|
˙·٠•●♥ خاطراتی از همسرداری شهدا ♥●•٠·˙
|
|
۲۰:۰۰, ۲۸/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۱ ۳:۰۹ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوستان . امروز داشتم وب گردی میکردم به صفحه ای برخوردم که احساس کردم اگر تو این تالار مطالبش رو به ترتیب نذارم قطعا پشیمون میشم !! امیدوارم خوشتون بیاد ، برای خودم که خیلی جالب بود . یه خواهشی دارم اگر دوستان پستی نذارن میتونیم تایپیک منظم تری از خاطرات همسرداری شهدا ترتیب بدیم ، اما اگر مهم بود خوشحال میشم نظراتشون رو بشنوم . ![]() فهرست بندی مطالب(برای دسترسی راحت کاربران) *** قدر شناس(شهید سید عبدالحمید قاضی میر سعید) تاس کباب( شهید یوسف کلاهدوز) دختر یا پسر (شهید محمود کاوه) سنگ تموم (شهید حاج محمد ابراهیم همت) دست به غذا نزد (شهید مهدی زین الدین) عید (شهید مصطفی چمران) قهوه (شهید مصطفی چمران) شهادتت مبارک (شهید حمید باکری) مقصر ( شهید عباس بابایی) خجالت ( شهید حسن شوکت پور) ...... ... 100 |
|||
|
|
۲۲:۴۰, ۲۸/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۲ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
قدر شناس
شهید سید عبدالحمید قاضی میر سعید یه شب بارونی بود. فرداش حمید امتحان داشت. رفتم تو حیاط و شروع کردم به شستن ظرفها . همین طور که داشتم لباس میشستم دیدم حمید اومده پشت سرم ایستاده. گفتم اینجا چیکار میکنی؟ مگه فردا امتحان نداری؟ دو زانو کنار حوض نشست و دستهای یخ زدمو از تو تشت بیرون اوردو گفت: ازت خجالت میکشم .من نتونستم اون زندگی که در شان تو باشه برات فراهم کنم. دختری که تو خونه باباش با ماشین لباسشویی لباس میشسته حالا نباید تو این هوای سرد مجبور باشه ... حرفشو قطع کردمو گفتم : من مجبور نیستم . با علاقه این کار رو انجام میدم. همین قدر که درک میکنی . میفهمی . قدر شناس هستی برام کافیه. 1 1. نشریه امتداد شماره 11 ============================ مقام معظم رهبری منظور از کمک فقط شستن ظرف و ... نیست . البته اینها هم کمک است ولی بیشتر کمک روحی است. کمک معنوی و فکری است. مرد باید ضرورتهای زن را درک کند ، احساسات او را بفهمد و نسبت به حال او غافل نباشد.2 2. مطلع عشق ص81 |
|||
|
|
۱:۰۱, ۲۹/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/بهمن/۹۱ ۲:۲۵ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
تاس کباب
شهید یوسف کلاهدوز اوایل ازدواجمون بود و هنوز نمیتونستم خوب غذا درست کنم. یه روز تاس کباب بار گذاشتم و منتظر شدم تا یوسف از سر کار بیاد. همین که اومد ،رفتم سر قابلمه تا ناهارو بیارم ولی دیدم همه ی سیب زمینی ها له شده ، خیلی ناراحت شدم. یه گوشه نشستم و زدم زیر گریه. وقتی فهمید واسه چی گریه میکنم ، خنده اش گرفت . خودش رفت غذا رو آورد سر سفره . اون روز اینقدر از غذا تعریف کرد که اصلا یادم رفت غذا خراب شده .1 1. نیمه پنهان ماه ، جلد 8 ============================= مقام معظم رهبری: خانواده در اسلام یعنی محل سکونت دو انسان ، محل ارامش روانی دو انسان ، محل انس دو انسان با یکدیگر ، محل تکامل یک نفر به وسیله ی یک نفر دیگر. آنجایی که در آن صفا مییابد ، راحتی روانی میابد ، این محیط خانواده است.2 2. مطلع عشق ص 27 |
|||
|
|
۱۳:۵۲, ۲۹/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
دختر یا پسر؟
شهید محمود کاوه (قهرمان دوران کودکی خودم) بعد از چند ماه انتظار خواستم خبر پدر شدنشو بدم اما وقتی از منطقه اومد فورا رفت سراغ کارهای لشکر و اعزام نیرو. شب خسته و کوفته اومد و رفت استراحت کنه ولی خیلی تو فکر بود. گفتم محمود تو فکر چی هستی ؟ گفت تو فکر بچه ها ! خوشحال شدم و گفتم: تو فکر بچه ها ؟ کدوم بچه ها؟ هنوز که بچه ای در کار نیست! گفت : ای بابا ! بچه های لشکر و میگم. انگار آب سرد ریخته باشن رو بدنم. با ناراحتی رفتم خوابیدم و آروم آروم گریه کردم . - فاطمه خوابیدی؟ -دارم میخوابم - چرا امشب اینقدر ساکتی؟ - چی بگم؟ - مثلا بگو دختر دوست داری یا پسر؟ خودمو جم و جور کردمو جوابشو دادم. اون هم نظرشو گفت. اون شب کلی باهام حرف زد. تا خیالش ازم راحت نشد ، نخوابید.1 1. رد خون روی برف ص 4 ====================================== مقام معظم رهبری: زن هم در کشاکش زندگی زنانه خود با بحرانها و یا تلاطم هایی مواجه میشود. چه در محیط بیرون از خانه مشغول تلاش و فعالیت و کارهای گوناگون سیاسی - اجتماعی و ... باشد یا در خانه مشغول باشد که زحمت و اهمیتش کمتر از کارهای بیرون نیست. حالا زن در این کشاکش با تلاطم هایی برخورد میکند و چون روح او ظریف تر است ، بیشتر به آرامش و اسایش به تکیه کردنبه یک شخص مطمئن احتیاج دارد. او کیست؟ او شوهر است.2 2. مطلع عشق ص 28 |
|||
|
|
۲۰:۱۳, ۲۹/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سنگ تموم
شهید حاج محمد ابراهیم همت زمستون بود و نزدیک عملیات خیبر. شب که اومد خونه ، اول به چشماش نگاه کردم ، سرخ سرخ بود. داد میزد که چند شبه خواب به این چشمها نیومده. بلند شدم سفره رو بیارم ، نذاشت. گفت: امشب نوبت منه ، امشب باید از خجالتت در بیام. گفتم : تو بعد این همه وقت خسته و کوفته اومدی ... نذاشت حرفم تموم بشه ، بلند شد و غذارو آورد. بعدش غذای مهدی رو با حوصله بهش دادو سفره رو جمع کرد. آخرش هم چایی ریخت و گفت : بفرما.1 1. به مجنون گفتم زنده بمان ص 52 ======================================== مقام معظم رهبری: در همه احوال و اوضاع رعایت همدیگر را بکنید ، به هم کمک کنید ، عون و بازوی یکدیگر باشید ، به خصوص در راه خدا و در راه انجام وظیفه . چه پسر در راه خداست ، دختر به او کمک کند و چه دختر در راه خداست ، پسر به او کمک کند . هر کدام مجاهدت میکنند ، آن دیگری به او کمک کند.2 2. مطلع عشق ص 81 |
|||
|
|
۱:۳۶, ۳۰/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
دست به غذا نزد شهید مهدی زین الدین ناهار خونه پدرش بودیم . همه دور تا دور سفره نشسته بودم و مشغول غذا خوردن. رفتم تا از آشپزخونه چیزی برای سفره بیارم. چند دقیقه طول کشید. تا برگشتم نگاه کردم دیدم آقا مهدی دست به غذا نزده تا من برگردم و با هم شروع کنیم . این قدر کارش برام زیبا بود که تا الان تو ذهنم مونده.1 1. یادگاران ص 19 =================================== مقام معظم رهبری: در استحکام بنیان خانواده ، خود زن و شوهر بیشترین نقش را دارن . با گذشت خودشان ، با مهربانی و محبت خودشان - که از همه مهمتر محبت است - میتوانن این بنا را ماندگار و این سازگاری را همیشگی بکنند.2 2. مطلع عشق ص 31 |
|||
|
|
۱۵:۳۳, ۳۰/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
عید
شهید مصطفی چمران نخستین عید بعد از ازدواجمان که لبنانیها رسم دارند دور هم جمع میشوند، مصطفی در مؤسسه ماند و نیامد به خانه پدرم. آن شب از او پرسیدم: «دوست دارم بدانم چرا نرفتید؟» مصطفی گفت: «الان عید است. خیلی از بچهها رفتهاند پیش خانوادههایشان. اینها که رفتهاند، وقتی برگردند، برای این دویست، سیصد نفر یتیمی که در مدرسه ماندهاند تعریف میکنند که چنین و چنان. من باید بمانم با این بچهها ناهار بخورم، سرگرمشان کنم که اینها هم چیزی برای تعریف کردن داشته باشند». گفتم: «چرا از غذایی که مادر برایمان فرستاد، نخوردید؟ نان و پنیر و چای خوردید». گفت: «این غذای مدرسه نیست». گفتم: «شما دیر آمدید بچهها نمیدیدند شما چی خوردهاید». اشکش جاری شد، گفت: «خدا که میبیند». ====================================== مقام معظم رهبری : اگر چنانچه زنو مرد هر دو توجه داشته باشند، با توصیه های خوب ، با هم همکاری خوب ، با مطرح کردن اخلاق - مطرح کردن عملی - این طور یکدیگر را کمک میکنند. انوقت زندگی کامل و حقیقتا وافی و شافی خواهد شد.2 2. مطلع عشق ص 60 |
|||
|
|
۲۰:۱۴, ۳۰/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
قهوه شهید مصطفی چمران مادرم موقع خواستگاری برای مصطفی شرط گذاشته بود که این دختر صبح که از خواب بلند میشه باید لیوان شیرو قهوه جلوش بذاری و ... خلاصه زندگی با این دختر برات سخته. اما خدا میدونه مصطفی تا وقتی که شهید شد ، با اینکه خودش قهوه نمیخورد همیشه برای من قهوه درست میکرد. میگفتم واسه چی این کارو میکنی؟ راضی به زحمتت نیستم . میگفت: من به مادرت قول دادم که این کارو انجام بدم . همین عشق و محبتهاش به زندگیمون رنگ خدایی داده بود.1 1. افلاکیان جلد 4 ص 7 ====================================== مقام معظم رهبری: خانواده خوب یعنی زن و شوهری که با هم مهربان باشند ، با وفا و صمیمی باشندو به یکدیگر محبت و عشق بورزند ، رعایت همدیگر را بکنند ، مصالح همدیگر را گرامی و مهم بدارند ، این در درجه اول است.2 2. مطلع عشق ص 26 |
|||
|
|
۱:۱۶, ۲/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اسفند/۹۱ ۱:۱۷ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
شهادتت مبارک
شهید حمید باکری با چند تا از بچه های سپاه توی یه خونه ساکن شده بودیم. یه روز که حمید از منطقه اومد به شوخی گفتم: دلم میخواد یه بار بیای و ببینی اینجا رو زدن و من هم کشته شدم . اون وقت برام بخونی ، فاطمه جان شهادتت مبارک ! بعد شروع کردم به راه رفتن و این جمله رو تکرار کردم. دیدم از حمید صدایی در نمیاد. نگاه کردم دیدم داره گریه میکنه ، جا خوردم و گفتم: تو خیلی بی انصافی. هر روز میری تو آتش و منم چشم به راه تو . اونوفت طاقت اشک ریختن منو نداری و نمیذاری گریه کنم . حالا خودت نشستی و جلوی من داری گریه میکنی؟ سرشو اورد بالا و گفت : فاطمه جان به خدا قسم اگه تو نباشی من اصلا از جبهه برنمیگردم.1. نیمه پنهان ماه ج 3 ===================================== مقام معظم رهبری: زن و شوهر هر چه بیشتر به هم محبت کنند زیادی نیست. آن جایی که محبت هر چه زیاد شود ایرادی ندارد ، محبت زن و شوهر است . هر چه به هم محبت کنید خوب است و خود محبت هم اعتماد می آورد.2. 2. مطلع عشق ص 68 |
|||
|
|
۲۰:۰۴, ۳/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
مقصر
شهید عباس بابایی یه روز که خسته از محل کار به منزل برگشتم دیدم بچه ها دعواشون شده و شداشون تا دم در خونه میاد. با عصبانیت وارد خونه شدم تا از عباس گلایه کنم. دیدم داره نماز میخونه . نمازش که تم.م شد حسابی ازش گله کردم که چرا شما خونه بودی و بچه ها اینقدر شلوغ میکردن؟ عباس هم با مظلومیت خاصی عذرخواهی کرد. بعد که اروم شدم فهمیدم چقدر تند باهاش حرف زدم. اصلا عباس مقصر نبود . نماز میخوند ، و بچه ها هم از این فرصت استفاده کرده بودن . فقط به این فکر میکردم که چقدر بزرگوارانه باهام برخورد کرد .1 1.راز و نیاز شهدا ص 68 ========================== مقام معظم رهبری: سازگاری در زندگی ، اساس و بقای زندگی است و همین است که محبت میافریند. همین است که موجب برکات الهی میشود . همین است که دل ها را به هم نزدیک کرده و پیوند هارا مستحکم میکند.2. 2. مطلع عشق ص90 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








