|
بحثی بنیادین پیرامون این عبارت(استدلال شما من را قانع نکرد)!
|
|
۱:۱۵, ۱۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بارها و بارها در این مدتی که تا کنون در تالار بوده ایم شاهد مناظرات متعددی بوده ایم بارها و بارها در زندگی خود با دیگران مناظره و مباحثه میکنیم در زندگی روزمره بارها و بارها شاهد مناظرات و مباحثاتی در بین دیگران هستیم بارها و بارها حس میکنیم با اینکه کاملاً بدیهی به نظرمان میرسد که منطق یک طرف بحث مشکل دارد و طرف دیگر کاملاً منطقش غالب است اما طرف مقابل با ذکر توجیهاتی (که به زعم خود بسیار منطقی است) مدعی میشود که به این توجیهات به نظرخودش منطقی و به نظر ما غیر منطقی قانع نشده است و طرف مقابل ناتوان است در اثبات حقانیت نظرش و یا اثبات ابطال نظر خودش از طرف شخص مقابل ریشه این ها چیست به نظر شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به تعبیر دیگر آیا ایمان آوردن و یا به تعبیری قانع شدن تنها وابسته است به استدلال منطقی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا در یکجا یک استدلال که به نظر عده ای بسیار منطقی است از نظر عده ای دیگر منطقی نیست؟؟؟؟؟ نظرات رو دوستان بفرمایند عمری بود و توفیقی نظراتی رو بر مبنای آیات قرآن و روایات در این خصوص تقدیم میکنم اما ضرورت وجود چنین تاپیکی رو شدیداً حس میکنم در تالار با توجه به جایگاه خاص مباحث مناظره ای در تالار! |
|||
|
|
۱:۳۰, ۱۶/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/بهمن/۹۱ ۱:۴۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تا اونجایی که بنده میدونم وقتی حجت بر ما تمام شد که طرف مقابل منظور ما رو فهمیده ولی داره خودشو میزنه به اون راه ، موکدا باید از ادامه ی بحث پرهیز کنیم ! حتی اگر باعث شود اطرافیان فکر کنند که ما کم آورده ایم و... آن کس که به قرآن و سخن زو نرهی آن است جوابش که جوابش ندهی (سعدی) |
|||
|
|
۱:۵۷, ۱۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
حامد جان نگفتم که چه باید بکنیم در این مواقع
سوال اینجا است که ریشه ی این رفتار در چیست؟ یه بار دیگه نظری به تاپیک اولیه بیانداز لطفاً |
|||
|
|
۲:۰۹, ۱۶/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/بهمن/۹۱ ۲:۱۰ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
خب ریشه ی این رفتار در عدم حق پذیری (به خاطر قساوت قلب و...) ، در نفاق ، در اینکه اگر حرف طرف مقابل را قبول کنم آبرویم میرود و میگویند کم آورده و...
بسته به شرایط و شخصیت طرف ، هرکدام از حالات بالا ممکن است |
|||
|
|
۲:۱۰, ۱۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
به نظر می رسه یکی از دلایل این مسئله منیت و غرور البته از نوع خطرناک آن هست که بسیاری از ما درگیر ان هستیم. اگر اندکی به حرفهای خود دقت کنیم می بینم که در شرایط متفاوت سیاست های دوگانه ای را در پیش گرفته ایم. لذا شکستن خود کاری بس دشوار است و از عهده ی هرکسی بر نمی اید و نیاز به تلاش برای رشد ظرفیتهای درونیمان دارد. در واقع بعضی اصلا دنبال حقیقت نیستند فقط می خواهند ابراز وجود کنند. نقل قول:وقتی ما صحبت از نقد منصفانه می کنیم و به پیامدهای سازنده ی ان پی می بریم، کمتر کسیست که بگوید من مخالم این نوع نقد هستم. همه موافقند و از این صحبت ها استقبال می کنند و شاید این نوع نقد رو به دیگران هم پیشنها کنند! |
|||
|
|
۱۱:۵۹, ۱۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
همان طور که دوستان گفتند همه جا استدلال منطقی و آوردن دلیل نمی تواند باعث ایمان افراد بشود.... اگر نگاهی هم به تاریخ بیاندازیم می بینیم افراد بی شماری را که بسیار قوی استدلال می کردند و از لحاظ منطقی در ظاهر در رتبه بالایی قرار داشتند ولی سخن حق در گوششان فرو نمی رفت....
یکی از حالات فطری انسان این است که میخواهد همواره در طرف حق باشد. و این از حس فطری حقیقت خواهی او بر میخیزد.... ولی همین حس پاک در برخی از زمان ها باعث دردسر و سقوط او می گردد: توضیح اینکه مثلا شخص در ورطه باطل می افتد و حس حقیقت خواهی او این نهیب را بر خود می زند که نکنه من در باطلم ولی همین جا برا اینکه میخواهد هموراه در سپاه حق باشد شروع می کند برای خودش آوردن توجیهات و دلایلی تا بتواند وجدان خویش را قانع کند.... و این سیر تا به آن جا پیش می رود که طرف تنها برای اینکه حرف خویش را ثابت کند، وجود خودش را هم نقض می کند!!!!!!!!!!!!!!!!!!
|
|||
|
|
۱۴:۳۰, ۱۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
با سلام ، به نظر من تو رفتار اینجور افراد یکم غرور با شیطان با هم مخلوط شدن که بگن آره حرف من درسته و حرف من منطقی است البته بعضی ها هم هستند که تعصب روی یک شخصیت خاص دارن و هر حرف اون رو با منطق یکی می دونن که به اصطلاح به این افراد شخصیت محور می گویند . که البته نباید مثل این افراد رفتار کرد .
|
|||
|
|
۱۸:۰۰, ۱۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت شما
خب شاید استدلال خود ما قانع کننده نباشه (گر چه از نظر خود ما قانع کننده است) |
|||
|
|
۱۹:۳۴, ۱۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
معمولا وقتی ما به یک گفتگو وارد می شیم در طی بحث و با توجه به نیازمون و رفتار طرف مقابل، کم کم موضع خود رو انتخاب میکنیم، مثلا در گفتگوی با یک ریش سفید یا استاد 90 % برای گرفتن کمک و نصیحت وارد میشیم، در گفتگوی با دوستان برای گذراندن وقت در بحث سیاسی برای حمایت از طرف خودمان و ...
خوب در هر یک از این شرایط اگر رفتار طرف مقابل خشن بود و به نظر ما با بی ادبی همراه بود ،حتی با وجود منطقی بودن و درست بودن صحبت اون طرف احتمال زیادی وجود داره که موضع ما در هر شرایطی مخالف نظر مقابل باشه و به عکس ممکنه با رفتار دوستانه نفر مقابل حتی از نظر منطقی خود هم تا حدی عقب نشینی کنیم. پس به نظر من باید دید دو طرف چرا به بحث وارد میشن؟ از یکدیگر چه شناختی به دست می آورند؟ شرایط و نظارت مباحثه چگونه است؟ |
|||
|
|
۲۲:۵۷, ۱۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
از اون بدتر زمانیه که قانع میشیم اما نمیپذییم! و خودمون رو میزنیم به راه کج!و هی دنبال بهانه میگردیم که زیر بار حق نریم!
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مباحث بنیادین! (تاپیک فوق ویژه) انسانی که قرآن معرفی میکند! | علی 110 | 2 | 4,323 |
۱۰/تیر/۹۸ ۱۱:۱۹ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| گفتگو پیرامون تاپیک مباحث بنیادین | علی 110 | 3 | 2,645 |
۳۱/شهریور/۹۱ ۱۶:۲۲ آخرین ارسال: علی 110 |
|










![[تصویر: blush.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/blush.png)
