|
چند کلمه حرف حساب با siavas1h بحث پیرامون ادعاهای ضد شیعی
|
|
۱۰:۲۷, ۱۶/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۱ ۱:۱۵ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام علیکم دوستان کتابهای زیادی در مورد اسلام نوشته شدن .مثله تاریخ طبری - تاریخ صحیح بخاری - سیره ابن هشام - شیعه در تاریخ ایران و ... نظرتون درموردشون چیه؟ صحت و سقم نوشته هاشون؟ قابل اعتماد بودنشون؟ ممنون میشم سایت زندی**ق چی؟ ............... (در این تاپیک به ادعاهای برادر سیاوش در مورد ادعاها و توهین های ضد شیعی ایشان به عنوان نماینده وهابیت میپردازیم ) و البته در این میان سوالاتی هم داریم ... اگر کسی برای خدا جسم قایل شود و قران را تحریف شده بداند و در دین بدعت بگذارد حکمش چیست؟ این سوال را در تمام پست ها تکرار کرده و جوابی نگرفتیم ! به نظر شما چرا؟؟؟!!!!! ![]() در پناه خدا وحید 110 |
|||
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۵۵, ۲۶/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۵۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
نقل قول:نگفتی اگر کسی برای خدا جسم قایل شود و قران را تحریف شده بداند و در دین بدعت بگذارد حکمش چیست؟ از زیر سوالات فرار نکن برادر خوب اگر حق با شما باشه که ترسی نداره مگه نمیگی یکی از علمای شیعه گفته قران تحریف شده خوب بگو ببینم نظر شمایی که وهابی هستی در این مورد چیه !(کسی که قایل به تحریف باشه ) به سوالم جواب بده . در مورد عایشه هم به اندازه کافی حرف زدیم . قضاوت با خوانندگان این که چه کسی کدوم دربار بوده و چرا مهم نست . حالا 2 تا عالم هم در دربار بوده باشند چیز خاصی نیست فقط بنده کنجکاوم حکم این مسءله را بدانم که شما نظرتان در مورد سوال قرمز رنگ چیست در پناه خدا |
|||
|
|
۰:۰۹, ۲۷/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۱ ۰:۲۰ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
با سلام و احترام دوباره
(۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۳۵)siavas1h نوشته است: من هدف شما را از اوردن این سندهایی که از سایت ولایت کپی کردید چی هس؟!! این مربوط به سایت ولایت نیست ، اگر دانش تاریخی و اگاهی لازم را داشتید می دانستید که این از سخنان علامه بزرگوار سید مرتضی عسگری است که همواره در همایشهای بین اهل سنت و شیعه و دانشگاه الازهر و ... شرکت و گفتگو و مکاتبه داشتند و کتابهایشان از نظر تاریخ علمی بی نظیرند ... تخصصشان هم تاریخ اسلام است ... یعنی کاملا و دقیقا به علم رجال و درایه احاطه دارند ... اما نوشته شما که گفتید از فلان سایت : سفسطه ای نخ نماست : سفسطه منشاء و... (۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۳۵)siavas1h نوشته است: لطف کنید این ایه را معنی کنید و بفرمایید در این خداوند چه چیزی را یاداوری کردن>؟ پیشتر گفتیم : در تفسیر مجمع البیان از قول شافعی نوشته شده که این فراز از آیه شریفه تنها[/u] به حرمت ابدی ازدواج با همسران پیامبر را می رساند و از عایشه هم نقل کرده (در همین تفسیر) که زنی به او گفت "[b]مادر" عایشه گفت من مادر شما نیستم ، بلکه مادر مردان مومن هستم !!!!! یعنی خود عایشه بهتر از شما موضوع را درک کرده !! ------------------ شما مگر در آیات قرآن می توانید تعداد رکعت نماز صبح را بیابید ؟! شاید ولید نماز صبح چهار رکعتی اش را درست خوانده بود !!! (۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۳۵)siavas1h نوشته است: یا این ایه: از این آیه می خواهید معصومیت همسران پیامبر را استخراج نمایید ؟!! (۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۳۵)siavas1h نوشته است: خداوند قطعا می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دورکند و شما را کاملا پاک سازد . در تفسیر المیزان می خوانیم: مراد از (اهل بیت ) مسلما زنان پیامبر ص نیستند چون بکار بردن ضمیر جمع (کم ) که اختصاص به مردان دارد در مورد زنان به هیچ وجه صحیح نیست . ابن کثیر روایت شده که از ام سلمه همسر رسولخدا ص درباره علی ع پرسیدندو او در جواب گفت : از من درباره مردی می پرسی که محبوبترین مردم در نزد رسولخدابود، و همسر او دختر رسولخدا محبوبترین افراد در نظر پدر بود و همانا من رسولخدا ص را دیدم که علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام )، را بسوی خویش خواندو عبایی بر آنها برافکند و گفت : خدایا اینها اهل بیت من هستند پس رجس و پلیدی را ازآنها دور کن و ایشان را پاکیزه نما، پاکیزه کردنی پس من نزدیک آنها شدم و گفتم ، ای رسولخدا من هم از اهل بیت شما هستم ؟ ایشان تکیه داد و فرمود: بلی اما این فضیلت شامل شما نیست . (۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۳۵)siavas1h نوشته است: شما اگر همین دو ایه را روشن سازی کنید ممنون میشم التطهیر- (پاک نمودن) و اذهاب الرّجس (از بین بردن پلیدی ) به معنای معصوم بودن از گناه نیست. دلیل آن هم روشن است چون این کلمات درباره افرادی غیر از اهل بیت در قرآن آمده است. الف)- قرآن در سوره توبه آیه ی 102 و 103 می فرماید:{ وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلاً صَالِحاً وَآخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(102) خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}(103) ترجمه به فارسی : و مردمان دیگری هستند (که از سابقین و نه از منافقین بشمارند) به گناهان خود اعتراف می کنند و کار خوبی را با کار بدی می آمیزند. امید است که خداوند توبه آنان را بپذیرد. بیگمان خداوند دارای مغفرت فراوان و رحمت بیکران است (102). ای پیامبر از آنان که به گناه خود اعتراف نموده اند و در صدد جبران آن هستند زکات بگیر تا بدین وسیله ایشان را پاک بداری(103). این افراد گروهی بودند که مرتکب گناه شدند اگر (تطهیر) به معنای عصمت از گناه باشد پس چرا بر این گناهکاران که به معصیت خود اعتراف نموده اند اطلاق گردیده ، چنانکه قرآن می فرماید : « (اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیئاً). (به گناهان خود اعتراف کردند. کار خوب و بد را با هم درآمیختند). تزکیه از تطهیر بالاتر است. چنانکه خداوند این گناهکاران را به آن توصیف نموده است. خداوند در آیه 56 سوره نمل می فرماید : {فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ}
ترجمه به فارسی: پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند (لوط) و پیروان لوط را از شهر ودیار خود بیرون کنید ، آنان مردمانی پاکدامن و بیزار از ناپاکیها هستند . دوتا دخترلوط معصوم نبودند در حالیکه ایشان از خانواده ای هستند که به تطهیروپاکی یاد گردیده اند و کفّار خواهان بیرون راندن ایشان بودند. پس تطهیر و پاکی خانواده ی پیامبر (ص ) و عیالش مانند تطهیر و پاکی خانواده لوط می باشد، نه بیشتر آن . خداوند در قرآن درباره یاران رسول خدا که به مسجد قبا آمد و شد داشتند می فرماید : {لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَداً لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ} (سوره توبه آیه 108) ترجمه به فارسی: « ... در آن مسجد مردانی هستند که می خواهند (جسم و روح) خودرا با (ادای عبادات درست ) پاکیزه دارند و خداوند پاکیزگان را دوست می دارد » ، با این حال این افراد به اتفاق تمام امّت معصوم از گناه نبوده اند. خداوند بعد از نهی نمودن از جماع با زنان در حال حیض می فرماید : {... إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ} (سوره بقره آیه 222) ترجمه به فارسی : « .... همانا خداوند توبه کنندگان و طالبان پاکی را دوست می دارد . » (۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۳۵)siavas1h نوشته است: این احادیث در صورت صحیح بودن چیزی ثابت نمی کند حداقل اینرا اثبات می کنند که صحاح سته در تضاد با قرآن هستند ، (به گفته و اعتراف صریح خودتان ) و کسانی که آنها را صحیح و صحاح و ... می شمرند باید در صداقتشان شک کرد ... (۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۱۵)siavas1h نوشته است: از دیدگاه مسلمانان اهل سنت صحیح ترین کتاب قران است اصلا صحیح و بدون انحراف است. ولی صحیح ترین کتاب پس از قرآن را "صحیح بخاری" می دانند!! عبارت و اصطلاح "صحاح" هم از همین جهت به آنها اطلاق می شود! (۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۱۵)siavas1h نوشته است: بقیه کتب ممکنه خطا و انحراف داشته باشه آنها دانشمندان و ائمه و پیشروان اهل سنتند ، اگر اشتباهی دارد ، چرا الان که عقلشان می رسد و با قرآن تطبیق می دهند ، ردش نمی کنند ؟! (۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۱۵)siavas1h نوشته است: علمای سنی ها خیلی از احادیث این کتاب را با توجه به راوی حدیث و علم فقه صحیح میدانن علمای شیعه ، کتب علامه مجلسی و شیخ بهایی و کلینی و ...را نقلی می دانند نه عقلی و صحیح ... روایات آنها باید بررسی شود ، که صحیح و ناراستش بازشناسی گردد ... کسی هم روی آنها تعصب ندارد و آنها را "صحیح" نمی نامد ... (۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۱۵)siavas1h نوشته است: شخص اسماعیل صفوی که مذهب شیعه را رسمی کرد این افراد در دربارش جیره می گرفتن!! اگر یک شاه اسماعیل به اهل سنت بدی کرد ، صدها حاکم از صدر اسلام و یک ساعت پس از فوت پیامبر به شیعیان ظلم کردند و به دختر عزیر پیامبر هم رحم نکردند ... کاش فقط لواط کار و میمون باز و زنباره و عرق خوار بودند ، و جنایت دشت کربلا را مرتکب نمی شدند ... کسی که از دو پا فلج است به کسی که میلنگد خرده نمی گیرد ، اخوی ... (۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۱۵)siavas1h نوشته است: محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷ ه.ق در اصفهان - ۱۱۱۰ ه.ق در اصفهان) معروف به علامه مجلسی و مجلسی ثانی فقیه شیعه و ملاباشی ایران در دوران شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفویه بود. معروفترین اثر او بحارالانوار است که مجموعهٔ بزرگی از احادیث را گردآوردهاست. کار خوبی کرد ، حداقل شاهان شیعه دانشمندان را گرد خود جمع می کردند... این نشان می دهد که رهرو پیامبرشان بودند (حداقل در این زمینه ) (۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۱۵)siavas1h نوشته است: ملاباقر مجلسی که کتبش واسه شیعه معتبر هست در دربار صفوی بودن حداقل بیت المال را صرف عیاشی نمی کردند !!! |
|||
|
|
۰:۲۲, ۲۷/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۱ ۰:۲۴ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
قصد اوردن نوشته های طولانی را نداشتم ولی خواستم نظر علمای خود را هم بدانید ان شا الله اینبار انها را اشغال خطاب نکنید
خداوند در قرآن كريم به صراحت همسران رسول خدا صلى الله عليه وآله را مادران مؤمنان معرفى كرده است، آن جا كه مىفرمايد: النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ. الأحزاب/6. پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان] محسوب مىشوند. اين كه همسران رسول خدا مادران مؤمنان هستند، امرى است قطعى و از ويژگىهاى رسول خدا صلى الله عليه وآله است؛ اما سؤالى كه اين جا پيش مىآيد اين است كه «ام المؤمنين» بودن به چه معنا است و چه احكامى بر آن مترتب مىشود؟ حرمت ازدواج، تنها معناي «ام المؤمنين» بديهى است كه تشبيه آنان به مادران مؤمنين، تشبيه به برخى از آثار مادرى است و شامل همه آثار آن نشده و تمام احكام، حقوق و ضوابطى كه بر مادر واقعى هر فرد حكمفرما و جارى است، شامل آنان نمىشود؛ از جمله محرميت طرفينى، ارث بردن از يكديگر، ازدواج با دخترى كه از همسر قبلى دارد و... واضح است كه كسى نمىتواند ادعا كند كه همسران پيامبر با همه مؤمنان محرم هستند و تمام احكام و آثار محرميت بين آنها برقرار است و نيز نمىتواند ادعا كند كه مؤمنان از همسران پيامبر ارث مىبرند و آنها نيز از تمام مؤمنان ارث خواهند برد و... تنها اثرى كه با روايات و شواهد تاريخى قطعى ثابت شده است، حرمت ازدواج با خود آنها بعد از رسول خدا صلى الله عليه وآله است و بيشتر از آن از آيه استفاده نمىشود. دهها نفر از بزرگان اهل سنت در ذيل آيه «وازواجه امهاتهم» به همين مسأله تأكيد كردهاند كه ما به نقل ديدگاه برخى از آنها بسنده مىكنيم: محمد بن ادريس شافعى در كتاب الأم در اين باره مىنويسد: «النبي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ من أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ» وقال: «وما كان لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ من بَعْدِهِ أَبَدًا» فَحَرَّمَ نِكَاحَ نِسَائِهِ من بَعْدِهِ على الْعَالَمِينَ ليس هَكَذَا نِسَاءُ أَحَدٍ غَيْرِهِ... فَقَوْلُهُ «أُمَّهَاتُهُمْ» يَعْنِي في مَعْنًى دُونَ مَعْنًى وَذَلِكَ أَنَّهُ لَا يَحِلُّ لهم نِكَاحُهُنَّ بِحَالٍ وَلَا يَحْرُمُ عليهم نِكَاحُ بَنَاتٍ لو كُنَّ لَهُنَّ كما يَحْرُمُ عليهم نِكَاحُ بَنَاتِ أُمَّهَاتِهِمْ اللَّاتِي وَلَدْنَهُمْ أو أَرْضَعْنَهُمْ.... «پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها محسوب مىشوند» و خداوند فرموده: « و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآوريد» پس خداوند ازدواج با همسران رسول خدا صلى الله عليه وآله را بعد از آن حضرت بر جهانيان حرام اعلام كرده است و اين حكم شامل زنان ديگران غير از پيامبر نمىشود... اين گفته خداوند كه آنها مادران مؤمنان هستند، شامل همه آثار و معانى «مادر» نمىشود و به اين معنا است كه در هيچ حالى ازدواج با آنها حلال نيست؛ اما ازدواج با دختران همسران پيامبر حرام نيست؛ در حالى كه ازدواج با دختر مادران خودشان كه او را به دنيا آورده يا شير داده حرام است. الشافعي، ابوعبد الله محمد بن إدريس (متوفاى 204هـ)، الأم، ج5، ص141، ناشر: دار المعرفة - بيروت، الطبعة: الثانية، 1393هـ. ابن ملقن شافعى در باره تقسيم بندى مادران و احكام اختصاصى هر كدام از آنها مىنويسد: قال أصحابنا فالأمومة ثلاث وأحكامها مختلفة: أ - أمومة الولادة ويثبت فيها جميع أحكام الأمومة ب - وأمومة أزواجه عليه الصلاة والسلام ولا يثبت إلا تحريم النكاح ج - وأمومة الرضاع متوسطة بينهما. اصحاب ما گفتهاند كه مادران بر سه قسم هستند و احكام هر كدام نيز متفاوت است: الف: مادرى كه شخص را به دنيا آورده است كه تمام احكام مادرى براى او ثابت است؛ ب: مادر بودن همسران پيامبر كه جز حكم حرمت ازدواج با آنها چيزى ديگرى را ثابت نمىكند؛ ج: مادران رضاعى كه چيزى بين مادران واقعى و ام المؤمنين است الأنصاري الشافعي، سراج الدين أبي حفص عمر بن علي بن أحمد المعروف بابن الملقن(متوفاى804هـ)، غاية السول في خصائص الرسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، ج1، ص250، تحقيق: عبد الله بحر الدين عبد الله، ناشر: دار البشائر الإسلامية - بيروت، 1414هـ - 1993م. طبرى در تاريخ خود مىنويسد: وقوله: « وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» يقول وحرمة أزواجه حرمة أمهاتهم عليهم في أنهن يحرم عليهن نكاحهن من بعد وفاته كما يحرم عليهم نكاح أمهاتهم. اين گفته خداوند كه «همسران پيامبر مادران مؤمنان هستند» يعنى حرمت همسران آن حضرت همانند حرمت مادران مؤمنان است، به اين معنا ازدواج با آنها بعد از وفات رسول خدا صلى الله عليه وآله براى مؤمنان حرام است؛ همان طورى كه ازدواج با مادرانشان حرام است. الطبري، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب (متوفاى310)، جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ج21، ص122، ناشر: دار الفكر، بيروت – 1405هـ محمد بن سعد در الطبقات الكبرى، از مسروق نقل كرده است كه: زنى به عائشه گفت: اى مادر. عائشه جواب داد: من مادر تو نيستم، من مادر مردان شما هستم. عن عامر عن مسروق أن امرأة قالت لعائشة يا أمة فقالت لست بأمك أنا أم رجالكم. الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاى230هـ)، الطبقات الكبرى، ج8، ص65 و 68، ناشر: دار صادر - بيروت. و بيهقى در سنن كبراى خود مىنويسد: باب ما خص به من أن أزواجه أمهات المؤمنين وأنه يحرم نكاحهن من بعده على جميع العالمين قال الله جل ثناؤه: « النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» وقال: « وَما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً» الآية. 13200 أخبرنا علي بن أحمد بن عبدان أنبأ أحمد بن عبيد ثنا بن أبي قماش ثنا بن عائشة ثنا أبو عوانة عن فراس عن عامر عن مسروق عن عائشة رضي الله عنها أن امرأة قالت لها يا أمه فقالت أنا أم رجالكم لست بأمك. باب: ويژگى آن حضرت از اين جهت كه همسران آن حضرت مادران مؤمنان هستند و ازدواج با آنها بعد از وفات رسول خدا صلى الله عليه وآله بر تمام جهانيان حرام است؛ خداوند فرموده است: « پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان] محسوب مىشوند» و نيز فرموده است: « و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآوريد». از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به عائشه گفت: اى مادر ! عائشه در جواب گفت: من مادر مردان شما هستم، مادر تو نيستم. البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسي ابوبكر (متوفاى 458هـ)، سنن البيهقي الكبرى، ج7، ص69ـ70، ناشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، 1414هـ - 1994. اين روايت ثابت مىكند كه تنها معناى «ام المؤمنين» حرمت ازدواج با همسران رسول خدا صلي الله عليه وآله است و معناى غير از آن ندارد و گرنه معنا نداشت كه عائشه اين مسأله را از زنان نفى نمايد. بسيارى از بزرگان اهل سنت از اين روايت همين معنا را فهميده و به آن استدلال كردهاند. حسين بن مسعود بغوى از او با عنوان «محيى السنة» ياد كردهاند در تفسير آيه «ام المؤمنين» مىگويد: قال الشافعي تزوج الزبير أسماء بنت أبي بكر وهي أخت أم المؤمنين ولم يقل هي خالة المؤمنين واختلفوا في أنهن هل كن أمهات النساء المؤمنات قيل كن أمهات المؤمنين والمؤمنات جميعا وقيل كن أمهات المؤمنين دون النساء وروى الشعبي عن مسروق أن امرأة قالت لعائشة رضي الله عنها قالت يا أمه فقالت لست لك بأم إنما أنا أم رجالكم فبان بهذا معنى هذه الأمومة تحريم نكاحهن. شافعى گفته: زبير با اسماء دختر ابوبكر ازدواج كرد؛ و خواهر ام المؤمنين (عائشه) بود؛ در حالى كه به او «خاله مؤمنان» گفته نمىشود. علما در اين زمينه اختلاف دارند كه آيا همسران پيامبر مادران زنان مؤمنه نيز هستند يا خير. برخى گفتهاند كه آنها مادران مردان مؤمن و زنان مؤمنه نيز هستند، برخى گفتهاند كه تنها مادر مردان مؤمن هستند و مادران زنان مؤمنه نيستند، شعبى از از مسروق نقل كرده است كه زنى به عائشه گفت: اى مادر، عائشه در جواب گفت: من مادر تو نيستم، من تنها مادر مردان شما هستم. طبق اين روايت روشن مىشود كه معناى اين نوع مادرى، حرمت ازدواج با آنها است. البغوي، الحسين بن مسعود (متوفاى516هـ)، تفسير البغوي، ج3، ص507، تحقيق: خالد عبد الرحمن العك، ناشر: دار المعرفة - بيروت. و سيوطى به نقل از بغوى مىنويسد: قال البغوي وهن أمهات المؤمنين من الرجال دون النساء؛ لأن فائدة الأمومة في حق الرجال وهي النكاح مفقودة في حق النساء. بغوى گفته است كه آنها مادران مردان مؤمن هستند نه مادران زنان؛ چرا كه فايده مادرى در حق مردان كه همان حرمت ازدواج با آنها است، در حق زنان مفقود است. السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى911هـ)، الخصائص الكبرى، ج2، ص438، ناشر:دار الكتب العلمية - بيروت - 1405هـ - 1985م. در كتاب مسانيد فراس بن يحيى آمده است: عن الشعبي عن مسروق أن امرأة قالت لعائشة يا أمه فقالت إني لست أمك إنما أنا أم رجالكم في التفسير إسناده صحيح. از شعبى از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به عائشه گفت: اى مادر، عائشه در جواب گفت: من مادر تو نيستيم، من تنها مادر مردان شما هستم. سند اين روايت صحيح است. الخارفي الكوفي، فراس بن يحيى المكتب (متوفاى129هـ)، مسانيد أبي يحيى فراس بن يحيى المكتب الكوفي، ج1، ص85، تحقيق: محمد بن حسن المصري، ناشر: مطابع ابن تيمية - القاهرة، الطبعة: الأولى، 1413هـ. ابن عربى مالكى در باره معناى «ام المؤمنين» مىنويسد: اختلف الناس هل هن أمهات الرجال والنساء أم هن أمهات الرجال خاصة على قولين: فقيل ذلك عام في الرجال والنساء وقيل هو خاص للرجال لأن المقصود بذلك إنزالهن منزلة أمهاتهم في الحرمة حيث يتوقع الحل والحل غير متوقع بين النساء فلا يحجب بينهن بحرمة. وقد روي أن امرأة قالت لعائشة يا أماه فقالت لست لك بأم إنما أنا أم رجالكم وهو الصحيح. مردم اختلاف دارند كه آيا همسران پيامبر مادران مردان مؤمن و زنان مؤمنه است يا تنها مادر مردان مؤمن هستند، دو ديدگاه در اين باره وجود دارد: برخى گفتهآند كه اين حكم هم شامل مردان مىشود و هم شامل زنان، برخى گفتهاند كه تنها شامل مردان مىشود؛ چرا كه مقصود از اين كه آنها به منزله مادران آنها قرار داده است، حرمت ازدواج با آنها است؛ زيرا از مادر بودن، حلال بودن توقع مىرود و حلال بودن بين مردان و زنان نيست؛ به همين خاطر بين همسران پيامبر و زنان مؤمن به خاطر حرمت حجاب واجب نيست. به درستى روايت شده است كه زنى به عائشه گفت: اى مادر، پس عائشه گفت: من مادر تو نيستيم، من تنها مادر مردان شما هستم. و اين ديدگاه (دوم) صحيح است. إبن العربي، ابوبكر محمد بن عبد الله (متوفاى543هـ)، أحكام القرآن، ج3، ص542، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر - لبنان. و ابن جوزى حنبلى بعد از نقل روايت عائشه، تصريح مىكند كه تنها معناى «ام المؤمنين» حرمت ازدواج با آنها است: وقد روى مسروق عن عائشة أن أمرأة قالت يا أماه فقالت لست لك بأم إنما أنا أم رجالكم؛ فبان بهذا الحديث أن معنى الأمومة تحريم نكاحهن فقط. از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به او گفت: اى مادر، پس عائشه گفت: من مادر تو نيستم و تنها مادر مردان شما هستم، با اين روايت روشن مىشود كه معناى مادرى همسران پيامبر، تنها حرمت ازدواج با آنها است. ابن الجوزي الحنبلي، جمال الدين ابوالفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاى 597 هـ)، زاد المسير في علم التفسير، ج6، ص353، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1404هـ. ابن عادل حنبلى نيز مىنويسد: روى الشعبِيُّ عن مسروق أن امرأة قالت لعائشة يا أمه فقالت: لست لك بأم إنما أنا أمُّ رِجَالِكُمْ فدل هذا على أن معنى هذه الأمومة تحريم نكاحهن. از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به او گفت: اى مادر، پس عائشه گفت: من مادر تو نيستم و تنها مادر مردان شما هستم، اين روايت دلالت مىكند كه معناى مادر بودن همسران پيامبر، حرمت ازدواج با آنها است. ابن عادل الدمشقي الحنبلي، ابوحفص عمر بن علي (متوفاى بعد 880 هـ)، اللباب في علوم الكتاب، ج15، ص504، تحقيق: الشيخ عادل أحمد عبد الموجود والشيخ علي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1419 هـ ـ 1998م. ابن زمنين در تفسير خود تصريح مىكند كه «ام المؤمنين» به معناى تحريم ازدواج با آنها است و سپس به روايت عائشه استناد مىكند: «وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» أي: هن في التحريم مثل أمهاتهم. يحيى: عن سفيان الثوري، عن فراس، عن الشعبي، عن مسروق، عن عائشة «أن امرأة قالت لها: يا أمه. فقالت: لست لك بأم إنما أنا أم رجالكم». همسران پيامبر مادران مؤمنان هستند، يعنى در مسأله حرمت ازدواج همانند مادران آنها هستند. از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به او گفت: اى مادر، پس عائشه گفت: من مادر تو نيستم و تنها مادر مردان شما هستم. أبي عبد الله محمد بن عبد الله بن أبي زمنين (متوفاى399هـ)، تفسير القرآن العزيز، ج3، ص387، تحقيق: أبو عبد الله حسين بن عكاشة - محمد بن مصطفى الكنز، ناشر: الفاروق الحديثة - مصر/ القاهرة، الطبعة: الأولى، 1423هـ - 2002م. و بيقهى در ديگر كتاب خود با قرار دادن دو آيه «ام المؤمنين» و تحريم ازدواج با زنان پيامبر، نتيجهگيرى مىكند كه تنها معناى «ام المؤمنين» حرمت ازدواج با آنها است: وجعلهن أمهات المؤمنين فقال: « النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» وحرم نكاحهن بعد وفاة نبيه صلى الله عليه وسلم فقال: « وَما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً». و همسران پيامبر را مادر مؤمنان قرار داده و فرموده: « پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها محسوب مىشوند» و ازدواج با همسران پيامبر بعد از وفات آن حضرت را حرام كرده است و فرموده: «و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآوريد». البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسي ابوبكر (متوفاى458هـ) الاعتقاد والهداية إلى سبيل الرشاد على مذهب السلف وأصحاب الحديث، ج1، ص324، تحقيق: أحمد عصام الكاتب، ناشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1401هـ جلال الدين سيوطى در الدر المنثور مىنويسد: وأخرج ابن أبي حاتم عن قتادة رضي الله عنه في قوله « وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» يقول: أمهاتهم في الحرمة لا يحل لمؤمن ان ينكح امرأة من نساء النبي صلى الله عليه وسلم في حياته ان طلق ولا بعد موته هي حرام على كل مؤمن مثل حرمة أمه. ابن أبى حاتم از قتاده در باره اين سخن خداوند «وازواجه امهاتهم» نقل كرده است كه مىگفت: آنها مادران شما هستند، در اين كه حرام است بر هر مؤمنى ازدواج با همسران پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم در زمان زندگى آن حضرت؛ اگر چه آن زن را طلاق داده باشد و هم بعد از رحلت ايشان. السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى911هـ)، الدر المنثور، ج6، ص 566، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1993. ابو منصور ثعالبى تصريح مىكند كه معناى «ام المؤمنين» حرمت ازدواج با آنها است و سپس به آيه دوم سوره مجادله استناد مىكند كه: «مادران شما تنها همانهايى هستند كه شما را به دنيا آوردهاند»: وفي القرآن الكريم: «وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» أي: هن مثلهن في التحريم، وليس المراد أنهن والدات قد جاء في آية أخرى: «إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلاَّ اللاَّئي وَلَدْنَهُم» فنفى أن تكون الأم غير الوالدة. در قرآن كريم آمده است كه « همسران پيامبر مادران آنها هستند» يعنى همانند مادران در حرمت ازدواج هستند، و منظور اين نيست كه آنان همانند مادرانى هستند كه آنها را به دنيا آورده است؛ چرا كه در آيه ديگر آمده است: « مادرانشان تنها كسانىاند كه آنها را به دنيا آوردهاند!» پس خداوند با اين آيه، مادر بودن زنانى را كه آنها را به دنيا نياورده، نفى كرده است. الثعالبي، ابومنصور عبد الملك عبد الملك بن محمد بن إسماعيل (متوفاى429هـ)، فقه اللغة، ج1، ص84، طبق برنامه الجامع الكبير. ابو الفرج نهروانى تصريح مىكند اگر خداوند از همسران پيامبر با عنوان «ام المؤمنين» تعبير كرده، تأكيد بر اين مسأله است كه ازدواج با آنها حرام است: «وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» وعبر عن الأزواج بأنهن للمؤمنين أمهات توكيداً لحرمتهن ودلالة على تأبيد تحريم نكاحهن على غير النبي صلى الله عليه وسلم. «همسران پيامبر مادران مؤمنان هستند» از همسران رسول خدا با عنوان «مادران مؤمنان» تعبير شده است تا حرمت آنها را تأكيد كند و دلالت كند بر اين كه ازدواج غير پيامبر با آنها براى هميشه حرام است. النهرواني، أبو الفرج المعافى بن زكريا (متوفاى390هـ)، الجليس الصالح والأنيس الناصح، ج1، ص101، طبق برنامه الجامع الكبير. صالحى شامى، مىگويد كه همسران پيامبر، مادران زنان مسلمان نيست؛ چرا كه تنها فايده «ام المؤمنين» بودن آنان، حرمت ازدواج با آنها است و اين فايده در حق زنان مسلمان منتفى است: أنهن كن أمهات المؤمنين من الرجال دون النساء؛ لان فائدة الامومة في حق الرجال، وهي النكاح مفقودة في حق النساء. آنها مادران مردان مؤمن هستند نه مادران زنان مؤمنه؛ چرا كه فايده مادرى در حق مردان كه همان ازدواج باشد، در حق زنان مفقود است. الصالحي الشامي، محمد بن يوسف (متوفاى942هـ)، سبل الهدي والرشاد في سيرة خير العباد، ج10، ص448، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1414هـ. واحدى در تفسير خود مىنويسد: «وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» في حرمة نكاحهن عليهم. همسران پيامبر مادران آنها هستند، يعنى ازدواج با آنها براى مردان حرام است. الواحدي، علي بن أحمد ابوالحسن (متوفاى468هـ)، الوجيز في تفسير الكتاب العزيز(تفسير الواحدي)، ج2، ص858، تحقيق: صفوان عدنان داوودي، ناشر: دار القلم، الدار الشامية - دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى، 1415هـ. محمد بن مفلح مقدسى مىگويد كه «ام المؤمنين» به معناى حرمت ازدواج با آنها است و اين حكم به ديگر نزديكان همسران رسول خدا صلي الله عليه وآله سرايت نمىكند و سبب نمىشود كه مثلا دختران آنها خواهران امت شوند: وهن أمهات المؤمنين بمعنى في حكم الأمهات في تحريم النكاح ولا يتعدى ذلك إلى قرابتهن (علیه السلام). همسران پيامبر مادران مؤمنان هستند، به اين معنا كه آنها در حرمت ازدواج همانند مادران هستند و اين حكم به ساير نزديكان همسران پيامبر سرايت نمىكند. المقدسي الحنبلي، شمس الدين أبو عبد الله محمد بن مفلح (متوفاى762هـ)، الفروع وتصحيح الفروع، ج5، ص120، تحقيق: أبو الزهراء حازم القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1418هـ. مرداوى حنبلى مىنويسد: وَهُنَّ أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِينَ؛ يَعْنِي في تَحْرِيمِ النِّكَاحِ. همسران پيامبر مادران مؤمنان هستند؛ يعنى ازدواج با آنها حرام است. المرداوي المقدسي الحنبلي، علاء الدين أبو الحسن علي بن سليمان بن احمد بن محمد (متوفاى885 هـ)، الإنصاف في معرفة الراجح من الخلاف على مذهب الإمام أحمد بن حنبل، ج8، ص42، تحقيق: محمد حامد الفقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. ابوجعفر نحاس، مفسر، اديب و لغت شناس مشهور اهل سنت در باره معناى «ام المؤمنين» مىنويسد: «وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» أي في الحرمة ولا يحل لهم تزوجهن. همسران پيامبر مادران آنها هستند؛ يعنى در حرمت و اين كه ازدواج با آنها حلال نيست. النحاس المرادي المصري، أبو جعفر أحمد بن محمد بن إسماعيل (متوفاى338هـ)، إعراب القرآن، ج3، ص303، تحقيق: د.زهير غازي زاهد، ناشر: عالم الكتب - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1409هـ- 1988م. ابو الليث سمرقندى نيز تصريح مىكند كه «ام المؤمنين» به معناى حرمت ازدواج با آنها است: «وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» يعني كأمهاتهم في الحرمة. همسران پيامبر مادران شما هستند؛ يعنى آنها در حرمت ازدواج همانند مادران شما هستند. السمرقندي، نصر بن محمد بن أحمد ابوالليث (متوفاى367 هـ)، تفسير السمرقندي المسمي بحر العلوم، ج3، ص42، تحقيق: د. محمود مطرجي، ناشر: دار الفكر - بيروت. در تفسير جلالين نيز آمده است: « وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» في حرمة نكاحهن عليهم. همسران پيامبر مادران شما هستند، يعنى ازدواج با آنها حرام است. محمد بن أحمد المحلي الشافعي + عبدالرحمن بن أبي بكر السيوطي (متوفاى911 هـ)، تفسير الجلالين، ج1، ص49، ناشر: دار الحديث، الطبعة: الأولى، القاهرة. عبد الرحمن سعدى از مفسران معاصر وهابى در تفسير خود كه اين تفسير توسط ابن عثيمن وهابى تحقيق شده است، در باره معناى «ام المؤمنين» مىنويسد: وترتب على أن زوجات الرسول أمهات المؤمنين، أنهن لا يحللن لأحد من بعده. همسران رسول خدا مادران مؤمنان هستند؛ يعنى براى احدى جايز نيست بعد از آن حضرت با همسرانش ازدواج كند. السعدي، عبد الرحمن بن ناصر (متوفاى1376هـ)، تيسير الكريم الرحمن في تفسير كلام المنان (تفسير السعدي)، ج1، ص659، تحقيق: ابن عثيمين، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1421هـ ـ 2000م شأن نزول آيه: دليل نزول اين آيه، گفتار زشت برخى از صحابه بود كه زنان رسول خدا صلي الله عليه وآله را قبل از وفات آن حضرت بين خود تقسيم كرده بودند و هر كدام يكى از همسران آن حضرت را انتخاب كرده بود و مىگفتند كه اگر رسول خدا از دنيا برود، ما با اين همسرش ازدواج خواهيم كرد. اين سخنان به گوش پيامبر خدا رسيد و آن حضرت را ناراحت و غمگين كرد، خداوند به خاطر حفظ حرمت و تسكين قلب نازنينش اين حكم را نازل كرد و به همه صحابه گوشزد نمود كه هرگز حق ازدواج با همسران آن حضرت بعد از وفات ايشان را نداريد. اين مطلب به صورت گسترده در صحيحترين و قديمىترين منابع اهل سنت يافت مىشود: مقاتل بن سليمان كه از قديمىترين تفسيرپردازان اهل سنت به شمار مىرود، در شأن نزول آيه 53 سوره احزاب « وَما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظيماً » مىنويسد: فقال طلحة بن عبيد الله القرشي من بني تيم بن مرة: ينهانا محمد أن ندخل على بنات عمنا، يعني عائشة، رضي الله عنها، وهما من بني تيم بن مرة، ثم قال في نفسه: والله، لئن مات محمد وأنا حي لأتزوجن عائشة، فأنزل الله تعالى في قول طلحة بن عبيد الله «وَما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظيماً» لأن الله جعل نساء النبي صلى الله عليه وسلم على المؤمنين في الحرمة كأمهاتهم. فمن ثم عظم الله تزويجهن على المؤمنين. طلحة بن عبيد الله قرشى از بنى تيم گفت: محمد ما را از اين كه به نزد دختر عمويمان يعنى عائشه رويم ! - طلحه و عائشه هر دو از بنىتيم بودند- سپس در دل خويش گفت: قسم بهخدا اگر محمد بميرد و من زنده باشم، با عائشه ازدواج مىكنم. به همين سبب خداوند اين آيه را نازل كرد كه «شما حق نداريد كه رسول خدا را آزار دهيد و حق نداريد كه بعد از او با همسرانش ازدواج كنيد كه اين كار در نزد خداوند (گناه) بزرگى است». زيرا خداوند همسران رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را در حرمت ازدواج مانند مادرانشان قرار داده است و به همين سبب خدا ازدواج با آنان را گناه كبيره براى مومنان دانسته است. الأزدي البلخي، أبو الحسن مقاتل بن سليمان بن بشير (متوفاي150هـ)، تفسير مقاتل بن سليمان، ج3، ص 53، تحقيق: أحمد فريد، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2003م. و أبومظفر سمعانى مىنويسد: وقوله: «ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ» قال أهل التفسير: لما نزلت آية الحجاب ومنع الرجال من الدخول في بيوت النبي، قال رجل من الصحابة: ما بالنا نمنع من الدخول على بنات أعمامنا، والله لئن حدث أمر لأتزوجن عائشة، والأكثرون على أن القائل لهذا طلحة بن عبيد الله، وكان من رهط أبي بكر الصديق. اهل تفسير گفتهاند كه وقتى آيه حجاب نازل شد و مردان از ورود به خانه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) منع شدند، يكى از صحابه گفت: چه شده است كه ما را از وارد شدن به دختران عموىمان، باز مىدارند ؟ قسم به خدا اگر اتفاقى افتاد (رسول خدا مرد) با عائشه ازدواج مىكنم. بيشتر علما بر اين عقيدهاند كه گوينده اين سخن، طلحة بن عبيد الله بوده است كه از قبيله ابوبكر بود. السمعاني، ابوالمظفر منصور بن محمد بن عبد الجبار (متوفاي489هـ)، تفسير القرآن، ج4، ص 301، تحقيق: ياسر بن إبراهيم و غنيم بن عباس بن غنيم، ناشر: دار الوطن - الرياض - السعودية، الطبعة: الأولى، 1418هـ- 1997م. ابن أبوحاتم رازى در تفسير خود سه روايت در اين باره نقل كرده است: . 17763 عن ابن عباس رضي الله، عنه في قوله: وما كان لكم ان تؤذوا رسول الله... قال: نزلت في رجل هم ان يتزوج بعض نساء النبي صلى الله عليه وسلم بعده، قال سفيان: ذكروا انها عائشة رضي الله، عنها. 17764 عن عبد الرحمن بن زيد بن اسلم قال: بلغ النبي صلى الله عليه وسلم ان رجلا يقول: ان توفي رسول الله صلى الله عليه وسلم تزوجت فلانة من بعده، فكان ذلك يؤذي النبي صلى الله عليه وسلم فنزل القران وما كان لكم ان تؤذوا رسول الله. 17765 عن السدى رضي الله، عنه قال: بلغنا ان طلحة بن عبيد الله قال: ايحجبنا محمد، عن بنات عمنا، ويتزوج نسائنا من بعدنا لئن حدث به حدث لنتزوجن نساءه من بعده. فنزلت هذه الاية از ابن عباس روايت شده است كه در مورد آيه «وما كان لكم أن توذوا...» گفت: در مورد مردى نازل شد كه مىخواست با بعد از رحلت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) يكى از همسران آن حضرت ازدواج كند. سفيان گفته است كه چنين مىگويند كه آن زن عائشه بوده است ! از عبد الرحمن بن زيد بن اسلم روايت شده است كه گفت: به پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خبر رسيد كه مردى مىگويد: اگر پيامبر از دنيا رفت من بعد از او با فلان زن ازدواج مىكنم ! سخن او سبب آزار رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شد؛ و اين آيه نازل گرديد كه «وما كان لكم أن توذوا...» از سدى از عبد الرحمن بن زيد روايت شده است كه به ما خبر رسيد كه طلحة بن عبيد الله گفت: آيا محمد بين ما و دختران عمومان پرده قرار مىدهد ؟ و خود بعد از مردن ما با همسران ما ازدواج مىكند ؟ قسم به خدا اگر براى او اتفاقى افتاد، بعد از او با همسرانش ازدواج خواهيم كرد. به همين سبب اين آيه نازل شد ! إبي أبي حاتم الرازي، عبد الرحمن بن محمد بن إدريس (متوفاي327هـ)، تفسير ابن أبي حاتم، ج10، ص 3150، تحقيق: أسعد محمد الطيب، ناشر: المكتبة العصرية - صيدا. و قرطبى مفسير شهير و پرآوازه سنى مىنويسد: وقال القشيري أبو نصر عبد الرحمن: قال بن عباس قال رجل من سادات قريش من العشرة الذين كانوا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم على حراء في نفسه لو توفي رسول الله صلى الله عليه وسلم لتزوجت عائشة وهي بنت عمي قال مقاتل: هو طلحة بن عبيد الله... وقال بن عطية: روي أنها نزلت بسبب أن بعض الصحابة قال: لو مات رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) لتزوجت عائشة فبلغ ذلك رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فتأذى به هكذا كنى عنه بن عباس ببعض الصحابة وحكى مكي عن معمر أنه قال: هو طلحة بن عبيد الله ابن عباس گفته است كه يكى از بزرگان قريش از ده نفرى كه با رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در غار حراء بودند در دل خويش گفت: اگر پيامبر از دنيا برود، با عائشه كه دختر عموى من است ازدواج مىكنم ! مقاتل مى گويد: او طلحة بن عبيد الله است ابن عطيه نيز گفته است: روايت شده است كه اين آيه در مورد يكى از صحابه نازل شد كه گفت: اگر رسول خدا بميرد، با عائشه ازدواج مىكنم ! اين خبر به رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسيد ! و آن حضرت نيز بدين سبب آزرده شد. در اين روايت ابن عباس با كنايه گفته است يكى از صحابه ولى مكى از معمر روايت كرده است كه او گفته است «طلحة بن عبيد الله» الأنصاري القرطبي، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفاي671هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج14، ص 228، ناشر: دار الشعب – القاهرة. ديگر دانشمندان و مفسران اهل سنت نيز بر اين مطلب تصريح كردهاند كه ما فقط به ذكر نام و آدرس كتاب آنها اكتفا مىكنيم: الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاي230هـ)، الطبقات الكبرى، ج8، ص 201، ناشر: دار صادر – بيروت؛ البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج3، ص 201، طبق برنامه الجامع الكبير؛ السمرقندي، نصر بن محمد بن أحمد ابوالليث (متوفاي367 هـ)، تفسير السمرقندي المسمي بحر العلوم، ج3، ص 66، تحقيق: د. محمود مطرجي، ناشر: دار الفكر – بيروت؛[/font] [font=Tahoma]البغوي، الحسين بن مسعود (متوفاي516هـ)، تفسير البغوي، ج3، ص 541، تحقيق: خالد عبد الرحمن العك، ناشر: دار المعرفة – بيروت؛ الأندلسي، ابومحمد عبد الحق بن غالب بن عطية (متوفاي546هـ)، المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز، ج4، ص 396، تحقيق: عبد السلام عبد الشافي محمد، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان، الطبعة: الاولى، 1413هـ- 1993م؛ إبن العربي، ابوبكر محمد بن عبد الله (متوفاي543هـ)، أحكام القرآن، ج3، ص 617، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر – لبنان؛ ابن الجوزي، جمال الدين ابوالفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاي 597 هـ)، زاد المسير في علم التفسير، ج6، ص 416، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1404هـ؛ الرازي الشافعي، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي604هـ)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج25، ص 416، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م؛ الزيلعي، عبدالله بن يوسف ابومحمد الحنفي (متوفاي762هـ)، تخريج الأحاديث والآثار الواقعة في تفسير الكشاف للزمخشري، ج3، ص 128، تحقيق: عبد الله بن عبد الرحمن السعد، ناشر: دار ابن خزيمة - الرياض، الطبعة: الأولى، 1414هـ؛ العيني الغيتابي الحنفي، بدر الدين ابومحمد محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج19، ص 121، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت؛ الأنصاري الشافعي، أبويحيى زكريا (متوفاي926هـ)، أسنى المطالب في شرح روض الطالب، ج3، ص 102، تحقيق: د. محمد محمد تامر، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1422 هـ - 2000 أبو القاسم خلف بن عبد الملك بن بشكوال (متوفاي578هـ)، غوامض الأسماء المبهمة الواقعة في متون الأحاديث المسندة، ج11، ص 711ـ712، تحقيق: د. عز الدين علي السيد , محمد كمال الدين عز الدين، ناشر: عالم الكتب - بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ اين حكم در حقيقت احترام نهادن به خود پيامبر اسلام و موهبتى است كه خداوند به آن حضرت كرده است؛ زيرا با سخنانى كه اصحاب گفتند و براى ازدواج با همسران آن حضرت نقشه كشيدند، قلب نازنين پيامآور خدا شكست و خداوند به منظور تسكين قلب آن حضرت، اين حكم را وضع فرمودند؛ چنانچه علاء الدين الخازن در اين باره مىنويسد: وهذا من إعلام تعظيم الله لرسوله الله صلى الله عليه وسلم , وإيجاب حرمته حياً وميتاً وإعلامه بذلك مما طيب نفسه وسر قلبه واستفرغ شكره فإن من الناس من تفرط غيرته على حرمه حتى يتمنى لها الموت قبله لئلا تنكح بعده. اين اعلام بزرگداشت خداوند براى رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و واجب كردن حرمت ايشان در زندگى و بعد از مرگ است. اعلام اين مطلب، سبب شادى دل آن حضرت و سرور ايشان و شكر تمام ايشان شد؛ زيرا در ميان مردم كسانى هستند كه غيرت فراوان بر خانواده خويش داشته و آرزو دارند كه همسرش قبل از او بميرد تا مبادا بعد از او ازدواج نكند ! البغدادي الشهير بالخازن، علاء الدين علي بن محمد بن إبراهيم (متوفاي725هـ )، تفسير الخازن المسمي لباب التأويل في معاني التنزيل، ج5، ص 273، ناشر: دار الفكر - بيروت / لبنان - 1399هـ ـ 1979م. همچنين ممكن بود كه ازدواج با يكى از همسران پيامبر زمينه برخى از سوء استفادهها و توطئهها را فراهم سازد و دشمنان و كينهتوزان با استفاده از موقعيت آنها به مقاسد سياسى و اهداف دنيوى خود بينديشند؛ چنانچه برخى همانند عبد الله بن زبير با استفاده از نسبتى كه با عائشه داشت، به بسيارى از مقاصد سياسى و دنيوى خود رسيد؛ از اين رو خداوند ازدواج با آنان را بر همگان ممنوع اعلام كرد. «ام المؤمنين» بودن، مسؤوليت را دو برابر ميكند: به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه اگر چه «ام المؤمنين» بودن مقام رفيع و دست نيافتنى براى ديگران است؛ ولى سبب نمىشود كه از ديگر گناهان آنها چشم پوشى شود؛ بلكه مسؤوليت آنها را دو برابر مىكند و اگر خداى نخواسته گناهى از آنها سر بزند، عذابشان نيز دو برابر خواهد بود؛ چنانچه خداوند در اين باره مىفرمايد: يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيراً. الأحزاب/30. اى همسران پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود و اين براى خدا آسان است. موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات
|
|||
|
|
۰:۲۲, ۲۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
(۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۵۵)وحید110 نوشته است: در مورد عایشه هم به اندازه کافی حرف زدیم . قضاوت با خوانندگان ایشان در مورد عایشه صریحا" اعتراف فرمودند که همه ی علمای اهل سنت در کتاب "صحیح" شان خلاف سخن قران نوشته اند و روایاتشان جعلیست !! حال کسی که 6 صحیحش جعلیست ، چگونه به کتب شیعه که ما معتقد نیستیم "صحیح " است خرده می گیرد؟!! |
|||
|
|
۰:۲۷, ۲۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
(۲۶/دی/۹۱ ۲۳:۳۹)وحید110 نوشته است: شما مثل اینکه قران را کنار گذاشتید و دنبال روایات ضعیف هستید کلمه اهل بیت یک کلمه مذکر است و مونث نیست. اهل البیت پیامبر صلی الله علیه وسلم شامل خودشان و زنانشان بودند پس بودن خود حضرت محمد در این مجموعه باعث شده تا ضمیر مذکر شود. و تازه ما قبول داریم که در این مجموعه حسن و حسین و علی هم هستند پس اگر ضمیر مذکر نمیامد نمیتوانستیم سه شخص محترم مذکور را شامل کنیم خوشبختانه امروز با کتب و شبکه های ماهواره ای اهل سنت پاسخ واقعا بدون بحث و کاملی میدهند نمونه در داستان ساره و ابراهیم و فرشتگان، وقتی که فرشته ها به ساره مژده دادند که صاحب فرزندی خواهد شد، سارا متعجب شد که پیری را ببین و مژده را ببین!! و فرشته ها به آن زن گفتند: قَالُوا أَتَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَیْكُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ (هود /73) «گفتند: ای زن آیا از كار خدا تعجب مىكنى در حالیكه رحمتخدا و بركات او شامل شما اهل بیت است، بىگمان او ستودهاى بزرگوار است» همسر ابراهیم جز اهل بیت محسوب میشه حالا من موندم چرا همسر پیامبر جز اهل بیت نیس !! قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ (هود/ 73) «گفتند : ای زن آيا از كار خدا تعجب مىكنى، در حاليكه رحمتخدا و بركات او شامل شما اهل بيت است، بىگمان او ستودهاى بزرگوار است» خود کلمه اهل البیت ، اسم جمع است پس نباید دوباره جمع بسته شود برای اثبات این موضوع باز بیایید قرآن را باز کنیم و آیه 12 از سوره القصص را بخوانیم: «وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ (12) » «و از پيش شير دايگان را بر او حرام گردانيده بوديم پس [خواهرش آمد و] گفت: آيا شما را بر خانوادهاى راهنمايى كنم كه براى شما از وى سرپرستى كنند و خيرخواه او باشند. » در کلمه { أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ } ( سرپرستی کنند ) دقت کنید در { يَكْفُلُونَهُ } دقت کنید. فعل بصورت جمع مذکر آمده در حالیکه مقصود فقط مادر موسی است مرد عرب 4 زن و40 بچه هم داشته باشد و زلزله بیاید ، میگوید اهل بیتم ( خانواده ام )، همگی کشته شدند .نمیگوید اهالی بیتوم (خانواده هایم ) کشته شدند ، پس این قاعده در زبان عربیست و (حتی فارسی! ) ================================================== یک حدیث اوردید صحيح مسلم آمده که از زيد بن ارقم اون جایی که شما این حدیث را کپی کردید حدیث نافص گذاشته بود در آن همان راوی واضح میگوید زن از اهل البیت است : ((حصین پرسید: ای زید، مگر اهل بیتش کیستند؟ مگر نه این که زنهایش هستند؟! جواب داد: زنهایش هم از اهل بیتش هستند اما اهل بیتش، آنهایی هستند که صدقه بر آنها حرام است؛ یعنی، آل علی و آل عقیل و آل جعفر و آل عباس .)) معنی روایت این است که هیچ کس شک ندارد که زن از اهل بیت است ! اما چون پیامبر، پسر نداشت و دخترش هم در خانۀ مرد دیگری بود، مردم فکر کردند که اهل بیتش منحصر است به زنانش، لذا زید، برای مردم توضیح داد! اما این که می گوید: اگر زن طلاق بگیرد، اهل بیت نیست؛ درست است. اما طلاق که نگیرد، هست ! و زنان پیامبر طلاق نگرفته بودند. بیاد داشته باشید زن اگر شوهرش بمیرد تا در عده است اهل بیت شوهر است و حق عروسی ندارد، اما بعد از عده شاید دیگر اهل بیت نباشد، اما چون مدت عده زنان پیامبرتمام عمر بود، پس به همین خاطر تا دم مرگ اهل بیت رسول الله بودند و برای همین، خانه ای که از پیامبر برایشان مانده بود مال آنها شد تا دم مرگ ! و پسر هم اگر نافرمان باشد، از اهل بیت نیست ! ( مثلا پسر نوح ) ============================= حدیثی که در آن رسول الله ام سلمه را به عبا راه نداد : اولا 95 درصد احادیث پیرامون این آیه ضعیف و قابل استناد نیستند اما شیعه دنبال سند حدیث نیست دنبال هوای نفس خویش است و مهار زندگیش را،به هوای نفس خود داده است پس بیایید ببینید !! این هم حدیثی دیگر از همان مسند احمد: در مسند احمد شماره 26596، شهر بن حوشب از ام سلمه نقل می کند: ((شهر بن خوشب از ام سلمه نقل می کند که وقتی خبر قتل حسین آمد،ام سلمه اهل عراق را لعنت کرد و گفت: کشتندش ! الله بکشد شان. من دیدم که فاطمه با ظرف غذایی که برای رسول الله درست کرده بود به خانه ما آمد و گذاشت پیش روی رسول خدا. رسول الله فرمود: کجاست پسر عمویت؟ گفت: در خانه است. فرمود: برو بیاورش و دو پسرت را هم بیاور. رفت و دو پسرش را آورد و دست هر دو را گرفت و علی پشت سرش بود و داخل شدند ! و علی در یک طرف فاطمه در طرف دیگر علی و دو پسر در جلوی رسول نشستند . و رسول کسایش ر از زیر من کشید و آنها را پوشاند و گفت: یا الله اینها اهل بیت من هستند از پلیدی پاکشان فرما ! گفتم: ای رسول الله، مگر من زنت نیستم؟ مگر من اهل بیت تو نیستم ؟! فرمود: بله هستی؛ پس در عبا داخل شو! ام سلمه می گوید: من هم در زیر عبا رفتم اما بعد از آنکه دعایش برای پسر عمو و دختر و نوهایش تمام شد! )) ======================= دیگه در مورد حضرت عایشه بحثی ندارم هم در قران و هم در کتب معتبر اهل سنت روایت هست اصلا ناموس پیامبر مگر بازیچه دست افراد هست هر انگی بهش بزنیم
|
|||
|
۰:۲۹, ۲۷/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۱ ۰:۳۶ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
جناب شهاب ممنون از شما بابت شرکت در بحث
الان چندین تناقض پیش میاید و ان اینکه اهل سنتی که ستون خود را بر پایه صحت این کتب قرار داده اند چگونه ساختمانی ساخته اند دوستان خوب میدانند که اگر بخواهیم از صحاح احادیثی بیاوریم فقط در مورد حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عمر عثمان ابوبکر و عایشه مفتیان وهابی حکم کفر نویسندگان صحاح را خواهند داد البته به خدا هم رحم نکرده اند تناقض بسیار زیاد است دوستان خوب میدانند چرا ایشان از زیر این سوال دارد در میرود و به در و دیوار برای فرار چنگ می اندازد نقل قول:نگفتی اگر کسی برای خدا جسم قایل شود و قران را تحریف شده بداند و در دین بدعت بگذارد حکمش چیست؟ برادر من نظر علمایتان را در مورد این ایه دانستید . زوری که نیست اصولا مسلم و شافعی و ... بهتر میدانند تا شما به هر حال بنده که عرض کردم قضاوت با خوانندگان محترم شما جواب سوال من را بدهید همین حد هم که خودتان اعتراف میکنید صحیحینتان که اساس مذهب شماست خلاف قران دارد ما را بس است . نقل قول: شما مثل اینکه قران را کنار گذاشتید و دنبال روایات ضعیف هستید اصولا قران را داریم ولی نه با تفسیر شما که حتی علمای خودتان را هم قبول ندارید ان هم بزرگانی چون مسلم و شافعی و .... |
|||
|
|
۰:۲۹, ۲۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
(۲۷/دی/۹۱ ۰:۲۲)وحید110 نوشته است: قصد اوردن نوشته های طولانی را نداشتم ولی خواستم نظر علمای خود را هم بدانید ان شا الله اینبار انها را اشغال خطاب نکنید وحید گرامی ایشان اصولا نوشته های علمای اهل سنت را قبول ندارد!! از قرآن هم تفسیر خودشان را می کنند ، دیگر تفاسیر را هم نمی پذیرند !! اگر تفاسیر را قبول نکنیم نماز صبح را می توانیم به امامت ولید چهار رکعت بخوانیم !! |
|||
|
|
۰:۳۵, ۲۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
(۲۷/دی/۹۱ ۰:۲۲)شهـاب نوشته است: ایشان در مورد عایشه صریحا" اعتراف فرمودند کهمن همچنین چیزی نگفتم!!! ببخشید قران را قبول کنم یا حرف شما را؟؟ بعضی از روایات بله اگر خلاف قران باشد و یا راوی حدیث معتبر نباشد حدیث باطله شما فکر می کنید همه افراد معصوم هستن و خطا نمی کنن ولی راجع به ناموس پیامبر رنگ عوض میشود |
|||
|
۰:۳۸, ۲۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
(۲۷/دی/۹۱ ۰:۲۷)siavas1h نوشته است: اما شیعه دنبال سند حدیث نیست دنبال هوای نفس خویش است و مهار زندگیش را،به هوای نفس خود داده است عزیز دل برادر ، شما نوشته های ما را به نسبت یک دهم هم پاسخ نمی دهید، چیزی نمی گوییم ... توهین چرا ؟! شیعه اگر تعصب داشت ، کتب اربعه اش را همچون شما "صحاح" می خواند !!! اگر دنبال علم رجال و درایه بودید و عقلی بودن روایت ، که یکبار کتاب را "صحیح" نمی نامیدید ، خلاص!! (با کسر خ) اینجا شبکه ماهواره ای نیست ، اینجا دانش فرد است که برتری دارد ... |
|||
|
|
۰:۴۰, ۲۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
(۲۷/دی/۹۱ ۰:۲۹)وحید110 نوشته است: جناب شهاب ممنون از شما بابت شرکت در بحثاین ها که تفسیر من نیس!! شما مثل اینکه بخاری مسلم بهتر از خود سنی ها می شناسید کدوم روایت؟ روایتی که نصفش قیچیه و بقیش به اشتباه ترجمه شده!نمونش 3 تا حدیثی که اوردید یا ناقص بود یا برداشت غلط ! صد در صد قران در نزد اهل سنت برتر از صحاح سته هستن |
|||
|
|
|
|










