کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
˙·٠•●♥ خاطراتی از همسرداری شهدا ♥●•٠·˙
۲۰:۰۰, ۲۸/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۱ ۳:۰۹ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان .

امروز داشتم وب گردی میکردم به صفحه ای برخوردم که احساس کردم اگر تو این تالار مطالبش رو به ترتیب نذارم قطعا پشیمون میشم !!

امیدوارم خوشتون بیاد ، برای خودم که خیلی جالب بود .

یه خواهشی دارم اگر دوستان پستی نذارن میتونیم تایپیک منظم تری از خاطرات همسرداری شهدا ترتیب بدیم ، اما اگر مهم بود خوشحال میشم نظراتشون رو بشنوم .

Blush

فهرست بندی مطالب(برای دسترسی راحت کاربران)

***
قدر شناس(شهید سید عبدالحمید قاضی میر سعید)
تاس کباب( شهید یوسف کلاهدوز)
دختر یا پسر (شهید محمود کاوه)
سنگ تموم (شهید حاج محمد ابراهیم همت)
دست به غذا نزد (شهید مهدی زین الدین)
عید (شهید مصطفی چمران)
قهوه (شهید مصطفی چمران)
شهادتت مبارک (شهید حمید باکری)
مقصر ( شهید عباس بابایی)
خجالت ( شهید حسن شوکت پور)
......
...
100
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، سید هادی ، شیدا ، شهیدطیبه واعظی ، mohammad reza ، سرباز سید علی ، ali.khm ، parisan ، N.Mahdavian ، مجید املشی ، بیداری اندیشه ، حسن عزتي ، مرهم ، Farzaneh ، ANTI satan ، انديشه نو ، fiftynine ، pillar ، یا صاحب الزمان ، *مهاجر* ، عماره ، ترنم ، نسیم ، جویای حقیقت ، Hadith ، sagheb ، Islam ، Tolou ، حسن.س. ، help me ، محمد حسین ، mahramaneh ، یا امام رضا ، السا ، soheyl68 ، فدک زهرا ، mahdy30na ، mohammadhadi ، M912 ، m.hossein ، بچه های گمنام ، Bamdaad ، سیمرغ ، محدثه17
۲۲:۴۰, ۲۸/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۲ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #2
آواتار
قدر شناس

شهید سید عبدالحمید قاضی میر سعید

یه شب بارونی بود.
فرداش حمید امتحان داشت. رفتم تو حیاط و شروع کردم به شستن ظرفها .
همین طور که داشتم لباس میشستم دیدم حمید اومده پشت سرم ایستاده.
گفتم اینجا چیکار میکنی؟ مگه فردا امتحان نداری؟
دو زانو کنار حوض نشست و دستهای یخ زدمو از تو تشت بیرون اوردو گفت: ازت خجالت میکشم .من نتونستم اون زندگی که در شان تو باشه برات فراهم کنم. دختری که تو خونه باباش با ماشین لباسشویی لباس میشسته حالا نباید تو این هوای سرد مجبور باشه ...


حرفشو قطع کردمو گفتم : من مجبور نیستم . با علاقه این کار رو انجام میدم. همین قدر که درک میکنی . میفهمی . قدر شناس هستی برام کافیه. 1

1. نشریه امتداد شماره 11



============================
مقام معظم رهبری

منظور از کمک فقط شستن ظرف و ... نیست .
البته اینها هم کمک است ولی بیشتر کمک روحی است. کمک معنوی و فکری است.
مرد باید ضرورتهای زن را درک کند ، احساسات او را بفهمد و نسبت به حال او غافل نباشد.2

2. مطلع عشق ص81
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، شهیدطیبه واعظی ، mohammad reza ، سرباز سید علی ، ali.khm ، جویای حقیقت ، شیدا ، parisan ، N.Mahdavian ، درست پسند ، MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، حسن عزتي ، مرهم ، ZaHrA110M ، Farzaneh ، انديشه نو ، ANTI satan ، بیداری12 ، fiftynine ، Fatemeee ، یا صاحب الزمان ، ترنم ، راحیل ، Tolou ، Islam ، keyvan-rostamy ، na3r ، help me ، mahramaneh ، یا امام رضا ، rahi ، السا ، ریحانه653 ، بچه های گمنام ، محدثه17 ، مهسا110
۱:۰۱, ۲۹/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/بهمن/۹۱ ۲:۲۵ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #3
آواتار
تاس کباب

شهید یوسف کلاهدوز

اوایل ازدواجمون بود و هنوز نمیتونستم خوب غذا درست کنم. یه روز تاس کباب بار گذاشتم و منتظر شدم تا یوسف از سر کار بیاد. همین که اومد ،رفتم سر قابلمه تا ناهارو بیارم ولی دیدم همه ی سیب زمینی ها له شده ، خیلی ناراحت شدم. یه گوشه نشستم و زدم زیر گریه.
وقتی فهمید واسه چی گریه میکنم ، خنده اش گرفت . خودش رفت غذا رو آورد سر سفره .
اون روز اینقدر از غذا تعریف کرد که اصلا یادم رفت غذا خراب شده .1

1. نیمه پنهان ماه ، جلد 8

=============================

مقام معظم رهبری:

خانواده در اسلام یعنی محل سکونت دو انسان ، محل ارامش روانی دو انسان ، محل انس دو انسان با یکدیگر ، محل تکامل یک نفر به وسیله ی یک نفر دیگر.
آنجایی که در آن صفا مییابد ، راحتی روانی میابد ، این محیط خانواده است.2

2. مطلع عشق ص 27


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، ويانا مبين نژاد ، mohammad reza ، سرباز سید علی ، ali.khm ، جویای حقیقت ، شیدا ، parisan ، N.Mahdavian ، درست پسند ، MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، حسن عزتي ، مرهم ، ZaHrA110M ، انديشه نو ، ANTI satan ، fiftynine ، Fatemeee ، یا صاحب الزمان ، ترنم ، راحیل ، Islam ، keyvan-rostamy ، na3r ، mahramaneh ، یا امام رضا ، rahi ، السا ، صبا ، ریحانه653 ، بچه های گمنام ، محدثه17 ، مهسا110
۱۳:۵۲, ۲۹/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
دختر یا پسر؟

شهید محمود کاوه (قهرمان دوران کودکی خودم)

بعد از چند ماه انتظار خواستم خبر پدر شدنشو بدم اما وقتی از منطقه اومد فورا رفت سراغ کارهای لشکر و اعزام نیرو.
شب خسته و کوفته اومد و رفت استراحت کنه ولی خیلی تو فکر بود.
گفتم محمود تو فکر چی هستی ؟
گفت تو فکر بچه ها !
خوشحال شدم و گفتم: تو فکر بچه ها ؟ کدوم بچه ها؟ هنوز که بچه ای در کار نیست!
گفت : ای بابا ! بچه های لشکر و میگم.
انگار آب سرد ریخته باشن رو بدنم. با ناراحتی رفتم خوابیدم و آروم آروم گریه کردم .
- فاطمه خوابیدی؟
-دارم میخوابم
- چرا امشب اینقدر ساکتی؟
- چی بگم؟
- مثلا بگو دختر دوست داری یا پسر؟
خودمو جم و جور کردمو جوابشو دادم. اون هم نظرشو گفت. اون شب کلی باهام حرف زد. تا خیالش ازم راحت نشد ، نخوابید.1

1. رد خون روی برف ص 4

======================================

مقام معظم رهبری:

زن هم در کشاکش زندگی زنانه خود با بحرانها و یا تلاطم هایی مواجه میشود. چه در محیط بیرون از خانه مشغول تلاش و فعالیت و کارهای گوناگون سیاسی - اجتماعی و ... باشد یا در خانه مشغول باشد که زحمت و اهمیتش کمتر از کارهای بیرون نیست.
حالا زن در این کشاکش با تلاطم هایی برخورد میکند و چون روح او ظریف تر است ، بیشتر به آرامش و اسایش به تکیه کردنبه یک شخص مطمئن احتیاج دارد.
او کیست؟
او شوهر است.2

2. مطلع عشق ص 28
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، mohammad reza ، جویای حقیقت ، ali.khm ، شیدا ، parisan ، N.Mahdavian ، درست پسند ، فاطمه خانم ، MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، حسن عزتي ، مرهم ، بیداری12 ، fiftynine ، Fatemeee ، یا صاحب الزمان ، ترنم ، مفقود الاثر ، راحیل ، keyvan-rostamy ، na3r ، mahramaneh ، یا امام رضا ، السا ، صبا ، بچه های گمنام ، محدثه17 ، مهسا110
۲۰:۱۳, ۲۹/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
سنگ تموم

شهید حاج محمد ابراهیم همت

زمستون بود و نزدیک عملیات خیبر. شب که اومد خونه ، اول به چشماش نگاه کردم ، سرخ سرخ بود. داد میزد که چند شبه خواب به این چشمها نیومده.
بلند شدم سفره رو بیارم ، نذاشت.
گفت: امشب نوبت منه ، امشب باید از خجالتت در بیام.
گفتم : تو بعد این همه وقت خسته و کوفته اومدی ... نذاشت حرفم تموم بشه ، بلند شد و غذارو آورد. بعدش غذای مهدی رو با حوصله بهش دادو سفره رو جمع کرد. آخرش هم چایی ریخت و گفت : بفرما.1

1. به مجنون گفتم زنده بمان ص 52

========================================

مقام معظم رهبری:

در همه احوال و اوضاع رعایت همدیگر را بکنید ، به هم کمک کنید ، عون و بازوی یکدیگر باشید ، به خصوص در راه خدا و در راه انجام وظیفه .
چه پسر در راه خداست ، دختر به او کمک کند و چه دختر در راه خداست ، پسر به او کمک کند . هر کدام مجاهدت میکنند ، آن دیگری به او کمک کند.2


2. مطلع عشق ص 81
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ali.khm ، شهیدطیبه واعظی ، شیدا ، سرباز سید علی ، ويانا مبين نژاد ، parisan ، N.Mahdavian ، درست پسند ، جویای حقیقت ، فاطمه خانم ، MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، مرهم ، ZaHrA110M ، انديشه نو ، بیداری12 ، fiftynine ، Fatemeee ، یا صاحب الزمان ، ترنم ، مفقود الاثر ، taleb ، راحیل ، Islam ، keyvan-rostamy ، na3r ، mahramaneh ، یا امام رضا ، rahi ، السا ، محدثه17 ، مهسا110
۱:۳۶, ۳۰/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار


دست به غذا نزد

شهید مهدی زین الدین

ناهار خونه پدرش بودیم . همه دور تا دور سفره نشسته بودم و مشغول غذا خوردن.
رفتم تا از آشپزخونه چیزی برای سفره بیارم. چند دقیقه طول کشید.
تا برگشتم نگاه کردم دیدم آقا مهدی دست به غذا نزده تا من برگردم و با هم شروع کنیم .
این قدر کارش برام زیبا بود که تا الان تو ذهنم مونده.1

1. یادگاران ص 19

===================================

مقام معظم رهبری:

در استحکام بنیان خانواده ، خود زن و شوهر بیشترین نقش را دارن .
با گذشت خودشان ، با مهربانی و محبت خودشان - که از همه مهمتر محبت است - میتوانن این بنا را ماندگار و این سازگاری را همیشگی بکنند.2

2. مطلع عشق ص 31
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، سرباز سید علی ، ويانا مبين نژاد ، شهیدطیبه واعظی ، parisan ، N.Mahdavian ، درست پسند ، جویای حقیقت ، فاطمه خانم ، ali.khm ، MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، ZaHrA110M ، انديشه نو ، بیداری12 ، fiftynine ، Fatemeee ، یا صاحب الزمان ، ترنم ، مفقود الاثر ، راحیل ، Islam ، keyvan-rostamy ، na3r ، mahramaneh ، یا امام رضا ، rahi ، السا ، محدثه17 ، مهسا110
۱۵:۳۳, ۳۰/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #7
آواتار
عید

شهید مصطفی چمران

نخستین عید بعد از ازدواجمان که لبنانی‌ها رسم دارند دور هم جمع می‌شوند، مصطفی در مؤسسه ماند و نیامد به خانه پدرم. آن شب از او پرسیدم: «دوست دارم بدانم چرا نرفتید؟» مصطفی گفت: «الان عید است. خیلی از بچه‌ها رفته‌اند پیش خانواده‌هایشان. اینها که رفته‌اند، وقتی برگردند، برای این دویست، سیصد نفر یتیمی که در مدرسه مانده‌اند تعریف می‌کنند که چنین و چنان. من باید بمانم با این بچه‌ها ناهار بخورم، سرگرمشان کنم که اینها هم چیزی برای تعریف کردن داشته باشند». گفتم: «چرا از غذایی که مادر برایمان فرستاد، نخوردید؟ نان و پنیر و چای خوردید». گفت: «این غذای مدرسه نیست». گفتم: «شما دیر آمدید بچه‌ها نمی‌دیدند شما چی خورده‌اید». اشکش جاری شد، گفت: «خدا که می‌بیند».


======================================

مقام معظم رهبری :


اگر چنانچه زنو مرد هر دو توجه داشته باشند، با توصیه های خوب ، با هم همکاری خوب ، با مطرح کردن اخلاق - مطرح کردن عملی - این طور یکدیگر را کمک میکنند. انوقت زندگی کامل و حقیقتا وافی و شافی خواهد شد.2

2. مطلع عشق ص 60
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، N.Mahdavian ، درست پسند ، جویای حقیقت ، شیدا ، فاطمه خانم ، ali.khm ، سرباز سید علی ، parisan ، MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، مرهم ، ZaHrA110M ، انديشه نو ، بیداری12 ، fiftynine ، یا صاحب الزمان ، ترنم ، مفقود الاثر ، راحیل ، Islam ، keyvan-rostamy ، na3r ، mahramaneh ، یا امام رضا ، rahi ، السا
۲۰:۱۴, ۳۰/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #8
آواتار

قهوه

شهید مصطفی چمران

مادرم موقع خواستگاری برای مصطفی شرط گذاشته بود که این دختر صبح که از خواب بلند میشه باید لیوان شیرو قهوه جلوش بذاری و ... خلاصه زندگی با این دختر برات سخته.

اما خدا میدونه مصطفی تا وقتی که شهید شد ، با اینکه خودش قهوه نمیخورد همیشه برای من قهوه درست میکرد.
میگفتم واسه چی این کارو میکنی؟ راضی به زحمتت نیستم .
میگفت: من به مادرت قول دادم که این کارو انجام بدم .
همین عشق و محبتهاش به زندگیمون رنگ خدایی داده بود.1

1. افلاکیان جلد 4 ص 7

======================================

مقام معظم رهبری:

خانواده خوب یعنی زن و شوهری که با هم مهربان باشند ، با وفا و صمیمی باشندو به یکدیگر محبت و عشق بورزند ، رعایت همدیگر را بکنند ، مصالح همدیگر را گرامی و مهم بدارند ، این در درجه اول است.2

2. مطلع عشق ص 26
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: جویای حقیقت ، شیدا ، شهیدطیبه واعظی ، فاطمه خانم ، سرباز سید علی ، parisan ، MAHDI59 ، N.Mahdavian ، بیداری اندیشه ، ZaHrA110M ، ويانا مبين نژاد ، Fatemeee ، یا صاحب الزمان ، ترنم ، مفقود الاثر ، آ-313 ، راحیل ، Islam ، keyvan-rostamy ، na3r ، mahramaneh ، یا امام رضا ، rahi ، السا ، محدثه17 ، مهسا110
۱:۱۶, ۲/اسفند/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/اسفند/۹۱ ۱:۱۷ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #9
آواتار
شهادتت مبارک

شهید حمید باکری

با چند تا از بچه های سپاه توی یه خونه ساکن شده بودیم. یه روز که حمید از منطقه اومد به شوخی گفتم: دلم میخواد یه بار بیای و ببینی اینجا رو زدن و من هم کشته شدم . اون وقت برام بخونی ، فاطمه جان شهادتت مبارک ! بعد شروع کردم به راه رفتن و این جمله رو تکرار کردم.
دیدم از حمید صدایی در نمیاد. نگاه کردم دیدم داره گریه میکنه ، جا خوردم و گفتم: تو خیلی بی انصافی. هر روز میری تو آتش و منم چشم به راه تو . اونوفت طاقت اشک ریختن منو نداری و نمیذاری گریه کنم . حالا خودت نشستی و جلوی من داری گریه میکنی؟
سرشو اورد بالا و گفت : فاطمه جان به خدا قسم اگه تو نباشی من اصلا از جبهه برنمیگردم.1.

نیمه پنهان ماه ج 3

=====================================

مقام معظم رهبری:

زن و شوهر هر چه بیشتر به هم محبت کنند زیادی نیست.
آن جایی که محبت هر چه زیاد شود ایرادی ندارد ، محبت زن و شوهر است .
هر چه به هم محبت کنید خوب است و خود محبت هم اعتماد می آورد.2.

2. مطلع عشق ص 68
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سرباز سید علی ، parisan ، شهیدطیبه واعظی ، MAHDI59 ، N.Mahdavian ، بیداری اندیشه ، مرهم ، ZaHrA110M ، ويانا مبين نژاد ، جویای حقیقت ، انديشه نو ، ali.khm ، بیداری12 ، Fatemeee ، یا صاحب الزمان ، ترنم ، مفقود الاثر ، راحیل ، Islam ، keyvan-rostamy ، na3r ، mahramaneh ، یا امام رضا ، rahi ، السا
۲۰:۰۴, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
مقصر

شهید عباس بابایی

یه روز که خسته از محل کار به منزل برگشتم دیدم بچه ها دعواشون شده و شداشون تا دم در خونه میاد.
با عصبانیت وارد خونه شدم تا از عباس گلایه کنم. دیدم داره نماز میخونه . نمازش که تم.م شد حسابی ازش گله کردم که چرا شما خونه بودی و بچه ها اینقدر شلوغ میکردن؟
عباس هم با مظلومیت خاصی عذرخواهی کرد.
بعد که اروم شدم فهمیدم چقدر تند باهاش حرف زدم.
اصلا عباس مقصر نبود . نماز میخوند ، و بچه ها هم از این فرصت استفاده کرده بودن .
فقط به این فکر میکردم که چقدر بزرگوارانه باهام برخورد کرد .1


1.راز و نیاز شهدا ص 68

==========================

مقام معظم رهبری:

سازگاری در زندگی ، اساس و بقای زندگی است و همین است که محبت میافریند. همین است که موجب برکات الهی میشود . همین است که دل ها را به هم نزدیک کرده و پیوند هارا مستحکم میکند.2.

2. مطلع عشق ص90
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ZaHrA110M ، بیداری اندیشه ، ويانا مبين نژاد ، MAHDI59 ، جویای حقیقت ، N.Mahdavian ، شهیدطیبه واعظی ، سرباز سید علی ، انديشه نو ، ali.khm ، بیداری12 ، Fatemeee ، یا صاحب الزمان ، ترنم ، مفقود الاثر ، راحیل ، Islam ، keyvan-rostamy ، na3r ، mahramaneh ، یا امام رضا ، rahi ، السا ، M912 ، نرگس مهدوی ، NARJES
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا