|
فقط اهل تدبّر وارد شوند ، شيعه - سني - وهابي و...
|
|
۲۲:۵۸, ۱۵/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آذر/۹۱ ۰:۰۹ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم « يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» سوره المائده (5) آيه 68 اين «ما انزل» چه بايد باشد؟ و اين ابلاغ چيست؟ آيا بر طبق خود قرآن وظيفه تدبر در آيات قرآن را نداريم ؟ خداوند كه فرموده: «افلا يتدبرون القرآن» النساء 82 و محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) 24 يعني چرا در قرآن تدبر نمي كنيد ؟ حال در اين آيه خداوند تبارك و تعالي مي فرمايند :« بلغ ما انزل اليك » مگر چه چيزي بر پيامبراكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل گرديده بود؟ دوستان و سروران بنده ممكن است جلسات قرآن بگذاريم و حافظ الفاظ ظاهري قرآن نيز شويم و يا بارها قرآن را ختم كنيم ولي آيا يكبار از خود پرسيده ايم چرا خداوند هفتاد روز به پايان زندگي پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به ايشان خطاب مي كند كه آنچه به تو نازل شده را ابلاغ كن؟ هر كدام از احكام را كه نام ببريد ، از نماز و جهاد و خمس گرفته تا زكات و روزه و امور مستحبي و ...همه را پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بيان داشته اند و عملاً اجرا كرده اند . گوش ها تيز مي شود و ديدگان نظاره گر است كه چه امري بر پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل شده است كه با رسالت بيست و سه ساله پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برابري مي كند؟ « و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» يعني اگر ابلاغ نكني و به مردم نرساني در واقع رسالت خويش را عملي نساخته اي خودتان قضاوت كنيد راستي چه امري اينقدر مهم بود كه با كل رسالت برابري داشت؟ با تدبير در آيات قرآن به خودتان پاسخ بگوييد موفق باشيد يا حق
عدم ذكر صريح ولايت در قرآن در پاسخ اون دسته از اشكال كنندگان به خداوند " اولاً " بر اساس قرآن كريم فلسفه و راز عبوديت ، امتحان دادن و آزمايش شدن است . خداوند مي فرمايد: «أحسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون» سوره عنكبوت 2 يعني آيا گمان مي برند كه اگر گفتند ايمان آورديم ، تمام شده است و آْنها را در بوته ي امتحان و آزمايش قرار نمي دهيم ؟ اين يك انديشه كلي الهي است . حتي وقتي كه مي خواهند ابراهيم خليل الرحمن را به درجات بالاتري در تكامل انساني نائل كنند ، او را امتحان مي كنند ، قرآن مي فرمايد: « و اذا ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماماً » سوره بقره 124 يعني او را نيز امتحان و آزمايش كردند گاهاً در قرآن عمداً آياتي گذاشته اند تا ما را دچار ترديد كنند تا معلوم شود آيا راست مي گوييم يا نه ؟ خداوند مسائلي را قرار داده تا خودمان را نشان دهيم ، شواهد قرآني در اين زمينه فراوان است كه به يكي دو مورد اشاره مي كنيم . در سوره آل عمران آيه 7 ، مي فرمايد: « هو الذي انزل عليك الكتاب منه ايات محكمات هن ام الكتاب و اخر متشابهات » اوست كه براي شما آيات محكم قرار داده است و يك سلسله ديگر از آيات متشابهات است . چرا خداوند متشابهات را قرار داده است؟ مگر بسياري از افراد بخاطر بد فهميدن آيات متشابه به گمراهي كشيده نشده اند ؟ و دچار اضطرابات فكري نگشتند ؟ قرآن در ادامه مي فرمايد : «فاماالذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاويله» اين آيات را قرار داديم تا آنهايي كه در دلشان غرض و مرض وجود دارد ، به سراغ آن آيات بروند . خدا مي فرمايد من در قرآن محكم و متشابه قرار دادم تا انسانها را امتحان كنم و ببينم وقتي به اين متشابهات مي رسند چه كار مي كنند و به اين وسيله خودشان را نشان بدهند . مسئله امتحان و آزمايش در قرآن از ابتداي خلقت حضرت آدم مطرح شده است . به نص صريح قرآن ، دنيا ميدان آزمايش و امتحان است . ثانياً " اما دليل دومي كه به خاطر آن قرآن صراحتاً مسئله جانشيني و وصايت حضرت علي عليه السلام را مطرح نكرده است اين است كه ، ميدانيد اگر بشر بخواهد شيطنت كند چه كارها كه نمي كند ! اگر خداوند صراحتاً در قرآن نام علي بن ابيطالب (علیه السلام) را مي برد يك علي بن ابيطالب نامي مي تراشيدند و مي گفتند منظور آيه قرآن اين فرد است ! اگر هم بگويند ما در غدير خم ديديم كه پيامبر پسر عموي خود را نشان داد مي گفتند : نه آقا چشمتان ضعيف بود و يا ما شاهد داريم حرفتان غلط است و يا ...مگر مشابه اين كارها را نكردند ؟ ثالثاً" اگر مسئله ولايت صراحتاً در قرآن مطرح مي گرديد ، در قرآن دست درازي مي كردند و قرآن با چند شكل در جامعه پيدا مي شد. يك راز حفظ قرآن « انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون» سوره حجر آيه 9 اين است كه قرآن بنحوي مطرح شود كه خائنين نفعي براي دست بردن در قرآن نداشته باشند . اگر به غير اين بود ، مگر دشمنان نمي توانستند از اين شيطنتها بكنند ؟ و در آخر در پاسخ آندسته از كساني كه خواهند گفت: مگر خداوند قدرت نداشت كه مثلاً هركسي كه مي خواهد قرآن را تحريف كند ، سنگي از آسمان بر سرش بخورد ! مي گوييم : مگر خداوند قدرت نداشت آنهايي كه به پيشاني پيامبر سنگ مي زدند را تبديل به سنگ سياه بكند ؟چرا خداوند چنين كاري نكرد ؟مگر خدا قدرت نداشت آنهايي كه 950 سال نوح پيامبر را اذيت كردند ، در همان روز نخست نابود كند! اما خداوند در امور خود روال طبيعي قرار داده است . فرموده اند : « اأبي الله أن يجريَ الأشياءَ إلّا بأسبابٍ » [/font] باز خودتان قضاوت كنيد [font=Arial]موفق باشيد
يا حق
|
|||
|
|
۱۰:۳۸, ۱۸/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۱ ۱۰:۵۹ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
من که عقلم قبول نمی کنه! فقط برای این که بگم دوستت دارم!؟
یادش بخیر تابستون یکی از دوستان صمیمیم از تهران با خانوادش اومده بودن مشهد چند روزی خونمون موندنو کارایی که مشهد داشتنو انجام دادن و بعد از چند روز تصمیم گرفتن برگردن شهرشون و حدودا ساعت ۱۱ صبح بود که زدن به جاده و رفتن.
بعد از یک ساعت بهش زنگ زدم گفتم: کجایی؟ گفت: حدودا ۵۰ کیلومتر از شهر خارج شدم و دارم میرم به طرف تهران و ان شاالله فردا به تهران می رسیم. منم بهش گفتم : همین الان برگرد که کار مهمی باهات دارم.گفت: چه کار مهمیه مگه؟ گفتم: خیلی مهمه تو فقط برگرد تا بهت بگم.
گفت: خب تلفنی بگو آخه هوا خیلی گرمه و حوصله برگشتن ندارم در ضمن تهران کارای مهمی دارم که باید بهشون فردا رسیدگی کنم. منم گفتم: نه نمیشه همین الان برگرد. گفت: خب بعدا بگو. منم پامو کرده بودم توی یه کفشو می گفتم نه نمیشه باید برگردی.اون بی چاره هم توی اون هوای گرم با ماشین بدون کولرو مدل پایینش دوباره برگشت و اومد خونمون، وقتی منو دید خیلی مشتاق بود که این کار بزرگ بهش بگم و منم با همه وجودم بهش گفتم: “دوستت دارم!”
ولی نمی دونم چرا مثل دیوونه ها نیگام کرد و با نهایت عصبانیت بهم گفت: همین؟ منم گفتم: آره! گفت: تو که قبلا هم بهم اینو گفته بودی؟ گفتم: خب الان رسمی تر گفتم دیگه!خیلی ناراحت شد که این همه راه کشوندمش تا فقط بهش بگم دوست دارم. خانوادش که می خواستن منو خفه کنن ولی باور کنید دوست داشتم جلوی همه بهش بگم دوست دارم.واسه هرکسی این جریانو تعریف کردم بهم گفت: کارت اشتباه و از عقل به دور بوده.
نظر شما چیه؟ آره اگه حقیقت و بخواید هیچ عقل سالمی اینو قبول نمی کنه که من این دوستم و خانوادشو توی این گرما اذیت کنم تا فقط بهش بگم دوست دارم.
جدای روایات فراوانی که صریحا ولایت و خلافت و وصایت حضرت علی علیه السلام رو در غدیر ثابت میکنه و اهل سنت هم متواترا غدیر رو نقل کردن و جدای ۲۲ جلد کتاب الغدیر و … میپرسم که
چطور حرف اهل سنت رو باور کنیم که می گن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم ۱۲۰ هزار نفر و توی صحرا و زیر نور افتاب سه روز نگه داشت و به کاروانهایی که جلو افتاده بودن پیک فرستاد که برگردید و به کاروانهای پشت سر پیک فرستاد که زود برسید و … و آخرش به حضرت علی علیه السلام فرمود: علی جان من تو رو دوست دارم؟؟؟؟؟؟؟ و علی أبن أبی طالب دوست من است !!!!!
[b]منبع : وبلاگ دوستی با بهارمن که عقلم قبول نمی کنه !!! [/b]
شما چي فكر مي كنيد؟
|
|||
|
|
۱:۲۳, ۲۱/آذر/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
نقل قول:من که میگم میشه بابا چرا شما نمیفهمید تو مذهب اهل سنت العیاذ بالله پیامبر دیوانه بوده تازه که کوچکترین کارش بوده پیامبر نعوذ بالله اینقدر بی عقل بوده که به بچش (حضرت فاطمه )نگفه و از من ارث نمیبری ولی به ابوبکر که وارثش نبوده این رو گفته !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پیامبر بی جانشین امت رو ول کرده و رفته تازه اهل سنت نعوذ بالله پیامبر رو رسما دیوانه میدونند الا مدرک من چیه؟ اینه: 1_اهل سنت میگم امام باید عادل باشه ( عادل یعنی گناه کبیره نکنه و اصراری به گناه صغیره هم نداشته باشه ) 2- عمر بن خطاب رو دومین خلیفه میدونند 3-در معتبر ترین کتبشون (مسلم و بخاری ) اومده که عمر درباره پیامبر گفت این مرد هذیان میگوید خب نتیجه این 3 تا مقدمه چیه؟؟؟؟ اهل سنت نسبت دادن دیوانگی به پیامبر رو گناه کبیره نمیدونند چون عمر این روگفته و اهل سنت میگن دومین خلیفه است و عادله!!!!!!!!!!!!!!!! حالا از همچین پیامبری که اهل سنت ساختند این کار عجیبه؟؟؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| از تو می پرسند... ( محققان قرآنی وارد تاپیک شوند) سؤال شماره 4 | أین المنتظر | 22 | 11,771 |
۲۶/شهریور/۹۱ ۲۲:۰۰ آخرین ارسال: m.hossein |
|








