کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بیم پذیرفته نشدن
۱۷:۵۰, ۶/آذر/۹۱
شماره ارسال: #1

[/font]
بیم پذیرفته نشدن
اولیای الهی با این که به وظایف خود عمل می کنند، بیم دارند و بیم آنان،از ایناست که مبادا محبوب، آنها را نپسندد و آنها را نپذیرد:
«وَالِّذِینَ یُؤتُونَ مآءَاتَوا وَّ قُلُوبُهُم وَ جِلَةُ أَََنَّهُم إِلَیرَبِهِم رَّجِعُونَ»
«و کسانی که آنچه را باید انجام می هند و دل هایشان هراسان است که به سویپروردگارشان باز می گردند» سورهمومنون،آیه 60
به همان میزان که درد فراق برای اوایای الهی، جانکاه و غیر قابل تحمّل است،مسئله پذیرشِ محبوبی که کمال مطلق است، برای آنها اهمّیت دارد، این موضوع تا آن حدبا اهمّیت است که امام خمینی رحمة الله در آخرین لحظات زندگی پُر برکت خود،به واسطهخطیب جمعه تهران، از مردم می خواهد تا دعا کنند که خداوند متعال، اورا بپذیرد.
شیخ رجعبلی خیاط، این مسئله دقیق عرفانی را با یک مثال ساده، توضیح داده است،یکی از شاگردان شیخ می گوید: روزی جناب شیخ به من گفت:
فلانی !عروس، خود را برای که آرایش می کند ؟
عرض کردم:برای داماد.
فرمود :فهمیدی؟
سکوت کردم. فرمود:
شب زفاف، فامیل عروس، تلاش می کنند او را به بهترین شکل، آرایش کنند تا موردپسند داماد واقع شود؛ولی عروس در باطن، یک نگرانی دارد که دیگران متوجّه نیستند.نگرانی او، این است که اگر شب وصال نتوانست نظر داماد را جلب کند و یا داماد،حالت انزجاری از او پیدا کرد،چه کند.
بنده ای که نمی داند کارهای او مورد قبول خداوند متعال واقع شده یا نه، چگونهمی تواند خائف و نگران نباشد؟!آیا تو، خود را برای «او»آراسته می کنی یا برای«خود»و برای وجهه پیدا کردن میان مردم؟!
اموات وقتی مُردند، می گویند:«رَبِّ اُرجِعُونِ لَعَلّیِ أَعمَلُ صَالِحاً»عمل صالح، آن است که خدا بپسندد، نه این که نفس تو آن را امضا کند . سوره مومنون، آیه 99و100
از این رو، جناب شیخ، همیشه از ملاقات با حق تعالی، ترس و واهمه داشت و میفرمود:
خدا که خودش ترس ندارد.«وَأَمَّا مَن خَافَ مَقَامَ رَبِهِ»اگر او ما رانپسندد و کارهای ما مورد قبولش نشود، چه خاکی بر سر کنیم؟ سوره نازعات،آیه 40
فرزند شیخ، از ایشان نقل کرده که می گفت :
[font=B Zar]خدایا!ما را هم جزو قراضه ها -که طرف می آید و میگوید: من،قراضه و شکسته می خرم - قبول کن. خدایا !مارا هم بخر و قبول کن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، sarallah ، Tolou ، بیداری12 ، mohammadhadi ، احیاء ، KABOOTAREHARAM ، تفکر ، مفقود الاثر ، mahdy_mir ، black ، حسام+ ، Farzaneh ، mhvvhm ، Hadith ، مجید املشی ، شیدا ، راحیل ، آوای انتظار ، mohammad reza
۱:۲۸, ۹/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/آذر/۹۱ ۱:۲۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #2
آواتار
اتفاقاً خدا ترس هم دارد
هر چیز عظمت داری در انسان ایجاد خشیت و خوف میکند و جدای از اینکه اعمال ما چگونه است و آیا خدا می پسندد یا نه، خداوند جل جلاله، چنان عظمت و حشمت و جلالی و کبریایی ای دارد که کسانی که به معرفت حقیقی می رسند در برابر شدت عظمت خداوند به خوف و خشیت می افتادند، فارغ از این که عمل آنها چه باشد!!!!!!
همان گونه که مومن حقیقی هم که آینه اسما و صفات خدا باشد دارای هیبت است و اگر مظاهر جلالی اش ظهور کند بدون اینکه بخواهد کسی را عقوبت نماید دیگران از دیدن هیبتش و عظمتش دچار خوف و خشیت میشوند و در برابرش کرنش می کنند!
پس این کلام کاملی نیست که علت ترس و خوف و خشیت ما از خداوند فقط باید به علت این باشد که ما نمیدانیم اعمالمان پذیرفته می شود یا نه!!!!!!!!!!!!!!
فارغ از این بحث
اگر معرفت حقیقی از آن خداوند جلیل و عظیم حاصل شود بر اساس شدت عظمت و هیبتش انسان در مقابل چینین ربّ عظیمی دچار خوف و خشیت خواهد شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، mahdy_mir ، fazel ، freewish ، حسام+ ، Farzaneh ، دستهای سبز ، مجید املشی ، شیدا ، آوای انتظار ، محیصا ، mohammad reza
۲:۱۷, ۱۵/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آذر/۹۱ ۲:۲۶ توسط دستهای سبز.)
شماره ارسال: #3

[/font]
ابراهیم خلیل الرّحمان و محبّت و معرفت خدا
روایت شده است که: خدای تعالی به ابراهیم مال بسیار داد، چنانکه چهار صد سگ با قّلاده ی زرّین در عقب گوسفندان او بودند. فرشتگان گفتند:«دوستی ابراهیم برای خدا به جهت مال و نعمتی است که به او عطا فرموده »پادشاه عالم خواست که به ایشان بنماید که این چنین نیست؛به جبرئیل فرمود:«برو و مرا در جایی که ابراهیم بشنود،یاد کن!»جبرئیل رفت،و هنگامی که ابراهیم نزد گوسفندان بود، بر بالای تلّی ایستاد و به آواز خوشی گفت: «سُبُوحُ قُدُوسُ رَبُّالمَلائِکةِوَ الرُّوحِ» چون ابراهیم نام خداوند را شنید، جمیع اعضای او به حرکت آمد و فریاد برآورد و به مضمون این مقال گویا شد:
کاین مطرب ازکجاست که برگفت نام دوست؟ تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوست
دل، زنده می شود به امید وفای یار جان، رقص می کند ز سماعِ کلام ِدوست
پس ابراهیم از چپ و راست نگاه کرد، شخصی رابر تلّی ایستاده دید. نزد وی دوید و گفت :« تو بودی که نام دوست مرا بردی؟» گفت:«بلی!» ابراهیم گفت:«ای بنده ی حق! نامِ حق را یک بار دیگر بگو، و ثلث گوسفندانم برای تو!»جبرئیل باز نام حق را بر زبان آورد. ابراهیم گفت: یک بار دیگر بگو، و نصف گوسفندانم برای تو! » جبرئیل باز نام حق را گفت. حضرت ابراهیم درآن وقت از کثرت شوق و ذوق، واله و بی قرار شد وگفت:« همه گوسفندانم برای تو ، امّا یک بار دیگرنام دوستِ مرا بگو!» جبرئیل بار دیگر تکرار کرد. ابراهیم گفت:«مرا دیگر چیزی نیست؛ خود را به تو دادم ، و یک بار دیگر بگو!»جبرئیل باز گفت. پس ابراهیم گفت:«بیا مرا با گوسفندانم ضبط کن، که ازآن توست!»جبرئیل گفت:«ای ابراهیم! مرا حاجت به گوسفندان تو نیست. من جبرئیلم. حقّا که جای آن داری که خدا تو را دوستِ خود گردانید!دروفاداری کاملی، و در مرتبه دوستی، صادق و در شیوه ی اطاعت، مخلص و ثابت قدم.»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mhvvhm ، شیدا ، آوای انتظار ، ZaHrA110M ، ats ، در جستجوی سختی
۱۵:۲۲, ۱۵/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آذر/۹۱ ۱۵:۳۲ توسط دستهای سبز.)
شماره ارسال: #4

[/font]
بیمِ جدایی!
براساس فرموده امام علی (علیه السلام)، هیچ کس نباید از خدا بترسد؛بلکه ما باید از خود بترسیم که گرفتار دستاورد اعمالِ ناشایست خود نگردیم. البته اولیای خدا از کیفر الهی، با ترس دیگران ، متفاوت است. آنان محبت غیر خدا را ازدل، بیرون رانده اند و اطاعت آنان از خدا، نه از ترس دوزخ است ونه به امید بهشت؛ بلکه از آتش فراق می ترسند. برای آنها عذابِ جدایی از خدا، دردناک تر از آتشِ دوزخ است. از این رو،امام اولیای خدا،امیر المومنین، درنیایش می گوید:
[font=B Zar]پس اگر مرا به خاطر کیفر گناهانم درجرگة دشمنانت قرار دهی و با اهل بلایت یک جا جمع کنی و میان من و دوستان و اولیای خود، جدایی افکنی، پس- ای خدای من و سَرور من و مولای من و پروردگار من،
گیرم که بر عذاب تو صبر کنم؛ امّا بر جدایی تو چگونه تاب بیاورم؟Sad«مفاتیح الجنان،دعای کمیل»
جناب شیخ، در توصیف آیة شریف «یَدعُونَ رَبَّهُم خَوفاًوَ طَمَعاً»«پروردگارشان را از روی بیم و طمع می خوانند»
میفرمود:
این خوف و طمع چیست؟ خوف فراق و طمع وصل اوست. قرینه این معنا، فرمایش امیرالمومنین (علیه السلام) در دعای کمیل است که «فَهَبنی یا إلهِی !... صَبَرتُ عَلی عَذابِکَ فَکَیفَ أَصبِرُ عَلی فِراقِکَ؟»«ای خدای من و سَرور من و..... گیرم که بر غذاب تو صبرکنم؛ امّا بر جدایی تو چگونه تاب بیاورم ؟»و همچنین دعای امام سجاد (علیه السلام) :«وَ وَصلُکَ مُنی نَفسِی وَ إلَیکَ شَوقِی....»«وصال تو، آرزوی مناست و اشتیاق من، به سوی توست»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، آوای انتظار
۲۲:۴۴, ۲۱/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آذر/۹۱ ۲۲:۴۹ توسط دستهای سبز.)
شماره ارسال: #5

[/font]
هیچ چیز مانند خدا نیست:
این جمله، پایه اصلی شناخت تمام صفات خداست که بدون توجه به آن به هیچ یک از اوصاف پروردگار نمی توان پی برد؛زیرا خطرناک ترین پرتگاهی که برسر راه پویندگان طریق شناخت خدا قرار دارد، پرتگاه تشبیه است که خدا را در وصفی ازاوصاف،شبیه مخلوفاتش بدانند. این امر سبب میشود که به دره شرک سقوط کنند. به تعبیر دیگر، او وجودی از هر نظر بی پایان و نا محدوداست و هر چه غیر اوست،از هر نظر محدود و متناهی است؛از نظر قدرت، علم، حیات،اراده، فضل و خلاصه، همه چیز ،این همان تنزیه و پاک شمردن خداوند از نقایص ممکنات است. به همین دلیل، بسیاری از مفاهیمی که در مورد غیر خداوند ثابت است، در مورد ذات پاک او اصلاً معنی ندارد . برای مثال، بعضی از کارها برای ما آسان وبعضی سخت است؛ بعضی از اشیاء از ما دور و بعضی نزدیک است؛ بعضی از حوادث در گذشته واقع شده و بعضی در حال یا آینده واقع می شود؛ همچنین بعضی اجسام، کوچک و بعضی بزرگ است ، این بدین علت است که وجود ما محدود است وبا مقایسه موجودات با هم، چنین مفاهیمی در ذهنمان پیدا می شود . اما برای وجودی که از هر نظر بی نهایت است و ازل و ابد را در بر گرفته، این معانی تصور نمی شود. دور و نزدیک درباره او تصور نمی شود وهمه در نظرش برای او حال است. البته درک این معانی،به دقت و خالی کردن ذهن از آنچه به آن خو گرفته است، نیازمند است، به همین دلیل می گوییم که شناخت اصل وجود خدا آسان است؛ اماشناخت صفات او مشکل. بی شک،خداوند،وجودی برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم است وتصور کنه ذات او برای ما غیر ممکن است؛چون اشیائی برای ما تصورپذیر است که مثل و مانند آن را دیده باشیم یا ازتجزیه و ترکیب اشیائی که دیده ایم ، به دست آید؛ اما چیزی که هیچ مثل و مانندی ندارد، در وهم و عقل ما هرگز نمی گنجد. همین اندازه می دانیم که هست و افعال وآثار او را در پهنه جهان هستی می بینیم و از همین آثار به اجمال به اوصاف او پی میبریم . هیچ کس اما حتی پیامبران و ملائکه هم نم یتوانند به حقیقت ذات او پی برند و اعتراف به همین حقیقت، آخرین مرحله معرفت انسان درباره اوست. حدیث معروف«ما هرگز تو را چنان که حق معرفت توست، نشناختیم» که ازپیغمبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روایت شده، بیان اوج عرفان انسان نسبت به خداست. دلیل آن هم روشن است؛ زیرا او وجودی بی نهایت و بی منتها از نظراز هر نظر است وهر چه غیر اوست، محدود و متناهی از هر نظر است و بر این اساس،او رابه غیر او هرگز نمی توان قیاس و چون وجودو عقل و فکر ما محدود است، هیچ گاه به کنه آن حقیقت نا محدود نمیرسیم. شایان توجه این که در حدیثی می خوانیم : مردی نزد رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمد و عرض کرد : بالاترین مرحله علم چیست؟ پیامبر فرمود :«شناخت خدا آن چنانکه شایسته اوست» سپس افزود: «این که بدانی او نه مثلی دارد و نه شبیهی و او معبود واحد وخالق و قادر و اول وآخر و ظاهر و باطن بشناسی که نه مثلی دارد ونه مانندی .این است حق معرفت الله»
[font=Times New Roman]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۲۰, ۲۱/آذر/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
اللهم انت کما احب
فاجعلنی کما تحب
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دستهای سبز
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا