کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حقیقت
۱۰:۱۱, ۳/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
با سلام خمت شما .
میدونم که شاید برای مطالعه و پاسخ به سوال من وقت ندارید اما ازتون خواهش میکنم بخونید و جواب بدید . چون اگه جواب ندید کارم به دیوانگی میکشه ...
من تقریبا از 14 سالگی وارد فاز فراماسونری و انجمن‌های مخفی شدم . با یه سخنرانی از یه روحانی جوان که مطمئنا شما اون سخنرانی رو دیدید . خیلی ابتدائی به فراماسونری و شیطان پرستی اشاره میکنه و نمادهاشون رو بررسی میکنه . بعد از اون ، هرچند که خیلی بچه بودم ، اما باز هم فهمیدم چیزی که در دنیا در جریانه خیلی خیلی بزرگتر از دید ما هاست . دید من ، پدر و مادر و خواهر و برادرم و خیلی‌های دیگه که میشناختم .
واسه‌ی همین شروع کردم به جمع آوری اطلاعات بیشتر . جلجتا رو دیدم . بعدش توی اینترنت میچرخیدم دنبال اطلاعات. بیشتر زنگهای تفریح داشتم پشت کامپیوتر سالن کنفرانس مدرسه مون ، مطالبو میخوندم که تصادفا توی یه پوشه از این رایانه ، یه سخنرانی از شما رو دیدم . یکی دیگه ریخته بودش اونجا .
بیشتر با ماسونری آشنا شدم و طی دوسال فهمیدم واقعیت جنگیه که در سراسر دنیا جریان داره ... اما نقطه عطف این سیر من ، دیدن مستند ظهور در همون 14 سالگی بود ... اجنه وشیاطین و ارتباطات و لقائات مستقیم اونها به ماسون‌ها و تمامی دیگر محتویات این مستند که خودتون واقفید . حس کردم به حقیقت بزرگی رسیدم (مخصوصا بعد از دیدن قسمت "انسان کامل") و سعی کردم که اونو گسترش بدم .
در همین اثنا یه دوستی پیدا کردم که اوایل به شدت بی اعتقاد بود . اما یواش یواش به سمت مسائل دینی سوقش دادم (من توی یه خانواده کاملا مذهبی بزرگ شدم) و با دیدن ظهور به این نتیجه رسیدیم که باید در این جنگ نقشی بگیریم. من به شدت تحت تاثیر این جو بودم . نمازم به مراتب خالصتر شده بود ، و حس میکردم که شیطان از دست من عصبانیه ... و سعی داره منو از هدفم دور کنه ... که همینطور هم شد .
والدین من ، سر درسم ، به شدت حساس اند . به خصوص مادرم . به دلیل مشکلاتی ، درسم از سال اول دبیرستان افت کرد . مادرم از سال دوم به طوذ کلی نسبت به من حساس شد و سال سوم و چهارم هم اسن وضع بدتر شد. هر روز نزاع داشتیم و داریم. هر موقع خواستم مراقبه کنم در بحث احترام به والدین به بن بست خوردم و برگشتم ... این یه بعد مشکل من بود .
اما مشکل اصلی من از اینجا شروع شد که بر اثر همین به بن بست خوردن‌ها به این فکر افتادم :
از کجا معلوم رائفی پور راست میگه و فراماسون‌ها بد هستم ؟ خود ماسون‌ها میگن ما یه انجمن برادری هستیم که همه متدینیم و تنها هدفمون اینه که از دور هم بودن لذت ببریم . و از تجربیات هم استفاده کنیم . ار کجا معلوم ظهور راست میگه ، شاید اونا جن پرست نباشن . چرا اعمال بد روئسای جمهور آمریکا و نخست وزیر‌های اسرائیل رو به پای ماسون‌ها بنویسیم ؟ همشون که بد نیستن ! اصلا گیرم بد هم باشن . شاید اونا خوبن و ما بدیم . چرا ولایت فقیه ؟ چرا پیامبران ، چرا خدا ...
جالبه که جدیدا این دوستم هم بهم گفته به صرف علاقه به من اظهار میکرده به اعتقاد به ولایت فقیه و حزب الله ! یگ دارم دیوونه میشم ! کی حقه ؟ کی باطله ؟ از کجا بفهمم کی حق و کی باطله ؟ کدوم جبهه رو بگیرم ؟ برم کتابهای اصول اعتقدات بخونم ، یا برم حوزه ؟ یا برم دانشگاه امام صادق که این چیزا رو بفهمم ؟! چرا احترام به والدین ؟ این چه ظلمیه که هرچی بگن ما باید گوش بدیم ؟ چرا چرا چرا چرا .... و هزار چرای دیگه . از درون دارم مفجر میشم . مشکلات هضم و معده گرفتم و دائما سر درد دارم . حس میکنم حقیقت ورای این مسخره بازی هاست ... چطور به حقیقت برسم ؟
ضمن اینکه روحانی مسجدمون میگه نمیخواد برید با اینا مبارزه کنید . فقط تا آخر عمرتون خود سازی کنید . یعنی اصلا لازم نیست با ایلومناتی بجنگیم؟

خواهش میکنم کمکم کنید ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، وحید110 ، پرنیان ، سید ابراهیم ، مجید املشی ، Ali#59 ، Hadith ، عبدالرحمن ، صبح صادق ، soheyl68 ، شیدا ، هانا ، آیلار ، بیداری اندیشه ، حسن.س. ، N.Mahdavian ، اولولالباب ، MohammadMeraj ، قلب ، مرهم ، سدرة المنتهی ، azade

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۵۸, ۸/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #21
آواتار
سلام مجدد. دوستان کرام, بحث ما متاسفانه سريع از ياد مىره. ادامه بديد خواهشا . ضمنا روى سير مطالعه بيشتر تاکيد کنيد. يا اصولا اصلا مطالعه صحيحه يا نه؟ تشکر.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، سید ابراهیم
۱۴:۳۳, ۱۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #22
آواتار
خب ...
حالا وقتش رسیده که یکی از مشکلات اساسیم رو رو کنم.
این مشکل که سرمنشا بسیاری از مشکلاتی که پیشتر یاد شد هستش ، مربوط به سال دوم میشه که با پسری به نام آرش آشنا شدم. من گفتم که ، تو خانواده ای بسیار مذهبی بزرگ شدم . خودم قاری قرآنم ، سخنران هم بودم و از ابتدای به امر هدفم حوزه بوده و کما کان هست.
این پسر از خانواده ای درب وداغون بود . پدرش که بیماری اعتیاد داشت و خانوادش تحت سرپرستی داییش بود . از شهرشون به خاطر همین مسئله اومده بودن کرج. من باهاش دوست شدم و چون تقربا عقیده مذهبی نداشت سعی دردرست کردنش کردم. خب اون هم مستند ظهور را که قبلا دو سه قسمتشو دیده بود ، کامل گرفت و دید . تقریبا میفهمید چی میگم تا اینکه اعلام کرد حاضره دوستی با هدف دینی با من داشته باشه . خیلی به اعتقادات من ، توجه نشون میداد تا حدی که میگفت دوست دارم به شهادت بمیرم . اصلا تو جومعنویشدید بودیم . اگر احیانا خطا میرفت باهاش قهر میکردم و اونقدر پافشاری میکردم تا مثلا نمازشو بخونه . یا کارهای دیگه ...
واقعه افتضاح از اینجا رخ داد که این پسر ، یه دفعه اومده میگه من به ولایت فقیه معتقد نیستم (با اینکه اون همهاضحار علاقه کرده بود قبلا) . جالبه بدونین مادرم اونقدر سر عدم دوستی من با این پسره بهش فشار اومد که الان ورم روده گرفتن (خدا منو ببخشه) و من دوستیمو با این پسره مخفی کردم و به همه گفتم باهاش قهرم .
حالا ، اعتمادم رو بهش از دست دادم . فکر کنم تمام سه سال فقط جو زده ش کردم و الان داره خودشو بروز میده . حتی وقتی گفتم بیا شروع کنیم مسیر حقیقت رو با هم بریم اون واقعیات جامعه و زندگی روتین و پول و ... رو ترجیح داد .
الان وظیفه ش از دوش من ساقطه ؟ یکی از عوامل مصیبت های ذهنی من همین نمیتونه باشه ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب
۱۴:۳۸, ۱۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #23
آواتار
با کسی مثل حجت الاسلام والمسلمین شهاب مرادی مشورت کنید. حضورا بهشون مراجعه کنید یا ازشون بپرسید که یک مشاور معرفی کنند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب
۱۱:۵۵, ۱۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #24
آواتار
سلام
تاپیک های زیر را مطالعه کنید.
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-30209.html

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-30465.html

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-30328.html

چند تا سخنرانی رهبری کردن درباره تعادل بین نگاه آرمانی و واقعیت اونها رو پیدا کنید و بخونید حتماHeart

استعداد انسانها متفاوته
انسانها درجات اعتقادی و ایمانی متفاوتی دارن
دادن اطلاعات به کسانی که فهمش رو ندارن باعث گمراهیشون میشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59
۱۵:۱۳, ۱۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #25
آواتار
آقا جدا اگه این تاپیک خنده حلال هی میخواد مانع از نظردهی دوستان در اینجا بشه خب این تاپیکو ببرید لطفا یه جای خلوت تر . به خدا من به نظراتتون احتیاج دارم !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب
۱۵:۳۴, ۱۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #26
آواتار
توی اصل امر به معروف و نهی از منکر اومده 3 بار تذکر بدید (ترجیحا با اعمال و نه با گفتار)
.
.
.
.
.
.
نه اینکه سه سال زحمت بکشید بعد اعتقاد خودتون هم خراب بشهBig Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا