|
حکمت خلقت شیطان p#
|
|
۱۹:۴۹, ۱۳/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۰:۲۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با این که خداوند می دانست شیطان سرچشمه ی همه ی بدی هاست چرا او را آفرید؟ 1- در نظام آفرینش« آفریده ای که نبایست آفریده شده باشد و یا بد آفریده شده باشد وجود ندارد. همه چیز زیبا آفریده شده و همه چیز به جا آفریده شده و همه چیز مخلوق ذات احدیّت است.»1 در قرآن کریم می خوانیم: «الذی احسن کل شیء خلقه؛2 او کسی است که هرچیز را نیکو آفریده است» استاد مطهری(رحمت الله علیه) در این باره می فرماید: از همه شگفت تر این است که بر حسب منطق قرآن، خدا خودش به شیطان، پُست و مقام اضلال و گمراه سازی را اعطا فرموده است. در این باره قرآن کریم می فرماید: "هر که را از فرزندان آدم می توانی بلغزان، با سواره نظام و پیاده نظامت بر آنان بتاز، در ثروت و فرزندان آنان شریکشان شو و نویدشان ده؛ شیطان جز دروغ و فریب نویدشان نمی دهد"3 گویی شیطان آمادگی خود را برای تحویل گرفتن پست اضلال، اعلام می دارد؛ آن جا که می گوید: به این سبب که مرا گمراه ساختی، بر سر راه ایشان خواهم نشست، آن گاه از پیش رو و از پشت سرشان و از راست و از چپ شان خواهم آمد و بیشتر آنان را سپاس گزار نخواهی یافت.»4 2- قلمرو فعالیت شیطان، انسان و اندیشه ی اوست که از طریق وسوسه صورت می گیرد. متفکر شهید مرتضی مطهری(رحمت الله علیه) می فرماید: «شیطان فقط در وجود بشر می تواند نفوذ کند، نه در غیر بشر. قلمرو شیطان در وجود بشر نیز محدود است به نفوذ در اندیشه ی او، نه تن و بدن او.نفوذ شیطان در اندیشه ی بشر نیز منحصراست به حد وسوسه کردن و خیال یک امر باطلی را در نظر او جلوه دادن، قرآن این معانی را با تعبیرهای تزیین و تسویل، وسوسه و امثال این ها بیان می کند.»5 3- انسان موجودی است مختار که خود او راه خوب یا بد را انتخاب می کند. قدرت شیطان در حدی نیست که انسان را مجبور کند و قدرت انتخاب را از او بگیرد.او فقط بر انسان هایی تسلط دارد که خودشان راه بد را برگزینند و دست ارادت به او بدهند؛ به عبارت دیگر شیطان هرگز نمی تواند وجود کسی را به تسخیر خود درآورد و او را وادارد تا کارهای زشت و منکر انجام دهد، بلکه انسان خودش تصمیم می گیرد که به وساوس شیطان عمل و یا از آن پرهیز کند. لذا در قرآن می خوانیم: «انه لیس له سلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون انّما سلطانه علی الذین یتولونه؛6 همانا شیطان بر مردمی که ایمان دارند و به پروردگار خویش اعتماد و توکل دارند تسلطی ندارد؛ تسلط او منحصر است به اشخاصی که خودشان ولایت و سرپرستی شیطان را پذیرفته و می پذیرند. به دلیل همین سلطه ی محدود است که«قرآن7 از زبان شیطان در جواب کسانی که او را مسئول گمراهی خویش می شمارند می گوید: من در دنیا قوّه ی اجبار و الزامی نداشتم، حدود قدرت من فقط دعوت بود، من شما را به سوی گناه خواندم و شما هم دعوت مرا پذیرفته و اجابت کردید، پس مرا ملامت نکنید، خویشتن را ملامت کنید که به دعوت من پاسخ مثبت دادید. ارتباط من با شما صرفاً در حدود دعوت و اجابت بود و بس.»8 4- این که به شیطان قدرت داده شده که در حد محدودی نفوذ خود را به اندیشه ی انسان گسترش دهد و او را وسوسه کند، به دلیل مختار بودن انسان است. به قول شهید مطهری(رحمت الله علیه): مرتبه ی وجودی انسان ایجاب می کند که حرّ و آزاد و مختار باشد. موجود مختار همواره باید بر سر دو راه و میان دو دعوت قرار گیرد تا کمال و فعلیت خویش را که منحصرا از راه اختیار و انتخاب به دست می آید تحصیل کند. از جهان دو بانگ می آید به ضد ***تا کدامین را تو باشی مستعد آن یکی بانگش نشور اتقیا و*** آن دگر بانگش نفور اشقیا9 با توجه به مقدمات یاد شده، فلسفه ی وجودی شیطان و نقش او در کل هستی، روشن می شود. او خلق شده تا زمینه ی مختار بودن انسان فراهم شود وشیطان او را برای انتخاب و گزینش بد وسوسه کند، و عقل و حجّت های ظاهری مانند پیامبران و امامان و کتاب های آسمانی از طرف دیگر او را به نور دعوت کنند و او با تدبیر و قدرت انتخاب خود، از بین این دو کشش، نور را برگزیند و سرآمد همه ی مخلوقات گردد و رسالت خلیفه ی الهی را به انجام برساند. بنابر این درست است که خداوند به شیطان مهلت داد، اما هرگز انسان را بدون کمک و امداد، در برابر وسوسه های ابلیس رها نکرد و او را به خود وانگذاشت. اگر انسان مجبور بود به سوی نور حرکت کند، ارزشی نداشت. هم چنین اگر مجبور بود راه باطل را برگزیند گناه کار شناخته نمی شد. او با وجود شیطان و عقل، از قدرت اختیار برخوردار شد و مکلف به گزینش حق و حقیقت گردید و با انتخاب نیکوی خود عنوان«اشرف مخلوقات» را به خود اختصاص داد. پی نوشت ها: 1. مرتضی مطهری،عدل الهی، ص 81. 2. سجده(32)آیه ی7. 3. اسراء(17) آیه ی64. 4. عدل الهی،ص 84-83. 5. همان، ص 84. 6. نحل(16) آیه 100-99. 7. ابراهیم(14) آیه ی 22. 8. مرتضی مطهری، عدل الهی، ص 82-81. 9. همان، ص 82. |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۳۵, ۱۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۱۱/اسفند/۹۰ ۲:۳۲)علی 110 نوشته است:(۱۰/اسفند/۹۰ ۲۲:۱۹)سید ابراهیم نوشته است: به قول سقراط و دیگر بزرگان ... سقراط و افلاطون از بزرگان علم و اخلاقند و سخنانی هست که اصلا ایشان را پیامبران مبعوث در میان مردم یونان میدانند. من احادیثی را از ائمه اطهار به یاد دارم که ریشه گناه و کبر را جهل و نشناختن حق میدانند ولی چون آدرس دقیقی از آنها به یاد ندارم از آوردن آن خودداری کردم. در ضمن از پاسخ پر مغزتان تشکر میکنم. |
|||
|
|
۱۲:۴۴, ۱۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۱۱/اسفند/۹۰ ۱۲:۱۲)mohammad reza نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم اگر انسان بخواهد موجودی مختار باشد باید بین دوراهی قرار بگیرد و هر دو راه هم باید برایش جذابیت هایی داشته باشد و تمایلاتی در درون باید او را به هر دو راه دعوت کند و او با اختیار و آگاهی خود راهی برگزیند و از این طریق مراتب کمال و قرب یا خذلان و شفاوتش را بپیماید اگر دعوت کننده ای به گناه نبود و گناه هم برایش جذابیتی نداشت دیگر دو راهی به وجود نمی آمد و این موجود دیگر اختیار هم برایش مفهوم نبود و اساساً اسم این موجود دیگر انسان نبود از معصوم علیه السلام میپرسند چرا انسان از ملک بالاتر میرود و از حیوان هم پست تر میشود معصوم علیه السلام پاسخ میدهد چون ملک عقل محض است و حیوان شهوت محض و انسان در وجودش هم شهوت دارد و هم عقل حال اگر عقل به طور کامل بر شهوت غلبه کرد از ملک بالاتر میرود و اگر شهوت به طور کامل بر عقل غلبه کرد از حیوان هم پست تر میشود و مجدداً به این دو سوال هم فکر کنید (۱۱/اسفند/۹۰ ۱۲:۲۸)علی 110 نوشته است: خود فتیله ی نفسانیت ابلیس چگونه روشن شده؟ |
|||
|
|
۱۲:۴۶, ۱۱/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۰ ۱۲:۴۶ توسط hesam110.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۱۱/اسفند/۹۰ ۱۲:۱۲)mohammad reza نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم با تشکر فراوان از علی عزیزم به خاطر جواب های پر بارشان. و تشکر از دوستانی که به صورت کاملاً علمی با یکدیگر مباحثه می کنند. مطمئناً بحث خوبی است. در مقابل سوالتان بحث فلسفه وجودی شیطان مطرح است. طبیعتاً با فکر کردن و حتی دستیابی به جوابش باز سوالاتی مطرح می شود و به بی نهایت می رسد. مثلاً این که اگر خداوند متعال در زمان عبادات هزاران ساله ابلیس می دانسته که او کافر می شود چرا با وی چنین و چنان نکرد . یا چرا عزازیلش لقب داد و .... به قبل؟؟؟؟؟؟ فلسفه وجودی هر موجودی بسیار گسترده است . هر خلقتی فلسفه وجودی خاص خود را دارد. مثلاً بودن شیطان در آن زمان وسیله ای برای امتحان آدمی شد. و بازهم در صورت نبود شیطان هر وسیله دیگری می توانست مامور باشد و شاید با تاخیر نفس اماره یا ذهن پرسشگر حضرت آدم یا فرزندانش می توانست آنها را به سمت میوه ممنوعه بکشاند. یا علی التماس2a |
|||
|
|
۱۲:۵۲, ۱۱/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۰ ۱۲:۵۸ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
(۱۱/اسفند/۹۰ ۱۲:۲۸)علی 110 نوشته است: خود فتیله ی نفسانیت ابلیس چگونه روشن شده؟ (۱۱/اسفند/۹۰ ۱۲:۳۵)سید ابراهیم نوشته است: ... |
|||
|
|
۱۲:۵۸, ۱۱/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۰ ۱۳:۰۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
(۱۱/اسفند/۹۰ ۱۲:۳۵)سید ابراهیم نوشته است:(۱۱/اسفند/۹۰ ۲:۳۲)علی 110 نوشته است: به امید روزی که غیر از خدا و 14 معصوم و کسانی که فانی در ولایت 14 معصوم هستند دیگر کسی در نظر ما بزرگ نباشد دوست عزیز آقا سید بزرگوار دانستن با ایمان بسیار تفاوت دارد همه ی ما میدانیم که ورزش برای سلامتی مفید است چند نفر ورزش میکنند؟ تنها کسی که به آن باور قلبی (ایمان) دارد همه میدانند که مرده کاری نمیکند چند نفر حاضرند در قبرستان یک شب در یک اتاق با جسدی بخوابد فقط مرده شور چون باور دارد!!!!!!!!!! همه ی سیگاری ها کم و بیش از مضرات آن آگاهند چند نفر آن را رها میکند کسی که باور دارد بعلاوه مراتب حب و علاقه و تمایلات هم بسیار مهم است کسی بین علاقه اش به سلامتی و لذت لحظه ای از مواد مخدر لذت لحظه ای را برمیگزیند چون علاقه ی نفسش بر عقلش قالب میشود ایمان چیزی فراتر از دانستن است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (۱۱/اسفند/۹۰ ۱۲:۳۵)سید ابراهیم نوشته است: ریشه گناه و کبر را جهل و نشناختن حق میدانند مگر منافقان و کفار و مشرکین زمان پیامبر جهلی داشتند بر نبوت پیامبر آنهم بعد از دیدن آن همه معجزه؟؟؟؟؟ پذیرش نبوت پیامبر مصادف بود با رها کردن چیزهایی که آنها نفسشان شدیداً به آنها اشتیاق داشته!!!!!!!!! بعلاوه فقه یعنی فهم عمیق و باید مجموعه ی احادیث را در کنار هم گذارد و به یک منطق اعتقادی منسجم رسید سید عزیزم با دیدن یک حدیث حکم کلی نمیشود داد حقیر هم برای مطالبی که خدمت شما عرض کردم از آیات و روایات استفاده کردم
پس همه فرشتگان يكسره سجده كردند (۷۳)
فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿۷۳﴾
مگر ابليس [كه] تكبر نمود و از كافران شد (۷۴)
إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ ﴿۷۴﴾ خود خدا در قرآن در سوره ی ص میفرماید تکبر نمود و البته هدایت به دست خداست و تنها مقدماتش به دست ماست خداوند ما را هدایت کند و آنی و کمتر از آنی ما را به خود وانگذارد |
|||
|
|
۱۳:۰۵, ۱۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۱۱/اسفند/۹۰ ۱:۰۸)علی 110 نوشته است: آقا علي بله شما درست ميگيد . اگه خودموم بخوايم معنيش كنيم اين ميشه اما الهي قمشه اي آيه ي 32 رو اينجوري معني كرده : خدا به شيطان فرمود كه اي شيطان براي چه تو با ساجدان عالم به سجده سر فرود نياوردي ؟ |
|||
|
|
۱۳:۰۷, ۱۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
البته در جواب شما در مسائل فلسفه اخلاق پاسخ های مبسوطی آورده شده است ولی چون این حقیر در نهایت یا عقیده شما موافقم و نظر من هم همین عقیده شماست دیگر لجاجت نمیکنم و تسلیم میشم. کاملا درست فرمودید. یا علی.
|
|||
|
|
۱۳:۱۱, ۱۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
(۱۱/اسفند/۹۰ ۱۳:۰۵)yashar1374 نوشته است:(۱۱/اسفند/۹۰ ۱:۰۸)علی 110 نوشته است: یاشار عزیز و تمام خوانندگان محترم این پست پیشنهاد اکید میکنم که برای درک بهتر کلام وحی مقداری معنی لغات عربی را بیشتر بیاموزیم بهترین ترجمه هایی که از قرآن دیدم ترجمه ی آیت الله مکارم شیرازی و ترجمه ای است بر اساس ترجمه تفسیر المیزان اما بسیار بسیار مطلوب است که شما از قرآن با ترجمه و شرح واژگان استاد ابوالفضل بهرامپور استفاده کنید مزیت بسیار بزرگی دارد این قرآن هم ترجمه اش دقیق و روان است و هم در هر صفحه از قرآن معنی لغات عربی مهم همان صفحه ی قرآن را هم دارد و شما با مراجعه به معنی این لغات به طور عمیقتر و دقیقتر و نزدیکتری با معانی و مفاهیم قرآن ارتباط برقرار میکنید |
|||
|
|
۱۳:۳۱, ۱۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
(۱۱/اسفند/۹۰ ۱:۰۸)علی 110 نوشته است: چرا دو تقوای اول، ولی و اما و اگر دارد؟؟؟؟؟؟؟ مگه خدا تو قرآن نميگه كه در بهشت جاويدانيد و هيچوقت به سوي گناه كشيده نميشويد در حاليكه كسي كه در اين دنيا رفتارش جوري هست كه خيلي راحت به طرف گناه ميره شانس مياره ( خدا كمكش ميكنه ) و ميره بهشت پس در بهشتهم كساني هستند كه زود گمراه شوند اما خدا ميگه كه اينها ديگر گمراه نميشوند پس وقتي كه داخل بهشت ميشوند خدا ايمانشان را آنچنان قوي ميكند كه گمراه نشوند . پس شيطان هم كه داخل بهشت بود هرچند كه ايمانش جوري بود كه زود گمراه شود اما چون داخل بهشت بود نبايد گمراه ميشد !!!! خيلي پيچيده شد آقا علي و بقيه دوستان واقعا شرمنده اما بايد اين شبهه حل بشهيا نه !![]() علي 110 نوشته : بهترین ترجمه هایی که از قرآن دیدم ترجمه ی آیت الله مکارم شیرازی و ترجمه ای است بر اساس ترجمه تفسیر المیزان اما بسیار بسیار مطلوب است که شما از [b]قرآن با ترجمه و شرح واژگان استاد ابوالفضل بهرامپور استفاده کنید مزیت بسیار بزرگی دارد این قرآن [/b] ببخشيد يعني حاج آقا اشتباه معني كرده !!!
|
|||
|
۱۳:۵۲, ۱۱/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/شهریور/۹۱ ۲۱:۲۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
در بهشتی که بعد از روز قیامت و حساب و کتاب میرویم که نتیجه ی اعمال و ساخته شده به وسیله ی اعمال خود انسان است بله
به سمت گناه کشیده نمیشوند اما بهشتی که آدم در آن بود بهشت برزخی (یا به تعبیر دقیقتر بهشتی که در یکی از زمینهایی بوده در یکی از آسمانهای دنیا) بوده و نه آن بهشتی که نتیجه ی اعمال انسان است!!!!!!!!!!!!!!!! (۱۱/اسفند/۹۰ ۱۳:۳۱)yashar1374 نوشته است: ببخشيد يعني حاج آقا اشتباه معني كرده !!! در متن آیه ی قرآن و کلام الهی که عالم وجود نداشته ایشان خودش عالم را به ساجدین چسبانده حالا نمیدانم از نظر شما این میشود اشتباه یا نه یاشار جان چقدر سوال میکنی برادر
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













آقا علي و بقيه دوستان واقعا شرمنده
اما بايد اين شبهه حل بشهيا نه !
