تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آسان ترین راه عملی برای ترک رذایل نفسانی و رفتن راه خدا!(خیلی مهم)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
به نام خدا
برای رفتن راه خدا باید ترک رذایل اخلاقی کرد!
برای این مهم 2 راه وجود داره
اول اینکه دونه دونه رذایل رو در وجودمون شناسایی کنیم و از بین ببریم
مثل حسد و کبر و ... که بسیار مشکل و طاقت فرساست و نفس به سختی زیر بارش میره . حسد رو میبری کبر میاد . کبر میره اون یکی میاد
راه دوم اینه که ما بفهمیم ریشه همش نفس هست و خود نفس رو تعمیر کنیم ! اونم با توحید !!!

یعنی وقتی ما دچار غرور میشیم برای خدمون وجودی در برابر خدا قایلیم . وقتی مضطرب هستیم به خدا ایمان نداریم و ...
یعنی کلا نفسمون خودش رو جلوی خدا کسی حساب میکنه!! و ادعای ربوبیت داره برای خودش!


باز برای رام کردن نفس 2 راه وجود داره . ریاضت که باز مشکله و کار کمتر کسیه !

و محبت Heart

محبت هم راه سریعتریه و هم اسون و شیرین . (که نتیجه همون ریاضت هم اگر به جایی برسه میشه همین محبت)

مثلا ما اگر بخواهیم به زور کاری رو انجام بدیم اگر هم انجام بدیم درست حسابی نیست و خیلی بهمون فشار میاد

اما همون کار رو صد برابر سخت تر حاضرین به خاطر عشقمون و یا محبتمون به هر چیزی انجام بدیم. از محبت خارها ....

یعنی اگر محبت بیاد دیگه هیچ کاری انجامش سخت نیست و مشکل ترین اعمال برای ما راحت شده و بلکه شیرین میشود
به قول شاعر :

رقص کنان زیر شمشیر غمش میرویم !!

حالا نکته اینه که محبت چطوری ایجاد میشه ؟!!! اونم اینقدری قوی که کوه رو مثل فرهاد از جا بکنه !!؟؟؟

این محبت تلقینی نیست که بخواهیم به زور ایجاد کنیم !

باید لوازمش فراهم بشود


اما راه محبت از قول حضرت حق

- جمعى در حضور پيغمبر (صلي الله عليه و آله) ادعاى محبت پروردگار كردند، در حالى كه "عمل" به برنامه‏هاى الهى در آنها كمتر ديده مى‏شد، آيات 31 و 32 نازل گرديد و به آنها پاسخ گفت


قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ



  • بگو : اگر خدا را دوست می داريد از من پيروی کنيد تا او نيز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بيامرزد ، که آمرزنده و مهربان است

اول باید بدونیم تبعیت یعنی چی؟
بعد بدونیم چطور باید تابع بود ؟!

برای رفتن این راه باید ابتدا از نظر عقلی و با برهان خدا را شناخت . صفات خدا را شناخت و به او اطمینان نمود
پیامبر خدا را شناخت و ایشان را درک کرد و پیرامون مقام و منزلت ایشان در نزد خدا و ایاتی که در شان ایشان نازل شده و ... شناخت کافی بدست اورد

انگاه باید به گفته قران کریم از ایشان تبعیت نمود تا خداوند گناهان ما را ببخشد . دوستمان داشته باشد و محبت خود را در قلب ما قرار دهد .

تبعیت یعنی اینکه با مطالعه رفتار و کردار و منش و راه رو رسم زندگی پیامبر (و ائمه) سعی کنیم تمام اعمال انها را بدون هیچ چشم داشتی انجام دهیم .
اگر پیامبر اول دست راست را در پیراهن میکرد بعد دست چپ را به نیت تبعیت از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ان کار را انجام داد (چون به گفته خدا ایشان خالی از هوا و هوس و الگوی حسنه هستند )

در این باب مطالعه کتاب سنن النبی علامه طباطبایی و کتاب خاتم النبیین توصیه میشود
(خواهران هم در امور مخصوص به زنان از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) باید تبعیت کنند )

در مورد تبعیت حضرت سلمان نمونه خوبی است . ایشان جای پای خود را هم جای پای حضرت امیر (علیه السلام) مینهادند و به مقامی رسیدند که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مورد ایشان فرمود سلمان از ما اهل بیت است !!!و او علم اولین و اخرین را میداند

و هنگامی که محبت امد دیگر

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است. سلطان جهانم به چنین روز غلام است

التماس دعا
[/i]
بسم الله
(۱۸/بهمن/۹۱ ۲۲:۳۳)وحید110 نوشته است: [ -> ]حالا نکته اینه که محبت چطوری ایجاد میشه ؟!!! اونم اینقدری قوی که کوه رو مثل فرهاد از جا بکنه !!؟؟؟
سلام علیکم

با دو حدیث به این سوال آقا وحید پاسخی حدیثی میدهم تا همگی بکار بندیم :

امام جواد (عليه‏السلام) :

ثَلاثُ خِصالٍ تَجتَلِبُ بِهِنَّ المَحَبَّةَ: اَلنصافُ فِى المُعاشَرَةِ وَالمُواساةُ فِى الشِّدَّةِ وَالاِنطِواعِ وَالرُّجوعُ إِلى قَلبٍ سَليمٍ؛
با سه خصلت، محبّت (ديگران) به دست مى‏آيد: انصاف در معاشرت، همدردى (با ديگران) در سختى‏ها، و بازگشت به قلبى پاك.


بحارالأنوار، ج78، ص82، ح77

امام صادق (علیه السلام):

ثَلاثٌ تـُورِثُ المَحَبَّه: الـدَیـنُ وَ التَّـواضُعُ وَ البَذلُ؛
سه چیز است که محبت آورد: قـرض دادن و فـروتنـى و بخشـش.


تحف العقول، ص 316



موفق باشید و خدایی .
دستت درد نکنه سید عزیز
منظور حقیر محبت خداوند بود . برای سلوک اونم به روش اسون و شیرین
اینی که جناب عالی میفرمایید محبت خلق است و البته اگر بخواهیم دنبال سیره پیامبر و تبعیت از ایشان برویم اینها هم باید باشد

منتها مهم انجام عمل به قصد تبعیت است هر چه بیشتر بهتر
بسم الله
سلام علیکم

وحید عزیزم ،
دقیقا منظور شما را فهمیده ام ،
اما تا محبت خلق بوجود نیاید آیا درب محبت حضرت احدیت باز میشود ؟
تا انچه از احادیث خدمت بزرگواران اورده شد بکار نبندیم ،
و محبت در دل خلق خداوند ایجاد ننماییم ، خداوند محبت خود را بما نخواهد چشاند .
خوش خلقی و همراهی با همنوع ، باعث ایجاد محبت میشود و این محبت بین ادمیان رضایت پروردگار را بدنبال دارد و پس از این رضایت است که درب محبت حضرتش برویمان بازمیگردد .
منظور بنده از نوشتن این دو حدیث از خیل احادیث در این باب این بود که پله اول برای کسب محبت خداوندی ، کسب محبت بندگان خداوند است .

اولین قدم در راه سیر و سلوک ،مدارا و دستگیری و لطف به دیگران است .

موفق باشید و خدایی .
سید جان نه الزاماً

اگر محبت به خلق برای محبت به خدا نباشد ارزشی ندارد و تقرب آور نیست

و اگر این تبعیت از امر مولا نباشد اصلاً تولی به ولایتی رخ نمیدهد که بخواهد از ظلمات به سمت نور ما را سیر دهد

از آثار صداقت محبت ما به خالق محبت ما به مخلوقات خالق است!!!!!!!!!!!!!!!!

نه اینکه اولویت را محبت کردن به مخلوق قرار بدهیم!

یعنی محبت به خلق هم باید به این علت باشد که چون امر خالق است!!!!! و باز در اینجا آنچه که عامل محبت به خلق میشود باید این باشد که ما چون خالق را دوست داریم مخلوقش را هم دوست داریم

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

و ما در این محبت به خلق هم باید نیت کنیم به این که چون خدا گفته محبت کنیم باید محبت به خلق کنیم

یعنی محبت به حضرت حق مقدم است

اصلاً اگر در جایی باشیم که احدی نباشد و فقط ما باشیم باز اصالت با محبت به حق است

شروع هم با همان است

اما اگر بگوییم که محبت به خلق اگر با توجه به این باشد که این کار امر مولا و خالق ماست و مورد رضای اوست و به این نیت انجام شود می تواند شدت محبت به خدا را در ما افزایش دهد کلام شما صحیح خواهد بود برادر

(۱۹/بهمن/۹۱ ۲۲:۲۰)Agha sayyed نوشته است: [ -> ]اولین قدم در راه سیر و سلوک ،مدارا و دستگیری و لطف به دیگران است .
نه برادرم
اینچنین نیست
اولین و مهمترین راه در راه سیر سلوک قبل از هرچیزی تحصیل اعتقادات صحیح است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پس از آن در مرحله ی بعد تزکیه نفس و انجام واجب و ترک حرام و عمل صالح آنهم به نیت تبعیت از خدا و پیامبر و امام معصوم!!!!

یکی از مظاهر عمل صالح میشود مدارا و دستگیری و لطف به دیگران و به هیچ وجه اولین قدم نیست!

اول آمنو باید درست شود!

که بسیار بسیار مهم است و بسیار گسترده تر از خدا یکی است و عادل است و آخرتی وجود دارد و پیامبری وجود دارد و امامی

اعتقادات اولویت تام دارد در بحث سلوک! عزیز برادر

(۱۹/بهمن/۹۱ ۲۲:۲۰)Agha sayyed نوشته است: [ -> ]منظور بنده از نوشتن این دو حدیث از خیل احادیث در این باب این بود که پله اول برای کسب محبت خداوندی ، کسب محبت بندگان خداوند است .
پله ی اول هم الزاماً این نیست بلکه یکی از طرق است
طرق متعدد است
یعنی شما بروید در قرآن جستجو کنید ببینید خدا چه کسانی را دوست دارد

یُحِبُّ را جستجو کنید
میبیند که خداوند چه کسانی را دوستدارد

وقتی خود را در زمره ی کسانی قرار دادیم که خدا آنها را دوست دارد
آن وقت خدا هم محبتش را در قلب ما قرار خواهد داد إن شاء الله

وَ أَنْفِقُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْديكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ (195)

وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ (222)

بَلى‏ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى‏ فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ (76)

وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرينَ (146)

فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ (159)

سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جاؤُكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئاً وَ إِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ (42)


إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ (4)

و همانطور که مشاهده میکنید یکی از انبوه کسانی که خدا دوست دارد محسنین است

و تازه یکی از شئون احسان میشود خدمت و محبت به خلق!


بعلاوه اگر کسی میخواهد که نشان دهد که خدا را دوست دارد مهمترین نشانه اش احسان و محبت به مردم نیست برادر
در قرآن گفته شده است:


قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

  • بگو : اگر خدا را دوست می داريد از من پيروی کنيد تا او نيز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بيامرزد ، که آمرزنده و مهربان است


یعنی اگر ادعا میکنید که خدا را دوست دارید باید از من که پیامبر خدا هستم اطاعت کنید تا خدا هم شما را دوست بدارد!

گفته نشده است که اگر خدا را دوست دارید به خلق خدا خدمت کنید و محبت کنید!

گفته شده از من تبعیت کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تا تحت ولایت من قرار گیرید تا از ظلمات به سمت نور بروید و تقرب حاصل کنید از اعمال خود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و سیر سلوک محقق شود!!!!

و این یکی از همان نکات بسیار مهم است که جزو نکات اعتقادی است که بسیار مهمتر و مقدمتر از خدمت و محبت به خلق است برادر و اگر از آن غافل باشیم اصلاً سلوک الی الله رخ نمی دهد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام
پس این کلام امام حسین(علیه السلام) که فرمودن اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید، چطور معنا میشه؟ مگه آزادگی یکی از صفات پسندیده انسانی نیست که محبت به خلق هم شاملش میشه؟
مگه از عشق مجازی نمیشه به عشق حقیقی رسید؟ البته این مطلب رو در کلام بزرگان شنیدم
(۲۰/بهمن/۹۱ ۰:۰۱)شیدا نوشته است: [ -> ]پس این کلام امام حسین(علیه السلام) که فرمودن اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید، چطور معنا میشه؟ مگه آزادگی یکی از صفات پسندیده انسانی نیست که محبت به خلق هم شاملش میشه؟
مگه از عشق مجازی نمیشه به عشق حقیقی رسید؟ البته این مطلب رو در کلام بزرگان شنیدم
سلام عرض شد
دقت بفرماید
میگن اگر دین ندارید !!!!!!!!!!!!!!!!
حداقل آزاده باشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یعنی هر آزاده ای دین دار نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اما هر کسی که واقعاً دیندار باشد آزاده هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و مهم بنده بودن است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ببینید سرکار شیدا

خدا در قرآن می فرماید کلُّ من علیها فان
یعنی همه چیز نابود میشه و فانی هست

و یبقی وجه ربِّک ذوالجلال و الاکرام
و تنها آنچه که وجه خدای صاحب جلال و اکرام تو را پیدا کند باقی میماند!!!!!!

یعنی اگر چیزی وجه الله پیدا نکند روز قیامت دست ما را نخواهد گرفت
و تنها با عبد شدن انسان وجه الله پیدا میکند


استدعا دارم که این تاپیک رو به دقت مطالعه بفرماید:

آیا حقیقت اسلام انسانیت است؟
به دقت و کامل مطالعه بفرماید

اگر پاسخ کافی نبود حقیر در خدمتم در حد وسع اندکم
إن شاء الله
خانوم شیدا بحث اینه که هر عملی باید به قصد قرب خداوند و به تبعیت از مولا (علیه السلام) باشد تا موثر باشد

حالا محبت به خلق یا هر عملی
منکرش که نشدیم!

جمله مولا هم در ان مکان شاید میخواسته شدت توحش طرف مقابل رو برسونه که دیگه دین که هیچ انسانیت رو هم زیر پا میزارن و هیچ حریمی رو حفظ نمیکنند
در ضمن حقیر و علی اقا ز خودمون مطلب نمیزاریم . مطالب برگرفته از ایات و روایات بوده و مورد تایید بزرگان .
معمولا هم با اساتید چک میشه و یا حرف اوناست و سپس مطرح
اگر هم سوالی هست بفرمایید
ان شالله همین سوالات هم به خدا نزدیکمون کنه
موفق باشید
(۱۹/بهمن/۹۱ ۲۲:۲۰)Agha sayyed نوشته است: [ -> ]اولین قدم در راه سیر و سلوک ،مدارا و دستگیری و لطف به دیگران است .
بعلاوه یک بحث بسیار مبنایی لازم است انجام شود که اصلاً سلوک الی الله یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نهایت تقرب به خدا چیست؟
تا وقتی این مشخص نشده نمیشه فهمید که چه چیز به چه مقدار اثر دارد و چگونه!

نهایت قرب در مناجات شعبانیه ذکر شده است از کلام معصومین

الهی هب لی کمال انقظاع الیک
یعنی یه جورایی فنای فی الله

برای اینکه این منِِ فنا بشه و نیست بشه در هست خدا چه باید کرد؟

تبعیت چه میکند با این من؟؟؟؟؟

تبعیت کاری که میکند نابودی این من هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!


یعنی اگر شخصی با اراده و اختیار و انتخاب از روی آگاهی خودش، اراده ی خود را فانی کرد در خواست و اراده ی خدا، که میشود خواست و اراده ی ولی اعظم خدا (یعنی رسول خدا و ائمه ی طاهرین) در اونصورت این من و نفس فانی میشه و ازش چیزی جز خواست خدا باقی نمیمونه

این مطلبی که خدمت شما عرض کردم خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی مهم هست برادر!!!!!!

تفصیل این معنا را در این تاپیک قبلاً تقدیم کردم
حتماً اگر حوصله کردید به دقت مطالعه بفرماید:

آخرین تاپیک مفصل علی 110 در تالار گفتگوی بیداری اندیشه





این تاپیک بالا خیلی مهم هست!

من قسمتی که بسیار حیاتی است و بیشترین ارتباط رو به بحث داره از اون تاپیک اینجا نقل میکنم

اما باز هم شما برید و کاملش رو بخونید:

نقل قول:
دو تا جوان آمده بودن چند وقت پیش مشهد
دو تا جوان خیلی خوب، آراسته، نورانی، اهل معنویت، زحمت کشیده، اهل خیر و اهل زهد و عبادت
آمده بودند که برسند خدمت...
میسر نشد
ولی رفقا باهاشون هم صحبت شدند
این دو جوان میگفتند ما در تهران هستیم و یه استادی داریم که الان خیلی مسن شده و پیرمردی شده
و این استاد ما مهمترین کارش این بود که ما رو دعوت میکرد به توسل به اهل بیت و روضه و گریه و ما رو دعوت میکرد به کار خیر
یعنی از جاهای مختلف پول جمع میکردیم و میرفتیم در بین روستاها و فقرا پخش میکردیم و مشکلاتشون رو حل کرده بودیم
و همت استاد این بود و ما در این 20 سالی که با استاد بودیم همه کارمون همین بوده توسل به اهل بیت و خدمت به مستمندان و خیلی هم نورانی بودن و معلوم بود زحمت کشیده اند
و اونها کتاب سفینه الصادقین رو خونده بودند و اومده بودند اینجا
یکی از رفقا پرسید گفت: خوب شما که این راه رو الان انتخاب کردید و دارید و استادتون هم این راه رو بهتون نشون داده دیگه چه نیازی هست که اومدید اینجا ؟
خودتونم که میگید راه بسیار خوبی بود (روضه و توسل و خدمت به اهل بیت) چی شده که اومدید اینجا؟؟؟؟
اونوقت یکی از دوستان به این دو جوان توضیح داد که:
اونجایی که شما بودید 20 سال به شما جان میدادند!!!!!!!!!!!!!!!! یعنی نفس شما را تقویت میکردند و تعریفتون رو میکردند!!!!!!!!!!
اما الان اینجا شما اگه بخواید بیاید اینجا جانتون رو میگیرند
اینجا خودیت شما را از شما میگیرند!!!!!!!
اینجا اگه کاری انجام دادی کار خوبی محسوب نمیشه
هر کاری کنی بدی
اینجا اگه کار خوبی به دست تو جاری شد تو نبودی! کس دیگری بوده کار خوب به دست تو جاری کرده!!!!!!!!!!!!!!!

پس تو چی؟
تو محض ظلمت هستی!!!!
أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ (15-فاطر)
خدا غنی است

اینجا جان رو میگریند
لذا اکثر جاهایی که جلسات هست و بزرگان هستند و عرفا هستند اینها در حقیقت تقویت نفس میکنند یعنی اینکه این افراد رو تشویق میکنند به اون کاری که دارند میکنند
مثلاً میگن شما عزیزان من ، شما سروران من ، شما این کارو کردید، شما اون کارو کردید، همش با تعریف و تمجید
خوب آدم هم دوست داره دیگه! تعریفش رو بکنند دوست داره دیگه، هی بیشتر کار میکنه
این میشه سلوک
یعنی سلوک با حفظ تَشَخُّص

اما در درگاه امیرالمومنین این طوری نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مولا می فرمایند: «موتوا قبل ان تموتوا»
بمیرید قبل از اینکه بمیرانند شما را.
مصباح الشريعة-ترجمه عبد الرزاق گيلانى، ص: 592

یعنی چی؟
یعنی اینکه قبل از اینکه اجلت برسه ، همین الان باید بمیری
یعنی چه بمیرم؟
یعنی پا بگذار روی هوای نفس خودت،
این نفسی که عاشق هست که تعریفش رو بکنند ، در این روایت شریف امام معصوم می فرمایند که: اگر تعریف برادرت را در مقابلش کردی او را هلاک کرده ای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و یا رسول الله می فرمایند: بر چهره مداحان و ستایش گران خاك بپاشيد.
امالى شيخ صدوق-ترجمه كمره‏اى، متن، ص: 427
خیلی فرق است بین این دو مسیر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یک مسیر جان و نفس به آدم میدهند، جان کاذب!!!!!!!!
یک مسیر جان از آدم میگریند
یک مسیر نفسش رو تقویت میکنند و یک مسیر روحش رو تقویت میکنند
کسانی که خیلی دوست دارند حرف بزنند و حرّافند خیلی داره نفسشون تقویت میشه، دوست داره هی حرف بزنه ، حرف حرف حرف
اما کسانی که سکوت میکنند ، اینها روحشون تقویت میشه
اون وقت این نفسی که در این دو فقره دعا فرموده:
خدایا
َ لاَ تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلاَّ أَحْدَثْتَ لِي ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا
برای من عزت و احترامی آشکار پدید نیاور جز آنکه به اندازه آن در نفسم ذلت باطنی پدید آوری

میگن حاج آقا ، آقای مهندس ...
همین حاج آقا حاج آقا ها آدم رو هلاک میکنه

اما اگه این ذلت باطنی قبلش پدید اومده باشه نه دیگه، لذا هی بهش بگن حاج آقا
به هر حال این القاب و تعریفها و ... اینها اگه راه ، راهِ تقویت نفس باشه کار آدم رو میسازه
امتحانش هم مجانی هست
خیلی جاها میری تعریف طرف رو میکنی کارت راه میافته

مثلاً در کربلا میخواستیم بریم از این چرخ دستی ها بگیریم لب مرز که بارهامون رو ببریم میگفت نمیشه ، نمیشه
گفتم میدونی چاره اش چیه ، یه بوسش کن یه قربون صدقش برو بهتون چرخ دستی میده
اینا مال چیه؟
آدم عاشق خودش هست
دوست داره تعریفش رو بکنند
وقتی یه بوسش میکنی قربون صدقه اش میری لذت میبره کیف میکنه میگه بیا...

' نوشته است:سلام
ببخشید مزاحم شدم. گفتم اگه تو تاپیک
آسان ترین راه عملی برای ترک رذایل نفسانی و رفتن راه خدا!

بنویسم شاید اسپم زیاد بشه. اول یه نکته خدمتتون عرض کنم که بنده قبول دارم که قرار گرفتن در مسیر عبودیت، بهترین راهه و تابعیت از پیامبر و ائمه معصومین مثل اسم تاپیک آسان ترین راه که بماند جان کندن های خودش رو داره برای رسیدن

اما سوال بنده با توجه به مطالبیه که نوشتین

شما در اونجا فرموده بودین

نقل قول:اگر محبت به خلق برای محبت به خدا نباشد ارزشی ندارد و تقرب آور نیست



به نظرم اینطور نیست

وقتی اون بت پرست به جای صنم اشتباهی گفت صمد و خداوند در خواستش را اجابت کرد

یا ماجرای فرعون

زمانی که در حال غرق شدن بود می گفت یا موسی کمکم کن

خداوند فرمود اگر به جای تو، مرا صدا میزد خواسته اش را اجابت میکردم

در اینصورت چطور ممکنه صفات ارزشمند انسانی اگه توسط فردی که معتقد نباشه بی ارزش باشه ؟
به هیچ وجه عرض بنده این نیست که به دنبال انسانیت میشه رفت، بدون دین یعنی دیندار باش یا نه

فقط میگم این صفات خوب که در دین ما هم بسیار بهشون تاکید شده حتی از سوی فرد بی دین یا بی اعتقاد، در نزد خدا بی ارزش نیست چه اینکه موجبات گشایش راهی در مسیر درست برای او بشه
سلام عرض شد


اول یک نکته خدمت شما عرض کنم در مورد این عبارت شما:
' نوشته است:اول یه نکته خدمتتون عرض کنم که
بنده قبول دارم که قرار گرفتن در مسیر عبودیت، بهترین راهه و تابعیت از پیامبر و ائمه معصومین

باید بگم بهترین راه نیست
بلکه تنها راه هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در اثبات این مسئله دقت بفرماید:
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً (فرقان 57)
بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمى‏طلبم مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزيند

... قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏... (شورى 23)
بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم [اهل بيتم‏]

از دو آیه فوق در می یابیم که هر کس بخواهد راهی به سمت پروردگارش برگزیند باید اهل مودت و دوستیِ اهل بیت باشد (البته بدیهی است که از لوازم مودت و دوستی واقعی اطاعت از اوامر محبوب است و اوامر و نواهی ایشان نیز اوامر و نواهی خداوند است )


قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيم" (آل عمران 31)
بگو اگر خدای را دوست دارید از من(پیامبر) پیروی کنید تا خدا نیز دوستتان بدارد و گناهانتان را بیامرزد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.
قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ (آل عمران32)
بگو: «خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد.» پس اگر رويگردان شدند، قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد

همان گونه که در این دو آیه شریفه نیز مشاهده میشود نشانه ی محبت واقعی به خدا، اطاعت از رسول خداست که این اطاعت نیز موجب محبوب شدن بنده نزد خداوند و آمرزش او می شود و همچنین روی گردادن از حکم خدا و رسولش باعث خشم خدا و واقع شدن بنده در زمره کافرین است



و همچنین در یکی از مهمترین منابع اعتقادی شیعه یعنی زیارت جامعه کبیره چه گفته اند امام هادی علیه السلام؟
فرازهایی را تقدیم میکنم:


فَالرَّاغِبُ عَنْكُمْ مَارِقٌ وَ اللاَّزِمُ لَكُمْ لاَحِقٌ وَ الْمُقَصِّرُ فِي حَقِّكُمْ زَاهِق
پس هر كس از طريق شما برگشت از دين خدا خارج شده و هر كس ملازم امر شما بود ملحق گشت و هر كس در حق شما مقصر شد محو و باطل گرديد...


سَعِدَ مَنْ وَالاَكُمْ وَ هَلَكَ مَنْ عَادَاكُمْ وَ خَابَ مَنْ جَحَدَكُمْ وَ ضَلَّ مَنْ فَارَقَكُم
هر كه به ولايت شما گرويد به سعادت رسيد و آنكه با شما دشمنى كند هلاك شود و هر كه منكر شما است نوميد است و هر كه از شما جدا است گمراه است


وَ مَنْ جَحَدَكُمْ كَافِرٌ وَ مَنْ حَارَبَكُمْ مُشْرِكٌ وَ مَنْ رَدَّ عَلَيْكُمْ فِي أَسْفَلِ دَرْكٍ مِنَ الْجَحِيم
و هر كه منكر شما گرديد كافر است و هر كه با شما بجنگ برخاست مشرك است و هر كه رد حكم شما كرد در پست‏ترين دركات جهنم است






علاوه بر این حدس حقیر این است که شما تاپیک آیا حقیقت اسلام انسانیت است را کامل مطالعه نکردید وگرنه چنین سخنی نمی گفتید!!
غریب به اتفاق مردم چنین گمانی دارند که شما دارید


که متأسفانه مغایر با آیات قرآن است

ببینید تنها عمل زمانی ارزش پیدا میکنه که برای خدا باشد!!!!!!!!!

و تنها زمانی برای خدا میشود که طبق آدابی که خدا مشخص کرده است بجا آورده شود

قبل از همه چیز هم اعتقادات باید درست شود

ببینید یک کافر اگر تمام زندگی اش به مردم خدمت کند تنها به این دلیل که این کار را خوب میداند و ارتباطی در نیت اعمالش به خدا ندهد این عملش حبط است

اگر کسی به قصد بندگی خدا عمل کرد تنها اون ارزش دارد
و مدل بندگی را هم خود خدا مشخص میکند

تقرب به خدا نتیجه ی عملی است که تحت ولایت الله باشد
یعنی به امر خدا و برای خدا باشد
و به تبعیت از رسول خدا و ائمه

اگر این نباشد اعمالش تحت ولایت غیر الله است
این غیر الله میتواند خودش باشد
مثل اینکه بگوید من کار خوب میکنم چون میدانم که اینکار خوب است کاری هم ندارم به اینکه خدا گفته یا نه!
تولی به غیر خدا که نتیجه ی تبعیت از غیر خدا است میشود ولایت طاغوت و با هر عملی که تحت ولایت غیر خدا باشد شما از نور به سمت ظلمات میروید

اما یک نکته اینجا غافل نشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
عمل صالح اگر کسی با صدق نیت انجام بده
میتواند مقدمات توفیق ایمان آوردن و عاقبت به خیر شدن را به شخص بدهد
یک مثال میزنم خدمت شما

در زمان رسول خدا 3 تن از مشرکین مکه برای ترور رسول الله از مکه امدند به سمت مدینه
جبرئیل نازل شد و خبر داد
مسلمین را پیامبر آگاه کردند و آنها آماده شدند تا در صورت اقدام جلوگیر کنند
در حین اقدام دستگیر شدند و چون دشمن مشرک حربی بودند حکمشان اعدام بود
جبرئیل نازل شد و گفت از بین این 3 تن یکی را خدا گفته نباید اعدام کنی!
شخصی که دید دو دوست مشرکش اعدام شد
به رسول خدا گفت اگر من را آزاد کنی تورا خواهم کشت و با این خفت باز نخواهم گشت در حالی دو دوستم را کشته شده میبینم
رسول خدا فرمودند من به امر خود نمیتوانم عمل کنم
همان خدایی که دستور به قتل آن دو داده دستور به نکشتن تو هم داده
مشرک گفت از خدایت بپرس چرا چنین حکمی کرده است
پاسخ می آید از سمت جبرئیل به این مضمون که این شخص فردی با مروت است و از افتادگان دستگیری میکند و به همسایه رسیدگی میکند و خدا نمی خواهد چنین شخصی کشته شود
با شنیدن این سخنان شخص ایمان آورد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یعنی عمل صالح بدون ایمان میتواند مقدمات عاقبت به خیری و توفیق ایمان را فراهم کند
اما بدون ایمان در اخرت چیزی عاید شخص نمیشود

خدا بهایش و جزایش را در همین دنیا میدهد و در دوزخ هم در عذابش تخفیف میدهد
روایات متعدد داریم در تصریح این معنا

چون بهشت در درجه ی اول میوه ی ایمان به خدا و خضوع در مقابل خدا و احکام خدا و اولیای خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اگر شخصی تمام اعمال صالح عالم رو انجام بدهد اما امیرالمومنین را بشناسد و در عین حال او را دشمن بدارد باز در دوزخ است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آیات و روایات مأید این مطلب متعدد است یکی را تقدیم میکنم:


مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ (نمل 89)
هر کس كارِ نيك را بیاورد پاداشى بهتر از آن دارد و آنان از وحشت آن روز ايمنند
وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (نمل 90)
هر كس كار بد را انجام دهد آنها به رو در آتش سرنگون شوند آيا جز در مقابل اعمالى كه مى‏كرده‏ايد سزايتان مى‏دهند

نکته بسیار تأمل برانگیزِ دو آیه فوق این است که در این دو آیه خداوند نمی فرمایند (( من جاء بالحسنات )) و یا ((من جاء بالسیئات )) بلکه برای ایمنی از فزع و وحشت روز قیامت آوردن یک حسنه را کافی می داند و برای سرنگونی در آتش تنها آوردن یک سیئه را .
حال سوال اساسی این است که کدام حسنه است که اگر در فردای قیامت بیاوریم از وحشت و سختی روز قیامت در امان میمانیم ؟
و کدام سیئه است که آدمی را به رو و صورت در جهنم می افکند؟
در روضة الواضعین ص 106 آمده است که امام باقر علیه السلام فرمود: مراد از حسنه ولایت و روش علی علیه السلام است و مراد از سیئه دشمنی و بغض و کینه ی اوست که با آن هیچ عملی مقبول نمیگردد
در کافی از امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارشان از امیر مؤمنان روایت شده است که در مورد این آیه فرموده اند: حسنه، شناخت ولایت و محبت ما اهل بیت است و سیئه، انکار ولایت و دشمنی با ما اهل بیت است
(کافی،ج1،ص185،ح14)
بعلاوه بحث تکمیلی را هم میتوانید در پست حقیقت ایمان و کفر چیست؟ پیگیری کنید.


مطالعه ی این تاپیک هم میتواند مفید باشد إن شاء الله:

ذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!!

به این آیات هم به دقت بنگرید که اگر ایمانی نباشد تمام اعمال صالح انسان حبط و نابود است!!!!!


مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ (217)
كسى كه از آيينش (اسلام) برگردد، و در حال كفر بميرد، تمام اعمال نيك (گذشته) او، در دنيا و آخرت، بر باد مى‏رود و آنان اهل دوزخند و هميشه در آن خواهند بود. (217)




وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (147)
و كسانى كه آيات، و ديدار رستاخيز را تكذيب (و انكار) كنند، اعمالشان نابود مى گردد آيا جز آنچه را عمل مى‏كردند پاداش داده مى‏شوند؟! (147)




ما كانَ لِلْمُشْرِكينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدينَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُونَ (17)
مشركان حق ندارند مساجد خدا را آباد كنند در حالى كه به كفر خويش گواهى مى‏دهند! آنها اعمالشان نابود (و بى‏ارزش) شده و در آتش (دوزخ)، جاودانه خواهند ماند! (17)



سوالی بود باز در حد وسع اندکم در خدمتم إن شاء الله...
دوستان درسته این نوشتار مقداری بلنده ولی بینی و بین الله همه رمز افرینش و بندگی و سلوک همینه

یک مثال بزنم مطلب باز بشه

یه ادمی داره خیابون رو حفر میکنه

به نظرتون چه تفاقی می افته براش؟
ممکنه کارگر باشه و از طرف شهرداری مامور شده باشه . خوب برای کارش باید از شهرداری مزد بگیره. بره اداره اب بهش مزد میدن؟!!

میگن برو اونجایی که بهت گفته این کار رو انجام بده مزد بگیر !
مزدت رو از کسی بگیر که بهت گفته کار رو انجام بده !

حالا یهو دیدی طرف داره حفر میکنه ! بی اجازه بوده میان میگیرن کتکش هم میزنن .! میگن کی به تو گفت این کار رو بکنی؟!!!

ممکنه هم به حرف کارفرما حفر کنه ولی باز بهش مزد ندن! خسارت هم بگیرند!

میگن ما گفتیم فلان جا رو فلان مقدار حفر کن! کی به تو گفت اونور رو حفر کنی؟!! باید به دستور ما اون کاری رو بکینی که ما گفتیم

به دستور ما به نیت ما و اونطور که ما میگیم وگ نه ره به هوشنگستان میبریم

یا حق


یه نکته هم بگم :
خداوند میفرمایند شیطان کیدش ضعیفه
نفس قویه مگر اینکه خدا بهتون رحم کنه
تنها راهی که خدا رحم کنه همین تبعیته در انجام اعمال
یا حق
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع