|
عکس / بزرگ ترین امتحانِ یک مرد
|
|
۱۶:۳۶, ۵/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام عکس / بزرگ ترین امتحانِ یک مرد امتحانی که این یکه سوارانِ شرف پشت سر می گذاشتند، بسیار دشوارتر از آن چیزی بود که جوانان مجرد و حتی میانه سالانی که صاحب چندین فرزند با آن مواجه بودند و شاید بتوان آن را بزرگ ترین امتحان یک مرد نام نهد. به گزارش جهان نیوز، بخش عمده ی رزمندگان حاضر در جبهه های دفاع مقدس، جوانان 18 تا 30 سال بودند که قسمت قابل توجهی از آنان به تازگی ازدواج کرده و صاحب خانه و خانواده شده بودند. در این میان،کم نبودند آنان که به تازگی صاحب اولاد شده و لذت رسیدن به مقام پدر را تجربه می کردند. آنان ناچار بودند در شیرین ترین لحظات عمر خود، شورانگیزترین نعمت های خدا را ، رها کرده و به زیر باران آتش بروند و جالب این که در این مسیر، کم ترین اجباری وجود نداشت و این آزاد مردان تنها با تکیه بر عرت و غیرت خود، دست به چنین انتخابی می زدند؛ جگرپاره ی کوچک خود را بوسیده و می بوییدند، او را به دست عروسِ جوان خود می سپردند و با دلی که یاد نوزادشان می طپید، به میدان معامله با آفریدگار خود می شتافتند. امتحانی که این یکه سوارانِ شرف پشت سر می گذاشتند، بسیار دشوارتر از آن چیزی بود که جوانان مجرد و حتی میانه سالانی که صاحب چندین فرزند با آن مواجه بودند و شاید بتوان آن را بزرگ ترین امتحان یک مرد نام نهد. تصویری که می بینید، در آیین اعزام رزمندگان به جبهه های جنگ گرفته شده است و صحنه ای از همان امتحان سترگ را به نمایش می گذارد. جوانی ملبس به رزم جامه و مزین به پیشانی بند جهاد فی سبیل الله، با همسر و نوزاد چند ماهه اش وداع می کند. نمی دانیم آیا این پدر بار دیگر توانست کودکش را در آغوش بگیرد یا نه اما مرحباگو و قدر دان جان تابناکش هستیم(چه در عرش باشد، چه در فرش) که در لحظه ای پرحرارت از تاریخ، جلوه ای درخشان از اراده «راهیان کربلا» را به نمایش گذاشت. به فدای لب عطشان حسین ابن علی و علی اصغرش(صلوات الله علیهم). ![]() اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یا الله |
|||
|
|
۱۶:۵۹, ۵/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
پاورقی : این عکس بزرگترن امتحان یک زن هم هست
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- حتی فکر بیوه شدن کشنده ست! آن هم در اوج جوانی... و با یک کودک خردسال! که هم باید مادرش باشی... هم پدرش! اما بیایی و خودت پند پوتین شوهرت را محکم کنی، تا قدم هایش محکم و دلش قرص شود برای رفتن... شوهرت دعا کند که شهید شود، و تو هم آهسته آمین بگویی برای پرواز عاشقانه ی عشقت... بعد تو بمانی و یک دنیا اشک... خودت عشقت را امیدت را همه ی زندگی ات را از زیر قرآن رد کنی... که برود! همیشه گذشتن و رفتن... آسان تر از ماندن و نگه داشتن است! به افتخار همه ی مادران و همسران شهیدان ![]() که سختی موندن رو به جون خریدند و از آرمانهای شهیدانشون دفاع کردند |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: nf00267859-3.jpg]](http://www.jahannews.com/images/docs/files/000267/nf00267859-3.jpg)




