کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راههاى ارزیابى ایمان واقعى چیست؟
۵:۲۴, ۳/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۲ ۰:۳۱ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #1
آواتار
آیا تشبیه بعضى انسان‏ها به حیوان در قرآن، جسارت و ناسزاگویى


با نگاهى به منافع حیوانات و عملكرد بعضى انسان‏ها، تشبیه «اولئك كالانعام بل هم اضلّ»( سوره اعراف، آیه 179) را حقّ و منطقى مى‏یابیم؛
گران‏ترین لباس انسان، ابریشم، از حیوانات است.
مهم‏ترین غذاى انسان، شیر و عسل و گوشت و ماست، از حیوانات است.
حیوانات وسیله باركشى و شخم زدن و منبع درآمد و اشتغال هستند.
تمام كارخانه‏هاى پشم ریسى، چرم سازى، لبنیاتى و مرغدارى ودامدارى‏ها كارشان به حیوانات وابسته است.
حیوانات بعضى معلّم بشرند. كلاغ، دفن مرده را به فرزند آدم و نسل او آموخت.
بعضى گزارشگر انبیا مى‏شوند؛ هدهد گزارش انحراف مردم سبأ را نزد حضرت سلیمان آورد.
بعضى محافظ انبیا مى‏شوند؛ تار عنكبوت پیامبر اسلام را در غار حفظ كرد.
حیوانات قابل تربیت و آموزش هستند و لذا شكار سگى كه آموزش دیده حلال است.
حتى حیوانات آزار دهنده مثل مار، تنها كسانى را مى‏گزند كه به آنها نزدیك شده باشند.
با توجّه به مطالب فوق، آیا انسان‏هایى كه از دور مردم آزارى مى‏كنند و مناطق دور دست را بمباران و موشك‏باران مى‏كنند، از مار بدتر نیستند؟
افرادى كه شبانه روز براى مردم حیله و خدعه مى‏كنند و به خاطر رسیدن به هوسهاى بى انتهاى خود نسل انسان را به تباهى مى‏كشند، از حیوانات بدتر نیستند؟
آدم‏هایى كه یك تنه صدها پرونده جرم و جنایت دارند، از درّنده‏ترین حیوانات پست‏تر نیستند؟


"استاد قرائتی"
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: heaven ، من انقلابی ام ، علی 110 ، شیدا ، mahdy30na ، مهدی2012 ، mohaddese ، بیداری اندیشه ، joseffist ، MANI110 ، Farzaneh
۱۵:۲۵, ۳/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/فروردین/۹۲ ۱۲:۵۸ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #2
آواتار
چه گناهانى را خدا نمى‏بخشد؟
در روایات مى‏خوانیم: «اِتّقوا المُحقّرات من الذّنوب فانّها لاتغفر( وسائل، ج 15، ص‏310.)، از گناهان كوچك پرهیز كنید كه بخشیده نمى‏شود. شاید به این دلیل كه در گناهان كوچك، انسان احساس شرمندگى نمى‏كند و لذا به فكر توبه هم نمى‏افتد، بلكه جسارت و جرأت او بر تكرار آن زیاد و زمینه‏اى براى بخشش فراهم نمى‏شود.
اگر كسى كه مقدار كمى بدهى دارد، به طلبكار بگوید: تو كه از من‏طلبى ندارى، مقدارى كه مى‏خواهى ارزشى ندارد، او طلب خود را نمى‏بخشد، ولى اگر مبلغ بیشترى بدهكار باشد و نزد طلبكار آید و عذرخواهى كند، طلبكار یا به او مهلت مى‏دهد و یا او را مى‏بخشد. آرى، طلبكار، مقدار كم را با جسارت نمى‏بخشد، ولى مقدار زیاد را ممكن است با عذرخواهى ببخشد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، شیدا ، لیلا ، مهدی2012 ، mohaddese ، بیداری اندیشه ، joseffist ، Farzaneh
۱۸:۱۱, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
با توجّه به مطالب فوق، آیا انسان‏هایى كه از دور مردم آزارى مى‏كنند و مناطق دور دست را بمباران و موشك‏باران مى‏كنند، از مار بدتر نیستند؟
افرادى كه شبانه روز براى مردم حیله و خدعه مى‏كنند و به خاطر رسیدن به هوسهاى بى انتهاى خود نسل انسان را به تباهى مى‏كشند، از حیوانات بدتر نیستند؟
آدم‏هایى كه یك تنه صدها پرونده جرم و جنایت دارند، از درّنده‏ترین حیوانات پست‏تر نیستند؟


هستند و بل هم اضل، ولی در مقیاس کوچک و فردی نیز تشابه ما آدمها به حیوانات انکار نشدنی است:
نادانی
طمع
قدرت
مردم آزاری
حیله گری
نا امیدی
روزمرگی
و
.
.
.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهدی2012 ، سدرة المنتهی
۱۲:۵۱, ۱۲/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/فروردین/۹۲ ۱۳:۰۰ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #4
آواتار
چرا در قرآن معمولاً دعاها با نام مقدس «ربّ» آغاز شده است؟

انسان در دعا به دنبال رسیدن به رشد و تكامل خود و یا رفع نواقص و كمبودهاى خود است و تناسب این دو خواسته با كلمه‏ى «ربّ» بیش از هر صفت دیگر است؛ زیرا «ربّ» هم به معناى مالك و صاحب آمده است و هم به معناى رشد دهنده و پرورش دهنده و انسان باید خواسته‏ى خود را از كسى بخواهد كه هم مالك و صاحب است و هم با امكانات مادّى و هدایت‏هاى آسمانى و اعطاى عقل و فطرت، رشد و پرورش مادّى و معنوى ما را مى‏خواهد.
بعلاوه رابطه‏ى مربّى با كسى كه تحت تربیت اوست، باید رابطه‏اى دائمى، تنگاتنگ و همه ‏جانبه باشد.


پانوشت :عبادت، اقتصاد، سیاست، روابط و در همه امور بدون الگوى صحیح و كامل نیست؛ لذا انسان نیاز به الگوى كامل و بدون نقص دارد كه همان انبیا و اوصیا هستند.


بالاترین هدف خلقت انسان و درجه‏ى كمال او چیست و راه دستیابى به آن كدام است؟


قرآن مى‏فرماید: بالاترین هدف‏ها، رستگارى است.
توضیح آنكه، هستى براى بشر آفریده شده: «خلق لكم ما فى الارض جمیعاً»(بقره، 29)
و بشر براى عبادت: «و ما خَلَقتُ الجِنَّ و الانس الاّ لِیَعبدون»(ذاریات، 56)
و عبادت براى رسیدن به تقواست: «و اعبدوا ربّكم... لعلّكم تَتّقون»(بقره، 21)
و تقوا براى رسیدن به رستگارى. «فاتّقوا اللّه... لعلّكم تفلحون»(مائده، 100)
با این مقدّمات، معلوم مى‏شود كه قلّه‏ى كمالات، فلاح و رستگارى است. اكنون ببینیم چگونه باید به این قلّه برسیم:
قرآن مى‏فرماید: راه رسیدن به رستگارى، تزكیه و خودسازى است: «قد أفلح مَن زكّاها»(شمس، 9.)
و در آغاز سوره‏ى مؤمنون، رستگارى را از آنِ مؤمنان دانسته و مى‏فرماید: «قد أفلح المؤمنون»
و همین كه قرآن در یك جا فلاح را در تزكیه و در جاى دیگر رستگارى را در ایمان بیان مى‏كند، معلوم مى‏شود كه راه تزكیه، ایمان است، نه گوشه‏گیرى، چلّه نشینى، انزواى‏نابجا، ورد و ذكرهاى مخصوص و طاقت‏فرسا و داشتن زندگى غیر متعارف و رفتارهاى استثنایى؛ زیرا در ادامه‏ى آیات سوره‏ى مؤمنون، رستگارى را در سایه‏ى نماز خاشعانه، دورى از لهو و لعب، پرداخت زكات و كمك به نیازمندان، عفّت در شهوت، امانتدارى، وفاى به عهد و تعهدات و مواظبت بر نماز مى‏داند.
البته دعوت به رستگارى باید بسیار شفّاف و علنى باشد و جا دارد بر بالاى بامها و با صداى بلند همه‏ى مردم را به آن دعوت كنند. «حىّ على الفلاح» و پیوسته باید این دعوت را تكرار كنیم.
در آیات اولیه‏ى سوره‏ى مؤمنون، دو بار كلمه‏ى حفاظت بكار رفته است؛ یكبار حفظ شهوت. «لفروجهم حافظون» یك بار حفظ نماز. «على صلاتهم یحافظون» آرى، این دو حفاظت باید دائمى باشد؛ زیرا كلمه‏ى «حافظ» در قالب اسم فاعل و «یحافظون» در قالب فعل مضارع، براى استمرار است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohaddese ، بیداری اندیشه ، Farzaneh
۲۱:۱۲, ۵/اردیبهشت/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/اردیبهشت/۹۲ ۲۱:۱۳ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #5
آواتار
چرا صالحان، گرفتار مشكلات هستند و مجرمان و گنهكاران، در رفاه به سر مى‏برند؟

از آنجا كه خداوند اولیاى خود را دوست دارد، لذا اگر خلافى كنند، فوراً آنان را با قهر خود مى‏گیرد تا متذكّر شوند، چنانكه خداوند در قرآن مى‏فرماید: اگر پیامبر سخنى را كه ما نگفته‏ایم به ما نسبت دهد، با قدرت او را به قهر خود مى‏گیریم: «لو تقوَّل علینا بعضَ الاقاویل لأخذنا منه بالیمین»( سوره حاقّه، آیه 44 - 45) و همچنین اگر مؤمنین خلافى كنند، چند روزى نمى‏گذرد مگر آنكه گوشمالى مى‏شوند.

امّا اگر نااهلان خلاف كنند، خداوند به آنان مهلت مى‏دهد و هرگاه مهلت سرآمد، آنان را هلاك مى‏كند: «و جعلنا لمهلكهم مَوعداً»( سوره كهف، آیه 59) و اگر امیدى به اصلاحشان نباشد، خداوند حسابشان را تا قیامت به تأخیر مى‏اندازد و به آنان مهلت مى‏دهد تا پیمانه شان پر شود. «انّما نُملى لهم لیزدادوا اثماً»( سوره آل عمران، آیه 178)

به یك مثال توجه كنید:
اگر قطره‏اى چاى روى شیشه عینك شما بریزد، فوراً آن را پاك مى‏كنید.
امّا اگر قطره‏اى چاى روى لباس سفید شما بچكد، صبر مى‏كنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض كنید.
و اگر قطره‏اى روى قالى زیر پاى شما بچكد، آن را رها مى‏كنید تا مثلاً شب عید به قالى شویى ببرید.
خداوند نیز با هركس به گونه‏اى رفتار مى‏نماید و بر اساس شفّافیّت یا تیرگى روحش، كیفر او را به تاخیر مى‏اندازد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، heaven ، Farzaneh
۰:۲۰, ۱۱/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۲ ۰:۳۰ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #6
آواتار
راههاى ارزیابى ایمان واقعى چیست؟

در لابلاى حوادث جوهر انسان شناخته مى‏شود، در فراز و نشیب‏ها و گرفتن و دادن‏ها و فقر و غنى‏ها جوهر انسان شناخته مى‏شود. در حدیث مى‏خوانیم اگر شخصى را سه بار عصبانى كردى و او حرفى نزد با او رفاقت برقرار كن. كسانى مدعى ایمان هستند ولى اگر از مقام و عنوان و سرمایه آنان كم شود دست به هر كارى مى‏زنند. قرآن به یهودیانى كه ادعاهایى داشتند و خود را فرزندان و محبوبان خدا مى‏دانستند و مى‏گفتند. «نحن أبناء اللّه و حبّائه»(مائده، 18.) و آتش دوزخ را فقط چند روزى در حق خود روا مى‏دانستند: «لم تمسّنا النّار الاّ أیّاماً معدودة»( بقره، 80.) خداوند براى ارزیابى و میزان صداقت آنان مى‏فرماید: اگر راست مى‏گویید آرزوى مرگ كنید. «فتمنّوا الموت ان كنتم صادقین»(بقره، 94.)

قرآن درباره‏ى دروغگو بودن ادعاهاى یهود مى‏فرماید: آنان به خاطر عملكردشان هرگز آرزوى مرگ نمى‏كنند. «و لن یتمّنونه»(بقره، 95.) و هر یك از آنان دوست دارد هزار سال عمر كند. «یودّ أحدهم لو یَعَمّر ألف سنة»(بقره، 96.)

قرآن خطاب به پیامبر مى‏فرماید: به پروردگارت سوگند كه ایمان واقعى نمى‏آورند مگر زمانى كه در جنگ و نزاعهاى خود تو را داور قرار دهند و در دل خود هیچ‏گونه ناراحتى از قضاوت تو نداشته باشند.( نساء، 65.)

در قرآن مى‏خوانیم؛ علامت ایمان، خمس دادن است حتى اگر از یاران پیامبر باشیم و در جبهه در كنار پیامبر جهاد كنیم و پیروز شویم و غنائم جنگى بگیریم؛ ولى خمس ندهیم، ایمان نداریم: «فأنّ للّه خُمسَه... اِن كنتُم آمنتُم باللّه و ما أنزلنا على عبدنا»(انفال، 41.) بنابر این تسلیم خدا بودن، تسلیم داورى پیامبر بودن و نق نزدن و گذشتن از جان و مال نشانه صداقت است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا