کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فیلم "قلمرو بهشت-Kingdom of Heaven" (هالیوود از جنگ غزه و لبنان خبردار بود )
۲۳:۳۸, ۱۷/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/فروردین/۹۱ ۱۸:۲۹ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1


[تصویر: kingdom-of-heaven--the-directors-cut.jpg]

بسم الله الرحمن الرحیم

Director: Ridley Scott
Writer: William Monahan
Stars: Orlando Bloom, Eva Green and Liam Neeson
امتیاز سایت IMDb به فیلم : 7.1 از 10
زمان : 144 دقیقه
محصول :2005

فیلم قلمرو بهشت محصول کمپانی فاکس قرن بیستم است که سیر اتفاقات داخل ان در سال 1184 میلادی در شهر اورشلیم میفتد.
در طی این بحث ابتدا سعی میکنیم هر سکانس از فیلم رو تبیین کنیم و سپس در اخر فیلم به یک جمع بندی کاملی از این فیلم برسیم .
در اولین قسمت فیلم پدر بالین(قهرمان داستان) به دنبال فرزند خود به فرانسه میاید تا او را به اورشلیم دعوت کند که متوجه میشود بالین علاقه ای به امدن اورشلیم ندارد (به تازگی همسر خود را از دست داده) . اما بعد از اینکه متوجه میشود کشیش مسیحی گردنبند صلیبی همسرش را از جسد جدا کرده کشیش را به داخل اتش میاندازد و به دلیل قتل کشیش فورا شهر را ترک میکند . بازیگری که به عنوان کشیش در این صحنه ایفای نقش میکند همان بازیگری است که در فیلم دنیای مردگان در سال 2003 نقش لوسین گرگ نما و شخصیت منفی فیلم را ایفا کرده بود . انتخاب این بازیگر برای ایفای نقش کشیش مسیحی با توجه به بک گراندی که انسان غربی نسبت به او در فیلم دنیای مردگان دارد نکته ی حائظ اهمیتی است که چرا همیشه بازیگران نقش های منفی باید همیشه نقش کشیش و فرد مذهبی را در این فیلم ها به عهده بگیرند !

[تصویر: 04902869001632644648.jpg]

نکته ی دیگری که شاید یک کنایه به مردم فرانسه است اینکه بالین کشیش را در اتش میسوزاند ! این قانون در سال 1184 در فرانسه تصویب شد که در ان جادوگران و دیگر افراد را به جرم گناهی که انجام میدادند در اتش میسوزاندندکه طبعا این قانون توسط کلیسا تصویب شده بود .وجهه ی دیگر این سکانس فیلم که شاید مخاطب فرانسوی بیشتر متوجه ان شود القای اینکه دین یک هنجار غیر قابل قبول در فرانسه ی امروزی است .
خب بعد از درگیری پدر بالین و سربازان فرانسوی بر سر برگرداندن بالین برای مجازات قتلی که انجام داده پدر بالین در طی مبارزه زخمی میشود و در شهر مسینا که راه دریایی رفتن به اورشلیم هست تحت مداوا قرار میگیرد . بالین به عیادت پدر میاید و که در انجا دیالوگ هایی مطرح میشود که حائز اهمیت است !

[تصویر: 54331099686391358400.jpg]

همان طور که در عکس مشاهده میکنید پدر بالین در توصیف اورشلیم ان را دنیایی جدید مینامد و یک شهر ارمانی برای پسرش ترسیم میکند که باز اینجا رگه هایی از تفکرات اوتوپیا گرایی غرب را نشان میدهد . جمله ی معروفی که غربی دارند این است : غرب فلاسفه را دارد و شرق پیامبران را
سیر نزول وحی به 124 هزار پیغمبر و امامت 11 معصوم ما ختم میشود به نوعی تفکر که به ان اکرونیا میگویند یعنی ما منتظر یک زمان ارمانی هستیم که نمیدانیم چه زمانیست شاخص ترین کسانی که در جهان این نوع تفکر را دارند شیعیان هستند که منتظر هستند که زمان ارمانی مورد نظر فرا رسد و مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف)بیاید و حکومت قرانی را تشکیل دهد .
اما در غرب معتقد به این تفکر نیستند و برای خود مکان ارمانی ترسیم میکنند که این تفکر برای اولین توسط ارسطو در کتاب اتلانتیس مطرح شد که در ان کتاب ارسطو از جامعه ی ارمانی سخن میگفت به اسم اتلانتیس !!! که بعدها با پیشرفت غواصی غربی ها به دنبال این جامعه ی ارمانی بودند که ابتدا گفته میشد در زیر دریا میان افریقا و امریکا مانده است . سپس مطرح شدکه این شهر ارمانی در اطراف یونان و جزایر اطراف ان است و ... .
تحقیقات گسترده ای که دکتر حسن عباسی در زمینه اتلانتیس و تفکرات اوتوپیا گرایی غرب انجام داد با توجه به زمانی که ارسطو برای اتلانتیس در کتابش مقرر کرده بود .تقریبا بین 900 تا 950 سال قبل از میلاد مسیح میباشد و تنها حکومت شاخصی که در ان زمان بود حکومت سلیمان نبی (علیه السلام) است که در اورشلیم برپا بوده است .
در دیالوگ بعدی پدر بالین فراز هایی از لیبرالیسم را مطرح میکند که نشان از طرز تفکر حاکم بر ارمان شهر مورد نظر یعنی اورشلیم را دارد

مردی که در فرانسه خانه نداشت در سرزمین مقدس ارباب یک شهره .
اونجا در انتهای دنیا تو اونچه که به دنیا اومدی نیستی
بلکه اونچه که در وجودت هست میشی


در لیبرالیسم مهم نیست که شما چه کسی هستید ... هر چه که هستید را کنار بگذارید ... و استعداد خود را شکوفا کنید !
در سکانس های بعدی فیلم ما با شخصیتی روبرو میشویم به اسم گیدی لوزنان که یک شوالیه ی انگلیسی است و فراماسون که شخصیت منفی فیلم است که به زودی با مرگ پادشاه با خواهر وی ازدواج میکند و پادشاه اورشلیم خواهد شد. در طی تحلیل با این شخصیت بیشتر اشنا میشویم !
در سکانس بعدی فیلم که بالین به اورشلیم رفته است بعد از یک مبارزه یک فرد عرب را به عنوان برده میگیرد که بعد از رسیدن به اورشلیم او را ازاد میکند و به او میگوید :

[تصویر: 48661851056902119907.jpg]

اینکه دوربین به صورت کلوز اپ تصویر مرد عرب رو نشون میده یعنی کارگردان قصد دارد مطلب مهمی را به بیننده القا کند اینجا الهام بخشی انسان غربی و تفکراتش برای جهان و باز تاکید بر عقب ماندگی اعراب به خاطر برده داری انها ... نکته ی جالب و حائز اهمیت اینجاست که وقتی بالین به ویلای پدرش میرود نزدیک به صد برده دارد که همگی مسلمان هستند و به ارباب خود عشق میورزند . اینکه به جوان مسلمان القا میشود که همیشه باید مطیع انسان غربی باشد و از او الهام بگیرد نکته ی دیگر این قسمت فیلم است .
خب در قسمت های بعدی صحنه ای از اعدام دو فراماسونر نشون داده میشه و اینکه پادشاه اورشلیم 6 ساله که با صلاح الدین صلح برقرار کرده و اورشلیم رو مکانی برای همه ادیان کرده است ... جالب اینجاست که شوالیه بعد به بالین میگه : همان طور که قبل از ما مسلمانان این کار رو میکردند !
سوالی اینجا مطرح میشه که اگه مسلمان ها قبل از شما اورشلیم رو پایگاه همه ادیان کرده بودند چه لزومی داشت که اونجا رو توی جنگ های صلیبی غارت کنید ؟
لذا توجیه این فیلم برای به تاراج بردن اورشلیم در جنگ های صلیبی زیاد قابل قبول نیست و هالیوود هیچ وقت نمیتونه روی جنایاتی که بر علیه مسلمانان شد سرپوش بذاره . جالب اینجاست که مسلمانان توی فیلم خیلی سرخوش هستند و بسیار راضی از تسخیر شدن اورشلیم هستند و به خوبی و خوشی دارند زندگی میکنند البته اکثرا توی فیلم الت دست هستند .
در صحنه ی بعدی پادشاه همراه بالین سر میز شطرنج میشینن که نماد مذاکره برای انتقال یک حکومته . از دوستان عزیزم که فیلمی رو تحلیل میکنند خواهش میکنم صرف وجود زمین شطرنجی و یا صفحه ی شطرنج را شیطانی ندونند وقتی در یک فیلمی یک پادشاه و یا فرد مهمی با کسی شطرنج بازی میکنه یعنی داره با طرف مقابلش بر سر انتقال حکومت و قلمروی خودش مبارزه میکنه.
[تصویر: 70207848631868881918.jpg]

توی این صحنه هم میبینیم که پادشاه داره با بالین شطرنج بازی میکنه یعنی میخواد حکومت رو به بالین بسپاره البته سپرده شدن اورشلیم به بالین در صحنه ی قبل این شطرنج مشخص میشه جایی که خواهر پادشاه علاقه ی خودشو رو به بالین نشون میده ...دوستان بارها تاکید کردم که زن در ادبیات نمایشی نماد سرزمین و عقیده است پس وقتی خواهر شاه ابراز علاقه میکنه به بالین یعنی اورشلیم توسط انسان غربی تصرف میشه .
یه صحنه توی فیلم داریم که برده های بالین دارند نماز جماعت میخونند که سبیلا(خواهر شاه) میگه : اونا سعی دارند یکی باشند ...یک قلب ... پیغمبرشون میگه : تسلیم باشید ولی عیسی میگه : تصمیم بگیر

[تصویر: 33820888924609958463.jpg]

این جمله شاه بیت فیلم قلمرو بهشته علنا در یک القای مستقیم به بیننده ی مسلمون میگه که همیشه باید تسلیم باشند و به انسان غربی میگه تصمیم بگیر برای اینکه اورشلیم دست مسلمون ها باشه یا نه .
در سکانس بعدی شاهد کشتار مردم مسلمان توسط لوزنان هستیم که خودش یک فراماسونر انگلیسیه . اگر هالیوود جایی از تاریخ خود راست گفته باشد ان هم در این صحنه است . چون لوزنان برای رسیدن به پادشاهی و عزل پادشاه به وسیله ی جنگ با صلاح الدین مسلمانان را میکشد و خود به کنار میرود . اختلاف بینداز و حکومت کن !این سیاست کثیف انگلیس برای استعمار است .
دوستان عزیز حتما صلاح الدین ایوبی را میشناسید او همان کسی است که یکی از استان های عراق به نام اوست . او همان کسی است که از قدس بارها دفاع کرده است اما خب مسلما چهره ی محبوبی از او در هالیوود سراغ نخواهیم داشت . در این فیلم هم هالییود تخریب چهره ی این مرد مجاهد و مسلمان را در راستای کار دارد به طوری که هر بار اسم صلاح الدین میاید موسیقی وهم ناک در متن فیلم خودنمایی میکند و ترس از چهره ی بازیگران فیلم میبارد !
طبعا بعد از حمله لوزنان به مسلمانان صلاح الدین به خون خواهی انها به جنگ با اورشلیم می اید اما طی مذاکره با پادشاه اورشلیم به شرط مجازات شدن افراد لوزنان از جنگ منصرف میشود .
در سکانس بعدی زیردستان صلاح الدین به او اعتراض میکنند که چرا از جنگ صرف نظر کرده است که با پاسخ های تند صلاح الدین مواجه میشوند ...شاید تصویری که ما از صلاح الدین داریم یک فرد مسلمان مجاهد با لیاقت و دیندار است اما هالیوود این چهره درخشان و خار چشم یهود را چنان میکوبد که صلاح الدین را از دید مسلمانان از چهره ی واقعی قهرمان بودن پاینن میاورد و شروع به اسطوره سازی انسان غربی برای مردم میکند

[تصویر: 86008786550031665098.jpg]

به تعبیر دکتر شریعتی غرب زمانی که متوجه شد نمیتواند انسان ارمانی داشته باشد شروع به ساختن ان کرد و عصر اسطوره گرایی را شروع کرد . اسطوره پروری زمانی در یک جامعه موضوعیت دارد که ان جامعه انسان ارمانی ندارد و ان را طبق توهمات خود میسازد ... اینجاست که دکتر شریعتی میگوید : علی (علیه السلام) حقیقتیست بر گونه ی اساطیر. من قصد مقایسه صلاح الدین و امام علی (علیه السلام) را ندارم اما مگر صلاح الدین ایوبی کم کسی است ؟ اگر غرب کسی مثل صلاح الدین را داشت که بارها در سر دنیا ان را میکوبید ... تنها کاری که میتوانند این است که بروند در انباری یونان چند تا شخصیت اسطوره ای مثل هرکول و زیوس و اشیل و ... در بیاورند و از ان برای مردم جهان بت بسازند . صلاح الدین ایوبی قابل مقایسه با علی (علیه السلام) نیست اما یقینا شخصیت برجسته ی اسلام است که متاسفانه با فضا سازی هالیوود این قهرمان اسلامی بیشتر تبدیل به یک انسان خونخوار شده است . در صحنه ای از فیلم شاهدیم که صلاح الدین لیوان اب خنکی را در اختیار لوزنان قرار میدهد و او اب را در اختیار یکی از همراهانش قرار میدهد و او اب را میخورد و صلاح الدین میگوید : مگر من لیوان را به تو دادم که اب را میخوری ؟ و سپس با شمشیر سر او را قطع میکند !!!بارها در فیلم اشاره میشود که پادشاه در 16 سالگی اورشلیم را از دست صلاح الدین در اورده است و این تصویر در ذهن مخاطب مینشیند که صلاح الدین بر خلاف دیدگاه مسلمانان یک فرد بی عرضه است ایا این تصویری است که جوانان ما باید از صلاح الدین ببینند ؟؟؟
بعد از مرگ پادشاه لوزنان با خواهر وی ازدواج میکند و دست به کشتار مسلمانان و تجاوز به حریم ان ها را میکند و دست اخر خواهر صلاح الدین ایوبی(نماد سرزمین و عقیده ی اسلامی) را میکشند یعنی اورشلیم این شهر ارمانی .... این اوتوپیا... به دست مسلمانان نخواهد افتاد .
بعد لوزنان قصد لشکر کشی به سمت قلمرو صلاح الدین را دارد که با توجه به طولانی بودن مسیر و کمبود اب و ضعیف شدن لشکر اورشلیم همگی کشته میشوند و اینبار نوبت حمله ی صلاح الدین است .
باز ما در اینجا شاهد یک اسلام ستیزی در فیلم هستیم . همان طور که در ابتدای تحلیل اشاره شد وقتی کارگردانی قصد القای یک موضوع مهم را داشته باشد روی صورت بازیگران زوم میکند و این بار با یک تصویر کلوز اپ از بالین و سپس نشان دادن لشکر صلاح الدین ایوبی در حال نماز خواندن که به قصد حمله به اورشلیم امده اند .

[تصویر: 09654543137378399659.jpg]

این ترس از نماز جماعت خواندن مسلمانان مولفه ی استراتژیکی است که به بیننده القا میشود . این ترس حتی در فضای واقعی غرب شکل گرفته است تا جایی که از روسری یک دختر مسلمان در اروپا و امریکا میترسند .
در صحنه هایی بعدی ما شاهد مقاومت بالین و مردم شهر اورشلیم در مقابل صلاح الدین هستیم و سپس بعد از چند روز صلاح الدین بلاخره مجبور به مذاکره به بالین میشود و شهر را بدون اینکه به مردم اسیبی بزند از بالین تحویل میگیرد گویی که صلاح الدین برای قتل عام امده است . این درحالیست که ما در اسلام چنین چیزی نداریم و حق ظلم به دیگران را نداریم و تنها در قبال ظلمی که به ما شده است باید در صورت مجازات همان را مقابله به مثل کنیم نه اینکه بیشتر از حد طرف مقابل را مورد اذیت ازار قرار دهیم که خداوند در قران ان را ظلم مینامد ...حتی در فتح مکه توسط مسلمانان پیامبر فرمود که کسی حق اذیت کردن مردم مکه را ندارد و مردم مکه مورد بخشش پیامبر و خداوند قرار گرفتند.
خب اورشلیم به دست مسلمانان میفتد ایا هالییود فیلمی میسازد که سوداگران مرگ شهر ارمانی خود را به مسلمانان بدهند ؟
در اخرین سکانس فیلم پادشاه انگلیس ریچارد شیر دل برای بازپس گیریه اورشلیم به سمت ان حرکت میکند اما در همین جا فیلم به پایان میرسد و صحنه ای از جنگ نهایی نشان داده نمیشود و فیلم تنها به چند جمله بسنده میکند که نقل به مضمون ان این است که ریچارد شیر دل طی سه سال جنگ سخت اورشلیم را پس گرفت و قرار داد صلحی با صلاح الدین نوشت.خب این اماده سازی ذهنی برای القای اینکه اورشلیم دست مسلمان ها افتاده و باید اون رو پس گرفت در چه سالی انجام شد ؟
پاسخ : 2005
چه سالی جنگ علیه غزه و لبنان شروع شد ؟
پاسخ :2006

ایا اتفاقیست که یک سال قبل از این جنگ هالیوود این الت دست شیطان فیلمی میسازد که در ان مسلمانان برده ی انسان غربی هستند ؟ و شخصی به اسم صلاح الدین ایوبی اورشلیم را باز پس میگیرد و پادشاه انگلیس این پیر استعمار دوباره به سراغ اورشلیم میرود ؟ دوستان عزیز ادامه ی فیلم قلمرو بهشت را ما در سال 2006 در جنگ های غزه و لبنان دیدیم . هر چند که این سوداگران مرگ به حول و قوه ی الهی هیچ غلطی نتوانستند در مقابل مردم مسلمان غزه و صلاح الدین ایوبی عصر حاضر یعنی سید حسن نصرالله بکنند .

چون القائات فیلم در طی تحلیل بهش پرداخته شده من هم زیاد در اخر تاپیک بهش نمیپردازم .

از دوستان هم تقاضا دارم این روزها سری به صحیفه ی سجادیه بزنند و دعای 27 رو که توی اون حضرت برای مرزداران اسلام دعا میکنند رو بخونند . ما که برای برادران و خواهران مسلمانمون در منطقه فعلا نمیتونیم کاری کنیم اما مطمئنا این دعا تاثیر خودش رو میذاره . انشالله که مولامون امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم به زودی با ظهور مقدسشون زمین رو پر از عدل خواهند کرد . صلواتی برای سلامتی ان حضرت و تمام سنگرداران اسلام در تمامی نقاط جهان ختم بفرمایید

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: user313 ، خاک ، فرهاد ، EMPERATOR ، فاطمه خانم ، alipc9000 ، bagheri4 ، ehsan_mt ، hamed313 ، mustafa.65 ، fighters ، عبدالرحمن
۲۰:۱۷, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
کارگردان: ریدلی اسکات. فیلمنامه:ویلیام موناهان. مدیر فیلمبرداری:جان متیه سون. تدوین:دادی دورن. موسیقی: هری گرگسون ویلیامز. طراح صحنه:آرتور مکس. بازیگران:اورلاندو بلوم(بالیان)، لیام نیسن(گادفری)، او ا گرین(سایبیلیا)، جرمی آیرونز(تیبریاس)، غسان مسعود(صلاح الدین). ١٤٥ دقیقه. محصول ٢٠٠٥آمریکا. اسپانیا، انگلستان، آلمان.

خلاصه داستان:

اروپا در قرن دوازدهم. آهنگر جوانی به نام بالیان که پس از خودکشی همسرش ایمان خود را از دست داده، با ورود چند جنگجوی صلیبی به دهکده، با پدرش گادفری آشنا می شود. بالیان که تا آن لحظه از وجود پدرش اطلاع نداشته ، پیشنهاد او مبنی بر رفتن به بیت المقدس را رد می کند. اما پس از مدتی کوتاه به دلیل کشتن راهبی سنگدل ، به دنبل پدرش به راه می افتد. در طول راه شیوه های شمشیرزنی و شوالیه گری را از پدر و همراهانش می آموزد. گادفری در نبردی برای رهانیدن بالیان از چنگ مامورین حکومتی زخمی می شود و از او می خواهد در صورت مرگش جان و شمشیر خود را در راه حمایت از بالدوین چهارم ، حاکم بیت المقدس وقف کند. بالیان می پذیرد و پس از رسیدن به قدس و مرگ پدر جایگاه و عنوان او را در دربار بالدوین صاحب می شود. دربار پر از توطئه های کسانی چون گای دو لوزینان است که چشم به ازدواج با سایبلیا ، خواهر بالدوین و تصاحب تاج و تخت او دارد و برای رسیدن به مقصود از به راه انداختن جنگ میان مسلمانان و مسیحیان نیز ابایی ندارد. سایبلیا و بالیان عاشق یکدیگر می شوند و این امر آتش کینه را در دل گای می افروزد. سرانجام توطئه های او و رینالد به سرانجام می رسد و با کشته شدن خواهر صلاح الدین ایوبی ، ارتش مسلمانان بیت المقدس را محاصره می کنند. حال بالیان باید به وظیفه خود نسبت به بالدوین در دفاع از شهر عمل کند.



ریدلی اسکات کارگردان کهنه کاری است و در هر زمینه ای طبع آزمایی کرده است. کارنامه قابل اعتنای او با دوئل کنندگان و بیگانه آغاز می شود، در دهه هشتاد اوجی چون بلید رانر را به خود می بیند و در دهه نود به فیلم فمینیستی تلما و لوئیز ، سرباز جین و گلادیاتور می رسد. فیلم های بیگانه، بلید رانر و تلما و لوئیز هر کدام امروزه در میان کلاسیک های گونه خود قرار می گیرند، اما آن چه در سال های اخیر باعث شده تا نام اسکات بر سر زبان ها بیفتد ، سعی وی برای احیای ژانر مرده حماسی/تاریخی است که با گلادیاتور آن را آغاز کرده و اینک به سلطنت آسمانی –یا بهتر بگویم حکومت دینی- رسیده است.

سلطنت الهی ظاهری کلاسیک دارد و بیراه نیست اگر به زودی با فیلم های حماسی/تاریخی اسپارتاکوس و بن هور مقایسه شود. قصه پیرامون قهرمان جوانی شکل می گیرد که در طول سفری درونی و بیرونی به مقام فرماندهی می رسد و با عشق، وظیفه و نبرد برای ایده آلی مقدس آشنا می شود. اصرار فیلمنامه نویس و کارگردان در انتساب او به دوران تاریخی خاص از جهت سیاسی اجتماعی نیز بر این شباهت ها می افزاید. اما فراموش نکنیم که گلادیاتور او در مقام مقایسه با شجاع دل مل گیبسون ویژگی خاصی داشت که به بالیان نیز به ارث رسیده است و آن فاصله میان او تماشاگران است که همواره حفظ می شود.

اما هدف این نوشته اشاره به تحولات ریخت شناسی قهرمانان گونه حماسی تاریخی نیست، که خود بحث طولانی و شیرینی است. آن چه برای من اهمیت دارد و در نگاهی دقیق تر آشکار می شود هم زمانی ساخته شدن فیلم با غوغای جنگ صلیبی تازه ای است که جورج بوش داعیه آن را دارد و به نظر می رسد شاید برای اولین بار هالیوود خلاف جهت سیاست اصلی دولت آمریکا موضع گرفته است.

فیلم با صحنه تاریک و پر از نگون بختی به خاک سپردن همسر بالیان آغاز می شود که نشان دهنده سرشت دورانی است که قهرمان فیلم در آن زندگی می کند. در همین سکانس آغازین به تم اصلی فیلم اشاره می شود. زنی خودکشی کرده و از این رو طبق رسوم کاتولیک ها تشیع نمی شود. راهبی سنگدل او را گناهکار و دوزخی اعلام می کند و امر به بریدن سرش و سپس به خاک سپردن او می کند. این رفتار بالیان،همسر زن متوفی را درگیر نبردی اخلاقی می کند که در آن موضوعاتی چون ایمان و قدرت آن به چالش طلبیده می شود. قدرتی که می تواند از طرف هر کسی با هر دینی به شکلی خشونت طلبانه به کار گرفته شود.

روح بالیان هم چون اروپایی که در آن زندگی می کند تیره و تار شده، از طرفی فقدان خانواده و مرگ همسر بر روح و جانش چنگ انداخته و از طرفی دل نگران آخرت همسر است. راه نجات از این حرمان توسط پدری ناشناس- تا آن لحظه – به او عرضه می شود: سفر به سرزمین مقدس و در پیش گرفتن زندگی سلحشوری و شوالیه گری.

نقطه شروع این سفر جغرافیایی که بعد تبدیل به سیر و سلوکی درونی هم می شود، عذاب است و آن چه قرار است قهرمان ما به آن برسد ایمان و آرامش روحی و هم چنین نجات روح همسرش از سوختن در میان شعله های آتش دوزخ است.

اما بالیان در طول سفر و مخصوصاً هنگام محاصره شهر به شکلی طعنه آمیز در می یابد که از سوی خدایی که همسرش به طرف او گرویده و خود نیز در جست و جوی آن است ؛ رها شده است. او در پایان سفر و هنگام محاصره به این نتیجه می رسد که آن چه وی تا آن لحظه با آن در حال نبرد بوده؛ اصول جزمی دین بوده که با باورهای شخصی و انسانی اش در تضاد است و سرانجام می پذیرد که در مقام مقایسه باید به باورهای شخصی و دنیوی خود الویت بدهد، حتی اگر مقصود حفظ سلطنتی الهی بر روی زمین باشد. چون زمین قواعد خود را دارد.

این اتفاق در جبهه مقابل نیز برای صلاح الدین ایوبی رخ می دهد، اما چون فیلم قصه او نیست چندان به مقایسه او با بالیان پرداخته نمی شود. در جبهه مسیحیان کسی حضور دارد که به ایده آل های انسانی بهای بیشتری می دهد: بالدوین چهارم ، کسی که برای حفظ صلح میان مسلمانان و صلیبیون از هر راهی وارد می شود. او و صلاح الدین ؛ بالیان های مسن تر و با تجربه تری هستند که لزوم همزیستی مسالمت آمیز را دریافته اند و آن گاه که جنگی ناگزیر پیش آید، باز به اصول انسانی خود در برخورد با جنگجویان و اسرا وفادار می مانند. هر دو طرف درگیر سقوط را تجربه کرده اند و پیام آنها و در واقع ریدلی اسکات برای بالیان و ما بالدوین بودن و صلاح الدین بودن است تا به جای اصول لایتغیر دینی خصلت ها و باورهای انسانی را بر زندگی دنیوی حاکم کنیم و ایمان بشر به نیکی و بدی را عامل رهایی بخش خود بدانیم.

سلطنت الهی در زمانه ما که جنگ های صلیبی تازه ای در آن جریان دارد و بعد از یازده سپتامبر بر شدت آن افزوده شده، فیلمی با اهمیت است و بر خلاف نامش که پیش داوری هایی را نیز بر می انگیزد، در آن تبلیغی برای مسیحیت یا اسلام دیده نمی شود. اسکات و فیلمنامه نویس اش کوشیده اند تا چهره ای منطقی از شخصیت های اصلی آخرین جنگ صلیبی ترسم کنند. صلاح الدینی که او روی پرده مجسم می سازد مایه غرور هر انسانی – مسلمان یاغیر مسلمان- است، تصویری که برای آشتی بخشیدن به نبرد کور و بی هدفی که امروز میان مسلمانان و مسیحیان و حتی دیگر ادیان وجود دارد، ساخته و پرداخته شده است. این نگاه واقع بینانه در فیلمی هالیوودی - حتی اگر بسیاری آن را به فرصت طلبی تعبیر کنند- ستایش بر انگیز است.

سلطنت الهی با وجود دقت اسکات در پرداخت شخصیت ها به دلیل ضعف در سناریو ، هم چون گلادیاتور، نمی تواند و حتی نمی خواهد حقایق تاریخی را به دقت منعکس کند. قصه اصلی فیلم نیز که جنگ های صلیبی به عنوان پس زمینه آن به کار رفته ؛ چندان قرص و محکم نیست، با این حال اسکات به دلیل حفظ فاصله میان تماشاگر و قهرمان قصه اش موفق می شود تا آن را هم داستانی کلاسیک و هم قصه ای به روز کند.

در نگاه عمیق تر داستان آشنای سلطنت الهی درباره کسی که قدرت درونی خود را کشف می کند، به دغدغه اصلی انسان قرن بیستمی تبدیل می شود: یافتن زیستگاهی امن و از دیدگاه سیاسی کمک به ساخته شدن یک فرهنگ استاندارد جهانی و اومانیستی . بالیان در طول سفر عشق و نفرت را تجربه می کند و به دلیل اعتقادات شخصی خود سبب ساز چرخش تاریخ و دادن جهتی تازه به آن می شود، ایمان دارم که ما نیز می توانیم و باید چنین کنیم.
....................................................................................................​..................................................

منبع:kiakarbasi.blogsky.com
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، عبدالرحمن
۱۹:۴۹, ۸/دی/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
من چندين بار پاي صحبت دكتر شاه حسيني در مورد سينما نشستم ، هربار ايشون يك اشاره حداقل كوتاه به اين فيلم داشتن و شديداً ديدنش رو توصيه كردن .
حتي در برنامه راز مفصل در موردش صحبت كردن .
در يكي از سخنراني ها گفتن كه اين فيلم رو دانلود كنيد ، اگر امكانش رو داريد زيرنويس كنيد (كه الآن شده) و براي دانلود در اختيار ديگران قرار بديد .
من مطلب موجود در اين تاپيك رو نخوندم .
اما لازم ديدم اين موارد رو ذكر كنم . و بنظرم اين فيلم فيلم خوبيه و مورد انتقاد شديد منتقدان متعصب مسيحي بوده ، سكانس معروفش هم اونيه كه صلاحدين در جلوي ديوار فروريخته ي شهر به فرمانده سپاه مسيحيان قول امان دادن به مسيحيان ميده ، در حالي كه مسيحيان با وحشيگري شهر رو گرفته بودن . . .
خلاصه اينكه فيلم تاريخيه و بطور كلي مستند ، و در مجموع يك اعتراف تاريخي از طرف غرب هستش .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۴۵, ۱۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
برای اطلاع از نقد کامل این فیلم در برنامه راز توسط نادرطالب زاده و دکتر شاه حسینی اینجا کلیک کنید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، MAHDI59 ، Mason_yab ، عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  مواد لازم برای ساخت یه فیلم شیطانی +تحلیل فیلمای هالیوود Justice Bringer 133 102,841 ۲۷/مرداد/۹۴ ۱۹:۰۵
آخرین ارسال: Marooned
  تحلیلی بر فیلم Noah / پیامبری که هالیوود مبعوث کرد! SAViOR 39 25,499 ۱۱/اردیبهشت/۹۴ ۲۱:۵۷
آخرین ارسال: سرباز منتظر
  نمادهای فراماسونری و ایلومناتی در فیلم های هالیوود (Mind Control) بیداری اندیشه 28 31,199 ۲۶/خرداد/۹۲ ۸:۲۰
آخرین ارسال: t.kam67
Video لایه های آشکار و نهان فیلم های هالیوود خاک 5 5,749 ۲۴/آبان/۹۰ ۱۹:۲۸
آخرین ارسال: alitalebi

پرش در بین بخشها:


بالا