(۱۹/بهمن/۹۱ ۲۲:۲۰)Agha sayyed نوشته است: [ -> ]اولین قدم در راه سیر و سلوک ،مدارا و دستگیری و لطف به دیگران است .
بعلاوه یک بحث بسیار مبنایی لازم است انجام شود که اصلاً سلوک الی الله یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نهایت تقرب به خدا چیست؟
تا وقتی این مشخص نشده نمیشه فهمید که چه چیز به چه مقدار اثر دارد و چگونه!
نهایت قرب در مناجات شعبانیه ذکر شده است از کلام معصومین
الهی هب لی کمال انقظاع الیک
یعنی یه جورایی فنای فی الله
برای اینکه این منِِ فنا بشه و نیست بشه در هست خدا چه باید کرد؟
تبعیت چه میکند با این من؟؟؟؟؟
تبعیت کاری که میکند نابودی این من هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی اگر شخصی با اراده و اختیار و انتخاب از روی آگاهی خودش، اراده ی خود را فانی کرد در خواست و اراده ی خدا، که میشود خواست و اراده ی ولی اعظم خدا (یعنی رسول خدا و ائمه ی طاهرین) در اونصورت این من و نفس فانی میشه و ازش چیزی جز خواست خدا باقی نمیمونه
این مطلبی که خدمت شما عرض کردم خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی مهم هست برادر!!!!!!
تفصیل این معنا را در این تاپیک قبلاً تقدیم کردم
حتماً اگر حوصله کردید به دقت مطالعه بفرماید:
آخرین تاپیک مفصل علی 110 در تالار گفتگوی بیداری اندیشه
این تاپیک بالا خیلی مهم هست!
من قسمتی که بسیار حیاتی است و بیشترین ارتباط رو به بحث داره از اون تاپیک اینجا نقل میکنم
اما باز هم شما برید و کاملش رو بخونید:
نقل قول:
دو تا جوان آمده بودن چند وقت پیش مشهد
دو تا جوان خیلی خوب، آراسته، نورانی، اهل معنویت، زحمت کشیده، اهل خیر و اهل زهد و عبادت
آمده بودند که برسند خدمت...
میسر نشد
ولی رفقا باهاشون هم صحبت شدند
این دو جوان میگفتند ما در تهران هستیم و یه استادی داریم که الان خیلی مسن شده و پیرمردی شده
و این استاد ما مهمترین کارش این بود که ما رو دعوت میکرد به توسل به اهل بیت و روضه و گریه و ما رو دعوت میکرد به کار خیر
یعنی از جاهای مختلف پول جمع میکردیم و میرفتیم در بین روستاها و فقرا پخش میکردیم و مشکلاتشون رو حل کرده بودیم
و همت استاد این بود و ما در این 20 سالی که با استاد بودیم همه کارمون همین بوده توسل به اهل بیت و خدمت به مستمندان و خیلی هم نورانی بودن و معلوم بود زحمت کشیده اند
و اونها کتاب سفینه الصادقین رو خونده بودند و اومده بودند اینجا
یکی از رفقا پرسید گفت: خوب شما که این راه رو الان انتخاب کردید و دارید و استادتون هم این راه رو بهتون نشون داده دیگه چه نیازی هست که اومدید اینجا ؟
خودتونم که میگید راه بسیار خوبی بود (روضه و توسل و خدمت به اهل بیت) چی شده که اومدید اینجا؟؟؟؟
اونوقت یکی از دوستان به این دو جوان توضیح داد که:
اونجایی که شما بودید 20 سال
به شما جان میدادند!!!!!!!!!!!!!!!! یعنی نفس شما را تقویت میکردند و تعریفتون رو میکردند!!!!!!!!!!
اما الان اینجا شما اگه بخواید بیاید اینجا جانتون رو میگیرند
اینجا خودیت شما را از شما میگیرند!!!!!!!
اینجا اگه کاری انجام دادی کار خوبی محسوب نمیشه
هر کاری کنی بدی
اینجا اگه کار خوبی به دست تو جاری شد تو نبودی! کس دیگری بوده کار خوب به دست تو جاری کرده!!!!!!!!!!!!!!!
پس تو چی؟
تو محض ظلمت هستی!!!!
أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ (15-فاطر)
خدا غنی است
اینجا جان رو میگریند
لذا اکثر جاهایی که جلسات هست و بزرگان هستند و عرفا هستند اینها در حقیقت تقویت نفس میکنند یعنی اینکه این افراد رو تشویق میکنند به اون کاری که دارند میکنند
مثلاً میگن شما عزیزان من ، شما سروران من ، شما این کارو کردید، شما اون کارو کردید، همش با تعریف و تمجید
خوب آدم هم دوست داره دیگه! تعریفش رو بکنند دوست داره دیگه، هی بیشتر کار میکنه
این میشه سلوک
یعنی سلوک با حفظ تَشَخُّص
اما در درگاه امیرالمومنین این طوری نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مولا می فرمایند: «موتوا قبل ان تموتوا»
بمیرید قبل از اینکه بمیرانند شما را.
مصباح الشريعة-ترجمه عبد الرزاق گيلانى، ص: 592
یعنی چی؟
یعنی اینکه قبل از اینکه اجلت برسه ، همین الان باید بمیری
یعنی چه بمیرم؟
یعنی پا بگذار روی هوای نفس خودت،
این نفسی که عاشق هست که تعریفش رو بکنند ، در این روایت شریف امام معصوم می فرمایند که:
اگر تعریف برادرت را در مقابلش کردی او را هلاک کرده ای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و یا رسول الله می فرمایند:
بر چهره مداحان و ستایش گران خاك بپاشيد.
امالى شيخ صدوق-ترجمه كمرهاى، متن، ص: 427
خیلی فرق است بین این دو مسیر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یک مسیر جان و نفس به آدم میدهند، جان کاذب!!!!!!!!
یک مسیر جان از آدم میگریند
یک مسیر نفسش رو تقویت میکنند و یک مسیر روحش رو تقویت میکنند
کسانی که خیلی دوست دارند حرف بزنند و حرّافند خیلی داره نفسشون تقویت میشه، دوست داره هی حرف بزنه ، حرف حرف حرف
اما کسانی که سکوت میکنند ، اینها روحشون تقویت میشه
اون وقت این نفسی که در این دو فقره دعا فرموده:
خدایا
َ لاَ تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلاَّ أَحْدَثْتَ لِي ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا
برای من عزت و احترامی آشکار پدید نیاو
ر جز آنکه به اندازه آن در نفسم ذلت باطنی پدید آوری
میگن حاج آقا ، آقای مهندس ...
همین حاج آقا حاج آقا ها آدم رو هلاک میکنه
اما اگه این ذلت باطنی قبلش پدید اومده باشه نه دیگه، لذا هی بهش بگن حاج آقا
به هر حال این القاب و تعریفها و ... اینها اگه راه ، راهِ تقویت نفس باشه کار آدم رو میسازه
امتحانش هم مجانی هست
خیلی جاها میری تعریف طرف رو میکنی کارت راه میافته
مثلاً در کربلا میخواستیم بریم از این چرخ دستی ها بگیریم لب مرز که بارهامون رو ببریم میگفت نمیشه ، نمیشه
گفتم میدونی چاره اش چیه ، یه بوسش کن یه قربون صدقش برو بهتون چرخ دستی میده
اینا مال چیه؟
آدم عاشق خودش هست
دوست داره تعریفش رو بکنند
وقتی یه بوسش میکنی قربون صدقه اش میری لذت میبره کیف میکنه میگه بیا...
' نوشته است:سلام
ببخشید مزاحم شدم. گفتم اگه تو تاپیک
آسان ترین راه عملی برای ترک رذایل نفسانی و رفتن راه خدا!
بنویسم شاید اسپم زیاد بشه. اول یه نکته خدمتتون عرض کنم که بنده قبول دارم که قرار گرفتن در مسیر عبودیت، بهترین راهه و تابعیت از پیامبر و ائمه معصومین مثل اسم تاپیک آسان ترین راه که بماند جان کندن های خودش رو داره برای رسیدن
اما سوال بنده با توجه به مطالبیه که نوشتین
شما در اونجا فرموده بودین
نقل قول:اگر محبت به خلق برای محبت به خدا نباشد ارزشی ندارد و تقرب آور نیست
به نظرم اینطور نیست
وقتی اون بت پرست به جای صنم اشتباهی گفت صمد و خداوند در خواستش را اجابت کرد
یا ماجرای فرعون
زمانی که در حال غرق شدن بود می گفت یا موسی کمکم کن
خداوند فرمود اگر به جای تو، مرا صدا میزد خواسته اش را اجابت میکردم
در اینصورت چطور ممکنه صفات ارزشمند انسانی اگه توسط فردی که معتقد نباشه بی ارزش باشه ؟
به هیچ وجه عرض بنده این نیست که به دنبال انسانیت میشه رفت، بدون دین یعنی دیندار باش یا نه
فقط میگم این صفات خوب که در دین ما هم بسیار بهشون تاکید شده حتی از سوی فرد بی دین یا بی اعتقاد، در نزد خدا بی ارزش نیست چه اینکه موجبات گشایش راهی در مسیر درست برای او بشه
سلام عرض شد
اول یک نکته خدمت شما عرض کنم در مورد این عبارت شما:
' نوشته است:اول یه نکته خدمتتون عرض کنم که
بنده قبول دارم که قرار گرفتن در مسیر عبودیت، بهترین راهه و تابعیت از پیامبر و ائمه معصومین
باید بگم بهترین راه نیست
بلکه تنها راه هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در اثبات این مسئله دقت بفرماید:
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبيلاً (فرقان 57)
بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمىطلبم مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزيند
... قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى... (شورى 23)
بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىكنم جز دوستداشتن نزديكانم [اهل بيتم]
از دو آیه فوق در می یابیم که
هر کس بخواهد راهی به سمت پروردگارش برگزیند باید اهل مودت و دوستیِ اهل بیت باشد (البته بدیهی است که از لوازم مودت و دوستی واقعی اطاعت از اوامر محبوب است و اوامر و نواهی ایشان نیز اوامر و نواهی خداوند است )
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيم" (آل عمران 31)
بگو اگر خدای را دوست دارید از من(پیامبر) پیروی کنید تا خدا نیز دوستتان بدارد و گناهانتان را بیامرزد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.
قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ (آل عمران32)
بگو: «خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد.» پس اگر رويگردان شدند، قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد
همان گونه که در این دو آیه شریفه نیز مشاهده میشود
نشانه ی محبت واقعی به خدا، اطاعت از رسول خداست که این اطاعت نیز موجب محبوب شدن بنده نزد خداوند و آمرزش او می شود و همچنین روی گردادن از حکم خدا و رسولش باعث خشم خدا و واقع شدن بنده در زمره کافرین است
و همچنین در یکی از مهمترین منابع اعتقادی شیعه یعنی زیارت جامعه کبیره چه گفته اند امام هادی علیه السلام؟
فرازهایی را تقدیم میکنم:
فَالرَّاغِبُ عَنْكُمْ
مَارِقٌ وَ اللاَّزِمُ لَكُمْ لاَحِقٌ وَ الْمُقَصِّرُ فِي حَقِّكُمْ
زَاهِق
پس هر كس از طريق شما برگشت از دين خدا خارج شده و هر كس ملازم امر شما بود ملحق گشت و هر كس در حق شما مقصر شد محو و باطل گرديد...
سَعِدَ مَنْ وَالاَكُمْ وَ هَلَكَ مَنْ عَادَاكُمْ وَ خَابَ مَنْ جَحَدَكُمْ وَ ضَلَّ مَنْ فَارَقَكُم
هر كه به ولايت شما گرويد به سعادت رسيد و آنكه با شما دشمنى كند هلاك شود و هر كه منكر شما است نوميد است و هر كه از شما جدا است گمراه است
وَ مَنْ جَحَدَكُمْ
كَافِرٌ وَ مَنْ حَارَبَكُمْ
مُشْرِكٌ وَ مَنْ رَدَّ عَلَيْكُمْ
فِي أَسْفَلِ دَرْكٍ مِنَ الْجَحِيم
و هر كه منكر شما گرديد كافر است و هر كه با شما بجنگ برخاست مشرك است و هر كه رد حكم شما كرد در پستترين دركات جهنم است
علاوه بر این حدس حقیر این است که شما تاپیک آیا حقیقت اسلام انسانیت است را کامل مطالعه نکردید وگرنه چنین سخنی نمی گفتید!!
غریب به اتفاق مردم چنین گمانی دارند که شما دارید
که متأسفانه مغایر با آیات قرآن است
ببینید تنها عمل زمانی ارزش پیدا میکنه که برای خدا باشد!!!!!!!!!
و تنها زمانی برای خدا میشود که طبق آدابی که خدا مشخص کرده است بجا آورده شود
قبل از همه چیز هم اعتقادات باید درست شود
ببینید یک کافر اگر تمام زندگی اش به مردم خدمت کند تنها به این دلیل که این کار را خوب میداند و ارتباطی در نیت اعمالش به خدا ندهد این عملش حبط است
اگر کسی به قصد بندگی خدا عمل کرد تنها اون ارزش دارد
و مدل بندگی را هم خود خدا مشخص میکند
تقرب به خدا نتیجه ی عملی است که تحت ولایت الله باشد
یعنی به امر خدا و برای خدا باشد
و به تبعیت از رسول خدا و ائمه
اگر این نباشد اعمالش تحت ولایت غیر الله است
این غیر الله میتواند خودش باشد
مثل اینکه بگوید من کار خوب میکنم چون میدانم که اینکار خوب است کاری هم ندارم به اینکه خدا گفته یا نه!
تولی به غیر خدا که نتیجه ی تبعیت از غیر خدا است میشود ولایت طاغوت و با هر عملی که تحت ولایت غیر خدا باشد شما از نور به سمت ظلمات میروید
اما یک نکته اینجا غافل نشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
عمل صالح اگر کسی با صدق نیت انجام بده
میتواند مقدمات توفیق ایمان آوردن و عاقبت به خیر شدن را به شخص بدهد
یک مثال میزنم خدمت شما
در زمان رسول خدا 3 تن از مشرکین مکه برای ترور رسول الله از مکه امدند به سمت مدینه
جبرئیل نازل شد و خبر داد
مسلمین را پیامبر آگاه کردند و آنها آماده شدند تا در صورت اقدام جلوگیر کنند
در حین اقدام دستگیر شدند و چون دشمن مشرک حربی بودند حکمشان اعدام بود
جبرئیل نازل شد و گفت از بین این 3 تن یکی را خدا گفته نباید اعدام کنی!
شخصی که دید دو دوست مشرکش اعدام شد
به رسول خدا گفت اگر من را آزاد کنی تورا خواهم کشت و با این خفت باز نخواهم گشت در حالی دو دوستم را کشته شده میبینم
رسول خدا فرمودند من به امر خود نمیتوانم عمل کنم
همان خدایی که دستور به قتل آن دو داده دستور به نکشتن تو هم داده
مشرک گفت از خدایت بپرس چرا چنین حکمی کرده است
پاسخ می آید از سمت جبرئیل به این مضمون که این شخص فردی با مروت است و از افتادگان دستگیری میکند و به همسایه رسیدگی میکند و خدا نمی خواهد چنین شخصی کشته شود
با شنیدن این سخنان شخص ایمان آورد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی عمل صالح بدون ایمان میتواند مقدمات عاقبت به خیری و توفیق ایمان را فراهم کند
اما بدون ایمان در اخرت چیزی عاید شخص نمیشود
خدا بهایش و جزایش را در همین دنیا میدهد و در دوزخ هم در عذابش تخفیف میدهد
روایات متعدد داریم در تصریح این معنا
چون بهشت در درجه ی اول میوه ی ایمان به خدا و خضوع در مقابل خدا و احکام خدا و اولیای خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگر شخصی تمام اعمال صالح عالم رو انجام بدهد اما امیرالمومنین را بشناسد و در عین حال او را دشمن بدارد باز در دوزخ است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آیات و روایات مأید این مطلب متعدد است یکی را تقدیم میکنم:
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ (نمل 89)
هر کس
كارِ نيك را بیاورد پاداشى بهتر از آن دارد و آنان از وحشت آن روز ايمنند
وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (نمل 90)
هر كس
كار بد را انجام دهد آنها به رو در آتش سرنگون شوند آيا جز در مقابل اعمالى كه مىكردهايد سزايتان مىدهند
نکته بسیار تأمل برانگیزِ دو آیه فوق این است که در این دو آیه خداوند نمی فرمایند (( من جاء بالحسنات )) و یا ((من جاء بالسیئات )) بلکه برای ایمنی از فزع و وحشت روز قیامت آوردن یک حسنه را کافی می داند و برای سرنگونی در آتش تنها آوردن یک سیئه را .
حال سوال اساسی این است که کدام حسنه است که اگر در فردای قیامت بیاوریم از وحشت و سختی روز قیامت در امان میمانیم ؟
و کدام سیئه است که آدمی را به رو و صورت در جهنم می افکند؟
در روضة الواضعین ص 106 آمده است که امام باقر علیه السلام فرمود:
مراد از حسنه ولایت و روش علی علیه السلام است و مراد از سیئه دشمنی و بغض و کینه ی اوست که با آن هیچ عملی مقبول نمیگردد
در کافی از امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارشان از امیر مؤمنان روایت شده است که در مورد این آیه فرموده اند:
حسنه، شناخت ولایت و محبت ما اهل بیت است و سیئه، انکار ولایت و دشمنی با ما اهل بیت است
(کافی،ج1،ص185،ح14)
بعلاوه بحث تکمیلی را هم میتوانید در پست
حقیقت ایمان و کفر چیست؟ پیگیری کنید.
مطالعه ی این تاپیک هم میتواند مفید باشد إن شاء الله:
ذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!!
به این آیات هم به دقت بنگرید که اگر ایمانی نباشد تمام اعمال صالح انسان حبط و نابود است!!!!!
مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ (217)
كسى كه از آيينش (اسلام) برگردد، و در حال كفر بميرد، تمام اعمال نيك (گذشته) او، در دنيا و آخرت، بر باد مىرود و آنان اهل دوزخند و هميشه در آن خواهند بود. (217)
وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (147)
و كسانى كه آيات، و ديدار رستاخيز را تكذيب (و انكار) كنند، اعمالشان نابود مى گردد آيا جز آنچه را عمل مىكردند پاداش داده مىشوند؟! (147)
ما كانَ لِلْمُشْرِكينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُونَ (17)
مشركان حق ندارند مساجد خدا را آباد كنند در حالى كه به كفر خويش گواهى مىدهند! آنها اعمالشان نابود (و بىارزش) شده و در آتش (دوزخ)، جاودانه خواهند ماند! (17)
سوالی بود باز در حد وسع اندکم در خدمتم إن شاء الله...