|
چرا محرم ؟ چرا امام حسين ؟" گفتگو محور،ويژه"
|
|
۱۸:۱۵, ۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
محرم و ايام عزاداري امام حسين (علیه السلام) فرصت بسيار خوبى است كه شناخت خودمان را نسبت به مكتب عاشورا و مكتب حسينى عمق ببخشيم و سؤال هايى را كه درباره مسائل مربوط به قيام ابى عبد الله در اذهان همه به خصوص در اذهان دوستانمون موجوده رو مورد بحث قرار دهيم، تا معرفت همه ما، نسبت به سالار شهيدان بيشتر شده و در حد وسعمون به برخي از شبهاتي كه اخيرا در تالار هم رخ داده پاسخ داده باشيم.![]() ![]() ![]() طبعاً اين سؤال براى وى مطرح مىشود كه اين مراسم به چه منظورى است؟ چرا بايد انسان لباس سياه بپوشد؟ چرا بايد مردم تا پاسى از شب به سر و سينه بزنند؟ چرا بايد اين همه اشك بريزند؟ معمولاً جواب هاى ساده اى داده مىشود كه سيدالشهداء(عليه السلام) در راه خدا و اسلام شهيد شده اند و بايد به ياد آن حضرت اشك بريزيم؛ و يا اين كه عزادارى براى امام حسين(عليه السلام) ثواب دارد؛ آن حضرت روز قيامت ما را شفاعت خواهند فرمود. نوجوانان ما كم و بيش چنين جواب هايى را مىشنوند. اما اگر بنده، خودم را در حد جوانى با اين پرسش ها فرض كنم، اين پاسخ ها برايم چندان قانع كننده نخواهد بود. حال ما در اين مبحث مي خواهيم با كمك تبادل نظر در فضايي عاري از ترويج شبهه و تحميل نظر به برخي ازين سئوالات بپردازيم.محوريت شروع بحث رو ميشه با طرح چند سئوال در پيش گرفت؛ سئوال اول: چرا بايد حادثه عاشورا را گرامى بداريم؟ دوستان براي شروع نظرشون رو در مورد اين مسئله بيان كنند تا ان شا الله به تك تك مسائل بپردازيم. منتظر نظراتتون هستم . . .
|
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۱۳, ۲۵/آذر/۹۱
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
سلام
خیلی مهمه که ما برای اتفاقی که 1400 سال پیش افتاده داریم هرسال سالگرد مفصلی میگیریم.اما سوال اینجاست چرا؟ به نظرم در ان سالها که امامی معصوم تنها با 72 تن در ان صحرای سوزان با ان فاجعه ای که رخ داد خودش خیلی ادم رو متاثر میکند.امام و پیشوای ما مسلمانان به خاطر حفظ دین و اسلام و سیره جدش دست به همچین کاری زد چون میدانست که در غیر این صورت اسلام پایدار نمی ماند.پس یه جورایی به خاطر ما بود.چرا؟ چون اگر امام قیام نمیکرد،اسلام به این صورت نمیماند،و ما اینجا نبودیم. به قول امام خمینی محرم و صفر است که اسلام رو نگه داشته. یعنی در واقع ما رو نگه داشته.چون اگر اسلام نبود ایران اسلامی هم نبود و میشدیم سرسپرده امریکا بدون هیچ امیدی چون در ان صورت به امام زمان اعتقاد انچنانی نداشتیم. پس جد ما یعنی امام حسین(علیه السلام)فردی معصوم،از نسل پیامبر اسلام،به خاطر اسلام،جانش را کف دست گذاشت نه تنها خود بلکه همراهان و یارنش. |
|||
|
|
۱۳:۵۵, ۳/دی/۹۱
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
سلام
![]() دیدم این مبحث سوت و کور مونده ،گفتم بیام یه سئوال دیگه مطرح کنم. به دنبال سئوالات و مسائل مطرح شده در ارسال های قبل ممكن است سؤال ديگرى پديد آيد كه اين روزها بيش تر مطرح شده است. اغلب، اين پرسش را منافقان مطرح مىكنند، البته منافقانِ مدرن! آن ها مىگويند كه بسيار خوب، ما تا اين جا قبول كرديم كه تاريخ امام حسين(عليه السلام) تاريخ مؤثر و حركت آفرينى بوده است. همچنين دريافتيم كه بايد آن را عميقاً به خاطر داشت، و به ياد امام حسين(عليه السلام) عزادارى كرد؛ تا اين جا را قبول داريم. اما شما در اين عزادارى هاى خود كار ديگرى هم مىكنيد. علاوه بر اين كه از امام حسين(عليه السلام) به نيكى ياد مىكنيد، و بر شهادت او گريه مىكنيد، بر دشمنان امام حسين(عليه السلام) هم لعن مىفرستيد. اين كار براى چيست و چرا دشمنان ابى عبد الله را لعن مىكنيد؟ سئوال چهارم : چرا بايد دشمنان امام حسين(عليه السلام) را لعن كرد؟ منتظر نظرات ارزشمندتون هستم ... |
|||
|
|
۰:۰۸, ۶/دی/۹۱
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
ما در روایات داریم که باید دشمنان امام حسین رو لعن کرد.در زیارت عاشورا هم این کار رو انجام میدیم ما باید تولی و تبری رو با هم داشته باشیم و با لعن فرستادن تبری رو اعلام می کنیم درواقع در عاشورا هم با جمله انی سلم لمن سالمکم و ... می خواهیم به همین واقعیت اعتراف کنیم |
|||
|
|
۱۱:۴۲, ۶/دی/۹۱
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
سلامی دوباره
![]() وسپاس از جناب مسلمی گرامی به نکته بسیار خوبی اشاره داشته اید. حالا مسئله این است که به خواندن زیارت عاشورای ما هم شکال وارد میکنند!!! مدعیان این شبهه اینطور می گویند که اين كار نوعى خشونت و بدبينى است. اين يك نوع احساسات منفى است و با منش «انسانِ مدرن» نمىسازد. هنگامى كه احساسات شما تحريك مىشود، برويد گريه و عزادارى كنيد. اما چرا دشمنان را لعن مىكنيد؟ چرا مىگوييد «أَتَقَرَّبُ اِلى اللّهِ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِك»،من با تبرّى از دشمنان تو، به خدا تقرب مىجويم. چرا مقيد هستيد همواره در زيارت عاشورا صد مرتبه دشمنان امام حسين(عليه السلام) را لعن كنيد؟ بياييد فقط همان صد مرتبه سلام را بخوانيد. چرا بايد اين همه لعن بگوييد و مردم را نسبت به ديگران بدبين كنيد و يا نسبت به ديگراناحساسات منفى ايجاد كنيد؟ امروز زمانى است كه بايد با همه مردم با خوشى و شادى و لبخند رفتار كرد. امروز بايد دم از زندگى زد، دم از شادى زد، دم از صلح و آشتى زد. اين روحيه لعن و تبرى و پشت كردن به ديگران خشونت هايى است كه به هزار و چهار صد سال پيش، يعنى زمانى كه امام حسين(عليه السلام) را كشتند برمىگردد و با آن زمان مناسبت دارد. اما امروز ديگر جامعه و مردم اين كارها را نمىپسندند. بياييد به جاى اين ها راه آشتى را پيش بگيريد، به روى دشمنان هم لبخند بزنيد، به آن ها هم محبت كنيد. مگر اسلام دين محبت، دين رأفت و رحمت نيست؟ اين چه كارى است كه شما دائماً لعن و بدگويى مىكنيد؟ اگر كسانى واقعاً از روى جهل اين سوال را مطرح كنند، جواب دادن به آن ها مشكل نيست. اما احتمال قوى مىدهيم كه بسيارى از كسانى كه اين گونه سخن مىگويند، انديشه هاى ديگرى، و اغراض خاصى در سر دارند. احتمال دارد آن ها از سياست هاى ديگرى پيروى كنند، و يا نقشه هايى را كه ديگران كشيده اند اجرا كنند. صرف نظر از ارزش گذارى در مورد طرح اين گونه سؤال ها، فرض كنيد اگر نوجوانى از ما سؤال كرد كه چرا بايد قاتلان ابى عبد الله را لعن كرد؟ به جاى لعن هايى كه در زيارت عاشورا مىخوانيد صد مرتبه ديگر هم باز بر امام حسين(عليه السلام) سلام بفرستيد. مگر سلام كردن براى سيدالشهداء(عليه السلام) ثواب ندارد؟ به جاى آن صد مرتبه لعن، صد مرتبه سلام بفرستيد، چه عيبى دارد؟ اين همه لعن و اظهار برائت چه لزومى دارد؟ همچنان منتظر نظرات دوستان هستم ... |
|||
|
|
۲:۱۰, ۹/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/دی/۹۱ ۲:۱۷ توسط میلاد مسلمی.)
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
با سلام
در جواب بیانات جناب آقای عزتی تولی و تبری از مسائل قطعی اسلام هستند. و از نظر منطقی نیز این دو باید همراه هم وجودداشته باشند. انسانی که نسبت به مساله ای عشق می ورزد، باید با عوامل آسیب رسان به عشق و علاقه خود، دشمنی کند. از همین روست که عشق و محبت انسان، برای او مرز و خط قرمز می آفریند کسی که ادعای دوستی با همه کس و همه فرقه ها رادارد، قطعا منافق است که می تواند هر دقیقه به شکلی و رنگی دربیاید و کنار عوامل کاملا ناسازگار، باقی بماند. به عنوان مثال چگونه ممکن است کسی طرفدار مظلومین باشد و در عین حال ظالمان را نیز دوست داشته باشد؟ و تعامل و رابطه اش با هر دوگروه مظلوم و ظالم یکسان باشد؟ بنابراین اگر باید با اولیاى الهی دوستى كرد، با دشمنان خدا هم باید دشمنى كرد. و اگر«دشمنى» با دشمنان خدا نباشد، به تدریج رفته رفته، همان دشمنی ها عادی و طبیعی جلوه می کند و شخص خود در ص آید. در واقع تبری جستن به مانند سیستم دفاعی بدن است کهمانع رشد میکروب ها می شود. علاوه بر اینکه می تواند معیار و محکی جدی برای مدعیان باشد که در ادعای دوستی و عشق خود، چقدر جدی و صادق هستند.بنابراین تبری (دوری جستن) و لعن کاملا منطقی و معقول است |
|||
|
|
۲۲:۵۰, ۹/دی/۹۱
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام ببخشید اون روز توی تلویزیون شنیدن که یکی (نمی گم کی؟ معتبرن ولی) گفت: امام حسین (علیه السلام) از علی اصغر استفاده سیاسی کردن(جملشون: اون که تایکی دو ساعت دگ میمرد) میشه اینطوری به موضوع نگاه کرد؟ آیا این با تمام معیار های اخلاقی و انسانی که برای امام حسین (علیه اسلام) قائلیم جور در میاد؟ آیا این یک کار عاقلانه است؟؟ |
|||
|
|
۱۶:۴۲, ۱۰/دی/۹۱
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
سلام
برای یافتن جواب این صورت مسئله رجوع کنید به کتاب گرانسنگ حماسه و عرفان اثری ارزشمند از آیت الله جوادی آملی حفظه الله |
|||
|
|
۱۲:۲۱, ۱۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
|
حالا برگردیم سر اصل مطلب
؛نقل قول:سئوال چهارم : چرا بايد دشمنان امام حسين(عليه السلام) را لعن كرد؟ جواب علمى چنين سؤالى اين است كه همان گونه كه سرشت انسان فقط از شناخت ساخته نشده است، تنها از احساسات و عواطف مثبت هم ساخته نشده است. آدميزاد موجودى است كه هم احساس مثبت و هم احساس منفى دارد. هم عواطف مثبت و هم عواطف منفى دارد. همان گونه كه شادى در وجود ما هست، غم هم هست. خدا ما را اين گونه آفريده است. هيچ انسانى نمىتواند بى غم و يا بى شادى زندگى كند. همچنان كه خدا استعداد خنديدن به ما داده استعداد گريه كردن هم به ما عطا فرموده است. تعطيل كردن بخشى از وجودمان، به اين معنى است كه از داده هاى خدا در راه آنچه آفريده شده استفاده نكنيم. دليل اين كه خدا در ما گريه را قرار داده، اين است كه در مواردى بايد گريه كرد. البته مورد آن را بايد پيدا كنيم، و الا استعداد گريه در وجود ما لغو خواهد بود. خدا چرا در انسان اين احساس را قرار داده است كه به واسطه آن، حزن و اندوه پيدا مىكند و اشك از ديدگانش جارى مىشود؟ معلوم مىشود گريه كردن نيز در زندگى انسان جاى خود را دارد. گريه براى خدا، به انگيزه خوف از عذاب يا شوق به لقاى الهى و شوق به لقاى محبوب در تكامل انسان نقش دارد. انسان در اثر دلسوزى نسبت به محبوب مصيبت ديده خود، رقت پيدا مىكند؛ اين طبيعت انسان است كه در مواردى بايد رقت قلب پيدا كند و در اثر آن گريه سر دهد. خداوند در ما محبت را آفريده است تا نسبت به كسانى كه به ما خدمت مىكنند، نسبت به كسانى كه كمالى دارند، خواه كمال جسمانى، يا كمال عقلانى يا روانى و يا عاطفى، به ابراز علاقه و محبت بپردازيم. هنگامى كه انسان احساس مىكند در جايى كمالى و يا صاحب كمالى يافت مىشود، نسبت به آن كمال و صاحب كمال محبت پيدا مىكند. علاوه بر آن در وجود انسان نقطه مقابل محبت به نام بُغض و دشمنى قرار داده شده است. همان گونه كه فطرت انسان بر اين است كه كسى را كه به او خدمت مىكند دوست بدارد، فطرتش نيز بر اين است كه كسى را كه به او ضرر مىزند دشمن بدارد. البته ضررهاى مادىِ دنيوى براى مؤمن اهميتى ندارد. چون اصل دنيا براى او ارزشى ندارد. اما دشمنى كه دين را از انسان بگيرد، دشمنى كه سعادت ابدى را از انسان بگيرد، آيا قابل اغماض است؟ ادامه دارد ، ان شاء الله . . . |
|||
|
|
۱۲:۵۷, ۲۶/دی/۹۱
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
|
سلام بر همه دوستان ؛ علی الخصوص به تک تشکر ارسال بالا جناب مسلمی
![]() و امــا بـعـــد ؛ قرآن مىفرمايد: «انَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُّوٌ فَاتَّخِذُوهُ عَدُّواً» شيطان دشمن شما است، شما هم بايد با او دشمنى كنيد. با شيطان ديگر نمىشود لبخند زد و كنار آمد. وگرنه انسان هم مىشود شيطان. اگر بايد با اولياى خدا دوستى كرد، با دشمنان خدا هم بايد دشمنى كرد. اين فطرت انسانى است و عامل تكامل و سعادت انسانى است. اگر «دشمنى» با دشمنان خدا نباشد، به تدريج رفته رفته رفتار انسان با آن ها دوستانه مىشود، و در اثر معاشرت، رفتار آن ها را مىپذيرد و حرف هايشان را قبول مىكند. كم كم شيطان ديگرى مثل آن ها مىشود. مىگوييد نه! ببينيد قرآن چه مىفرمايد: «وَ اِذا رَأَيْتَ الَّذينَ يَخُوضُونَ فى آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُم حتّى يَخوضُوا فى حَديث غيرهِ»، چنانچه ببينى كسانى نسبت به دين بدگويى و اهانت مىكنند، با سستى و با زبان مسخره و استهزا سخن مىگويند، به آن ها نزديك نشو. هر چه گفتند، گوش نده تا زمانى كه به بحث ديگرى بپردازند. و در جاىديگر مىفرمايد: «وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فى الْكتابِ أَنْ اِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللّهِ يُكْفَرُ بِها وَيُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدوا مَعَهُمْ حتّى يخوضوا فى حديث غَيْرهِ» بعد مىفرمايد اگر كسانى اين نصيحت را گوش نكردند، بايد بدانند كه عاقبت به آن ها ملحق خواهند شد. «اِنَّ اللّهَ جامِعُ الْكافِرينَ وَ الْمُنافِقينَ فى جَهَنَّمَ جَميعاً» سرانجامِ كسانى كه نسبت به استهزاكنندگانِ دين محبت مىورزند و به آن ها روى خوش نشان مىدهند اين است كه تدريجاً حرف هاى استهزاكنندگان بر آن ها اثر مىگذارد. وقتى حرفهايشان اثر كرد، در دل هايشان شك به وجود مىآيد. و اگر شك ايجاد شد، اظهار ايمان كردن نفاق مىشود. انسان وقتى در دل ايمان ندارد اما در ظاهر بگويد من مسلمانم، اين عين نفاق است. قرآن مىفرمايد: «اِنَّ اللّهَ جامِعُ الْكافِرينَ وَ الْمُنافِقينَ فى جَهَنَّمَ جَميعاً» چنين كسانى كه در دنيا به واسطه اثر همنشينى با كافران منافق مىشوند، در آخرت داخل جهنم با ايشان هم نشين خواهند بود. ادامه دارد ان شا الله . .
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نوحه سرائى و ذكر مصيبت نمودن جغد بر حضرت امام حسين(علیه السلام)! | AMINI | 42 | 20,601 |
۷/آذر/۹۱ ۱۲:۰۷ آخرین ارسال: دل خسته |
|
| .::محبت موجودات به امام حسين.ع.::. | faateme-313 | 0 | 1,170 |
۳۰/آبان/۹۱ ۱۶:۵۸ آخرین ارسال: faateme-313 |
|






![[تصویر: Es002.gif]](http://www.aviny.com/Article/Aviny/Chapters/Es002.gif)




