|
آسان ترین راه عملی برای ترک رذایل نفسانی و رفتن راه خدا!(خیلی مهم)
|
|
۲۲:۳۳, ۱۸/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/بهمن/۹۱ ۲:۵۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
برای رفتن راه خدا باید ترک رذایل اخلاقی کرد! برای این مهم 2 راه وجود داره اول اینکه دونه دونه رذایل رو در وجودمون شناسایی کنیم و از بین ببریم مثل حسد و کبر و ... که بسیار مشکل و طاقت فرساست و نفس به سختی زیر بارش میره . حسد رو میبری کبر میاد . کبر میره اون یکی میاد راه دوم اینه که ما بفهمیم ریشه همش نفس هست و خود نفس رو تعمیر کنیم ! اونم با توحید !!! یعنی وقتی ما دچار غرور میشیم برای خدمون وجودی در برابر خدا قایلیم . وقتی مضطرب هستیم به خدا ایمان نداریم و ... یعنی کلا نفسمون خودش رو جلوی خدا کسی حساب میکنه!! و ادعای ربوبیت داره برای خودش! باز برای رام کردن نفس 2 راه وجود داره . ریاضت که باز مشکله و کار کمتر کسیه ! و محبت ![]() محبت هم راه سریعتریه و هم اسون و شیرین . (که نتیجه همون ریاضت هم اگر به جایی برسه میشه همین محبت) مثلا ما اگر بخواهیم به زور کاری رو انجام بدیم اگر هم انجام بدیم درست حسابی نیست و خیلی بهمون فشار میاد اما همون کار رو صد برابر سخت تر حاضرین به خاطر عشقمون و یا محبتمون به هر چیزی انجام بدیم. از محبت خارها .... یعنی اگر محبت بیاد دیگه هیچ کاری انجامش سخت نیست و مشکل ترین اعمال برای ما راحت شده و بلکه شیرین میشود به قول شاعر : رقص کنان زیر شمشیر غمش میرویم !! حالا نکته اینه که محبت چطوری ایجاد میشه ؟!!! اونم اینقدری قوی که کوه رو مثل فرهاد از جا بکنه !!؟؟؟ این محبت تلقینی نیست که بخواهیم به زور ایجاد کنیم ! باید لوازمش فراهم بشود اما راه محبت از قول حضرت حق - جمعى در حضور پيغمبر (صلي الله عليه و آله) ادعاى محبت پروردگار كردند، در حالى كه "عمل" به برنامههاى الهى در آنها كمتر ديده مىشد، آيات 31 و 32 نازل گرديد و به آنها پاسخ گفت قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
اول باید بدونیم تبعیت یعنی چی؟ بعد بدونیم چطور باید تابع بود ؟!برای رفتن این راه باید ابتدا از نظر عقلی و با برهان خدا را شناخت . صفات خدا را شناخت و به او اطمینان نمود پیامبر خدا را شناخت و ایشان را درک کرد و پیرامون مقام و منزلت ایشان در نزد خدا و ایاتی که در شان ایشان نازل شده و ... شناخت کافی بدست اورد انگاه باید به گفته قران کریم از ایشان تبعیت نمود تا خداوند گناهان ما را ببخشد . دوستمان داشته باشد و محبت خود را در قلب ما قرار دهد . تبعیت یعنی اینکه با مطالعه رفتار و کردار و منش و راه رو رسم زندگی پیامبر (و ائمه) سعی کنیم تمام اعمال انها را بدون هیچ چشم داشتی انجام دهیم . اگر پیامبر اول دست راست را در پیراهن میکرد بعد دست چپ را به نیت تبعیت از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ان کار را انجام داد (چون به گفته خدا ایشان خالی از هوا و هوس و الگوی حسنه هستند ) در این باب مطالعه کتاب سنن النبی علامه طباطبایی و کتاب خاتم النبیین توصیه میشود (خواهران هم در امور مخصوص به زنان از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) باید تبعیت کنند ) در مورد تبعیت حضرت سلمان نمونه خوبی است . ایشان جای پای خود را هم جای پای حضرت امیر (علیه السلام) مینهادند و به مقامی رسیدند که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مورد ایشان فرمود سلمان از ما اهل بیت است !!!و او علم اولین و اخرین را میداند و هنگامی که محبت امد دیگر گل در بر و می در کف و معشوق به کام است. سلطان جهانم به چنین روز غلام است التماس دعا [/i] |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۱۹, ۲۰/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
از حضرت سيد الانبياء محمّد مصطفي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده که فرمودند :
« حبّ علي بن ابي طالب حسنة لا تضرّ معها سيئة و بغضه سيئة لا تنفع معها حسنة » محبّت و دوست داشتن علي بن ابي طالب حَسَنه اي است کارِ خوبي است که با وجود آن هيچ سيئه و گناهي ضرر نمي رساند و دشمن داشتن او سِئه و گناهي است که با وجود آن هيچ حَسَنه اي نفع نمي رساند. |
|||
|
|
۰:۳۲, ۲۴/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
تمام سیره پیامبر اکرم توسط مردم زمان به دلیل علاقه شدید که به ایشان داشته اند ثبت شده و حتی انان میدانستند پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چند کفش داشته کی کدام کفش را میپوشد اسم هر کفش چیست کی انها را زیر بغل میزند که جلوی پایش جفت میکند و ... اینها در مورد شخصیت های دینی تاریخی پادشاهان و هر کسی بی نظیر است ان هم فقط یک دلیل دارد . و ان دوست داشتن شدید پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) توسط مردم پیرامون ایشان است میخواستم بنویسم مطالبی رو جهت تبعیت ولی دیدم خودتون کتاب رو بخونید خیلی بهتره و با خوندن کتاب با شخصیت ایشون هم اشنا میشیم که محبتشون توی دلمون جا میگیره کتاب خاتم النبیین نوشته استاد سید علی کمالی حقیر رو هم دعا کنید |
|||
|
|
۱۴:۰۱, ۲۵/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بزرگترین دلیلی که باعث شد حضرت عباس (سلام الله علیها) مقام به این بزرگی داشته باشند و شهدا به ایشون غبطه بخورند همین تبعیت بی چون و چراشون از امامشون بود
در ماجرای کربلا تنها نظری که داد این بود که : هر چه مولایم بگوید . در حالی که بعضی حتی بزگان روی حرف امام (علیه السلام) ان قلت اوردند یا حق |
|||
|
|
۱۴:۵۷, ۲۵/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/بهمن/۹۱ ۱۵:۰۲ توسط yektasepas.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
با سمه تعالی چه کسی می داند چرا ثواب لعنت فرستادن بر دشمنان خدا ونفرین کردن به آنها از ثواب صلوات بیشتر است ؟ چرا برای زیارت عاشورا اینقدر ثواب نوشته اند؟ ![]() ![]() ![]() خودم جواب می دهم . چون لعنت و نفرین بغض می آورد بغض به دشمنان محبت را شدید می کند وایمان را خالص. وحب وبغض تمام دین است .بدون بغض محبت فایده ندارد چون محبت بدون بغض محبت نیست . امام خمینی : حاشا که خلوص کامل موحدین جز در سایه نفرت کامل از منافقین ومشرکین میسر گردد . زیارت عاشورا سرتا سر نفرین ولعنت است بغض را زیاد می کند به خاطر همین سفارش شده است . بغضمان راشدید کنیم محبت شدید می شود . در زیارت عاشورا برائت رزق معرفی شده است نه محبت و رزقنی البرائة من اعدائکم رزق برائت نصیب ما کن
|
|||
|
|
۱۷:۵۸, ۲۷/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/بهمن/۹۱ ۱۸:۱۱ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام
یکی دیگر از نمونه های تاریخی تبعیت و تابع امر مولا بودن (تنها چیزی که برای یک سرباز لازمه) نمونه ای است که تمام مخلوقات رو به گریه انداخت مردی که شجاع ترین و توانمند ترین مرد تاریخ بود و هست . کسی که وقتی ذوالفقار در دستش میدیدند دشمنان میترسیدند و دوستان مطمئن هنگاهی که جلو چشمانش زیبا ترین گل هستی و عزیز ترین داراییش که از پیامبر مانده بود را جلو چشمانش پر پر کردند . فقط به یک دلیل دست به ذوالفقار نبرد تا نسل شیطان زادگان را برکند در ان شرایط که زانوی مولا میلرزید (1 بار در تمام عمرش) فرمود : به خاطر وصیت مولایم پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دست به شمشیر نبردم و این تبعیت از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود که علی (علیه السلام) را علی (علیه السلام) کرد |
|||
|
|
۲۱:۳۳, ۸/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
تبعیت به طور خلاصه یعنی اینکه:
حضرت سلمان داشتند پشت سر امام علی (علیه السلام) میرفتند . دیدن فقط یک جای پا هست ! گفتند چرا فقط یه جای پا هست . جناب سلمان گفت :جای پای مولا پا میزارم . تبعیت یعنی این . حالا هر چی بیشتر تقرب بیشتر . همینه که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند سلمان از ما اهل بیت است (خیلی حرفه ها !!) التماس دعا |
|||
|
|
۲۳:۳۹, ۸/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۲ ۲۳:۴۴ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به نظر بنده شاهراه دوستی با خدا و ترک رذائل اخلاقی و ...همین است: ![]() حب الحسین طریقه السعداء بسیار آسان و سریع و تضمینی |
|||
|
|
۰:۰۷, ۹/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/خرداد/۹۲ ۰:۱۲ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
با تشکر از شما
مطلبی که ما بیان میکنم هر چند خیلی خوب و موجه باید از روی تبعیت باشه . عنی این مطلب باید با احادیث و روایات اثبات بشه اگر همین حب مولا (علیه السلام) از وی (نظر من ) باشه اون اثر خاص رو نداره باید بگیم اگر مولا (علیه السلام) رو دوست داریم چون پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) - قران فرموده دوست داشته باشید (طبق فلان حدیث ) اونوقت هم توفیق عمل نصیبمون مشه هم ارزش عمل هم ان شاالله قبول عمل . نظر من حتی در امو معنوی به نوعی باز همون شاعبه نفسانیت رو داره!! البته باید بدونم حب در صورتی واقعیه و توهم خیال نیست که موجب تبعیت و تشابه بشه . سنخیت ایجاد کنه . مثل همون ایه که خدا فرمود : اگر راست میگید پیامبرم رو تبعیت کند تا اون حب اصلی و خود خدا بهتون بده ... التماس دعا |
|||
|
|
۰:۱۴, ۹/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/خرداد/۹۲ ۰:۳۶ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
بله دقیقا همینطور است
نخ اسکناس و اعتبار همه این بحث ها ولایت است و بس |
|||
|
|
۱۷:۴۳, ۱۸/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
نقل قول:رضا جان سر کاری نیست . اما دل رو باید دید . دل رو زمانی میشه فهمید که از علایق دنیوی خالی باشه و انسان با انسانیتش اشنا باشه . حالا که بحثش شد من یه مسئله ای رو خیلی وقته میخوام مطرح کنم ببینم میتونی جواب بدی ![]() یه پسر وقتی عاشق دختری میشه , هر کاری میکنه تا رضایت اون دختر رو جلب کنه , اصلا از سختی ها دم نمیزنه و خیلی هم خوشحاله که برای رسیدن به معشوق داره به در و دیوار میزنه ...اما در مورد خدا چرا اینطوری نیست ؟ ![]() بلاخره اون هم نوعی عشقه دیگه ...مثلا من میگم خدا رو دوست دارم ...ولی وقتی اذان میزنه حوصله ی نماز رو ندارم ...خیلی از موارد که شرع واجب کرده رو اصلا قبول ندارم ... چجوری عاشق محسوب میشم ؟ کسی که عاشقه نیازی نداره که بهش بگن تو واقعا عاشقی یا نه ولی در مورد خدا این مسئله به کلی فرق میکنه ... بنده خیلی وقته به این نتیجه رسیدم که اصلا خدا رو دوست ندارم و نسبت بهش هوس دارم , چرا ؟ دوباره برگردیم به مثال دختر و پسر ! اگه پسره دختر رو واسه هوسش بخواد و دختره کمی سخت بگیره ...پسره میخوره توی برجکش و عصبانی میشه در صورتی که اگه عاشق بود هرگز این اتفاق نمی افتاد . باز در ادامه ی تلاش هام برای درک محبت خداوند به کتاب راهیان کوی دوست ایت الله مصباح رسیدم که وقتی احادیث رو دیدم فهمیدم باید از عمری ادعای مسلمونی ایم توبه کنم...مگه میشه خدا رو بخوای و اون تو رو نخواد ؟ امام زمان رو بخوای و اون تو رو نخواد ؟ نتیجه ی اخلاقی : سعی کنید اصلا سمت خدا نرید که یه جوری به زمین گرم میزنه شما رو که نفهمید از کجا خوردید . در این روزها به این نتیجه رسیدم که خدا کلا واسه یه عده ی خاصیه ...ما فقط باعث رونق بازار شدیم
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












![[تصویر: hobbol_hossein.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7783499244/hobbol_hossein.jpg)

