|
ببينيد چه مولايي داريم .
|
|
۲۳:۵۱, ۲۵/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/بهمن/۹۱ ۰:۱۵ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام ![]() طبري در جامع البيان در تفسيرش ميگويد: سمعت عليا رضي الله عنه يقول لا تسألوني عن كتاب ناطق ولا سنة ماضية إلا حدثتكم . امير المؤمنين ع فرمود: هر آنچه که از کتاب ناطق و سنت گذشته از من سؤال کنيد من به شما بيان ميکنم. تفسير الطبري، ج26، ص186 ابن تيميه ل.ع هم ميگويد: تفسير طبري احاديثش مورد اعتماد است. ابن حجر عسقلاني در فتح الباري از ابو الطفيل (که پيرمرد ترين صحابه و تا 110 هجري قمري زنده بوده است) نقل ميکند که ميگويد: شهدت عليا وهو يخطب وهو يقول: ديدم علي بن ابيطالب در مسجد کوفه خطبه ميخواند و ميگويد: سلوني فوالله لا تسألوني عن شيء يكون إلى يوم القيامة إلا حدثتكم به. به خدا سوگند تا قيام قيامت هر آنچه که از من سؤال کنيد من به شما جواب ميدهم. وسلوني عن كتاب الله. از کتاب خدا سؤال کنيد. فوالله ما من آية إلا وأنا أعلم أبليل أنزلت أم بنهار أم في سهل أم في جبل. قسم به خدا هيچ آيه اي نيست در قرآن که من ميدانم شب نازل شده است يا در روز نازل شده است، در شهر نازل شده است يا در بيابان. فتح الباري، ج8، ص599 عمدة القاري، ج 19، ص 190 تفسيرالسمعاني، ج 5، ص 250 تفسير قرطبي، ج 1، ص35 آقاي ابن حجر اين را به عنوان يک روايت قطعي بدون کوچکترين مناقشه در سند و دلالت آن را نقل كرده است. تهذيب التهذيب، ج 7، ص 297 به نقل ذهبي، سعيد بن مسيب (که از فقهاي اهل سنت است) ميگويد: لم يكن أحد من الصحابة يقول: سلوني إلا علي. غير از علي بن ابي طالب هيچ کدام از صحابه نتوانستند بگويند: از من هر چه ميخواهيد سؤال کنيد. تاريخ الإسلام، ج3، ص638 تاريخ الخلفاء سيوطي، ص 188 آقاي نووي ميگويد: وسؤال كبار الصحابة له ورجوعهم إلى فتاويه وأقواله في المواطن الكثيرة والمسائل المعضلات مشهور سؤال کبار صحابه و مراجعه کبار صحابه به فتاوا و اقوال علي، در جاي جاي متعدد و در مشکل ترين مسائل، مشهور است. تهذيب الاسماء، ج1، ص317 موفق باشيد يا علي عليه السلام سوره مائده آیه 55 - امیرالمومنین ع [/b] ![]() از آیاتی كه به اتفاق اكثر مفسران و اهل حدیث در مورد امیرالمومنین نازل شده است آیه زیر می باشد : « إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ » (مائده 55) « سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها كه ایمان آوردهاند; همانها كه نماز را برپا مىدارند، و در حال ركوع، زكات مىدهند. » به اتفاق شیعه وسنی این آیه در مورد امیر المومنین علی آمده است ابوذر نقل می كند كه روزی با رسول خدا در مسجد نماز می خواندم كه گدایی وارد مسجد شد واز مردم تقاضای كمك كد ولی كسی چیزی به او نداد . گدا دست خودش را به آسمان برد و گفت خدایا تو شاهد باش كه من در مسجد رسول تو از مردم كمك خواستم اما كسی اهمیت نداد . در همین موقع امیر المومنین كه در ركوع بودند با انگشت كوچك دست راستشان اشاره كردند و گدا نزدیك شد و انگشتر را از دست حضرت بیرون آوردند . بعد از این قضیه پیامبر سرشان را به آسمان بردند وگفتند خدایا برادرم موسی از تو تقاضا كرد كه روح او را وسیع كنی و كارها را برای او آسان كنی و گره از زبان او بگشایی تا مردم گفتارش را درك كنند وهارون راكه برادرش بود وزیر و یاورش قرار بدی . خداوندا من محمد پیامبر و برگزیده توام سینه من را گشاده كن و كارها را بر من آسان كن و از خاندانم علی را وزیر من قرار ده تا به وسیله او پشتم قوی و محكم شود . ابوذر می كند كه هنوز دعای پیامبر تمام نشده بود كه جبرئیل نازل شد و این آیه را نازل كرد . در مورد این حدیث باز هم اشكالی كه گرفته شده است این است كه می گویند ولی به معنی محب و دوست هست . ما برای اثبات اینكه ولی در اینجا به معنی سرپرستی و ولایت هست برخی از قرائن را گواه می گیریم . 1. هرگاه مقصود از ولی غیر از ولایت و زعامت دینی و مقام سرپرستی باشد منحصر كردن مقام به سه نفر بی جهت و بی مورد خواهد بود . زیرا چنانكه گفته شد همه افراد با ایمان و محب و دوست و ناصر و یار یكدیگرند و اختصاص به این سه نفر ندارد . 2. هر گاه منظور دوستی و نصرت است در این صورت لازم بود كه به جمله والذین آمنوا اكتفا می كرد و هرگز نیاز نداشت كه موضوع نماز و زكات را بازگو كند زیرا جامعه با ایمان همه باهم دوست بوده و ناصر یكدیگرند . 3. در حقیقت مفاد آیه همان است كه پیامبر گرامی در یكی از سخنان خود درباره علی فرموده است : « اِنَّ عَلیّاً علیه السلام مِنّی وَ أنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلیٌ كُلِّ مُوْمِنٍ بَعَدی» « همانا علی علیه السلام از من و من از او هستم، و او رهبر و امام تمام مؤمنان پس از من خواهد بود » لفظ « بعدی » گواه بر این است كه مقصود از ولی همان مقام زعامت و حكومت و سرپرستی در امور دینی است واگر غیر از این بود اختصاص به زمان درگذشت پیامبر نداشت . یك نكته : با اینكه در آیه از ولایت سه نفر سخن به میان آمده است و به حسب ظاهر باید بفرماید « انما اولیاوكم » اما با این حال لفظ مفرد به كار برده است . یكی از دلایل مفرد گویی در این آیه این است كه در اینجا ولایت واحدی وجود دارد كه خداوند آن را اصالتا و دیگران به طور كسبی و موهبتی دارا هستند و هرگز ولایتهایی در كار نیست و ولایت پیامبر یا امیرالمومنین غیر از ولایت خداوند نمی باشد . موفق باشيد يا علي عليه السلام سوره نساء آیه 59 - امیرالمومنین ع ![]() « یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ ... » (نساء آیه 59) « اى كسانى كه ایمان آوردهاید! اطاعت كنید خدا را! و اطاعت كنید پیامبر خدا و اولو الامر ( اوصیاى پیامبر) را! و هرگاه در چیزى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داورى بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیكوتر است. » این آیه درباره جانشینان پیامبر و واجب الاطاعه بودن آنها بحث می كند . مفسران شیعه بر این اعتقاد هستند كه منظور از اولی الامر امامان معصوم ما هستند كه رهبری مادی و معنوی مردم را به عهده دارند . نقل است كه روزی مردی پیش حضرت علی ع آمد و پرسید كوچكترین و كمترین چیزی كه انسان با آن جز گمراهان و یا كافران می شود چیست . حضرت فرمود این است كه حجت و نماینده و شاهد و گواه خدا را كه اطاعت از او لازم است نشناسد . مرد گفت آنها را معرفی كنید كه چه كسانی هستند فرمود همانها كه خداوند اطاعت از آنها را بعد از اطاعت خودش و هم ردیف با اطاعت پیغمبر قرار داده است . گفت روشن تر بگویید فرمود كسانی كه پیامبر در خطبه روزآخر عمرش و موارد مختلف به آن اشاره كردند و فرمودند در میان شما دو چیز گرانبها به یادگار می گذارم اگر دست به دامان آنها بزنید هرگز گمراه نمی شوید كتاب خدا و اهل بیتم . اهل سنت هر رئیس و زعیمى را كه نسبت بمسلمین ریاست داشته باشد اولوالامر گویند و اطاعت او را بموجب این آیه واجب میدانند ولى این قول به هیچ وجه صحیح نمی باشد زیرا در این صورت باید اطاعت معاویه و یزید و عبد الملك و متوكل عباسى و امثال آنها كه ستمگر و فاسق بودند بر مردم واجب باشد در صورتیكه آیات دیگرى هست كه خداوند از اطاعت چنین اشخاصى نهى فرموده است چنانكه فرماید:« و لا تطیعوا امر المسرفین،الذین یفسدون فى الارض و لا یصلحون» ( شعرا آیه 151و152) (امر اسراف كنندگان را كه در روى زمین فساد نموده و اصلاح نمیكنند اطاعت نكنید) بنا بر این اطاعت آن اولوا الامرى واجب است كه پاك و معصوم بوده و دستورات وى همان اوامر و نواهى خدا و پیغمبر باشد و چنین كسانى جز على (علیه السلام) و یازده فرزندشكه جانشینان پیغمبر اكرماند كس دیگرى نمیباشد چنانكه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:انا و على و الحسن و الحسین و تسعة من ولد الحسین مطهرون معصومون ( ینابیع الموده ) یعنى من و على و حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین پاك و معصوم هستیم. همچنین در شواهد التنزیل آمده است كه مقصود از اولی الامر علی بن ابی طالب است كه خداوند ولایت او را در زمان رسول خدا بر مردم واجب نمود و رسول خدا او را در مدینه جانشین خود قرار داد و مردم را مامور به اطاعت از او نمود .( آن هنگامی كه پیامبر می خواستند به جنگ تبوك بروند و برای جلوگیری از فتنه منافقین درمدینه امیرالمومنین را در مدینه جانشین خود قراردادند . ) موفق باشيد يا علي عليه السلام ولایت امیرالمومنین ع صراط مستقیم ![]() آقاي حاكم نيشابوري در روايتي صحيح كه ميگويد شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم را دارد، نقل ميكند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: إن وليتموها عليا فهاد مهتد يقيمكم على صراط مستقيم. اگر علي را ولي أمر خود و جانشين من قرار بدهيد، او را هدايت شده و هدايت كننده خواهيد يافت كه تمام شما را به صراط مستقيم هدايت ميكند. هذا حديث صحيح على شرط الشيخين و لم يخرجاه. اين روايت بنابر شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم صحيح است، ولي آن دو نياوردهاند. اسناد: المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج 3، ص 142 ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج 1، ص 85 ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج 5، ص 313 ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج 4، ص 70 ـ أنساب الأشراف للبلاذري، ص 102 ـ مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 109 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج 7، ص 397 ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج 4، ص 468 ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج 4، ص 31 ـ تفسير الثعلبي، ج 5، ص 272 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج 42، ص 419 ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي،ج 5، ص 176 ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج 2، ص 341 موفق باشيد يا علي عليه السلام |
|||
|
|
۰:۱۷, ۲۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه سلام
|
|||
|
|
۲۲:۱۶, ۲۷/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/بهمن/۹۱ ۲۲:۱۸ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
حضرت اميرالمؤمنين صلوات الله عليه در راه كوفه با يك نفر ذمّى راه مىرفتند، مرد ذمّى به او گفت: بنده خدا كجا مىروى؟
فرمود: مىخواهم به كوفه بروم ؛ بعد از مدتى، به دوراهی رسیدند و مرد ذمى به راه ديگرى برگشت و خواست از امام (علیه السلام) جدا شود ، حضرت نيز به راه او رفت ؛ مرد ذمى پرسید : بندۀ خدا مگر نگفتى كه به كوفه مىروم؟ امام (علیه السلام) فرمودند آرى به كوفه مىروم ؛ ذمى گفت: اينجا راه كوفه نيست ! حضرت فرمود: ميدانم راه كوفه نيست ؛ گفت: پس چرا با من مىآيى؟ فرمود: كمال رفاقت آنست كه شخص در وقت جدا شدن ، به احترام رفيق ، مقدارى او را مشايعت كند، پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ما به ما چنين ياد داده است. قال له اميرالمؤمنين (عليه السلام) : هذا من تمام الصحبة ان يشيّع الرجل صاحبه هنيئة اذا فارقه و كذلك امرنا نبينا (صلى الله عليه و آله) مرد ذمى گفت: آيا پيامبرتان چنين دستور داده است؟ فرمود: آرى، ذمى گفت: پس آنانیكه به او ايمان آوردهاند در اثر اين چنين اخلاق پسنديده است ؛ گواهى مىدهم كه من نيز بر دين تو هستم ! آنگاه با آن حضرت به كوفه آمد و چون امام (علیه السلام) را شناخت ، به دست حضرت ، اسلام آورد. (1) -------------------------------------------------------------------------------- (1). كافى ج 2 ص670 كتاب العشرة باب حسن الصحابة. |
|||
|
|
۱۵:۳۵, ۲۸/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام
روح والای تو از جنس خدا می باشد [/font]نفَس سینه ی تو عقده گشا می باشد نخ سجاده ی تو شهپر جبرائیل است چین پیشانیِ تو قبله نما می باشد از تو می خواست خدا تا كه بمانی چندی كه حساب تو در این خانه جدا می باشد فارقیم از هوس سِیر خیابانِ بهشت خاكِ زیر قدمت جنت ما می باشد سائلی آمده و از تو كرم می خواهد ای كه انگشتر تو فكر گدا می باشد دل ما را بشِكن گوهر اگر می خواهی سیّدی امر نما قنبر اگر می خواهی هم نشینت شرف و عزت موسی دارد هم ركابت نفس حضرت عیسی دارد هر كه گردید گرفتار خم گیسویت در گره باز نمودن یدِ طولا دارد عرقی كه سر پیشانی تو حلقه زده پایِ هر نخل رطب قدرت دریا دارد چاهِ آبی كه خودت وقفِ یتیمان كردی هر چه دارد ز سرْ انگشت تو مولا دارد بی سبب نیست كه با تیغ دو سر می جنگی چون به یك قبضه تولا و تبرا دارد [b]نام تو زینت دنیاست خدا می داند [/b]نقش انگشتر زهراست خدا می داند مِنّتِ زلف تو دارم كه گرفتارم كرد گوهر مهر تو این گونه خریدارم كرد كافری بیش نبودم عَلَوی ام كردی نفس عشق شما بود كه بیدارم كرد كار و بار دلم از مِهر شما سكه شده عاقبت عشق، مرا شُهره ی بازارم كرد تا قیامت به خدا گردن من حق دارد آن كسی را كه سر كوی تو بیمارم كرد سایه ی لطف خودت را ز سرم كم نكنی بركت سایه ی تو لایق دربارم كرد كیمیایی بنما تا زرِ نابم سازی اربعینی بطلب تا كه شرابم سازی ای علمدار خدا! صاحب شمشیر دو سر اسدالله ترین! ای زرهِ پیغمبر [b]هر كسی در پی آن است به جایی برسد سر نهادن به كف پای تو ما را خوش تر یكی از پا به ركابان حریمت حمزه گوشه ای از سَكَنات و وَجَناتت جعفر ضربه ای را كه تو در غزوه ی احزاب زدی از عبادات ملك، جن و بشر سنگین تر كس جلودار تو ای حیدر كرار نبود شاهد قدرت بازوی تو باب الخیبر بی سبب نیست كه عباس زره می پوشد در دلِ علقمه می گفت انا بن الحیدر یل شمشیر زن قطب جهان می باشی اسدالله زمین شیر زمان می باشی قامتی نیست كه در پیش قدت تا نشود ملكی نیست كه تا پیش قدت پا نشود به خداوند قسم دور حریمت مریم گر نیفتد ز نفس، مادرِ عیسا نشود هر كسی قنبرتان را به تمسخر گیرد به زمینی تو بكوبیش دگر پا نشود تا كه تو آب بر این نخل رطب می ریزی خار این نخل محال است كه خرما نشود من دخیل حرم شاهِ نجف می باشم هو مدد گر گره ی نوكریم وا نشود هر كسی خادم دربار تو در عالم نیست می توان گفت كه از سلسله ی آدم نیست علی اكبر لطیفیان موفق باشيد وعلوي يا علي عليه السلام |
|||
|
|
۱:۴۴, ۳۰/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/بهمن/۹۱ ۱:۴۵ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
[size=xxx-large] [/size][/b]
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: velayat%20info%2015.jpg]](http://www.velayat.info/images/articleimages/velayat%20info%2015.jpg)
![[تصویر: velayat%20info%205.jpg]](http://www.velayat.info/images/articleimages/velayat%20info%205.jpg)
![[تصویر: velayat%20info%2021.jpg]](http://www.velayat.info/images/articleimages/velayat%20info%2021.jpg)
![[تصویر: velayat%20info%2013.jpg]](http://www.velayat.info/images/articleimages/velayat%20info%2013.jpg)


