چیزی بخری زیرا مالک آن نخواهی بود امام باقر(علیه السلام) درباره خمس می فرمایند : هر کس چیزی از خمس را خریداری کند خداوند عذر او را نمی پذیرد او چیزی را خریده که برایش حلال نیست . |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۱۴, ۲۸/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آذر/۹۱ ۱۵:۱۶ توسط faateme-313.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۲۸/آذر/۹۱ ۱۳:۵۷)مهرآریا نوشته است: خمس طبق آیه صریح قرآن بر غنایم جنگی است و نه چیز دیگر !گرامی یا شما قرآن نخواندید یا عربی نمیدانید یا کینه شخصی از تشیع دارید که در همه تاپیک ها مخالفت می ورزید! معنی غنم: دستیابی به چیزی بدون مشقت و سختی است. هرچه انسان بیمشقت به دست آورد، غنیمت به حساب میآید.(کتاب العین، واژۀ غنم) |
|||
|
|
۲۱:۰۸, ۲۸/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آذر/۹۱ ۲۱:۰۹ توسط مهرآریا.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۲۸/آذر/۹۱ ۱۵:۱۴)faateme313 نوشته است: ....می ورزید! پس طبق تفسیر شما یک کشاورز که به سختی بسیار گندم بدست آورده یا یک ماهیگیر یا معلم یا اکثر شغل ها که مشقت زیادی دارند هرگز نباید خمس بدهند ! و تنها کسانی که باید خمس بدهند روحانیون و مسئولان حکومتی و نماینده ها و مدیران اسلامی و بازاری ها هستند ! |
|||
|
۲۱:۲۴, ۲۸/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آذر/۹۱ ۲۱:۲۵ توسط faateme-313.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۲۸/آذر/۹۱ ۲۱:۰۸)مهرآریا نوشته است: پس طبق تفسیر شما یک کشاورز که به سختی بسیار گندم بدست آورده یا یک ماهیگیر یا معلم یا اکثر شغل ها که بحث ما اعتقادیست ! اینکه به چه کسی و چه شرایطی خمس تعلق میگیرد را مراجع تعیین میکنند نه من و شما! آلوسی را که قبول دارید الحمدلله؟! آلوسى نيز در تفسير روح المعانى غنم را در اصل لغت به معناى هر گونه سود و منفعت دانسته است وغنم في الأصل من الغنم بمعنى الربحروح المعانى ، ج 10 ، ص 2. غنم در اصل به معناي سود به کار برده مي شده است . همان گونه كه از اظهارات اين مفسر معلوم شد غنيمت به كار رفته در آيه عموميت داشته و شامل مطلق فائده و منفعتى كه انسان در زندگى از هر راهى به دست آورده باشد مى شود و غنيمت در آيه اختصاصى به غنيمت جنگى ندارد. پاسخ دهید! |
|||
|
|
۲۱:۲۹, ۲۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
(۲۸/آذر/۹۱ ۲۱:۲۴)faateme313 نوشته است: بحث ما اعتقادیست ! هیچ می دانستی که بسیاری از متقدمین فقهای شیعه در قرون اولیه ، به اباحه خمس معتقد بودند ،(آيا معنای اباحه را می دانی؟! ) |
|||
|
۲۱:۳۵, ۲۸/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آذر/۹۱ ۲۲:۱۳ توسط faateme-313.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
(۲۸/آذر/۹۱ ۲۱:۲۹)مهرآریا نوشته است: هیچ می دانستی که بسیاری از متقدمین فقهای شیعه در قرون اولیه ، به اباحه خمس معتقد بودند ،(آيا معناینه فقط جنابعالی میدانی شیخ الاسلام مهر آریا! شما معنی پاسخ دادن در صورت کم اوردن در مقابل منابع خودتان را طرح شبهه جدید میدانی؟! با سند حرف بزن! روايات بسيارى از پيامبر اكرم نقل شده كه به اصحاب خويش دستور به گرفتن خمس داده اند و يا هنگامى كه افرادى به ايشان مراجعه مى كردند در ضمن دستورات دينى، وجوب پرداخت خمس را يادآور مى شدند در حالى كه هيچ جنگ و نبردى هم در كار نبود . تا غنيمت جنگى از آن برداشت شود، در ذيل به برخى از آن روايات اشاره مى شود : 1. لما و قد عبدالقيس لرسول الله فقالوا: ان بيننا و بينك المشركين و انا لا نصل اليك الاّ فى اشهر الحرم خمرنا بجمل الامره ان عملنا به دخلنا الجنة و ندعو اليه من ورائنا. قال: آمركم باربع و انهاكم عن اربع، آمركم بالايمان بالله و هل تدرون ما الايمان؟ شهادة ان لااله الاّالله و اقام الصلاة و ايتاء الزكاة و تعطوا الخمس من المغنم . صحيح البخارى ، ج 4 ، ص 250 و صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 35 . در اين حديث پيامبر از اهالى عبدالقيس نخواسته است كه غنيمت هاى جنگى را پرداخت نمايند زيرا آنان از خوف مشركين نمى توانستند نزد پيامبر بيايند بنابر اين جنگى در كار نبوده تا مقصود از غنيمت در حديث غنيمت جنگى باشد. 2. بسم الله الرحمن الرحيم هذا عهد من النبى رسول الله لعمرو بن حزم حين بعثه الى اليمن، امره بتقوى الله فى أمره كله و ان يأخذ من المغانم خمس الله و ما كتب على المؤمنين من الصدقه من العقار عشر ما سقى البعل و سقت السماء و نصف العُشر مما سقى الغرب (اى الدلوا العظيمة) . سيرة ابن هشام ، ج 4 ، ص 256 و فتوح البلدان ، ج 1 ، ص 81 . 3. من محمد النبىّ للفجيع و من تبعه و اسلم و اقام الصلاة و آتى الزكاة و اطاع الله و رسوله و اعطى من المغانم خمس الله . الطبقات الكبرى ، ابن سعد ، ج 1 ، ص 270. 4. كتب لخبادة الازدى وقومه ومن تبعه: ما اقاموا الصلاة وآتوا الزكاة واطاعوا الله ورسوله واعطوا من المغانم الخمس الله و سهم النبى وفارقوا المشركين فانّ لهم ذمة الله وذمة محمدبن عبدالله . همان، ص 305 و 304. 5 . كتب لملوك حمير : و آتيتم الزكاة و اعطيتم من الغنائم خمس الله و سهم النبى و صفيّه و ما كتب الله على الؤمنين من الصدقة . سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 258. 6. كتب لنبى ثعلبة بن عامر : من اسلم منهم و اقام الصلوة و آتى الزكاة و اعطى خمس المغنم و سهم النبى و الصّفى . اُسدالغابة، ج 3، ص 34. 7 . كتب الى بعض أفخاذ جهينه: من اسلم منهم و اقام الصلاة و آتى الزكاة و اطاع الله و رسوله و اعطى من الغنائم پاسخ لطفا! شبهه نه!معنای پاسخ را میدانی؟! باز هم ما جواب دادیم و باز جناب مخالف به آسمانها عروج کرد!! |
|||
|
|
۰:۲۲, ۲۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
روايات بسيارى از پيامبر اكرم نقل شده كه به اصحاب خويش دستور به گرفتن خمس داده اند و يا هنگامى كه افرادى به ايشان مراجعه مى كردند در ضمن دستورات دينى، وجوب پرداخت خمس را يادآور مى شدند در حالى كه هيچ جنگ و نبردى هم در كار نبود . تا غنيمت جنگى از آن برداشت شود، در ذيل به برخى از آن روايات اشاره مى شود :
1. لما و قد عبدالقيس لرسول الله فقالوا: ان بيننا و بينك المشركين و انا لا نصل اليك الاّ فى اشهر الحرم خمرنا بجمل الامره ان عملنا به دخلنا الجنة و ندعو اليه من ورائنا. قال: آمركم باربع و انهاكم عن اربع، آمركم بالايمان بالله و هل تدرون ما الايمان؟ شهادة ان لااله الاّالله و اقام الصلاة و ايتاء الزكاة و تعطوا الخمس من المغنم . صحيح البخارى ، ج 4 ، ص 250 و صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 35 . در اين حديث پيامبر از اهالى عبدالقيس نخواسته است كه غنيمت هاى جنگى را پرداخت نمايند زيرا آنان از خوف مشركين نمى توانستند نزد پيامبر بيايند بنابر اين جنگى در كار نبوده تا مقصود از غنيمت در حديث غنيمت جنگى باشد. 2. بسم الله الرحمن الرحيم هذا عهد من النبى رسول الله لعمرو بن حزم حين بعثه الى اليمن، امره بتقوى الله فى أمره كله و ان يأخذ من المغانم خمس الله و ما كتب على المؤمنين من الصدقه من العقار عشر ما سقى البعل و سقت السماء و نصف العُشر مما سقى الغرب (اى الدلوا العظيمة) . سيرة ابن هشام ، ج 4 ، ص 256 و فتوح البلدان ، ج 1 ، ص 81 . 3. من محمد النبىّ للفجيع و من تبعه و اسلم و اقام الصلاة و آتى الزكاة و اطاع الله و رسوله و اعطى من المغانم خمس الله . الطبقات الكبرى ، ابن سعد ، ج 1 ، ص 270. 4. كتب لخبادة الازدى وقومه ومن تبعه: ما اقاموا الصلاة وآتوا الزكاة واطاعوا الله ورسوله واعطوا من المغانم الخمس الله و سهم النبى وفارقوا المشركين فانّ لهم ذمة الله وذمة محمدبن عبدالله . همان، ص 305 و 304. 5 . كتب لملوك حمير : و آتيتم الزكاة و اعطيتم من الغنائم خمس الله و سهم النبى و صفيّه و ما كتب الله على الؤمنين من الصدقة . سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 258. 6. كتب لنبى ثعلبة بن عامر : من اسلم منهم و اقام الصلوة و آتى الزكاة و اعطى خمس المغنم و سهم النبى و الصّفى . اُسدالغابة، ج 3، ص 34. 7 . كتب الى بعض أفخاذ جهينه: من اسلم منهم و اقام الصلاة و آتى الزكاة و اطاع الله و رسوله و اعطى من الغنائم الخمس . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 271 . در اين نامه هايى كه پيامبر به قبائل مختلف عرب فرستاده است سه احتمال وجود دارد : 1. مقصود از غنيمت اموالى بوده كه آنان از طريق غارت و تاراج به دست آورده اند. اين احتمال درست نيست؛ زيرا حضرت به طور صريح از غارت گرى نهى فرموده است . قال رسول الله(صلى الله عليه وآله): «ان النهبة ليست باحلّ من الميتة» . سنن ابو داود، ج 2، ص 12. 2. ممكن است مقصود غنائم جنگى باشد كه مسلمانان از طريق جنگ و جهاد به دست آورده اند اين احتمال نيز باطل است ؛ زيرا اولاً، جنگ و جهاد بدون اذن پيامبر جايز نبوده است و معلوم هم نيست كه از حضرت اذن گرفته باشند ، خصوصاً اهالى عبدالقيس كه امكان ارتباط با پيامبر را جز در ماه هاى حرام نداشتند ، علاوه بر اين كه پيامبر خودش غنائم جنگى را تقسيم مى كرد و معنا نداشته كه پيامبر از آنان بخواهد كه اين تقسيم را انجام دهند . 3. احتمال سوم اين كه مقصود از غنيمت ، كسب و تجارت باشد ؛ يعنى در همه موارد فوق پيامبر دستور داده كه مردم از مازاد بر كسب و تجارت خود خمس پرداخت نمايند . الاعتصام بالكتاب و السنة ، ص 104. جالب تر از همه اينها آنچه که در بخاري است که در آن آمده در عنبر و مرواريد خمس است !!! عنبر ماده ايست خوشبو که با غواصي يا شکار بعضي ماهي ها بدست مي آمد وموافق قول شيعه است . حال اهل تسنن که خمس را مربوط به غنائم جنگي مي دانند در کدام جنگ به مقابله با ماهي عنبر وبا قلاب ماهي گيري رفته اند خدا مي داند!!! ====================== همانطور كه از مبسوط سرخسي ج 2ص211 باب المعادن بدست مي آيد اهل تسنن خمس را تنها مربوط به چيزي مي دانند که از جنگ بدست آيد و لذا خمس در معدن را منوط به معدني مي کند که در زمين گرفته شده از کفار بدست آيد مانند گنج و لذا در وجوب خمس در لؤلؤ و عنبر اشکال مي کند . چون آن دو هيچ ربطي به جنگ ندارند اما ما در صحيح بخاري مي بينيم که در لولو وعنبر خمس است واين نمي تواند باشد مگر طبق نظر شيعه : وهذا لأن المعنى الذي لأجله وجب الخمس في الكنز موجود في المعدن فإن الذهب والفضة تحدث في المعدن من عروق كانت موجودة حين كانت هذه الأرض في يد أهل الحرب ثم وقعت في يد المسلمين بإيجاف الخيل فتعلق حق مصارف الخمس بتلك العروق فيثبت فيما يحدث منها فكان هذا والكنز سواء من هذا الوجه المبسوط للسرخسي ج2/ص211 اين (وجوب خمس در معدن) از آن جهت است که علتي که سبب وجوب خمس در گنج شد سبب وجود آن در معدن هم مي شود پس به درستيکه طلا و نقره در زمين درست مي شود از رگه هايي که در زمين به هنگام تسلط کفار حربي بر آن موجود بوده است سپس با جنگ به دست مسلمانان افتاده است پس حق خمس به آن رگه ها تعلق گرفته است پس هرچه که از ان رگه ها هم بدست آيد همان حکم را داردپس گنج ومعدن از اين جهت يکي هستند اين کلام وي صريح است در اينکه اگر معدن در زمين مسلمانان باشد وبا جنگ از کفار بدست نيايد خمس ندارد. ثم وجوب الخمس فيما يوجد في الركاز لمعنى لا يوجد ذلك المعنى في الموجود في البحر وهو أنه كان في يد أهل الحرب وقع في يد المسلمين بإيجاف الخيل والركاب وما في البحر ليس في يد أحد قط لأن قهر الماء يمنع قهر غيره ولهذا قال مشايخنا لو وجد الذهب والفضة في قعر البحر لم يجب فيهما شيء المبسوط للسرخسي ، ج2 ، ص213 . وجوب خمس در آنچه که از گنج بدست مي آيد به خاطر علتي است که در آنچه در درياست يافت نمي شود . وآن علت بودن گنج است در دست کفار حربي وسپس به دست مسلمانان افتاده است با جنگ . اما آنچه که در درياست در دست هيچ کس نبوده است چون آب مانع تسلط هيچ کس بر آن نبوده است (يعني مورد سلطه کفار نبوده) وبه همين دليل بزرگان ما گفته اند اگر چيزي از طلا يا نقره را در کف دريا پيدا کرد چيزي در آن نيست اين کلام نيز صريح است در اين که طبق موازين عادي اهل تسنن به عنبر ولولو که از دريا مي آيد خمس تعلق نمي گيرد اما در صحيح بخاري مي بينيم : صحيح البخاري ج2/ص544 باب ما يستخرج من البحر وَقَالَ الْحَسَنُ فِي الْعَنْبَرِ وَاللُّؤْلُؤِ الْخُمُسُ |
|||
|
|
۹:۲۰, ۲۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
افرادی نظیر این مهر آریا و از این دست باعث میشوند دوستان همسنگر ما بیشتر تحقیق کنن و با حواب های موثق و مستدل خودشون درستی راه ما رو بیشتر نشون بدهند ... این جاست که میگن عدو شود سبب خیر ....
بارها و بارها دیده ایم افرادی نظیر همین مهر آریا از بحث منطقی و مستدل فراری هستند و تا در زمینه ای دوستان هوشیار ما وارد میدان میشوند سریع به دنبال بحث حاشیه ای دیگه و شبهه دیگه هستند ... باز عدو شود سبب خیر ... موفق باشید |
|||
|
|
۹:۴۴, ۲۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
هو الرزاق قابل توجه همه عزیزانی که این تاپیک رو خوندند. و قابل توجه دوستان دیگری که می فرمایند: اوضاع اقتصادی خراب است و ما در آمدمان به خمس نمی رسد و .... پیشنهاد حقیر این است که یکبار هم که شده به واحد محاسبات خمسی مرجع تقلیدشان مراجعه کنند. فقط یکبار امتحان کنید.!!! ببینید دوستان فلسفه خمس از نظر حقیر اینه که خدا می خواهد ببیند شما حاضرید در راه رضای خدا از اموالتان بگذرید یا خیر؟؟؟؟ یه نکته ای هم که حقیر به اش رسیدم و از تمامی کسانی که این کار را می کنند پرسیدم دریافته ام که جای خالیه اون پولی رو که واسه خمس می دید رو امکان نداره احساس کنید. حقیر این چند مدتی که خمس می دم به مراتب وضع مالیم بهتر از دورانیست که خمس نمی دادم. اینو محض ریا نمی گم. چون کار شاقی نیست. اینم مثل نماز خوندن ، روزه گرفتن و .... از تکالیف و واجبات است. باورتون نمی شه تا امتحان نکنید. یکی از ابزار افزایش رزق همین خمسه. یا علی التماس2آ
|
|||
|
|
۱۰:۰۹, ۲۹/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۱ ۱۰:۱۸ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
سلام
البته اینی که آقا حسام می فرمایند یک دلیلش هست ، دلیل اصلی خمس دادن هم این هست که اصلا یک پنجم درآمد هر کسی مال خودش نیست از ابتدا. می دونید ، مثل این هست که من به شما 100 میلیون بدم ، بگم برسونش به کسی ، بعد می گم نه ولش کن ، 20 میلیونش رو بردار ، ولی حتما دست طرف برسونی ، بعدمی گم اصلا نصفش رو بردار ، نصفش رو برسون دست طرف ، بعد می گم اصلا ولش کن ، 80 میلیونش رو خودت بردار ، مابقیش رو برسون دست طرف ، شما آدم منصف ، چنین کاری نمی کنید؟ خوب خدا هم به شما یک مالی رو می ده ، میگه هشتاد درصدش مال خودت ، بیست درصدش رو بده به فلانی و فلانی ، کسی این کار رو انجام نده ، شما ملامتش نمی کنید؟ |
|||
|
|
۰:۰۷, ۳۰/آذر/۹۱
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۲۹/آذر/۹۱ ۱۰:۰۹)دل خسته نوشته است: سلام با سلام البته دوستان ما هیجوقت نمیتونیم به تمامی حکمت های یک امر پی ببریم و اینها قطعا بخشی از علت ها هستند لذا ما باید همیشه راجع به یک حکمتی ه میخوایم بگیم دو کلمه رو اولش بذاریم شاید یکی از علت هایش و بعد اون حکمتی که فکر میکنیم رو بیان کنیم |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: n00001443-b.jpg]](http://www.qeshmdaily.com/images/docs/000001/n00001443-b.jpg)







