کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فاز آخر فروپاشی ایران در یک برنامه ده ساله و خونین کلید خورد
۱۷:۳۳, ۲۷/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/دی/۹۱ ۱۲:۵۳ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #1
آواتار
فاز آخر فروپاشی ایران در یک برنامه ده ساله و خونین کلید خورد

تشکیل واحد صهیونیستی" جنبش انقلاب ایران" زیر مجموعه " جنبش انقلاب جهانی"

1-
طرف نظام و ملت ایران و جهان سازمان " جنبش انقلاب جهانی " است به ریاست راستچایلدها "
[تصویر: 3.jpg] [تصویر: 2.jpg] [تصویر: 1.jpg]
[b]Lord Jacob Rothschild Confronted About Bilderberg & The Federal
The Secret Masters of The World Revolutionary Movement

2- محور پروژه انهدام اقتصاد ایران با فروپاشی ریال با استفاده از " سازمان نیروی پول نامرئی "
The Invisible Money Power
3- [/b]تاکتیک ها اجرایی بر گرفته شده از پروژه های انقلاب فرانسه و روسیه
‘ Russian Revolution’

‘ French Revolution’

4- دستور کار تشکیل " حکومت جهانی "
Ancient Evil Agenda for World Government



با آگاهی و دانش روز افزون و مجاهدت فرزندان حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) و خون پاک و مطهر شهدا(علیه السلام) و رهبری بی بدلیل حضرت آیت الله خامنه ای فرزند و جانشین شایسته حضرت امام(رحمة الله علیه) و سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، مغز متفکر و حافظ ملک و ملت از طرح های شیاطین جهانی در مراحل گوناگون، نظام وارد فاز بسیار خطیر و سرنوشت سازی وارد شده است که خداوند توفیق بزمین زدن و بیداری جهانی علیه صهیونیسم بین الملل را به ملت شریف ایران واگذار نموده است.

لذا قبل از پرداختن به اصل موضوع مقدمه ای را برای اپوزاسیون برانداز فریب خورده و خیانتکاران تاریخ معاصر ایران و نیز نخبگان سیاسی کشور طرح موضوع مینمایم. مردم جهان بویژه ملت ایران با چهار موضوع اساسی روبروست:


1- صهیونیزم ( سازمان جنبش انقلاب جهانی ) که سوابق و تاریخ خونباری در کل جهان و کشورها دارد ، عمده انقلاب ها و جنگ ها بویژه جنگ جهانی اول و دوم و.... همه در کارنامه این شیاطین ثبت و ضبط است.

2- کلیه مدل ها و رفتارهاو طرح ها و تاکتیک ها آنها تبیین و توسعه و ارتقاء پیدا نموده است.

3- بی دانشی و بی اطلاعی جوامع و فریب افکار عمومی و افراد و نخبگان یک کشور را برای سازماندهی در پوشش های مختلف در اختیار این جریان شیطانی قرارداده است. به گفته راستچایلد

" انسان های احمق خیلی سودمند" یا هالوهای خیلی سودمند برای جنبش انقلاب جهانی ، آنها صرفا نمونه های قدیمی احمق های سودمند برای انجام یک انقلاب بودند در معرض فریب فراماسونی



4-
اصل " کنترل تام " محور اصول این جریان ضد بشری و شیطانی است، و محوری ترین کنترل، کنترل خانواده ها و ایجاد شبکه و درخت خانوادگی در یک کشور با استفاده از شبکه فراماسونی و نهادسازی است. در نهایت کنترل مغز و قلب سیستم حیاتی یک کشور



با این مقدمه وارد اصل مطلب میشوم، راستچایلد فاز آخر فروپاشی ایران را که توسط سازمان روئسای عالی سازمان " جنبش انقلاب جهانی " به (گروه تهاجمی یا یگان ضربت)
به ریاست برنارد هنری لوی ابلاغ کرد.
The ShockTroops of The Revolutions

The Secret Masters of The World Revolutionary Movement

محل تامین بودجه سرویس اطلاعاتی و امنیتی عربستان سعودی است، وشرط اتحاد برای کردها کومله و دمکرات برای نیرو گیری و ایجاد خانه امن و انتقال و ذخیره سلاح و مسلح کردن شبه نظامیان کرد ،دستوری است و ببازی گرفتن رضا پهلوی در بازی شورای ملی همانند ببازی گرفتن پدرش از طریق فردوست در دفترش است و آن نیز دستوری است ، منافقین و رجوی برای سازماندهی مجدد و مسلح کردن شبه نظامیان منافق( خود رجوی در اختیار موساد و در اسرائیل بسر میبرد، پروژه های موساد و MI6 و CIA مانند ترور ها و بمب گزاری ها در هند و تایلند و ... بازی با ترور سفیر عربستان در آمریکا و...بعهده این ایستگاه میباشد) و سازماندهی آنها در اردن و بسیاری دیگر از اپوزاسیون خرد و درشت که بصورت جزیره ای در حال آماده سازی است.
[تصویر: 5.jpg][تصویر: 4.jpg]
اما قبل از شرح مفصل میپردازم به یک نام کلیدی برناردهنری لوئی یا 007 راستچایلد.
[تصویر: 6.jpg] [تصویر: 7.jpg]
برنارد-هنری لوئی در دانشگاه تلاویو


تولد [/b] 5 نوامبر 1948 ( 63 سال )

بنی صاف شهری در شمال غربی الجزیره

دوره فلسفه قرن بیستم

فلسفه قرن بیست و یکم

منطقه
فلسفه غرب

مدرسه فلاسفه نوین



برنارد هنری لوئی متولد پنجم نوامبر 1948 ( 63 ساله) ، روشنفکر و روزنامه نگار فرانسوی که امروزه به فرانسوی بی اچ ال نامیده میشود. او یکی از رهبران فیلسوفان نوین ( فلاسفه نو) جنبش 1976 شناخته میشود.

زندگی گذشته

لوئی متولد بنی ساف الجزیره، از یک خانواده یهودی الجزایری اصل ثروتمند که چند ماه پس از تولدش به پاریس نقل مکان کردند. پدرش آندر لوئی، یک میلوینر و بنیان گذار و مدیر یک کارخانه چوب بود.(بکاب)

پس از حضور لوئی در دبیرستان (Lycée Louis-le-Gran ) در پاریس، لوئی بعنوان برگزیده ممتاز و بلندپایه یک آموزشگاه عالی در سال 1968 ثبت نام کرد، او با درجه فیلسوفی از آنجا فارغ التحصیل شد.

اما او کیست و چگونه یک فیلسوف صهیونیزم ریاست جنبش سبز جهانشاهی را بعهده میگیرد، به عکس گفتاری اکتفا میکنم.
[تصویر: 8.jpg][تصویر: 9.jpg]
[تصویر: 12.jpg][تصویر: 11.jpg][تصویر: 10.jpg]


امیرحسین جهانشاهی ،فراماسون ایرانی ، اسپانسرایرانی انتخاباتی سارکوزی
[تصویر: 13.jpg]
[تصویر: 14.jpg]
کنفرانس پاریس
روز جمعه تاریخ 21 خرداد ماه 89، برابر با 11 ژوئن 2010، به کوشش برنارد هانری لویی، نویسنده و فیلسوف مشهور فرانسوی که از حامیان جدی حقوق ملت‏ها و پشتیبان جنبش‏های دمکراتیک جهان می‏باشد، کنفرانس مشترکی در شهر پاریس، پایتخت فرانسه با حضور نمایندگان سازمان‏های سیاسی و شخصیت‏های مستقل مخالف جمهوری اسلامی ایران برگزار شد. کنفرانس رأس ساعت 14:30 با حضور دهها شخصیت سیاسی ایرانی و فرانسوی آغاز گردید و رسانه‏های بین‏المللی، ایرانی و فرانسوی متعددی نیز به پوشش خبری این نشست پرداختند. در آغاز کنفرانس، برنارد هانری لویی، طی سخنانی به بحث در رابطه با حقوق و آزادی‏های مردم ایران و سرکوب گسترده‏ی آنان توسط زمامداران رژیم تهران پرداخت. حسن شرفی سخنگو و جانشين دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، عبدالله مهتدی دبیرکل حزب کومله‏ی کردستان ایران، دکتر علیرضا نوری‏زاده روزنامه‏نگار و تحلیلگر سیاسی، محسن مخملباف کارگردان سینما، دکتر مهرداد خوانساری دیپلمات، دکتر رضا حسین‏بر نماینده‏ی جبهه‏ی دمکراتیک مردم بلوچستان، موسی شریفی نماینده‏ی حزب همبستگی دمکراتیک اهواز و امیرحسین جهانشاهی، شخصیت سیاسی، در این کنفرانس به سخنرانی پرداختند. زیرا هر کدام از سخنرانان از دیگاه خویش یا به نمایندگی سازمانشان مسائل مربوط به ایران را به طور کل، و به ویژه رویدادهای یک سال گذشته این کشور را مورد ارزیابی قرار دادند. همچنین دکتر محسن سازگارا فعال سیاسی و مهرانگیز کار حقوقدان و فعال حقوق زنان نیز پیام‏هایی به کنفرانس ارسال داشته بودند که پیام‏های آنان قرائت گردید. سخنرانان این کنفرانس متفقاً بر این باور بودند که در ایران آینده ضروری است رژیمی بر سر کار بیاید که ضامن تمامی حقوق و آزادی‏های کلیه‏ی اقشار و طبقات مختلف جامعه.
[تصویر: 15.jpg][تصویر: 16.jpg]
[تصویر: 17.jpg][تصویر: 18.jpg]
[تصویر: 19.jpg][تصویر: 20.jpg]
[تصویر: 21.jpg]
[تصویر: 22.jpg][تصویر: 23.jpg]
[تصویر: 24.jpg][تصویر: 25.jpg]
مهدی هاشمی رفسجانی، بدلیل آزادی بی حد حصر و لااوبالی گری سیاسی بدلیل فضای امن ایجاد شده توسط پدر، گام به گام توسط سرویس جاسوسی و خرابکاری MI6 جذب شد، و اوج این امر در سفر همراه با موسویان و سفیر ایران در سوئد (ق..) و... همراه با مسئول ایرانی ایستگاه لندن ( وابسته به MI6 و CIA) که در مقالات گذشته نحوه اداره دفتر و برنامه های این ایستگاه را مفصلا شرح داده ام، به قصری درمراکش برای ملاقات با امیر عبدالله ، سوال اینجاست چرا به بهانه بهیود رابطه با عربستان رسما به عربستان نرفتند؟ چرا به حرمسرای این حرامزاده در مراکش رفتند؟ امثال موسویان و مهدی هاشمی و بسیاری دیگرسالهای متمادی است که گام به گام جذب MI6 ,CIA شده اند. هدیه و چمدان پر از جواهرات به همسر مهدی هاشمی، و هدایای به ایشان و موسویان و.... ساعت های طلای رولکس را که ایشان بخاطر میاورند؟ و سفرهای محرمانه به سعودی را چطور؟ و پاکت های پر از دلار؟ همین بس که از سوی سعودی هیچ پرداخت و هدیه ای به کسی نمیشود مگر CIA, MI6 موافقت کرده باشد.دانشگاه آکسفورد یکی از دانشگاههای پرورش جاسوس های خبره MI6است ، و رسوایی در شتاب اعطای دکتری به مهدی هاشمی را جایزه خدمات ایشان به دولت فخیمه باید دانست . مهدی هاشمی در این پوشش ها یکی از محورهای براندازی ناتو در ایران بود.تا اینجا بسنده میکنم تا در زمان خودش، مفصلا به این امر خواهیم پرداخت.
[تصویر: 26.jpg][تصویر: 27.jpg]
[تصویر: 28.jpg][تصویر: 29.jpg]
[تصویر: 30.jpg]
برنارد لوئی و فیلم کارگردان فیلم توهین به حضرت رسول
[تصویر: 31.jpg]
[تصویر: 32.jpg]
برنارد لوئی :کاریکاتور توهین به حضرت رسول در روزنامه فرانسوی چارلی هردو

[تصویر: 33.jpg]
[تصویر: 345.jpg]
برنارد هنری لوئی و کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی
[تصویر: 36.jpg]
[تصویر: 37.jpg]
[تصویر: 38.jpg]
[تصویر: 39.jpg]
برنارد لوئی و جنگ بوسنیا
[تصویر: 41.jpg]
برنارد لوئی و سومالی
[تصویر: 40.jpg]
برنارد لوئی و بوسنی هرزگوین
سودان
[تصویر: 42.jpg][تصویر: 43.jpg]
دارفور
[تصویر: 44.jpg][تصویر: 45.jpg]
[تصویر: 46.jpg][تصویر: 47.jpg]
گرجستان
[تصویر: 48.jpg]
[تصویر: 49.jpg][تصویر: 50.jpg]
[تصویر: 51.jpg][تصویر: 52.jpg]

[تصویر: 53.jpg][تصویر: 54.jpg]
[تصویر: 55.jpg][تصویر: 56.jpg]
[تصویر: 57.jpg]
غزه فلسطین
[تصویر: 58.jpg]
[تصویر: 59.jpg]
اسرائیل
[تصویر: 60.jpg]
[تصویر: 61.jpg]
[تصویر: 62.jpg]
[تصویر: 63.jpg]
[تصویر: 64.jpg]
[تصویر: 65.jpg]
[تصویر: 66.jpg]
افغانستان
برنارد هنری لوئی و دستور ترور شاه مسعود
[تصویر: 67.jpg][تصویر: 68.jpg]
[تصویر: 69.jpg][تصویر: 70.jpg]
[تصویر: 71.jpg][تصویر: 72.jpg]
عزت بگوویچ
[تصویر: 73.jpg][تصویر: 74.jpg]
[تصویر: 75.jpg]
[تصویر: 76.jpg]


طرف نظام و ملت ایران و جهان سازمان " جنبش انقلاب جهانی " است به ریاست راستچایلدها " ، پدر اینها تهیه کننده پروتکل یهود و کلیه انجمن های مخفی و شبکه فراماسونی و ملکه انگلستان هم گماشته اینهاست.
The Secret Masters of The World Revolutionary Movement


و برنارد-هنری لوئی ریاست (گروه تهاجمی یا یگان ضربت انقلاب ها)
The ShockTroops of The Revolutions


1- از نوابغ اپوزاسیون و بازی خوردگان نخبگان معاصر کشور یک سوال (؟) را طرح میکنم، این سخنرانی از کیست؟:

«در دو هزار سال گذشته هیچ کشورگشا یا نیروی خارجی نتوانسته است که بر زبان و فرهنگ ایرانی اثرات بنیادی بگذارد، که این یکی از نشانه های فرهنگ برتر است، و فرهنگ برتر همیشه بر فروتر چیرگی یافته است[b]. وی در کنفرانس
بیلدربرگ، نتیجه می گیرد که تنها راه رویارویی با چنین فرهنگی، نابودساختن آن است و پیشنهاد می کند کهایرانرا به قطعات قومی گوناگون بشکنند و میان کشورهای نوپا تقسیم کنند ( پروژه‌هایکردستانبزرگ،پشتونستانبزرگ وآذربایجان[/b]بزرگ).



2-
سوال دوم را میپرسم طرح خاورمیانه بزرگ و ناتو به ناتو نوین را به چه منظور طراحی کرده است؟

3-
سوال سوم عناصر تاریخی حقیقی و حقوقی حکومت مخفی آنها در ایران کیستند؟

4-
چه کسانی امپراطوری بی چون و چرای جهان را در سر میپرورند؟

5-
آیا میدانید نخستین مساجد لندن را چه کسی ساختند؟



چون اپوزاسیون نادان تر از این حرف ها هستند و بجای " اپوزاسیون برانداز "باید از معادل [b]" خیانتکاران تاریخ معاصر" ایران یاد کرد، خود جواب آنرا مینویسیمSad پاسخ)




اما به بخش کوچکی از کهنه بازی های گذشته این صهیونیست ها میپردازیم:



1- ترسیم تئوری مبارزه طبقاتی توسط صهیونیزم ( مارکس و لنینزم)

2- یهودیان مسیحی شده و یهودیان مخفی در مسیحیت برای استحاله مسیحیت( که همین برنامه در بین مسلمان ها پیاده شده و کماکان تا فروپاشی کامل ادامه دارد)

3- به بازی گرفتن ادیان و ادیان دست ساز (تقلبی)



پروتکل بزرگان صهیون یا پروتکل بزرگان یهود ، البته در این خصوص شنیده اید اما گوشزد کردن مجدد آن لازم است ، این پروتکل سند و مانیفست و نقشه راهی است که توسط شخص راستچایلد ترسیم شده برای استیلای یهودیان تهیه شده است. این کتاب در ۲۴ فصل یا پروتکل، که خلاصه مذاکرات ملاقات‌های رهبران یهودی است، به «نقشه‌های پنهانی یهودیان» برای حکومت بر جهان از طریق کنترل و مونوپول ( انحصار) در اقتصاد، کنترل رسانه‌های همگانی و دامن‌زدن به اختلافات مذهبی است.

و هنر عملیاتی صهیونیسم بین الملل را در فرو خوابندن چند دوره بیداری ملل در خصوص این پروتکل و سازمانها و کمیته ها و انجمن های مخفی صهیونیست ها باید ستود.

ریشه و دلائل بنیادین جنگ های صلیبی، عمده جنگ ها در اروپا قرون وسطی و جنگ اول و دوم جهانی، و پدیده کمونیسم و ایجاد بلوک شرق در مقابل بلوک غرب و فروپاشی امپراطوری ها را باید در مسیری برای رسیدن به امپراطوری صهیونیستی با نقطه عطف فاجعه یازدهم سپتامبر باید جستجو کرد.

اما بفردی میرسیم که کماکان بازی ها را درتاریخ معاصر کنترل میکند و در راس حرم نشسته است بعنوان امپراطور شیطانی ، پدراین بنده رانده شده خدا را در ذیل معرفی میکنم:

راستچایلد

میر امسل راستچایلد ( تولد 23 فوریه 1744 تا سپتامبر 1812) ، بنیان گذار خاندان شبکه بانکی بین الملل راستچایلد که یک نقش کلیدی و تاریخی ( شیطانی) را در توطئه و یک نقشه خیانت آمیز جهانی بنیاد نهاد. وی پیرو مکتب حروفیون مخفی ( یا شیطان پرستی) که هست بر اساس مکتب فلسفه اشراقی و فراماسونی . اما نویسنده مانیفست و نقشه راه صهیونیزم نوه راستچایلد بوده است، بنام لیونل ناثان راثچایلد (1809-1879).

پروتکل بزرگان صهیون
یا پروتکل بزرگان یهود سندی و مانیفست و نقشه راهی است که توسط شخص راستچایلد ترسیم برای استیلای یهودیان تهیه شده است. این کتاب در ۲۴ فصل یا پروتکل، که خلاصه مذاکرات ملاقات‌های رهبران یهودی است، به «نقشه‌های پنهانی یهودیان» برای حکومت بر جهان از طریق دخل و تصرف در اقتصاد، کنترل رسانه‌های همگانی و دامن‌زدن به اختلافات مذهبی است.

و هنر عملیاتی صهیونیسم بین الملل را در فرو خوابندن چند دوره بیداری ملل در خصوص این پروتکل و سازمانها و کمیته ها و انجمن های مخفی صهیونیست ها باید ستود.

ریشه و دلائل بنیادین جنگ های صلیبی، عمده جنگ ها در اروپا قرون وسطی و جنگ اول و دوم جهانی، و پدیده کمونیسم و ایجاد بلوک شرق در مقابل بلوک غرب و فروپاشی امپراطوری ها برای رسیدن به امپراطوری صهیونیستی با نقطه عطف فاجعه یازدهم سپتامبر باید جستجو کرد.

بعنوان مثال تهیه کننده طرح خاورمیانه بزرگ و تغییر در ساختار ناتو به ناتو نوین

ایشان کسی نیستند جز یک یهودی صهیونیزم بنام برنارد لوئیس

رنارد لوئیس (Bernard Lewis) ، (متولد ۳۱ می ۱۹۱۶ در لندن)، استاد بازنشسته مطالعات خاور نزدیک دانشگاه پرینستون است. او در لندن از پدر و مادری یهودی متولد شد. تخصص وی در تاریخ اسلام و اثر متقابل میان [b]اسلامو غرب
است و به ویژه بخاطر تحقیقات خود بر تاریخ امپراتوری عثمانی و مناظره خبیثانه اش با پروفسور ادوارد سعید بر روی کشمکش میان اسرائیل و فلسطین، مشهور است. لوییس یکی از برجسته ترین خاورمیانه شناسان غربی قلمداد می شود.[sup][[/sup][sup]۲[/sup][sup]][/sup] نظرات کارشناسی لوئیس، درباره خاورمیانه کانون گسترده‌ترین توجهات است. رایزنی‌های وی، مکرراً توسط خط مشی نمایان جمهوری خواه، خواسته می‌شود، از جمله دولت بوش، برای مثال دربارهٔ جنگ در عراق.

در دائره المعارف مورخان و نوشته‌های تاریخی مارتین کرامر که پایان نامهٔ دورهٔ دکترا او توسط لوئیس هدایت می‌شد، در دوران حرفه‌ای ۶۰ سالهٔ لوئیس، او را به عنوان موثرترین مورخ فراجنگ اسلام و خاورمیانه می خواند.

وی در سخنرانی "Iran in History" ایران در تاریخ که در مرکز موشه‏ دایان،دانشگاه تل آویو ایراد شده(۱۸ ژانویه ۱۹۹۹)،نقش ایران در تاریخ و تأثیر آن را بر تمدن جهان به اختصار مورد بحث قرار داده است.

لوئیس در این سخنرانی خاطرنشان می‏کند:«در دو هزار سال گذشته هیچ کشورگشا یا نیروی خارجی نتوانسته است که بر زبان و فرهنگ ایرانی اثرات بنیادی بگذارد، که این یکی از نشانه های فرهنگ برتر است، و فرهنگ برتر همیشه بر فروتر چیرگی یافته است. وی در کنفرانس بیلدربرگ، نتیجه می گیرد که تنها راه رویارویی با چنین فرهنگی، نابودساختن آن است و پیشنهاد می کند که ایران را به قطعات قومی گوناگون بشکنند و میان کشورهای نوپا تقسیم کنند ( پروژه‌های کردستان بزرگ، پشتونستان بزرگ و آذربایجان بزرگ).



همان تجربیات موفق در اروپا در کشورهای مسلمان پیاده شد.


اما در اینجا با آوردن قطعی از تاریخ فاز آخر برنامه و نحوه فروپاشی ایران را توضح خواهیم داد.

روسیه برای سالهای متمادی قبل از "انقلاب روسیه" [b]مهد مسیحیت نامیده میشد هدف اصلی رهبران" جنبش انقلاب جهانی"
چه بود.؟ روسیه بزرگترین جامعه مسیحی با تاکتیک های جدید و بروزشده و برگرفته شده ازانقلاب فرانسه" "توسط جنبش انقلاب جهانی" ،تخریب و نابود شد.

دلایل بسیاری را میتوان برشمرد اما یکی از دلائل عمده آن ضدیت خانواده سلطنتی روسیه از سازمان جنبش انقلاب جهانی بود و این عمل باعث دشمنی جدی و اساسی روئسا (استادان) مخفی امپراطوری سیاه انجمن های مخفی شد. به این ترتیب شد که خانواده سلطنتی روسیه و کشور و مردم روسیه در مسیر نابودی قرار گرفتند.

امپراطوری روسیه در مقابل کمونیست تسلیم شد ، حتی کارل مارکس تئوریسین این بازی هم باور نمیکرد و شوکه شد ، او روش و مسیری را در ظاهر طرح کرده بود که بزعم خود کشورها و ملل را بیشتر از جهان غرب ،صنعتی و پیشرفته خواهد نمود ونه باعث عقب گردی مانند روسیه غیر صنعتی و وابسته به کشاورزی آنزمان بشود. هنوز تئوری ها و روشهای سیاه و تار وی و فلسفه سیاه ترش بعنوان ""سلاح ایدئولوژیک" استفاده میشود و روسیه "مادر مسیحیت " را قبل از اینکه آنها از صنعتی شدن بهره ای ببرندبه زمین زد و باعث تخریب و نابودی روسیه شد.

بنابراین باید پرسید ،چرا روئسا (استادان )مخفی جنبش انقلاب جهانی روسیه را بعنوان اولین سنگر مستحکم کمونیست انتخاب کردند؟ در این خصوص توضیحات گوناگونی وجود دارد اما حقیقت امر این بود که روسیه مانعی برای جنبش جهانی انقلاب بوده است و بنابراین دستور کار شیطانی قدیمی در خصوص ایجاد حکومت جهانی با مانع جدیدی روبرو شده بود.

در یک کینه ورزی رهبران مخفی جنبش انقلاب جهانی تصمیم به نابودی روسیه و انتقام و کینه جوئی وحشتناک از خاندان رامانوف گرفتند.




خاندان امپراطوری روسیه که از 1613 بر کشور حکومت میکردند مانع هر نوع تلاش و کوششی در مقابل سازمان " قدرت پول نامرئی" برای ایجاد یک بانک مرکزی در روسیه تحت کنترل مستقیم راستچایلد را رد کرده بود.

یکی دیگر از دلائل این بود که در داخل روسیه انجمن و کمیته یهودیان معاند اشکنازی بزرگی وجود داشت که به عمد یاری رسان به جنایت و قتل در روسیه مادر مسیخیت بودند و میلیون ها کودکان مسیحی را قتل عام کردند. خصوصا تفکر آنها ،آغاز انحلال و نابودی تمدن های بومی و غیر یهودی و ظهور یک جهان تحت حکومت یهودیان بود .

یکی از بخش های ضروری " جنبش انقلاب جهانی"
" قدرت پول نامرئی " است وکلید عملیاتی ان تنزیل خواری (رباخواری) یهودیان بین الملل بر طبق اصول"سیستم رزوو کسری" و بانک مرکزی است .

دلیل ان کنترل تامین وعرضه پول یک کشور و با ایجاد خط اعتباری نسبت به "کنترل خودکار" و " غیر رسمی" یک کشور اقدام میشود.این وضعیت بطور اجمالی توسط [b]ناتان مایر روچیلد، خداوند ثروت و دسیسه و توطئه در جنبش جهانی انقلاب بیان شده است:


" برای من اهمیت ندارد که چه دست نشانده ای بر تخت سریر سلطنتی بریتانیا برای حکومت این امپراطوری نشسته است ، که افتاب در امپراطوریش هیچگاه غروب نمیکند ، این مردی است که پول بریتانیا را کنترل میکند، امپراطوری بریتانیا و تامین پول بریتانیا را کنترل میکند"



بمعنی دیگر او بانک مرکزی کشورها را کنترل میکند و اوست که مالک و ریاست بازار پول و ارز کشور است. که سیاستمداران آن کشور را در جیب خود دارد و بودجه و درآمد های کشور در وثیقه و رهن او گذاشته شده است. از اینرو اهداف مهم و عمده روئسای مخفی (سری) جنبش انقلاب جهانی با بدست گیری بانک مرکزی کشورها از طریق کنترل مستقیم " قدرت پول پنهانی "در کلیه کشورها است. در هر حال دوکشور از معامله و همکاری با راستچایلد سرباز زدند : روسیه و ایالت متحده آمریکا.


"قدرت پول نامرئی "، تجلی گر بیرونی مالکیت راستچایلد و خانواده اش است ، در دو کشور روسیه و ایالت متحده ممانعت وحائلی برای نفوذ خاندان راستچایلدها ایجاد شده بود. در روسیه بدلیل خانواده رومانوف ها ،و خاندان امپراطوری سلطنتی روسیه که از سال 1613 در این کشور حکومت میکردند و هر طرح و پیشنهادی را که از سوی خاندان راستچایلد ها ارائه شده بود را نپذیرفته بودند و در آمریکا بدلیل یک فرد بزرگ و میهن پرست پرزیدنت آندره جکسون، که راستچایلدها و بانک هایشان را ،که دومین بانک امریکا،بودند را شکست داده بود.

آبراهام لینکن دشمن بزرگ کشورش را در انتخابات 1832 با شعار " جکسون و نه بانک" ولو اینکه راستچایلدها مبلغی بالغ بر سه میلیون دلار به کمپین مبارزه انتخاباتی بر علیه جکسون ، بههنری کلای داده بودند، شکست داد.

جکسون میدانست علیرغم پیروزی بزرگش ، دشمن هنوز فاصله بسیار دوری از یک شکست همیشگی است: "مار چند سرفاسد و شرور زخمی میشود ولی هیچگاه کشته نمیشود."[/b]

در حالیکه خانواده راستچایلدها دسیسه و طرح ریزی برای ایجاد یک جا پای امن در آمریکا کرده بودند، وضعیت در روسیه بگونه ای دیگر بود. انها هرگز موفق به برپا یی تشکیلات بانکی در روسیه تا زمانیکه خانواده رومانوف صریحا ممانعت میکردند نشدند و خاندان رومانوف معامله و همکاری با آنها را رد کرده و نپذیرفته بودند، و بطور عریزی و غیر ارادی ،طرح های شریرانه ای که آنها ارائه میدادندرا میفهمیدند.

این در ذات خود خشم و غضب راستچایلدهارا بهمراه داشت اما کاخ سلطنتی روسیه بارها جاه طلبی راستچایلدهارا خنثی کرد و تلاش های آنها را عقیم گذاشت.

کنگره وین در سال 1814 برای تعیین شکل اروپا پس از سقوط ناپلوئون و تجزیه امپراطوریش تشکیل جلسه داد. اینجا قدرت های پیروز حداکثر بهره و منافع را از آن وضعیت مطالبه میکردند: یکی از این قدرت های بزرگ شامل سازمان" قدرت پول نامرئی" بنمایندگی راستچایلد بود. از اینرو قدرت های رقیب برای تاثیر گذاری و مطالبه خواسته هایشان از کنگره خواسته های خود را ارائه میدادند، خواسته راستچایلد بوجود آوردن یک شکلی از قدرت " پان اروپایی " بود، یک " اتحادیه اروپایی اولیه" ، یک " دولت جهانی اولیه" ،که بطورکامل اقتصاد و سیاست جهانی را کنترل کند. آنها یعنی راستچایلدها اهدافشان را با بهره برداری از بدهی عظیمی که تعداد بسیاری از کشورهای اروپایی به آنها بدهکار بودند بعنوان اهرم و نفوذ سیاسی پیش میبردند.

کنگره بسیار خوب برای راستچایلد آغاز شد. آنها با مدیریت کردند کنگره باعث شدن که اولین خواسته شان که شناسایی کشور سوئیس بعنوان کشور بی طرف (خنثی) برای همیشه در جنگ ها ست پذیرفته شود و بموجب یکی از شرایط آن ،آین قلمرو دارای قدرت عالیه برای آنها ست و در هرزمان میتواند و مختارند دوطرف جنگ های طراحی شده آینده را تامین مالی کنند.

اما آن هنوز بسیار از طرح های جاه طلبانه برای تشکیل یک " حکومت جهانی اولیه " فاصله داشت ، و طرح دولت جهانی اولیه شکست خورد وقتیکه تزار آلکساندر 1 روسیه ، رها از بانک مرکزی راستچایلدها و رها از نظام بدهکاری راستچایلدها،بر روسیه حکومت میکرد و دولت جهانی در حال تولد پیشنهادی را رد کرد و نپذیرفت.

طرح حکومت جهانی اولیه ناتان مایر راستچایلد و "روئسای مخفی" "جنبش انقلاب جهانی" بی نتیجه گذارده و خنثی شد به این معنی که کل اروپا در چنگالشان قرار نگرفت ، لذا هر دو تصمیم گرفتند و مصمم شدند برای پیش بردن دستورکار شریرانه خود و در کینه جویی و انتقام با نابودی دودمان و سلسله رومانوف.

دو رفتار رومانوف برای روئسای مخفی "جنبش انقلاب جهانی" توهین آمیز قلمداد شد، در امتناع و رد بانک مرکزی راستچایلد در قلمروی روسیه ورد و امتناع از پیوستن به دولت جهانی در حال تولد تحت "قدرت پولی نامرئی " که با راستچایلدها شناخته میشدند. سومین رفتار توهین آمیز توسط خاندان رومانوف ها ، حمایت و پشتیبانی از رئیس جمهور محاصره شده آبراهام لینکون که به جنگ های داخلی آمریکا مشهور شد.

مردم نادان و ساده فکر میکردند که جنگ های مشهور به " جنگ داخلی آمریکا " بدلیل " مسئله برده داری" است. جنگ برای تجزیه ایالت متحده که در اصطلاح " ایالات متحده آمریکا" نامیده میشد با ریاست جمهوری جفرسون دیویس از یک سو که با توطئه و دسیسه بر جدایی از ایالات متحده به بهانه رد و نپذیرفتن آزادی برده هایشان آغاز شده بود. و از سوی دیگر ایالات شمالی با ریاست جمهوری آبراهام لینکن فقط بخاطر " از قید رها کردن برده ها". این ظاهر داستان مانند بیشتر اسطوره های نوین حرف پوچ مزخرف و بی معنی است.

دلیل واقعی جنگ های داخلی آمریکا " مسئله آزادی برده ها " نبود بلکه " مسئله پول " بود. یا صریح تر که ابراهام لینکن ثروت و اموال و اعتبار آمریکا و مردمانش را کنترل میکردو مانعی برای تصرف و احاطه آن توسط راستچایلدها بود.

رئیس جمهور آبراهام لینکن که مشهور شد به" آزاد کننده برده ها"، خودش خیلی واضح و شفاف بر روی موضوع برده داری و دلیل واقعی جنگ پرده برداشت:

"من بطور مستقیم یا غیر مستقیم هیچ قصدی برای دخالت کردن در اصل حقوقی برده داری در ایالتی که هم اکنون وجود دارد ندارم. من اعتقاد دارم من همینطور حق قانونی برای انجام آن ندارم و همچنین هیچ تمایلی برای انجام آن ..... هدف غائی و عمده و اصلی من نجات اتحاد و ایالت متحده است. حفظ و نجات این اتحاد مگر با نابودی برده داری امکان ندارد. اگر من می توانستم نجات دهم اتحاد و یکپارچگی را بدون آزادی هر برده ای من اینکار را میکردم."

دلائل واقعی جنگ ،کنترل تامین پول و اعتبار آمریکا بود: مردانی بودند که علاقمند بودند که آبراهام لینکن این خواست را " کنترل پول و اعتبار" در کنگره قانونی شود،بنا بر این دستان مردم را در دستش نگه داشتند. مردانی که به راستچایلد علاقمند بودند می خواستند آنرا در دستان کثیف و توطئه گرشان کنترل نمایند. آنها میخواستند با کنترل پول واعتبار امریکا قدرت عظیم مالی و صنعتی آمریکا را وادار به همکاری برای "جنبش انقلاب جهانی " به خدمت بگیرند و با استفاده از نیروی نظامی و اقتصاد آمریکا "نظم نوین جهانی" همان "حکومت جهانی" را ممکن سازد.

کنترل کنندگان پول، راستچایلدها را به درجه اعلی و افضل رساند، در اواسط قرن نوزدهم 19 ، دیدیم یک طرح کنترل پولی راستچایلدها برای تجزیه و تسخیر آمریکا باعث غوطه ور کردن آن در جنگ خونین داخلی شد.

اوتو وون بیسمارک (1815-98) صدر اعظم پولادین المان تائید کرد اینرا در 1876:

" تقسیم ایالت متحده آمریکا به سیستم فدرالی با قدرت یکسان ، [b]بسیار پیش تر از جنگ های داخلی توسط قدرت های مالی عالی در اروپا تصمیم گیری شده بود ، این بانک داران ترسیده بودند که اگر ایالت متحده بعنوان یک بلوک باقی بناند و یک کشور ،با اقتصاد و امور مالی مستقل باقی بماند، استیلای مالی شان را در جهان وازگون خواهد کرد.... اما مانند همیشه بازی راستچایلد چربید و غلبه کرد. آنها با پیاده کردن " بازی دمکراسی دو حزبی" باعث بوجود آمدن دولت های ضعیف در ایالت متحده میشوند که با کنترل آن ، تاراج و غارت عظیمی بدست آورند و دولتهایی ضعیف را در" بازی دمکراسی "جانشین و جایگزین و جابجا کنند ، و با بدهکار نگه داشتن آنها به فاینانسرها و تامین کننده های مالی
، با ایجاد "جمهوری های گوناگون به کنترل ایالت متحده بپردازند . لذاآنها شروع کردند به ارسال مامور مخفی برای بکارگیری و بهره برداری از کلید واژه " مسئله برده داری" و بدینگونه یک حفره بسیار عمیق و شکاف بین دو بخش از جمهوری" حفر کردند.

" روئسای مخفی" سازمان " جنبش انقلاب جهانی "، بدین گونه توطئه و دسیسه کردند و قدرت و خاصیت حیاتی و طبیعی آمریکا را بوسیله تقسیمات قدیمی و " قواعد تاکتیکی" و همچنین توسط تاسیس بانک مرکزی راستچایلدها برای کنترل تامین پول ویران و نابود ساختند. بنابراین آنها برای غوطه ور کردن آمریکا در یک جنگ داخلی خونین توطئه چیدند ، جنگی با کشتار متقابل یک ملت ، جنگی که نیم میلیون کشته برجای گذاشت. که اکثریت قریب به اتفاق آنها گروههای مسیحی بودند که کشته شدند.

رهبران جنگ سازمان"جنبش انقلاب جهانی"[/b] دستور تجاوز بر طبق " دکترین مونروا " را صادر کردند، که این دکترین طرح شده در سال 1758- 1831 ، در پنجمین ریاست جمهوری آمریکا ،در طول هفتمین گزارش سالانه ارائه شده به کنگره در سال 1823. دکترین مونروا یک دستور کار در سیاستگذاری خارجی آمریکا در مخالفت علیه مداخله در نیم کره غربی از قدرت های خارجی بود.

این بدانگونه معنی شده است که ایالت متحده حق دخالت به امور قدرت های اروپایی در پیش برد مستعمرات شان در قاره آمریکا و یا دخالت در امور کشورهای پادشاهی قرار گرفته در قاره امریکا را ندارد. در مقابل ایالت متحده در تمام جنگ ها بین قدرت های اروپایی و یا جنگ بین یک کشور اروپایی و مستعمراتش بی طرف خواهد بود. اما اگر این جنگ ها در قاره آمریکا استقلال طلبانه بودند ایالت متحده میتواند یک رصد نزدیکی از این امور و اوضاع برای تصمیم گیری که ایا چنین اقدامات نظامی میتوند ضدیت و یا خصومت علیه ایالت متحده داشته باشد را انجام دهد.

تنها چند ماه از نخستین شلیک ها در جنگ داخلی آمریکا بود که راستچایلد ها نسبت به تحریک دو قدرت اروپایی برای تجاوز به دکترین مونروا را انجام دادند.و [b]" نخست " با قرض دادن پول به ناپلئون 3 فرانسه ( پسر برادر جنرال فرانشوی کورپرال کوچک) 210 میلیون فرانک برای او برای تصرف مکزیکو
، لذا بر طبق توافقنامه مستعمراتی که آنها با ایالت متحده داشتند ، ایالت متحده نمی توانست دخالت کند.

سربازان فرانسوی سریع در طول مرزهای جنوبی ایالات متحده آمریکا مستقر شدند، دوم" تشویق کردند بریتانیا برای حرکت دادن 11000سرباز به کانادا و تثبیت موقعیت آنها در مرزهای شمالی آمریکا.

بنابراین لاشخور صفت ها ایالت متحده محاصره شده و ریاست جمهورش را احاطه کردند.آبراهام لینکن میدانست که ایالت متحده در یک خطر جدی قراردارد و از خزانه دارش سالامون پی چیس درخواست تهیه پول برای نجات ایالت متحده آمریکا کرد، چیس به بانک های بزرگ مراجعه کرد، همه تحت "کنترل" [b]سازمان"قدرت پول نامرئی" بودند که برای نابودی آمریکا هجوم آورده بودند. زمینه برای نجات ایالات متحده مستعد نبود. بنابراین به آنها پیشنهاد شد قرض با نرخ سود گزاف 24% تا 36 %. البته رئیس جمهور لینکون این پیشنهاد را رد کرد و درصدد تامین منابع دیگر از در آمد شد ، لینکن از سرهنگ دیگ تیلور
از شیکاگو برای فاینانس و تامین مالی جنگ پرسید.

در طول یکی از ملاقات ها لینکن از سرهنک تیلر پرسید چه پیشنهاداتی او برای این اوضاع دارد؟ که او پاسخ داد:

" چرا لینکن ، آن بسیار ساده است، لایحه قانونی را به کنگره ببر برای گذراندن مجوز چاپ اسکناس صادر از خزانه، ...و پرداخت کن آنرا به سربازان و برو جلو و مطمئن باش در جنگ پیروز میشوی با ان"



رئیس جمهور از سرهنگ تیلر پرسید ایا مردم ایالت متحده این پول ها را میپذیرند ؟ که سرهنگ تیلور پاسخ داد: مردم و هر کس دیگر انتخابی جزء این در خصوص این موضوع نخواهند داشت، اگر شما آنرا با عنوان پول رایج قانونی در گردش مالی وارد کنی، آنها ضمانت قانونی کامل دولت را خواهند داشت و درست مانند هر پول دیگری عمل خواهد کرد همانگونه که مصوبات کنگره دارای ارزش است چون برگرفته از قانون اساسی کشور است."


آبراهام لینکون موافقت کرد و در سال 1862 دستور چاپ 450 میلیون دلار با جوهر سبز بر طبق مصوبه لایحه ارائه شده به کنگره را داد به این صورت تا این اسکناس ها از اسکناس های در گردش متمایز گردند و این اسکناس ها معروف به دلارهای پشت سبز شدند. این اسکناس ها مورد علاقه و پذیرش نهاد های خصوصی و بانک ها نبود بدلیل کنترل ودر گردش بودن اسکناس چاپ شده توسط فدرال رزو.


این اسکناس های " پشت سبز" مجانی و آزاد مورد استفاده دولت فدرال برای پرداخت به سربازها برای خرید لوازم ضروری قرار میگرفت.

رئیس جمهور آبرهام لینکن تنها رئیس جمهور تا قبل از جان کندی بود که جرئت صدور اسکناس بدون بدهی ایالت متحده فدرالی را داشت، چیزی که سازمان" قدرت نامرئی پول " نمی تواند تحمل کند و بنا براین دلیل اولیه و مهمترین علت برای مرگ نابهنگام این دو مرد شجاع بوسیله ترور شد.

در مورد این موضوع خیلی مهم "ارز ملی " بدون بهره لینکن اظهار داشته است:

" دولت باید ایجاد، صدور و گردش همه ارزها و اعتبارات مورد نیاز را به انجام برساند تا قدرت پرداختی حکومت و قدرت خرید مصرف کنندگان را در حد رضایت نگه دارد. افتخار ایجاد و صدور پول نتنها از والاترین و برجسته ترین امتیازات دولت به حساب میآید بلکه این مسئله عالی ترین و بزرگترین فرصت خلاق دولت محسوب میشود.با تصویب این اصول مالیات دهندگان از مبالغ هنگفت بهره نجات پیدا خواهند کرد. پول از ریاست و سروری کردن به در خدمت مرئوس بودن انسان کاهش پیدا خواهد کرد.

" یا پر مغزتر: ما به مردم این جمهوری بزرگترین نعمت ممکنه که آن هم داشتن پول کاغذی از خود برای پرداختن بدهی شان میباشد را اهداء میکنیم"

مدت ها بعد در همان سال روزنامه تایمز
یک مقاله اعتراضی بر علیه جسارت لینکن در رهایی از قدرت نامرئی پول و بدنبال توانمندسازی و غنی سازی مردم در این گستره منتشر کرد:




"اگر سیاست شیطنت آمیز و موذیانه مالی که اساس آن از جمهوری آمریکای شمالی منشاء گرفته است، باید تا مرحله یک اثاث منزل افت کند، پس از آن دولت برای تزئین آن از پول خود بدون هزینه استفاده کند. بدهی ها رابا آن پرداخت میکند و بدون بدهی خواهد بود. سپس تمام پول لازم برای ادامه تجارت خود را خواهد داشت... آنچنان مرفع خواهد شد فراتر از سابقه تاریخی در حکومت های متمدن جهانی. تمام مغزها و ثروت های جهانی از تمام کشورها به آمریکای شمالی سرازیر خواهد شد. آن دولت باید از بین برود و گرنه تمام پادشاهی ها در سرتاسر دنیا را نابود خواهد کرد."

در بیانیه ای در کنگره چندین ماه قبل از اینکه رئیس جمهور آبراهام لینکن ترور شود او چنین اظهار کرد:


" من دو دشمن بزرگ دارم، ارتش جنوبی در مقابل من، و موسسات مالی در عقبم، از این دو ، اونی که در پشت من است بزرگترین دشمن من است" و بدین وسیله دشمن واقعی را برای مردم شناساند سازمان" قدرت پول نامرئی " که صورت عمومی آن راستچایلد بود.در همان دوران پر آشوب لینکن کشف کرد که تراز روسیه، الکساندر2 هم با راستچایلد ها مشکلاتی دارد. زیراکه خانواده سلطنتی روسیه بارها برای راه اندازی بانک در قلمروشان و تلاش از طرف وام دهندگان یهودی اشکنازی مخالفت کرده بودند. سپس در سال 1863 وقتی که اوضاع برای ایالت متحده نا امید کننده و مایوس کننده بنظر میرسید، تزار با اعلام کردن حضورش در کنار ایالت متحده به ستوه آمده و محاصره شده و رئیس جمهورش، به لینکن کمک غیر مترقبه ای کرد. الکساندر اعلام کرد که اگر انگلیس یا فرانسه به صورت فعالانه در جنگ داخلی آمریکا به نفع جنوب مداخله کنند، در آن صورت او این مسئله را اعلان جنگ به روسیه قلمداد خواهد کرد و از شمال آمریکا تدافع خواهد کرد. تزار برای نشان دادن جدیت خود فرمان انتقال بخشی از ناوگان روسیه را به بندر سان فرانسیسکو و بخش دیگر را به بندر نیویورک صادر کرد. و بنابراین این وسیله، رومانوف ها دوباره جاه طلبی های روئسای مخفی سازمان" انقلاب جهانی پنهانی " را نقش بر آب کردند و بنابراین باعث برانگیخته شدن دشمنی هنگفت و تنفرشان شدند.

یارانه ها و سوبسیدها در این دوره 1905-17 بوسیله یعقوب شیف، کوهن لوئب و کمپانی به نیهیلیست ها اهداء میشد. نیویورک دیگر سخاوتمند نبود. یک سازمان واقعی ترورریستی روسی بوسیله هزینه انها راه اندازی شده است. این سازمان روسیه و فرستادگان و نمایندگانش را تحت پوشش قرار میداد.

فراتنوا کوتی، تولید کننده عطر این مسئله را در فیگارو در بیستم فوریه 1932 اعلام میدارد.

" وقایعی که در روسیه در سال 1905 صورت گرفت... به سادگی نشان میدهد که سازمان جنبش انقلابی
یک شخصیت قطعی بین المللی دارد.... انقلابیون مقادیر بسیارزیادی سلاح در اختیار دارند که از خارج از کشوربه داخل کشور منتقل شده اند و امکانات مالی بسیار قابل توجهی را می نمایاند.... این دلائل قاطع است تا نتیجه گیری کند که سازمان های سرمایه داران خارجی از " جنبش انقلابی" پشتیبانی و حمایت میکند.

اگر به موارد فوق این مطلب را اضافه کنیم که فراتر از هر تردیدی ثابت میشود که یک بخش عمده و اساسی توسط یهودیان بازی شده است... با حلقه رهبرانی از سازمان های مختلف با همان خوبی تشکیلات خودشان ...

همیشه خصمانه ترین عنصر انقلاب .... ما خودمان را موظف میدانیم که باور کنیم ،حمایت خارجی ذکر شده در بالا از جنبش انقلابی روسیه نشآت گرفته از محافل سرمایداری یهودی است.


وزیر خارجه روسیه در سال 1906 به امپراطوری نیکلاس 2 در آغاز انقلاب 1905 اعلام کرده است که نقل شده در آمریکای عبری 13 هم جولای 1918

" انقلاب در روسیه یک انقلاب یهودی است، یک بحران در تاریخ یهودی "

این تیتر مجله مکابین
مجله صهیونیستی در آن زمان در نیویورک در نوامبر 1905 در اشاره به انقلاب نافرجام بلشویکی در آن سال منتشر کرد.

رومانوف ها با عبور مکرر خود را از راستچایلدها ، جنبه های مشخصی از دستور کار آشکار سازمان جنبش انقلابی جهانی را نقش بر آب کردند. بنابراین آنها خودشان را بگونه ای به بزرگی نشان دادند که باید برطرف و از بین برده شوند. مکانیزم مورد استفاده برای از بین بردن رومانف ها و مادر مسیحیت "روسیه" می توانست دشمنی قدیمی یهود برای غیر یهودی ها باشد اما این دشمن قدیمی توسط سازمان "قدرت پول یهودیان" و بیشتر از قدرت وحشتناک " امپراطور سیاه انجمن های مخفی" تقویت و پشتیبانی میشد.

بنابراین همانگونه که جهان در حال وارد شدن به قرن بیستم بود، قدرت های شیطانی در حال توطئه چیدن برای انهدام و نابودی رومانوف ها و روسیه مهد مسیحیت بودند که در پشت این توطئه قدرت های شیطانی، رباخوران یهودیان بین الملل و یهودیان صهیونیست بولشوئیک بود:"سازمان گروه تهاجمی انقلاب" ها که اعزام شده بودند برای اقدام و عملیات براندازی وحشیانه و فروپاشی .

روئسای (استادان) مخفی امپراطوری انجمن های مخفی معمار طراحی کلیه جنگ ها و انقلاب ها برای رسیدن به[b] " حکومت جهانی" برای بدست گرفتن کنترل مستقیم کلیه امور. این جنگ ها و انقلاب های طراحی شده بسیار مهم در اواسط سال 1880 توسط سازمان " جنبش جهانی انقلاب ها"
برنامه ریزی و اجرا شد. سه جنگ جهانی و سه انقلاب کبیر برای رسیدن به " "حکومت جهانی"[/b] توسط آنها طراحی و اجرا شد، یکی از [b]"انقلاب های کبیر انقلاب کبیر روسیه" بود.

پنهانی ترین اقدامات برای شورش و آشوب برای چند دهه علیه تزار روسیه به اجرا گذاشته شد ، اما نمود عینی آن در سال 1904 در جنگ روسیه –ژاپن ظاهر شد. تحقیری برای روسیه و پیروزی برای ژاپن و قدرتمند شدن کره و منچوریا.

جنگی که نماینده آمریکای شمالی راستچایلدها یاکوب شف بنفع ژاپنی ها فاینانس و تامین اعتبار کرده بود. یک جنگ تحقیر آمیز برا
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: heaven ، R3Z4 ، Maysam-1st ، MOHSEN-Z ، aghah ، yektasepas ، sadegh-a ، محب الزهرا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا